از تعريف تا واقعيت
رشد جرمخيزي در کشور، واقعيتي پنهان و آشکار
اگر همين دختر از دست ربايندگايش فرار کرده و به مراجع رسيدگي خبر ميداد، به جاي چهره نگاري از متهمان، احتمالا به او هم گفته ميشد حالا که جرمي واقع نشده است، از چه شکايت ميکني؟... در مورد آستانه جرم هم از تعليمات اسلامي فرسنگها دور افتادهايم. چرا دين اسلام لزوم پرداخت ديه را تنها به جرائمي مانند كشتن و نقص عضو محدود نكرده است؟ دليل آن روشن است: براي اينكه جلوي خطا را بايد از سرچشمه گرفت.

ورود ميليونها پرونده در سال به دستگاه قضايي و سير صعودي آن، بالاترين مقام قضايي را واداشته است که به صراحت و درستي اظهارکنند که جامعه ما دچار بيماري مزمن كثرت جرايم و تخلفات شده است ( همشهري، 20 بهمن 1386). يکي از قضات در جلسهاي نقل ميکرد که در سفر عمره، سري هم به دادگستري مدينه زده و با کمال ناباوري ديده است که به تعبير خودش در آنجا پشه هم پر نميزده است. در کشوري ريشه دار چون ايران که از مکتب بيبديل تشيع و ملتي مقاوم و فداکار بهرهمند است، اين خيل عظيم پرونده و جرم و شکايت از چه عواملي نشأت ميگيرد؟
محمد مطهري در ادامه مباحث جرمشناسي به نکات تازهاي اشاره کرده است: نکته اساسي اين بخش از مقالات اين است که به گمان من، ريشه اصلي کثرت جرائم و پروندهها و در نتيجه کمبود امنيت رواني مردم به خصوص بانوان در اين نکته نهفته است که آستانه ارتکاب جرم در ايران اشتباه تعريف شده است و برخلاف آنچه برخي ميگويند تعدد عناوين مجرمانه و نقص قوانين علت اصلي کثرت جرائم در ايران نيست...
مروري بر صفحات حوادث نشان ميدهد که تا پاي قتل و غارت و تجاوز و سرقت مسلحانه و اسيدپاشي و کلاهبرداريهاي ميلياردي در ميان نباشد اساسا در عرف ما حادثه اي رخ نداده وعنوان جرم صدق نميکند...
خواهند گفت مشکل امروز، تعدد عناوين جرم است و با اضافه کردن عناوين جرمها بايد چند برابر تعداد موجود، زندان ساخته شود، دهها هزار مأمور دائما در خيابان گشت زده و متخلفان را دستگير کنند و شهرها چهره پليسي به خود بگيرد. اين توهم از آنجا ناشي ميشود که به اين نکته مهم توجه نشده است که مشکل جامعه ما بيش از آنکه وقوع جرم باشد جرأت بر انجام جرم است؛ بيش از آنکه فساد اقتصادي يک معضل باشد جرأت بر انجام فساد اقتصادي يک معضل است. مهمتر از تجاوز مسافرکش به مسافر بي پناه – که اخيرا از راننده شخصي به راننده تاکسي تلفني هم سرايت کرده است ـ اين مسأله است که اساسا چگونه تصور جرمي به اين شناعت به اين سادگي به ذهن يک راننده ميآيد؟
علت اصلي اين نظم و انضباط اين است که متوليان برقراري نظم در آن کشورقبلاً به رانندگان فهماندهاند كه در عين احترام كامل به آنها، آنجا كه سخن از جان و آسايش مردم است هيچ تخلف کوچکي وجود ندارد و هيچ اغماضي هم در کار نيست. اين رانندگان لايي نميکشند زيرا ميدانند در اين صورت سرنوشتي بهتر از سرنوشت دو خودرو بسيار گران قيمت بدون سقفي که در بزرگراه لايي کشيده و با يکديگر کورس گذاشته بودند در انتظارشان نيست. آن دو خودرو (يکي آبي و ديگري سفيد) بدون آنکه با خودرو ديگر يا عابري برخورد کرده باشند صرفا به خاطر کورس گذاشتن در زير يک لودر قرار داده شده و له شدند...
در كشور ما مسئولان راهنمايي و رانندگي پس از دوندگيها و التماسهاي بسيار اخيراً موفق شدهاند مجوز توقيف موقت خودروهاي لاييكش را از قانونگذاران بگيرند. آيا يک لايي کش حتما بايد چند نفر را به کام مرگ بفرستد تا اين تصور پيدا شود که جرمي صورت گرفته است؟! بنابراين روشن ميشود که لازمه پايين آوردن آستانه جرم، افزايش حبس و دستگيري نيست...
جالب اينکه تجربه نشان داده است که بسياري ازهمين افراد متخلف وقتي به خارج ميروند به خوبي به قوانين گردن مينهند. در کشور ما همچنانکه فساد اقتصادي يک ميليوني جرم نيست و بايد ميلياردي باشد تا جرم به حساب آيد تنه زدن به بانوان، حرفهاي رکيک و متلک پراني هم جرم به حساب نميآيد. حتما بايد کار به دعوا و چاقوکشي برسد و کف خيابان به خون کسي رنگين شود نا وقوع جرم احراز شود...
متأسفانه نحوه رسيدگي به شکايات در برخي مراجع انتظامي و قضايي هم تأييد كننده اين نگاه به جرم است. اگر كسي به كلانتري برود و بگويد كسي به او متلك گفته است خندهدار به حساب ميآيد. حتي اگر بگويد قصد ربودن او را داشتهاند گاهي در جواب گفته ميشود: حالا که جرمي واقع نشده، برو خدا شكر كن كه الآن در دست آنان گرفتارنيستى! به تعبير ديگرصرف اقدام به انجام جرم اگر به وقوع خود جرم منتهي نشود امري جدي تلقي نميشود. ماجراي بسيارتکان دهنده زير نمونهاي از اين دست است:
جرم اين دختر دانش آموز مظلوم 17 ساله (عکس زير، ايران، 4 اسفند 84) اين بوده است که در شب جمعه 28 بهمن 84 براي خريدن ساندويچ براي خواهر کوچکش بيرون رفته است. پس از ربوده شدن توسط چهار پسر جوان با تهديد قمه، به طبقه سوم يك مجتمع مسكونى انتقال داده ميشود. طبق معمول، التماسها و ضجهها اثري نميبخشد. پيش از وقوع هر اقدامي از سوي اين شروران، از يک لحظه غفلت آنان استفاده کرده و خود را از طبقه سوم به خيابان پرت ميکند. او پس از 5 روز جدال با مرگ سرانجام در خاک آرام ميگيرد. (باز تکرار ميکنم، خوب است نتيجه اين پرونده (و امثال آن) که هرگز اعلام نميشود در برنامههايي چون برنامه خبري 20:30 که ظاهرا دستش بازتر است پيگيري شود. من متوجه نميشوم که چرا اين اخبار هيچگاه اخبار ويژه تلقي نميشوند؟
اسلام براي ضربه كوچكي كه منجر به سرخ شدن بدن كسي شود ـ حتي اگر اين کار به شوخي و يا به صورت غيرعمد انجام شود ـ ديه تعيين کرده است...
به گمان من، لااقل دو راه حل فوري و بسيار مؤثر براي پايين آوردن آستانه جرم بدون توسل به زندان وجود دارد و اين تدابير تأثيرمهمي در کاهش جرائم، کاهش زندانيان، جلوگيري از ساخته شدن بسياري از مجرمان بعدي و افزايش آرامش رواني مردم خواهد داشت که به فضل الهي در بخش بعد به آن خواهم پرداخت. نااميد نبوده و نيستيم؛ ما ايرانيان ملتي بزرگ و برخوردار از مکتبي بزرگترهستيم و ميتوانيم در همه زمينهها بهترين و بلکه الگو بشويم، اگر بخواهيم.
متن کامل اين يادداشت را در ستون سمت راست بخوانيد.
محمد مطهري در ادامه مباحث جرمشناسي به نکات تازهاي اشاره کرده است: نکته اساسي اين بخش از مقالات اين است که به گمان من، ريشه اصلي کثرت جرائم و پروندهها و در نتيجه کمبود امنيت رواني مردم به خصوص بانوان در اين نکته نهفته است که آستانه ارتکاب جرم در ايران اشتباه تعريف شده است و برخلاف آنچه برخي ميگويند تعدد عناوين مجرمانه و نقص قوانين علت اصلي کثرت جرائم در ايران نيست...
مروري بر صفحات حوادث نشان ميدهد که تا پاي قتل و غارت و تجاوز و سرقت مسلحانه و اسيدپاشي و کلاهبرداريهاي ميلياردي در ميان نباشد اساسا در عرف ما حادثه اي رخ نداده وعنوان جرم صدق نميکند...
خواهند گفت مشکل امروز، تعدد عناوين جرم است و با اضافه کردن عناوين جرمها بايد چند برابر تعداد موجود، زندان ساخته شود، دهها هزار مأمور دائما در خيابان گشت زده و متخلفان را دستگير کنند و شهرها چهره پليسي به خود بگيرد. اين توهم از آنجا ناشي ميشود که به اين نکته مهم توجه نشده است که مشکل جامعه ما بيش از آنکه وقوع جرم باشد جرأت بر انجام جرم است؛ بيش از آنکه فساد اقتصادي يک معضل باشد جرأت بر انجام فساد اقتصادي يک معضل است. مهمتر از تجاوز مسافرکش به مسافر بي پناه – که اخيرا از راننده شخصي به راننده تاکسي تلفني هم سرايت کرده است ـ اين مسأله است که اساسا چگونه تصور جرمي به اين شناعت به اين سادگي به ذهن يک راننده ميآيد؟
علت اصلي اين نظم و انضباط اين است که متوليان برقراري نظم در آن کشورقبلاً به رانندگان فهماندهاند كه در عين احترام كامل به آنها، آنجا كه سخن از جان و آسايش مردم است هيچ تخلف کوچکي وجود ندارد و هيچ اغماضي هم در کار نيست. اين رانندگان لايي نميکشند زيرا ميدانند در اين صورت سرنوشتي بهتر از سرنوشت دو خودرو بسيار گران قيمت بدون سقفي که در بزرگراه لايي کشيده و با يکديگر کورس گذاشته بودند در انتظارشان نيست. آن دو خودرو (يکي آبي و ديگري سفيد) بدون آنکه با خودرو ديگر يا عابري برخورد کرده باشند صرفا به خاطر کورس گذاشتن در زير يک لودر قرار داده شده و له شدند...
در كشور ما مسئولان راهنمايي و رانندگي پس از دوندگيها و التماسهاي بسيار اخيراً موفق شدهاند مجوز توقيف موقت خودروهاي لاييكش را از قانونگذاران بگيرند. آيا يک لايي کش حتما بايد چند نفر را به کام مرگ بفرستد تا اين تصور پيدا شود که جرمي صورت گرفته است؟! بنابراين روشن ميشود که لازمه پايين آوردن آستانه جرم، افزايش حبس و دستگيري نيست...
جالب اينکه تجربه نشان داده است که بسياري ازهمين افراد متخلف وقتي به خارج ميروند به خوبي به قوانين گردن مينهند. در کشور ما همچنانکه فساد اقتصادي يک ميليوني جرم نيست و بايد ميلياردي باشد تا جرم به حساب آيد تنه زدن به بانوان، حرفهاي رکيک و متلک پراني هم جرم به حساب نميآيد. حتما بايد کار به دعوا و چاقوکشي برسد و کف خيابان به خون کسي رنگين شود نا وقوع جرم احراز شود...
متأسفانه نحوه رسيدگي به شکايات در برخي مراجع انتظامي و قضايي هم تأييد كننده اين نگاه به جرم است. اگر كسي به كلانتري برود و بگويد كسي به او متلك گفته است خندهدار به حساب ميآيد. حتي اگر بگويد قصد ربودن او را داشتهاند گاهي در جواب گفته ميشود: حالا که جرمي واقع نشده، برو خدا شكر كن كه الآن در دست آنان گرفتارنيستى! به تعبير ديگرصرف اقدام به انجام جرم اگر به وقوع خود جرم منتهي نشود امري جدي تلقي نميشود. ماجراي بسيارتکان دهنده زير نمونهاي از اين دست است:
جرم اين دختر دانش آموز مظلوم 17 ساله (عکس زير، ايران، 4 اسفند 84) اين بوده است که در شب جمعه 28 بهمن 84 براي خريدن ساندويچ براي خواهر کوچکش بيرون رفته است. پس از ربوده شدن توسط چهار پسر جوان با تهديد قمه، به طبقه سوم يك مجتمع مسكونى انتقال داده ميشود. طبق معمول، التماسها و ضجهها اثري نميبخشد. پيش از وقوع هر اقدامي از سوي اين شروران، از يک لحظه غفلت آنان استفاده کرده و خود را از طبقه سوم به خيابان پرت ميکند. او پس از 5 روز جدال با مرگ سرانجام در خاک آرام ميگيرد. (باز تکرار ميکنم، خوب است نتيجه اين پرونده (و امثال آن) که هرگز اعلام نميشود در برنامههايي چون برنامه خبري 20:30 که ظاهرا دستش بازتر است پيگيري شود. من متوجه نميشوم که چرا اين اخبار هيچگاه اخبار ويژه تلقي نميشوند؟
...اگر همين دختر در همان ابتدا از دست ربايندگايش فرار کرده بود و از چنين حادثهاي به مراجع رسيدگي خبر ميداد، به جاي چهره نگاري از متهمان و پخش آن در رسانهها، احتمالا به او هم گفته ميشد حالا که جرمي واقع نشده است، از چه شکايت ميکني؟ اگر هم احيانا به شکايت او رسيدگي ميشد، مجازات بازدارندهاي براي اقدام به ربودن او وجود نداشت و به جرم طرح شکايت، نوبت بعد ده نفره به سراغش ميرفتند همچنانکه امثال آن اتفاق افتاده و ميافتد.
با كمال تأسف بايد گفت در مورد آستانه جرم هم از تعليمات اسلامي فرسنگها دور افتادهايم. چرا دين اسلام لزوم پرداخت ديه را تنها به جرائمي مانند كشتن ونقص عضو محدود نكرده است؟ دليل آن روشن است: براي اينكه جلوي خطا را بايد از سرچشمه گرفت. به قول سعدي:
با كمال تأسف بايد گفت در مورد آستانه جرم هم از تعليمات اسلامي فرسنگها دور افتادهايم. چرا دين اسلام لزوم پرداخت ديه را تنها به جرائمي مانند كشتن ونقص عضو محدود نكرده است؟ دليل آن روشن است: براي اينكه جلوي خطا را بايد از سرچشمه گرفت. به قول سعدي:
سر چشمه شايد گرفتن به بيل چو پر شد نشايد گذشتن به پيل
اسلام براي ضربه كوچكي كه منجر به سرخ شدن بدن كسي شود ـ حتي اگر اين کار به شوخي و يا به صورت غيرعمد انجام شود ـ ديه تعيين کرده است...
به گمان من، لااقل دو راه حل فوري و بسيار مؤثر براي پايين آوردن آستانه جرم بدون توسل به زندان وجود دارد و اين تدابير تأثيرمهمي در کاهش جرائم، کاهش زندانيان، جلوگيري از ساخته شدن بسياري از مجرمان بعدي و افزايش آرامش رواني مردم خواهد داشت که به فضل الهي در بخش بعد به آن خواهم پرداخت. نااميد نبوده و نيستيم؛ ما ايرانيان ملتي بزرگ و برخوردار از مکتبي بزرگترهستيم و ميتوانيم در همه زمينهها بهترين و بلکه الگو بشويم، اگر بخواهيم.
متن کامل اين يادداشت را در ستون سمت راست بخوانيد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
با سلام
بزرگی می گوید: ( بیان دقیق یک مشکل یعنی حل نصف آن مشکل ) . از آقای مطهری به خاطر بیان دقیق مشکل فرهنگی و قضایی کشورمان تشکر میکنم . امیدوارم با تلاش همه ایرانیان فهیم مشکلمان حل شود .
در سفری که دوستم به کشور تایلند داشت می گفت در یک سوپر مارکت 60 متری فقط یک فروشنده حضور داشته و هیچ دوربینی هم نبوده ولی هیچ کالایی گم نمی شده است!(تایلند!!)
همچنین دوستی که 15 سال در آلمان زندگی کرده می گفت اگر در آنجا یک خانمی که لباس آنچنانی هم پوشیده باشد حس کند به او خیره شده اید،بلافاصله به گشت پلیس شکایت می کند و پلیس هم شمای نوعی را متوقف می کند تا آن خانم کاملا دور شود!
من از شما به عنوان يك رسانه كه داراي مخاطبان زيادي است خواهش ميكنم به اين مسئله بيشتر بپردازيد شايد از رهگذر پيگيري شما مسئولان دست از فرافكني بردارند و اقدامي بكنند. با تشكر
از نویسنده مطلب و سایت وزین تابناک کمال تشکر را دارم خواهشمندم روی این مطلب تمرکز نمایید و مدام به این مطلب بپردازید شاید از مسئولین کسی پیدا شده و بخواند و شاید کاری بکند.
با سلام،از اين موارد كم نداريم.به عنوان مثال در در بزرگراه آيت ا... سعيدي تقاطع پاسگاه نعمت آباد،هر روز و هر شب چندين ميوه فروش با كمال وقاحت و پررويي باند غرب به شرق را به خاطر منافع شخصي خود مسدود كرده و اقدام به عرضه ميوه مي كنند.ترافيك كيلومتري هر شب نتييجه اقدام خودخواهانه انها مي باشد.در مقابل اعتراض مردم نيز فحاشي ركيك انجام مي دهند.تاكنون چندين مرتبه به 110 اعلام كرده ايم وليكن همچنان مشكل باقي مي باشد.با تشكر
لطفا اين مطلب را اعلام نمائيد چون 2 الي 3 سال است كه اين معظل ناچسب به پيكره شهر تهران و زحمات مسئولين باقي است.
تاوقتی ریشه های وقوع جرم شناسایی وازبین برده نشوند،توفیق چندانی در مبارزه با جرم وجنایت نخواهیم داشت.شکی نیست که بیشتر سرقت ها توسط کسانی صورت میگیرد که شغل وحرفه ای برای تأمین مخارج زندگی خود ندارند.همچنین بیشتر متجاوزین به نوامیس کسانی هستند، که بدلایل مشکلات مالی نتوانسته اند ازدواج نمایندو....دراسلام در عین توجه به مجازات مجرم واجرای حدود،توجه به تأمین نیازهای مادی وروحی بشر نیز شده است.برخورد یک بعدی با مسائل قطعأمنجر به شکست خواهد شد واگر هم موفقیتی بدست آید،موقتی وظاهری خواهد بود.
در ساير كشورها در صورت وقوع جرم برخورد شديدي جهت تنبيه و آگاهي با متهم صورت مي گيرد . ولي در ايران اين فرآيند برعكس اجرا مي شود . در كشور ما شاكي را آنقدر در كلانتريها و دادسراها اذيت مي كنند تا سراغ شكايت نرود .
تازه خيابان هاي محل ما را علامت گذاري كرده بودند. در مسير يك طرفه ماشيني از رو برو (ورود ممنوع) مي آمد. راننده با نگاه خشم آلودش به من ميگفت برو كنار تا رد بشوم. وقتي از كنار ماشينم عبور ميكرد به او انتقاد كردم كه چرا ورود ممنوع مي آيي؟ اين تابلو ها براي راحتي من و شماست! با عصبانيت فحشي را نثار مسئولين كرد و چيزهاي ديگري گفت كه من نفهميدم. بعد از آن هرچه فكر كردم ارتباط بين عدم رعايت قانون، و بد و بيراه گفتن به حكومتيان را بفهمم، نتوانستم كه نتوانستم. بعد پيش خودم گفتم خوب منهم زياد از عملكرد برخي از مسئولين خوشم نمياد، پس چرا حتي نيمه هاي شب كه هيچ ماشيني در آن مسير نيست باز هم علائم را رعايت ميكنم؟ شايد من ديوانه هستم!
بسیاری از مشکلات ناشی ار فرهنگ ماست. چندی پیش دختری را دیدم که اقدام به خودکشی کرده بود، وقتی دلیلش را پرسیدم گفت 29 سالم شده، چون زیبا نیستم و وضع مالی پدرم خوب نیست، تاکنون حتی یک خواستگار هم نداشتم. دلیل این موضوع به نظرم اینه که در فرهنگ ما، دایره زوج یابی دختران فقط به اطرافیان نزدیک محدود می شه. دختری که در چنین شرایطی قرار می گیره، مجبور میشه با خودنمایی، آرایش غلیظ، پیدا کردن دوست پسر که همه آنها در فرهنگ اسلامی ما مشروع نیست، از دایره محدود خارج بشه و خوب واضح است که طبیعتا در این راه دچار بزه کاری میشه.
ببينيد وقتي درمعابر عمومي به اذيت وآزار مردم ميپردازند وكسي از ترس انكه قانون يقه غير مجرم را به جرم دخالت منع ميشود وبه راحتي بقاپيدن كيف مردم ميپردازند از ترس اين قانون همين هفته گذشته كسي را كه مشناسم وبراي امرار معاش مسافر كشي ميكرد دچار همين مسافرنماها شد كه باتهديد قصد بردن اورا به بيرون از شهر را داشتند كه بر اثر تصادف اتفاقي توانست نجات يابد همين شخص به پليس 110 تماس گرفته وحتي حاضر به همكاري براي چهره نگاري نموده كه در جواب ميگويند اتفاقي كه نيفتاده اقدام براي چه حتما بايد اتفاقي بشود نوش دارو بعد از مرگ
بنده به نظر نگارنده كاملا اعتقاد دارم زيرا در كشورهاي پيشرفته ترس از پليس باعث رعايت قانون شده نه فرهنگ . مردم ما غالبا قوانين را هر چند ناقص رعايت نمي كنند و در مقابل همه نسبت به هم گله مند و اينكه موضوع هنوز فرهنگ نشده . اگر بنشينيم تا يك قانون فرهنگ شود سالها طول مي كشد و ما ديگر نيستيم . باز نظر نگارنده را مي پسندم در مورد مقابله با جرايم شما ببينيد در اين يك سال اخير كه مبارزه كمي جدي با ارازل و اوباش شده فضا نسبت به قبل از آن بهتر شده است. آق بخدا اگر سختگيري نباشد و قوانين جرم بر اساس دين مبين اسلام بروز نشود وضع از همين كه هست بدتر مي شود.
مضافا اينكه يكي از دوستان صحبت مي كردند كه همراه كاروان به مكه اعزام شده در يكي از خيابانهاي آنجا يك گردنبند طلا پيدا مي كند .آنرا برداشته به مدير كاروان نشان مي دهد تا به جايي ببرد تا شايد صاحبش پيدا شود . مدير كاروان به او مي گويد اينجا از اين مسايل ندارد برو گردنبند را سرجايش بگذار . ايشان مي گفت من برگشتم و گردنبند را سر جايش گذاشتم و تا سه روز بعد كه از آنجا رد مي شدم همان گردنبند را آنجا مي ديدم كه كسي به آن دست نزده است.
باید فرهنگ احترام به قانون و عدم تجاوز به حقوق دیگران را در خانواده تقویت کرد و به بچه ها آموخت . جز این راهی نیست . همت کنیم و خودمان را اصلاح کنیم .
خدا خیرت دهد اقای مطهزی عزیز رحمت به شیری که خوردی که این چنین دردمندانه مینویسی واقعا چرا باید عده ای به راحتی در جادهها با جان مردم بازی کنند ویا بانوان عفیف جامعه در خطر تعرض باشند وهیچ کس هم جوابگو نباشد قطعا اگر مراجع بزرگ تقلید هم با قلم توانای امثال شما با عمق این فجایع اشنا شوند حتما موضع گیریهای موثری خواهند کرد تقاضا میکنم این مطالب را ادامه دهید واز تابناک میخواهم حداقل به خاطر انهایی که ممکن است طعمه این حوادث شوند این مطلب را منعکس کند فراموش نکنیم شاید فردا عزیران خود ما قربانی شوند
عجیب است که این دوست ما راننده با سابقه و متاهل تاکسی را جزو جوانانی که نمتوانند ازدواج کنند فرض کرده .دوست عزیز بسیاری از جرائم توسط بزرگسالان که عمری را سپری کرده متاهل و حتی متمول هستند صورت میگیرد. ضمنا در اروپا یا آمریکا هم به هیچ وجه اینطور نیست که مردم فرهنگشان اجازه تخلف به آن ها نمیدهد بلکه مردم مطمئن هستند که اگر دست از پا خطا کنند باید هزینه سنگینی را آن هم خیلی سریع و بدون هیچ راه گریزی متحمل شوند نه مانند کشور ما که افراد خاطی با کمال پررویی
طرف شاکی خود را می ترسانند یا او را تهدید می کنند یا ...
هرچند نظرات ما هيچوقت درخور درج درسايت تشخيص داده نمي شود ازقلم شيواي اين برادر عزيز كه به اين خوبي اين معضل بزرگ جامعه را تبيين نموده اند تشكر مي كنيم . البته بخشي از مشكل. به جوان بودن جمعيت كشورمان وبيكاري و تشريفات كمرشكن ازدواج از يك طرف و ظهور طبقه مرفين بي بندوبار دركشورمان ازطرف ديگر برمي گردد كه ارتباطي به سيستم قضايي ندارد و به بيماري مزمن اقتصاد كشور و مشكلات فرهنگي مربوط است كه ارتباط مشروع دختران وپسران را اينگونه پرهزينه و براي خيلي از جوانان رويايي دست نيافتني كرده و به مدد انواع رسانه ها كه بوفور و آساني وارزاني در سطح جامعه حتي در موبايل دانش آموزان در دسترس است خيلي از جوانان را به سوي ارضاي نامشروع غرائز وبزهكاري سوق مي دهد .
دوست عزیز علت اینکه مردم در کشور های غربی لایی نمی کشند مقدار زیادی هم به سطح فرهنگشان بستگی دارد. نه به ترس از پلیس. مشکل شما این است که فکر می کنید با زور و خشونت میشه فرهنگ رو به مردم خوراند. این کار تا حدی مشکل را حل می کنه مابقی رو باید جای دیگه جستجو کرد
باید به امنیت به مثابه یک کالا نگاه کرد وارد برنامه ریزی برای تولید ان شد یعنی در واقع امنیت تولید کرد .در تولید این امنیت همه آحاد مردم باید وارد این چرخه شوند ان جی او ها در واقع یکی از راههای بوجود آوردنده امنیت .حفظ وگسترش آن هستند.امیداوارم مباحث آقای مطهری دنبال شود
این سایت خوانندگان زیادی داره. امیدوارم این بحث ها بتونه تاثیر مثبتی داشته باشه و بر عکس باعث کرخت شدن بیشتر مردم نشه
باید در خصوص رانندگی فرهنگ سازی کرد. برای مثال به تازه رانندگان یاد بدهیم که بین دو خط رانندگی کنند تا به تدریج این وضع درست بشود. متاسفانه ما ایرانی ها باید زور بالای سرمان باشد تا به قوانین احترام بگذاریم.
فقط یک نکته بگویم به نقل از یکی از علما که ظاهرا می گویند سید جمال الدین اسد آبادی بوده که گفته است در دریار مسلمانی مسلمانی ندیدم اما در دریار نا مسلمانی ؛ مسلمانی دیدم.
بسیاری از مسایلی را که اسلام می گوید می توان در دریار نامسلمانی دید.
دروغ نگفتن ؛ رعایت حریم دیگران؛ مشورت؛ نظم و ....
واقعا جای تاسف است
به نظر من باید در مدارس قانون مجازاتهای اسلامی را هم به بچه ها آموزش دهند تا هر کس بداند چه چیزی جرم هست و چه چیزی جرم نیست. کتاب قوانین مجازات اسلامی کتاب خیلی کوچکی است و خواندن آن وقت چندانی برای بچه ها نمی گیرد.
به نظر من دلیل اینکه کتاب قوانین اسلامی به بچه های دبیرستانی داده نمی شود، به علت آن است که مسئولین امر می خواهند ذهن بچه ها از مجازاتهای سنگین اسلامی پر نشده و ترس و واهمه در آنها ایجاد نگردد.
وگرنه در اسلام حتی برای توهین و فحاشی که همه روزه با آن مواجه هستیم، مجازات در نظر گرفته شده است.
باید بگویم قوانین در بسیاری از موارد نه تنها ناقص نیستند، بلکه بسیار سختگیرانه و تا حدی فراتر از قوانین بین المللی هستند(به خاطر همین دائم به ایران گیر می دهند) ولی چون به افراد در حین تحصیل در دوران راهنمایی و دبیرستان آموزش داده نمی شوند، بسیاری از افراد به دلیل عدم آگاهی و آموزش کافی به جرائم مرتکب می شوند تا حدی که آنقدر تعداد جرائم زیاد می شود که مسئولین دیگر برای جرائم کوچک نمی توانند اهمیتی قائل شوند.
به نظر من بهتر است همانطور که خوبیهای اسلام در کتابهای درسی یادآوری می شود، خطوط قرمز و مجازاتهای دنیوی آن هم به افراد یادآوری شود.
متاسفانه ما ایرانیها(اکثریت قریب به اتفاقمان) آدمهای قانون گریزی هستیم. از قانون خوشمان نمی آید.هر جا و هر بتوانیم از اجرای قانون خوداداری می کنیم.
البته اگر اجرای قانون به نفعمان باشد طرفدار پر و پا قرص قانون ،اجرای قانون و مامور اجرای قانون هم می شویم. ولی معمولا انگار نميخواهيم باور كنيم که اجرای همیشگی قانون به نفع "همه" است .
می دانید که مردم آلمان از دیسیپلین بسیار بالایی برخوردارند.این انضباط مخصوصا در رانندگی کاملا محسوس است .به طوری که اگر کسی در خیابانی خطایی کند (مثلا پارک دوبله) با احتمال نود و چند در صد راننده اش خارجی ( غیر آلمانی) است.
چند وقت پیش به مناسبتی در اوبرهاوزن جشنی ایرانی بر پا بود. بگذریم از مزاحمتهای ایرانی واری که پسران ایرانی برای دختران ایرانی ایجاد می کردند
(که در آلمان یا بلژیک یا هلندو...زاده شده اند و قاعدتا باید از این گونه رفتارها
اطلاعی نداشته باشند و قطعا در جامعه اروپایی جرات چنین رفتاری را ندارند)و یا سیگار کشیدن در سالن ( که ممنوع است) دردسر اصلی هنگامی شروع شد که پس از خاتمه مراسم، ایرانیهای اصیل و شریف و خونگرم و مهربان و.... سوار بر اتومبیلهای خود می خواستند از پارکینگ خارج شوند.
چنان بلبشویی این قوم فرهیخته از خود نشان دادند( یا باید بگویم نشان دادیم؟)
که خروج از پارکینگ عملا غیر ممکن شد و نهایتا چند نفر آلمانی که در آن جا به همراه همسران ایرانی خود حضور داشتند بعد ار دو و نیم ساعت معطلی ، علیرغم خونسردی اروپاییشان به پلیس زنگ زدند و عاقبت تعداد زیادی پلیس (فقط چهارده اتومبیل پلیس را یکی از هموطنان به من اطلاع داد) باعث گشایش گره کوری شد که خود خواهی دسته جمعی ایرانیان اروپا نشین علت آن بود. ایران یا اروپا ، فرقی نمی کند . ما هر جا باشیم فرهنگ خود را همراه داریم.
سلام
یادداشت قابل توجهی است .این مشکل بزرگ فرهنگی است که ما گرفتار آن شده ایم باید فرهنگ سازی شود و این وظیفه به عهده علما متفکرین و دانشمندان بزرگان و مسولان است که باید نهادینه شود .مباشر اقوی از عامل است
رابطه علت و معلول را درست ببنیم.تا کی به معلول بپردازیم.مالزی
این عزیز حرف دل ما رو تو این یادداشت بیان کردند. متاسفانه مزاحمت برای نوامیس در حالی تو کشور ما جرم بزرگی تلقی نمیشه که اگه همین اتفاق تو یه کشوری که از نظر ما در فساد غرق شدند اتفاق بیفته به شدت باهاش برخورد میشه. شمشیر دستگاه عدالت ما متاسفانه در مقابل این مجرمین برش لازم رو نداره و همین باعث شده تا این ارازل و اوباش در ارتکاب جرمشون جری تر بشن. پلیس هم در این قضیه کاملا بی تقصیر نیست، شاید بهتر باشه که برادران در نیروی انتظامی هم که به هیچ وجه نمیخواییم منکر زحماتشون بشیم توجه خودشون رو در طرحهای ارتقای امنیت اجتماعی به برخورد با این مزاحمین و ارازل معطوف کنند. هر قانون درستی که با شدت و قاطعیت اجرا بشه بعد از مدتی به یک فرهنگ عمومی تبدیل میشه.
در قبل از تونل بزرگراه رسالت تابلویی راهنمایی وجود دارد که از رانندگان میخواهد چراغهای خودر را روشن کنند و در آیین نامه هم گفته میشود که در تونل باید چراغها را روشن نمود و نگفته است که اگر تونل چراغ داشت با چراغ خاموش حرکت کنید. ولی حتی یکنفر هم چراغهای خود راهنگام عبور از تونل روشن نمیکند.
اگر علت و راه درمان این تخلف عمومی را پیدا کردید بقیه مشکلات را هم میتوانید حل کنید
سلام-به عنوان یک شهروند خوشحالم از اینکه به این مبحث پرداختید چراکه نیاز جامعه اسلامی با سابقه تاریخی چند صد ساله است؟ در این راه آماده همراهی و همفکری هستم.
سلام
داییم شب عید به دلیل ربوده شدن 20 روز خبری ازش نداشتیم بعد رز 20 روز بیمارستان امام حسین شاهرود خبر داد داییم آنجاست که بعد متوجه شدیم چون حال داییم وخیم بوده و خرج بیمارستانش 3700000 تومان شده دنبالمان گشته اند
الباقی متاسفانه داییم فوت میکند
بعد از یک هفته پلیس راه ایوانکی طی تماس تلفنی اعلام میدارد داییم در اثر چپ شدن ماشینش به بیمارستان منتقل شده است
شماره پلاک ماشین گواهینامه دفتر چه بیمه همه و همه را به همراه داشت
ضمن اینکه تمام مراحل قانونی را برای پیدا کردنش در ایام عید به طور کامل انجام دادیم
علت مرگ داییم سهل انگاری ماموران ذیربط هست که هیچکدام گردن نمیگیرند و دست ما هم به جایی بند نیست
حال فریاد ما را چه کسی شنواست
خدا میداند
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.