دعوتنامه امامحسين(ع) براي يك دانشآموز
آموزش و پرورش بجنورد برای تشویق کمک به عتبات دو هدیه سفر کربلا اختصاص داد. یک هدیه برای دانش آموزان و یک هدیه برای فرهنگیان، در مراسم قرعهکشی که با حضور جمع کثیری از فرهنگیان برگزار شد شماره ۴۷ به قید قرعه درآمد، همه گفتند خوش به حال صاحب این شماره، ببینیم نام کدام دانش آموز خوششانسی است، تا نام دانش آموز را خواندیم، زینب وحیدی همان دختر روستایی که به امام حسین نامه نوشته است، فرهنگیان که از ماجرای کمک این دختر اطلاع داشتند اشک شوق ریختند، جلسه منقلب شد و همه گریان از این حسن انتخاب تصادفی.
زینب وحیدی دختر ۱۳ ساله دانشآموز دوم راهنمایی روستای آبچور از توابع بجنورد که نامهای به امام حسین (ع) نوشت و چهزود دعوتنامه خود را از امام حسین دریافت کرد!
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج، زینب وحیدی دختر ۱۳ ساله دانش آموز دوم راهنمایی روستای آبچور از توابع بجنورد که نامهای به امام حسین علیه السّلام نوشت و چهزود دعوتنامه خود را از امام حسین دریافت کرد! این ماجرای خواندنی را از زبان زینب نقل میکنیم:
در چه خانوادهای زندگی میکنی و چه عاملی باعث شد به یاد امام حسین بیفتی؟
پدرم کارگر ساده است، مادرم خانهدار، یک خانواده ۶ نفره هستیم، به مناسبت دهه فجر سال ۸۹ از طرف مدرسه روستا در مسابقه حفظ سوره فجر شرکت کرده و یک کارت بانکی با ارزش ده هزارتومان هدیه گرفتم. این کارت را خیلی دوست میداشتم و آن را به خوبی نگهداری میکردم. یک هفته بعد از طرف مدرسه به دانش آموزان گفتند برای بازسازی حرم مطهر امام حسین علیه السّلام از طریق ستاد بازسازی عتبات کمک جمعآوری میکنند. من هم همین کارتی را که گرفته بودم با نامهای که نوشتم هدیه دادم.
در نامه چه نوشتی؟
نوشتم: «به نام خدا – نامه مینویسم برای امام حسین علیه السّلام – خیلیها دل دارند که به کربلا بروند، بعضی میگویند باید پولدار شویم تا به کربلا برویم، ولی من میگویم باید قسمت شود و کربلا ما را بخواهد. من این نامه را که مینویسم اشک از چشمهایم جاری میشود، خدایا، میشود روزی که کربلا بیایم و کنار ضریح آن امام بزرگوار درددل کنم، من این هدیه را که در ۲۰ بهمن ۸۹ برای حفظ سوره فجر گرفتم به این نیت میدهم تا امام حسین علیه السّلام را همیشه بهیاد آورم، اگر من پول زیادی داشتم، هیچوقت دریغ نمیکردم ولی پدرم یک کارگر ساده است و برای درس و مخارج ما کار میکند».
بعد چه شد؟
نامه مرا مدیر مدرسه خوانده بود، سر صف آمد و گفت: آیا شما دانش آموزان معلم و مدیرتان را به گریه انداختهاید؟ همه گفتند: نه. مدیر گفت: زینب با نامهاش مرا به گریه انداخت و شب تا صبح گریه کردم، بعد از آن یک کارت دیگر پارسیان خودش به من هدیه داد.
کی و چطور به کربلا آمدی؟
یک روز به من و خانوادهام اطلاع دادند آموزش و پرورش میخواهد زینب را به سفر کربلا ببرد. بعد هم گذرنامه تهیه کردند و تاریخ سفر پنجم تیر یعنی بعد از امتحانات خرداد اعلام شد و آقا امام حسین دعوتنامه مرا امضا کرد.
سوال از آقای رازی مدیر کاروان زینب: این کاروان چگونه عازم کربلا شد؟
آموزش و پرورش بجنورد برای تشویق کمک به عتبات دو هدیه سفر کربلا اختصاص داد. یک هدیه برای دانش آموزان و یک هدیه برای فرهنگیان، در مراسم قرعهکشی که با حضور جمع کثیری از فرهنگیان برگزار شد شماره ۴۷ به قید قرعه درآمد، همه گفتند خوش به حال صاحب این شماره، ببینیم نام کدام دانش آموز خوششانسی است، تا نام دانش آموز را خواندیم، زینب وحیدی همان دختر روستایی که به امام حسین نامه نوشته است، فرهنگیان که از ماجرای کمک این دختر اطلاع داشتند اشک شوق ریختند، جلسه منقلب شد و همه گریان از این حسن انتخاب تصادفی.
تعدادی از معلمها داوطلبانه ۳۰۰ هزار تومان کمک هزینه سفر زینب به کربلا را تقبل کردند. تعدادی از خانم معلمها هم آمادگی خود را برای حضور در کاروانی که زینب را به کربلا میبرد اعلام کردند، شور و هیجان خاصی در جمعیت حاضر افتاده بود، به این ترتیب تصمیم گرفته شد این کاروان فرهنگی با هزینه خودشان عازم کربلا شوند و من هم که سابقه مدیریت کاروان داشتم توفیق خدمت به آنها را یافتم، جالب اینکه هنگام عبور کاروان از مرز مهران، شماره کاروان ما ۱ بود و امیدوارم در پیشگاه آقا امام حسین نیز شماره ۱ باشیم.
سوال از زینب: در اولین نگاه به حرم و ضریح آقا امام حسین علیه السّلام چه حالی داشتی و چه خواستی؟
برای دیدن بارگاه مطهر آقا امام حسین لحظه شماری میکردم، با دیدن ضریح مطهر بیاختیار اشک از چشمهایم جاری شد، احساس رضایت داشتم و برای همه آرزومندان و پدر و مادرم دعا کردم، از خدا خواستم کمک کند تا نمازم را اول وقت بخوانم.
چه توصیهای برای دانش آموزان همسن و سال خود داری؟
توصیه من به این دختر خانمها این است که حجاب خودرا حفظ کنند و مواظب باشند خون شهدا پایمال نشود، نماز اول وقت بخوانند و به پدر و مادرشان احترام بگذارند.
لازم به یادآوری است که سیمای معصوم و بااخلاص زینب، از او چهرهای محبوب بین اعضای کاروان ساخته است، خانم معلمها تقاضا دارند زینب با آنها هماتاق باشد تا بیشتر از صفای باطن او بهره ببرند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج، زینب وحیدی دختر ۱۳ ساله دانش آموز دوم راهنمایی روستای آبچور از توابع بجنورد که نامهای به امام حسین علیه السّلام نوشت و چهزود دعوتنامه خود را از امام حسین دریافت کرد! این ماجرای خواندنی را از زبان زینب نقل میکنیم:
در چه خانوادهای زندگی میکنی و چه عاملی باعث شد به یاد امام حسین بیفتی؟
پدرم کارگر ساده است، مادرم خانهدار، یک خانواده ۶ نفره هستیم، به مناسبت دهه فجر سال ۸۹ از طرف مدرسه روستا در مسابقه حفظ سوره فجر شرکت کرده و یک کارت بانکی با ارزش ده هزارتومان هدیه گرفتم. این کارت را خیلی دوست میداشتم و آن را به خوبی نگهداری میکردم. یک هفته بعد از طرف مدرسه به دانش آموزان گفتند برای بازسازی حرم مطهر امام حسین علیه السّلام از طریق ستاد بازسازی عتبات کمک جمعآوری میکنند. من هم همین کارتی را که گرفته بودم با نامهای که نوشتم هدیه دادم.
در نامه چه نوشتی؟
نوشتم: «به نام خدا – نامه مینویسم برای امام حسین علیه السّلام – خیلیها دل دارند که به کربلا بروند، بعضی میگویند باید پولدار شویم تا به کربلا برویم، ولی من میگویم باید قسمت شود و کربلا ما را بخواهد. من این نامه را که مینویسم اشک از چشمهایم جاری میشود، خدایا، میشود روزی که کربلا بیایم و کنار ضریح آن امام بزرگوار درددل کنم، من این هدیه را که در ۲۰ بهمن ۸۹ برای حفظ سوره فجر گرفتم به این نیت میدهم تا امام حسین علیه السّلام را همیشه بهیاد آورم، اگر من پول زیادی داشتم، هیچوقت دریغ نمیکردم ولی پدرم یک کارگر ساده است و برای درس و مخارج ما کار میکند».
بعد چه شد؟
نامه مرا مدیر مدرسه خوانده بود، سر صف آمد و گفت: آیا شما دانش آموزان معلم و مدیرتان را به گریه انداختهاید؟ همه گفتند: نه. مدیر گفت: زینب با نامهاش مرا به گریه انداخت و شب تا صبح گریه کردم، بعد از آن یک کارت دیگر پارسیان خودش به من هدیه داد.
کی و چطور به کربلا آمدی؟
یک روز به من و خانوادهام اطلاع دادند آموزش و پرورش میخواهد زینب را به سفر کربلا ببرد. بعد هم گذرنامه تهیه کردند و تاریخ سفر پنجم تیر یعنی بعد از امتحانات خرداد اعلام شد و آقا امام حسین دعوتنامه مرا امضا کرد.
سوال از آقای رازی مدیر کاروان زینب: این کاروان چگونه عازم کربلا شد؟
آموزش و پرورش بجنورد برای تشویق کمک به عتبات دو هدیه سفر کربلا اختصاص داد. یک هدیه برای دانش آموزان و یک هدیه برای فرهنگیان، در مراسم قرعهکشی که با حضور جمع کثیری از فرهنگیان برگزار شد شماره ۴۷ به قید قرعه درآمد، همه گفتند خوش به حال صاحب این شماره، ببینیم نام کدام دانش آموز خوششانسی است، تا نام دانش آموز را خواندیم، زینب وحیدی همان دختر روستایی که به امام حسین نامه نوشته است، فرهنگیان که از ماجرای کمک این دختر اطلاع داشتند اشک شوق ریختند، جلسه منقلب شد و همه گریان از این حسن انتخاب تصادفی.
تعدادی از معلمها داوطلبانه ۳۰۰ هزار تومان کمک هزینه سفر زینب به کربلا را تقبل کردند. تعدادی از خانم معلمها هم آمادگی خود را برای حضور در کاروانی که زینب را به کربلا میبرد اعلام کردند، شور و هیجان خاصی در جمعیت حاضر افتاده بود، به این ترتیب تصمیم گرفته شد این کاروان فرهنگی با هزینه خودشان عازم کربلا شوند و من هم که سابقه مدیریت کاروان داشتم توفیق خدمت به آنها را یافتم، جالب اینکه هنگام عبور کاروان از مرز مهران، شماره کاروان ما ۱ بود و امیدوارم در پیشگاه آقا امام حسین نیز شماره ۱ باشیم.
سوال از زینب: در اولین نگاه به حرم و ضریح آقا امام حسین علیه السّلام چه حالی داشتی و چه خواستی؟
برای دیدن بارگاه مطهر آقا امام حسین لحظه شماری میکردم، با دیدن ضریح مطهر بیاختیار اشک از چشمهایم جاری شد، احساس رضایت داشتم و برای همه آرزومندان و پدر و مادرم دعا کردم، از خدا خواستم کمک کند تا نمازم را اول وقت بخوانم.
چه توصیهای برای دانش آموزان همسن و سال خود داری؟
توصیه من به این دختر خانمها این است که حجاب خودرا حفظ کنند و مواظب باشند خون شهدا پایمال نشود، نماز اول وقت بخوانند و به پدر و مادرشان احترام بگذارند.
لازم به یادآوری است که سیمای معصوم و بااخلاص زینب، از او چهرهای محبوب بین اعضای کاروان ساخته است، خانم معلمها تقاضا دارند زینب با آنها هماتاق باشد تا بیشتر از صفای باطن او بهره ببرند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
به خدا اربابی ب برازندشه دیگه......هوای زینب و داره...فقرا رو امام حسین کافی دنیا مال اوونایی که دنبالش هستند....زینب و 90درصد مردم ایران هم دنبال اربابشون میرن
السلام عليك يا اباعبدالله الحسين
واقعا زيبا بود اشك من هم در اومد من خيلي وقته دلم ميخواد برم كربلا ولي هنوز نشده واقعا اينجاست كه ميفهم بايد صاف باشي و دلت دريا باشه و اعتقاد داشته باشي خوشحالم كه دوست دار اهل بيتم
السلام عليك يا اب عبدالله
ای یک دله صد دله دل یک دله کن. مهردگران را ز دل خود یله کن.
یک صبح به اخلاص بیابردرما.
كام تو اگر روا نشدازما گله کن
التماس دعا
آفرین زینب عزیز ، بخدا قسم نمی توانم جلوی گریه ایم را بگیرم زینب جان برای من هم دعا کن ، برای مریض ها ، برای بی خانمانها ، برای قرض دارا التماس دعای مخصوص زینب جان فدات بشم
یا ابا عبد الله جانم فدایت
اللهم الرزقنا
به خدا قسم وقتی این گزارش را خواندم بی اختیار صورتم غرق در اشک شد. شک ندارم که این از عنایات امام حسین ع است.خداوند نصیب مان هم بکند.
خوشا به سعادت با عزتش دست راستش بر سر ما
امام صادق (ع) به اصحاب خود فرمود: سوره فجر را در نمازهای واجب و مستحب خود قرائت کنید که این سوره به حضرت امام حسین اختصاص دارد… مقصود از نفس مطمئنه آن حضرت و شیعیان او است »
خوشا به حال زینب عزیز ...
دمتان گرم اشک ما را درآوردی . کجا هست این خلوص نیت و پاکی قلب . خداوندا زینب را در پناه خود حفظ و ما را در زینب بودن خود کمک فرما . آمین
خوش به حاش حتما خوب بوده كه آقا دعوت كرده
ما هم دعوت شديم اما آنقدر غرق در اشتباه و گناه بوديم كه تمام مدت حضور در شهر پاك و مقدس كربلا خجالت زده بوديم كه آقا ما رو طلبيده و با اين كار به ما درس عبرت آموختند .
سلام بر سالار شهيدان حضرت ابا عبدالله الحسين و خاندان پاك و مهربان و بزرگوارشان.
دل پاك - نيت پاك و خدايي كه در اين نزديكي است و اوست كه مي فرمايد هرچه مي خواهيد از من بخواهيد كه از رگ گردن به شما نزديكترم
خوب پدر و مادر زینب پس چی؟
مگه نه اینکه اونا تربیتش کردن؟
کاش صدای مرا نیز خدا می شنید که نیاز به کمک دارم و برایش بارها نامه نوشته ام.
خدواوند و ائمه معصومين به نيات پاك و خالصانه كمك مي كنند هركس باشد
بسیار زیبا
اشک از چشمانم جاری شد.....
خوش به سعادتش كه امام حسين (ع) اينجوري بهش نظر لطف داشته
چون امام حسین علیهم السلام همه زندگیش رادر راه خدا دادوخداوند همه چیزدنیا واخرت خاصا قلوب شیعیان رابه امام حسین (ع)عطا فرمود
خیلی جالب .
به نام خدا
عشق به امام حسین و عنایات آقا در تمام دوران بوده و کاری به سیاست و حکومت و کشور و طائفه ندارد . بعضی وقتها مثل همین مورد زینب خانم اشک را به چشم آدم می آورد . خوش به حالش که با آن معصومیت کودکانه و صفای دلش دعوت نامه مقبول گرفته و مشرف شده . و وای به حال ما که نان امام حسین را می خوریم و غافلیم .
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع)
وباسلام بر زینب خانم که اینچنین عاشقانه به زیارت امام خویش شتافتند زیارتشان مقبول
زينب خانم خوشا يه سعادتت
یا حسین.......فقط اشک ریختم و تنم لرزید از این دعوت قشنگ..خوش بحالت زینب خانوم.الماس دعا
ما هم اشک ریختیم.السلام علیک یا ثار الله
انشااله به سلامت برود و با زيارت مقبول بازگردد
اللهم الرزقنا کرب و بلا................
اینجاست که مگین " نیت مهمه "
خوش به سعادتشان
السلام و علیک یا اباعبدالله
ممنون.. چشمانم اشک آلود شد...
خدا به این دختر و خانواده اش برکت بدهد.
خوشا به سعادت زینب خانم.
زیارت باید اینگونه باشد: با خلوص دل و صفای باطن.
بسمه تعالي
در اينكه در خيلي از مواقع اين ما نيستيم كه تير مي اندازيم شكي نيست.
البته خداوند هر انكس را كه بخواهد هدايت مي كند.
عبادتش مقبول و هميشه بر صراط حق بماند.
انشاءالله
اشک منم در اوردش چه حس خوبی دارم الان بعد این همه گناه ، عجیبه
سلام
بعد از مدتها اشك از چشمانم بدون اختيار جاري شد دلم ميخواهد هزاران بار خدا را شكر كنم كه شيعه هستم و امام و مقتدايي چون حسين ع دارم كه با انهمه بزرگي و عظمت نگاه به دل اين دختر پاك ومعصوم كرده خوشا بحال زينب كه امام نگاهش كرده و دوستش دارد ممنونم از اين مطلبي كهنوشتيد
خوشابه حالت زينب جان كه مورد لطف آقايمان اباعبدا...قرارگرفتي.مارا هم دعاكن ....
بسم رب الحسین
با سلام
خبر منقلب کننده بود ولی به نظر من تصادفی
در کار نبوده پاسخی بوده از طرف امام حسین علیه السلام به این دانش آموز
السلام علیک یا اباعبدالله
عشق حسین است چه ها می کند . . .
احسنت . اینها باید الگو باشند .
چه زيبا بود. اين همه صداقت
بوی سالهای ابتدای دهه شصت می دهد این گزارش...یاد شهیدی می افتم که با همه عوارض جانکاه شیمیایی اش شکایت نمی کردنداما تا نام مبارک خانم رقیه (س) می آمد می گریست چون کودکی که از مادر دور افتاده باشد....یاد همه ی شهدا بخیر
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.