آخرین خبرلحظه برخورد مرگبار دو هلی کوپتر
3972بازدید

براي نخبگان علمي چه كاري انجام داده‌ايم؟

اساتيد دانشگاهي كه سابقه بيشتري دارند،‌ قاعدتا مسكن و سرپناهي تهيه كرده‌اند، ولي هم‌اكنون يك استاديار تازه استخدام شده با حقوق حدود ماهي يك ميليون تومان، بايد سال‌هاي سال در تهران و بيشتر مراكز استان‌ها كار كند تا بتواند مثلا يك خانه چهل متري بخرد؛ بنابراين، مجبور است بر درآمد خود بيفزايد و چندين جا درس بدهد و به اصطلاح، خود را به آب و آتش بزند تا بتواند پس از پنج يا شش سال يك آپارتمان چهل يا پنجاه متري تهيه كند.

براي نخبگان علمي چه كاري انجام داده‌ايم؟
ارزش علم به اين است كه منتشر شود؛ يعني اين‌كه اگر علمي توليد كرده يا تحقيقي در آزمايشگاه انجام دهيم كه سرانجام منجر به كشف و يا ابداع يك تكنيك، روش و يا چيزي شود و آن را منتشر نكنيم و در نزد خودمان نگه داريم، علم ما علمي مي‌شود كه در اصطلاح به آن «علم عنكبوت‌وار» مي‌گويند و رشد پيدا نمي‌كند.

دكتر محمدعلي زلفي‌گل با بيان اين مطلب در گفت‌وگو با «تابناك» ‌افزود: اگر اين مطلب علمي در ابعاد بين‌المللي منتشر شود، مورد نقد و ارزيابي افراد بيشتري در سراسر دنيا قرار مي‌گيرد و اگر ايرادي داشته باشد، زودتر برطرف مي‌شود. همچنين اگر نقطه قوتي داشته و مطلب جديدي را بيان كرده باشد، جهان بشريت بيشتر از آن بهره‌مند و نيز آن طرح يا يافته پژوهشي و همچنين ارايه‌دهنده آن زودتر در محافل علمي مطرح شناخته مي‌شود.

پژوهشگر و استاد نمونه كشوري در ادامه اظهار داشت: تعداد مقالات و تعداد ارجاعات به مقالات پژوهشگر، از معيارهاي ارزيابي برون‌داده‌هاي پژوهشي در همه جاي دنياست، چراكه تعداد ارجاعات مقالات، بيانگر آن است، اين كار تحقيقاتي كه انجام شده و يا كتابي كه از شما چاپ شده، چقدر ديگران آن را مطالعه و از يافته‌هاي آن استفاده كرده‌اند. البته بايد افزود كه تعداد ارجاعات، مي‌تواند مثبت يا منفي باشد، حال آن‌كه تعداد ارجاعات مثبت است كه ارزش يك مقاله را بالا مي‌برد. بنابراين با اين تعريف، وقتي يك مقاله در يك مجله بين‌المللي كه محققان دورترين نقاط دنيا نيز آن را مي‌خوانند، چاپ مي‌شود، ارزش آن بيشتر از زماني است كه اين مقاله در ابعاد محدود، چاپ يا منتشر مي‌شود.

وي در ادامه با بيان اينكه هم‌اكنون سيصد هزار نشريه علمي در سراسر دنيا وجود دارد گفت: تنها سيزده هزار نشريه علمي مورد تأييد مؤسسه اطلاعات علمي (ISI) مستقر در فيلادلفياي آمريكاست كه آنها را بررسي مي‌كند. از ميان همه نشريات علمي، آن مجلاتي كه به موقع چاپ مي‌شوند، دانشمندان سرشناس بين‌المللي عضو هيأت تحريريه آنها باشند، بيش از 40 درصد از مقالات آنها مربوط به ديگر كشورهاي دنيا باشد، كيفيت مقالات از سطح مطلوبي برخوردار باشند، به آن زباني كه چاپ مي‌شوند خوب ويرايش شوند و از نظر علمي، اطلاعاتش با دستگاه‌‌ها و تكنولوژي به روز استخراج شده باشد، برگزيده و مقالاتش در سايت ISI نمايه مي‌شوند.

رئيس دانشگاه بوعلي سيناي همدان،‌ قدمت پنجاه ساله و ارزيابي دقيق‌تر و امتحان‌شده را دليل اعتبار نشريات ISI برشمرد و در ادامه افزود: خوشبختانه به جز پايگاه ISI، پايگاه «گوگل اسكولار» و پايگاه «اسکاپوس» هم در اين زمينه فعاليت دارند كه حتي به تازگي در ارایه برخی تسهیلات قدرتمندتر از پايگاه ISI هم شده‌اند و تعداد نشريات بيشتري را پوشش مي‌دهند. شكر خدا پايگاه اطلاعاتي جهان اسلام (ISC) براي ارايه مقالات فارسي راه‌اندازي شد تا بتواند آن مقالات را كدگذاري كند تا مثلا اگر محققي روي يك بيماري خاص در زمينه‌اي مشخص كاري انجام داده است، ديگر محققان به جاي دوباره‌كاري از نتايج اين پژوهش بهره‌‌ ببرند؛ بنابراين، دنيا به اين سمت در حركت است كه استخر دانش و مديريت دانش داشته باشد. هنگامي كه پژوهشگران دنيا، يافته‌هاي خود را قطره قطره در يك جا بريزند، اقيانوس علم يا اصطلاح معروف آن «استخر دانش» پديد مي‌آيد كه اگر اينها جدا جدا و جزيره‌اي باشد، آن‌گاه آن كارآمدي كه آن اقيانوس دارد، نخواهند داشت.

زلفي‌گل با بيان اين‌كه هنوز زير خط فقر علمي هستيم، گفت: همان‌گونه كه در اقتصاد، خط فقري براي بررسي و زندگي شهروندان تعريف مي‌شود، براي مسائل پژوهشي و توليد علم نيز چنين حدي را تعريف مي‌كنند. بدين گونه كه كل علم دنيا را كه شامل مقالات و مستندات علمي است، مي‌شمرند و به جمعيت دنیا تقسیم مي‌كنند. استاندارد بين‌المللي اين است كه نسبت توليدات هر كشوري به كل توليد علم دنيا، دست‌كم به نسبت جمعيت آن كشور به جمعيت كل جهان باشد. اين در حالي است كه توليد علم ايران، بسيار پايين‌تر از اين ميزان است و به عبارت ديگر ما به نسبت جمعيت كشورمان از توليد علم دنيا سهم نداريم؛ بنابراين، در حقيقت در آغاز كار هستيم و تلاش بسياري لازم است تا در مرحله اول از خط فقر علمي بگذريم.

اين استاد شيمي دانشگاه «بو علي سينا» همدان در ادامه با اشاره به نقش كمرنگ 80 درصد پژوهشگران ايراني در توليد علم گفت: در حال حاضر با وجود آن‌كه بيش از پنجاه هزار نفر عضو هيأت علمي‌، بيش از 150 هزار نفر دانشجويان تحصيلات تكميلي در دانشگاه‌هاي دولتي و خصوصي در كشور فعال هستند، هنگامي كه بر پايه شاخص مقالات ارزيابي مي‌كنيم، مي‌بينيم شايد حدود 80 درصد پژوهشگران ايراني، نقش كمرنگي در توليد علم دارند؛ بنابراين، بايد راهكاري بيابيم كه از اين گروه عظيم دانشجويان تحصيلات تكميلي و دكترا به خوبي استفاده شود.

وي با مطلوب دانستن تلاش‌هاي دولت نهم و معاونت علمي و فن‌آوري رياست‌جمهوري در حمايت از نخبگان و توليد علم در كشور گفت: اگر دهه های انقلاب اسلامي را به چند دسته، تقسيم‌بندي كنيم و دهه نخست انقلاب، ترويج علم، دهه دوم، توليد علم، دهه سوم، ارزيابي يافته‌هاي پژوهشي مثل نشريات ISI و نقد آن و بررسي كيفيت يافته‌هاي پژوهشي و استاندارد سازی تولیدات علمی بدانيم، دهه چهارم انقلاب اسلامي را بايد دهه توليد ثروت از دانش بنا كنيم، به گونه‌اي كه از پژوهش و تحقيق، بتوانیم ثروت توليد كنيم و اين انشاءالله شدني است تا وقتي كه پژوهش و تحقيق ما منجر به اين نشود كه در راستاي نيازهاي جامعه و بخش بسياري از آن توليد ثروت از دانش را در پي داشته باشد. اين واقعيت را بايد بپذيريم كه ما در مديريت تحقيق و پژوهش،‌ خيلي توانا عمل نكرده‌ايم.

رئيس دانشگاه بوعلي سينا در تشريح دستاوردهاي علمي اين دانشگاه گفت: دانشگاه بوعلي‌سينا تاكنون بيش از 1200 مقاله ISI، ششصد مقاله علمي ـ پژوهشي، بيش از 220 كتاب اعم از تأليف و ترجمه كه در انتشارات دانشگاه بوعلي‌سينا به چاپ رسيده و راه اندازی و تاسیس مقطع دكترا در يازده رشته از شاخص‌هاي اصلي اين دانشگاه است. همچنين خوشبختانه چهار نفر از اساتيد اين دانشگاه به عنوان استاد نمونه كشوري برگزيده شدند و سه نفر از پژوهشگران دانشگاه بوعلي سينا، جزو 55 پژوهشگر برتر ايراني هستند كه از سوي مؤسسه OIC وابسته به سازمان كنفرانس اسلامي برگزيده شدند. همچنين كسب رتبه ممتاز توسط دانشجويان دانشگاه بوعلي‌سينا در جشنواره بين‌المللي خوارزمي، المپیادهای دانشجویی، کنکورهای سراسری و انتخاب دانشجوي نمونه كشوري از اين دانشگاه از جمله افتخاراتي بوده است كه اين دانشگاه در راه توسعه و پيشرفت علمي به دست آورده است.

اين عضو هيأت علمي دانشگاه در ادامه با نامطلوب دانستن وضعيت معيشتي نخبگان جوان گفت: اساتيد دانشگاهي كه سابقه بيشتري دارند،‌ قاعدتا مسكن و سرپناهي تهيه كرده‌اند، ولي هم‌اكنون يك استاديار تازه استخدام شده ـ با اين توجه كه كسي كه موفق به گرفتن مدرك دكترا شده، واقعا يك نخبه است ـ با حقوق حدود ماهي يك ميليون تومان، بايد سال‌هاي سال در تهران و بيشتر مراكز استان‌ها كار كند تا بتواند مثلا يك خانه چهل متري بخرد؛ بنابراين، مجبور است بر درآمد خود بيفزايد و چندين جا درس بدهد و به اصطلاح خود را به آب و آتش بزند تا بتواند پس از پنج يا شش سال يك آپارتمان چهل يا پنجاه متري تهيه كند.
اين نشدني است؛ بايد ببينيم كه براي يك استاديار در خارج از كشور چند دلار هزينه مي‌شود و با يك‌سري تناسب‌بندي، رفاهي برابر براي اين قشر فرهيخته در نظر گرفته شود و آنان صرفا مشغول به تحقيق و پژوهش شوند نه اين‌كه مجبور باشند براي امرار معاش، از وقت مطالعه و تحقيقشان بزنند.

زلفي گل در تعريف نخبه اظهار داشت: نخبه كسي است كه نقش او در توليد فكر، علم، محصول، نظريه جديد محرز شده باشد و در راستاي توليد علم، ثروت و فناوري مؤثر عمل كرده باشد كه هر يك از اين شاخص‌ها نيز قابل بررسي و ارزيابي است. به نظر من، يك فرد صنعتگري كه تحصيلات آكادميك هم ندارد و در اثر يك نوآوري، محصولي را توليد مي‌كند و ثروتمند مي‌شود و مشكلي از جامعه يا خودش را حل مي‌كند، آن فرد هم نخبه است؛ سياستمداري كه با به‌كارگيري يك سياست درست، يك استراتژي، سمت و سويي به مديريت منابع انساني و مادي كشور بدهد، آن فرد هم نخبه است؛ يا يك دانشگاهي با ابداع، اكتشاف، چاپ مقاله و كتاب‌ هايي كه حرف‌هاي جديدي در آن براي گفتن هست، آن فرد هم نخبه است؛ بنابراين، نخبه، مرز مشخصي ندارد هر كسي كه فكر كند و كاري انجام دهد كه خروجي آن، به دست آوردن يك محصول و تفكر جديد باشد، آن فرد را نخبه بايد ناميد.

اين شيميدان مسلمان در ادامه با بيان اين‌كه در دهه چهارم انقلاب بايد اهتمام بيشتري به توليد ثروت از علم شود، گفت: با توجه به گسترش مناسب دانشگاه‌هاي كشور و گسترش تحصيلات تكميلي در سطح دانشگاه‌ها حتي پيش از مدت زماني كه در سند چشم‌انداز در نظر بوده در منطقه در زمينه توليد علم، مقام اول را به دست خواهيم آورد، اما در سند چشم‌انداز آمده است كه كسب رتبه اول در منطقه در زمينه علم و فناوري و بايد توجه كرد كه فناوري، يعني توليد ثروت از دانش. در اين زمينه، ما هنوز برنامه و راهكار مدوني نداريم و اين هدف چشم‌انداز عملا با اين روند دست‌نيافتني است؛ هرچند كه پتانسيل تحقق اين هدف در كشور هست، ولي اگر برنامه نداشته و ملزومات آن را فراهم نكنيم، بايد علامت شايد را در جلوي اين برنامه قرار دهيم!
 
متن كامل اين گفت‌وگو را در ستون سمت راست بخوانيد.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۶ ۰۹:۵۹

اگر علماو دانشمندان قدیم و انهایی که اثار سترگ علمی را پدید اوردند می خواستند همانند ما تمام امور را با مقیاس مادی بسنجند بی شک همانند ما فقط در محدوده حرف باقی می ماندند.بد نیست هر از چند گاهی
سر گذشت زندگی بزرگانمان را مطالعه کنیم.و بد نیست بدانیم هم اکنون نیز در بسیاری از جا های دنیا به اعتبار این بزرگان ما را می شناسند.همانهایی که نه تنها با اموری مانند کشاورزی امرار معاش می کردند بلکه به فکر بسیاری از نیازمندان جامعه خویش نیز بودند و در همان حال مشغول تحقیق و تدریس نیز بودند و بعضا تعداد تالیفاتشان انقدر زیاد بوده است که برخی از ماها در سر تاسر عمرمان ان تعداد کتاب را نیز مطالعه نمی کنیم.خلاصه انکه هر که از علم(نه از حفظ کردن و انباشتن ذهن با مشتی از الفاظ)چشم داشت مادی دارد بهتر است اصلا وارد این وادی نشود. بی جهت نیست که خامه دانشمندان بر خون شهیدان برتری دارد.

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۶ ۰۲:۵۰

بعضی از اعضای هیا ت علمی محترم که با روشهای مختلف به درجات دانشیاری و استادی رسیده اند و بعضی از آنها که به این مقام ارتقا یا فته اند و تا 4 دانشجوی دکترا و همین تعداد فوق لیسانس دارند دانش جویان آنها برایشان مقاله و ... می نویسند و آنها فقط امتیاز می گیرند درس و دانشگاه را هم تعدادی از آنها به مسخره گرفته اند از هزینه درج شده در طرح پزوهشی پایان نامه یا رساله دکتری هیچی به دانشجوی فقیر نمی دهند و دانشجویان گماشته این عده شده اند و در کل ماهی نزدیک به 5 میلیون تومان به جیب می زنند.

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۶ ۰۰:۳۴

سلام
می خواستم از شما به خاطر حسن انتخاب موضوع که سبب شده کامنتهای زیادی را جلب کند تشکر کنم.
بنده نیز با وجودیکه استاد دانشگاه هستم ولیکن اعتقاد دارم خداقل انتظاری که از قشر دانشگاهی و به قولی نخبگان می رود این است که با همان توانایی خود سبب ایجاد کاری شوند که هم خود و هم عده دیگری را به کار مشغول نمایند. اساسا این شیوه کمک های مستقیم دولتی سیاست اشتباهی بوده است که از ابتدا برای دیگر اقشار جامعه مطرح شده و هم اکنون هم به با سواد ترین قشر جامعه سرایت کرده است!!!
نکته دیگر بنده در رابطه با تولید علم ویا تالیف مقاله می باشد. آساسا در همه جای دنیا با توجه به سیساست های طولانی مدت دولتها و ارگانهای پولی تحقیقات جهت گیری می شود. به عبارتی مخقق در جهتی تحقیق می کند که حامی مالی اش مشخص کرده بنابراین مقالات و نتایج علمی هم در همان جهت است. و لذا امید دولتها و سرمایه گذاران این است که پس از سالها این تخقیقات منجر به ایجاد تکنولوژی و بهبود شرایط اقتصادی برای کل کشور شود. حال سوال مهم این است مقالات و تخقیقات ما در کدامین جهت است. گویی همچون فرار مغزها قرار است که یک تحصیل کرده آماده را ]ن هم از نوع عالی! تحویل خارجیها می دهیم- مقالات ما هم باید در همان جهت و برای همان اهداف باشد. البته این به این معنی نیست که مقاله ندهیم یا به شیوهای ارزیابی آنها اعتماد نکنیم بلکه باید ابتدا دولت محترم در سیاست کلی خود چه در پول ریزی تحقیقاتی و چه گسترش مراکز آموزشی و تحقیقاتی این را مد نظر داشته باشد که به منظور کدامین اهداف اقتصادی در آینده است!!!!

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۲۱:۲۲

نخبه اگر نخبه باشه میره فوتبالیست میشه ، هم اعتبار داره هم پول داره هم سفر خارجی و هم واسه سلامتیش خوبه !!! تازه اگه هم بره خارج میشه صدر اخبار ورزشی و مصاحبه ها و عکسهای یک چهارم صفحه ای . ..

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۷:۵۰

همسر بنده نيز داراي مدرك دكتراي يكي از رشته هاي علوم پايه از يكي از دانشگاه هاي معتبر ايران و با رتبه عاليست اما با وجود داشتن سه سال سابقه عضو هيات علمي در يكي از دانشگاه هاي سراسري كشور ، حدود هشت ماه است كه بيكار مي باشد و برغم تمام تلاش ها هنوز كاري براي ايشان در وزارت علوم پيدا نشده . مسوولان وزارت علوم مدت هاست كه اعلام مي كنند قصد استخدام بيش از سه هزار عضو هيات علمي را دارند اما چه زماني اين امر تحقق مي يابد الله اعلم . الان نه دانشگاه پيام نور ( برغم نياز شديدي كه به هيات علمي دارد ) استخدام مي كند و نه دانشگاه هاي سراسري. همسر من در تمام دوران تحصيلش در دانشگاه داراي بالاترين معدل و رتبه بوده و به رغم سابقه خوب در زمينه پژوهش و تحقيقات الان با داشتن همسر و فرزند بيكار است . به نظر شما چنين چيزي آن هم در كشور زشت نيست؟

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۷:۲۲

انصافا دلتون خوشه، دانشجویان دکتری تخصصی دانشگاه آزاد که ترمی در حدود 3 تا 4 میلیون تومان را به حساب دانشگاه واریز می کنند و برای اخذ و سپری کردن رساله خود نیز نزدیک به 12 تا 13 میلیون تومان به حساب دانشگاه واریز می کنند چه بگویند. خدا به دادشان برسد.

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۶:۵۴

کارمند هستم با مدرک کارشناسی و با بیش از 12 سال سابقه کار و حقوق ماهانه 600000 تومان . در محیط کار مرا مهندس صدا میزنند و غیر از برخی محدود از مدیران که همواره تحت فشار هستند مورد احترام همکاران و اهالی محل و همسایه ها هستم . امروز آبدارچی شرکت با گلایه از حقوق ماهی 400000 تومانیش پیش من درد دل میکرد . به او دلداری دادم که بایستی ÷یش بینی این روزها را آن زمان که از درس خواندن طفره میرفتی میکردی و او هم از این موضوع ابراز پشیمانی کرد من هم در دل آرزو کردم که امیدوارم هرگز فیش حقوق مرا نبینی تا بهمین شکل در ذهنت محترم بمانم! خلاصه هر ماه که حقوقم را از بانک دریافت میکنم خدای را سپاس میگزارم که با این حقوق در ماه قبل تا آنموقع زنده مانده ام. همواره دعا میکنم که بار الها چنانچه قرار است عذابی بر ما نازل شود بهر امتحان که موجب درس عبرت ما باشد این عذاب با توجه به دریافتی ما در پایان ماه تنظیم گردد تا خدای ناکرده ذهنمان از برکات امتحان منحرف نگردد.

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۶:۲۸

بنده استادیار دانشگاه علم وصنعت هستم 6 سال سابقه دارم و دریافتیم حدود 900 هزار تومان است

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۶:۲۲

سلام
ما رو باش خودومونو آماده کرده ایم بیاییم ایران، با این حساب نییاییم بهتره نه؟ من اینجا دانشجوی دکترا هستم 1900 یورو به پول ایران دو میلیون و ششصد تومان می گیرم بمونم با دکترا 2500 یورو شروع می کنم. ولی دلم واسه ایران می تپه ، به نظر شما چیکار کنم؟ اصلا بیام به من کار می دن؟

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۵:۴۹

بنده از دانشجویان ارشد می باشم. در دانشگاه ما نیز اکثر اساتید در خارج از دانشگاه یک شرکت تاسیس کرده و بیشتر وقت خود را در انجا می گذرانند. بیشتر آنها فقط سر کلاس درس حاضر می شوند و هیچگاه نمی توانند کمکی به دانشجویان ارشد یا دکتری بکنند.

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۵:۴۰

یک دیپلم در اداره حسابداری وزارت نیرو 800هزار تومان و در وزارت نفت یک میلیون و دویست ودر شرکت گاز یک میلیون حقوق میگیرد و دوستان عزیز یک میلیون را برای یک استاد دانشگاه زیاد میدانند .چرا ؟

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۵:۳۰

البته من هنوز یادم هست که در مدرسه به میگفتند انشاء درباره علم بهتر است یا ثروت بنویسید.تاکنون پاسخ ها درست نبوده فکر میکنم که ایشان بالاخره اصل مطلب را گفتند که ثروت بهتر است .

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۵:۲۵

وقتی واژه فرار مغزها، گسترش و پویایی دانش به وسیله ایرانیها تعریف می شود نباید از خارج شدن فارغ التجصیلان فوق لیسانس و دکترا به کشورهای اروپایی و آمریکایی ابراز نگرانی کرد. متأسفانه در ایران حمایت از اساتید به صورت مداوم نیست.
و اما وام مسكن هيأت علمي هنوز 10 مليون تومان است !!!!!! (بهتر است اسمش را بگذارند کمک هزینه اجاره مسکن) كه با آن نمي شود هيچ كاري را انجام داد و 4 سال پيش قرار بود به 30 میليون افزايش يابد. امروز 30 میلیون تومان هم واقعا رقمي نيست.
من دارم در یکی از دانشگاههای خارج درس می خوانم دارم به این موضوع فکر می کنم که چطور می شود در این مملکت کار پیدا کرد.

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۵:۱۳

مایی که کارمند دانشگاه هستم با ماهی 400 هزار چه کار کنیم. چرا هرچه امتیاز است فقط به اعضایی هیات علمی تعلق می گیره؟

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۴:۲۴

مثلا در دانشگاه ......خانه هاي سازماني به صورت مادام العمر به افرادي بغير از اعضاي هيات علمي داده شده است. مثلا مسوول ناكارامد دفتر فني اين دانشگاه خود از همه نوع رانتي برخوردار است. درحاليكه استادياران تازه كار بيچاره بايد در خيابانها پرسه بزنند.
يك هيات علمي

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۳:۴۷

باید فقط به کسانی که تولید علم و فناوری دارند توجه شود از محل کم کردن حقوق مزایای آن دسته از 50000 نفر هیئت علمی که تولید علم و فناوری اصیل ندارند و فقط سیاهی لشکرند. عدالت یعنی این.

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۳:۴۶

متأسفانه وام مسكن هيأت علمي هنوز 10 مليون تومان است كه با آن نمي شود هيچ كاري را انجام داد و 4 سال پيش قرار بود به 30 مليون افزايش يابد. امروز 30 تومان نيز رقمي نيست. با اين وضعيت مي توان نخبگان ملت يعني دانشجويان را دست ما سپرد؟

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۳:۴۵

بعد از انقلاب اعضاي هيئت علمي دانشگاهها و مركز علمي پژوهشي با همت و تلاش طاقت فرسا، كاركردهاي آموزش عالي در ايران را عليرغم همه تنگناها و محدوديت ها( كمبود منابع اطلاعات علمي، آزمايشگاهي ، مواد و تجهيزات و دانشجوي كارشناسي ارشد و دكترا و غيره) به نحو چشم گيري متحول نمود ه اند. لذا هم اكنون كه براي جديد الاستخدام هاي هيئت علمي شرايط از هر لحاظ فراهم تر است همه چيز اعم از پايگاههاي اطلاعات علمي با سهولت دسترسي و كسب منبع، كارگاه هاي افزايش مهارت و توانايي، آزمايشگاه هاي مجهز، برخورداري از بهترين و اصلي ترين ابزار توليد علم يعني دانشجوي كارشناسي ارشد و دكترا در ابتداي خدمت، اعتقاد و باور در حد اعلاي مديران اين بخش در حمايت و پشتيباني همه جانبه وغيره بايد انتظارات از آنان بطور واقع بينانه بر اساس ساختار توليد علم و درجه سختي توليد علم تعريف ، و مورد ارزيابي بدون اغماض قرار كيرد تا اهداف كشوردر برنامه هاي توسعه اي محقق و عزت و سربلندي نظام حفظ و توسعه يابد.

در کشور باید برای تمام مشاغل عدالت جاری شو د به طوری که شرایط استانداردی برای تمام مشاغل جهت نخبه شدن تعریف گردد و از همه نخبگان از تمام قشرها حمایت شود نه فقط دانشگاهی.
باید یرای برخورد با اعضای هیئت علمی که توان تولید علم ندارند و جای یک نفر نخبه را غصب نمود ه اند فکری شود.

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۳:۴۱

عزیز من اگر معیشت است که وضع معلمان بدتر از اساتید محترم است . یک دبیر فوق لیسانس فکر می کنید در بدو استخدام چقدر می گیرد .قول می دهم وزیر محترم آموزش و پرورش هم نمی داند . یا شاید هم بداند ولی از بیان مبلغ آن شرم بکند . معیشت کارمندان و اساتید و معلمان و پرستاران و............ باید فکر اساسی کرد .

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۳:۳۶

یکی از بزرگترین زیانهائی که درمملکت ما به علم و دانشمند وارد میشود زاده تصمیمات بدون اندیشه ژرف است . فرهنگستان علوم ایران تدریس به زبان انگلیسی را در ایران ممنوع اعلام کرده است. مهم این نیست که به چه زبانی علم نوشته شود . مهم اینستکه بتوانیم هرچه سریعتر در علوم مختلف جایگاه خود را پیدا کنیم و خود را با دستی پر به جهانیان عرضه کنیم . فکری به حال دانشگاههای خودمان باید بکنیم . زبان انگلیسی را بایستی از مقطع ابتدائی در مدارسمان تدریس کنیم . پارسی شکر است و چیزی جای آنرا نمیگیرد . انگلیسی ابزار است و هم اکنون بیشترین کارائی را دارد .

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۳:۳۴

ما كه دكتراي زمين شناسي داريم در سازمان زمين شناسي 570هزارتومان ميگيريم باز اساتيد اگر يك ميليون ميگيرند خوبه ما كه بايد 20 سال انتظار بكشيم آيا خانه دار بشويم يا نشويم

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۳:۳۴

پس كارمند با حقوق 300 تا 400 هزار توماني انهم با مدرك كارشناسي ارشد چكار كند.

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۳:۳۰

پس كارمند با حقوق 300 تا 400 هزار توماني انهم با مدرك كارشناسي ارشد چكار كند.

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۳:۲۷

ای بابا ایشون انگار اصلا خبر ندارند که به نخبه ها خونه دادن البته قولشو...حالا اگر خود خونه رو ندادن که مهم نیست مهم حرفش بود باور کنید

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۳:۲۶

متاسفانه رسیدگی به فرهنگ و فرهنگیان در بیشتر دولتهای ما فقط در حد یک شعار انتخاباتی بوده است و درنتیجه اساتید جوان معتبرترین دانشگاههای ما که طبق تعاریف دولتمردان جزء نخبگان هم هستند از حقوق و مزایای کمتری نسبت به برخی شرکتهای وابسته به وزارتخانه های بزرگ هستند

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۳:۲۱

این نکته را هم به مطلب بیافزایید که دانشجویان دکترای تخصصی که اکثرا ازدواج کرده اند و بعضا بچه دار هم هستند باید با مبلغی حدود 400 هزار تومان مستمری در تهران زندگی کنند، تحقیق کنند و بعد هم که مستمری آنها قطع می شود (بعد از چهار سال) در بحرانی ترین دوران تز دکترای خود هستند. به نظر شما، کسی که اجاره خانه و هزینه زندگی ندارد بدهد، می تواند بر روی کارهای آزمایشگاهی خود خصوصاً در مرحله نتیجه گیری نهایی تمرکز داشته باشد؟
دانشجویان دکترا در کشورهای خارجی حداقل 1000 تا 2500 یورو درآمد دارند که این مبلغ با مستمری یک دانشجو در دانشگاه های شهر تهران قابل مقایسه نیست!! آن هم با هزینه های گزاف زندگی در شهر تهران... اشتباه است آقا جان اصلاً سمت درس خواندن و دانشجوی دکترا شدن نیایید مگر از نعمت پدر پولدار بهره مند باشید.

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۲:۳۵

درست است من استادیار دانشگاه در شهرستان با 3 بچه و 7 سال سابقه در یک اپارتمان 73 متری زندگی........؟ میکنم

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۲:۳۱

جانا حرف از دل ما می زنی تها چیزی که متاسفانه به آن بها نمی دهند ارزش علم و عالم است با اینکه رهبر انقلاب بارها تاکید کرده اند ولی متاسفانه در دولت کنونی برخلاف دولت پیشین به وضعیت معیشت نخبگان کم لطفی فراوانی شده است و دلیل این امر هم این ست که به نظر آنها این قشر در رای آوری موثر نیستند.

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۲:۱۲

كار كرده ايم كه نخبگان علمي از كشور فراري شوند

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۱:۳۵

در اروپا متوسط حقوق یک استادیار تازه استخدام شده حدالاقل 2000 یورو در ماه است ولی این مبلغ در این زیر 700 یورو است. در ضمن اساتید تازه استخدام 6 ماه حقوق دریافت نمیکنند آیا این دلیلی خوبی برای خروج از کشور آنها نیست

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۱:۳۱

با عرض احترام به تمام اساتید واقعی که خود را وقف علم کره و میکنند.
یکی از نصاحبه شوندگان از زمان بیش از 5 سال برای خرید خانه توسط یک استادیار گله داشت و گفته که استادیار باید بیشتر تدریس کنه تا یک خانه 40 متری بخرد، حال سئوال اینجاست که چرا باید یک استادیار باید توقع داشته باشه که بعد از 4 تا 5 سال صاحب خانه باشد ،چرا شما که از اصحاب علم و مهرفت هستید بدون فکر، صحبت میکنید ، به نظر من اون استاد یاری که به خاطر زیاده خواهی از وقت مطالعه خود کم مرده و به زمان تدریس اصافه کیمند باید از تمام مراکز علمی اخراج و مدارکش باطل شود، تا یاد بگیرد باید کالیات علم اندوخته را داد و مثل اکثر مردم ایران بعد از 10 تا 15 سال هم میشود صاحب خانه شد

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۱:۲۶

مگه خون نخبه علمی از من زحمت کش قرمز تره؟
منی که 30 ساله دارم فحلگی می کنم ، بنالم و اون هم بناله؟

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۱:۲۴

با سلام،
وضعبت حقوقی ماهی 1 میلیون تومان برای یک فارغ التحصیل دوره دکتری به لطف دولت دکتر خاتمی انجام گرفت. والا در دو یا سه سال گذشته میزان افزایش حقوق اعضای هیات علمی در حد 3تا 5% بوده است که در مقایسه با دوستانی که ادامه تحصیل تا دوره دکتری را نداده اند و جذب بازار کار داخلی یا خارجی شده اند بسیار کمتر می باشد. فرار فارغ التحصیلان دوره دکتری که تمام هزینه های تحصیلاتشان در ایران پرداخت شده به بهترین صادرات به کشور های پیشرفته می باشد. والسلام.

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۱:۲۰

نخبه هم خودشون یه کمی به فکر دست و پا کردن پول باشند و دنبالش برند این درست نیست که تمامی مشکلاتشان را دولت باید حل کند.

ناشناس۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ۱۱:۰۹

فارغ التحصيلان ديگر همان ماهي يك مليون كه هيچ نص اون رو هم ندارند...

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.