آخرین خبرلحظه برخورد مرگبار دو هلی کوپتر
4بازدید

خاطره منتشرنشده از شعر معروف قيصر امين‌پور

در یکی از روزهای آغازین جنگ تحميلي در جمع تعدادی از هنرمندان  از جمله شادروان دکتر قیصر امین پور شاعر و نویسنده متعهد و انقلابی در امور تربيتي شهرستان دزفول نشسته بودیم و  بوی رنگ و گواش و پارچه های خطاطی در اتاق پراكنده بود.

یکی از  هنرمندان مشغول کشیدن طرحی بود که در آن بال سیمرغی با رنگ آبی و در کنار آن لاله ای به زیبایی تمام، با رنگ قرمز، نقاشی می شد. او پس از تكميل نقاشی‌اش رو به قیصر کرد و گفت: آيا می شود برای این تصویر شعری بسرایيد؟ آخر این طرح یکی از آن دو بیتی های زیبای شما را می طلبد. قیصر با همان تواضع و ادب همیشگی و با اندکی شوخی گفت: شعر و مطلب شیر آب نیست که هر موقع دلت خواست باز کنی و روان شود. باید جرقه‌ای در ذهن زده شود و اصولأ راز ماندگاری شعر در همین مسأله نهفته است که تا لطف و مدد الهی و الهامی صورت نگیرد، شعر ماندگاری نیز آفریده نخواهد شد.

نقاش طرح خود را روی میز گذاشت و هر یک به کاری مشغول بودیم كه  ناگهان باد کاغذ نقاشي شده را بر زمین انداخت. در همان لحظه یکی از بچه ها که در حال گذر بود متوجه نشد و پایش بر روی نقاشی رفت. نقش كفش و شیارهای پر از خاک، روی لاله و بال سیمرغ نقش بست. صاحب اثر آن را برداشت و رو به قیصر امین پور و با ناراحتي گفت: اگر شما برای این اثر ارزش قایل بودید این گونه نمی شد.

قيصر هم كه از اين حادثه ناراحت شده بود، مکثی کرد و همان جا این دو بیتی معروف خود را فی البداهه بر زبان جاری ساخت كه:

مبادا خویشتن را وا گذاریم       
امام خویش را تنها گذاریم

ز خون هر شهیدی لاله‌ای رست   
مبادا روی لاله پا گذاریم

خاطره از: محمد حسین قانعی
بازنويسي: سيد حبيب حبيب پور


تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.