همه برگهای برنده تلویزیون در نوروز ۹۲
دود از «کلاه قرمزی» و «پایتخت» بلند شد
«کلاه قرمزی» و «پایتخت»، دو برنامهای بودند که با توجه به سوابقشان، احتمال میرفت با توفیق همراه شوند؛ البته هرچند درباره «پایتخت» تا اندازهای تردیدهایی وجود داشت و ممکن بود کار به کلیشه کشیده شود، سیروس مقدم کارش را در سطح انتظار و با کیفیت بالایی عرضه کرد و البته بر خلاف حملاتی که میشود، توهینی نیز به مازندرانیها و شمالیها نشد.
برنامههای نوروزی تلویزیون، در حالی به پایان رسید که به نظر میرسد دو برنامه بیش از دیگر تولیدات نوروزی رسانه ملی مورد توجه قرار گرفت و در میان خلاقیتهای به خرج داده شده، هیچ کدام نتوانستند با این دو برنامه باسابقه در جذب مخاطبان رقابت جدی داشته باشند و این گرایش مردمی به این معناست که همچنان باید در پی آثار جدیتر و باکیفیتتری برای تأمین نظر مخاطبان عام بود.
به گزارش «تابناک»، نوروز ۱۳۹۲ با یک شگفتی در تلویزیون روبهرو نبودیم و تقریباً همان رویدادهای قابل پیشبینی رخ داد. ویژه برنامههای تحویل سال به شکل چشمگیری خلوتتر از تحویل سال ۱۳۹۱ بود و حضور خواننده به لحاظ کمی و کیفی نیز از سطح پایین تری برخوردار بود که شاید همه اینها به حجم سنگین نقدهای وارد به ویژه برنامه تحویل سالِ پیش بازمیگشت و البته کاهش ۵۰ درصدیِ بودجه «تخصیصی» به صداوسیما در این زمینه بیتأثیر نبوده و به نوعی سال با صرفه جویی آغاز شده است. با این حال، این برنامهها آنچنان هم بد نبود؛ هرچند برنامههای سال ۹۱ قطعاً از کیفیت بالاتری برخوردار بود.
یکی از مهمترین برنامهها در این روزها، پخش فیلمهای روز ایرانی و خارجی بود. در بخش فیلمهای ایرانی، شاهد پخش آثار جدی از سینمای ایران بودیم و البته در میان این آثار، برخی از فیلمهای ضعیف نیز خریداری شده بودند که به هر قیمتی از تهیه کنندگان خریده شده باشند، چرا که انصافاً بدون کیفیت بوده و دستکم نباید بخشی از کنداکتور شبکههای اصلی را در نوروز در اختیار میگرفتند. برخی فیلمهای خارجی مهم مربوط به سال ۲۰۱۲ نیز پخش شد اما فیلمهای بسیار مهم دیگری نیز بود که امکان دوبله و اکرانشان برای نوروز وجود داشت، چرا که اینک با فضای اینترنت و ابزارهای موجود، دیدن فیلمهای ۲۰۰۸ یا ۲۰۰۵ دیگر مخاطب آنچنانی ندارد.
با این حال دو نکته درباره هر دو بخش قابل تأمل است؛ نخست شیوه ممیزی بود که برخی سانسورهای غیرقابل هضم و فاقد منطق صورت پذیرفته بود؛ برای نمونه، برای «یک حبه قند» ساخته رضا میرکریمی، صحنه سیب کندن بازیگر نقش اول با بازی «نگار جواهریان» در حالی که روی تاب نشسته قیچی خورده بود که حقیقتاً قابل هضم نیست چرا این صحنه درآمده و یا در فیلم «جانگوی آزاد شده»، بازیگر نقش دکتر شکارچی فراریان که یک آلمانی است، ملیتش به کل از دیالوگها حذف شده بود که مشخص نیست اینها سلیقه شخصی مترجم بوده یا جزو آثار ممیزی است و در عین حال مشخص نیست این دیالوگها چه ضربهای به اعتقادات یا باور مردم یا منافع عمومی میزده است؟!

نکته دیگر آنکه دوبله فیلمهای خارجی احتمالاً به واسطه شتاب در صدابرداری و صداگذاری، در برخی لوکیشنها اصولاً با لب زدنهای بازیگران فیلم همخوانی نداشت و بیننده هشیار در صحنههایی که دوربین روی صورت بازیگران کلوزآپ کرده بود، کاملاً با این ناهماهنگی مواجه میشد. این البته تنها مشکل دوبلهها نبود و در صداگذاریها نیز گاهی جلو یا عقب بودن موردی صدا بر دیالوگها دیده میشد که این اصولاً در شأن دوبلورهای ایرانی که بهترین دوبلهها را در کارنامه طولانیشان دارند، نیست و انتظار میرود در این زمینه دقت فدای سرعت نشود.
در کنار این برنامهها، به جز پخش سریالهای ویژه نوروز، سریالهای دوبله شده ویژه نوروز نیز پخش شد و ظاهرا دیگر این نتیجهگیری صورت پذیرفته که برای حضور جدی در کورس رقابت با دیگر رسانهها، میبایست سریالهای روز جهان ـ که مغایرتی با شئون مرسوم کشورمان نداشته باشند ـ از شبکههای گوناگون پخش شود و این حرکت جالب انتظار میرود از این پس در سال به وقوع بپیوندند و پیاپی در طول شبهای متمادی شاهد پخش سریالهای روز جهان باشیم که خوشبختانه تعدادشان بسیار بالاست و انتخاب فراوانی در این بخش وجود دارد.
با این حال، مهمترین و پرمخاطبترین برنامههای تلویزیون در تعطیلات سال نوی طولانی ۹۲، باسابقههایشان بود؛ برنامههایی که اتفاقاً فشارها برای حذفشان از کنداکتور وجود داشت اما در نهایت ساخته و پخش شد و حجم عظیمی از مخاطبان را پای تلویزیون ملی نشاند تا بتوان گفت، همچنان دود از کنده بلند میشود و تکیه بر آنچه در گذشته امتحان پس داده، سر راستترین نسخه پیش روی هر مدیر رسانهای است.
«کلاه قرمزی» و «پایتخت» دو برنامهای بودند که با توجه به سوابقشان احتمال میرفت با توفیق همراه شوند، هرچند درباره «پایتخت» تا حدودی تردیدهایی وجود داشت و ممکن بود کار به کلیشه کشیده شود؛ اما سیروس مقدم کارش را در سطح انتظار و با کیفیت بالایی عرضه کرد و البته بر خلاف حملاتی که انجام میپذیرد، توهینی نیز به مازندرانیها و شمالیها نشود.

کلاه قرمزی تقریباً با همان شیوه سال پیشین و با دو عروسک تازه و چند بازیگر به عنوان میهمان پیش رفت و نوع نوشتارها و اجراها آنچنان جالب بود که بتوان گفت این عروسکهای دوست داشتنی، جذابترین چهرههای نوروزی همچون سالهای پیشین بود و طهماسب و جبلی را میتوان در نوروز سال ۹۳ نیز به تماشا نشست، البته اگر بودجهها مشکل ساز نشود و حواشی روزهای باقی مانده به نوروز ۹۲ دوباره در اواخر سال پیش روی تکرار نشود.
سیروس مقدم نیز پایتخت ۲ را با تهیه کنندگی همسرش و نویسندگی محسن تنابنده با یک سال فاصله نسبت به سری پیشین مقابل دوربین برد و شواهد حکایت از آن داشت که این مجموعه را همان گونه که تهیه کنندهاش گفته بود، با برنامهریزی جدی در انتخاب لوکیشنها و ترکیب دیالوگها ساخته بودند و حتی نوع فیلمبرداریهای به کار برده شده در این سریال نیز با خلاقیتهایی همراه بود که در آثار سینمایی ایران نیز کمتر دیده میشد و قطعاً این سطح تصویربرداری با فکر به این سمت و سو رفتهاند.
البته ضبط و تدوین این فیلم با خطاهایی نیز همراه بود و من باب مثال برخی صحنهها که میبایست در صبح پشت سر هم رخ داده باشد، در صبح و عصر صورت پذیرفته و در تدوین قرار داده شده بود که این اختلاف زمانی با نورپردازی مناسب پوشش داده نشده بود. بازیهای بازیگران اما یک دست و استاندارد بود و انگار هیچ فاصلهای میان سری پیشین و این سری بازیگران وجود نداشته و طبیعتاً بهترین بازیگر این سری نیز همچون سری پیشین کاراکتر «بابا پنجعلی» با نقشآفرینی «علیرضا خمسه» بود که سالها نقشهای جدی از او دیده نشده بود و این کمدین کشورمان به حاشیه رانده شده بود.
در مجموع میتوان گفت، برگهای برنده تلویزیون در نوروز ۹۲ میتوانست بیش از اینها باشد و شاید بهتر باشد برای آغاز هر سال برنامههای نوروزی را از شش ماه پیش از آغاز سال نه تنها برنامهریزی نهایی که ضبط کرد، زیرا مخاطبی که تعطیلات هفده روزه را با تلویزیون با خاطرات خوبی گذرانده، انگیزش بیشتری برای استمرار پیگیری برنامههای تلویزیون دارد و از این حیث به نظر میرسد، قلاب را باید در وقت مناسب در آب نگه داشت و چنین نپنداشت که مخاطب تا ابد در انتظار برنامههای جذاب به سایر رقبای سیما پشت میکند.
به گزارش «تابناک»، نوروز ۱۳۹۲ با یک شگفتی در تلویزیون روبهرو نبودیم و تقریباً همان رویدادهای قابل پیشبینی رخ داد. ویژه برنامههای تحویل سال به شکل چشمگیری خلوتتر از تحویل سال ۱۳۹۱ بود و حضور خواننده به لحاظ کمی و کیفی نیز از سطح پایین تری برخوردار بود که شاید همه اینها به حجم سنگین نقدهای وارد به ویژه برنامه تحویل سالِ پیش بازمیگشت و البته کاهش ۵۰ درصدیِ بودجه «تخصیصی» به صداوسیما در این زمینه بیتأثیر نبوده و به نوعی سال با صرفه جویی آغاز شده است. با این حال، این برنامهها آنچنان هم بد نبود؛ هرچند برنامههای سال ۹۱ قطعاً از کیفیت بالاتری برخوردار بود.
یکی از مهمترین برنامهها در این روزها، پخش فیلمهای روز ایرانی و خارجی بود. در بخش فیلمهای ایرانی، شاهد پخش آثار جدی از سینمای ایران بودیم و البته در میان این آثار، برخی از فیلمهای ضعیف نیز خریداری شده بودند که به هر قیمتی از تهیه کنندگان خریده شده باشند، چرا که انصافاً بدون کیفیت بوده و دستکم نباید بخشی از کنداکتور شبکههای اصلی را در نوروز در اختیار میگرفتند. برخی فیلمهای خارجی مهم مربوط به سال ۲۰۱۲ نیز پخش شد اما فیلمهای بسیار مهم دیگری نیز بود که امکان دوبله و اکرانشان برای نوروز وجود داشت، چرا که اینک با فضای اینترنت و ابزارهای موجود، دیدن فیلمهای ۲۰۰۸ یا ۲۰۰۵ دیگر مخاطب آنچنانی ندارد.
با این حال دو نکته درباره هر دو بخش قابل تأمل است؛ نخست شیوه ممیزی بود که برخی سانسورهای غیرقابل هضم و فاقد منطق صورت پذیرفته بود؛ برای نمونه، برای «یک حبه قند» ساخته رضا میرکریمی، صحنه سیب کندن بازیگر نقش اول با بازی «نگار جواهریان» در حالی که روی تاب نشسته قیچی خورده بود که حقیقتاً قابل هضم نیست چرا این صحنه درآمده و یا در فیلم «جانگوی آزاد شده»، بازیگر نقش دکتر شکارچی فراریان که یک آلمانی است، ملیتش به کل از دیالوگها حذف شده بود که مشخص نیست اینها سلیقه شخصی مترجم بوده یا جزو آثار ممیزی است و در عین حال مشخص نیست این دیالوگها چه ضربهای به اعتقادات یا باور مردم یا منافع عمومی میزده است؟!

نکته دیگر آنکه دوبله فیلمهای خارجی احتمالاً به واسطه شتاب در صدابرداری و صداگذاری، در برخی لوکیشنها اصولاً با لب زدنهای بازیگران فیلم همخوانی نداشت و بیننده هشیار در صحنههایی که دوربین روی صورت بازیگران کلوزآپ کرده بود، کاملاً با این ناهماهنگی مواجه میشد. این البته تنها مشکل دوبلهها نبود و در صداگذاریها نیز گاهی جلو یا عقب بودن موردی صدا بر دیالوگها دیده میشد که این اصولاً در شأن دوبلورهای ایرانی که بهترین دوبلهها را در کارنامه طولانیشان دارند، نیست و انتظار میرود در این زمینه دقت فدای سرعت نشود.
در کنار این برنامهها، به جز پخش سریالهای ویژه نوروز، سریالهای دوبله شده ویژه نوروز نیز پخش شد و ظاهرا دیگر این نتیجهگیری صورت پذیرفته که برای حضور جدی در کورس رقابت با دیگر رسانهها، میبایست سریالهای روز جهان ـ که مغایرتی با شئون مرسوم کشورمان نداشته باشند ـ از شبکههای گوناگون پخش شود و این حرکت جالب انتظار میرود از این پس در سال به وقوع بپیوندند و پیاپی در طول شبهای متمادی شاهد پخش سریالهای روز جهان باشیم که خوشبختانه تعدادشان بسیار بالاست و انتخاب فراوانی در این بخش وجود دارد.
با این حال، مهمترین و پرمخاطبترین برنامههای تلویزیون در تعطیلات سال نوی طولانی ۹۲، باسابقههایشان بود؛ برنامههایی که اتفاقاً فشارها برای حذفشان از کنداکتور وجود داشت اما در نهایت ساخته و پخش شد و حجم عظیمی از مخاطبان را پای تلویزیون ملی نشاند تا بتوان گفت، همچنان دود از کنده بلند میشود و تکیه بر آنچه در گذشته امتحان پس داده، سر راستترین نسخه پیش روی هر مدیر رسانهای است.
«کلاه قرمزی» و «پایتخت» دو برنامهای بودند که با توجه به سوابقشان احتمال میرفت با توفیق همراه شوند، هرچند درباره «پایتخت» تا حدودی تردیدهایی وجود داشت و ممکن بود کار به کلیشه کشیده شود؛ اما سیروس مقدم کارش را در سطح انتظار و با کیفیت بالایی عرضه کرد و البته بر خلاف حملاتی که انجام میپذیرد، توهینی نیز به مازندرانیها و شمالیها نشود.

کلاه قرمزی تقریباً با همان شیوه سال پیشین و با دو عروسک تازه و چند بازیگر به عنوان میهمان پیش رفت و نوع نوشتارها و اجراها آنچنان جالب بود که بتوان گفت این عروسکهای دوست داشتنی، جذابترین چهرههای نوروزی همچون سالهای پیشین بود و طهماسب و جبلی را میتوان در نوروز سال ۹۳ نیز به تماشا نشست، البته اگر بودجهها مشکل ساز نشود و حواشی روزهای باقی مانده به نوروز ۹۲ دوباره در اواخر سال پیش روی تکرار نشود.
سیروس مقدم نیز پایتخت ۲ را با تهیه کنندگی همسرش و نویسندگی محسن تنابنده با یک سال فاصله نسبت به سری پیشین مقابل دوربین برد و شواهد حکایت از آن داشت که این مجموعه را همان گونه که تهیه کنندهاش گفته بود، با برنامهریزی جدی در انتخاب لوکیشنها و ترکیب دیالوگها ساخته بودند و حتی نوع فیلمبرداریهای به کار برده شده در این سریال نیز با خلاقیتهایی همراه بود که در آثار سینمایی ایران نیز کمتر دیده میشد و قطعاً این سطح تصویربرداری با فکر به این سمت و سو رفتهاند.
البته ضبط و تدوین این فیلم با خطاهایی نیز همراه بود و من باب مثال برخی صحنهها که میبایست در صبح پشت سر هم رخ داده باشد، در صبح و عصر صورت پذیرفته و در تدوین قرار داده شده بود که این اختلاف زمانی با نورپردازی مناسب پوشش داده نشده بود. بازیهای بازیگران اما یک دست و استاندارد بود و انگار هیچ فاصلهای میان سری پیشین و این سری بازیگران وجود نداشته و طبیعتاً بهترین بازیگر این سری نیز همچون سری پیشین کاراکتر «بابا پنجعلی» با نقشآفرینی «علیرضا خمسه» بود که سالها نقشهای جدی از او دیده نشده بود و این کمدین کشورمان به حاشیه رانده شده بود.
در مجموع میتوان گفت، برگهای برنده تلویزیون در نوروز ۹۲ میتوانست بیش از اینها باشد و شاید بهتر باشد برای آغاز هر سال برنامههای نوروزی را از شش ماه پیش از آغاز سال نه تنها برنامهریزی نهایی که ضبط کرد، زیرا مخاطبی که تعطیلات هفده روزه را با تلویزیون با خاطرات خوبی گذرانده، انگیزش بیشتری برای استمرار پیگیری برنامههای تلویزیون دارد و از این حیث به نظر میرسد، قلاب را باید در وقت مناسب در آب نگه داشت و چنین نپنداشت که مخاطب تا ابد در انتظار برنامههای جذاب به سایر رقبای سیما پشت میکند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
نقی نگونگو نقی نقو نگی
به نظر من هم سريال پايتخت خوب بود نه اينكه عالي باشه اما كلاه قرمزي عالي بود بخصوص گابي كه متفاوت با همه عروسك ها بود البته اين ويژگي اين فيلم هستش با اينكه هرسال يك عروسك جديد مي آيد اما با همه قبلي ها متفاوت نقش ايفا مي كنه و ويژگي خاص خودش را داره از آقايان طهماسب و جبلي تشكر مي كنم
واقعا هر دو سريال عالي بودن. من و خانواده ام هر دو تا رو با اشتياق دنبال ميكريم
دست عواملشون درد نكنه
ضمنا ما اصلا احساس توهين نكرديم. اين بحث رو من اولين بار اينجا دارم ميبينم
بيشتر صفا و صميميت مازندراني ها رو نشون ميداد
بي غل و غش و صاف و ساده و صميمي
آب پریا رو فراموش کردید بگین، آب پریا که بیشتر به مناطق زیبای ایران پرداخته بود، به نظر من موضوع پایتخت نمیتونه چندان واقعی باشه، کسی گنبد و گلدسته رو که برای جنوب کشور می خواهد به شمال کشور سفارش میده!!
خیلی بعیده و خیلی غیر واقعی-البته نظر همه محترمه
نقی ناهار نخردمی
آقا همه اینها یه طرف نقش آقوی همساده و فامیل دور هم یه طرف
از بس از آین دو تا نقش لذت بردم که داغون داغون شدم له لهم اااااا
پایتخت هم زیادی شلوغش کرده بود در بعضی از صحنه ها خانم کیانی هم نقش درست تعریف شده ای نداشتند در ضمن ،
اقو این اوضاع اقتصادی دمه عید داغونه داغونوم کٍرده بود یعنی آقو لهٍ له شده بودٌم تا ای برنامه کلاقرمزیو روحٌمو شاد کٍردش
شاید بنظرتون چندان مهم نیاد ولی با یه چیز این سریال خیلی حال کردم و اون توجه کوتاهی به مساله محیط زیست (شکار غیرقانونی) بود (هر چند خیلی کوتاه!). این نشون میده که توی این سریال به مشکلات موجود توجه شده و سعی شده تا جای ممکن پوشش داده بشه و توجه مردم رو به خودش جلب کنه. این مساله بهنظر من قابل تقدیره.
انصافا آقای مقدم خیلی خوب سلیقه مخاطب تلوزیونی رو میشناسه و همونطور که اشاره کردین از لحاظ فنی تصویربرداری سریال پایتخت یه سروگردن از تمام سریالهای تولیدی صداوسیما بالاتره و واقعا بعضی جاها خلاقیتهای نابی داشت وامتیاز خیلی خوبیه برای یک سریال تلوزیونی که از گشتردگی پرده سینما بی بهره هست،اشاره به بازی علیرضا خمسه هم خیلی بجا بود،ایشان تو فن بیان و استفاده از میمیک بدن خیلی ماهر هستن و بهترین نحو از این مهارتشون استفاده کردن و علی رغم کم دیالوگ بودن نقشش حسابی گل کرده،اشکالات نور در تصویربرداری هم برمیگرده به منشی صحنه و رج زدن سناریو که با فشردگی زمانی این سریال برای تصویربرداری طبیعی بوده.
فامیل دور ترکونده بود (گرچه از کلاقرمزی 92 انتظار بیشتری داشتم)
پایتخت2 خیلی خوب بود
آب پریا هم جالب بود ، مخصوصا دیالوگاشون
پایتخت عالی بود...
معنای خانواده...احترام به بزرگتر...رعایت مسایل مذهبی...مهم تر از همه طنز بدون مسخره کردن..
من اینارو از برخوردهایی که داشتم متوجه شدم.اصلا توهینی صورت نگرفته...شمالی ها باید خوشحال باشن که خانواده ای مثل خانواده نقی رو که پاکی وصفا ونون حلال دارن شمالی نشون داده
دست همشون درد نکنه..
انقدر از دانستن حقوق شهروندي در حوزه هاي مختلف محروم هستيم كه متاسفانه قادر به تشخيص نيستيم جاي بسي تاسف داره كه بعد از ٣٣ امروز تصور ميكنيم سريال هجو و حقير پايتخت و عروسكهاي نخ نماي اقاي طهماسب والبته دلارساز براي ايشان و شركا مطلوب ميباشند .
شمالم تا جنوبم عشق
چه خاک و گندمی دارم
صدام یاری کنه باید
بگم چه مردمی دارم
شمالی های عزیز کدوم توهین؟
مگه همه ما تو خاک ایران عزیز نیستیم؟
همه یه خانواده ایم عزیزان سخت نگیرید
بنده خودم کرد هستم ...
کلاه قرمزی واقعاً عالی بود. زنده اشو که می دیدم هیچی دانلودشم می کردم و ده بار دیگه می دیدمش.
سلام
نظرات رو که خوندم واقعا متعجب شدم از کسایی که میگن پایتخت خوب نبوده.
در زمانه ای که ساده بودن و درستکار بودن و با ایمان بودن حماقته هیچ بعید نیست که دوستان شخصیت نقی رو احمق فرض کنن . من نمیدونم کجای سریال نقی کار احماقه ای کرده , میتونم چند تا مثال بزنم از خوب بودن این بشر , اینکه به پرتقال ها دست نمیزنه اینکه امانت داره اینکه توی گنبد گلدسته سازی کار میکنه جایی که باید دائم الوضو باشند اینکه مال حروم نمیخوره و تو رستوران بدون اجازه به چیزی دست نزد اینکه پدرش اینقدر براش مهمه اینکه خانودشو دوس داره و ... .
من خودم مازندرانی هستم اما هیچ مشکلی ندیدم
آخ اخ اخ اخ هرکی تونست بگه استسمشس
اِز تسمشس نه استسمشس. خودتم نتونستی بگی که :)
ما کلی با این "آخ اخ اخ اخ... دیر شد دیر شد" خندیدیم تو عید و تو سفر! :))
پایتخت فاقد یک داستان منسجمه
خرده داستان ها اصلا کمکی به داستان اصلی نمیکنند و خرده داستان ها چه به تنهایی و چه در مجموع فاقد عنصر جذابیت و کشش هستند لذا حذفشان هیچ ضربه ای وارد نمیکند
پایتخت تکرار بر تکرار های سیروس مقدم بوده
که هنوز هم نتونسته از تصویربرداری های عجیب و غریبش دست برداره و اینه بارها و باره تکرار میکنه: ثریا، هشت، خورشید و...
واقعا جفت شون مسخره و بی نمک بود
آب پری بهترین بود از جهت موضوع و نیاز توجه دادن مردم بخصوص کودکان به محیط زیست.
اما دارای فیلمنامه ای ضعیف و گسستگی ادبی بود.
پایتخت 1 را ندیده بودم اما پایتخت 2 برایم بسیار جالب و دیدنی بود به هیچ وجه مانند خیلی از سریال های تلویزیون کلیشه ای و کند و ملال آور و اعصاب خردکن نبود، اتفاق زیاد داشت در عین حال بسیار واقع بینانه به نظر می رسید سبک فیلم برداریش هم در متفاوت و قابل تحسین بود پرداختن به جزئیاتی که رنگ واقعیت داشتند و هر روز در زندگی مردم عادی رخ می دهد بر جذابیت این سریال افزوده بود راستش به نظرم اولین سریالی بود که می شد از اول تا آخرش رو دید بدون اینکه به خاطر موضوع تکراری ازدواج و طلاق و خیانت و سایر سوژه های تکراری و کندی اتفاقات و همین طور بازیگران تکراری که در همه سریال ها و فیلم ها دیده می شوند، و خانه ها و ماشین های لوکسی که شباهتی با آنچه مردم عادی ندارند، با اعصاب به هم ریخته از دیدنش پشیمان شد واقعا جای تشکر دارد
توهینی نیز به مازندرانیها و شمالیها نشد؟؟؟؟؟؟
خجالت بکشید
شما که می نویسید 86 نظر!!!!...پس نظرات ما کو؟؟؟ خوردیش؟......کوفتتون باشه
زنتهههههههههههههههههه؟؟؟؟؟
فقط خنده بازار رو لذت بردم و سراغ دیگر برنامه های تلویزیون غیر از اخبارش نرفتم، فیلم هاشون رو هم که از اینترنت میشه دانلود کرد چه نیازیه تو تلویزیون سان سور شدش رو ببینی؟
تو پولداری فیلم دانلود میکنی.والا ما از این پولا نداریم.سانسوریشم از سرم زیاده
انصافا آقای مقدم خیلی خوب سلیقه مخاطب تلوزیونی رو میشناسه و همونطور که اشاره کردین از لحاظ فنی تصویربرداری سریال پایتخت یه سروگردن از تمام سریالهای تولیدی صداوسیما بالاتره و واقعا بعضی جاها خلاقیتهای نابی داشت وامتیاز خیلی خوبیه برای یک سریال تلوزیونی که از گشتردگی پرده سینما بی بهره هست،اشاره به بازی علیرضا خمسه هم خیلی بجا بود،ایشان تو فن بیان و استفاده از میمیک بدن خیلی ماهر هستن و بهترین نحو از این مهارتشون استفاده کردن و علی رغم کم دیالوگ بودن نقشش حسابی گل کرده،اشکالات نور در تصویربرداری هم برمیگرده به منشی صحنه و رج زدن سناریو که با فشردگی زمانی این سریال برای تصویربرداری طبیعی بوده.
بله ديگه، سليقه مخاطب تمسخر ديگران و خنديدن به اونهاست.
آفرين به اين فرهنگ نابمون.
تابناک جان! شما هم تمامي نظرات مخالف رو پاک کن عزيزم! بيشتر از اين هم ازت انتظار نميره.
من خودم شمالی هستم در مورد توهین کردن سریال پایتخت چیزی ندیدم ولی خب آهنگ ها و بعضی صحنه ها اصلا از شمال دور بودن و گویش ها هم مازندرانی نبودن من درآوردی بودن
نگو آقا نگو!
من شنیدم پوآرو رو در 45 دقیقه خلاصه کرده صدا و سیما.
متاسفانه به هیج وجه فیلمهای ذکر شده مفید نبودند و بنوعی ضد فرهنگی و فرهنگ ساز نبودند ادبیات ایران را به سخره گرفتن و دور ایران گشتن با کامیون که چندان سنخیتی ندارد شایسته تمجید تماشا گران نیست اینگونه فیلم ها برای تنزل فرهنگی است نه ارتقای فرهنگ
اميدوارم مردم مازندران اجازه توهين بيشتر از اين و ساخت پايتخت 3 رو ندهند.
دوست عزیز شما می دونید چه تعداد از مردم کشورمون برای مسافرت در ایام عید از کامیون و مینی بوس و ون و وانت استفاده می کنند؟ همه که ماشین سواری حالا از هر مدل ندارند که. دیگه اینکه کاش گفته بودید که کدام بخش یا بخشهایی از این سریال باعث تنزل فرهنگی می شود؟ تلویزیون اگه مثل بیشتر سریال هاش از خانواده هایی در خانه های میلیاردی زندگی می کنند و دردسر تهیه بلیط اروپا و امریکا رو دارند و یا درگیر عشق پسر و دخترشون هستند که با اتول های چند صدمیلیونی تو خیابون و کافی شاپ و پارک همدیگه رو دیدند و خیلی ذیگه از این داستان های تکراری و کلیشه ای نشون بده اعتلای فرهنگ صورت گرفته؟ بعد از مدتها نمایش زندگی های آشنا رو دیدیم . زندگی خودم و خیلی های دیگه که اکثریت جامعه است. دستشون قوی و سلامت. انشاالله پایتخت3 در نوروز 93
آقا ، آقا !
آقا فاميل دور و بع بعي عالي بودند
من ديگه عرضي ندارم!
عزیزوم آقوی همساده چیطو بود؟
آمو داغون شدما ا ا ا ا
فقط علیرضا خمسه....
مزخرف تر از اين بازيگر(شخصيتش در فيلم) من نديده بودم.
الحق که خمسه فقط بدرد چنين نقشهاي درپيتي ميخوره.
امسال عید تلوزیون با دادن ساعت پخش مناسب به برنامه های پر بیننده و ارایه کیفیت مناسب در این مجموعه ها تا حدود زیادی تونست مخاطبان داخلی رو به خودش جذب کنه و نشون دادن ببیننده به دنبال برنامه خوب حالا از هر کانالی که میخواد پخش بشه.
باید به خانم برومند تبریک گفت سریالی قابل رقابت با ساخته های روز دنیا و با داستانی برآمده از قصه های خوش کودکی و نگرانی برای مخیط زیست در شرف نابودی!!!!!!!
توهین شده. موسیقی فیلم که گرگانی بود. تابلوهای علی آباد که در فیلم نشان میداد دست ساز بود. در استان گلستان علی آباد کتول داریم نه علی آباد. پلاک کامیون 62 بود که مربوط به مازندران است. پلاک های عمومی گلستان 59 است نه 62. فیلم شهر شیرگاه در استان مازندران را نشان میداد و عنوان میکردند علی آباد است. اصلا چه اصراری بود که اسم علی آباد عنوان بشه؟؟؟ سد سنبل رود در استان گلستان است؟ این ها توهین به شعور مردم نیست؟؟؟ ترانه شعبون کد خدا متعلق به گلستان است یا مازندران؟؟ صرف نظر از این همه تناقص نشان دادن یک فرد شمالی با این سطح هوشی پایین قابل بخشش نیست. همه میدونند که شمالی ها از بالاترین بهره هوشی برخوردارند. همیشه تهرانی ها خوبند و عاقل؟؟؟!!!! اصلا چند درصد افراد ساکن در تهران واقعا تهرانی هستند که تمام ملت ایران را به سخره گرفته اند!!!؟؟؟؟ متاسفم برای ملت ایران. البته لیاقت این ملت همین صدا و سیماست. وقتی هر روز برای همدیگر جک های نامناسب راجع به قومیت های مختلف تعریف میکنیم باید هم این انتظار را داشته باشیم که توی روز روشن و از یک رسانه ملی توهین بشیم
داداش يه كم يواش تر..
اولاً پايتخت سرياله و شما با مستند روبرو نيستيد، بعدم چرا بعضي ها وقتي مي خوان انتقاد كنند خودشون رو جدا از ملت مي دونن..
بنده دوستان مازندراني بسياري دارم كه هيچكدام از سريال پايتخت ناراحت نبودند و از اينكه يك خانواده مازندراني با صداقت ، صفاي دل و معتقد نشان داده شده بود خوشحال بودند...
بابا اون بالاتر ها هم گفتیم که : حساس نشو
آقا چه ربطی داره اصلن این چیزایی که میگی به توهین؟
اینکه پلاک ماشین بجای پنجاه و نه 62 بوده کجاش توهینه ؟
فلان ترانه مال گلستانه یا مازندران؟ چه ربطی داره ؟مثل اینکه یادت رفته تا همین چند سال پیش گلستان هم جرئی از مازندران بوده؟
حالا علی آباد کتول یا علی آباد خالی.چه فرقی میکنه؟اینکه کتولش گفته نشه توهینه؟؟؟
بد کرده سیروس مقدم بنده خدا فرهنگ مازندرانی رو مطرح کرده؟
یه کم جنبه داشته باش!!!!این حرفایی که میگی هیچ کدومش توهین نیست!
از قدیم گفتن آدمو .... بگیره ولی جو نگیره!!!!
از معدود برنامه های جالب صدا و سیما بود تو این یه سال فقط این دو برنامه رو از سیمای ایران دیدم
تابناک جان یقینا منظورتان این بوده که "دقت فدای سرعت نشود" دیگه؟!!!! مثل همین اتفاقی که الان افتاده...
از معدود برنامه های جالب صدا و سیما بود تو این یه سال فقط این دو برنامه رو از سیمای ایران دیدم
خیلی از این حرفتون خندم گرفت که میگیره که میگید بهترین بازیگر این سری علیرضا خمسه است. واقعا که! اتفاقا مسخره ترین و بی نقش ترین شخص خمسه بود.
اگه نبود اصلا هیچ تاثیری در زیبایی سریال نداشت
فکر می کنم یه فیلم نمادین و کاملا با هدف ساخته شده بود . شاید اینو در مورد پایتخت کمتر حس کنیم ولی من حسم این بود که اکثر صحنه ها به دقت و با ظرافت خاص ساخته شده بود.
برومند با سريال آب پريا شاهكار كرد...
نمي دونم چرا اينجا نامي ازش برده نشده..
اقوي همساده : دود كجا بود كاكو ديدي از تهرون برگشتم بارون و طوفان شد شهر و استانو و خودم اب برد غرق شدما داغونما له له ها
عروسکای بامعرفتم کلاه قرمزی، پسر عمه و فامیل دور
پریسا 4 ساله از تهران
فقط کلاه قرمزی و آب پریا
از سریال آب پریا افتضاح تر دیده بودید آیا؟
به نظر من پایتخت امسال هم عالی بود بهتر از بقیه سریالها بود و عوامل زحمت زیادی کشیده بودند با تشکر و خسته نباشید.
سریال آب پریا رو چند قسمتش رو پشت سر هم دیدم و در جریان داستان سریال بودم. ولی قسمت های زیادیش رو هم از دست دادم. اون هم بد نبود. یعنی تو سبک خودش برنامه ی نسبتا خوبی بود، هرچند خیلی خوب و عالی نبود و اشکال زیاد داشت
اما قسمت آخرش عاااااااااالی بود! مخصوصا بازی لیلی رشیدی :)
به نظر من فقط سریال کلاه قرمزی من تو این عید هرجا رفتم فقط کلاه قرمزی رو نگاه میکردند. از عوامل ساخت اون سریال تشکر میکنم. کاراکترهای خوبی داشت مخصوصا جیگر و بع بعی من 35 سالمه اما این بع بعی با اون اشتهای سیری ناپذیرش برای کاهو خداییش منو خیلی خندوند.اما انتقادم هم از این سریال اینه که تعداد کاراکترها رو زیادی شلوغ کردن مثل دختر همسایه و اون گاو مسخره
پايتخت2رو خيلي بيشتر از پايتخت 1دوست داشتم واقن قشنگ وعالي بود خيلي زيبا ساختنش ايولا
پایتخت خیلی خوب بود، بعد از سال ها تنها برنامه ای بود ک ب طور کامل همه ی قسمت هاش رو هرجور ک بود دنبال کردم!
کلاه قرمزی رو هم دوست داشتم،خیلی. و کلی برای قسمت هایی ک از دست می دادم ناراحتم! پسرعمه زا خیلی شیرین بود :)) با اون خنده هاش! البته کلاه قرمزی و پسرخاله هم ک جای خود دارن :)
باسلام و احترام
اینکه به شمالی ها توهین شده یانه ؟باید بازخورد آن را در جامعه دید نه از دیدگاه نویسنده و یا عوامل فیلم و یا حتی منتقدین ، به نظر بنده با توجه به تمسخر آمیز بودن بعضی از رفتارها نسبت به شمالی ها بعد از نمایش فیلم در جامعه نشان دهنده توهینی ست که به فرهنگ و لهجه مناطق مختلف کشور توسط پایتخت نشینان در برنامه های تلوزیونی ( دراین فیلم نسبت به شمالی ها ) شده است
وای چقدر شما شمالی ها بی جنبه این...ایشا.. سری بعد مشهدی حرف بزنن خوشحالم میشیم...
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.