گفتوگوی تفصیلی «تابناک» با دکتر کلانتری ـ بخش نخست
با این شرایط کافی است دشمنان ما تنها صبور باشند!
وقتی خودمان حق و حقوق نسلهای بعد را به رسمیت نشناخته و به آن تجاوز میکنیم، حق نداریم به حاکمان و حکومتهای گذشته ایراد بگیریم. آیا برداشت یازده میلیارد متر مکعب آب اضافی در سال از سفرههای زیرزمینی، تجاوز به حق نسلهای بعد نیست؟ سازمان چه وظیفهای در این قبال دارد؟

به گزارش «تابناک»، یکی از گزینههایی که برای تصدیگری آخرین پست کلان خالی مانده دولت یازدهم معرفی شده و به باور بسیاری، شایستگی بالایی برای تصاحب سمت رئیس سازمان محیط زیست و معاون رئیس جمهور دارد، دکتر «عیسی کلانتری» است؛ مردی نامآشنا که سابقه وزارت در دولتهای گذشته را داشته و توجه به رویکردهای زیستمحیطی اتخاذ شده توسط وی در آن زمان، به تنهایی برای تأیید وی کافی به نظر میرسد. در یک ظهر تابستانی، راهی محل کار وی، «خانه کشاورز» شدیم تا کمی درباره وضعیت محیط زیست، چالشها و مشکلات پیش روی آن با وی گفتوگو کنیم؛ البته کلانتری تأکید دارد که نه کسی با او صحبت کرده و نه برنامهای برای تصدی این پست از او خواسته شده ولی اضافه میکند که برخی از نزدیکان رئیس جمهور با او صحبت کردهاند.
صحبت را از دریاچه ارومیه و وضعیت اسفناک آن آغاز میکنیم و کلانتری در پاسخ میگوید: برای گفتن از معضل بیآبی امروز دریاچه ارومیه، باید برگردم به سالها پیش؛ ۲۹ و ۳۰ خرداد سال ۱۳۷۰، یعنی ۲۲ سال پیش، سمیناری داشتیم در آذربایجان شرقی، در تبریز در خصوص شور شدن، پایین رفتن سطح آب و خشک شدن دریاچه ارومیه. همانجا بنده هشدار دادم و اتفاقات امروز را پیشبینی کردم، ولی گمان نمیکردم به زودی و در طول حیات من این اتفاق رقم بخورد.
او میافزاید: این اتفاق قابل پیشبینی بود، چراکه وقتی در کشاورزی سرمایه گذاری نشده و تنها به بهرهبرداری از آن اندیشیده میشود، حفظ منابع پایه و محیط زیست در آن جایگاهی نداشته و در سایه آن منابع آبهای زیر زمینی به حراج گذاشته شده و منافع نسلهای بعد نادیده گرفته میشود. اصل کار این میشد که وزارت نیرو به رغم اعتراض ما در ازای گرفتن مبلغی، به چاههای بدون پروانه، مجوز میداد.
کلانتری در ادامه بار دیگر تأکید میکند که تحقق پیشبینی خشک شدن دریاچه ارومیه در مدتی چنین کوتاه برای خود او نیز باور پذیر نبوده و میافزاید: زمانی که بیش از دو دهه پیش درباره علل شوری آبهای زیرزمینی، نفوذ آب شور، خشک شدن دریاچه ارومیه و مسائلی از این دست، سمینار برگزار کرده و هشدار دادیم، باور نمیکردیم این اتفاق در بیست سال رخ بدهد و شاید تصورمان از زمان وقوع این رویداد، کمتر از پنجاه سال بعد نبود ولی پیشرفت تکنولوژی، منابع را زودتر فرسوده کرد. کافی است بدانیم که تنها ۲۲ هزار چاه غیر مجاز در اطراف دریاچه ارومیه حفر شده که برداشت آب از آنها به کمک پمپهای قوی صورت میگیرد.
دبیرکل خانه کشاورز میگوید: تولید در مناطق نیمه خشک و خشک مثل کشور ما باید اولویت دوم بوده و مسأله اصلی، حفظ منابع تولید باشد؛ حفظ منابع حیات؛ حفظ محیط زیست، ولی متاسفانه این مسائل مهم در کشورهای کمتر توسعه یافته مانند کشور ما به عامل درجه دو یا حتی سه تبدیل شده است تا جایی که فشار بر منابع تولید به مرور بیشتر شده و اثرات معکوس بروز کرده و منابع تولید در حال تبدیل به بازدارنده تولیداند. اینجاست که بهرهوری ما از کشاورزی به شدت افت کرده، چراکه در حال فرسوده کردن منابع هستیم؛ آبها را شور میکنیم تا این آبهای شور شده، زمینهای شیرین را هم شور کنند و تولید با مشکل مواجه شود.
وی در ادامه به شیوع مشکل بیآبی در بسیاری از نقاط کشورمان اشاره کرده و میگوید: در حالی که بیست سال پیش در استان فارس برداشت گندم بیش از چهار تن در هکتار بود، طی امسال و سال گذشته به سه تن رسیدهایم، چراکه آبها را شور و یا تمام کردهایم. با در پیش گرفتن روند نادرست، خطه کرمان، خراسان، آذربایجان، همدان و خیلی مناطق دیگر را خشکاندهایم، در حالی که توسعه پایدار تأکید دارد نباید حقوق نسلهای بعد را به دلیل پیشرفت تکنولوژی از بین ببریم و اینجاست که پرسیده میشود چه کسی باید این حق را کنترل و محافظت کند؟ سازمان محیط زیست باید این حق و حقوق را دیدبانی کند.
کلانتری با تأکید بر فراموش کردن حق و حقوق نسلهای بعد، وظیفه سازمان محیط زیست را خطیر خوانده و میگوید: اگر بر مبنای توسعه اصول پایدار پیش برویم، هم میتوانیم منافع نسل امروز را تأمین کنیم و هم خواهیم توانست منابع را برای نسلهای بعد مورد محافظت کنیم. برخورد امروز ما با آبهای زیر زمینی مثل برخوردی است که با نفت میکنیم؛ نفت منبع تجدید ناپذیر است و حال آن که با شور کردن آب و تمام کردن آن و از بین بردن ذخیرهگاهها، منبع تجدید پذیر آب شیرین هم تجدید ناپذیر خواهد شد. وقتی خودمان حق و حقوق نسلهای بعد را به رسمیت نشناخته و به آن تجاوز میکنیم، حق نداریم به حاکمان و حکومتهای گذشته ایراد بگیریم. آیا برداشت یازده میلیارد متر مکعب آب اضافی در سال از سفرههای زیرزمینی تجاوز به حق نسلهای بعد نیست؟ سازمان محیط زیست میبایست و موظف است حق و حقوق نسلهای بعد را ببیند که متأسفانه این نگاه در آن دیده نمیشود.
وی در ادامه کمبود منابع آب را اصلیترین مانع توسعه در کشورمان خوانده و میگوید: با علم به این نکته که اصلیترین بازدارنده توسعه در کشوری مانند ایران، کمبود آب است، باید پرسید چگونه شده با تشدید مشکل آب، وکیل مردم در برابر از بین رفتن این منابع ملی تدبیری نیندیشیده و منافع آیندگان را ندید گرفته است؟ پس جایگاه سازمان محیط زیست کجاست؟ گویا یا نگذاشتهاند و یا سازمان نتوانسته در انجام وظایف قانونی خود موفق عمل کند. هشداری که بنده درباره آبهای زیرزمینی داده بودم، هم چیزی جز این نیست؛ خودمان در حال نابود کردن خودمان هستیم و نیازی به دشمن نداریم! دشمنان ما کمی صبور باشند خودمان سرزمینمان را ویران کرده و دو دستی تقدیم ایشان خواهیم کرد و نشانههای آن امروز آشکار شده است.
وزیر سابق کشاورزی در ادامه با تأکید بر شاخصههای توسعه پایدار، محیط زیست را هم راستا با آن توصیف کرده و میگوید: در توسعه پایدار به اقتصادی بودن رویکردهای توسعهای در کنار جلوگیری از ایجاد اختلال در مسائل اجتماعی، زیست محیطی و حق و حقوق نسلهای بعد تأکید شده که نه تنها هیچ تضادی با حفظ محیط زیست ندارد، بلکه حافظ آن بوده و باید گفت کسانی که این دو را (توسعه و حفظ محیط زیست) مقابل هم میدانند، نه از محیط زیست چیزی میدانند و نه از توسعه، چراکه محیط زیست در جامعه سرشار از فقر بیشتر در معرض خطر است و برعکس، در جامعه توسعه یافته، محیط زیست بهتر پاسداری خواهد شد.
او میافزاید: شاید دوستانی که در محیط زیست مشغول به کارند، گمان میکنند که محیط زیست تنها خلاصه شده در نگهداری از یکسری حیوانات، در حالی که اگر بدانیم محیط زیست برای انسانها تعریف شده، شاید ماجرا کمی سادهتر شود؛ مثلا بدانیم که وجود همه گونههای جانوری و گیاهی بدون وجود انسان برای ما بیمعناست و از سوی دیگر، برای حفظ انسان باید محیط زیست را حفظ کرد. یادم میآید زمانی در دولت آقای خاتمی دعوایی درگرفته بود بین سازمان محیط زیست و وزارت راه که آزاد راه تهران ـ شمال نباید/باید از جنگل بگذرد. اینجا باید گفت مگر نه این که محیط زیست باید تدبیری برای کاهش آلودگی هوا داشته باشد؟ پس چگونه راه دو ساعته بر راه چند ساعته برتری نداشته و به این نکته توجه نمیشود که ساخت این جاده، میتواند کاهش مصرف بنزین، کاهش آلودگی هوا و کاهش زمان سفر را به همراه داشته باشد؟
کلانتری در ادامه میگوید: این که میگوییم توسعه و محیط زیست مقابل یکدیگر نیستند یعنی همین. هم باید جاده ساخته شود و هم سد و... منتها در راستای توسعه پایدار. ما گرفتار افراط و تفریط هستیم؛ یک عده میگویند مثلا فلان پارک محیط زیستی دست نباید بخورد و در سوی مقابل عدهای میگویند هرجا که منابع هست، باید استخراج کرد. ما بر این باوریم میشود این دو رویکرد را تجمیع کرد تا هم محیط زیست آسیب نبیند و هم توسعه محقق شود، چراکه مردم نیازمند منابع هستند و نمیتوان به آنها گفت بیکار بمان، نخور و... .
بخش دوم این گفتوگوی تفصیلی در روزهای آتی منتشر خواهد شد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
دكتر كلانتري بهترين گزينه براي سازمان محيط زيست است چراكه 12 سال وزير كشاورزي ومابقي در كنار كشاورزان ومرد عمل وعلمي وجسارت زياد در كارهاي اجرايي را دارند
البته در بخشی که به آزادراه تهران شمال اشاره کرده، این نکته را در نظر نگرفته که این آزادراه حجم بیشتری از مسافران بالقوه را ترغیب به سفر به مناطق شمالی می کند که نه تنها از حجم ترافیک و مصرف بنزین نمی کاهد، بلکه هم این مصرف و ترافیک را بیشتر می کند و هم منابع تجدیدناپذیری که کلانتری به آنها اشاره کرده را به نابودی نزدیکتر می سازد.
حرفهاي جالبي بود
با سلام و درود بر تمام دوستداران محيط زيست.ميدانم كه تابناك منتشر نمي كند ولي من مينويسم تا حداقل وجدانم راحت باشد.تمام حرفهاي آقاي كلانتري عين واقعيت است با كارهاي غيركارشناسي تمامي چشمه ها را خشكاندند و آب زيرزمين رو جاري و به فاضلاب تبديل كردند مطمين باشيد در بيست سال اينده فرزندان عزيز ايران زمين براي يك ليوان آب مشكل خواهند داشت.انگار كه نميبينند وضعيت چشمه هايي كه تا ده سال پيش جوشان بودند و اكنون خاطرات ما هستند.همين الان در مناطق اطراف خرم اباد دارند براي چاههاي غير مجاز مجوزهايي صادر ميكنند كه فقط بايد بگم خدا رحم كنه به مردم منطقه چون بعضي جاها در شعاع 200 متري 10 تا چاه وجود داره و معلوم نيست كه بايد به اين بگيم كار كارشناسي يا........تابناك عزيز لطفا منتشر كن اين يك دفعه رو چون همه مسئوليم و بايد به فكر آينده ايران و فرزندان عزيزش باشيم.
چه نخبگانی را دولت ....، خانه نشین کرده بود
دوستانی که در محیط زیست مشغول به کارند، گمان میکنند که محیط زیست تنها خلاصه شده در نگهداری از یکسری حیوانات، در حالی که اگر بدانیم محیط زیست برای انسانها تعریف شده، شاید ماجرا کمی سادهتر شود؛ مثلا بدانیم که وجود همه گونههای جانوری و گیاهی بدون وجود انسان برای ما بیمعناست
شاهکار گفتی دکترجان،
با مملكت ما چه كرديد ؟
ایشان یک مدیر توسعه گرا هستند و این اندیشه در تقابل با محیط زیست است.
mamnun
با این مدیریت اسفناک، واقعاً نیازی به دشمن نداریم. بخاطر استفاده از مدیران بی سواد و سطحی نگر، آنچنان ضربه هایی به خودمان زده ایم که تازه چند سال دیگه صداش در میاد. تازه کجاشو دیدید؟ دشمن تو خواب هم نمی دید بتونه همچین ضربه هایی بزنه. حرف دکتر، حرف دل مردمه.
در ستلهای اخیر هر مقام مسئولی راهکار برای نجات دریاچه ارومیه ارائه میدهد ولی متاسفانه تاکنون هیچ اقدام عملی در این راستا صورت نگرفته است و امروزه شاهد خشک شدن 75% از دریاچه هستیم!
چند ماه پیش صحبتهای آقای کلانتری در مورد از بین رفتن منابع آب و روستاهای کشور را خواندم و آن را سیا نمایی و بسیار بدبینانه تصور کردم، اما هر سال برای چند هفته به روستای زادگاه پدری در استان مرکزی میرفتیم، اما امسال برای اولین بر در عمرم نمیتوانیم برویم چون این روستا با وجود داشتن آب، برق، گاز، راه آسفالت ، امسال شاید برای اولین بر در تاریخ چند هزار سالهش آب ندارد!!... اینجا بود که یاد صحبتهای آقای کلانتری افتادم و به فاجعه یی که در کمین تک تک ایرانیان است بیشتر واقف شدم، کاری بکنید که فردا دیر است، برای ملّتی که آب و کشاورزی نداشته باشد صحبت از مقاومت و مبارزه برای احقاق حقوق مظلومان جهان بیشتر شبیه جوک است .
ازاد راه تهران شمال ربطی به الودگی ندارد.مسئله جنگل های کشور است .کشوری که فقط 6 در صد جنگل دارد نباید طرحی را اجرا کند که جنگل های ان را ازبین می برد .در رابطه با جنگل ابر وازاد راه تهران شمال در دولت دهم گفته شد از مصرف بنزین زیادی جلوگیری می شود در حالی که ما می توانیم به جای هزینه برای این راه با تولید موتور هایی مثل مرسدس بنز و یا بقیه صنایع خودروسازی دنیا هم مصرف را کاهش دهیم هم الایندگی اش را.با اینکار ما نه تنها در مسیر خاصی بلکه در تمام مسیر ها کاهش داریم.صنایع ما نیز رقابت پذیری خود را حفظ می کند.هزینه ی زیست محیطی واقتصادی نیز اعمال نمی شود و به محیط زیست کمک نیز می شود.
بسیار عالی است .
ترا به خدا نظرم رو بذار تابناک
تمام جنگلهای بلوط تنگ ابولحیات تا قائمیه در فارس رو نابود کردن (هزاران هکتار میشه )زمین رو تسطیح کردن برای باغ و کشاورزی، آخه با کدوم آب ، سفره های آب زیرزمینی فارس داره تموم میشه ملت یادشون به این کارا افتاده ترا به خدا به داد فارس برسید
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.