آخرین خبرترامپ: پرونده ایران یکی از عوامل شکست ما بود
7بازدید

تأثیر شهادت آقامهدی بر فرماندهان؛

امام فرمودند: اگر کار برای خدا باشد که شکست ندارد

در همین هنگام، از دفتر حضرت امام خمینی(ره) تماس تلفنی گرفتند. وقتی تماس گرفتند، من اخبار را دادم. ایشان در همین حال صدای روضه و گریه در قرارگاه را از تلفن شنیدند. گفتم: برادرمان مهدی باکری، فرمانده لشکر عاشورا، نیز چند دقیقه پیش به شهادت رسیدند و چون آقامحسن خیلی ناراحت است، گفته‌ایم یکی از برادران روضه‌ای بخواند...

سرویس دفاع مقدس ـ شهادت مهدی باکری در آ‌خرین ساعات عملیات بدر، تأثیر فراوانی بر همرزمان و دیگر فرماندهان لشکرها و قرارگاه‌ها گذاشت.

به گزارش «تابناک» سردار اصغر رسول‌زاده در این باره می‌گوید:

 کسانی که عملیات بدر را درک کرده‌اند، از شرایط سخت و طاقت‌فرسا و دشواری که برای رزمندگان اسلام در جریان این نبرد پیش آمد، خبر دارند. فشار شدید تانک‌ها و هواپیماها و بمباران شدید دشمن، وصف‌ناشدنی است.

در همین شرایط بود که خبر شهادت سردار بزرگ اسلام، شهید مهدی باکری، به قرارگاه مرکزی فرماندهی رسید؛ موجی از غم و اندوه، سراسر روح فرماندهان قرارگاه را فراگرفت. به ویژه چهره برادر محسن به شدت ملتهب و متأثر شد. خود من تا آن زمان ایشان را اینقدر ناراحت ندیده بودم.



یکی از برادران پیشنهاد کرد برای کاهش اندوه آقامحسن در پی خبر شهادت مهدی باکری، خوب است یکی از بچه‌ها روضه‌ای بخواند تا ایشان قدری گریه کند. دیدم فکر خوبی است، گفتم یکی از دوستان روضه‌ای بخواند؛ روضه عصر عاشورا. قرارگاه، در ضجه و گریه فرو رفت. برادران حاضر در قرارگاه خیلی گریستند.

در همین هنگام، آقای محمدعلی انصاری، از دفتر حضرت امام خمینی تماس تلفنی گرفتند. وقتی تماس گرفتند، من اخبار را  دادم. ایشان در همین حال صدای روضه و گریه در قرارگاه را از تلفن شنیدند. گفتم: برادرمان مهدی باکری، فرمانده لشکر عاشورا، نیز چند دقیقه پیش به شهادت رسیدند و چون آقامحسن خیلی ناراحت است، گفته‌ایم یکی از برادران روضه‌ای بخواند.

ناگاه آقای انصاری گفت: گوشی را نگه دار حاج ‌احمدآقا صحبت می‌کنند که گوشی را آقای حاج سیداحمد آقا خمینی گرفتند و گفتند: آقای رسول‌زاده آنجا چه خبره؟ گفتم: گزارش را برای آقای انصاری دادم و ضمنا مسأله شهادت باکری و حزن و اندوه آقامحسن و روضه قرارگاه را به ایشان منتقل کردم. بدون خداحافظی گوشی را قطع کردند و شاید کمتر از ده دقیقه بعد، آقای انصاری زنگ زد و گفت: آقای رسول‌زاده، با حاج‌آقا (منظور حاج‌احمدآقاست) صحبت کنید.

حاج احمد آقا گفتند: آقای رسول‌زاده، این، پیام امام است. یادداشت کن و سریع به آقامحسن بده.

پیام امام به این شرح بود:

«چون گزارش دادند بعضی‌ها ناراحت هستند، می‌خواستم بگویم هیچ جای نگرانی نیست. البته من برای شهدا و شما دعا می‌کنم ولی باید همه ما بدانیم که ما تابع اراده خداوند هستیم. ما از ائمه که بالاتر نیستیم. آنها هم در ظاهر، بعضی وقت‌ها موفق نبودند. هم پیغمبر(ص)، هم امیرالمؤمنین(ع) هم امام حسن(ع) و امام حسین(ع). ما که نسبت به اینها ‌چیزی نیستیم. عمده، مشیت خداوند است که هرچه او بخواهد، همان، خوب است و چون عسل شرین و باید با آغوش باز، پذیرای آنچه او می‌خواهد باشیم و از هیچ چیز نگران نباشید. محکم باشید و از هم‌اکنون در فکر عملیات بعدی و مطمئن باشید که پیروزید. امروز هم پیروزید اگر کار برای خدا باشد که شکست ندارد».



هنوز همان فضای حزن در قرارگاه حاکم بود که دست‌نوشته‌ام را که پیام امام بود، به آقامحسن دادم. آنچنان مجذوب پیام شد که برخاست. چهره‌اش دگرگون شد همه فرماندهان یگان‌ها را با بی‌سیم به گوش کرد و با روحیه‌ای عجیب و وصف‌ناشدنی، پس از این‌که شهادت باکری را به همه تسلیت و تبریک گفت، متن پیام را با صلابتی عجیب خواند و فضا کاملا در جبهه‌ها تغییر کرد. بعدها برادر محسن به من گفت: من از همان موقع که پیام امام را دریافت کردم، با توجه به تأکید امام بر این‌که از هم‌اکنون به فکر عملیات بعد باشید،‌ طرح عملیات فاو در ذهنم شکل گرفت.

منبع: «کتاب مهدی باکری در اندیشه و عمل/ نوشته دکتر حسین علایی»

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ز گرگان۱۳۸۹/۰۷/۱۹ ۰۸:۴۳

خدا هدايت كند كساني را كه فداكاري رزمندگان وخون شهدا را ناديده گرفته و به بهاي اندك اخرت خود به دنياي فاني مي فروشند خداوندا مارا از شهدا و امام جدا نفر ما انشا الله

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۸ ۲۱:۴۹

خوشا بحال انها که در جنات تجری تحتها النهار . عند ربهم یرزقونند و بدا بحال من دنیا زده جا مانده از دوستان شهیدم

علي۱۳۸۹/۰۷/۱۸ ۱۷:۰۸

با سلام عرض ادب
خداوند رحمت كند يادم نميري وقتي بچه بوديم و از طرف سپاه براي نيرو مي امدند به روستاي ما و بعضي از اين پير مردها هم اسم مي نوشتند و ميگفتند شما نه ولي اصرار ميكردند كه ماهم بايد برويم اقا مهدي باكري را ببينيم و خاطرات اقا مهدي را برايمان تعريف ميكردند بعد از امدن درست پشت جبهه بودن ولي چه دلخوشي كه فقط روي اقا مهدي را ديدن ......خوش به سعادت انان كه اقا مهدي رادين همين .....خداوند رحمتشان كند

مهدی۱۳۸۹/۰۷/۱۸ ۱۶:۱۸

سلام و درود خدا یر تو ای سردار شهید آذربایجان...
سلام و درود خدا یر تو ای غیرتمند سر افراز

مهدی علی محمدی۱۳۸۹/۰۷/۱۸ ۱۴:۰۲

روحش شاد.

محمد۱۳۸۹/۰۷/۱۸ ۱۳:۴۶

درود بر شهیدان دفاع مقدس
درود برتو ای شهید راه خدا ،درود بر تو شهیدان راه خدا علی،مهدی و حمید باکری.یادتان جاودانه و روحتان شاد باد

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۸ ۰۹:۱۱

از امام خمینی نقل شده اگر می خواهید با شهدا محشور شوید شبها سوره ی حشر را بخوانید .

امير۱۳۸۹/۰۷/۱۸ ۰۷:۵۴

از آنهايي كه در خبرهاي ديگر دري وري مي نويسند و در منفي نگري خود غرق هستند در نظرات اين صفحه خبري نيست! اشكال نداره حتماً كار داشتن.

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۷ ۱۸:۲۷

خوشا به سعادت شهيد باكري

مهرشاد اردشيري۱۳۸۹/۰۷/۱۷ ۱۶:۲۱

بسيار زيبا بود، ممنون از شما، به فكر خانواده آنها هم باشيد...

عباس۱۳۸۹/۰۷/۱۷ ۱۶:۱۸

دلم برای امام وشهدا خصوصا برادران شهیدم تنگ شده خوش به سعادت انها که رفتند وبدا به همه ماها که دراین دنیای پرازدروغ نیرنگ ماندیم وچی می شدکه من هم که همراه برادرانم بودم با انها می رفتم شاید لیاقت نداشتم که حتما همینطور است وشاید مصلحت این بود وانشاا...مدیون آنها درقیامت نباشیم .

سجاد۱۳۸۹/۰۷/۱۷ ۱۵:۵۹

خدايا مرا پاكيزه بپذير خوشابه حال آنان كه دراين قافله نور سرو جان باختند.

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۷ ۱۵:۱۶

خدا امام و شهدا را رحمت کند ...

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۷ ۱۵:۱۵

خدا امام و شهدا را رحمت کند ...

علي۱۳۸۹/۰۷/۱۷ ۱۵:۱۵

بخدا ما هم دلمان براي امام و شهدا تنگ شده -براي آن غيرت وشهامت تنگ شده-
اي كاش بار ديگر آن صفا وصميميت وايثار راميديدم
اي كاش اي كاش
من در عمليات كريلاي 5 پانزده سال داشتم وچند شبانه روز از طرف آموزشگاه شهيد باهنر شر كت نفت اهواز با تعدادي از همكلاسي هايم براي كمك به مجروحين عمليات كربلاي 5 به نقاهتگاههاي خرمكوشك اهواز وخاتم الانبيا رفته بوديم
به خدا ايثار واز خودگذشتگي را در ميان رزمندها ديديم همانند شهداي احد
به رزمندهاي وقتي مي خواستيم آّب ودارو بدهيم ميگفت نه به بعدي بده وقتي بر ميگشتيم سراغشان مي ديديم كه شهيد شده اند .
حداقل قدر انها را بدانيم
ودر اين جنگ قدرت غوطه ور نشويم
قدر ياران وسرداران زنده انان را بدانيم

hasan۱۳۸۹/۰۷/۱۷ ۱۵:۱۲

خدا همه شهدا و امام شهدا را رحت کند کاش الان بودن

محمد۱۳۸۹/۰۷/۱۷ ۱۴:۴۳

ساده و صمیمی..........

چشمانم تر شد. اماما کجایی. عزیزان کجایید. خوبی ها زیبایی ها خدایی ها کجایید........
کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی

کجایید ای سبک روحان عاشق
پرنده‌تر ز مرغان هوایی

کجایید ای شهان آسمانی
بدانسته فلک را درگشایی

کجایید ای ز جان و جا رهیده
کسی مر عقل را گوید کجایی

کجایید ای در زندان شکسته
بداده وام داران را رهایی

کجایید ای در مخزن گشاده
کجایید ای نوای بی‌نوایی


در آن بحرید کاین عالم کف او است
زمانی بیش دارید آشنایی...

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۷ ۱۴:۰۸

سلام دوستان، هر آدم با شرفي ميدونه شهدا نيازي به گفتن ما ندارن، چون آنها جونشون را با خدا و سر بهشت معامله كردن، ولي اگر قدر دونسته بشه آثارمثبتش در زندگي ما و فرزندانمان و جامعه مان باعث بركت و هدايت خواهد شد.

امیر۱۳۸۹/۰۷/۱۷ ۱۲:۱۱

درود خدا بر تمام شهداو دلیرمردانی همچون برادر محسن که همچون شیر از این آب و خاک دفاع کردند. و درود بر امام شهدا که با رهبری عالمانه خود سپاهیان اسلام را به سمت پیروزی رهنمون کرد. ای کاش من هم در ان زمان بودم و در ان حال و هوا میجنگیدم.

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۷ ۱۱:۰۰

درود خدابر رزمندگان اسلام

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۷ ۰۹:۴۲

سلام بر شهیدان و بر صداقتها
دلم برای عشق خالص - طلب زندگی کردن برای خدمت و خدمت و آرزوی شهادت سر نمازها تنگ شده هر چند راه شهادت بسته نشده

اصغرزاده۱۳۸۹/۰۷/۱۷ ۰۹:۳۳

خاطره زیبایی بود. با دیدن تصویر این دو برادر نازنین و دو فرمانده دلاور اسلام فقط گریستم. صد افسوس که اکنون بر خانواده محترم آنها ظلم می رود و این رسم جوانمردی نیست.

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۷ ۰۸:۵۳

من عاشق شهدا هستم

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۷ ۰۲:۰۷

شما سبزا از همه چی می خوایید سوء استفاده کنید! یعنی کل 8 سال جنگ همین داستان بود که آقا محسن ! و شهید باکری توش بود باید تیتر می شد؟ باشه...! خدا بین ما و شما حکم خواهد کرد

عليرضاشيري۱۳۸۹/۰۷/۱۷ ۰۱:۳۱

خدايا مرا پاكيزه بپذير.(شهيدمهدي باكري)

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۶ ۱۸:۱۶

آقایانی که دم از کوروش میزنن حواسشون باشه که جوونهای جبهه وجنگ به ظاهر شاید دیده نمیشن ولی هنوز هم جبهه رو ترک نکرده و نخواهند کرد...

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۶ ۱۵:۵۹

درود بر برادر محسن، سردار دلاور سپاه اسلام، درود بر خانواده سرافراز باکری

سید علی۱۳۸۹/۰۷/۱۶ ۱۴:۳۵

خیلی تاثیرگذار بود.خداوند همه شهداء را با سالار شهیدان آقا امام حسین محشور کنه.

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۶ ۱۴:۲۱

خیلی ها برای ما زحمت کشیدن

برای ما
برای خانواده هامون
برای دوستامون
برای همکارامون
برای بچه هامون
برای عزیزانمون

اما آیا شده حتی به اونها فکر هم بکنیم؟
بعضی ها اصلا این چیزا رو نمی بینن
اگه یه جا بشینن از دلاوریهای آریابرزن و سورنا میگن
اما یه خدا بیامرز شاید به باکری نگن که وجود و آرامشون الانشون رو به اون مدیونن...
چون همه چیز رو از دریچه سیاسی و منافع سیاسی و مادی خودشون می بینن
سلام و درود فراوان به اونهایی که برای ایران و ایرانی در طول تاریخ زحمت کشیدند
از آریا برزن تا مهدی باکری
از سورنا تا همت
وحتی برادر محسن و قالیباف و....


یک جوان ایرانی

بسیجی هشت سال دفهع مقدس از تبریز۱۳۸۹/۰۷/۱۶ ۱۱:۵۳

0یاران چه غریبانه رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه
یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد .

مجيد۱۳۸۹/۰۷/۱۶ ۱۰:۲۷

يادم مي آيد در جريان مناظرات انتخاباتي وقتي آقاي احمدي نژاد آقا محسن را سعي داشت تحقير كند چقدر ناراحت بودم كه با سرداران ما كه مملكت را نجات دادند اينگونه رفتار مي شود . راستي آقاي احمدي نژاد در عمليات هاي مهم كجا بود !!!!!

رضا۱۳۸۹/۰۷/۱۶ ۱۰:۰۷

سلام برشهیدان،سلام بر دوکوهه ،سلام برمجنون،سلام براروندرود،سلام برمهران وسلام برچنگوله،سلام برخاکریزهای تبدار قلاویزان،وسلام برشاخ شهیدان،(شاخ شمیران)سلام برباکری وسلام برامام باکری ،سلام بریاران وهمرزمان باکری ،وبدابحال من وتو بازمانده از غافله شهیدان،ما ماندیم اماچه ماندنی ،یک ماندن مصیبت بار، ازکدام دسته ایم،بی تفاوت های بعد ازجنگ،پشیمان شده ها ازگذشته خود،ویا کسانی که نشسته ایم تا دق مرگ شویم ،چه زود پیام باکری به همرزمانش درخصوص مکافات بعدازجنگ برای بازماندگان جبهه محقق شد،اری انروز ازته دل دعانکردیم برای شهادت وحالا ماندیم برای مصیبتهای بعدجنگ،تنها ماندیم سنگرهایمان ازدعاهای بی ریای تن های خاکی وبی ریای انروزها بدست چه کسانی افتاد بیزارم بیزارم ازخودم ،برای ماندنم!کاش انروز به حرف باکری گوش میدادم وبا سفرباشهیدان ازمصیبت بعد ازجنگ درامان میماندم، اری باکری عزیزم تو ارام بخش قلوب متزلزل من وبسیجیان ریزنقش عملیاتهابودید ،توامید فرماندهان ونقطه اتکا لحظه های سخت درنبرد بودید،تورفتید امام تو وامام بسیجیان رفت ،تواهل بیت خودرابه خدا وبعد ان همرزمانت سپردید،ولی روسیاهم امانتدار خوبی نبودیم ،همان شایسته من است که دق کنم!

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۶ ۰۹:۵۹

برادران عزیز از بیان خاطرات ،گفته وناگفته ها ،فرماندهان جوان و شهید جبهه بخصوص از زبان آقای رضایی که همچون گنجی خاطرات با این عزیزان را در سینه دارد ،غافل نشوید بگویید که شهید مهدی فوق لیسانس داشت ،بگویید که تنها سرداری بود که دجله را فتح کرد ،بگویید که فرمود: بیکر حمید (برادر بزرگوارش)باید در آخر انتقال مجروحین و شهدا منتقل شود.بگویید که مهدی و حمید(ره) هر دو مفقود الجسد شدند یکی در هور و یکی در دجله دفن شدند.

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۶ ۰۹:۲۷

یاد باد آن روزگاران یاد باد

کاظم۱۳۸۹/۰۷/۱۶ ۰۸:۵۷

سلام خوشابحال شان کاش ماهم ذره ای ازتوکل امام وشهیدان داشتیم

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۶ ۰۸:۴۰

پروردگار هدف و آرزوی نهایی شهید باکری و باکری ها را محقق بفرما

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۶ ۰۸:۳۹

سلام و رحمت خداوند پاک بر روان منزه شان باد .یاد خاطره امام شهدا و باکریها و... همیشه در جان و دلمان هست . بیادشان بشدت گریستم بخصوص مظلومیت باکری و خانواده و بازماندگانش.راستی یادتان نرود فرزند دلبند باکری تازه از زندان آزاد شده.مطمینم اصل بلند ولایت فقیه و امامت و رهبری آقا در خون ما و نسل پاک باکری در جریان هست.خداوندا فتنه انطرف و نفاق اینطرف را نابود کن .زنده و جاوید باد خط فکری ناب اسلامی انقلابی امام بزرگمان

اكبر خويي۱۳۸۹/۰۷/۱۶ ۰۷:۳۹

وقتي چهره معصوم حاج مهدي باكري رو مي بينم ياد خدا مي افتم
خدا رحمتش كند

رضا۱۳۸۹/۰۷/۱۶ ۰۱:۰۸

برادر محمود چکار میکردن اون وقتها؟

احسان آذری۱۳۸۹/۰۷/۱۶ ۰۰:۱۰

خیلی زیبا بود حقایق سالهای جنگ یکی از نیازهای ضروری نسل فعلیه تا قهرمانان واقعی و رهبران عاقل و بی نظیر خودشونو خوب بشناسند.

ali۱۳۸۹/۰۷/۱۵ ۲۳:۲۵

چرا از واقعه اخراج مهدی باکری از سپاه پاسداران به اتهام منافق بودن ، یادی نمی کنید و اینکه او بعد از اخراج از سپاه ، در معیت بسیج به جبهه اعزام شد و بلافاصله شهید شد؟

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۵ ۲۳:۰۳

به آن بسیجی دلاور ماهشهری: بخدا ما هم دلمان برای همه آن چیزهایی که گفتی و برای همه خوبیها تنگ شده! هر چه می گردیم کمتر می یابیم. (یکی از نسل انقلاب)

بهنام افخمی۱۳۸۹/۰۷/۱۵ ۲۲:۵۱

خیلی حال کردم. خداوند آقا مهدی،آقا حمید و کلیه شهیدان دفاع مقدس را با انبیا الهی و امامان محشور گرداند راستی از خانواده این بزرگواران که امنیت و آرامش خود را مدیونشان هستیم چه خبر!؟؟؟؟

عليرضا۱۳۸۹/۰۷/۱۵ ۱۹:۴۹

خدا خيرتون بده، نكات ناگفته و زيباي زيادي از جنگ باقي مونده كه اگه نياز به بازگويي داره. لطفا از اين كارا بيشتر انجام بدين

رزمنده۱۳۸۹/۰۷/۱۵ ۱۹:۴۲

آقا مهدی خوش به حالت رفتی و این روزها رو ندیدی!

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۵ ۱۹:۳۳

سلام و درود خدا بر امام خمینی ره . سلام خدا بر شهیدان . اللهم احفظ و اید قائدنا و امامنا الخامنه ای باقرآن روحی له الفداه

lmohammad reza hashemi۱۳۸۹/۰۷/۱۵ ۱۶:۳۹

بیاد آنروزها خواندم و گریستم

حسین۱۳۸۹/۰۷/۱۵ ۱۶:۲۸

تمام فرمایش امام آکنده از صبر و تأکید بر توکل به خداست که رمز همۀ موفقیتها همین است. روح امام و شهدإ شاد

k۱۳۸۹/۰۷/۱۵ ۱۵:۵۲

عالي بودگريه كردم در رابطه باشهدا بيشتر بنوسيد به خانواده هاي شهدا بي احترامي نكنيم.

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۵ ۱۵:۲۱

اشک همه وجودم را فرا گرفته
خدا رحمت کند همه گذشتگان و حفظ کند بازماندگان
سرداران رشید اسلام چه مظلومانه زیستند و رفتند...

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.