رفتن به محتوای اصلی
آخرین خبرتکذیب ادعای تایمز درباره توزیع قرص یُد
3بازدید
۰

در نيمه سوخته...!

چند داستانك به مناسبت ايام فاطميه

1
داشتی خودت را به خاطر من به کشتن می دادی عزیزم! راستی حال «محسن» چطور است؟

****
2
کودک، نفس نفس می زد: «بابا سلام... فضه گفت: بیا!» مرد از هوش رفت ...
(منبع: بحارالانوار، ‌جلد 43، ص 214 - 215)

****

3
به نجّار گفت: مي تواني دري برايم بسازي؟
نجار پرسيد: براي كجا؟
مرد پاسخ داد: براي در ورودي خانه ام.
نجار پرسيد: مگر در خانه ات چه شده؟ مرد گريست ...

****

4
مانده بود چه بگوید. حرفی برای گفتن نداشت. از خجالت سرش را پایین انداخته بود و اشک می ریخت. چاره ای نبود ... دو دستی امانتی را تحویل داد و گفت: «ببخشید! امانتدار خوبی نبودم؛ پهلویش شکست ...»

محمد ممبيني

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.