ایرانیان نمیدانند در سوریه چه خبر است؟
عموما مقام مسئول ایرانی به دنبال آسانترین راهکار میرود، چرا که قدرت پیشبینی ندارد که خود را برای رویدادهای محتمل آینده آماده کند تا در سر بزنگاه به دنبال آسانترین راه نرود. تا به امروز، این تضاد جناحی داخلی، گریبان منافع ملی و امنیت ملی کشور را هم گرفته است و از عقلانیتی خبر نیست. شاید جامعه ایران به این سیاه و سفیدی زنده است! باشد؛ اما این تضاد درباره منافع ملی سودمند نیست.

جامعه ایران نه تنها درباره مسائل ملی، که در مسائل منطقهای و جهانی هم، همه امور را سیاه و سفید میبیند و در رویکردهایش طیفی نیست؛ دو سر یک تضاد که میانهای برای آن نباید متصور بود.
به گزارش «تابناک»، در چندین ماه اخیر و درباره مسائل منطقه و به ویژه سوریه، این خصلت دیرینه جامعه ایرانی هم نمود پیدا کرده است و جامعه ایرانی حتی درباره سوریه هم سخن همدیگر را درک نمیکنند و به ستیز در این باره میپردازند.
یک سر این تضاد، برخی هستند که همواره از موازین حقوق بشری غربی و دمکراسی سخن میگویند که مخالفان به دنبال آن هستند و از کشتاری سخن به میان میآورند که در سوریه در حال جریان است. آنان حتی احتیاطی را که ترکیه و آمریکا درباره سوریه میکنند، نیز رعایت نمیکنند؛ جایی که مقامات آمریکایی نه از دمکراسی خواهان در سوریه که از القاعده و سلفیها سخن میگویند؛ گروههایی که بناست مدلی سعودی ـ بن لادنی را در سوریه نیز اجرا کنند.
این عده از ایرانیان که تحلیل خود را با تحلیلهای گوناگون رسانههای طرفداران مخالفان اسد آمیختهاند، گویا هنوز متوجه تغییر جهت تدریجی طرفداران مخالفان اسد نشدهاند!
حتی از این بیشتر، این افراد باور نمیکنند که در صورت سقوط سوریه، ممکن است تهدیدی جدی متوجه مرزهای غربی ایران شود و حتی مقطعی هم کشور ما را با مشکل روبهرو کند.
این عده گویا مسأله یمن را فراموش کردهاند که چگونه به سود عربستان پایان یافت یا نه، مسأله بحرین را که چگونه با لشکرکشی عربستان پایان یافت.
یعنی باید باور کنیم شهروندان سعودی از برخی از مردم ایران، بیشتر و بهتر مفهوم منافع ملی و امنیت ملی را درک میکنند و البته تردیدی نیست که کشورهای غربی هم بهتر از ما اهمیت استراتژیک بحرین و یمن را میدانند. این عده از تحلیلگران ایرانی به دنبال چه هستند؟
شگفتتر آن که در میان این عده، افرادی هم هستند که سابقه کار دیپلماتیک دارند و احتمالا اگر کارشان را بلد باشند، میفهمند که ما از چه سخن میگوییم! کسانی که حتی زمانی که در ایران در قدرت بودند ، حتی یک بار هم از اسد نخواستند که در حکومتش اصلاحات ایجاد کند ؛ پیش شرط رابطه خوب با ایران را انجام اصلاحات در حکومت قرار ندادند ، و امروز از آن طرف بام افتاده اند!

اکنون این پرسش مطرح است، باید چه کار کرد که اینان باور کنند، مسأله ملی و اختلافات جناحی را نباید به منافع ملی کشور و امنیت ملی پیوند زنند و برای رسیدن به خواسته جناحی خود، امنیت ملی کشور را بازیچه نکنند؟ چگونه این افراد خود را تحلیلگر فرایندهای جهانی میدانند، حال آن که از تحلیل امنیت ملی کشور خود ناتوانند؟
اما عدهای دیگر که آن سوی تضاد هستند، گمان میکنند که میتوان با بیخبری و خبرسازی، مردم یک کشور را از وقوع تحولات منطقهای و جهانی بیخبر نگاه داشت. در جهانی که به فاصله چند شب، فریاد اعتراض ورزش دوستان به حذف ناعادلانه کشتیگیر ایرانی در جهان طنین میافکند و جهان شبکهای کنونی به هر مسألهای واکنش نشان میدهد، مگر میتوان جریان انتقال اخبار و اطلاعات را بست؟
شاید برای این عده، مسدود کردن خبر درباره سوریه، آسانترین راهکار باشد و قطعا بهترین راهحل نیست!
عموما مقام مسئول ایرانی به دنبال آسانترین راهکار میرود، چرا که قدرت پیشبینی ندارد که خود را برای رویدادهای محتمل آینده آماده کند تا در سر بزنگاه به دنبال آسانترین راه نرود.
و این گونه میشود که در مقاطع حساس نمیتواند اخبار و اطلاعاتی منطبق با منافع ملی کشور در اختیار مخاطبشان گذارد و نمیتواند مخاطبشان را در چهارچوبی استوار از منافع ملی و امنیت ملی کشور سازماندهی کند و مخاطب که به دنبال اطلاعات است، هر چه خود نیز صاحب تحلیل باشد، حجم انبوه اخبار متناقض دریافتی از سوی رسانههای دیگر، رویکرد او را بر خلاف امنیت و منافع ملی کشور میسازد و طبیعتا این کار در بیشتر اوقات، ناخودآگاه صورت میگیرد و عمدی هم در کار نیست که وقتی مسیر انتقال اخبار از یک سو بسته و از سوی دیگر هم تمرکزی شگفتانگیز برای القای یک رویکرد خاص برای مخاطب ایرانی باشد، این اتفاق میافتد.
تا به امروز، این تضاد جناحی داخلی، گریبان منافع ملی و امنیت ملی کشور را هم گرفته است و از عقلانیتی خبر نیست. شاید جامعه ایران به این سیاه و سفیدی زنده است! باشد؛ اما این تضاد درباره منافع ملی سودمند نیست.
به گزارش «تابناک»، در چندین ماه اخیر و درباره مسائل منطقه و به ویژه سوریه، این خصلت دیرینه جامعه ایرانی هم نمود پیدا کرده است و جامعه ایرانی حتی درباره سوریه هم سخن همدیگر را درک نمیکنند و به ستیز در این باره میپردازند.
یک سر این تضاد، برخی هستند که همواره از موازین حقوق بشری غربی و دمکراسی سخن میگویند که مخالفان به دنبال آن هستند و از کشتاری سخن به میان میآورند که در سوریه در حال جریان است. آنان حتی احتیاطی را که ترکیه و آمریکا درباره سوریه میکنند، نیز رعایت نمیکنند؛ جایی که مقامات آمریکایی نه از دمکراسی خواهان در سوریه که از القاعده و سلفیها سخن میگویند؛ گروههایی که بناست مدلی سعودی ـ بن لادنی را در سوریه نیز اجرا کنند.
این عده از ایرانیان که تحلیل خود را با تحلیلهای گوناگون رسانههای طرفداران مخالفان اسد آمیختهاند، گویا هنوز متوجه تغییر جهت تدریجی طرفداران مخالفان اسد نشدهاند!
حتی از این بیشتر، این افراد باور نمیکنند که در صورت سقوط سوریه، ممکن است تهدیدی جدی متوجه مرزهای غربی ایران شود و حتی مقطعی هم کشور ما را با مشکل روبهرو کند.
این عده گویا مسأله یمن را فراموش کردهاند که چگونه به سود عربستان پایان یافت یا نه، مسأله بحرین را که چگونه با لشکرکشی عربستان پایان یافت.
یعنی باید باور کنیم شهروندان سعودی از برخی از مردم ایران، بیشتر و بهتر مفهوم منافع ملی و امنیت ملی را درک میکنند و البته تردیدی نیست که کشورهای غربی هم بهتر از ما اهمیت استراتژیک بحرین و یمن را میدانند. این عده از تحلیلگران ایرانی به دنبال چه هستند؟
شگفتتر آن که در میان این عده، افرادی هم هستند که سابقه کار دیپلماتیک دارند و احتمالا اگر کارشان را بلد باشند، میفهمند که ما از چه سخن میگوییم! کسانی که حتی زمانی که در ایران در قدرت بودند ، حتی یک بار هم از اسد نخواستند که در حکومتش اصلاحات ایجاد کند ؛ پیش شرط رابطه خوب با ایران را انجام اصلاحات در حکومت قرار ندادند ، و امروز از آن طرف بام افتاده اند!

اکنون این پرسش مطرح است، باید چه کار کرد که اینان باور کنند، مسأله ملی و اختلافات جناحی را نباید به منافع ملی کشور و امنیت ملی پیوند زنند و برای رسیدن به خواسته جناحی خود، امنیت ملی کشور را بازیچه نکنند؟ چگونه این افراد خود را تحلیلگر فرایندهای جهانی میدانند، حال آن که از تحلیل امنیت ملی کشور خود ناتوانند؟
اما عدهای دیگر که آن سوی تضاد هستند، گمان میکنند که میتوان با بیخبری و خبرسازی، مردم یک کشور را از وقوع تحولات منطقهای و جهانی بیخبر نگاه داشت. در جهانی که به فاصله چند شب، فریاد اعتراض ورزش دوستان به حذف ناعادلانه کشتیگیر ایرانی در جهان طنین میافکند و جهان شبکهای کنونی به هر مسألهای واکنش نشان میدهد، مگر میتوان جریان انتقال اخبار و اطلاعات را بست؟
شاید برای این عده، مسدود کردن خبر درباره سوریه، آسانترین راهکار باشد و قطعا بهترین راهحل نیست!
عموما مقام مسئول ایرانی به دنبال آسانترین راهکار میرود، چرا که قدرت پیشبینی ندارد که خود را برای رویدادهای محتمل آینده آماده کند تا در سر بزنگاه به دنبال آسانترین راه نرود.
و این گونه میشود که در مقاطع حساس نمیتواند اخبار و اطلاعاتی منطبق با منافع ملی کشور در اختیار مخاطبشان گذارد و نمیتواند مخاطبشان را در چهارچوبی استوار از منافع ملی و امنیت ملی کشور سازماندهی کند و مخاطب که به دنبال اطلاعات است، هر چه خود نیز صاحب تحلیل باشد، حجم انبوه اخبار متناقض دریافتی از سوی رسانههای دیگر، رویکرد او را بر خلاف امنیت و منافع ملی کشور میسازد و طبیعتا این کار در بیشتر اوقات، ناخودآگاه صورت میگیرد و عمدی هم در کار نیست که وقتی مسیر انتقال اخبار از یک سو بسته و از سوی دیگر هم تمرکزی شگفتانگیز برای القای یک رویکرد خاص برای مخاطب ایرانی باشد، این اتفاق میافتد.
تا به امروز، این تضاد جناحی داخلی، گریبان منافع ملی و امنیت ملی کشور را هم گرفته است و از عقلانیتی خبر نیست. شاید جامعه ایران به این سیاه و سفیدی زنده است! باشد؛ اما این تضاد درباره منافع ملی سودمند نیست.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
مانباید مانندکمونیستهابه هدف وسیله راتوجیه میکندمعتقدباشیم فرض بگیریم اسددرزمان 8 سال جنگ به ماکمک کردآیااین دلیل خوبی است تاازکشتارمردمش حمایت کنیم؟مولای ماعلی است واویک جوانمردبودمانبایدنامردباشیم.
خیلی جالبه هر جا غربی ها و اعراب مرتجع و ترکیه عضو ناتو جنگ راه می اندازند و امریکا توسط اعوان وانصارش در منطقه خواهان بلعیدن همه کشورهای دنیاست عده ای ایرانی یا بنام ایرانی بلافاصله به طرفداری از غربیها موضع گیری می کنند . ننگ برای ایرانیهایی که طرفدار منافع غربی باشند؟!! کامنت ها هم بخوبی این مسئله را نشان میدهد. اینها یا ایرانی نیستند یا اگر هستند آگاهانه یا ناخود آگاه دشمن ایران واسلامند . به قول شاعر :
من از بیگانگان هرگز ننالم .... که هرچه کرد با من آن آشنا کرد
مرگ بر دوستان نادان و دشمنان دانا
بعد از 34 سال رهایی از دیکتاتوری شاه حالا مجددا عده ای به طرفداری از امریکائیها که حامیان اصلی شاه بودند همان شاهی که بحرین را از از ایران جدا کرد و استقلال بحرین را در سال 1349 به رسمیت شناخت و ننگ وطن فروشی را برای چندمین بار ثابت کرد . ایرانیان ماهواره ای که از خود نظری ندارند و یا می پندارند که آسایش در گرو رابطه نوکر واربابی با امریکاست.در زمان کودتای امریکایی 28 مرداد همین نوکر صفتان و خائنین به وطن بودند که با یک وعده آبگوشت به خیابانها ریختند وجاوید شاه گفتند.
موقعی که صدا و سیما حقایق رو نشون نمیده و تصاویر بی ربط و غلطی رو نشون میده همین میشه دیگه
آقاي تابناك تو كه توقع معذرت خواهي دانشجويان از رهبري در باره سفارت انگليس رو داري ،چرا نظر رهبري را بيان نمي كني و فقط تحليل خودت را مي گي؟
ماشاءالله هممون کارشناسیم.ولی نهایتش اینه که به طور ناشناس کامنت میذاریم تایید میکنیم یا رد میکنیم چه سود؟؟بعد همه دستاوردهای مهمی که داشتیم به لطف کاردانی سران باید نگران حمله به مرز های غربی هم باشیم
من نوعی اون قدر از این دولت مردان ایرانی دروغ شنیدم در امار ها در تورم هر کدامشان ساز خودشان را میزنند یک وزیر یک حرفی میزنه اون یکی میاد تکذیب میکنه اصلا من موندم حرف کدامشان را باور کنم روزنامه کیهان عکس پسر بچه اعدامی را در روزنامه اش میاندازه میگه مخالفین سوریه این پسر را دار زدند ولی دروغ بوده این عکس مال دوسال پیش بوده . دیگه من اعتمادی به اخبار رسانه ها ندارم.
متاسفانه با این سیاستهای غلط چند سال اخیر تمام دنیا را برعلیه خودمان بسیج کرده ایم و این یعنی خواسته آمریکا ودشمنان وبا این سیاست اگر ادامه دهیم مطمئن باشید در چند سال آینده کسی جرات اظهار شیعه بودن را نخواهد کرد پس بهتر است سیاستمداران ما راهی را پیش بروند که در صورت سقوط سوریه که بسیار قابل پیش بینی است حرفی برای گفتن داشته باشند واین را بدانند که با پنهان کاری مسائل فقط صورت مساله را عوض می کنند
امنیت ملی ما زمانی تامین میشود که برای همه شهروندان ایرانی ارزش یکسان قائل باشیم ومردم خود را به شهروندان درجه یک ودو تقسیم نکنیم به همه مردم به صرف ایرانی بودن فارغ ازگرایشات مذهبی و حزبی وگروهی و طایفه ای احترام بگذاریم واجازه دهیم همه دراداره مملکت شرکت کنند نه اینکه همه را برانیم تا جای خودمان باز شود وان وقت انتظار داشته باشیم انها همان چیزهایی رابگویند که ما میخواهیم
به نظر میرسد هم نویسنده مقاله و همبعضی از افراد که نظراتشون بی اساس هست متوجه نیستند که رژیم صهیونیستی پشت پرده تحولات سوریه قرار دارد و لازم است از هوشیاری بالای بر خور دار باشیم شما ببینید این کشور کوچک برای حفظ خود قدرتهای بزرگ و کشورهای به ظاهر مسلمان را بسیج کرده اما ما حق نداریم برای جبهه مقاومت در مقابل صهیونیست اقدام کنیم واقعا چقدر بی انصاف تشریف دارین ؟
جالبه که با اینکه در مطلبتون به دلیل حمایت ایران از سوریه تلویحا اشاره کردین؛ هنوز هم بیشتر دوستانی که کامنت میدن، موضوع را نگرفته اند. آی ایهاالناس ،نظام اگر بخواد سر پا بمونه باید جنگ رو توی همنون سوریه نگه داره که این کارهم با پشتیبانی از سوریه داره انجام میده.
ولی نکته خیلی از مردم اینه که اصلا نمی خوان نظام باقی بمونهههههههه (لطفا به جدا بودن نظام و ایران در صحبت های بالادستی هم توجه کنید)
اصلا به ما چه كه در سوريه چي ميگذره ؟خيلي زرنگ باشيم بفهميم ايران چي ميگذره شاهكار كرديم !!!!!!!!!!!!!!!!!!
لطفا مقاله ای در ارتباط بامنافع ملی و منافع نظام بنویسید. ایا این دوتا با هم فرق دارند؟ ایا منافع ملی را جای منافع نظام جا نمیزنیم؟
اى نظر دهنده هاى جاهلى كه عليه دولت سوريه نظر داديد اولا انقدر سايت هاى و خبرگزارى هاى معارض جريان مقاومت و ايران رو ملاك قرار نديد مثل بى بى سى و... خودتون هم عقلتون رو و مطالعاتتون رو درباره تاريخچه دولت بشار و بدرس بالا ببريد ، خواهيد فهميد كه چه خدماتى به ايران و جريان مقاومت كردند ثانيا درسته كه بايد يه سرى اصلاحاتى در كشور سوريه اتفاق بيفته ولى اصلا صلاح نيست دولت حاكم سقوط كنه چون قطعا بعدش نوبت به ايران ميرسه . آدمهاى بى خرد تمام رسانه هاى استكبار زوم هستن توى كشور سوريه و از كاه كوه مى سازند و اخبار كذب صادر مى كنند و ما هم باور ميكنيم به همين سادگى . اونا اگه دل سوز مسلمونا بودند سراغ چند هزار كشته مسلمان ميانمار مى رفتد. حالا ديدي
دوستان ،اگر ما هم مثل آمریکاییها به فکر منافع باشیم چه فرقی با اونا داریم؟ دقیقاً فرق ما با اونها اینکه قبل هر کاری بایستی رضای خدا رو در نظر بگیریم ،ما ایمان داریم به اینکه بایستی جواب کارهامونو پس بدیم
یک مسئله وجود دارد و ان اینست که بشار اسد چه سقوط کند و چه بماند در هر صورت به ضرر ایران است چون اگر سقوط کند ایران یک متحد مهم را از دست میدهد ولی اگر بماند مشکل بزرگتری بوجود می اید و ان اینکه با تصاویری که اکنون از سوریه پخش میشود معلوم شده که این کشور تقریبا به ویرانه ای تبدیل شده و تلی از خاک از آن بجا مانده که همه متفق القول هستیم که هزینه باسازی این ویرانه را قرار نیست کسی جز دولت بخشنده ایران بدهد و این میسر نیست مگر با صرف هزیمه چند ملیارد دلاری از سوی ایران پس در هر حال عاقبت ضرر اصلی به ما میرسد.
منافع ملی ما را بین ملت ما جستجو کنیم ..
اول از نقاط قوت و ضعف خودمون بگیم
بعدش دنبال فرصت و تهدیدمون باشیم
اگه شناختی از نقاط قوتمون نداریم چطور می تونیم فرصت های فراملی رو به قوت تبدیل کنیم...
نمونه همون فرصتهایی که به تهدید تبدیل شد
منم اکثر نظرات و دیدم
تقریبا توی همه نظرهایی که یه جورایی از سوریه حمایت شده بود منفی ها خیلی بیشتر از مثبت ها بود
نمیدونم چی درسته چی غلط اما هرچی هست امیدوارم خیر باشه و به نفع مردم ایران باشه.
آمین
ایرانیان نمیدانند در سوریه چه خبر است یا برخی از ایرانیان؟
تابناک واقعا در مورد خبر قاچاق سلاح شیمیایی قذافی به سوریه با توجه به تهدید وزیر خارجه شون به استفاده از این سلاح ها از خواننده چه توقعی داری؟
نباید از کلمه مسلمانی و اسلام در چنین مواقعی صحبت کرد.بهتر است بگویم تامین منافع ملی.در مسائل فلسطین و اسرائیل ما از مردم مسلمان فلسطین حمایت کردیم.و در لبنان از حزب الله. پس چرا از مردم شیعه آذربایجان در مقابل ارمنستان حمایت نکردیم.و یا از مردم مسلمان چین. و از چچنها در مقابل روسها؟پس بهتر است در حمایت از ملتها از کلمه اسلام و مسلمانی حرف نزنیم. بگویم به خاطر منافع ملی.من در سفری که قبلا به سوریه داشتم. نشانه های از حکومت اسلامی در انجا پیدا نکردم.سوریه توسط حزب بعث و در راس آن بوسیله آقای اسد اداره می شود. همانطور که عربستان تحت حمایه امریکاست. و توسط امریکا هدایت و اداره می شود. سوریه نیز تحت حمایه روسیه بوده و توسط روسیه پشتیبانی و هدایت می شود.روسیه در خاک سوریه دارای پایگاه نظامی است.و اگر پای روسیه و چین وسط نبود. امریکا تابحال به سوریه حمله نظامی کرده بود.این جنگ در واقع جنگ روسیه و امریکا است.در کنار آن به خاطر پله ارتباطی ایران و حزب الله لبنان برای ایران دارای اهمنیت بالای است.نابودی حکومت اسد مساوی است با نابودی مقاوت حزب الله لبنان در مقابل رژیم صهیونیستی اسرائیل.حضور حزب الله لبنان در مرزهای اسرائیل. به معنی حضور ایران در مرزهای اسرائیل است.و با این حضور اسرائیل جرات حمله به ایران را پیدا نخواهد کرد.
1- اگر منظورت از ایرانیان نویسنده مقالات و سایتهای خبری است که این ها رو نباید به پای مردم گذاشت نهایتاً نظر اون رسانه یا سایت است
2- بر خلاف نویسنده مقاله فکر می کنم مردم کاملاً هم می دونن که در سوریه چه اتفاقی داره می افته. فقط شما به من بگو مردم کجا می تونن حرفشون رو بزنن
3- اگر هم فرض کنیم مردم نمی دونن تو سوریه چه اتفاقی در حال رخ دادنه مقصر کیه مردم یا رسانه ها؟ صدا و سیما چقدر واقعیات رو منعکس می کنه؟ روزنامه ها چقدر اجازه دارن بنویسند؟ به عنوان نمونه سایت تابناک چقدر واقعیات رو نوشت؟ از پناهنده شدن افسران ارتش سوریه مثلاً سرتیپ طلاس چیزی نوشت؟ از فرار نخست وزیر سوریه چیزی نوشتید؟ صدا و سیما منعکس کرد؟ از کشته شدن نوزده هزار نفر چی؟
4- اون کسی که نمی دونه یا نمی خواد بدونه تو سوریه چی می گذره مردم نیستند مسولین هستند. اون کسی که منافع ملی رو نمی شناسه مسولینند. وقتی بعد از کشته شدن نوزده هزار نفر و بمباران شهرهای مهمی مثل حلب وزیر امور خارجه می گه در سوریه همه چیز آرومه نتیجش اینه که چند روز بعد 48 نفر ایرانی رو گروگان می گیرن
5- مسولین بیان بگن منافع ملی ما در سوریه چیه تا مردم قضاوت کنند. سایت شما یه تحلیل بنویسه و منافع ملی رو تشریح کنه تا اونوقت ببینیم حمایت بی چون و چرا از اسد جز منافع ملی ماست یا منافع یه عده خاص
6- اینقدر که صدا و سیما از کشته شدم معترضین بحرینی می گه ای کاش در مورد نوزده هزار نفر کشته تویه سوریه هم می گفت. مگه مردم سوریه انسان نیستند؟ مگه مسلمان نیستند؟ اگه خلیفه بحرین تانک آورد بشار اسد که با هواپیما بمباران کرد. اگر منفعت ما (یه عده خاص) حمایت از کشتار مردم سوریه به دست اسد است پس نباید به عربستان هم خرده بگیریم چون که منافع اونها هم در حمایت از کشتار مردم بحرینه.
7- من قبول دارم که مخالفین اسد هم در کشتار مردم سوریه مسوول هستند اما قطعاً مسوولیت اسد بسیار بیشتر است چون که اولاً به عنوان حاکم کشور مسوولیت مستقیم دارد و در ثانی تعداد کشته های ناشی از حملات ارتش با توپ و تانک و هواپیما و هلی کوپتر قابل مقایسه با کشته های مخالفین نیست
8- مهمترین وظیفه ما به عنوان یک انسان مسلمان مخالفت با کشتار انسانها به خصوص غیرنظامیان و زنها و کودکان است. چه در مصر چه در بحرین یا لیبی یا سوریه یا فلسطین یا ایران
آقا من جزو هـمون عوامی هـستم که فرمودین. بی زحمت من رو روشن کنید چه جوریه که این مخالفتا و تظاهـرات در یه کشورایی اسمش میشه بهـار عربی و بیداری اسلامی ولی به سوریه که میرسه میشه فتنه؟
نظرات خیلی از دوستان برایم قابل هضم بود اما آن دسته ای که میگویند با سقوط بشار اسد امنیت ملی ما به خظر میافتد را نمیفهمم مگه خون ما از مردم سوریه رنگینتره مگه اونا حق زندگی ندارند واقعا برای این دست آدما متاسفم که اسم خودشون را گذاشتن مسلمون
تابناک ....همه اش در لفافه نوشته ای چرا روشن تر بیان نمیکنی که حرف حسابت چیست؟
يادمان باشد در بين تمام كشورهاي عربي كه تا حالا انقلاب رخ داده در اين يك و اندي سال اخير. در سوريه بيش از هر كشور ديگري خونريزي شده است. چطور مي توان گفت كه سوريه آرام است يا اينكه بشار اسد آدم موجه و مشروعي است؟!
ديكتاتور خوب و بد نداريم . اسد هم يك ديكتاتور است چون سالهاست بدون انتخابات . در قدرت مانده است . اسد هم همانند مبارك و قذافي و بن علي و ... ديكتاتور است چه فرقي مي كند؟ فقط مانده ام صدا و سيما و ... به زور مي خواهند به مردم القا كنند كه اسد ديكتاتور نيست و لااقل بگويند ديكتاتور خوبي است!!
به نظرم اینکه باید به منافع ملی فکر کرد درسته واینکه جناح ها در ایران ملی فکر نمیکنند هم درسته.واقع بینانه اینکه گروه های مبارز سوری برای کشور ما تهدید کننده هستند وبه گمانم بشار اسد در بین مردم خودش هم محبوبیت بیشتری از گروههای مبارز دارد واگر عاقلانه تن به اصلاحات میداد و وبا ساز وکار قانونی وانتخابات به جنگ مخالفانش میرفت برنده بازی بود . از سویی بر خلاف نظر نویسنده مقاله معتقدم اگر اصلاح طلبان در ایران حاکم بودند این راه حل مقبول سوریه واقع می شد ومصیبت سوریه ناشی از تبعیت از مشاوره های ایران است. والبته امروز با نشست مشورتی تهران شکست سیاست ایران هم در زمینه سوریه به وضوح روشن شد عاقلانه آنست که از همین حالا به فکر یافتن جایگاه خود با تغییر رویکرد تنگ نظرانه وتک بعدی باشیم.
برادر عزیز لطف کنید از ملت شریف ایران بخاطر بی ادبی تان در تیتر و متن مقاله عذر خواهی نمایید
متاسفانه در ایران هیچکس بفکر منافع ملی نیست .
عيب صدا و سيماي ما اين است كه فكر مي كند اگر اندكي سطح خبرها و تحليل ها را عميق تر بكند و توده مردم در جريان پاره اي از امور قرار گيرند كشور دچار التهابات سياسي مي شود.
یک تعریف از منافع ملی اینست یعنی خیر عموم یا به عبارت دیگر منافع مشترک تمام اقوام وگره های قومی ساکن در یک کشور در بخش نخست سخن گفته آمدیم که منافع ملی پیوند دهنده افکار ومساعی تمام اقوام ساکن در یک کشور است واقوام وگروه های انسانی برای این که به عنوان یک ملت تعریف شوند باید چیزی را به عنوان خیر ومصالح حومنافع مشترک بین هم قبول واحترام کنند. این منفعت مشترک سر چشمه ی تمام اعتبار واقتدار یک ملت است واکثر عکس العمل های شدید تا سر حد جنگ ودشمنی از طرف یک ملت نسبت به کشور وملت دیگر زمانی نشان داده می شود که منافع ملی کشوری را، کشوری تهدید کرده باشد.
اقدام علیه منافع ملی یک کشور یعنی اقدام علیه هستی واقتدار وموجودیت یک کشور. با این برداشت از منافع ملی این است که اقوام ساکن در یک کشور علی الرغم این که ممکن است از جهت مشخصه های ایتینکی، فرهنگی وغیره اشتراک وشباهتی با هم نداشته باشند، هویت وشخصیت ملی واحد احساس می کنند ویا فرض منافع، مصالح ومقدرات مشترک خود را یک ملت یک پارچه ویک شخصیت حقوقی واحد وغیر قابل تفکیک وتجزیه حساب می کنند. لذا زیر بیرق ملی مشترکی که نشان ملی مشترک دارد احساس هم خونی وبرادری می کنند وهنگام تهدید وخطر زیرهمین بیرق همگی متحد می شوند وبرای دفاع از استقلال ومنافع خود حاضر به جنگ، وفداکاری ومقاومت می شوند.
سرود ملی شعار مشترک وزمزمه ی آرمان مشترک اقوام وطوایف تشکیل دهنده ی یک ملت است. نام کشورلقب تاریخی هزاران ساله ی یک ملت است که تمام اقوام آثار وجای پای پدران وپیشینه های خود را در آن تداعی می کنند ورنگ وترکیب رنگ بیرق، رنگروزگاران وطرح تطور تاریخ یک ملت است. نشان ملی نقطه ط تمرکز حب وایمان واحساس یک ملت است.وبالاخره کلیشه ی نقشه ی یک خاک مشترک زیباترین رسامی ممکن در نظر اتباع یک کشور است که مرزهای کجدار ومریز آن بر قلب انسان نقشی از نشاط وانبساط است. در تمامی این شعار ها ونام و نشان وترکیب رنگ، ملت باید خود را حس کنند وآن را از خود بدانند ورنه جذابیتی وقداستی برای شان ندارد وفداکاری ها وعلاقه مندی به ساختن وحراست از وطن بستگی تامی به این انگیزه واحساس دارد.
هر کس اقتدار وعزت ملی خود را می خواهد وخود را انسان وطن دوست وفرهیخته وروشن تلقی می کند باید در مورد نام کشور، سرود ملی، بیرق ونشان ملی وتمامیت ارضی، همین دیدگاه ودرایت را داشته باشد. که اگر این عناصر مشترک برای تشکیل واحساس یک هویت، شخصیت وعزت وافتخار مشترک، واقعاً حالت ملی نداشته باشد وهریک از این عناصر برای قوم یاچند قوم یا طایفه ی یک ملت بیگانه وبیرون از بساط آرمان وعلاقه شان باشد، هیچ گاه تحت عنوان ونشان آن احساس آرامش وارزش و انسجام نخواهن کرد واین یعنی پراکنده کردن اقوام وخیانت به زندگی مشترک ودر واقع دشمنی با مصالح وطن.
نمی شود در حرف صحبت از منافع ملی کرد ولی در عمل عده زیادی از مرد به عنوان شهروند درجه 2 و 3 حساب شوند
به قول هرودوت مورخ معروف غربی ایرانیها 2500 سال پیش مبتکرانه خوب فهمیده بودند برای حفظ امنیت مرزهای غربی اشان (حدود اروپای شرقی امروز) ازحملات وحشیانه یونانیها واسپارتها کم هزینه ترین کارایجادو حفظ جنگی متوازن بین یونانیها واسپارتها باکمکهای مالی ونظامی شاه بزرگ (داریوش) بوده بنحوی که سالها این دو مزاحم با هم میجنگیدند وبا دخالت ایران توازن حفظ وفاتحی نداشت واین موجب سالهاامنیت کم هزینه برای دولت مرکزی ایران بود(هرودت درکتابش این موضوع رابادرداندوه عنوان کرده که چرا یونانیها نفهمیدند) حال بنده هم باخواندن این همه اظهار نظرهای عامیانه وسطحی آنهم مستقیما درراستای اهداف دشمنان خونخوار وقسم خورده این سرزمین که بعنوان نواده های یونان سابق میباشند وقطعا این دشمنیها ریشه درتاریخ دارد ازکسانیکه بخشی از فعالان فکری این سرزمین میباشند اندوهناک ومتاسفم چون تاریخ به این سادگیها تکرار نمی شود تا به شهادت تاریخ حکومتی اینچنین مستقل وعزت طلب نصیب این سرزمین شود وشاه دلیل این ادعا هم دشمنی تمام عیارکل جهان استکبار واذنابش بااین نظام است.خداوند به تک تک ملت ایران درک صحیحی ازواقعیتهای جهان امروز بدهد پیش از انکه این نعمت از کف برود ومقهور جهان استکبار شویم. ان شاالله
بنده اکثر نظرات رو دیدم اما لطفا" کمی منصفانه نظر بدیم و بعضیها حکم کلی ندهند.نباید موضوع جزیره ابوموسی را فراموش کرد که همین سایت کاری که بایید انجام میداد را انجام داد.و کشور امارات دهانش را جمع کرد.
از کجا میگویی که جمع کرد؟ اینه شما باکوت خبری هستی دلیل نمیشه که پس خبری هم نیست
اینا وقتی متوجه میشن که دیگه نه از تاک نشانی هست نه از تاکنشان تاب ناک چقدر دودوزهای
سیاست باید علی وار وبر حق استوار باشد وقتی عده ای معترض به دیکتاتوری بشار قیام میکنند وخاندان اسد آنهارا به خاک وخون میکشد دین به ما آموخته در مقابل کشتار موضع مخالفت بگیریم نه اینکه از جلادی حکام سوریه دفاع کنیم چرا که هرگونه حمایت از کشتار مردم سوریه ,مارا در مقابل خداوند مسئول وشریک جرم قرار خواهد داد.سیاست واقعی یعنی مقابل ظلم ایتادن وجلوگیری از کشتار عده ای بی سلاح که در 18 ماه گذشته حاکم سوریه مرتکب آن شد.حال مرثیه سرایی بی نتیجه است!.
راستی الان دلار چنده؟
این که دلار چنده اصلا مهم نیست ، اینکه ما معادل چند دلار در ماه در درامد داریم مهمه
این عده آن قدر بزدل و ترسو بودند که در قضیه اتمی کل ماجرا را تعطیل کردند و در قضیه حمله آمریکا به افغانستان ، به آمریکا بدون گرفتن کوچکترین امتیاز کمک و همکاری کردند.
به مردم دروغ نگید کل دنیا میدونند بشار اسد چه جنایتهایی کرده فقط مردم ایران نباید بدونند و این به صلاح ایران و ایرانی نیست
کدوم جنایت
جنایت رو اون وهابی میکنه که با گفتن کلمه مقدس الله اکبر زن و بچه مردم رو به خا خون کشیده اگر تو کشور خودمون خدایی نکرده یه مشت گرگ یریزن مادر و خواهرت رو به رگیار ببندند اونوقت بازم میگی دولت نباید کاری کنه
با یک تیتر مزخرف و یک مطلب مزخرفتر خوب ملت و سرکار می زاری
باز دارید تو ریل میفتید نزدیکای انتخابات
قيام سوريه قيام مردمي است كه از 40 سال ديكتاتوري خاندان اسد به تنگ آمده اند نه حمله سلفي ها و وهابيها به حكومت دوست وبرادر سوريه.شايد نويسنده مقاله به ياد نداشته باشد اما همين مردم حدود يكسال فقط مسالمت آميز تظاهرات كردند و اسد جنايتكار بسياري از آنها را كشت.هر چه حكومت اسد با حمايت ايران بيشتر دوام پيدا كند احتمال نفوذ وهابيها در حركت و قيام مردمي بيشتر مي شود و مردم سوريه بخاطر نياز به آنها پذيراي آنها خواهند بود و لذا حمايت ايران هم باعث كشتار بيشتر مي شود و هم آينده سوريه و منطقه را مبهمتر خواهد كرد.از طرف ديگر آمريكاو اسرائيل نيز چندان تمايلي به تغيير حكومت در سوريه ندارند چرا كه اگر چه سوريه با حمايت از حزب الله باعث دردسر آنهاست ولي از طرف ديگر اين كشور بعد از گذشت بيش از 40 سال از اشغال خاك خودش(بلنديهاي استراتژيك جولان)هيچ اقدامي جهت پس گيري آن انجام نداده و انجام نخواهد داد ولي حكومت بعدي معلوم نيست در اين خصوص چگونه عمل كند.
درودبرمردم سوریه ودو سال دفاع مقدس مقابل امریکا انگلیس اعراب ترکیه نوکران اسراییل
شما که اینقدر به فکره منافع ملی هستید بفرمائید که چرا پس از سقوط بشار اسد به حمله به مرزهای غربی کشور حمله می شود ؟
دلیل وابستگی نظام به سوریه و حزب الله چیست ؟
چرا نظام بجای اتکا بر مردم خود باید به سوریه و حزب الله متکی باشد ؟ الان دیگه برای صداقت خیلی دیر شده و با توجه به اینکه نظره مردم هیچگونه تاثیری در سیاست خارجی نظام ندارد بهتره که خود افراد در راس نظام مساله را حل کنند.
به عنوانه مثال آیا مردم ایران خواستار بالا رفتن از دیوار سفارت انگلیس در تهران بودند ؟
آیا یک نظر سنجی راجع به این قضیه از مردم در ایران شد ؟
يكي ازاشتباه صداوسيمادرباره سفارت آمريكادرليبي گفته,آره تلويزيون اشتباه عجيبي مرتكب شدامانميدونم تاحالابه اشتباهات امثال بي بي سي فارسي وغيره رو هم بهش پي بردي يانه?حالابذاربانيت خوش حرف بزنيم بخاطرهمين نميگم كه عمدي بوده اماآيااشتباهات اونارو هم متوجه شدي انصافأ?مخصوصأدروقايع پس ازانتخابات 88.بيامنصف باشيم هردوطرف رو هم ببينيم وبگيم.صداوسيمابخاطرذوق زدگي ازخبرحمله به سفارت آمريكاباعجله خبراشتباه داد!
كساني كه اطلاع ندارن بدونن بخشي ازاين منفي زنهاازطرف تجزيه طلبهاست,ايران خواه هانادانسته بااين افرادهمراهي وصدايي نكنند,وقتي مثلأخبرهايي درباره اعراب ياتركيه ياخليج فارس ياجزايرسه گانه تابناك منتشرميكنه به منفي هايي كه نسبت به نظرات ضدتجزيه طلبي وحمايتي ازايران داده ميشه توجه كرديد?همون هاجايي نرفتنددراين جاهاهم هستندومنفي ميدن,نظراونهاضديت باسوريه هستش وميخوان سوريه ساقط بشه تاايران تضعيف بشه,يكم ديدتون رو وسيع كنيد
حالا جالبه که تا قبل از این اصلا صحبت از منافع ملی نبود. فقط صحبت از دفاع از صدای مظلومان و مستضعفان بود. طرفداری از حق علیه باطل!
حالا چی شد به اینجا رسید مردم دچار درک و فهم تحلیل باید بشن و منافع ملی رو تشخیص بدن. منافع ملی ما مگه غیر از حمایت از مردم مظلومیه که دارن کشته می شن! اونم با توپ و تفنگ و هر سلاح سنگینی که قاعدتا دست یه ارتش می تونه باشه نه چندتا تروریست یه لاقبا!
آن موقع که اسدمردمش رامی کشت بایدمقامات به فکرمی افتادندوجلوی اقدامات اسدرامی گرفتند
فهم قضیه سوریه انقدرها هم سخت نیست
بله، بشار بحق نیست، حکومتی امنیتی و ظالم دارد و...
ولی مگر ر این نیا کم حکومت ظالم اریم؟ چه ش که قرعه مقابله با ظلم به نام بشار درآمده؟ بد نیست گاهی کمی هم فکر کنیم!
چه شده که ترکیه وعربستان و... اینقدر پای کار مقابله با ظلم شده اند؟
دم خروس را نمی بینید؟!!
اگر اندکی عربی بدانید بد نیست به سایت های عربی و کامنت های پای اخبار مراجعه کنید وببینید که ملت های عرب چگونه ایران واسراییل را پشت بشار میدانند! تعجب نکنید! جریان آزاد اطلاعات! با مردم نادان منطقه کاری کرده که اسراییل را حامی بشار تصور می کنند!! وبا نیت مقابله با اسراییل، به حکومت سوریه هجمه می کنند!
نویسنه مقاله بد نگفته، ما ملت عجیبی هستیم و در بسیاری از مواقع معنی امنیت ملی را رک نمی کنیم.
همانطور که گفتم بشار را ظالم می دانم ولی این جنگ جنگ بین ظالم و مظلوم نیست؛ همه قصه بر سر محدود کردن ایران و فشار بر ایران است وعجیب است که برخی مدعیان قضیه به این سادگی را نمی فهمند؟!
البته متأسفانه جریان اطلاع رسانی داخلی و اعتماد مسئولان به مردم و صداقتشان در گفتار و رفتار واقعا افتضاح است وبه نظر من در دراز مدت بیش از هر موضوع دیگر امنیت ملی ما را با چالش مواجه خواهد کرد.
ضمن اینکه همه میدونن در سوریه چه خبره الا شماها که خودتونو به خواب زدید
تابناکی ها شماها خودتان چقدر توانسته اید واقعیت سوریه را برای ملت خود بازگو کنید ؟ امروز به این نتیجه شاید رسیده اید که اسد در حال سقوط است و سیاست های خود را نرم نرمک تعدیل میکنید !
اگه اسد داره سقوط ميكنه براي اينكه آمريكا و اسرائيل و وهابي ها از مخالفينش حمايت مي كنند و حتي نيروي نظامي ميفرستند ولي ما كه مثلا حامي آنها هستيم فقط داريم باحرف و شعار حمايت ميكنيم.
دوستی که گفتی دانشجو روابط بین الملل هستی و مردم نباید راجب چیزی که اطلاع ندارند نظر ندهند
این درست
اما تو کشور ما هر کسی رفته دانشگاه ازاد دارقوز اباد اونم بدون کنکور لیسانسی گرفته خودشو کارشناس میدونه
پس داشتن مدرک توی ایران نشان دهنده اطلاعات عمومی نیست
و هرکسی میتونه بره حرف بزنه راجب هر چیزی چون یکی که دکتری داره اونم بدون کنکور و با سهمیه رفته دانشگا سوادش اندازه یک دیپلم است
نخیر خیلی این طوری هم که شما می گی نیست. همه خوب می دونند تو سوریه چه خبر است فقط کافیه پیگیر اخبار باشند
اگر بلایی سر این 48 نفر بیاد همش تقصیر صداو سیما ست که هرشب برنامه های تصویری از سوریه پخش می کنه وپافشاری داره که در سوریه خبری نیست حالا بیان به خانواد های اینا جواب بدن..
به نظر من برخلاف میل مسوولان جمهوری اسلامی سرعت سقوط رژیم بشار اسد دراین چند روز بسیار تند شده ومسوولان جمهوری اسلامی برای اماده کردن مردم برای سقوط رژیم بشار دارند مقدمه چینی می کنند و این مقاله هم در همین راستا می باشد
ولی می دونم که این نظر تایید نمیشه 100%
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.