آخرین خبرآتش‌سوزی ۲ نفتکش و یک ید‌ک‌کش متخلف در تنگهٔ هرمز
21بازدید
۱

ماجرای سفر نادرشاه به هندوستان و رویارویی با یک کودک

پسر گفت:-مادرم باور نمی‌کند. می‌گوید: نادر مردی سخی است او اگر به تو پول می‌داد یک سکه نمی‌داد. زیاد می‌داد. حرف او بر دل نادر نشست. یک مشت پول زر در دامن او ریخت.

زمان: در کتاب تاریخ نادر شاه نوشته شده است: زمانی که نادر شاه افشار عزم تسخیر هندوستان داشته در راه کودکی را دید که به مکتب می‌رفت.

نادر از او پرسید: پسر جان چه می‌خوانی؟
 پسرک گفت: قرآن.
- از کجای قرآن؟
- انا فتحنا....
نادر از پاسخ او بسیار خرسند شد و از شنیدن آیه فتح فال پیروزی زد.


سپس یک سکه زر به پسر داد امام پسر از گرفتن آن اباکرد.
نادر گفت: چر ا نمی گیری؟
گفت:مادرم مرا می‌زند می‌گوید تو این پول را دزدیده ای.
نادر گفت: به او بگو نادر داده است.

پسر گفت:-مادرم باور نمی‌کند. می‌گوید: نادر مردی سخی است او اگر به تو پول می‌داد یک سکه نمی‌داد. زیاد می‌داد. حرف او بر دل نادر نشست. یک مشت پول زر در دامن او ریخت.

از قضا چنانکه مشهور تاریخ است در آن سفر بر حریف خویش محمد شاه گورکانی پیروز شد.


تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

امید۱۴۰۰/۱۲/۰۱ ۱۲:۲۵

منبع؟

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.