به بهانه درگذشت ايرانشناس شهير روس؛
او عاشق ايران و زبان فارسي بود +تصاویر
روبينچيک به آغاز سخن پرداخت و از خاطرات خود در 70 سال تلاش در حوزه ايرانشناسي گفت و به خاطر دارم که اين جمله را با شوق ادا کرد که اگر باز به هفتاد سال پيش برمي گشتم باز همين رشته را براي تحصيل و کار انتخاب مي کردم نوه دختري روبينچيک در کناري ايستاده بود از فارسي صحبت کردن پدر بزرگ لذت مي برد. وقتي من لوح تقدير را که به امضاء رئيس جمهور کشورمان رسيده بود براي حاضران قرائت کردم اشک از ديدگان نوه روبينچيک سرازير شد و احساسات بر او غلبه کرده بود ناخودآگاه به سمت روبينچيک آمد و دستان لرزان او را در دست گرفت.
دکتر ابوذر ابراهيمي ترکمان، رايزن فرهنگي ايران در روسيه که به يقين يکي از کارامدترين و فعال ترين رايزن هاي فرهنگي کشور است، از مرگ «يوري روبينچيک»، ايرانشناس شهير روسي خبر داد و با ارسال مطلبي از خدمات ارزشمند اين دانشمند فقيد به زبان فارسي و علاقه اش به ايران ياد کرد.
به گزارش ايران آباد، دکتر ابراهيمي در اين يادداشت آورد:
شامگاه پنجشنبه سي ام آذرخود را براي سخن گفتن در جمع حاضران در مراسم رونمايي ترجمه روسي شش دفتر مثنوي در محل ادبيات شرق کتاب خانه لنين آماده کرده بودم که خانم دکتر پريگارينا مترجم دفتر چهارم مثنوي آهسته گفت: «يوري روبينچيک هم فوت کرد.»

بسيار متأثر شدم. از حاضران خواستم به احترام او يک دقيقه سکوت کنند. با احترام ايستادند و سکوت کردند.به خانه که آمدم خاطرات خود با او را مرور کردم؛ به ياد آوردم که اولين باري که يوري روبينچيک ايران شناس روس را ديدم آذر سال 1387 بود. در آستانه ورود به ساختمان انيستيتوي شرق شناسي وابسته به آکادمي علوم روسيه بودم که پيرمردي به تن ناتوان و به وقار تمام، از درب خارج شد . گام هاي آرام او از پختگي اش حکايت داشت وبي آنکه سخني ميان ما بگذرد،آشنايي از همان نگاه آغاز شد ؛ از او پرسيدم:" شما را کي مي توان براي نوشيدن چاي و قهوه دعوت کرد؟"به نرم خنده اي پاسخ داد :"هرگاه شما بخواهيد و من بتوانم." سرماي استخوان سوز گرماي ديدارمان را خاتمه داد و از هم به اميد ديداري ديگر جدا شديم.
يوري آرانويچ روبينچيک در سال 1923 ميلادي ميانه دو جنگ خانمانسوز جهاني اول ودوم به دنيا آمد ودر نود سالگي، در آذر 1391 خورشيدي درگذشت. تمام ايام عمرش در خدمت به زبان فارسي گذشت . از همين رو، به اين انديشه بودم که جلسه بزرگداشتي براي او ترتيب دهم از همين رو آثار او را دريافت کرده و بيوگرافي علمي او را تنظيم کرده به دبيرخانه سومين جشنواره بين المللي فارابي ارسال کردم.
در داوري ها آثار او به ويژه کتاب دستور زبان فارسي او موردتاييد داوران قرار گرفت و نامزد دريافت جايزه سومين دوره جشنواره فارابي شد . براي دريافت جايزه مي بايست به تهران سفر کند با او تماس گرفتم. چند ماهي بود که به آسايشگاه نخبگان سالمند منتقل شده بود. صدايم را شناخت گفتم: استاد امکان سفر به ايران داريد ؟ با لرزشي که در صدايش بود گفت: ديگر براي من ايران رفتن آسان نيست به نگهداري نياز دارم و از حرکت با پاي خود ناتوانم.
با دکتر خرمشاد تماس گرفتم و خواهش کردم اگر امکانش باشد جوايز به مسکو ارسال شود تا در مسکو و در آسايشگاه سالمندان از او تقدير کرده و جايزه تقديم شود. خوشبختانه پذيرفت و مقدمات کار فراهم شد . با مسئولين آسايشگاه گفتوگو کردم آنها نيز استقبال کردند. مراسمي ترتيب داده شد و اعضاء آسايشگاه که همگي از دانشمندان بودند به سالن آمدند. ايرانشناساني همچون دکتر جهانگير دري، دکتر گرانت واسکانيان، خانم سويل طالبوا، خانم نينا ماميدوا، خانم کامينوا و خانم لاناراوندي نيز در اين مراسم حضور داشتند.
روبينچيک سخنراني کوتاهي را آماده کرده بود پس از سخنان جناب آقاي مهندس سجادي سفير کشورمان که به تواضع تمام ايراد شد به گونه اي که در انتهاي سخنان خود دستان لرزان پيرمرد را بوسيد و جمع حاضر متاثر شدند، روبينچيک به آغاز سخن پرداخت و از خاطرات خود در 70 سال تلاش در حوزه ايرانشناسي گفت و به خاطر دارم که اين جمله را با شوق ادا کرد که اگر باز به هفتاد سال پيش برمي گشتم باز همين رشته را براي تحصيل و کار انتخاب مي کردم نوه دختري روبينچيک در کناري ايستاده بود از فارسي صحبت کردن پدر بزرگ لذت مي برد. وقتي من لوح تقدير را که به امضاء رئيس جمهور کشورمان رسيده بود براي حاضران قرائت کردم اشک از ديدگان نوه روبينچيک سرازير شد و احساسات بر او غلبه کرده بود ناخودآگاه به سمت روبينچيک آمد و دستان لرزان او را دردست گرفت.
روبينچيک هفده سال بيشتر نداشت که در جنگ جهاني دوم در برابر آلمانها از کشورش دفاع کرد و آنگاه وارد ارتش شد و گرايش زبانهاي شرقي را انتخاب کرد. از بين زبان هاي شرقي فارسي را براي تحصيل برگزيد. در سال 1953 ميلادي رساله علمي خود را با عنوان جملات مرکب در زبان فارسي امروز نگاشت در سال 1960 کتاب زبان فارسي معاصر را نوشت. از آن پس به عنوان استاد مسلم زبان فارسي در سراسر شوروي شناخته شد و اکنون شاگردان او را در کشور هاي مختلف به شاگردپروري مشغولند. او در قلمرو شوروي سابق بيشتر با سه کتاب آموزشي اش شناخته مي شود مانند دوره مقدماتي آموزش زبان فارسي که در سال 1951ميلادي با مشارکت گرانت واسکانيان نوشت و نيز جملات مرکب در زبان فارسي معاصر و دستور زبان فارسي ادبي معاصر. اما در ايران با فرهنگ لغت دوجلدي فارسي به روسي اش که در سال 1970ميلادي منتشر شد شناخته مي شود.
در سال 2011 تلاش کردم تا اجازه او که سر ويراستار اين فرهنگ لغت بود و مولفين را براي انتشار اخذ کنم. با حق التاليف اندکي که تقديم ايشان و مولفين شد اين اجازه کتباً به رايزني فرهنگي داده شد تا نسبت به انتشار اين فرهنگ اقدام کند.
به اغلب دانشجويان رشته زبان روسي توصيه مي کردم به ديدن اين پيرمرد برويد و از تجربيات او استفاده کنيد. سرکار خانم دکتر فرزانه شفيعي که دانش آموخته اين رشته است اين توصيه ها را جدي گرفت و با جمعي به ديدن او شتافت و مصاحبه هايي نيز با او انجام داد که از معدود نوشته هاي فارسي درباره اين ايرانشناس است.
يکبار در سميناري که رايزني فرهنگي در سال 1388 درباره ايرانشناسي در روسيه تشکيل داده بود. پروفسور نوري عثمانوف که يکي ازهمکاران او در تدوين فرهنگ لغت بود، در ميانه سخنش جمله اي درباره روبينچيک گفت که حاضران و از جمله روبينچيک خنديدند. پس از مراسم به روبينچيک گفتم جمله عثمانوف تحقيرآميز بود ولي شما خنديديد؟ گفت او قلب صافي دارد وحاضران هم مرا وهم او را مي شناسند. پس لزومي نداشت ناراحت شوم. ادبيات فارسي به من آموخته که:
نمي دانم که چه سري در آذر است. آذر 87 اورا براي اولين بار ديدم، آذر 88 از او تقدير شد وآذر 91 خبر درگذشتش را شنيدم. روحش شاد.
به گزارش ايران آباد، دکتر ابراهيمي در اين يادداشت آورد:
شامگاه پنجشنبه سي ام آذرخود را براي سخن گفتن در جمع حاضران در مراسم رونمايي ترجمه روسي شش دفتر مثنوي در محل ادبيات شرق کتاب خانه لنين آماده کرده بودم که خانم دکتر پريگارينا مترجم دفتر چهارم مثنوي آهسته گفت: «يوري روبينچيک هم فوت کرد.»

يوري روبينچيک
بسيار متأثر شدم. از حاضران خواستم به احترام او يک دقيقه سکوت کنند. با احترام ايستادند و سکوت کردند.به خانه که آمدم خاطرات خود با او را مرور کردم؛ به ياد آوردم که اولين باري که يوري روبينچيک ايران شناس روس را ديدم آذر سال 1387 بود. در آستانه ورود به ساختمان انيستيتوي شرق شناسي وابسته به آکادمي علوم روسيه بودم که پيرمردي به تن ناتوان و به وقار تمام، از درب خارج شد . گام هاي آرام او از پختگي اش حکايت داشت وبي آنکه سخني ميان ما بگذرد،آشنايي از همان نگاه آغاز شد ؛ از او پرسيدم:" شما را کي مي توان براي نوشيدن چاي و قهوه دعوت کرد؟"به نرم خنده اي پاسخ داد :"هرگاه شما بخواهيد و من بتوانم." سرماي استخوان سوز گرماي ديدارمان را خاتمه داد و از هم به اميد ديداري ديگر جدا شديم.
يوري آرانويچ روبينچيک در سال 1923 ميلادي ميانه دو جنگ خانمانسوز جهاني اول ودوم به دنيا آمد ودر نود سالگي، در آذر 1391 خورشيدي درگذشت. تمام ايام عمرش در خدمت به زبان فارسي گذشت . از همين رو، به اين انديشه بودم که جلسه بزرگداشتي براي او ترتيب دهم از همين رو آثار او را دريافت کرده و بيوگرافي علمي او را تنظيم کرده به دبيرخانه سومين جشنواره بين المللي فارابي ارسال کردم.
در داوري ها آثار او به ويژه کتاب دستور زبان فارسي او موردتاييد داوران قرار گرفت و نامزد دريافت جايزه سومين دوره جشنواره فارابي شد . براي دريافت جايزه مي بايست به تهران سفر کند با او تماس گرفتم. چند ماهي بود که به آسايشگاه نخبگان سالمند منتقل شده بود. صدايم را شناخت گفتم: استاد امکان سفر به ايران داريد ؟ با لرزشي که در صدايش بود گفت: ديگر براي من ايران رفتن آسان نيست به نگهداري نياز دارم و از حرکت با پاي خود ناتوانم.
با دکتر خرمشاد تماس گرفتم و خواهش کردم اگر امکانش باشد جوايز به مسکو ارسال شود تا در مسکو و در آسايشگاه سالمندان از او تقدير کرده و جايزه تقديم شود. خوشبختانه پذيرفت و مقدمات کار فراهم شد . با مسئولين آسايشگاه گفتوگو کردم آنها نيز استقبال کردند. مراسمي ترتيب داده شد و اعضاء آسايشگاه که همگي از دانشمندان بودند به سالن آمدند. ايرانشناساني همچون دکتر جهانگير دري، دکتر گرانت واسکانيان، خانم سويل طالبوا، خانم نينا ماميدوا، خانم کامينوا و خانم لاناراوندي نيز در اين مراسم حضور داشتند.
روبينچيک سخنراني کوتاهي را آماده کرده بود پس از سخنان جناب آقاي مهندس سجادي سفير کشورمان که به تواضع تمام ايراد شد به گونه اي که در انتهاي سخنان خود دستان لرزان پيرمرد را بوسيد و جمع حاضر متاثر شدند، روبينچيک به آغاز سخن پرداخت و از خاطرات خود در 70 سال تلاش در حوزه ايرانشناسي گفت و به خاطر دارم که اين جمله را با شوق ادا کرد که اگر باز به هفتاد سال پيش برمي گشتم باز همين رشته را براي تحصيل و کار انتخاب مي کردم نوه دختري روبينچيک در کناري ايستاده بود از فارسي صحبت کردن پدر بزرگ لذت مي برد. وقتي من لوح تقدير را که به امضاء رئيس جمهور کشورمان رسيده بود براي حاضران قرائت کردم اشک از ديدگان نوه روبينچيک سرازير شد و احساسات بر او غلبه کرده بود ناخودآگاه به سمت روبينچيک آمد و دستان لرزان او را دردست گرفت.
روبينچيک هفده سال بيشتر نداشت که در جنگ جهاني دوم در برابر آلمانها از کشورش دفاع کرد و آنگاه وارد ارتش شد و گرايش زبانهاي شرقي را انتخاب کرد. از بين زبان هاي شرقي فارسي را براي تحصيل برگزيد. در سال 1953 ميلادي رساله علمي خود را با عنوان جملات مرکب در زبان فارسي امروز نگاشت در سال 1960 کتاب زبان فارسي معاصر را نوشت. از آن پس به عنوان استاد مسلم زبان فارسي در سراسر شوروي شناخته شد و اکنون شاگردان او را در کشور هاي مختلف به شاگردپروري مشغولند. او در قلمرو شوروي سابق بيشتر با سه کتاب آموزشي اش شناخته مي شود مانند دوره مقدماتي آموزش زبان فارسي که در سال 1951ميلادي با مشارکت گرانت واسکانيان نوشت و نيز جملات مرکب در زبان فارسي معاصر و دستور زبان فارسي ادبي معاصر. اما در ايران با فرهنگ لغت دوجلدي فارسي به روسي اش که در سال 1970ميلادي منتشر شد شناخته مي شود.
در سال 2011 تلاش کردم تا اجازه او که سر ويراستار اين فرهنگ لغت بود و مولفين را براي انتشار اخذ کنم. با حق التاليف اندکي که تقديم ايشان و مولفين شد اين اجازه کتباً به رايزني فرهنگي داده شد تا نسبت به انتشار اين فرهنگ اقدام کند.
به اغلب دانشجويان رشته زبان روسي توصيه مي کردم به ديدن اين پيرمرد برويد و از تجربيات او استفاده کنيد. سرکار خانم دکتر فرزانه شفيعي که دانش آموخته اين رشته است اين توصيه ها را جدي گرفت و با جمعي به ديدن او شتافت و مصاحبه هايي نيز با او انجام داد که از معدود نوشته هاي فارسي درباره اين ايرانشناس است.
يکبار در سميناري که رايزني فرهنگي در سال 1388 درباره ايرانشناسي در روسيه تشکيل داده بود. پروفسور نوري عثمانوف که يکي ازهمکاران او در تدوين فرهنگ لغت بود، در ميانه سخنش جمله اي درباره روبينچيک گفت که حاضران و از جمله روبينچيک خنديدند. پس از مراسم به روبينچيک گفتم جمله عثمانوف تحقيرآميز بود ولي شما خنديديد؟ گفت او قلب صافي دارد وحاضران هم مرا وهم او را مي شناسند. پس لزومي نداشت ناراحت شوم. ادبيات فارسي به من آموخته که:
از خدا جوييم توفيق ادب بي ادب محروم گشت از لطف رب
نمي دانم که چه سري در آذر است. آذر 87 اورا براي اولين بار ديدم، آذر 88 از او تقدير شد وآذر 91 خبر درگذشتش را شنيدم. روحش شاد.
گزارش تصويري اهدای جايزه فارابي به پروفسور يوري روبينچيک








تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق/ ثبت است بر جریده عالم دوام ما/
روحش شاد
سلام
جامعه المصطفی در ایران با راه اندازی دوره کاردانی آموزش زبان فارسی بصورت آنلاین و رایگان، با پشتیبانی بسیار عالی(4و نیم ساعت کلاس آنلاین 6 روز در هفته) مشغول آموزش زبان فارسی در دنیا است. دانشجویانی از ژاپن گرفته تا هند و عراق و... مشغول تحصیل زبان فارسی هستند. بی نهایت سپاس و بی نهایت رحمت حق بر این عزیزان
خدا بیامرزتش برای شادی روحش همه با هم صلوات اگرم حالشو داشتیم یک فاحته بفرستیم خیلی خیلی عالی میشه.
ممنون که یادآوری و اطلاع رسانی کردید. کاش در زمان حیاتش از او خبر داشتیم.
فراموش نکنیم که برای این کشور زحمت بسیار کشیده و خون دلهای فراوان خورده شده است.
خدایش رحمت کند، او برای من به عنوان یک ایرانی باعث افتخار و برای مردم روسیه نیز چنین است
روحش قرین آمرزش باشد . ان شاءالله
متاسفانه تعداد رایزنان فرهنگی مثل ایشان که قدر زبان فارسی و ایرانشناسان خارجی که تنها به عشق فرهنگ و زبان این کشور در کشورهای مختلف به ترویج عظمت این سرزمین همت کماشته و در این راه از سوی مسولین ایران مورد توجه نبوده اند به جز موارد اندک که نشان از معرفت رایزن فرهنگی دارد امیدوارم حمایت از این افراد قبل از مرگ بخشی از برنامه های رسمی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی که متولی انتصاب رایزن فرهنگی در سفارت خانه های ما میباشد قرار بگیرد.ضمن تقدیر از اقای دکتر ابراهیمی و سفیر محترم برای ان مرحوم طلب ارامش دارم . روحش شاد
از شما ونویسنده بابت اطلاع رسانی اتان ممنونم
روبینچیک شخصیت بزرگی بود وفرهنگ لغت دوجلی فارسی به روسی او هنوز هم برای مترجمین در این عرصه ارزشمند است
خدایش بیامرزد. خوشبختانه زندگی پرباری داشته.
ما چند تا روس شناس داریم؟؟؟؟ هم برای یک نفر تا آخر عمر با پول دولتی درآمد تولید میکنند و هم به کمک آن فرد ملتی را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهند اما ما نیاموخته ایم که این کار چقدر ارزشمند است که مثلا یک چین شناس یا یک روسیه شناس حرفه ای داشته باشیم تا در سیاست هم به داد ما برسد.
روحش شاد باد و یاد وی گرامی باد. باشد که ارزش کار وی با شناساندن خدمات او در بین دوستداران هنر و ادبیات و علم همراه شود.
روحش شاد یادش گرامی
پارسی شکر است
ای کاش یک در صد از عشقی که شرقشناسان نسبت به زبان فارسی داشتند نسل جوان نیز میداشتند و مسئولین نیز به این گنجینه ی پر بها ارزش میگذاردند تا شاید از چنگ بی هویتی رها شویم. روحش شاد
خدا رحمتش کنه
ممنون از این مطلب خوبتون
roohash shad , khodaiash rahmat konad .
روحش شاد
در کتابخانه وموزه ملی ملک مشابه ایشان را داریم آقای دولتشاهی
روحش شاد
روحش شاد یادش گرامی
آره والله
آره بالله
راهش پر رهرو
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.