آخرین خبرحمله تند کیهان به علی دایی و عادل فردوسی‌پور
4587بازدید
۴۱

چه عواملي رفتار اجتماعي ما ايرانيان را عقب نگه داشته؟

مسلمان هميشه مشغول معامله با خداست و دوست دارد مطلوبترين عکس العمل را نشان دهد. در برابر کسي که در خيابان آشغال مي‌ريزد، عکس العمل ما چگونه بايد باشد؟ خودمان زباله را از روي زمين برداريم؟ از او بخواهيم که خودش آن را بردارد؟ با تکان دادن سر، نادرستي عملش را به او بفهمانيم؟ با زبان به او تذکر دهيم؟ با چه عبارتي؟

چه عواملي رفتار اجتماعي ما ايرانيان را عقب نگه داشته؟
محمد مطهري فرزند استاد شهيد مطهري در يازدهمين بخش از سلسله مقالات خود درباره معضلات اجتماعي جامعه ايراني، اين بار فقر آموزش رفتار اجتماعي در کشورمان را تشريح کرده است. وي مي‌نويسد:
در دي ماه 1382 چند نفر از افرادي که در زلزله کم سابقه و مرگبار بم تسليم مرگ نشدند و پيکر مجروح اما زنده آنان با فداکاري‌هاي بسيار از بم به کرمان و از کرمان به تهران رسيد به خاطر نبود فرهنگ راه دادن به آمبولانس، در ترافيک خيابان آزادي تهران جان دادند...

عده‌اي گمان مي‌کنند که ريشه مشکلات رفتاري ما ايرانيان فقط اين است که «مي دانيم ولي عمل نمي‌کنيم»؛ مي‌دانيم آشغال ريختن در معابر يا پارتي بازي در ادارات کار نادرستي است ولي باز انجام مي‌دهيم. بله، در مواردي امر بر همين منوال است، اما موارد بسيار زيادي را مي‌توان سراغ داد که عمل نمي‌کنيم چون «نمي‌دانيم»؛ انجام نمي‌دهيم چون «آموزش نديده‌ايم».

علاقه به «کلي گويي» در کشور ما کم نيست و گاهي چنين پنداشته مي‌شود که با تکرار پشت تکرار عبارات کلي از قبيل «با هم مهربان باشيم»، «حق يکديگر را پايمال نکنيم»، «امر به معروف و نهي از منکر کنيم» و... کمک بزرگي به اصلاح جامعه شده است. روشن نساختن موارد و مصاديق کلياتي که معمولا همه مي‌دانند، يکي از عواملي است که رفتار اجتماعي ما را عقب نگهداشته است...

به زيارت ائمه عليهم السلام هم که مي‌رويم مشکل رفتاري وجود دارد. عده‌اي تصور مي‌کنند بدون لمس ضريح ولو به قيمت آزار و هل دادن ديگران زيارتشان قبول نمي‌شود. برخي ديگر هر وقت دلشان خواست در چند متري ضريح با صداي بلند تقاضاي صلوات پشت صلوات ـ که حتما بايد از قبلي بلندتر هم باشد! ـ مي‌کنند و آرامش و تمرکز ديگران را بر هم مي‌زنند...

گهگاه از رفتار تماشاگران گله مي‌شود اما آموزشي در کار نيست. ناهنجاري‌هاي رفتاري تماشاگران همه مربوط به از جا کندن صندلي ورزشگاه نيست تا بگوييم تماشاگر رفتار صحيح را مي‌داند و فقط عمل نمي‌کند. مثلا يار حريف مي‌خواهد در بسکتبال پنالتي پرتاب کند. وظيفه ما به عنوان تماشاگر در اين لحظه چيست؟ ساکت بمانيم؟ آنقدر سر و صدا و احيانا هو کنيم تا حواسش پرت شود؟ اگر بازيکن کشور بيگانه يک پرتاب عالي انجام داد او را تشويق کنيم يا نکنيم؟ ما حتي هنوز به برخي بازيکنان فوتبال ـ گاهي در سطح ملي ـ نتوانسته‌ايم ياد بدهيم که پس از اعلام پنالتي به داور اعتراض نکنند...

حتي گاهي در فرا گرفتن آداب اسلامي هم به کليات اکتفا مي‌شود. مي‌دانيم نبايد به غيبت گوش کنيم. اما در مواجهه با غيبت چه کنيم؟ مستقيما به طرف مقابل بگوييم غيبت نکن؟ سخنش را قطع کرده مطلب ديگري پيش بکشيم؟ اگر قرار است مجلس غيبت را ترک کنيم به چه نحو اين کار را انجام دهيم؟ به نحوي که ديگران بفهمند؟ با چه حالتي؟ گشاده رويي يا خشم يا به حال عادي؟...

از طرف ديگر، وقتي با يک رفتار ناصحيح مواجه مي‌شويم و مي‌خواهيم عکس العملي نشان دهيم. اينجا هم به دليل فقدان آموزش رفتاري، هر کس به اجتهاد و تشخيص خود وارد ميدان مي‌شود...

مسلمان هميشه مشغول معامله با خداست و دوست دارد مطلوبترين عکس العمل را نشان دهد. در برابر کسي که در خيابان آشغال مي‌ريزد، عکس العمل ما چگونه بايد باشد؟ خودمان زباله را از روي زمين برداريم؟ از او بخواهيم که خودش آن را بردارد؟ با تکان دادن سر، نادرستي عملش را به او بفهمانيم؟ با زبان به او تذکر دهيم؟ با چه عبارتي؟

ما گاهي نه تنها با رفتار ناصحيح مخالفت نمي‌کنيم بلکه به آن دامن مي‌زنيم. فردي مي‌گويد مسير تهران تا مشهد را هفت ساعته طي کرده است. با اين فرد بي توجه که با جان خود بازي کرده و جان ديگران را هم به خطر انداخته، مثل يک قهرمان برخورد مي‌کنيم. به جاي بي اعتنايي يا نکوهش، مي‌گوييم باور نمي‌کنيم و او هم قسم پشت قسم مي‌خورد تا سرانجام دو طرف بر سر هشت ساعت به توافق مي‌رسند!

مواردي که به جاي نکوهش تشويق مي‌کنيم زياد است. به همين دليل يک راه جمع کردن مردم به دور خود در فرهنگ ما بازي کردن با جان است، بدون آنکه کوچکترين تمهيدات ايمني رعايت شود. فراموش نکرده‌ايم که جوان 32 ساله‌اي که بدون لوازم ايمني لازم در روز 22 بهمن 85 از برج ميدان آزادي بالا رفته بود مورد تشويق قرار گرفت و دقايقي بعد به پايين سقوط کرده جان باخت.

حتي صنف‌هاي مختلف معمولا آموزش رفتار اجتماعي ويژه خود را نديده‌اند.
در فرهنگ ما «راننده تاکسي» يعني کسي که داراي ماشيني به رنگ خاص و نيز گواهينامه است و خيابانها را هم بلد است. ديگر لازم نيست کسي به او آموزش دهد که اگر مسافر در را محکم تر از حد لازم بست چگونه بايد با او سخن گفت؟ اگر کسي کرايه نداشت چگونه بايد با او برخورد کرد؟ آيا راننده تاکسي حق دارد به مسافر به خاطر نداشتن پول خرد اعتراض کند؟ اينها ديگر بسته به ميل راننده است و آموزشي هم در کار نيست و راه براي انواع کشمکشها باز است.

به همين منوال، «منشي» يعني کسي که بلد است گوشي را بردارد و به داخلي وصل کند. آيا لااقل يک جزوه آموزشي دربارۀ آداب صحبت کردن در تلفن که خود چندين حالت دارد به او داده شده است؟

«مصاحبه گر تلويزيون» يعني کسي که داراي روحيه اجتماعي است و سراغ افراد رفته مصاحبه مي‌گيرد، اما لزوما به او آموزشي در مورد حرمت افراد داده نشده است. آيا اگر کسي گفت "مصاحبه نمي‌کنم" گزارشگر يا تدوين کننده حق دارد همين قسمت را در گزارش خود قرار دهد؟ آيا خبرنگار براي تهيه گزارش از مراکز مشاوره حق دارد صداي کسي را که به خيال خود دارد به طور خصوصي با يک مشاور صحبت مي‌کند براي دهها ميليون انسان پخش کند (مثل گزارش اخير در اخبار 19:15 از مرکز مشاوره 129)؟

«مأمور» يعني کسي که بلد است با دستبند متهم را از خانه‌اش به کلانتري بياورد. آيا به او راه حفظ آبروي متهمي که به خاطر «نداشتن» کارش به بازداشت کشيده، آموزش داده شده است؟ حتما بايد او را با دستبند از محله عبور داد؟ آيا به کسي که اختيار دارد افراد را ممنوع الخروج کند نحوه و زمان اطلاع دادن به فرد مورد نظر هم آموزش داده شده است؟ جايي بهتر از فرودگاه آن هم در لحظه آخر براي مطلع ساختن از ممنوع الخروج بودن افراد وجود ندارد؟ آيا به افسران راهنمايي که از داخل ماشين به رانندگان تذکر مي‌دهند لحن سخن گفتن با مردم آموزش داده شده است؟

«خادم مسجد» يعني کسي که درهاي مسجد را در ساعات معين باز کرده و مراقب مسجد باشد. آيا به او نحوه مواجهه با کودکان که در اولين روزهاي تمرين عبادت با او مواجه مي‌شوند آموزش داده شده است؟

چرا راه دور برويم. من به عنوان يک روحاني که لباس دين به تن دارم در جامعه پيچيده کنوني چگونه بايد رفتار کنم؟ چهارده سال پيش که عمامه بر سر گذاشتم آيا کسي به من جزوه‌اي داد که براي حفظ حرمت اين لباس در صدها موقعيت مختلف چگونه بايد رفتار کنم؟ اگر عده‌اي جوان مشغول بازي بودند اگر لباسم را درآورده با آنها مشغول بازي شوم وهن روحانيت است يا خدمت به روحانيت؟...آيا وظيفه دارم به پارک محل سري بزنم و با جواناني که در عمرشان حتي يک بار هم با يک روحاني هم صحبت نشده‌اند حرف بزنم؟ اگر مجال صحبتي دست داد چه بگويم و چه نگويم و از کجا آغاز کنم؟...

آنچه درباره لزوم پرداختن به مصاديق جزئي رفتار و اکتفا نکردن به بيان کليات گفته شد يکي از روش‌هاي قرآني است. چرا نصايح لقمان حکيم به فرزندش در مورد امور جزئي يک به يک ذکر شده است؟ براي اينکه انسانها علاوه بر دستور العمل کلي، نياز دارند بدانند که در موقعيت‌هاي گوناگون و جزئي چگونه بايد رفتار کنند و در جوامع پيچيده امروز اين نياز صد چندان است...

غالبا آموزش جدي در کشور ما منوط به گرفتار آمدن در يک بحران است و البته فقط بحران‌هاي مادي به راحتي احساس مي‌شود. ما در گذشته هم عبارات کلي از قبيل «در مصرف آب و برق صرفه جويي کنيم» مي‌شنيديم اما خوشبختانه رسانه ملي امروز دريافته است که اين کلي گويي فايده چنداني ندارد و به آموزش جزء به جزء و دقيق درباره چگونگي صرفه جويي روي آورده است...

در يک کلام، همه اتفاق داريم که بايد به قرآن برگرديم، همه باور داريم که از اصل خود دور افتاده‌ايم، همه مي‌دانيم وقت طلاست، همه مي‌دانيم بايد به کودکان شخصيت داد، همه مي‌دانيم که آنچه بر خود نمي‌پسنديم نبايد بر ديگران بپسنديم؛ مشکل ما ندانستن اين کليات نيست، مشکل ما اين است که قدم به قدم به ما نياموخته‌اند که در هر موقعيتي دقيقا چگونه بايد عمل کنيم.

مطالبي که گفته شد احتمالا اين پرسش را براي برخي خوانندگان پديد آورده که در کشور ما وضع آموزش رفتاري به مسئولان سياسي چگونه است؟ اين بحث مهم را در فرصت ديگري بايد بررسي کرد. آنچه مسلم است ثمرات آموزش رفتاري به مردم در اثر رفتار نادرست عمدي يک مسئول سياسي به شدت آسيب مي‌بيند و در کشوري که حکومتش با نام دين پيوند خورده، اين آسيب‌ها صد چندان است مخصوصا آنجا که با يک رفتار غلط مماشات شود.

متن کامل اين مقاله را مي‌توانيد در ستون سمت راست بخوانيد.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۸ ۱۰:۵۱

خواننده ای که نوشته اند "باید خدمت آقای مطهری عرض کنم: ما با خدا معامله نمی کنیم چون خدای یکتا اجتیاجی به معامله با بنده ندارد" به خطا رفته اند.
خداوند در قران "خریدن " را به خود نسبت می دهد: "ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه" (توبه/111). بنابراین "معامله با خداوند یک تعبیر شرعی است و البته معنایش نیاز داشتن خداوند نیست.
به همین جهت، همه به یاد داریم که امام خمینی پس از قبول قطعنامه گفتند "آبروی خود را با خدا «معامله» کردم".

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۷ ۱۴:۰۵

بنام پروردگار پيشرو در اصلاح و تعليم جوامع و بشريت
برررسي فرهنگ عمومي كشور
كلام شما بسيار حكيمانه و دلسوزانه بود، وليكن در خصوص تغيير و تحول فقط به بيان انتقادات موضوعي كفايت گرديده و به راهبردي براي حل مشكل اشاره نشده است. ضمن تأكيد بر مسائل ذكر شده توسط حضرتعالي، با اجازه از محضر استاد، لازم مي‌دانم به چند نكته اشاره نمايم.
در كشور عزيزمان، متأسفانه چند انحراف عظيم كه با باورهاي ملي، حماسي، اسلامي و آرماني شهروندان آن مغايرت دارد مشهود است؛
1- عدم توجه به دستورات و آموزه‌هاي اخلاقي الهي، ديني، تاريخي و فرهنگي
2- فقدان تصميم‌سازي مسؤولانه، مقتدرانه و هوشمندان در مديريت فرهنگي كشور
3- عدم ارائه راه‌حل‌هاي مدبّرانه و كارشناسانه در مواجهه با بروز مشكلات و ناهنجاري‌هاي فرهنگي
4- عدم تبعيت از فرامين، دغدغه‌ها، نگاه مدبرانه امام راحل و رهبر فرزانه
5- نداشتن روحيه آرمان‌خواهانه ملي، آينده نگرانه و جهان شمول
6- كمبود روحيه شكوفايي، خودباوري و توسعه كيفي بجاي توسعه كمي، سطحي و غير مؤثر فرهنگي
7- حذف صورت مسأله بجاي پاسخ‌گويي
8- بي‌تواجه به فوت وقت در ارائه راهكارهاي ملي
9- آرامش كاذب اميال مادي بجاي آرمان‌هاي اخلاق‌محور
10- عدم اتحاد و انسجام ملي ميان اقشار، اقوام و مسؤولان در فرهنگ عمومي
11- فقدان تفكر سيستمي، مشورتي و كارگروهي اقشار مختلف
12- مقصر جلوه‌دادن مسؤولان، فرآيندها و شرايط بجاي نگاه حكيمانه و منتقدانه به خود
و ده‌ها مورد ديگر كه مجال بازگويي آن نياز به صرف ساعت‌ها بحث و گفتگو خواهد بود.
پس از گذشت سه دهه از انقلاب اسلامي، تنها راه‌حل مشكل فرهنگ عمومي و شهروندي ايرانيان(طرح آمايش فرهنگ سرزمين ايرانيان است.)
بازشناسي فرهنگ كهن، آسيب‌شناسي مبادي فرهنگ، پالايش و بازبيني در مأموريت و محتوي رسانه ملي، تحول در نظام آموزشي و تربيتي كشور، ارتباط عميق، گسترده و الهام‌بخش حوزه و دانشگاه، ترسيم چشم‌انداز فرهنگي كشور و هزاران راه‌حل ديگر كه در ذهن ايرانيان شناور و بالقوه مي‌باشد.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۶ ۱۳:۱۹

با سلام. من فكر ميكنم تنها با ايجاد كلاس شهروندي وآموزش مستمر ميتوان اين مشكل را حل كرد.نياز به برنامه ريزي عظيمي دارد.متاسفانه مسيوولان دولتي نه تنها به فكر نيستند بلكه از فهيم بودن مردم هراس هم دارند.كتابهاي هفت عادت مردمان موثر و چگونه با بچه ها صحبت كنيم كه به سخنان ما گوش فرا دهند مي توانند راهنماي خوبي باشند.به اميد روزي كه هر كداممان حداقل خودمان را اصلاح كنيم تا اصلاح كل نتيجه شود.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۶ ۱۱:۲۷

یک چیز نباید فراموش شود .
معیشت مردم
در سلسله مراتب نیاز حرمتها در مراتب بالا تری نسبت به امور معیشتی قرار دارد . کسی که در مراتب اولیه زندگی خود مشکل دارد نه خود ارتقاء مییابد ونه میتواند دیگران را ارتقاء دهد . پدر ومادر - مدیر ومسئول - معلم و استاد و هر کس که در این زمینه نقش دارد آنقدر در گیر امور اولیه زندگی خود است که نمیتواند به مسائل تربیتی بیش از آنی که میبینیم بپردازد.
دوستان اقتصاد محور همه چیز است .

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۶ ۰۹:۵۱

مطالب جالب و خواندنی بود و از مشکلات عظیم این کشور که دارای فرهنگ چندین ساله اسلامی و ایرانی است سخن گفت ولی باید چه کاری انجام دهیم و چگونه انجام دهیم و به سخن گفتن ختم نشود انشاء ا...

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۶ ۰۹:۴۹

به نظر من باید هر خانواده یک مشاور خانوادگی داشته باشد
که مسلما باید هم از طرف دولت وهم از طرف خود خانواده ها همکاری انجام گیرد که سهم دولت خیلی بیشتر و پر رنگ تر هست
مثل پزشک خانواده، وکیل خانواده و روانشناس خانواده
ما باید قبول کنیم که در کوچکترین موارد اجتماعی ، اخلاقی و .....مشکل داریم
به عنوان مثال : تا حالا شده نسبت به پرت کردن اشغال از شیشه ماشین به بیرون اکشن بگیریم چه برای خودمون و دیگران؟؟؟

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۶ ۰۹:۴۷

با تشکر از فتح باب موضوعي حياتي توسط اين شخصيت روحاني
اضافه مي نمايم تربيت پايدار از زمان کودکي و در مدرسه بايد آغاز شود و به قول معروف استانداردسازي اين هنجارها در اجتماع در مدرسه صورت مي گيرد. وقتي فرزندان من در يک مدرسه اروپايي تحصيل مي کردند به آنها مي گفتند دو کلمه جادويي در زندگي آدمها وجود دارد: 1-ببخشيد 2- لطفآ
در آن سيستم هريک از دانش آموزان کلاسهاي بالاتر مي بايست از دانش آموزي در کلاس پائين تر مراقبت نمايد و بخش مهمي از ارزشيابي ها نسبت به دانش آموزان با توچه به نحوه اين مراقبت بعمل مي آيد. به خاطر دارم در آن زمان يکبار براي کاري به مدرسه مراجعه کردم فرزند بزرگترم در محوطه مدرسه مرا ديد و نزد من آمد ولي متوجه شدم که حواسش پرت است و به صحبتها من توجه ندارد از او توضيح خواستم و گفت، پدر! آن دانش آموز کوچکي که دورتر مي بيني تحت مراقبت من است تمام حواسم به اوست اگر بلايي به سرش بيايد من بيچاره مي شوم. دروغ گفتن بچه ها و يا بي تفاوتي آنها نسبت به ديگران اولياي مدرسه را بشدن نگران مي کرد و با والدين مطرح مي شد.و جالب اينکه در تمام مدارس اين استانداردها وجود داشت. متاسفانه بعداز چندين سال بچه ها دروغ را با واژه "خالي بندي" قابل انجام مي بينند. بي تفاوتي به ديگران را با واژه "بپيچانش" و اينها همه را در مدرسه فرامي گيرند. آثار نبود اين سيستم فرهنگي در مدارس را شما در اجتماع بصورت ناهنجاري هاي اجتماعي مي بينيد و به نوعي قالطاق سالاري پديد مي آيد. اگر فوت و فن دروغ گفتن، از زير کار در رفتن، سرکار گذاشتن، رو هوا زدن، دو دره کردن و .... را ندانيد يک آدم شوت تلقي مي شويد.آيا اين مفاهيم در تمام سطوح اجتماع براي شما بسيار آشنا نيست؟ برادران خطر اينجاست نسل جديد را دريابيم.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۶ ۰۹:۱۳

باسلام
در بسياري از موارد نبودن امكانات كافي مسبب اينگونه ناهنجاريهاست . بعنوان مثال ميدان ونك تهران را ببينيد . دريغ از يك سطل اشغال اما در عوض قدم به قدم انواع واقسام صندوق صدقات را در اين ميدان خواهيد ديد . بدون اغراق در اين ميدان حدود 40-50 صندوق صدقه وجود دارد ولي حتي يك سطل آشغال نخواهيد يافت !!!

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۶ ۰۹:۱۲

سالهاي زيادي است كه من به اين مساله فكر مي كنم رفتارهاي متفاوت و غير قابل پيش بيني مردم در مسائل مختلف واقعا" رنج دهنده است. آيا بهتر نيست كه در كليه سالهاي ابتدايي و راهنمايي درسي تحت عنوان رفتارهاي اجتماعي گنجانده شود. شايد در آينده اين رفتارها تصحيح گردد.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۶ ۰۹:۰۱

با سلام خدمت آقای مطهری / درد جامعه را گفتن هنر نیست کسی که نحوه درمان آن درد را پیدا کرد هنرمند است...

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۶ ۰۸:۵۴

باتشكرفراوان؛ خيلي مقاله خوبي است اي كاش همه مسئولين وتصميم گيرندگان امور كشور اين مطالب را بخوانند چون دقيقا" علت عقب افتادگي اين كشور در همه زمينه ها (اقتصادي ؛علمي؛ اجتماعي و....) همين مسائل مي باشند.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۶ ۰۸:۴۷

این سلسله مباحث بسیار عالی هستند لطفا ادامه دهید و از همه دیگر رسانه ها هم می خواهم که آن را انعکاس دهند.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۶ ۰۷:۴۴

متاسفانه در ايران قانون وجود دارد ولي مجري بسيار ضعيف عمل ميكند .چرا روزي كه سوار كردن دو سرنشين در جلوي يك خودرو ممنوع شد براي همه بعيد بود كه بتوان جلوي اين حركت را گرفت اما پس از فشار ماموران راهنمائي و رانندگي امكان پذير شد همانند كمربند ايمني كه هم اكنون تقريبا همه رعايت ميكنند زيرا ميدانند عواقب جريمه شدن به همراه دارد .براي بيرون انداختن آشغال از خودرو و روي خط عابر پياده نگهداشتن نيز جريمه تعيين شده اما كجاست مجري قانون ؟

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۶ ۰۵:۵۲

اگر صدا و سیما هم اینگونه نقدها را پخش میکرد شاید شاهد ارتقای فرهنگ عمومی بودیم.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۶ ۰۲:۲۵

بنده به عنوان يك شخص مسلمان همواره سعي كرده ام حقوق ديگران را رعايت كنم و لي يك مسئله همواره ذهن من را مشغول كرده ،با وجود اينكه تما م دستگاه و رسانه هاي تبليغي كشور به طور صددرصد برنامه هاي اسلامي و فرهنگ اسلامي را ترويج مي كنند چرا هيچگونه اثري از اين تعاليم را در سطح اجتماع نمي تواني بيابي.
بنده شخص بدبيني نيستم ولي قاطعانه به شما مي گويم كه انسان هاي خوب خيلي ناياب شده اند،كمتر كسي را مي توان يافت كه به غير از خودش به ديگران هم فكر كند،حق ديگران را به روشهاي مختلف ضايع كردن بسيار مرسوم گشته به طوري كه اگر شخصي به حقوق ديگران احترام بگذارد همه از او به يك استثنا تعبير مي كنند.
بنده چند وقت پيش با تعدادي از اتباع خارجي به طاق بستان كرمانشاه رفتيم هنگام ظهر دوستان خارجي دنبال محل مناسبي جهت صرف نهار در نزديكي طاق بستان ميگشتندولي با كمال بدبختي حتي يك متر مربع فضاي سبز تميز و مناسب تا شعاع چند كيلومتر يافت نشد.راننده يا كارگري كه كاري به او سپرده اي اگر خارج از قراداد مبلغي به عنوان انعام دريافت نكند حتما كارت را اگر قراره در دو روز انجام بگيرد در چهار روز انجام ميده .
يكي بياد بگه چرا اينقدر نسبت به خومون بي رحميم چرا درخت ها را قطع مي كنيم چرا در كوچه خيابان بيابان جنگل اينقدر اشغال مي ريزم .
من نمي دانم ما رو چه حسابي ميگيم مسمانيم،به جهت عدالتمان ، ترقي وبيشرفتمان ،رعايت حق الناس ،در ماه رمضان تا حدودي مسلمان بودنمان ويا صرفا به خاطر يك جلد قراني كه همه در خانه هايمان داريم و سالي يك بار به سراغش رفتنمان؟

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۲۳:۵۲

مقاله ايشان را در عين سادگي، بسيار عالي و لذت بخش يافتم. به نوبه خود از دقت و توجه ايشان ممنونم. اميدوارم با دامن زدن به اين مباحث و طرح نظرات ايشان در برنامه‌هاي عمومي تر و علي الخصوص در رسانه ملي، گره از اين معضل اساسي باز شود.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۲۲:۴۲

ما ایرانی ها متاسفانه خیلی از خود شاد تشریف داریم ، بنده در یک تحقیق برای کار دانشگاهی روی خصلت های مردم ایران یک کار پژوهشی انجام دادم . باید عرض کنم که در کنار معدود خصلت های خوب و بارز ایرانیان ، متاسفانه به خصلت های بد بسیاری بر می خوریم که گفتنش ... فقط سر بسته بگویم که ملت چندان جالبی نیستیم و هرگز این را هم قبول نداریم . علتش هم همان است که عرض کردم خیلی از خودمان شادیم ! ایکاش با یک خانواده اصل اروپایی دوست و یا همسایه بودید آنوقت معنی خوب بودن و با فرهنگ بودن و نظم و یکرنگی و صداقت را می دیدید . البته مطمئنا بعضی ها خواهند گفت که بنده از مرعوب شدگانم ، که آنهم باکی نیست ، زیرا کم آگاهند . افسوس !
برای نویسنده دلسوز محترم آرزوی موفقیت و کشف حقیقت بیشتر در هدف خیری که در پیش گرفته اند دارم .

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۲۱:۵۷

با سلام
جالب بود بالاخره یکنفر به مشکل اصلی کشور و مردم ما اشاره کرد؛ از سایت تابناک خواهش می کنم این بحث رو ادامه بده؛متاسفانه مردم ما دلشون برای هم نمی سوزه و حق همدیگر رو رعایت نمی کنن؛ فرق ما با کشورهای پیشرفته فقط همینه

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۲۱:۱۷

فکر می کنم بجای اینهمه تحقیق خودمان و گفتن اینکه چرا اینطور است و چرا آنطور است و ضرورت دارد اینکار را بکنیم و ضرورت دارد آن کار را بکنیم بهتر است در حد وسعمان یکی از این کار های را انجام بدهیم. بعنوان مثال بهتر است آقای مطهری در یک مطلب کار شده و علمی بگویند که در قبال ریختن آشغال از طرف همشهری هایمان چه باید بکنیم.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۹:۵۶

اسلام واقعي را به تصوير كشيديد اما مطمئن نيستم كه اهميت اين مسائل براي همة ما روشن است يا نه.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۹:۰۶

با سلام.بايد ممنون بود كه بلاخره يكي پيدا شد تا به دور از ريا و تزوير بگويد كه بسياري از رفتارهاي منحط اجتماعي گريبان گير جامعه ايران است.ولي يك سئوال از ايشان دارم آيا در زمان حاضر كسي هست كه بتواند ادعا كند اشتباهي را از روي ناآگاهي انجام داده و راهي براي تميز دادن كار درست از غلط پيدا نكرده است.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۹:۰۲

چند روز پيش يك موتور سوار در حالي كه چراغ سبز بود سعي داشت از لابلاي ماشين ها در چهار راهي واقعد خيبان مطهري عبور كند كه ناگهان با راننده اي كه مودبانه به او معترض شده بود درگير شد از اين همه حرف ركيك آنهم توسط فردي كه خطاكار هم بود يكه خوردم. در اينگونه نقد ها بهتر است كمي صريح الهجه باشيم و قوميت گرايانه موضوع را تلطيف نكنيم. بند هاي اخلاقي جامعه ما به وضوح گسسته شده است

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۷:۰۴

مطالب مفيد و ارزنده است. نبايد فراموش كرد تعريف دقيق و شفاف كردن ارزش هاي اخلاقي واجتماعي مانند ايثار،قناعت،احترام به هم نوع، زيارت و... د راين زمينه مي تواند يك راهبرد باشد.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۶:۵۵

من خيلي كشور ها رفته ام در جايي نديدم كه به اندازه ما از اخلاق و مردم داري دور باشند. همين ايام ماه مبارك رمضان توجه كنيد هيچ كس از اخلاق نمي گويند همه اش صحبت اين است كه جه بخوانيم و چند بار بخوانيم تا خدا گناهان مارا ببخشد يا چه كنيم كه ثواب بيشتري نصيبمان شود. با همسايه در خيابان با ارباب رجوع در صف در اتوبوس در..... چگونه رفتار كنيم حق كشي و ظلم نكنيم دروغ نگوييم صحبتي نمي شود. همه اين دعا ها ثواب ها هيج است اگر بنده اي آزار دهي يا حق كشي كني. دروغ گوي خيلي عادي است اما در خيلي كشور هاي غير مسلمان كلمه دروغگو يك فحش بد بحساب مي آيد.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۶:۴۴

من در سفر به یکی از کشورهای خارجی مشاهده کردم که کودکی که حدودا پنج سال سن داشت پس مانده خوراکی اش را به زمین انداخت اما پدرش که جلوتر متوجه شد او را دویست متر به عقب برگرداند تا آن را از زمین بردارد و داخل سطل زباله بیاندازد.آموزشها باید از زمان کودکی شروع شوند و کسی که الان چهل یا سی سالش است را دیگر نمی توان به سادگی تغییر داد و تغییر فرهنگ اجتماعی کاری بسیار زمانبر بوده با توصیه و تبلیغات هم به سادگی قابل انجام نیست.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۶:۴۳

با سلام برادر عزیز
جانا سخن از زبان ما می گویی. موارد فوق درد دل ما نیز است کشور و مردم ایران با تمدن درخشان و کم نظیرش متاسفانه در مقوله فرهنگ از انواع آن(معاشرت؛ترافیک؛رعایت حقوق دیگران و...) از بسیاری از کشورهای جهان عقب افتاده تر است.و جای تاسف است که در کشورمان مسئول یا مسئولین مشخصی برای این موضوع نداریم.برخی حرکات انجام شده توسط صداوسیما یا شهرداری تهران هم مانند جزایر پراکنده می باشد.
هموطنانی که به کشورهای اروپایی و حتی بساری از کشورهای آسیایی سفر کرده اند شاید مهمترین چیزی که ذهنشان را مشغول کرده نظم و انضباط و رعایت ادب و حرمت افراد جامعه در کشورهای فوق است.
حدیث اوصیکم عبادالله بالتقوی الله و نظم امرکم مال ماست ولی رعایتش در خارج از مرزهای ماست.
البته این نکته نیز فراموش نشود که مردم ما فرهنگ صحیح را چنانچه به درستی اموزش داده شود سریعا می پذیرند ولی کجاست آموزش و کجاست برخورد با قانون شکنان و متخلفان.
درد دل زیاد است و حوصله شنیدن کم.
امیدوارم روزی مسئولین کشور همانگونه که برنامه 5 ساله اقتصادی-نظامی-سیاسی تدوین می نمایند برنامه 5 ساله آموزشی نیز تدوین و اجرا نمایند.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۶:۳۱

دروغگوئی از بزرگترین معضلات ما در رفتارهای اجتماعی میباشد به همین خاطر حقوق دیگران برایمان اهمیت ندارد حقوق شهروندی رعایت نمی شود و دیگر اینکه براحتی تهمت میزنیم آبروی مسلمان را میریزم (کعبه را ویران میکنیم ) بعد با کمال پرروئی طلب حلالیت می کنیم ابروی مسلمان با حلالیت برطرف نمیشود

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۶:۲۵

نسخه ی الکترونیکی این مجموعه مقالات را از آدرس زیر دانلود کنید:
http://farzadb.persiangig.ir/Tabnak.pdf

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۵:۵۳

در حيرتم كه اكثر خارجيها كه مسلمان نيستند و حتي دين هم ندارند چرا رفتارهاي انساني و فرهنگيشان از ما بهتر است؟ مگر نه اينست كه دين انسانيت را به انسانها مي آموزد؟ آنها مشكل دارند يا ما؟ ما ايرانيها ادعاي فرهنگ بالا داريم ولي در واقع چنين نيست. فقط در حرف از همه مدعي تريم اما در عمل جزو پايينترين فرهنگهاي كره زمين هستيم. تعداد با فرهنگهايمان نيز روز به روز كمتر مي شود. طرز رانندگي مردم يك كشور دقيقا بيان كننده فرهنگ يك ملت است. لطفا كمي دقت كنيد متوجه فرهنگ بالايمان مي شويد. ربطي هم به دوران قبل و بعد از انقلاب ندارد. ما به يك reset كلي نيازمنديم.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۵:۵۲

نا كافي بودن آموزش بخصوص در زمينه پايبندي به قانون شرع و عرف بخصوص در بزرگان قوم و دين در زمينه اجتماعي كه در راس همه آنها درستي و پايبندي
به گفته وپاسخگوئي و احترام به نمايندگان مردم است كه امروز ها بسيار كمرنگ شده است.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۵:۲۹

با سلام جدا از اين روحاني عزيز تشكر ميكنم كمتر كسي جرات دارد كه مردم را مورد نقد قرار دهد و تمايل مسئولين در بري جلوه دادن جامعه از هر گونه خطاست و اگر هم كسي مرتكب خطايي ميشود تماشاگر نما- دانشجو نما و ساير نما ها معرفي ميگردد ولي هيچوقت كسي نميگويد كه اين ها همان مردم معمولي كوچه و بازار هستند و فرقي با ديگران ندارند ولي به علت كوتاهي امثال من در اموزش و تعيين دقيق ضوابط انها مجبور به تفسير به راي و اقدام شده اند چرا كه به جاي تربيت دائما شعار داده ايم .ترا به خدا بچه اي كه اين سريال هاي بعد از افطار را ميبيند چند حرف زشت را ميشنود و مي خواهيد در چنين شرايطي در خيابان انهار ا تكرار بكند يا نه ؟

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۵:۱۴

مطالبي بسيار درست زيبا و به جا بود. از سايت تابناك بابت درج آن متشكر و انتظار ميرود مطالبي از اين دست باز هم منتشر شود. به اميد اصلاح رفتار اجتماعي.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۵:۰۶

این مقاله بسیار زیبا و مستدل نوشته شده.ولی باید خدمت آقای مطهری عرض کنم :ما با خدا معامله نمی کنیم چون خدای یکتا اجتیاجی به معامله با بنده ندارد.ما آنچه میکنیم به خود می کنیم. این جهان کوه است و فعل ما ندا.........

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۴:۵۲

جانا سخن از زبان ما میگویی
چند سالیست مجبور به زندگی دز خارج شده ام اینها قانون را رعایت میکنند و بجای مراجع قانونی تصمیم نمیگیرند و رعایت قانون برایشان افت ندارد.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۳:۵۵

خدا رحمت كند پدر بزرگوارتان را كه حقا جاي ايشان بعد از انقلاب خالي است، شما كه هم تحصيلات حوزوي داريد و هم دانشگاهي خوب است كه با تلاش و همتي كه داريد سعي در مصداقي كردن توصيه هاي كلي دين كنيد و حتما در اين راه حمايت حضرت حق را خواهيد داشت و انشالله موفق خواهيد شد.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۳:۵۳

آنچه مسلم است ما رفتار اجتماعی خود را ابتدا از پدر و مادر و سپس در محیط مدرسه و بطور کلی جامعه می آموزیم. خیلی از این موارد در دوران کودکی فقط با نگاه به بزرگتر قابل اصلاح است و نیازی به آموزش کلاسیک نیست. در یک دید وسیعتر چنانچه بزرگان جامعه این اصول را رعایت کنند قطعا افراد زیر دست می آموزند.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۳:۱۴

یکی از راههای موثر و مفید که من فکر میکنم تا دهها سال دیگم تو مملکت ما اجرا نمیشه اما در آموزش و پرورش کاملا ضروریه .. تدریس فلسفه اونم از همون اول ابتدایی هست .. منظور از فلسفه، فلسفه یک بعدی و متناسب با فرهنگ و عقاید ادیان یا مسائل سیاسی یا کلا مسائل یک بعدی نیست.

بلکه فلسفه یعنی فکر مطلق. چرا ما اینکار رو انجام میدیم؟ چرا به این میگیم بد؟ چرا به اون میگیم خوب؟ فلسفه دید انسان رو نسبت به تمام مسائل دنیا باز میکنه و به انسان معرفت میبخشه. فلسفه از جمله درسهاییست که همه انسان ها در هر رشته ای باید باهاش آشنا بشن. چون آداب و رفتار زندگی رو می آموزه.

البته مسائل دیگم وجود داره مانند آموزش صحیح والدین ... برخورد جدی با کسانی که نقض قوانین میکنند مانند ننداختن آشغال در سطل زباله. فهموندن این مسئله که در صورت رعایت نظم کارا زودتر و بهتر پیش میره و نشان دادن مزیت های دیگه.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۳:۰۶

همه موارد بالا به نوعی قانون شکنی هستند هر چند ممکن است دقیقا ذکر نشده باشد
چون فرهنگ سازی صورت نگرفته است چون آموزشی در کار نیست
گذشته از هر چیزی وقتی ریا و تظاهر در هر عملی وارد بشود دیگر جایی برای ارزش ان عمل باقی نخواهد گذاشت به خودی خود وقاحت و زشتی ان کار هم از بین می رود.
فلسفه نماز ، روزه ، زیارت و........ چرا به معنای واقعی تعریف نشده است.
چرا از حق الناس غافل هستیم ؟؟؟؟

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۲:۵۰

با سلام و عرض خسته نباشيد خدمت برادر عزيزمان آقاي محمد مطهري
تقريبا تمامي مواردي كه از سوي ايشان گفته شد و نيز بسياري از مواردي كه به منظور پرهيز از طولاني شدن ايشان از پرداختن به آن در اين نوشتار پرهيز كرده اند از معضلات اساسي ي پيدا و پنهان جامعه مان است كه متاسفانه چندان نيز به فكر آن نيستم.
اميدوارم اين نوشتار فتح بابي باشد براي پرداختن اساسي به اين مقوله در سطوح تصميم گير و برنامه ريز مربوط با هدف تغيير در الگوي هاي رفتاري گروه هاي سني مختلف جامعه اسلامي مان
با تقديم احترام و آرزوي سلامتي و موفقيت روزافزون براي آن برادر بزرگوار و نيز دست اندركاران محترم سايت وزين تابناك
دكتر علي حاجي نژاد

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۱:۱۴

فقط یک عامل:
مذهب

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۱:۰۵

همه این مشکلات را به درستی بیان کردید و مشکلات دیگری نظیر کلاه برداری و عدم احترام به قانون و... را به شمار نیاورده اید. راه حل چیست؟ چرا اموزش و پرورش ما اموزش و امکانات را در اختیار دانش آموزانش در سه مقطع تحصیلی قرار نمی دهد تا فتار اجتماعی را از پایه شروع کنیم. به نظر من اگر از امروز در صدد رفع مشکلات امروزي جامعه همت کنیم شاید 50 سال طول بکشد تا جامعه امروزی را فراموش کنیم

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.