آيتالله خامنهاي و آينده احمدينژاد
نگاهي به تعامل رهبر انقلاب و دولت نهم

با گذشت بيش از نيمي از عمر دولت نهم، بيترديد يكي از مهمترين عوامل در پايداري و بقاي اين دولت را ميتوان حمايتهاي بيسابقه و سرشار رهبري از ششمين رئيسجمهور و نهمين دولت جمهوري اسلامي برشمرد.
اين حمايتها كه از سوي آيتالله خامنهاي نيز به حمايتهاي خاص تعبير شده است، نه تنها حوزه كاري دولت را شامل ميشود، بلكه به رابطه قوه مجريه با ديگر قوا، نيروهاي مسلح و ديگر دستگاههاي كشور تسري يافته است، به گونهاي كه تا امروز بيشتر چالشهاي جدي دولت در داخل كشور با حمايت و نظر رهبري حل شده است و اين در حالي است كه احمدينژاد، سومين رئيسجمهوري است كه آيتالله خامنهاي در هجده سال رهبري خود تجربه كردهاند.
بنابراين كشف و فهم مدل رفتاري رهبري درباره دولت نهم و احمدينژاد، يكي از مقدمات انجام تحليلي جامع در برابر چشمانداز پيش روي جمهوري اسلامي و طبيعتا دولت نهم و رئيس آن است.
تاكنون مدلهاي متفاوتي براي رفتارشناسي رهبري ارايه شده است كه نشان دادن تفاوتها و مقايسه آنها ميتواند به گزينش مدل سازگارتر با واقعيات كمك كند، هرچند پديدآورندگان هر مدل براي صحت نوع رفتارشناسي خود از موضع رهبري در برابر دولت نهم، ميتوانند شواهد و قرائن متعددي ارايه كنند، اما قدر مسلم آن است كه كارآمدي يك مدل رفتارشناسي، با دقت پيشبيني آن از رفتارهاي آتي سنجيده ميشود و در كنار روايي مدل كه وابسته به صحت و اعتبار فرضيات و اطلاعات به كار گرفته شده براي تدوين آن است، پايايي مدل رفتارشناسي، بر توان آن در پيشبيني رخدادهاي آينده و تحليل آنها پس از وقوع، نهفته است.
ـ مدل نخست كه بر اعتقاد و اعتماد كامل رهبر انقلاب به محمود احمدينژاد به عنوان ششمين رئيسجمهور ايران استوار است، تفاوت ميزان حمايت و همراهي رهبري با دولت نهم را نتيجه تفاوت رابطه رؤساي جمهور پيشين با رهبري ميداند. در اين مدل تصوير احمدينژاد در ذهن رهبري، فردي كاملا ارزشي، كوشا، داراي سلامت نفس، با شجاعت و داراي ابتكار و توانمنديهاي ويژه است كه مجموعه اين صفات در رؤساي جمهور قبل در اين حد وجود نداشت و به همين دليل حمايت رهبري از دولت نهم قابل مقايسه با دولتهاي پيشين نيست.
بنا بر اين مدل، شناخت رهبري از رئيسجمهور به صورت فزايندهاي افزايش مييابد و به همين نسبت ميزان حمايت رهبري از احمدينژاد روندي رو به صعود است، در چهارچوب اين مدل، اين روند صعودي در حمايتها در زمان باقي مانده دور نخست رياستجمهوري احمدينژاد تداوم خواهد يافت و طبيعي است كه رابطه منحصر به فرد آيتالله خامنهاي و احمدينژاد، زمينهساز حضور و پيروزي احتمالي وي در انتخابات دور دوم رياستجمهوري خواهد شد. در چارچوب اين مدل رفتارهاي خاص ماههاي اخير احمدينژاد در كنار گذاشتن چهرههاي نزديك به رهبري يا معتمدين به ايشان ناشي از عميق شدن رابطه احمدينژاد و آيتالله خامنهاي و بينيازي رهبري از حضور اين چهرهها و واگذاري هر نوع تصميمگيري به رئيسجمهور است.
شيباني، رئيس كل بانك مركزي، محمدباقر ذوالقدر، قائممقام وزارت كشور، محمدجواد ظريف، نماينده ايران در سازمان ملل و علي لاريجاني، دبير شوراي عالي امنيت ملي از جمله چهرههايي بودند كه نزديك به رهبري محسوب شده و طي شش ماهه اخير بركنار شدهاند و بنا بر مدل نخست، اين روند يكدستسازي كابينه و جايگزيني چهرههاي نزديكتر به رئيسجمهور با حمايت ويژه رهبري ادامه خواهد يافت.
ـ مدل دوم: در اين مدل ريشه حمايت رهبري از دولت نهم مانند دولتهاي گذشته فرض ميشود و دليل افزوني حجم اين حمايتها، در تفاوتهاي اين دولت با دولتهاي گذشته جستجو ميشود.
بنا بر مدل مذكور، رهبري در جمهوري اسلامي به طور ساختاري ناگزير از حمايت از دولتهاست كه اين حمايتها را ميتوان در حمايت امام خميني(ره) از دولت بنيصدر، دولت شهيد رجايي و دولت مهندس موسوي ديد و در دوران رهبري آيتالله خامنهاي نيز اين حمايتها را ميتوان در حمايت از دولت سازندگي هاشمي رفسنجاني و دولت اصلاحات خاتمي، دست كم در دور نخست آنها، كاملا مشاهده كرد.
بنابراين، اصل حمايت رهبري از دولت نهم و رئيس آن امري طبيعي و قابل پيشبيني است، اما حجم و كيفيت آن وابسته به شرايط زماني و خصوصيات دولت مورد حمايت ميباشد. به گونهاي كه دو پديده تشديد تهديدات امنيتي و ضعف حاميان و يا به تعبير ديگر، قدرت منتقدان دولت، از عوامل تقويت روند حمايتهاي رهبري از دولت براي جلوگيري از سقوط آن است.
در دولت نهم نيز اين دو عامل تقويت كننده حمايتها همزمان به وقوع پيوسته است. از سويي با ارجاع پرونده هستهاي جمهوري اسلامي به شوراي امنيت و تصويب سه قطعنامه پياپي عليه ايران در طول هشت ماه، تهديدات امنيتي عليه نظام به طرزي بيسابقه تشديد شده است و از سوي ديگر، با پايگاه ضعيف حاميان دولت در مجلس، رسانههاي گروهي،محافل اقتصادي، دانشگاهها، حوزههاي علميه و ... موجب شد تا اين ذهنيت در نخبگان شكل بگيرد كه دولت نهم، دولتي مستقل است و به همين دليل، كابينه احمدينژاد شكنندگي بيشتري نسبت به دولتهاي قبل در برابر منتقدان داشت، طبق مدل دوم، با استناد به اين دو روند يعني تشديد تهديدات امنيتي و شكنندگي در برابر منتقدان، دولت به سطحي بالاتر از حمايتهاي رهبري براي تداوم پايداري و فعاليت نياز داشت و به همين دليل آيتالله خامنهاي حمايتهاي بيسابقهاي از دولت را از زمان آشكار شدن نشانههاي افول آن در انتخابات دوره سوم شوراها در سال دوم مسئوليت احمدينژاد در مقايسه با دولتهاي هاشمي و خاتمي كه نخستين نشانههاي افول در سالهاي چهارم و پنجم آنها پديدار شده بود، آغاز كردند و در صورتي كه اين حمايتها انجام نميشد، دولت احمدينژاد به سرعت در برابر تهديدات خارجي و انتقادات داخلي فرو ميشكست.
ـ مدل سوم: اما اين مدل، رفتارشناسي متفاوتي را نسبت به دو مدل نخست ارايه ميكند و بر پيچيده بودن رفتار رهبري در برابر دولت نهم تأكيد دارد. در اين مدل با اتكا به ويژگيهاي شخصيتي آيتالله خامنهاي، نشان داده ميشود آيتالله خامنهاي مديريت عاليه كشور را از وظايف و اختيارات رهبري ميدانند و بنابراين نقش دولت مطلوب رهبري در افزايش سطح كارآمدي نظام تعيينكننده خواهد بود.
در چهارچوب اين مدل، آيتالله خامنهاي در دوره دوم دولت هاشمي با برقراري ارتباط مستقيم با وزرا، روند كارآمدسازي دولت را آغاز كردند كه اين مسير در هفتمين انتخابات رياستجمهوري و شكست علياكبر ناطق نوري كه قصد تحقق دولت مطلوب رهبري را داشت، با مانع برخورد كرد.
شرايط پرالتهاب دوره اول رياستجمهوري خاتمي، امكان نقشآفريني رهبري در روند مديريتي كشور را با اخلال روبهرو ساخت، اما نزديك شدن ارتباط آيتالله خامنهاي و كابينه سيدمحمد خاتمي در دور دوم، شرايطي مشابه دوره دوم هاشمي در سطوحي پايينتر پديد آمد. در نهمين دوره انتخابات رياستجمهوري، زمينه براي به قدرت رسيدن رئيسجمهوري كه دولت مطلوب رهبري را ايجاد كند، كاملا آماده بود، اما روند انتخابات به گونهاي پيش رفت كه قاليباف و لاريجاني كه دو گزينه اصلي دولت مطلوب بودند، در رقابت چندگانه 27 خرداد از رده خارج شدند، با اين حال هرچند احمدينژاد گزينه نخست رياستجمهوري مطلوب رهبري نبود، اما ميتوان آن را نسبت به ديگر گزينهها چون اصلاحطلبان و حتي دولت هاشمي، براي رهبري مطلوبتر دانست.
از نگاه مدل سوم، شرايط پس از انتخابات رياستجمهوري به گونهاي رقم خورد كه تصميم رهبري در وهله نخست، تثبيت پيروزي به دست آمده و اولويت دوم كارآمد كردن دولت نهم بود و به همين دليل طيفي از نيروهاي منتسب و مورد حمايت دفتر رهبري كه داود دانش جعفري، مصطفي پورمحمدي، فرهاد رهبر، محمد سعيديكيا، غلامحسين محسني اژهاي، حسين صفار هرندي و غلامحسين الهام را در بر ميگيرد، حدود يكسوم كابينه احمدينژاد را تشكيل دادند و در مقابل رئيسجمهور در انتصاب نزديكان خود همچون علي سعيدلو، عليرضا علي احمدي، علياكبر اشعري و مهدي هاشمي به سمتهاي كليدي در كابينه ناكام ماند، تقويت همزمان مجلس و دولت كه هر دو برخاسته از جناح اصولگرا و نزديك به رهبري بودند، در اين مدل به عنوان استراتژي رهبري در سال نخست فعاليت دولت نهم اجرا شد.
در انتخابات تأثيرگذار دوره سوم شوراها، نفي صريح و علني حضور دولت در انتخابات و عدم همراهي رهبري با روند حذفي فهرست حاميان دولت در انتخابات مجلس خبرگان، شكست بيسابقه را براي دولت نهم به ارمغان آورد، به گونهاي كه مشاور جوان رئيسجمهور و دبير هيأت دولت، نتوانستند جايي در ميان اعضاي اصلي و عليالبدل شوراي شهر تهران بيابند و خواهر رئيسجمهور و برادر استاندار تهران نيز در ميان برگزيدگان نخست قرار نداشتند، در مقابل، فهرست مورد حمايت قاليباف و اصولگرايان خارج از دولت در مقابل فهرست اصلاحطلبان و حاميان دولت، پيروزي نسبي به دست آوردند.
پس از انتخابات شوراها و خبرگان، دوره جديدي در مناسبات رهبري و دولت نهم شكل گرفت كه در مدل سوم، ناشي از چشمانداز تصويرشده از شكست دولت در اين انتخابات تحليل شده است، چراكه با شكست دولت در انتخابات شوراها، اصلاحطلبان نخستين پيروزي نسبي را پس از سه شكست پياپي تجربه كردند و در انتخابات خبرگان نيز هاشمي و هواداران وي از بار ناكامي بزرگ در سوم تير رها شده و موفق به بازسازي خود شدند. پس چشماندازي كه در سقوط و شكست دولت احمدينژاد، فاتح اصلي را هاشمي و خاتمي را تصوير ميكرد، اين پيام را در بطن خود داشت كه ممكن است دولت پس از دولت نهم فاصله بيشتري با دولت مطلوب رهبري داشته باشد و به همين دليل، مسير حمايتهاي رهبري پس از انتخابات شوراها و خبرگان با وقفهاي يك ماهه به دليل بيماري آيتالله خامنهاي، مسير فزاينده و بيسابقهاي به خود گرفت و پس از سخنراني ايشان در جمع اعضاي جديد مجلس خبرگان، سخنرانيهاي ابتداي سال در مشهد و سخنراني در جمع نمايندگان مجلس هفتم و دستاندركاران قوه قضائيه و مديران اجرايي، حمايتهاي فراگير و قاطع مشهودي از رئيسجمهور و دولت از سوي رهبري اعمال شد كه پيامدهاي اين حمايتها در تذكر به مجلس درباره كاستن از دوره رياستجمهوري به بهانه تجميع انتخابات، دخالت در حوزه اجرايي تحت عنوان تغيير ساعت، توصيه به دستگاه قضائي در همراهي با دولت، تغيير در فرماندهي سپاه و تقويت فرماندهان همراه با دولت نهم، تغيير رويه صداوسيما و تبديل شدن رسانه ملي به رسانه دولت و سرانجام برنامهريزي براي تبديل برنامه دانشگاه كلمبيا به يك پيروزي براي رئيسجمهور كه با اعزام بيسابقه رؤساي قوا و فرماندهان نيروهاي مسلح به استقبال از رئيسجمهور تكميل شد، بخشي از اين حمايتهاي بيسابقه در فاصله هشت ماهه اسفند 1385 تا مهر 1386 به شمار ميآيد.
اما آيا اين حمايتها با همين روند ادامه مييابد؟ پاسخ مدل سوم به اين پرسش منفي است. در اين مدل، تقويت دولت طي مدت مذكور در جهت تثبيت احمدينژاد در برابر اصلاحطلبان و هواداران هاشمي انجام شده است و بديهي است همچنان دولت نهم با دولت مطلوب رهبري فاصله دارد. اما اين فاصله بايد به گونهاي طي شود كه در طول اين مسير، بار ديگر فرصت به قدرت رسيدن جريان ناهمراه با رهبري ايجاد نشود و به همين دليل به صورت تدريجي زاويهاي كه ميان دولت و رهبري پس از واقعه دانشگاه كلمبيا پديد آمد و در سخنان رهبري در افطاري دانشجويان و ديدار با هيأت وزيرات نشانههاي آن ديده شد، همچنان ادامه خواهد يافت.
وقايعي نظير بياعتنايي به توصيه رهبري در ابقاي علي لاريجاني در دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي و زيادهروي در بزرگنمايي دستاوردهاي دولت نظير فتحالفتوح ناميدن وقايع دانشگاه كلمبيا ميتواند به واكنشهايي از سوي آيتالله خامنهاي و نزديكان ايشان منجر شود كه در روند ايجاد فاصله دولت و رهبري، تسريع ميكند.
در اين مدل، كاهش محسوس روند حمايتهاي ويژه رهبري از دولت پس از انتخابات مجلس هشتم در صورت پيروزي اصولگرايان در اين انتخابات پيشبيني شده است. در صورت شكست مجدد اصلاحطلبان و هواداران هاشمي در انتخابات مجلس هشتم، امكان به قدرت رسيدن آنان با سقوط دولت احمدينژاد تضعيف خواهد شد و به همين دليل امكان كاستن از حمايتهاي رهبري از دولت نهم و فراهم آوردن زمينه براي به قدرت رسيدن دولت مطلوب فراهم ميگردد.
اما نكته مهم در اين ميان، سرعت باز شدن زاويه رهبري و دولت است كه به پارامترهاي گوناگوني نظير ميزان وفاداري و پايبندي رئيسجمهور به توصيههاي رهبري، سطح كارآمدي دولت و توان مديريت بحرانهاي داخلي و خارجي، عملكرد رقباي دولت در درون اصولگرايان و ديگر گروههاي سياسي بستگي دارد.
اما اينكه كدام يك از سه مدل رفتارشناسي در تشخيص انگيزه و صحت روند حمايتهاي خاص رهبري از دولت نهم و پيشبيني رفتارهاي آينده به واقعيت نزديكتر است، امري است كه قضاوت درباره آن، نيازمند گذر زمان است.
اين حمايتها كه از سوي آيتالله خامنهاي نيز به حمايتهاي خاص تعبير شده است، نه تنها حوزه كاري دولت را شامل ميشود، بلكه به رابطه قوه مجريه با ديگر قوا، نيروهاي مسلح و ديگر دستگاههاي كشور تسري يافته است، به گونهاي كه تا امروز بيشتر چالشهاي جدي دولت در داخل كشور با حمايت و نظر رهبري حل شده است و اين در حالي است كه احمدينژاد، سومين رئيسجمهوري است كه آيتالله خامنهاي در هجده سال رهبري خود تجربه كردهاند.
بنابراين كشف و فهم مدل رفتاري رهبري درباره دولت نهم و احمدينژاد، يكي از مقدمات انجام تحليلي جامع در برابر چشمانداز پيش روي جمهوري اسلامي و طبيعتا دولت نهم و رئيس آن است.
تاكنون مدلهاي متفاوتي براي رفتارشناسي رهبري ارايه شده است كه نشان دادن تفاوتها و مقايسه آنها ميتواند به گزينش مدل سازگارتر با واقعيات كمك كند، هرچند پديدآورندگان هر مدل براي صحت نوع رفتارشناسي خود از موضع رهبري در برابر دولت نهم، ميتوانند شواهد و قرائن متعددي ارايه كنند، اما قدر مسلم آن است كه كارآمدي يك مدل رفتارشناسي، با دقت پيشبيني آن از رفتارهاي آتي سنجيده ميشود و در كنار روايي مدل كه وابسته به صحت و اعتبار فرضيات و اطلاعات به كار گرفته شده براي تدوين آن است، پايايي مدل رفتارشناسي، بر توان آن در پيشبيني رخدادهاي آينده و تحليل آنها پس از وقوع، نهفته است.
ـ مدل نخست كه بر اعتقاد و اعتماد كامل رهبر انقلاب به محمود احمدينژاد به عنوان ششمين رئيسجمهور ايران استوار است، تفاوت ميزان حمايت و همراهي رهبري با دولت نهم را نتيجه تفاوت رابطه رؤساي جمهور پيشين با رهبري ميداند. در اين مدل تصوير احمدينژاد در ذهن رهبري، فردي كاملا ارزشي، كوشا، داراي سلامت نفس، با شجاعت و داراي ابتكار و توانمنديهاي ويژه است كه مجموعه اين صفات در رؤساي جمهور قبل در اين حد وجود نداشت و به همين دليل حمايت رهبري از دولت نهم قابل مقايسه با دولتهاي پيشين نيست.
بنا بر اين مدل، شناخت رهبري از رئيسجمهور به صورت فزايندهاي افزايش مييابد و به همين نسبت ميزان حمايت رهبري از احمدينژاد روندي رو به صعود است، در چهارچوب اين مدل، اين روند صعودي در حمايتها در زمان باقي مانده دور نخست رياستجمهوري احمدينژاد تداوم خواهد يافت و طبيعي است كه رابطه منحصر به فرد آيتالله خامنهاي و احمدينژاد، زمينهساز حضور و پيروزي احتمالي وي در انتخابات دور دوم رياستجمهوري خواهد شد. در چارچوب اين مدل رفتارهاي خاص ماههاي اخير احمدينژاد در كنار گذاشتن چهرههاي نزديك به رهبري يا معتمدين به ايشان ناشي از عميق شدن رابطه احمدينژاد و آيتالله خامنهاي و بينيازي رهبري از حضور اين چهرهها و واگذاري هر نوع تصميمگيري به رئيسجمهور است.
شيباني، رئيس كل بانك مركزي، محمدباقر ذوالقدر، قائممقام وزارت كشور، محمدجواد ظريف، نماينده ايران در سازمان ملل و علي لاريجاني، دبير شوراي عالي امنيت ملي از جمله چهرههايي بودند كه نزديك به رهبري محسوب شده و طي شش ماهه اخير بركنار شدهاند و بنا بر مدل نخست، اين روند يكدستسازي كابينه و جايگزيني چهرههاي نزديكتر به رئيسجمهور با حمايت ويژه رهبري ادامه خواهد يافت.
ـ مدل دوم: در اين مدل ريشه حمايت رهبري از دولت نهم مانند دولتهاي گذشته فرض ميشود و دليل افزوني حجم اين حمايتها، در تفاوتهاي اين دولت با دولتهاي گذشته جستجو ميشود.
بنا بر مدل مذكور، رهبري در جمهوري اسلامي به طور ساختاري ناگزير از حمايت از دولتهاست كه اين حمايتها را ميتوان در حمايت امام خميني(ره) از دولت بنيصدر، دولت شهيد رجايي و دولت مهندس موسوي ديد و در دوران رهبري آيتالله خامنهاي نيز اين حمايتها را ميتوان در حمايت از دولت سازندگي هاشمي رفسنجاني و دولت اصلاحات خاتمي، دست كم در دور نخست آنها، كاملا مشاهده كرد.
بنابراين، اصل حمايت رهبري از دولت نهم و رئيس آن امري طبيعي و قابل پيشبيني است، اما حجم و كيفيت آن وابسته به شرايط زماني و خصوصيات دولت مورد حمايت ميباشد. به گونهاي كه دو پديده تشديد تهديدات امنيتي و ضعف حاميان و يا به تعبير ديگر، قدرت منتقدان دولت، از عوامل تقويت روند حمايتهاي رهبري از دولت براي جلوگيري از سقوط آن است.
در دولت نهم نيز اين دو عامل تقويت كننده حمايتها همزمان به وقوع پيوسته است. از سويي با ارجاع پرونده هستهاي جمهوري اسلامي به شوراي امنيت و تصويب سه قطعنامه پياپي عليه ايران در طول هشت ماه، تهديدات امنيتي عليه نظام به طرزي بيسابقه تشديد شده است و از سوي ديگر، با پايگاه ضعيف حاميان دولت در مجلس، رسانههاي گروهي،محافل اقتصادي، دانشگاهها، حوزههاي علميه و ... موجب شد تا اين ذهنيت در نخبگان شكل بگيرد كه دولت نهم، دولتي مستقل است و به همين دليل، كابينه احمدينژاد شكنندگي بيشتري نسبت به دولتهاي قبل در برابر منتقدان داشت، طبق مدل دوم، با استناد به اين دو روند يعني تشديد تهديدات امنيتي و شكنندگي در برابر منتقدان، دولت به سطحي بالاتر از حمايتهاي رهبري براي تداوم پايداري و فعاليت نياز داشت و به همين دليل آيتالله خامنهاي حمايتهاي بيسابقهاي از دولت را از زمان آشكار شدن نشانههاي افول آن در انتخابات دوره سوم شوراها در سال دوم مسئوليت احمدينژاد در مقايسه با دولتهاي هاشمي و خاتمي كه نخستين نشانههاي افول در سالهاي چهارم و پنجم آنها پديدار شده بود، آغاز كردند و در صورتي كه اين حمايتها انجام نميشد، دولت احمدينژاد به سرعت در برابر تهديدات خارجي و انتقادات داخلي فرو ميشكست.
ـ مدل سوم: اما اين مدل، رفتارشناسي متفاوتي را نسبت به دو مدل نخست ارايه ميكند و بر پيچيده بودن رفتار رهبري در برابر دولت نهم تأكيد دارد. در اين مدل با اتكا به ويژگيهاي شخصيتي آيتالله خامنهاي، نشان داده ميشود آيتالله خامنهاي مديريت عاليه كشور را از وظايف و اختيارات رهبري ميدانند و بنابراين نقش دولت مطلوب رهبري در افزايش سطح كارآمدي نظام تعيينكننده خواهد بود.
در چهارچوب اين مدل، آيتالله خامنهاي در دوره دوم دولت هاشمي با برقراري ارتباط مستقيم با وزرا، روند كارآمدسازي دولت را آغاز كردند كه اين مسير در هفتمين انتخابات رياستجمهوري و شكست علياكبر ناطق نوري كه قصد تحقق دولت مطلوب رهبري را داشت، با مانع برخورد كرد.
شرايط پرالتهاب دوره اول رياستجمهوري خاتمي، امكان نقشآفريني رهبري در روند مديريتي كشور را با اخلال روبهرو ساخت، اما نزديك شدن ارتباط آيتالله خامنهاي و كابينه سيدمحمد خاتمي در دور دوم، شرايطي مشابه دوره دوم هاشمي در سطوحي پايينتر پديد آمد. در نهمين دوره انتخابات رياستجمهوري، زمينه براي به قدرت رسيدن رئيسجمهوري كه دولت مطلوب رهبري را ايجاد كند، كاملا آماده بود، اما روند انتخابات به گونهاي پيش رفت كه قاليباف و لاريجاني كه دو گزينه اصلي دولت مطلوب بودند، در رقابت چندگانه 27 خرداد از رده خارج شدند، با اين حال هرچند احمدينژاد گزينه نخست رياستجمهوري مطلوب رهبري نبود، اما ميتوان آن را نسبت به ديگر گزينهها چون اصلاحطلبان و حتي دولت هاشمي، براي رهبري مطلوبتر دانست.
از نگاه مدل سوم، شرايط پس از انتخابات رياستجمهوري به گونهاي رقم خورد كه تصميم رهبري در وهله نخست، تثبيت پيروزي به دست آمده و اولويت دوم كارآمد كردن دولت نهم بود و به همين دليل طيفي از نيروهاي منتسب و مورد حمايت دفتر رهبري كه داود دانش جعفري، مصطفي پورمحمدي، فرهاد رهبر، محمد سعيديكيا، غلامحسين محسني اژهاي، حسين صفار هرندي و غلامحسين الهام را در بر ميگيرد، حدود يكسوم كابينه احمدينژاد را تشكيل دادند و در مقابل رئيسجمهور در انتصاب نزديكان خود همچون علي سعيدلو، عليرضا علي احمدي، علياكبر اشعري و مهدي هاشمي به سمتهاي كليدي در كابينه ناكام ماند، تقويت همزمان مجلس و دولت كه هر دو برخاسته از جناح اصولگرا و نزديك به رهبري بودند، در اين مدل به عنوان استراتژي رهبري در سال نخست فعاليت دولت نهم اجرا شد.
در انتخابات تأثيرگذار دوره سوم شوراها، نفي صريح و علني حضور دولت در انتخابات و عدم همراهي رهبري با روند حذفي فهرست حاميان دولت در انتخابات مجلس خبرگان، شكست بيسابقه را براي دولت نهم به ارمغان آورد، به گونهاي كه مشاور جوان رئيسجمهور و دبير هيأت دولت، نتوانستند جايي در ميان اعضاي اصلي و عليالبدل شوراي شهر تهران بيابند و خواهر رئيسجمهور و برادر استاندار تهران نيز در ميان برگزيدگان نخست قرار نداشتند، در مقابل، فهرست مورد حمايت قاليباف و اصولگرايان خارج از دولت در مقابل فهرست اصلاحطلبان و حاميان دولت، پيروزي نسبي به دست آوردند.
پس از انتخابات شوراها و خبرگان، دوره جديدي در مناسبات رهبري و دولت نهم شكل گرفت كه در مدل سوم، ناشي از چشمانداز تصويرشده از شكست دولت در اين انتخابات تحليل شده است، چراكه با شكست دولت در انتخابات شوراها، اصلاحطلبان نخستين پيروزي نسبي را پس از سه شكست پياپي تجربه كردند و در انتخابات خبرگان نيز هاشمي و هواداران وي از بار ناكامي بزرگ در سوم تير رها شده و موفق به بازسازي خود شدند. پس چشماندازي كه در سقوط و شكست دولت احمدينژاد، فاتح اصلي را هاشمي و خاتمي را تصوير ميكرد، اين پيام را در بطن خود داشت كه ممكن است دولت پس از دولت نهم فاصله بيشتري با دولت مطلوب رهبري داشته باشد و به همين دليل، مسير حمايتهاي رهبري پس از انتخابات شوراها و خبرگان با وقفهاي يك ماهه به دليل بيماري آيتالله خامنهاي، مسير فزاينده و بيسابقهاي به خود گرفت و پس از سخنراني ايشان در جمع اعضاي جديد مجلس خبرگان، سخنرانيهاي ابتداي سال در مشهد و سخنراني در جمع نمايندگان مجلس هفتم و دستاندركاران قوه قضائيه و مديران اجرايي، حمايتهاي فراگير و قاطع مشهودي از رئيسجمهور و دولت از سوي رهبري اعمال شد كه پيامدهاي اين حمايتها در تذكر به مجلس درباره كاستن از دوره رياستجمهوري به بهانه تجميع انتخابات، دخالت در حوزه اجرايي تحت عنوان تغيير ساعت، توصيه به دستگاه قضائي در همراهي با دولت، تغيير در فرماندهي سپاه و تقويت فرماندهان همراه با دولت نهم، تغيير رويه صداوسيما و تبديل شدن رسانه ملي به رسانه دولت و سرانجام برنامهريزي براي تبديل برنامه دانشگاه كلمبيا به يك پيروزي براي رئيسجمهور كه با اعزام بيسابقه رؤساي قوا و فرماندهان نيروهاي مسلح به استقبال از رئيسجمهور تكميل شد، بخشي از اين حمايتهاي بيسابقه در فاصله هشت ماهه اسفند 1385 تا مهر 1386 به شمار ميآيد.
اما آيا اين حمايتها با همين روند ادامه مييابد؟ پاسخ مدل سوم به اين پرسش منفي است. در اين مدل، تقويت دولت طي مدت مذكور در جهت تثبيت احمدينژاد در برابر اصلاحطلبان و هواداران هاشمي انجام شده است و بديهي است همچنان دولت نهم با دولت مطلوب رهبري فاصله دارد. اما اين فاصله بايد به گونهاي طي شود كه در طول اين مسير، بار ديگر فرصت به قدرت رسيدن جريان ناهمراه با رهبري ايجاد نشود و به همين دليل به صورت تدريجي زاويهاي كه ميان دولت و رهبري پس از واقعه دانشگاه كلمبيا پديد آمد و در سخنان رهبري در افطاري دانشجويان و ديدار با هيأت وزيرات نشانههاي آن ديده شد، همچنان ادامه خواهد يافت.
وقايعي نظير بياعتنايي به توصيه رهبري در ابقاي علي لاريجاني در دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي و زيادهروي در بزرگنمايي دستاوردهاي دولت نظير فتحالفتوح ناميدن وقايع دانشگاه كلمبيا ميتواند به واكنشهايي از سوي آيتالله خامنهاي و نزديكان ايشان منجر شود كه در روند ايجاد فاصله دولت و رهبري، تسريع ميكند.
در اين مدل، كاهش محسوس روند حمايتهاي ويژه رهبري از دولت پس از انتخابات مجلس هشتم در صورت پيروزي اصولگرايان در اين انتخابات پيشبيني شده است. در صورت شكست مجدد اصلاحطلبان و هواداران هاشمي در انتخابات مجلس هشتم، امكان به قدرت رسيدن آنان با سقوط دولت احمدينژاد تضعيف خواهد شد و به همين دليل امكان كاستن از حمايتهاي رهبري از دولت نهم و فراهم آوردن زمينه براي به قدرت رسيدن دولت مطلوب فراهم ميگردد.
اما نكته مهم در اين ميان، سرعت باز شدن زاويه رهبري و دولت است كه به پارامترهاي گوناگوني نظير ميزان وفاداري و پايبندي رئيسجمهور به توصيههاي رهبري، سطح كارآمدي دولت و توان مديريت بحرانهاي داخلي و خارجي، عملكرد رقباي دولت در درون اصولگرايان و ديگر گروههاي سياسي بستگي دارد.
اما اينكه كدام يك از سه مدل رفتارشناسي در تشخيص انگيزه و صحت روند حمايتهاي خاص رهبري از دولت نهم و پيشبيني رفتارهاي آينده به واقعيت نزديكتر است، امري است كه قضاوت درباره آن، نيازمند گذر زمان است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
آقا ادامه بدید.مدل هاییکه ارائه دادید دور ازواقعیت نیست ولی خوب امکان وجود مدلهای دیگه ای هم هست.ولی خوب بهتون تبریک میگم.نقد جالب و در خور تفکری بود.دقیقا برعکس نقد افتضاح و واقعا بچگانه آقای شریعتمداری
1 _ تحلیل رهبری از هیچ کس پسندیده نیست . چرا که رهبری در ایران رییس حکومت نیست بلکه ولایت فقیه است . و ولایت فقیه جز با خدا با کسی معامله نمکند . در نیت خیر کسانی که باب تحلیل رهبر را راه اندازی میکنند قطعاٌ باید شک کرد .
چرا نظرات را سانسور مي كنيد. چرا نيمي از مطالب مرا حذف كره ايد. اين از سايت تابناك بعيد بود. چنانچه اشتباهي رخ داده مجددا متن كامل نظرم را برايتان مي فرستم:
حضرت آيت ا... خامنه اي به شدت به حضرت امام و مباني نظري و عملي انقلاب اسلامي معتقد مي باشد.
شما اگر از عناوين برنامه هايي كه در آن رهبري از دولت حمايت و تقدير و تشكر كرده يا خواستار اصلاحاتي شده پا فراتر گزارده و متن فرمايشات ايشان را هم مرور كنيد به راحتي متوجه خصوصياتي پر رنگ در دولت نهم مي شويد كه باعث خشنودي ايشان شده و دولت نهم را به دولت انقلابي نزديك كرده است.
بازگشت به شعارهاي انقلابي، پل فشاري بر اصول(نه فرعيات) مذهبي، فرياد عدالتخواهي و مطالبه عدالتمحوري، نزديكي به مردم، دوري از تجملات، روحيه خاص خدمت رساني، دوري از سياسي بازي و باندگرايي و چندين مورد ديگر كه كمرنگي اينها بعضا بطور جدي آفتهاي دولتهاي پيشين و مايه نگراني بوده است.
البته ايشان از همه دولتها به خاطر اينكه مورد تاييد مردم بوده اند و نه به جهت سليقه يا اجبار حمايت داشته و دارند اما به نظر من حمايتهاي ايشان از دولت نهم بنيادي و ريشه اي تر از اينهاست كه در بالا مطرح شده است و اگر كسي در اين درباره حرفي دارد لطفا "همه كلمات حمايتي و انتقادي" ايشان در سه دولت گذشته را "در كنار هم"بياورد تا همگان بر ادعاي جديد متفقا مطمين شويم.
با احترام به نويسنده محترم و تشكر از سايت تابناك
اولا تحلیگر محترک خیلی خود بزرگ بین تشریف دارند دوما حمدی نژاد روحانی نبود برای همین به حمایت بیشتری نیاز داشت چون با یک حدیث محکوم به اعدام میشد ثانیا رهبر بزرگتر از اینگونه تحلیل هاست و رابعا ایشان از تمام دولتها حمایت کردند خامسا احمدی نژاد لیاقت حمایت هم دارد
مدل چهارم
رهبری معظم باهیچ کس عقداخوت نبسته است چه همسن یاکوچکترو بزرگتر باشدوفقط وظیفه قانونی وتکلیف شرعی را عمل می کند
ضمنا"مردان خدا رابه این راحتی نمی توان رفتار شناسی کرد.
به نظر من احمدی نژاد باید قدر این خمایت را بداند و کاری نکند که خدای ناکرده تورم و بیکاری موجب کاهش اعتماد مردم به رهبری شود.
از سوی دیگر این تحلیل به درد اصلاح طلبان نیز می خورد که رهبری یک شخص است و دارای سلایق خاص می توان با نزدیکی بیشتر از عوارض موضعگیری رهبری دور ماند.
با سلام اصل اینکه در مورد رهبر نظریه پردازی شود خوب است اما باید از بی انصافی و مصادره رهبر خوداری کرد. آیا واقعا این گونه آدرس اشتباه دادن یا بهتر اینکه آدرس جایی را که وجود ندارد را به غلط دادن تا چه حد نزدیک به تقوی است، حقیقتا جای سوال است!؟
آیا واقعا رهبر با آقای هاشمی و خاتمی و... این همه فاصله دارد واقعا...
یه نگاه اجمالی به اعضای کابینه دولت خود آقای خامنه ای در سالهایی که رئیس جمهور بودند پاسخ بدی نیست.
نخست وزیر آقای میرحسین موسوی
وزیر کشور آقای محتشمی پور
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی جناب آقای خاتمی
وزیر امور خارجه آقای ولایتی
و...
....نکند رئیس دفتر امام(س)حضرت آیت الله توسلی از مجمع روحانیون مبارز جداشده! خانواده محترم انصاری در دفتر امام خدمت گزاران امام نبودند! یا جناب آقای خاتمی از طرف امام مدیر کیهان نشده بودند! و خانواده آقای خاتمی با خانواده امام(ره) نسبت فامیلی ندارد!...خوب است این را هم بیاد بیاورید که امام به سید احمد و آقای هاشمی و آقای موسوی اردبیلی ماموریت دادند که بعد از وفاتشان در جهت به رهبری رساندن آقای خامنه ای تلاش کنند و این عزیزان بودند که در جهت به رهبری رساندن حضرت آیت الله خامنه ای تلاش کردند. و به یاد بیاورید که آیت الله العظمی اردبیلی و آیت الله العظمی صانعی بودند که در همان اوایل رهبری حضرت ایت الله العظمی خامنه ای به حوزه ها می رفتند و شهادت به اجتهاد ره بر می دادند
و هزاران دلیل و شاهد دیگر که حکایت از عدم دوری آقای هاشمی و اصلاح طلب های واقعی از خط امام دارد که ره بر هم یک خط امامی است.
واقعا که دم انتخابات وانفسایی است باور نکردنی!؟
به امید این که نظرات حقیر هم در انتهای تحلیل{ ...} قرار دهید
اگر چه در کل سایتتان خیلی بد نیست و کمی، حداقل کمی از منطق برخوردار است. موفق باشید
فارغ از درستی یا نادرستی مدلهای رفتار شناسی رهبر، باید اذعان داشت که مقاله مبتنی بر اصول تحلیل انتقادی بود، دست مریزاد
آقای احمدی نژاد و کابينه اش باید از این فرصت واعتماد رهبری نهایت استفاده را ببرند ومشکات مردم بخصوص تورم کمر شکن را برطرف نمایند تا خدایی ناکرده به عمود خیمه انقلاب ضربه ای نخورد .چرا که در این مملکت از چپ و راست و اصولگرا و اصلاح طلب همه وهمه خواهان عزت رهبر وکشور هستند و ضربه به ولایت فقیه را بزرگترین گناه قلمداد می کنند .
رهبری بر خلاف شما و تفکرات شما رضایت خدا را ملاک قرار داده.
خدا رهبری را خیر دهد که با هوشیاری خود همیشه در راه مصالح اسلام و مسلمین و رضای خدا قدم بر می دارد ، و نه آنگونه که تابناک می گوید، قصد حمایت از کسی را داشته باشد.
نفس پرداختن به اين موضوعات خوب و قابل تحسين است به نظر من آقاي خامنه اي همواره به دنبال مدلي همانند امام بوده است به اين معنا كه مطلوب ايشان رييس جمهرهايي هستند كه يك نسل از ايشان كوچكتر باشند آقاي خامنه اي در دوره هاشمي و خاتمي اين مشكل را داشت كه آنها هم رديف او بودند بنا براين قلبا رهبري او را نپذيرفتند بلكه عملي پذيرفتند ايشان به نظر من به دنبال آن است كه در همه مسووليتها نسل احمدي نزادها را جايگزين همرديفهاي خود كند افرادي كه قلبا به رهبري و بزرگي او ايمان داشته باشند. احمي نزاد سمبل اين هدف است.
جای آن هست که از مقالاتی این چنین تقدیر نمود. خارج از درستی و صحت مطالب و مدل های ارائه شده اینکه تحلیل هایی این چنین فارغ از تعصبات و ذهن های تقدس زده که به رهبری به عنوان خط ممنوعه نگاه می شود، جای بسی خشنودی است. گر چه نهادی چون خبرگان مسوول نظارت بر عملکرد رهبری است.
جای آن هست که از مقالاتی این چنین تقدیر نمود. خارج از درستی و صحت مطالب و مدل های ارائه شده اینکه تحلیل هایی این چنین فارغ از تعصبات و ذهن های تقدس زده که به رهبری به عنوان خط ممنوعه نگاه می شود، جای بسی خشنودی است. گر چه نهادی چون خبرگان مسوول نظارت بر عملکرد رهبری است اما وظیفه نقد عمل کرد رهبری از دوش ملت ساقط نیست. این مقاله قدمی کوچک برای رسیدن به نقدهاست. سپاس.
آنچه که خیلی بدیهی است و مطمئناً مقام معظم رهبری نیز از نظر دور نخواهند داشت این است که نباید اقبال یا عدم اقبال دولتها را با ستون وعمود سیاسی و عقیدتی مملکت اسلامی که همیشگی و جاودانی خواهد بود گره زد.
جاي بسيار تأسف است كه شما هنوز و پس از دو سال كه البته با احتساب شكست سازندگي در مجلس ششم مي شود هشت سال، سردرگم علل و ريشه هاي پيروزي آقاي احمدي نژاد هستيد و به جاي اينكه به واقعيت نظر مردم در رابطه با جريان سازندگي در دلزدگي از توسعه به پردازيد هنوز اين شكست را فرافكني مي كنيد.
آيا واقعا نفهميده ايد كه دعواي مردمي از دوم خرداد به اين طرف دعواي نان و آزادي بوده و جريان سازندگي در هيچ يك از اين دو سهمي نداشته و ندارد. به نحوي كه اگر جناب هاشمي نماينده جريان اصلاح طلب نمي بود 1 ميليون رأي هم نمي آورد؟
آيا واقعا معناي رأي 5 ميليوني كروبي را نفهميديد كه مردم تا سرحد بي منطق انتحار گرسنه اند؟
آيا واقعا خودتان باورداريد كه ذهنيت منفي يك ملت از سازندگي كه به جز معدودي را كه بر خر مراد سوار كرده آنها را در زندگي خانوادگي شان به خاك سياه نشانده ساخته دست ناجوانمرد عده اي از خدا بي خبر است.
آيا واقعا جريان سازندگي اينقدر به خود مطمئن است؟
من واقعا براي اين مردم تأسف مي خورم كه واقعا نمي دانند يك نه ساده را ديگر بايد به چه زباني بگويند كه جريان سازندگي ان را بشنود. مردم ايران محترمانه مي گويند آقايان سازندگي اگر خدمت بود كرديد اگر هم كه نبود اين دو دهه را تناول نموده ايد ايا حذف يك چهره پس از 28 سال در يك كشور دموكراتيك چيز عجيبي است ايا عجيب است كه مردم از يك چهره فقط و فقط به دلايل رواني خوششان نيايد كه البته چنين نيست ولي شما براي اينكه خيلي به قبايتان بر نخورد اين گونه فرض كنيد كه مردم ايران دنبال تنوعند.
نمي دانم آنقدر آزاده هستيد كه اين نظر را به عنوان يك صداي ضعيف از ان لايه هاي زيرين اجتماع درج كنيد يا نه.
محمد م. كسي كه احمدي نژاد را هنوز دوست دارد نه به خاطر اينكه خودش است كه به خاطر اينكه فرياد فقر مردم بي سهم در توسعه 2 دهه ايران آزاد آباد و اسلامي است.
بنام خدا
بنظر من انقلاب اسلامی با معیارها و شعارهائی شکل گرفت و چون احمدی نژاد در پی احیا آن معیارهاست از حمایت جدی رهبر برخوردار است.
مدل سوم زیادی پیچیده است همان مدل دوم منطقی تر است
نظريه سوم درست تر است. دولت احمدي نژاد بسيار شكننده است و به دليل اين كه دولت و علي الخصوص رئيس جمهور در هر لحظه اي از كارهاي خود (كه ممكن است بسيار هم اشتباه باشد) به شيوه ناشيانه اي تعريف مي كند باعث شده است پايگاه مردمي خود را نيز علاوه بر پايگاه رهبري از دست بدهد. سياست هاي غلط اقتصادي و سياسي و اصرار بي دليل بر برخي مواضع غير منطقي نيز باعث شده است سران نظام و در راس آنها رهبري نظام از احمدي نژاد قطع اميد كنند.
به هر حال به دليل اين شكنندگي فوق العاده در صورتي كه رهبري مخالفتي علني را با سياست هاي احمدي نژاد انجام دهد دولت احمدي نژاد با سرعت زيادي سقوط خواهد كرد و اين در شرايط فعلي به صلاح نيست. بنابراين فلسفه عدم مخالفت رهبري با رئيس جمهور را بايد در شكنندگي بيش از اندازه دولت احمدي نژاد بايد جستجو كرد به طوري كه تلنگر نهايي به شكنندگي دولت احمدي نژاد ممكن است يك مخالفت حتي كوچك با دولت احمدي نژاد باشد.
خداوند عمر رهبري با درايت ايران را كه در شرايط بسيار سخت توانسته اند كشور را سالم عبور دهند مستدام بدارد.
با سلام مقام معظم رهبری فردی عادل وشجاع می باشد و در صورت وجود نقاط قوت اقدام به حمایت دولت ودر صورت وجود ضعف تذکر می دهند رهبر معظم میلیونها سرباز در سنگرهای مختلف مثل اقای لاریجانی دارنداعضای کابینه وکابینه های قبل همه سرباز اق می باشند اقای احمدی نژادتا زمانی که در جهت منافع نظام واسلام گام بردارد مقام معظم رهبری از اسشان حمایت می کندکنار گذاشتن لاریجانی دلیل شکاف بین رهبری وریاست جمهوری نیست نه تنها ریاست جمهوری بلکه تمام مسئولیندر صورتی که همگام با رهبری نباشند توسط ملت کنار گذاشته می شوند همانطوریکه در بعضی جریانهای سیاسی گذاشته اتفاق افتاد کنار گذاشتن هر مقام و مسئولی توسط رهبری مشکل ندارد شجاعت رهبری واعتماد مردم به ایشان بزرگترین قدرت است
به نظر من گره زدن اعتبار رهبری به کارآمدی یا ناکارآمدی یک دولت کار پسندیده ای نیست . زیرا بالاخره دولتها ضعفهایی دارند در حوزه اجرا که با آرمانهای تبیین شده رهبری فاصله دارد ولی این که گروهی بخواهند دولت احمدی نژاد یا هر دولت دیگر را اعم از موفق یا ناموفق ؛ دولت منتسب به رهبری بدانند ؛ باید در نیت خیر آنان تردید نمود!
سلام.تفسیر نگارندهء محترم قدری کلیشه ایست!!!رهبری هم اعتقادا و هم شخصا و قانونا مکلف به برخورد در چارچوب قانون با همه و از جمله رئیس جمهور مییباشد.مسائل مختلف و از جمله شرایط جهانی در برابر ما رفتارهای رهبری را شکل داده است که البته بسیار با ظرافت و متین و درست هستند.اگر فرمایشات ایشان در مورد دولت و رئیس جمهور و شرایط زمانی آنها را خوب مرور کنید براحتی رفتار قانونی و صادقانهء رهبری قابل تشخیص است.اگر مرور مختصری بر تذکرات داخل حمایتها در فرمایشات ایشان بیاندازید(لزوم کارشناسی&آفت غرور&توجه به خدا و...)عدم تعارف ایشان را خواهید دید.
خدا را شکر ملت ایران به اندازه ای از کمال رسیده اند که راه را بر اساس شرع و قانون و نه شخص ادامه میدهند.یا حق
برای رهبری احمدی نزاد رجایی است و اگر رجایی هم بود مطمن باشید احمدی نزاد بود
حضرت آيت ا... خامنه اي به شدت به حضرت امام و مباني نظري و عملي انقلاب اسلامي معتقد مي باشد.
شما اگر از عناوين برنامه هايي كه در آن رهبري از دولت حمايت و تقدير و تشكر كرده يا خواستار اصلاحاتي شده و متن فرمايشات ايشان را هم مرور كنيد به راحتي متوجه خصوصياتي مي شويد كه باعث خشنودي ايشان شده است.
البته ايشان از همه دولتها به خاطر اينكه مورد تاييد مردم بوده اند و نه به جهت سليقه يا اجبار حمايت داشته و دارند
سلام
آنچه كه مسلم است اين ميباشد كه رهبري در عمل خويش رضايت حضرت حق را ملاك قرار ميدهد و صيانت از اسلام اهل بيت را
رهبري بر تكليف الهي خويش عمل خواهد نمود
براي رهبري احمدي نژاد با بقيه فرقي ندارد تكليف خويش را انجام خواهد داد
با سلام
آیا فقط این سه حالت ممکنه؟ یا میخواین لااقل یکی را القا کنین....
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.