عملیات مرصاد، جنگ روانی یا واقعیت؟
روایتی از محسن رضایی

چند روزی بود که عملیات سرنوشت را در خرمشهر پشت سر میگذاشتیم که اخبار حمله منافقین به غرب رسید. ماجرا از اینجا شروع شد که دشمن چند روز پس از آنکه ایران قطعنامه 598 را پذیرفت، به جای پاسخ مثبت به مجامع بین المللی، به خرمشهر حمله کرد و آن را بار دیگر مشابه اول جنگ محاصره کرد.
به سختی توانستیم دشمن را عقب بزنیم و جاده خرمشهر، اهواز را بازگشایی کنیم. اسم این عملیات را عملیات سرنوشت گذاشتیم، علت نامگذاری هم این بود که امام فرمودند یا سپاه یا خرمشهر. به دنبال مسئولان تبلیغات میگشتیم که بیایند و اخبار و گزارشهای عملیات را به تهران منعکس کنند که ناگهان تلفن از قرارگاه نجف زنگ زد که منافقین وارد سرپل ذهاب شدهاند.
از آنجا که در نامه دوم تیر ماه گفته بودم منافقین هم طرحی دارند که نمیدانیم از چه نقطهای میخواهند وارد شوند، مسأله را جدی گرفتم ولی فكر می كردم كه فرصت داریم تا آنها را از آن منطقه بیرون كنیم كه چند لحظه بعد دوباره تلفن زنگ زد. دوستان ما گزارش دادند كه منافقین همه سواره هستند. بر انواع خودروهای مسلح سوار هستند و از كرند هم عبور كرده و به سوی اسلام آباد می روند.
در اینجا دیگر درنگ را جایز ندانستم برادرمان آقا رحیم صفوی را در قرارگاه جنوب گذاشتم و توصیههای لازم را کردم و با هلیکوپتر به پادگان دوکوهه آمدم و بخشی از نیروهای لشگر 27 و لشگر ده سیدالشهدا را به سوی اسلامآباد راه انداختم و خودم را هم به سرعت به اسلامآباد رساندم.
از طریق بی سیم به برادر همدانی از لشگر 32 انصار الحسین و فرماندهان تیپ 12 قائم سمنان و بخشی از لشگر 31 عاشورا دستور دادم كه در تنگه چهار زبر موضع بگیرند و راه منافقین به سوی كرمانشاه را سد كنند.
چند کیلومتری سه راه اسلامآباد کرمانشاه و پلدختر، یک باند فرودگاه اضطراری بود. در همانجا پیاده شدیم و یک خط دفاعی به سوی منافقین تشکیل دادیم. لذا منافقین از هر دو طرف محاصره شدند.
پیش از آمدن به اسلامآباد، تلفنی با آقای شمخانی و رشید که از من جدا شده بودند و به ستاد کل پیش آقای هاشمی رفته بودند، صحبت کردم که سریعا خودتان را به باختران برسانید و به آنها گفتم با اینکه الان من فرمانده شما نیستم، ولی به شما میگویم اگر دیر بجنبید، خسارت بزرگی خواهیم دید.
چند ماهی بود که آقای هاشمی جانشینی فرماندهی کل قوا را پذیرفته بود و ستادی در تهران تشکیل شده بود و عده ای از فرماندهان ارتش و سپاه و عده ای از مسئولان دولت در این ستاد با ایشان همکاری می کردند. در این موقع، خود آقای هاشمی در کرمانشاه بود ولی مسئولان عملیاتی ایشان در تهران بودند.
پیش از آن به یکی از مسئولان گفته بودم که منافقین از سرپلذهاب عبور کرده و به سوی اسلامآباد میآیند. ایشان به من گفته بود که این جنگ روانی است و برای همین، چشمم ترسیده بود که مسأله را جدی نگیرند. لذا به آنها گفتم با هواپیمای فالکن خود را به کرمانشاه برسانند.
بالاخره پس از استقرار، منافقین را به صورت گازانبری محاصره و منهدم کردیم و پس از چند روز تمامی مناطق اشغال شده، آزاد گردید. در اینجا لازم هست یادی از شهید بزرگوار صیاد شیرازی بکنم که با وجود آنکه از فرماندهی نیروی زمینی ارتش کنار رفته بود، ولی به صورت بسیجی در آن عملیات به کمک ما آمدند.
چند نکته مهم در عملیات مرصاد، قابل مشاهده است:
1. سادهاندیشی و جدی نگرفتن تهدیدات، همیشه آسیبهای جدی به كشور ما وارد کرده است. امروزه که کشور ما با تهدیدات جدی مواجه شده نباید ساده اندیشی کرد البته مساله را هم نباید آنقدر بزرگ کرد که برخلاف واقع باشد. امروزه با یك جنگ اقتصادی جدی مواجه هستیم و فشارهای سیاسی و تبلیغی در راه است.
2. اگر ایران در عملیات سرنوشت در خرمشهر و عملیات مرصاد در کرمانشاه موفق نمیشد، جام زهری را که نوشیده بود، بر بدن جمهوری اسلامی کارگر میشد و جنگ با شکست به پایان میرسید، در حالی که پیروزیهای ایران در مرداد ماه، همه تلخیهای تیر ماه را خنثی کرد و صدام که زیر بار پذیرش قطعنامه و آتش بس نمی رفت ناچار شد آن را بپذیرد.
3. اگر نیروهای ایران که برای عملیات والفجر 10 به باختران رفته بودند، در آنجا نبودند و مثل سال گذشته در منطقه جنوب بودند منافقین کرمانشاه را گرفته بودند.
بنابراین، کسانی که میگویند چرا ایران جنگ را به غرب برد و در منطقه شمال غرب عملیات والفجر 10 را انجام داد از این موضوع غفلت میکنند.
حضور نیروهای ما مثل تیپ انصارالحسین همدان و تیپ قائم سمنان و بخشی از لشکر 31 عاشورا در تنگه چهار زبر کرمانشاه موجب سد شدن منافقین به سوی شهر شدند تا نیروهای جنوب به کمک آمدند.
منبع: سایت شخصی دکتر رضایی
به سختی توانستیم دشمن را عقب بزنیم و جاده خرمشهر، اهواز را بازگشایی کنیم. اسم این عملیات را عملیات سرنوشت گذاشتیم، علت نامگذاری هم این بود که امام فرمودند یا سپاه یا خرمشهر. به دنبال مسئولان تبلیغات میگشتیم که بیایند و اخبار و گزارشهای عملیات را به تهران منعکس کنند که ناگهان تلفن از قرارگاه نجف زنگ زد که منافقین وارد سرپل ذهاب شدهاند.
از آنجا که در نامه دوم تیر ماه گفته بودم منافقین هم طرحی دارند که نمیدانیم از چه نقطهای میخواهند وارد شوند، مسأله را جدی گرفتم ولی فكر می كردم كه فرصت داریم تا آنها را از آن منطقه بیرون كنیم كه چند لحظه بعد دوباره تلفن زنگ زد. دوستان ما گزارش دادند كه منافقین همه سواره هستند. بر انواع خودروهای مسلح سوار هستند و از كرند هم عبور كرده و به سوی اسلام آباد می روند.
در اینجا دیگر درنگ را جایز ندانستم برادرمان آقا رحیم صفوی را در قرارگاه جنوب گذاشتم و توصیههای لازم را کردم و با هلیکوپتر به پادگان دوکوهه آمدم و بخشی از نیروهای لشگر 27 و لشگر ده سیدالشهدا را به سوی اسلامآباد راه انداختم و خودم را هم به سرعت به اسلامآباد رساندم.
از طریق بی سیم به برادر همدانی از لشگر 32 انصار الحسین و فرماندهان تیپ 12 قائم سمنان و بخشی از لشگر 31 عاشورا دستور دادم كه در تنگه چهار زبر موضع بگیرند و راه منافقین به سوی كرمانشاه را سد كنند.
چند کیلومتری سه راه اسلامآباد کرمانشاه و پلدختر، یک باند فرودگاه اضطراری بود. در همانجا پیاده شدیم و یک خط دفاعی به سوی منافقین تشکیل دادیم. لذا منافقین از هر دو طرف محاصره شدند.
پیش از آمدن به اسلامآباد، تلفنی با آقای شمخانی و رشید که از من جدا شده بودند و به ستاد کل پیش آقای هاشمی رفته بودند، صحبت کردم که سریعا خودتان را به باختران برسانید و به آنها گفتم با اینکه الان من فرمانده شما نیستم، ولی به شما میگویم اگر دیر بجنبید، خسارت بزرگی خواهیم دید.
چند ماهی بود که آقای هاشمی جانشینی فرماندهی کل قوا را پذیرفته بود و ستادی در تهران تشکیل شده بود و عده ای از فرماندهان ارتش و سپاه و عده ای از مسئولان دولت در این ستاد با ایشان همکاری می کردند. در این موقع، خود آقای هاشمی در کرمانشاه بود ولی مسئولان عملیاتی ایشان در تهران بودند.
پیش از آن به یکی از مسئولان گفته بودم که منافقین از سرپلذهاب عبور کرده و به سوی اسلامآباد میآیند. ایشان به من گفته بود که این جنگ روانی است و برای همین، چشمم ترسیده بود که مسأله را جدی نگیرند. لذا به آنها گفتم با هواپیمای فالکن خود را به کرمانشاه برسانند.
بالاخره پس از استقرار، منافقین را به صورت گازانبری محاصره و منهدم کردیم و پس از چند روز تمامی مناطق اشغال شده، آزاد گردید. در اینجا لازم هست یادی از شهید بزرگوار صیاد شیرازی بکنم که با وجود آنکه از فرماندهی نیروی زمینی ارتش کنار رفته بود، ولی به صورت بسیجی در آن عملیات به کمک ما آمدند.
چند نکته مهم در عملیات مرصاد، قابل مشاهده است:
1. سادهاندیشی و جدی نگرفتن تهدیدات، همیشه آسیبهای جدی به كشور ما وارد کرده است. امروزه که کشور ما با تهدیدات جدی مواجه شده نباید ساده اندیشی کرد البته مساله را هم نباید آنقدر بزرگ کرد که برخلاف واقع باشد. امروزه با یك جنگ اقتصادی جدی مواجه هستیم و فشارهای سیاسی و تبلیغی در راه است.
2. اگر ایران در عملیات سرنوشت در خرمشهر و عملیات مرصاد در کرمانشاه موفق نمیشد، جام زهری را که نوشیده بود، بر بدن جمهوری اسلامی کارگر میشد و جنگ با شکست به پایان میرسید، در حالی که پیروزیهای ایران در مرداد ماه، همه تلخیهای تیر ماه را خنثی کرد و صدام که زیر بار پذیرش قطعنامه و آتش بس نمی رفت ناچار شد آن را بپذیرد.
3. اگر نیروهای ایران که برای عملیات والفجر 10 به باختران رفته بودند، در آنجا نبودند و مثل سال گذشته در منطقه جنوب بودند منافقین کرمانشاه را گرفته بودند.
بنابراین، کسانی که میگویند چرا ایران جنگ را به غرب برد و در منطقه شمال غرب عملیات والفجر 10 را انجام داد از این موضوع غفلت میکنند.
حضور نیروهای ما مثل تیپ انصارالحسین همدان و تیپ قائم سمنان و بخشی از لشکر 31 عاشورا در تنگه چهار زبر کرمانشاه موجب سد شدن منافقین به سوی شهر شدند تا نیروهای جنوب به کمک آمدند.
منبع: سایت شخصی دکتر رضایی
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
تشکر
دکتر سلام
من حتی نوشته و مطلب را نخواندم فقط می گشتم دنبال جایی که به شما یه چیزی بگویم بگویم من 50 سال سن دارم تو جنگ بودم و تهیه آتش عراق را تنگه رقابیه تجربه کرده ام . اما سردار گذشته از عقایدسیاسی و همه این چیزها یی که این روزه شده سوژه برای دوری از هم شما و همه انهایی را که جنگیدند دوست دارم . همه اونهایی را اگه الان خوب بوشان کنی هنوز بوی خاک جبهه را دارند که با عطر کوثر قاطی شده . بوی خون همه انهایی را داره که بی ریا صدات میکرند حاج محسن . بوی نزدیکی و هم جواری امام را داره بوی جوانهایی را داره که توی جبهه وقتی آقا سید علی خامنه ایی را میدیدند بخودی خود شاد می شدند . و قوت می گرفتن . همه . همه را دوست داشتند . نگاه ها مهربان بود . بین همه فقط محبت تقسیم می شد . حالا گاهی وقتها روایت فتح را که نگاه می کنیم می بینیم چندان تنگ تنگ همدیگر به آغوش می گرفتند موقع خدا حافظی انگار سالها با زندگی کرده اند مثل برادر بعدش معلوم میشه یکی از شمال و یکی از جنوبه ذوق اینکه چند جوان که هنوز هیچ ریشی سفید نکرده اند فرمانده ها این جنگند کیفی داشت و وقتی چند ریش سفید را در حال دعا کردن برای این جوانها می دیدی دلت قرض میشد . حالا همه اینها به یک طرف وقتی این دلاور ها می امدند جمران و فقط نگاه میکر دند امام می زنند زیر گریه تازه عشق را معنا می کردی اگه مرخصی بود برای خانوادش نبود دنبال کار دوستان دلاورش بود . اصلا هیچ کس برای خودش نبود همه شده بودند یک نفر . وای که چقدر خوب بود ان روزها . و چقدر دل تنگ ان روزهام . خدا وند بحق قمر منیر بنی هاشم آقا و مقتدای ما سید علی خامنه ایی را نگه داره . که بودش قوت قلبه . خدا آقای هاشمی را نگه داره که وجودش خیره . خدا حاج محسن نگه داره که یاد آور ایام خوش وصله . خدا همه اونهایی که قلبشون برای ایران عزیز و شیعه غریب و عزت این مردم بزرگوار و نجیب می طپد را نگه داره . و خداوند به قلبی بده که همدیگر را دوست داشته باشیم . و همه ید واحده بشیم برای نابودی اونهایی که عزت و افتخار بزرگی این کشور را نمی توانند ببیند .
در عملیات مرصاد عده زیادی از نیروهای کمیته انقلاب اسلامی شرکت کردند و تعدادی هم به شهادت رسیدند و نقش بزرگی در پیروزی عملیات مرصاد داشتند خوب بود آقای رضایی از نقش پاسداران کمیته هم نام میبردند
درود خدا بر شهدای 8سال دفاع قدس
امید آ ن بود که درعملیات مرصاد تمامی منافقین نابود گردند مرگ بر منافقین خائن
با سلام و احترام
آقای رضایی کارآمدترین مدیر کشور درحال حاضر است که متاسفانه بدلیل برخی تبلیغات غلط در مورد ایشان مردم کمتر به قدرت اداره کشور توسط ایشان اندیشیده اند بنظرمن تنها کسی که لایق قدرت در کشور بعداز رهبر است همین آقای محسن رضایی است مخصوصا در شرایط کنونی که جرایم خشن اجتماعی و مواد مخدر صنعتی امری رایج شده و از طرفی بحرانهای سیاسی و نظامی که امروزه نظام را
و آبروی اسلام را تهدید میکند مسئولین محترم این سایت با نظرات من که همه هفته برایشان ارسال میکنم آشنا هستند و نیک میدانند من اهل تعارف و پاچه خواری نیستم
به امید سربلندی نظام و اسلام عزیز در دنیا به همت این سرباز رشید و خالص اسلام
مرصاد از ماده رصد مي آيد و به معني كمينگاه ميباشد . واين يعني اينكه خداوند متعال هميشه در كمينگاه شما هست . براستي كه اين اسم مخصوص همين عمليات بوده است . خداوند تمام شهداء اين عمليات رو با شهداي كربلا مهشور گرداند.
من یک بسیجی ام اما فکر میکنم در تبلیغات جنگ به برادران ارتشی ظلم شده است /البته خوئشان هم مقصر اند که تبلیغات ضعیفی دارند/خوب است در بحث عملیات مرصاد نقش نیروی هوایی و پایگاه نوژه راهم ذکر کنیم من خودم شهد تارو مار شدن دشمن توسط هواپیماهای نیروی هوایی بودو
آقا ی رضایی با اخبار ضد و نقیضی که سایتها و خاطراتی که بصورت جسته و گریخته چاپ می شود و تحلیلها مختلفی که از شبکه های خارجی پخش می شود تاریخ ما شبیه یک چینی شکسته شده که هر کس یک قسمت آن را بند زده بهتر نیست شما و دیگر مستولین مردم را صاحب بینش بدانید و خاطرات خودتان را بدون اغراض سیاسی چاپ کنید تا همگان بدانند ایا در هر شرایطی می توان حسینی عمل کرد ؟ و آیا اگر صلح تلخ امام حسن و سکوت 25 ساله علی نبود قیام عاشورا معنا داشت . خودتات را جای خانواده هایی بگذارید که عزیزانشان با شعار های زمان جنگ اسیر خاک شدند و آنها که بیشتر شعار داذند در آزمونهای بعدی زندگی نمرات بدتری داشتند به امید روزی که همه ما مسلمان ایرانی باشیم و ایران را با عشق دوست داشته باشیم
آقاي رضائي رزمنده دوران دفاع مقدس مي توانيد نقش هوانيروز و نيروي هوائي را تشريح كنيد زيرا اول آنها منافقين را روي جاده نابود كردن آيا فكر نمي كنيد ابتدا بايد از آنها نامبرد و سپس ديگران ....راستي سه گردان تيپ 35 تكاور آيا كار اصلي را انجام ندادند فكر نمي كنيد كه بيش از بيست سال از جنگ گذشته و بهتر نيست از آن عزيران را تشكر و تقدير گردد و ديگر طوري وقايع جنگ را تعريف نكنيم زيرا امروز ديگر شهيد صياد و آن خلبانان هوانيروز و نيروي هوائي و رزمندگان تيپ 35 تكاور ارتش نيستند كه از حق خود دفاع كنند و اين را بگويم كه فرمانده تيپ 35 شخصي عزيزي بود بنام سرهنگ2 بهروز جهان بخش اميد وارم هر جا كه باشد در پناه خدا باشد زيرا ايشان يكي از افتخارات بزرگ مي باشد كه در هيچ جا اسم او ثبت نشده است در ضمن ايشان بچه شيراز هم بود پايان اين را بگويم كه من تا روزي كه زنده باشم رزمندان مخلص ديروز را حاج محسن دوست دارم
زنده باد بسیج درود بر شهدا پاینده جمهوری اسلامی و بر قرار خط ولایت و رهبری
این همه سلام و صلوات تو کامنتا واسه چیه دیگه. بابا اینجا هم دست ور نمیدارین!!!!!!!!!!!
پدر من جنگ تمام شد شما هنوز تو حال وهوای جنگید برای همینه بعد از جنگ تا الان هیچ کار دیگه ای برای این مملکت نکردید
یک یادی از ما می کردی نا مردا ! ما سنگ تمام گذاشتیم در ان عملیات منضورم لشگر 9 بدر مجاهدین عراقی .
سلام بر شهدا
درهنگام حمله منافقين متاسفانه هيچ خبري ازنيروهاي پياده نبود تااينكه درگردنه حسن آبادستون نظامي منافقين كه درحال رسيدن به كرمانشاه بودندتوسط غيورمران هوانيروز وهليكپترهاي كبري نابودگرديدند بنده درهمان سال درهمان منطقه سربازبودم خواهشمندم حقايق راتحريف نكنيدهنوز چندين نسل ازكساني كه دردوران دفاع مقدس شركت داشتند زنده هستند
بااحترام فراوان به اقا محسن عزیزوهمه ی شهیدانی که... جهت یاد اوری فرمانده لشکرانصارالحسین ع درزمان عملیات مرصادسردارحاج حمید سالکی بودند
ياد شهيد صياد شيرازي بخير...
من بچه دوران جنگ نيستم اما علاقه زيادي به شهيد صياد دارم. آقاي رضايي لطفا خاطرات كه نه حقايق گذشته را بازگو كنيد تا آقايان از راه رسيده مدعي همه چيز تمام بودن در دوران جنگ نشوند و بدانند در اين عرصه به پاي شما و آقاي موسوي نمي رسند
هوانیروز ایران از اول برای این آموزش داده شده بودند که در برابر حمله نیروی زرهی و سوراره به شکار آنها بپردازند و باید هم اعتراف کرد همه امکانات درست خریداری شده بودند و خلبانان عالی آموزش دیده بودند. هوانیروز در ابتدای جنگ و انتهای جنگ به تنهایی جلوی ارتش عراق و خائنین به ایران را سد و حرکت آنهاراکند کرد. همه این را میدانند حتی آقای رضایی. البته همواره نیروی زمینی برای پاکسازی ونابودی کامل دشمن نیاز هست که این کار در عملیات مذکور هم بوسیله هم سپاه و هم ارتش انجام شد.
دورد خدا بر شهدای جنگ تحمیلی
دکتر رضائی کاملا حق دارن در مورد خطر جنگ و دست کم گرفتن این خطر. به نظر من آقایان دولت نشین باید از تجربیات فرماندهان جنگ استفاده کنن نه اینکه با غرور کاذب کشور رو به خطر بندازن.
سلام و درود بر محسن رضایی فرمانده دلیر لشکر اسلام در زمان دفاع مقدس. ولی نمی دانم چرا ایشان لباس مقدس پاسداری را از تن بیرون آوردند.آیا در صورت وقوع جنگ بار دیگر می توان ایشان را در دفاع مقدسی دیگر مشاهده کرد؟
قدر این ذخایر ارزشمند که به اسانی بدست نیامده اندهمانند اقای حاج محسن رضایی . شمخانی . ....را بدانیم
متشكرم از قلم زيبا و جملات شيوايتان واقعا از اين همه تلاش شما و هم رزمانتان در ان روز هاي سخت ممنونيم..
اي دوستان امام امت وامت امام اي پيروان رهبر اي بچه حزب اللهي ها اصولگراها دوستداران اسلام وايران آيا ازاين همه پندها وعبرت هايي كه آقا محسن مستمر تذكر ميدهند نمي خواهيم عبرت بگيريم. نمي خواهيم اختلافات راكنارگذاشته مسائل فرعي وسليقه اي وكدورت هايي كه دست ناپاك دشمنان قسم خورده خارجي ومنافقين داخلي درآن دخيل است رافراموش نماييم وبه اصل موضوع يعني حفظ نظام اسلامي وعظمت ايران اسلامي وملت ايران بينديشيم ونيروها وقواي خودمان رابراي مقابله با ترفندهاي مختلف اقتصادي سياسي ونظامي دشمن آماده نماييم . بدانيدوبدانيم كه ساده انديشي وغفلت از دشمن موجب خسارات جبران ناپذير وپشيماني است كه به فرمايش امام راحل آن وقت هم ديگر پشيماني هيچ سوي ندارد. دشمن راكوچك نشماريم نيروهاي خودمان راضايع وخوارننماييم مشخصه ياران رسول الله رحما بينهم است نه دشمني با دوستان و رهبران وفرماندهان 30 ساله نظام . قدر اين بزرگان رابدانيم . اين آقا محسن تمام فرماندهان رشيد والگوهاي پايداري واستقامت وشهداي ما فرمانبري از اوداشته اند. دشمن ازنام اين سپهسالار خواب راحت نداشته كابوس صدام وصداميان محسن رضايي وبسيجيانش بوده كما اينكه عزير امام ويارانش آقا محسن وبسيجيانش بوده . چقدرنمك نشناس شده ايم ؟ چقدركفران نعمت وجودي ايشان نماييم؟چقدر به ساحت ايشان بي حرمتي نموديم ؟ بياد نداريدكه ايشان درطول 30 سال چقدرقلب امام ويارانش راشاد وعده اي از ما دراين مدت كوتاه با توهين وتحقير اين ابر فرمانده دفاع مقدس ، قلب امام وشهداي امام را ناشاد كرديم ؟ اي واي بر من وما فرداي قيامت مقابل امام وشهدا چه خواهيم گفت؟ من كه هميشه مدافع وشيفته اين فرمانده عظيم الشان بوده ام ازسرنوشت وعاقبت آن جهان ظالمان درحقش ميترسم وازطرف خودم وآنها ازخداوند عذرخواهي ميكنم تا شاهدخشم وغضب الهي نباشيم بلكه رحمت وبركات الهي راكمافي سابق براي اين نظام مقدس وايران اسلامي مسئلت داشته وشاهد باشيم. انشاءالله كارشناس ارشد مديريت از اهواز
باسلام
ضمن تشكر ازهمه رزمندگان و جناب اقاي رضايي اميدوارم تمامي دسيسه ها عليه جمهوري اسلامي نقش بر اب شود
اجركم عندالله
آقا ول کنید این قضیه رو من می خوام وام ازدواج بگیرم گفتن 5 میلیون می شه ، ولی انگار کما فی السابق سر کاریه ! باور کن پول رهن خونه ندارم ، بجای موضوعات این جوری به موضوعات اونجوری بپردازید!!! ثواب هم داره باور نمی کنی از دکتر رضایی بپرس!!!
درود بر محسن رضایی زحمت کش جنگ
از سردشت
سلام.جنگ روانيست يعني چي؟ يعني با عراق توافق شده بود كه منافقين رو نيست و ضعيف بكنند؟
سلام ودورود برپیشکسوتان جبهه وجنگ
نكته جالب اين است كه در طي مناظره رئيس جمهور و ايشان جوري با آقاي رضايي صحبت مي كرد انگار كه او كاره اي نبوده از جريانات كشور اطلاع نداشته و نميدانسته چه كسي مملكت را اداره مي كرده !!! بهتر است آقاي رضايي خاطرات خودش از كشور و جنگ را مكتوب كند و چاپ كند تا جوانان بخوانند كه در گذشته چه كساني كشور را اداره مي كرده اند .
مي ترستم كه بخاطر بي لياقتي بعضي دشمنان بركشور مسلط شوند و تمام زحمات ملت براي استقلال از بين برود اي كاش خداوند بر ما منت گزارد كه كشور را از دست ساده انديشان نجات دهيم
ما قدر دان اين روحيه سلحشوري فرزندان غيور خود و زحمات بي دريغ آنان در در جنگ هميشه هستيم واز اين برادر عزيز انتشار خاطراتي كه در همنه انقلاب و رزمندگان را كما كان درخشان وبه رخ دشمنان بكشد را صادقانه داريم
آقا محسن نوکرتیم بوالله
فکر کنم یارو یادش رفته که اصل فرمانده عملیات تیمسار صیادشیرازی بود.
چرا آقای رضایی خاطراتشان را چاپ نمی کنند
آقای رضائی باید خاطرات جنگ رو مینوشت الان که از زمانش سالها گذشته مطمئنا خیلی چیزها فراموششان شده است ولی باید همین را هم غتیمت شمرده و بنویسد ایشان یکی از ذخیره ها ی کشور هستند
جالبه که تابناک نظرات آقای رفیقدوست رو در مورد جنگ منتشر می کنه ولی صحبت ها یا بهتر بگم جوابیه ی آقای موسوی رو نمی ذاره. من فکر نمی کردم رویکرد شما انقدر یکجانبه شده باشه.
منتشر کردن سخنان آدمی که سوابقش بر خیلی ها روشن شده و منتشر نکردن سخنان موسوی رویکردی استالینیستی به خبر رسانی است و از حقیقت گرایی به دور است . کار رسانه در ویترین گذاشتن نظرات مختلف دست اندر کاران و واگذاری قضاوت به مردم است. شما چنان بقیه را نادیده می گیرید که تا حد بولتن برخی نهاد ها پایین می آیید. نباشد اینطور. برای ما که بیننده ی تابناکیم سخت است.
اينكه مي گه كساني گفتند چرا جنگ را به غرب كشور بردند ، احتمالا ميرحسين است. اما ايشان نمي دانند كه موسوي به طور خاص در سالهاي آخر را گفت و نه يك مقطع چندماهه! من خودم هم نمي فهميدم چرا بايد بچه ها رو به غرب مي برن در حالي كه تمام پيروزهاي ما در جنوب بوده . اكثر شكستهاي ما هم در غرب بوده . اين را سابقه 2-3 ساله حضورم در هر دو منطقه مي گويد . ضمنا بد نبود اگر مانند ميرحسين به اين هم اشاره مي كردند كه با تشكيل ستاد در تهران و رياست نخست وزير تونيستيم شكست هاي قبلي را كم و پيروزهاي جديد را به دست بياوريم . انشالله كه با بازگو شدن حقايق از كانالهاي جديد و نه از طريق منابع تكراري ؛ حقايق بيشتري نمايان گردد
ولی اقای رضایی همه چیز را به اسم خودش و سپاه تموم کرده غافل از اینکه اگر هوانیروز نبود کرمانشاه تسخیر شده بود. ای ارتشی مظلوم.....
سلام درود بر همه رزمندگان و شهداي عمليات مرصاد و جنگ تحميلي و زنده باد دكتر رضايي
اقای رضایی مطالب را برای کی نگهداشتی
این اقای رضایی که این همه خاطرات قشنگ دارد چرا کم می نویسد
در ضمن ما نفهمیدیم که گفته من فرمانده شمخانی و رشید نبودم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.