آخرین خبرهمراه شدن ترامپ در جنگ اسرائیل علیه ایران تاثیر بسیار زیادی در شکست او داشت/ احتمالاً «پیت هگست» استیضاح می شود
2بازدید
۴۶

رأی و بیعت؛

شعری که جعفریان در محضر رهبر انقلاب نخواند!

«پس از جلسه مرا صدا کردند و رفتم نزد آقا. آقا پرسیدند: چه شده آقای جعفریان؟ گفتم: حضرت آقا، ما سال‌های پیش شعرهایی که حتی در روزنامه‌ها نتوانستیم منتشر کنیم، اینجا توانستیم بخوانیم. آقا فرمودند: همین طور است و من گفتم: ... شعرها را گزینش کردند. این خوب نیست. ما که شهره به شاعر انقلابیم و به قول مرتضی سرهنگی در سیراب شیردان نظام بزرگ شدیم، اگر صلاح ندانیم که می‌داند؟»

شعری که جعفریان در محضر رهبر انقلاب نخواند!
محمدحسین جعفریان، ‌از شاعران امروز خراسان است؛از نسلی که جنگ را تجربه کرده است. او پس از جنگ و در سال‌ها همکاری با «روایت فتح»، مستندهای بسیاری نیز از مناطق بحرانی جهان ساخته و در عین اینکه دستی بر آتش روزنامه نگاری دارد، مدتی نیز رایزن فرهنگی ایران در تاجیکستان بوده است.

به گزارش «تابناک»، وی همچنین در بیش از دو دهه‌ای که محفل ماه رمضان شاعران نزد رهبر انقلاب برگزار شده، از چهره‌های ثابت این نشست‌ها بوده و بارها در محفل مذکور، شعرخوانی داشته و تقریبا هر بار شعرش به طور ویژه‌ای مورد تشویق رهبر انقلاب قرار گرفته است، چندان که سال پیش،‌ پس از خواندن شعر «عاشقانه‌های یک کلمن» رهبر انقلاب فرمودند: «بدهید این شعر را خوشنویسی کنند و در بنیاد شهدا و ایثارگران آویزان کنند»؛ شعری که جعفریان بر این باور است، اگر پیشتر، مسئولان جلسه را از آن آگاه می‌کرد، مانع خواندن آن می‌شدند!

بنابر این گزارش، امسال اما شنیدیم که جعفریان به چهره‌ای معترض در این جلسه تبدیل شده و گفته است که مسئولان پیش از جلسه، با انتخاب اشعار، آنها را پاستوریزه می‌کنند. سایت‌های گوناگون نیز اخبار ضد و نقیضی از این ماجرا منتشر کردند.

جعفریان اما از ماجرا این گونه روایت می کند که شعری داشته که مسئولان جلسه و حوزه هنری، تنها دو بیت آن را که به جریان انحرافی باز می‌گشت، شنیده بودند و بدون شنیدن مابقی آن گفتند صلاح نیست این شعر خوانده شود و...

وی اینگونه ادامه می دهد که؛ «پس از جلسه مرا صدا کردند و رفتم نزد آقا. آقا پرسیدند: چه شده آقای جعفریان؟ گفتم: حضرت آقا، ما سال‌های پیش شعرهایی که حتی در روزنامه‌ها نتوانستیم منتشر کنیم، اینجا توانستیم بخوانیم. آقا فرمودند: همین طور است و من گفتم: خب امسال دوستان جای شما تصمیم گرفتند، چه چیز صلاح است و چه چیز نه. شعرها را گزینش کردند. این خوب نیست. ما که شهره به شاعر انقلابیم و به قول مرتضی سرهنگی در سیراب شیردان نظام بزرگ شدیم، اگر صلاح ندانیم که می‌داند؟»

جعفریان می‌گوید: «اینجا آقا مرا در آغوش گرفتند و سرم را بوسیدند که هم خودم و هم اطرافیان به شدت متأثر شدیم. آقا دست بر سر و شانه‌هایم کشیدند و گفتند: شما صبور باش آقای جعفریان. من در جریان انتخاب و شکل برگزاری جلسه نبودم. چند بار گفتند: صبور باش.»

به هر تقدیر، آن شعر را که امروز در روزنامه خراسان نیز منتشر شده، محمد حسین جعفریان در اختیار «تابناک»، قرار داد؛ شعری که جز عشق به انقلاب و آرمان های امام، نکته‌ای نداشت.

بر این اساس، برای رفع این سوءتفاهم و مهمتر از آن، رسیدن این شعر پرشور و شعور، آن را برای نخستین بار منتشر می‌کنیم:

رأی و بیعت

مدتی این مثنوی تأخیر شد
آهوی ما گرگ شد، خنزیر شد

شد رها سگ،‌ باز و بسته ماند سنگ
ای برادر باز هم جنگ است،‌ جنگ

سالکان بی خرد! بی‌پیرها!
ساحران! رمال‌ها! جن‌گیرها!

مکتب ایران چو دکان شماست
نفستان ولله ایران شماست

عشق ایران کاش در سر داشتید
کاش آن را نیز باور داشتید

وای از آن روزی که با بانگ جلی
سایه بردارد ز سرهاتان ولی

پس زند خاک از کدورت‌هایتان
صورتک‌ها را ز صورت‌هایتان

بانگ بردارد ز اعماق وجود
فاش گوید آنچه را بود و نبود

تشتتان چون از سر بام اوفتاد
کله‌هاتان چون که خالی شد ز باد

هان! گمان کردید ما وامانده‌ایم؟!
ما کنار دام بر جا مانده‌ایم

منتظر با تیغ‌ها و داس‌ها
پیشتر آیید ای خناس‌ها

هر طرف کردیم دامی را رها
پیشتر آیید ای بدکاره ها

تیغ کج آ‌ریم و گردانیم صاف
هر که ره گیرد به سوی انحراف

چون هلاهل مغز بادام شما
مانده فرزین گرچه در دام شما

ای دلیل داعیان دین ما
تاج سر، ای مرد، ای فرزین ما!

این سخن را بشنو از اهل تمیز
رأی و بیعت فرق‌ها دارد عزیز

نیک می‌دانیم از برهان و نقل
این که بیعت عشق باشد رأی عقل

گرچه عقل ما ملاک خوبی است
یادمان باشد که پایش چوبی است

عقل آخر هم بماند در نود
عشق اما ختم کار و هست صد

هر چه رمل آرید و سحر و جفر و راز
عشق اسطرلاب اسرار است باز

چون رجز خوانند مردان نود؟
چون؟ که جاري در رگان ماست صد؟

***
ماه سنگي سرد و بي مقدار بود
گرمي خورشيد بر حسنش فزود

رو بگرداند چو خورشيدي ز  ماه
در محاق افتد قمر، گردد تباه

جملگي دانند، حتي خار و خس!
آبروي ماه از شمس است و بس
Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۵:۱۱

درود بر آنكه نگذاشت اين شعر را در محضر رهبري بخوانيد.

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۴:۴۴

اشکالات ادبی ودستوری وعدم وجود آرایه های لازم در شعر زیاد است .به صرف سیاسی بودن شعر خوب نمیشود برای مثال تنافر لفظی وتنافر معنوی در اکثر بیتها وجود دارد که در مثنوی اصلا قابل قبول نیست

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۴:۳۷

نمي دونم چرا با اين همه دلايلي كه شما دارين من بازم ته دلم به احمدي نژاد و مشايي راي ميدم.

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۴:۲۹

عالي بود

حسین۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۴:۲۸

شعر تقریبا خوبی بود ولی باید قبول کرد که مناسب جلسه نبود

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۴:۲۷

اقا خودش هم دلش خون است مطمئن باشيدبه فكرمملكتكه چيزي نمي گه

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۴:۲۷

همیشه که نباید همه راضی باشند.گهی پشت به زین و گهی زین به پشت.خیلی خودتونو ناراحت نکن شاید روزی تو داور شدی بعد میتونی جبران کنی

نوید۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۴:۲۱

تبارمان ایرانی است و نگذارید خدشه ای به آن وارد آید درور بر همه ایرانی دوستان

یک شاعر۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۴:۱۴

مثنوی بسیار شتابزده و ابتدایی بود .. سراسر شعار و سرشار از ضعف های تکنیکی ... خواستید مفصل برایتان خواهم نوشت ....

ا.ک۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۴:۰۷

واقعا جای این شعر توی اون جلسه نبود . با هدف جذب حداکثری همخوانی نداشت . گرچه برای دلسوختگان ماجراهای فتنه خیلی دلچسب و حماسی است.

مصطفی پورمعظمی۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۴:۰۱

خوبه که آقا فرمودند صبور باش حتما چیزهایی داشته که رد شده فکر کردید آقا خبر نداشته حالا مرزبندها با ولایت چاپ کنند مشکلی نیست تو که مدعی ولایت هستی چرا ؟

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۴:۰۱

عالي بود و تكان دهنده ... بخصوص سه بيت آخر

mohamad۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۳:۵۵

سلام بسیار زیباست و برخی از ابیات آن در ادبیات فارسی جاودانه خواهد شد و بر کلام آیندگان نقل مجلس می شود ، اما کار شایسته را آقای قزوه انجام داد که در شرایط فعلی ودر بیت رهبری نباید فضا سیاسی و حزبی شود ، اما شعر زیبا، روشنگر، رسا ، دشمن سوز و...بود

محمود۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۳:۵۵

بسیار عالی ، اما اگر قرار باشد حرفی و نصیحتی شنیده نشود شعر که سهل است وحی منزل هم باشد شنیده نمی شود که قدما گفته اند بیدار کردن کسی که خود را به خواب زده است از بیدار کردن کسی که واقعا خفته است بسیار دشوار تر است

حامد۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۳:۵۰

خوب بود اما جلو آقا نباید خونده میشد
مطمئنم رهبر مهربونمون از این که آقای جعفریان ایشان رو مدح کنند و بقیه(حتی انحرافی ها) رو با الفاظ بد خطاب کنند احساس بدی داشتند و ناراضی بودند...
برای سلامتیشون صلوات
واسه سلامتی تابناکم یه صلوات بفرستید که بالاخره یه چیزی که ما نوشتیم منتشر کرد

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۳:۴۶

شما که نظرات مخالف را منتشر نمیکنید. تنها راه باقیمانده رای منفی دادن به تعریفهای بی اساس است.

عباس۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۳:۳۵

در دورانی که آقا تماما به وحدت تاکید دارند خواندن این شعر حتی با محتویات درست جز ایجاد حاشیه و هیاهو نمی کند این مصلحت تنها گفته ی بیت نیست بلکه خود آقا چندین بار تاکید بر وحدت و حمایت از دولت کردند

حتی در نماز جمعه ی 1388 آقا کسانی را که رییس جمهور را به رمالی و جن گیری متهم کردند محکوم کردند

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۳:۳۰

ولی خداییش شعر ضعیف بود، معنای شعر یعنی احساس، تنها چیزی که در این ابیات نبود احساس بود، این ابیات پر بود از نفرت و انتقام و جنگ و ...

محمد۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۳:۲۴

حرف دل و دین ما رو قشنگ گفتی . احسنت ، تبارک الله.

بابک۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۳:۲۲

خوشابه سعادتت که در آغوش آقاجانمان قرار گرفتی و بوسه رهبرمان را هدیه گرفتی
یاعلی

پارسا۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۳:۱۶

قبول ندارم! این ماهیتی که از امثال مشایی معرفی می کنند ساخته ی افکار عده ای است که تاب شنیدن ندارند...
کاری ندارم، دفاع هم نمی کنم، اما خدا آگاه است از هر آنچه که پنهان است...
ای کاش این عزیز جانمان بروز احساسش را کمی تاخیر می انداهت تا سره از ناسره، بدون تفسیر و تعبیر، مشخص شود.

یاعلی

امير۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۳:۱۴

شعر بسيار پر معني و به جايي بود. مويد باشند ان شالله

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۲:۵۶

درود بر شما جناب آقای جعفریان عزیز

MAHDI۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۲:۵۱

استاد بسيجي چه زيبا تفاوت راي وبيعت را با بياني شيوا بيان نموديد

محمد۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۲:۴۵

به فرموده مولا علي 2گروه به من ضريه زدند1-دشمنان 2- دوستان نادان. كساني كه اشعار شمار را گزينش ميكنند از دوستان نادان آقا مي باشند

ابراهیمی۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۲:۴۴

زیبا بود موید باشند انشاءالله
خوش به سعادتشان که بوسه ی رهبر را هدیه گرفتند

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۲:۴۴

وقتی شعر نظری تمام شد جعفریان به قزوه اشاره كرد كه چیزی بخواند. قزوه هم تشكر كرد از این‌كه او در شعر افغانستان زحمات زیادی كشیده و خواست شعر كوتاهی بخواند. جعفریان هم گفت: آقا رویه‌ای در انتخاب شعرها هست كه سعی می‌كند پاستوریزه كند. مثلاً می‌گویند این شعر خوانده شود و آن شعر خوانده نشود. یك كاری داشتم كه دوستان صلاح ندیدند من بخوانم. من به نظر دوستان احترام می‌گذارم و شعری را كه آوردم نمی‌خوانم. فقط این رویه باعث می‌شود شما بعضی شعرها را بشنوید و در جریان شعر امروز مملكت قرار نگیرید، والسلام.
قزوه گفت: خوب می‌خواهید شعر بخوانید، بخوانید حالا.
جعفریان نخواند. قزوه ادامه داد: یك شعر خاص بود كه دوستان نظر دادند من هم اتفاقاً چیزی نگفتم. به هرحال اگر می‌خوانید بفرمایید.
جعفریان باز هم نخواند. این بار قزوه گفت: پس حضرت آقا درخدمت شما هستیم.
*رهبر قبل از شروع صحبت‌هایش صلاح دید موضوعی را روشن كند: من البته در جریان شعر كشور قرار می‌گیرم آقای جعفریان! این را شما بدانید. هم شعرهایی كه در كتاب‌ها هست و هم شعرهایی كه به صورت الكترونیكی و اینترنتی نشر می‌شود، بی‌اطلاع نیستم من. در شعرهایی هم كه امشب خوانده شد این‌جور نبود كه این جنبه‌های مورد نظر شما نباشه، بود. من هم كه شما می‌دانید طاقتم زیاده و این‌جور نیست كه اگر كسی شعری بخواند كه من مضمونش را قبول نداشته باشم درونم طوفانی بشه. نه شعره دیگه شاعر دوست داشته این‌جوری بگه اما پاستوریزه كردن شعر اتفاقاً بد نیست. خوبه اتفاقاً یك جاهایی رعایت‌هایی هم بشه و ملاحظه‌هایی هم صورت بگیره. من البته در جریان مدیریت جلسه و نحوه‌ی اجرا قرار ندارم ولی خوب اجرا می‌كنند انصافاً. جا داره من از آقای قزوه و دیگر آقایان كه زحمت می‌كشند تشكر كنم كه برای این جلسه جلسات زیادی گذاشتند و فكر كردند و وقت گذاشتند و جلسه‌ی متنوعی هم هست انصافاً. با این حال من آماده هستم بشنوم، همیشه آماده بودم. شما سال‌هاست در جلسه‌ی ما شركت می‌‌كنید و می‌بینید كه همه‌جور شعری خوانده می‌شود. من از شعر لذت می‌برم البته بعضی از مضامین را ممكنه قبول داشته باشم بعضی را نه؛ همین‌طور شما ممكنه قبول داشته باشید یا نه.*
http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=17007

as۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۳:۲۳

واقعا كي با اين مطلب مخالف است ؟ سايت نان به نرخ روز خور تابناك هم از انعكاس ناقص مطالب خجالت بكشد بد نيست

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۲:۴۰

متأسفانه اجتماع "سیاسی وکل فضای اجتماعی" ایرانی در مواقع این چنانی و ,و...نمیداند از چه رنج میبرد! ویا میداند نمیخواهد بعللی دنبال بروز علت این درد برود و یا اینکه () نمیتواند (ویا نمیگذارند)
ریشه واقعی درد رادرست موشکافانه بیابد و در نتیجه اجتماع بطرف عدم تعادل میرود که گوشه ای از آنرا در این گزارش بخوبی مشاهده میشود...

ایمان۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۲:۳۲

در اینکه شعرها برای خواندن در حضور مقام معظم رهبری گزینش می شوند توسط دایه های مهربانتر از مادر شکی نیست" اما خداوکیلی شعر جناب جعفریان هم همچین چنگی به دل نزد. جوانان عزیزی وجود دارند که شعرشون بمراتب قویتر از امثال برگزارکنندگان این نشستهاست ولی متاسفانه برای این جلسات دعوت نمی شوند. هم شاعران گزینشی اند و هم شعرشان و مع الاسف معیار گزینش ها هم معمولا روابط است و لاغیر. خدا از سر تقصیرات امثال قزوه و کاکایی و... بگذرد

رضا احمدي۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۲:۲۹

خداييش ضايع بود. پر از تهمت كه با رهنمودهاي رهبر عزيز در تضاد بود
خوب كه نذاشتن بخونن

محمود۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۲:۲۷

بسیار عالی ، اما اگر قرار باشد حرفی و نصیحتی شنیده نشود شعر که سهل است وحی منزل هم باشد شنیده نمی شود که قدما گفته اند بیدار کردن کسی که خود را به خواب زده است از بیدار کردن کسی که واقعا خفته است بسیار دشوار تر است

عقابي۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۲:۲۴

گرچا با محتواي شعر موافقم، حفظ حرمت آقا واجب‌تر بود، و البته يک اعتراض کوچک، کافي.

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۲:۲۴

دستش درد نكنه اما همچين شعر ژر محتوايي هم نبود كه اينقدر با اب و تاب واسش تيتر زده بودين!

دهنادی۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۲:۲۲

واقعا این اشعار را در محضر رهبر خواندن پر رویی می خواهد.
برخی اینقدر داغ شدند که لاترفعوا اصواتکم فوق صوت نبی را نخوانده اند.

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۴:۴۸

عزیز من لطفا تفسیر به رای نکنید آیات قرآن کریم را. ضمنا ایشان با متانت در جلسه حضور داشتند و هیچگونه بی حرمتی و .. در کار نبود . ÷س بهتر سری به ترجه آیه کریمه بزنید .

as۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۳:۱۷

كاملا با اين نظر موافقم . حرف دلم را زدي

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۲:۲۱

خيلي خوب

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۲:۱۸

واقعا كاش اينها(گروه انحرافي) كه ادعاي ايران را دارند واقعا ايران را دوست ميداشتند؟! ايراني سالم و ايران دوست سالم كه بيت المال را در راه باطل و خلاف دين خرج نميكند و هدر نميدهد.؟!اينها خائن هستند.والسلام مو لاي درزش نميرود

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۲:۱۵

به نظر من کار درستی کردند نگذاشتند خوانده شود این شعر توهین آمیز است

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۴:۵۲

اشتباه نظر ایشونو رای مثبت دام.معذرت.رای من منفی است. زیرا حکومت ما بنای آزادی سخن را داشته

سارا۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۴:۱۴

به نظر من هم کار درستی کردند اما نه به این دلیل که شعر توهین آمیز بود بلکه به این دلیل که با خواندن این شعر در محضر رهبری هزاران تهمت و افترا و حرف بی ربط به رهبری نسبت داده میشد. کافی بود ایشان سری تکان دهند، آنوقت بود که سیل اخبار به راه می افتاد که رهبر با تائید این شعر در واقع احمدی نژاد را تحدید کرده و فلان و بهمان! ولی در اصل شعری بسیار زیبا و بیانگر واقعیات امروز احمدی نژاد و جریان انحرافیست! دست شاعر درد نکنه! ولی به فرموده مقام معظم رهبری فعلا باید همگی صبر پیشه کنیم و "صبور" باشیم!

سيد محمد۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۲:۰۲

شير مادرت حلالت خيلي زيبا بود

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۱:۵۹

ارسال به دفتر ریاست جمهوری:
ماه سنگي سرد و بي مقدار بود
گرمي خورشيد بر حسنش فزود

رو بگرداند چو خورشيدي ز ماه
در محاق افتد قمر، گردد تباه

جملگي دانند، حتي خار و خس!
آبروي ماه از شمس است و بس

کیا۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۳:۴۸

افرین

علی۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ۱۱:۵۶

احسنت . بارک االله فیک . ای مومن خدا . کثر الله امثالک.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.