خاطره ای از نوع رفتار و منش داماد حضرت امام(ره)؛
برخورد دکتر بروجردی با یک معترض + عکس با امام و رهبری
ایشان انسانی خوش قلب و بسیار باصفا بود. در این اواخر، معاون ایشان در ایام سفارت ایشان در فنلاند، برایم نقل می کرد که: «یک معترضی بود در فنلاند که هر چند روزی یک بار می آمد و در بیرون سفارت بد و بیراه می گفت و حتی یک بار می خواست با وسایل آتش زا در چوبی سفارت را آتش بزند که پلیس فنلاند آمد و او را دستگیر کرد، ولی...
در پی درگذشت مرحوم دکتر محمود بروجردی داماد حضرت امام خمینی (ره) و همسر سرکار خانم دکتر زهرا مصطفوی که صبح امروز اتفاق افتاد، دکتر محسن رضایی در گفتگو با «تابناک»، به ذکر خاطره ای از ایشان پرداخت که نشان دهنده عمق اعتقاد ایشان به مبانی و اصول نظام جمهوری اسلامی و خلق و خوی اسلامی ایشان است.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در این باره به خبرنگار «تابناک» گفت:
روزهایی که برای ملاقات امام (ره) و ارائه گزارش های جنگ از جبهه به جماران می رفتم و امام را ملاقات می کردم، پس از ملاقات، غالبا آقای بروجردی را می دیدم. همیشه کنار امام بودند و بعضا در یک محلی جلوی بیت امام با احمد آقا و ایشان می نشستیم و با توجه به روحیه با نشاط و شوخ ایشان، ساعتی گفت وگو می کردیم.
بعضی مواقع هم شهید بزرگوار آیةالله صدوقی به جمع ما اضافه می شد و یک بار که بحث و شوخی ما بالا گرفت، آقای صدوقی با همان لهجه یزدی خود، به آقای بروجردی گفتند که شما برهان قاطع می گویید! از آن به بعد، هر گاه به جماران می رفتم، آقای بروجردی که از دورادور من را می دید، می گفت، برهان قاطع دارید؟ و هر دو می خندیدیم.

ایشان انسانی خوش قلب و بسیار باصفا بود. در این اواخر، معاون ایشان در ایام سفارت ایشان در فنلاند، برایم نقل می کرد که:
«یک معترضی بود در فنلاند که هر چند روزی یک بار می آمد و در بیرون سفارت بد و بیراه می گفت و حتی یک بار می خواست با وسایل آتش زا در چوبی سفارت را آتش بزند که پلیس فنلاند آمد و او را دستگیر کرد، ولی آقای بروجردی گفت وی را آزاد کنید.
با وجود این، آن فرد معترض، هفته های بعد هم می آمد و فحاشی می کرد که آقای بروجردی می گفتند، بروید و از او پذیرایی کنید و یک بار هنگامی که برای او شربت بردند، او با عصبانیت زیر لیوان زد و آن را شکست.
دوباره یک هفته بعد، همان فرد آمد و سر و صدا راه انداخت. آقای بروجردی خودش رفت و با او سخن گفت. او با این که کمی آرام شده بود، باز هم با فحاشی از آنجا رفت.
فردای آن روز، همان فرد آمد و گفت: می خواهم با سفیر صحبت کنم. وقتی آقای بروجردی آمد به او گفت: مشکلت چیست؟

آن فرد گفت: 23 سال است که نمی گذارند، به ایران بروم.
آقای بروجردی گفت: اگر ویزا بدهیم که به ایران بروی، مشکلت حل می شود؟
وی گفت: نه. اگر من بروم، مرا می گیرند.
آقای بروجردی گفت: چنین چیزی واقعیت ندارد.
او گفت: در تلویزیون های اینجا می گویند که در ایران فضای خفقان بسیار بدی است.
که آقای بروجردی به او گفت: اینها تبلیغات است و کسی با تو کاری ندارد و برای همین به او ویزا داد.
وی پس از مدتی که به ایران آمد و برگشت، به کلی پشیمان شده بود و مرتب در مراسم سفارت شرکت می کرد و از طرفداران جمهوری اسلامی شد.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در این باره به خبرنگار «تابناک» گفت:
روزهایی که برای ملاقات امام (ره) و ارائه گزارش های جنگ از جبهه به جماران می رفتم و امام را ملاقات می کردم، پس از ملاقات، غالبا آقای بروجردی را می دیدم. همیشه کنار امام بودند و بعضا در یک محلی جلوی بیت امام با احمد آقا و ایشان می نشستیم و با توجه به روحیه با نشاط و شوخ ایشان، ساعتی گفت وگو می کردیم.
بعضی مواقع هم شهید بزرگوار آیةالله صدوقی به جمع ما اضافه می شد و یک بار که بحث و شوخی ما بالا گرفت، آقای صدوقی با همان لهجه یزدی خود، به آقای بروجردی گفتند که شما برهان قاطع می گویید! از آن به بعد، هر گاه به جماران می رفتم، آقای بروجردی که از دورادور من را می دید، می گفت، برهان قاطع دارید؟ و هر دو می خندیدیم.

ایشان انسانی خوش قلب و بسیار باصفا بود. در این اواخر، معاون ایشان در ایام سفارت ایشان در فنلاند، برایم نقل می کرد که:
«یک معترضی بود در فنلاند که هر چند روزی یک بار می آمد و در بیرون سفارت بد و بیراه می گفت و حتی یک بار می خواست با وسایل آتش زا در چوبی سفارت را آتش بزند که پلیس فنلاند آمد و او را دستگیر کرد، ولی آقای بروجردی گفت وی را آزاد کنید.
با وجود این، آن فرد معترض، هفته های بعد هم می آمد و فحاشی می کرد که آقای بروجردی می گفتند، بروید و از او پذیرایی کنید و یک بار هنگامی که برای او شربت بردند، او با عصبانیت زیر لیوان زد و آن را شکست.
دوباره یک هفته بعد، همان فرد آمد و سر و صدا راه انداخت. آقای بروجردی خودش رفت و با او سخن گفت. او با این که کمی آرام شده بود، باز هم با فحاشی از آنجا رفت.
فردای آن روز، همان فرد آمد و گفت: می خواهم با سفیر صحبت کنم. وقتی آقای بروجردی آمد به او گفت: مشکلت چیست؟

آن فرد گفت: 23 سال است که نمی گذارند، به ایران بروم.
آقای بروجردی گفت: اگر ویزا بدهیم که به ایران بروی، مشکلت حل می شود؟
وی گفت: نه. اگر من بروم، مرا می گیرند.
آقای بروجردی گفت: چنین چیزی واقعیت ندارد.
او گفت: در تلویزیون های اینجا می گویند که در ایران فضای خفقان بسیار بدی است.
که آقای بروجردی به او گفت: اینها تبلیغات است و کسی با تو کاری ندارد و برای همین به او ویزا داد.
وی پس از مدتی که به ایران آمد و برگشت، به کلی پشیمان شده بود و مرتب در مراسم سفارت شرکت می کرد و از طرفداران جمهوری اسلامی شد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
رحمت خدا بر او و پدر و مادر و برادر زن او و عزت و سلامتی برای همسر او و خانواده او
چه مدت و چه سالهایی در فنلاند بودند؟
خدا رحمتش کند.
خداوند ایشان را غریق رحمت بی منتهای خود گرداند-جهت شادی روح ایشان فاتحه ای هدیه کنید.
نگاه کنید این شخص یکی از کسانی بود که نه تنها اخلاق امامان و پیامبران را میدانست بلکه از اونا یاد گرفته بود و عمل هم میکرد اگه همه مسئولین اینطور برخورد میکردنند کشور ما هیچ وقت مشکلات کنونی رو نداشت
به اين ميگن بصيرت
ادم خوبي بوده خدايش بيامرزد
احسنت.شیوه مدیریتی صحیح همین است .
معلومه اگر كسي جمهوري اسلامي را بشناسد عاشقش مي شود.اي كاش بشه به همه معرفي كرد مخصوصا افراد داخل كشور...حالا يا با ويزا يا چيزهاي ديگر..
خدا بيامرزدش. از خوبي ها و بزرگواري هاي ايشان هرچه بگويند جاي تعجبي ندارد چون ايشان جزء خانواده حضرت امام و داماد ايشان هستند. صبرو حوصله ايشان نيز در برخورد ناشايست هم وطنمان در فنلاند جاي تقدير دارد. انصافا خيلي آدم ميخواد كه نسبت به توهين و فحاشي صبرو حوصله كند. خداوند روح ايشان را با روح اهل بيت س محشور گرداند.
خداوند او را رحمت كند و لي سزاوار نيست سياسيون حاكم و داراي قدرت الان با بيت امام بخصوص حاج حسن آقاي بخاطر اعتقادش اينگونه سرد برخورد نمايند
روحش شاذ وبا محمد (ص)محشور باد به یاد حکایت بر خورد نبی مکرم اسلام با هتاکان به حضرتشان افتادم که چگونه دشنام را با محبت پاسخ میگفتند
یرحمه الله
بسم الله الرحمن الرحیم
خاطره بالا یاد رفتارهای ائمه علیهم السلام را در ذهن انسان زنده می کند. به یاد دارم ایشان در پنجمین سمینار بررسی سیره عملی و نظری امام خمینی ره سخنرانی کرد و از قول امام نقل کرد که اگر کسی بوستان سعدی را نخوانده باشد گویی کتابی را نخوانده است. خدای رحمتش کند. با تشکر
خداوند ایشان را رحمت کند
بد نیست مسئولین داخلی یاد بگیرند وتحملشان را بیشتر کنند !
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.