شیرعلی مردانخان
شهیدی که با چشمان باز به استقبال اعدام رفت
پسرم بگذار تا این صحنه جالب و تماشایی را که قطعاً مافوقان شما را خوشحال میکند، من هم در آخرین لحظات حیاتم به چشم ببینم، چرا که تاکنون من شیری را دست و پا بسته در مقابل مشتی شغال ندیده بودم.

روز اعدام جامهای زیبا بر تن کرده و سرو رویی آراسته داشت، با گامهای بلند و استوار و قامتی رسا به قتلگاه نزدیک شد. وقتی یکی از دژخیمان میخواست چشمهایش را به هنگام اعدام ببندد، به آرامی دستمال را از دستش گرفت و گفت: پسرم بگذار تا این صحنه جالب و تماشایی را که قطعاً مافوقان شما را خوشحال میکند، من هم در آخرین لحظات حیاتم به چشم ببینم، چرا که تاکنون من شیری را دست و پا بسته در مقابل مشتی شغال ندیده بودم.
به گزارش «تابناک»، آنچه میخوانید بخشی از زندگانی و مبارزات علیمردانخان بختیاری «شیرعلی مردان» است که در نبرد چهل و چهار روزه ـ که به جنگ «سفید دشت» معروف است ـ رهبری قیام را بر عهده داشت و در اذهان عموم و تاریخ بختیاری، یکی از بینظیرترین و اصیلترین قیامهای مردی و به یادماندنیترین حماسه و صحنهٔ مقاومت و شجاعت ایل بختیاری است.
شرح کامل مطلب را در اینجا بخوانید.
خاندان و نسب
علیمردان خان یا شیرعلیمردان در سال ۱۲۷۲ شمسی متولد شد. پدرش علیقلیخان در بین طوایف زیادی از چهارلَنگ نفوذ داشت و در بین هفت لَنگها نیز جایگاه خاصی داشت. وی از نوادگان ابدالخان معروف (رقیب آغامحمدخان قاجار) بود. مادر علیمردانخان، سردار بیبی مریم، دختر حسینقلیخان، ایلخان کل بختیاری است. بیبی مریم نُه سال بیشتر نداشت که پدرش به دست ظلالسلطان به شهادت رسید.
آغاز قیام
در بهار سال ۱۳۰۸ شمسی، تعدیات و ظلم و ستم رضا شاه، خون علیمردانخان و بسیاری از مردان ایل را به جوش آورده بود. از دست دادن گله و احشام، کنار گذاشتن اسب و تفنگ، زندگی زیر سقف خانهای که در مکانی نامناسب بنا شده و به آن عادت نداشتند، گذاشتن کلاه پهلوی بر سر، پرداخت مالیاتهای سنگین، دوری از ایل و خدمت به رضا شاه و دهها تصور دیگر چون خوره به جان جوانان بختیاری افتاد و از این همه ظلم و اجحاف به ستوه آمده بودند.
فقط منتظر تلنگری بودند تا به پا خیزند و علیه ظلم رضا شاه وارد جنگ شوند. علیمردانخان در گرمسیر (خوزستان) با مردان ایل خود به شور مینشیند تا ببیند در قیام او را همراهی میکنند؟ مردان ایلیاتی که تا کنون این چنین مورد تحقیر و ظلم واقع نشده بودند، مردانه همقسم شدند تا پای جان او را همراهی خواهند کرد. به سرعت طوایف دیگری از چهارلَنگ و هفت لَنگ به او پیوستند. بسیاری از خوانین جوان نیز همدل و همصدا با او طوایف را تحریک و تشویق نمودند که با وی همراه شوند.
در حوالی «پیر غار» در فارسان چهار محال بختیاری، علیمردانخان انگیزه و هدف قیام خود را تشریح کرد و رزمندگان، عهد و پیمان بستند تا آخرین نفس و تا جان در بدن دارند، برای نابودی رضاشاه «قاطرچی» بجنگند. «هیأت اجتماعیه بختیاری» متشکل از دوازده تن از سران و کلانتران بختیاری تشکیل شد تا با نظارت هیأت مزبور سازماندهی نیروها انجام گیرد و عملیات رهبری شود و با هدف استیفای حقوق از دست رفتهٔ عشایر بختیاری و ملت ایران، مبارزه را آغاز کنند.
جوانان بختیاری برای اثبات وفاداری و پایبندی به قیام به قرآن سوگند خورده و برخی مهر و امضا کردند. علیمردانخان سپس رهسپار «فریدن» شد تا طوایف چهارلَنگِ ساکن فریدن اصفهان را برای همراهی قیام فراخوانَد.
«امیر جنگ»، «سردار ظفر»، «سردار محتشم» و «مرتضی قلی خان» وارد مذاکره با علیمردانخان شدند، اما خوانین مسن نتوانستند خان جوان را قانع و از تصمیمش منصرف کنند. تقریباً تمام بختیاریها اختلافات را کنار گذاشتند و با رهبر قیام همراه شدند. تنها «جعفر قلی خان، سردار اسعد سوم (معروف به سردار بهادر)» که وزیر جنگ بود، حرکت و اقدام آشکاری در حمایت از قیام نداشت. البته آن هم بعداً به او بدگمان شدند که در خفا به بختیاریها اسلحه و مهمات میفرستد و همین بدگمانیها بعدها باعث دستگیری، خلع از قدرت و محکومیت به مرگ وی شد.
بیشتر خوانیین بختیاری نیز پنهانی به علیمردان کمک و از وی پشتیبانی میکردند. اردوی بختیاری در ۱۵ خرداد ۱۳۰۸ شمسی روانهٔ شهر کرد شد. قبل از ورود به شهر به مأموران دولتی و نظامیان اخطار شد که شهر را ترک کنند.
سرهنگ «صادق خان» حاکم نظامی شهر کرد که به مردم ظلم و ستم زیادی روا داشت، با پنجاه نظامی، عمارت «مشهدی ابراهیم» دبیرستان و ژاندارمری را سنگربندی کردند، رؤسای ادارات نیز در این اماکن متمرکز شدند. اما با بررسی اوضاع و گزارشهای رسیده کارکنان و اموال ادارات به بروجن منتقل شدند و نیروی نظامی نتوانست در مقابل غیرت و شجاعت جوانان بختیاری مقاومت کند.
شهر تخلیه شد و در ۲۷ خرداد ۱۳۰۸ شمسی علیمردانخان، با نیروهایش که تعداد آنها ۲۰۰۰ تن بود و بر پرچم آنان عبارت «لا اله الا الله، محمد رسول الله و علی ولی الله» نقش بسته بود و شعار میدادند «ایماای خایم دینونه راست کنیم؛ جون ز ایما، مال ز ایسا» (ما میخواهیم دین را اصلاح کنیم، جان از ما، مال از شما) وارد شهر کرد شده و شهر را به تصرف خود درآوردند.
اماکن دولتی در اختیار رزمندگان قرار گرفت. علیمردانخان تمام قوانین دولتی که موجب تحقیر فشار و ستم به مردم بود را ملغی اعلام کرد. مالیاتها لغو شد، لباس و کلاه بختیاری رواج پیدا کرد و هر کس کلاه پهلوی بر سر میگذاشت جریمه یا حبس میشد.
سواحل زاینده رود تا «پل کله» به تصرف بختیاریها در آمد، دولت از این اقدام شجاعانهی سواران بختیاری به وحشت افتاد. نیروهایی را به فرماندهی سرهنگ «محمدخان میمند» از راه تنگ «بیدکان» جهت مقابله با بختیاریها اعزام نمود. سواران بختیاری به فرماندهی «نادر قلی خان» پسر سردار اشجع و «اسماعیل خان زراسوند» داماد امیر مفخم، با تصرف «تنگ انجیره» و ارتفاعات مشرف بر دشت، قوای مزبور را در «سفید دشت» به محاصرهی کامل درآوردند.
سروان «عبدالله هدایت» مأمور میشود حلقه محاصره را بشکند، ولی رشادت رزمندگان بختیاری، باعث میشود تا پس از بر جای گذاشتن تلفات سنگین وادار به عقب نشینی شوند. نیروهایی که به فرماندهی سرهنگ «امین الله خان جلوه» از طرف بروجن رهسپار شهرکرد بودند، دستگیر و خلع سلاح شدند. بختیاریها آنان را سوار قاطرهای لخت و بعضی را پیاده با ساز و دهل به شهرکرد وارد کرده و خبر شکست قشون دولتی را اعلام نمودند.
هواپیماهای جنگی تلاش کردند تا به نیروهای نظامی محاصره شده که در قلعه «ابوالقاسم خان» در سفید دشت پناه گرفتهاند، آذوقه برسانند؛ چند نوبت مردم بی دفاع را در شهرکرد و مناطق نزدیک به میدان جنگ بمباران کردند.
رضا شاه برای «محمد جواد خان سردار اقبال» و «محمدرضاخان سردار فاتح» و برخی خوانین دیگر اماننامه فرستاد و سعی در جلب نظر و جدایی آنان از اردوی بختیاری را داشت. در این اوضاع دولت بر غائلهٔ فارس چیره شد و از ناحیهٔ فارس احساس آسودگی نمود. برای همین، نیروهایش را از اصفهان، لرستان و فارس بسیج کرد تا به جنگ بختیاریها بروند. رضا شاه سه ستون نظامی کاملاً مجهز، از سه طرف به منطقه گسیل داشت.
تیسمار «شاهبختی» از طرف مبارکه، سرتیپ «تاجبخش» از طرف نجف آباد و سامان و تیسمار «محتشمی» از سوی فریدن، به سمت محل تجمع رزمندگان بختیاری عزیمت کردند. از طرفی خوانین وابسته به دولت و مسن که احساس خطر کردند وارد عمل شدند و به تضعیف و تفرقهاندازی میان قیام کنندگان پرداختند. نیروهای نظامی از هر سو سر رسیدند و تقریباً سواران بختیاری به محاصره درآمدند و مجبور بودند با چهار جبهه بجنگند؛ یک گروه نظامیان در محاصره و سه گروه نظامی تازه نفس.
نیروهای پیاده با پشتیبانی آتشبارهای توپخانه به تنگ انجیره حمله کردند و پس از سه روز مقاومت نیروهای بختیاری، تنگه به اشغال قوای دولتی افتاد با تصرف تنگه هجوم به ارتفاعات اطراف تنگه سهل و آسان شد، جنگ در سیاهکوه شدت گرفت اما نیروهای دولتی توانستند ارتفاعات را به تصرف خود درآورند و زمینه برای شکستن حلقه محاصره نیروهای محصور فراهم آید و سرانجام محاصره نظامیان شکسته شد.
در نهم مرداد در قریه قهفرخ، آخرین سنگر رزمندگان به تصرف قشون دولتی درآمد و به دنبال آن نیروهای بختیاری شهرکرد را تخلیه کردند و قشون دولتی این شهر را به تصرف خود درآوردند. چند روز بعد در سه فرسنگی شهرکرد جنگ خونینی صورت گرفت، ولی این بار نیز بختیاریها شکست خوردند. اردوی دو هزار نفری بختیاری که پنجاه روز در حال نبرد بود و مهمات و اسلحه کافی و مجهزی نیز نداشت، شجاعانه جنگیدند و به رغم خلق حماسهٔ وصف ناشدنی و رشادتهای فراوان با سلاحهای ابتدایی، پس از چند روز در مقابل قشون مجهز، زبده و تازه نفس شکست خوردند.
شماری از رزمندگان به شهادت رسیدند و بسیاری مجروح و عدهای نیز اسیر شدند. تعداد زیادی از رزمندگان نیز از جمله علیمردان خان از مهلکه جان سالم به در بردند. این نبرد چهل و چهار روزه به جنگ «سفید دشت» معروف است و در اذهان عموم و تاریخ بختیاری یکی از بینظیرترین و اصیلترین قیامهای مردمی و به یادمانیترین حماسه و صحنهٔ مقاومت و شجاعت ایل بختیاری است.
روز موعود
به نقل از «بزرگ علوی» روز اعدام جامهای زیبا بر تن کرده و سرو رویی آراسته داشت، با گامهای بلند و استوار و قامتی رسا به قتلگاه نزدیک شد. وقتی یکی از دژخیمان میخواست چشمهایش را به هنگام اعدام ببندد، به آرامی دستمال را از دستش گرفت و گفت: پسرم بگذار تا این صحنه جالب و تماشایی را که قطعاً مافوقان شما را خوشحال میکند من هم در آخرین لحظات حیاتم به چشم ببینم چرا که تاکنون من شیری را دست و پا بسته در مقابل مشتی شغال ندیده بودم.
آری جوان آرمانگرا و میهن دوست که عموم مردم او را با نام «شیر علیمردان» میشناسند، در ۴۲ سالگی خون خود را نثار میهن کرد و به شرف شهادت رسید. علیمردانخان که برای آخرین بار در ۱۲ آذر ۱۳۱۳ و برای چندمین بار (جمعاً بیش از چهار سال زندان بود) به همراه تعدادی دیگر از خوانین و دستگر و روز ۱۷ آذر ۱۳۱۳ تیر باران میشود.
تاریخ اعدام وی را بعضی اسفند ماه همان سال ذکر کردهاند. به همراه علیمردانخان، هفت تن از خوانین دیگر نیز اعدام شدند که عبارتند از: سردار فاتح، سردار اقبال، شکرالله خان ضرغام الدوله بویر احمدی، سرتیپ خان هژیر عشایر بویر احمدی، آقا گودرز احمد خسروی، امام قلیخان رستم ممسنی و حسینخان دره شوری.
درباره محل دفن علیمردانخان نیز اطلاع دقیق و درستی نیست. برخی محل دفن او را قبرستان امامزاده عبدالله در قطعه پایین شهر ری وعدهای انتهای میدان تیر زندان قصر میدانند.
منبع: به نقل از کتاب حماسه زاگرس نوشته مصطفی علیزاده گل سفیدی
به گزارش «تابناک»، آنچه میخوانید بخشی از زندگانی و مبارزات علیمردانخان بختیاری «شیرعلی مردان» است که در نبرد چهل و چهار روزه ـ که به جنگ «سفید دشت» معروف است ـ رهبری قیام را بر عهده داشت و در اذهان عموم و تاریخ بختیاری، یکی از بینظیرترین و اصیلترین قیامهای مردی و به یادماندنیترین حماسه و صحنهٔ مقاومت و شجاعت ایل بختیاری است.
شرح کامل مطلب را در اینجا بخوانید.
خاندان و نسب
علیمردان خان یا شیرعلیمردان در سال ۱۲۷۲ شمسی متولد شد. پدرش علیقلیخان در بین طوایف زیادی از چهارلَنگ نفوذ داشت و در بین هفت لَنگها نیز جایگاه خاصی داشت. وی از نوادگان ابدالخان معروف (رقیب آغامحمدخان قاجار) بود. مادر علیمردانخان، سردار بیبی مریم، دختر حسینقلیخان، ایلخان کل بختیاری است. بیبی مریم نُه سال بیشتر نداشت که پدرش به دست ظلالسلطان به شهادت رسید.
آغاز قیام
در بهار سال ۱۳۰۸ شمسی، تعدیات و ظلم و ستم رضا شاه، خون علیمردانخان و بسیاری از مردان ایل را به جوش آورده بود. از دست دادن گله و احشام، کنار گذاشتن اسب و تفنگ، زندگی زیر سقف خانهای که در مکانی نامناسب بنا شده و به آن عادت نداشتند، گذاشتن کلاه پهلوی بر سر، پرداخت مالیاتهای سنگین، دوری از ایل و خدمت به رضا شاه و دهها تصور دیگر چون خوره به جان جوانان بختیاری افتاد و از این همه ظلم و اجحاف به ستوه آمده بودند.
فقط منتظر تلنگری بودند تا به پا خیزند و علیه ظلم رضا شاه وارد جنگ شوند. علیمردانخان در گرمسیر (خوزستان) با مردان ایل خود به شور مینشیند تا ببیند در قیام او را همراهی میکنند؟ مردان ایلیاتی که تا کنون این چنین مورد تحقیر و ظلم واقع نشده بودند، مردانه همقسم شدند تا پای جان او را همراهی خواهند کرد. به سرعت طوایف دیگری از چهارلَنگ و هفت لَنگ به او پیوستند. بسیاری از خوانین جوان نیز همدل و همصدا با او طوایف را تحریک و تشویق نمودند که با وی همراه شوند.
در حوالی «پیر غار» در فارسان چهار محال بختیاری، علیمردانخان انگیزه و هدف قیام خود را تشریح کرد و رزمندگان، عهد و پیمان بستند تا آخرین نفس و تا جان در بدن دارند، برای نابودی رضاشاه «قاطرچی» بجنگند. «هیأت اجتماعیه بختیاری» متشکل از دوازده تن از سران و کلانتران بختیاری تشکیل شد تا با نظارت هیأت مزبور سازماندهی نیروها انجام گیرد و عملیات رهبری شود و با هدف استیفای حقوق از دست رفتهٔ عشایر بختیاری و ملت ایران، مبارزه را آغاز کنند.
جوانان بختیاری برای اثبات وفاداری و پایبندی به قیام به قرآن سوگند خورده و برخی مهر و امضا کردند. علیمردانخان سپس رهسپار «فریدن» شد تا طوایف چهارلَنگِ ساکن فریدن اصفهان را برای همراهی قیام فراخوانَد.

«امیر جنگ»، «سردار ظفر»، «سردار محتشم» و «مرتضی قلی خان» وارد مذاکره با علیمردانخان شدند، اما خوانین مسن نتوانستند خان جوان را قانع و از تصمیمش منصرف کنند. تقریباً تمام بختیاریها اختلافات را کنار گذاشتند و با رهبر قیام همراه شدند. تنها «جعفر قلی خان، سردار اسعد سوم (معروف به سردار بهادر)» که وزیر جنگ بود، حرکت و اقدام آشکاری در حمایت از قیام نداشت. البته آن هم بعداً به او بدگمان شدند که در خفا به بختیاریها اسلحه و مهمات میفرستد و همین بدگمانیها بعدها باعث دستگیری، خلع از قدرت و محکومیت به مرگ وی شد.
بیشتر خوانیین بختیاری نیز پنهانی به علیمردان کمک و از وی پشتیبانی میکردند. اردوی بختیاری در ۱۵ خرداد ۱۳۰۸ شمسی روانهٔ شهر کرد شد. قبل از ورود به شهر به مأموران دولتی و نظامیان اخطار شد که شهر را ترک کنند.
سرهنگ «صادق خان» حاکم نظامی شهر کرد که به مردم ظلم و ستم زیادی روا داشت، با پنجاه نظامی، عمارت «مشهدی ابراهیم» دبیرستان و ژاندارمری را سنگربندی کردند، رؤسای ادارات نیز در این اماکن متمرکز شدند. اما با بررسی اوضاع و گزارشهای رسیده کارکنان و اموال ادارات به بروجن منتقل شدند و نیروی نظامی نتوانست در مقابل غیرت و شجاعت جوانان بختیاری مقاومت کند.
شهر تخلیه شد و در ۲۷ خرداد ۱۳۰۸ شمسی علیمردانخان، با نیروهایش که تعداد آنها ۲۰۰۰ تن بود و بر پرچم آنان عبارت «لا اله الا الله، محمد رسول الله و علی ولی الله» نقش بسته بود و شعار میدادند «ایماای خایم دینونه راست کنیم؛ جون ز ایما، مال ز ایسا» (ما میخواهیم دین را اصلاح کنیم، جان از ما، مال از شما) وارد شهر کرد شده و شهر را به تصرف خود درآوردند.
اماکن دولتی در اختیار رزمندگان قرار گرفت. علیمردانخان تمام قوانین دولتی که موجب تحقیر فشار و ستم به مردم بود را ملغی اعلام کرد. مالیاتها لغو شد، لباس و کلاه بختیاری رواج پیدا کرد و هر کس کلاه پهلوی بر سر میگذاشت جریمه یا حبس میشد.
سواحل زاینده رود تا «پل کله» به تصرف بختیاریها در آمد، دولت از این اقدام شجاعانهی سواران بختیاری به وحشت افتاد. نیروهایی را به فرماندهی سرهنگ «محمدخان میمند» از راه تنگ «بیدکان» جهت مقابله با بختیاریها اعزام نمود. سواران بختیاری به فرماندهی «نادر قلی خان» پسر سردار اشجع و «اسماعیل خان زراسوند» داماد امیر مفخم، با تصرف «تنگ انجیره» و ارتفاعات مشرف بر دشت، قوای مزبور را در «سفید دشت» به محاصرهی کامل درآوردند.
سروان «عبدالله هدایت» مأمور میشود حلقه محاصره را بشکند، ولی رشادت رزمندگان بختیاری، باعث میشود تا پس از بر جای گذاشتن تلفات سنگین وادار به عقب نشینی شوند. نیروهایی که به فرماندهی سرهنگ «امین الله خان جلوه» از طرف بروجن رهسپار شهرکرد بودند، دستگیر و خلع سلاح شدند. بختیاریها آنان را سوار قاطرهای لخت و بعضی را پیاده با ساز و دهل به شهرکرد وارد کرده و خبر شکست قشون دولتی را اعلام نمودند.
هواپیماهای جنگی تلاش کردند تا به نیروهای نظامی محاصره شده که در قلعه «ابوالقاسم خان» در سفید دشت پناه گرفتهاند، آذوقه برسانند؛ چند نوبت مردم بی دفاع را در شهرکرد و مناطق نزدیک به میدان جنگ بمباران کردند.
رضا شاه برای «محمد جواد خان سردار اقبال» و «محمدرضاخان سردار فاتح» و برخی خوانین دیگر اماننامه فرستاد و سعی در جلب نظر و جدایی آنان از اردوی بختیاری را داشت. در این اوضاع دولت بر غائلهٔ فارس چیره شد و از ناحیهٔ فارس احساس آسودگی نمود. برای همین، نیروهایش را از اصفهان، لرستان و فارس بسیج کرد تا به جنگ بختیاریها بروند. رضا شاه سه ستون نظامی کاملاً مجهز، از سه طرف به منطقه گسیل داشت.
تیسمار «شاهبختی» از طرف مبارکه، سرتیپ «تاجبخش» از طرف نجف آباد و سامان و تیسمار «محتشمی» از سوی فریدن، به سمت محل تجمع رزمندگان بختیاری عزیمت کردند. از طرفی خوانین وابسته به دولت و مسن که احساس خطر کردند وارد عمل شدند و به تضعیف و تفرقهاندازی میان قیام کنندگان پرداختند. نیروهای نظامی از هر سو سر رسیدند و تقریباً سواران بختیاری به محاصره درآمدند و مجبور بودند با چهار جبهه بجنگند؛ یک گروه نظامیان در محاصره و سه گروه نظامی تازه نفس.
نیروهای پیاده با پشتیبانی آتشبارهای توپخانه به تنگ انجیره حمله کردند و پس از سه روز مقاومت نیروهای بختیاری، تنگه به اشغال قوای دولتی افتاد با تصرف تنگه هجوم به ارتفاعات اطراف تنگه سهل و آسان شد، جنگ در سیاهکوه شدت گرفت اما نیروهای دولتی توانستند ارتفاعات را به تصرف خود درآورند و زمینه برای شکستن حلقه محاصره نیروهای محصور فراهم آید و سرانجام محاصره نظامیان شکسته شد.
در نهم مرداد در قریه قهفرخ، آخرین سنگر رزمندگان به تصرف قشون دولتی درآمد و به دنبال آن نیروهای بختیاری شهرکرد را تخلیه کردند و قشون دولتی این شهر را به تصرف خود درآوردند. چند روز بعد در سه فرسنگی شهرکرد جنگ خونینی صورت گرفت، ولی این بار نیز بختیاریها شکست خوردند. اردوی دو هزار نفری بختیاری که پنجاه روز در حال نبرد بود و مهمات و اسلحه کافی و مجهزی نیز نداشت، شجاعانه جنگیدند و به رغم خلق حماسهٔ وصف ناشدنی و رشادتهای فراوان با سلاحهای ابتدایی، پس از چند روز در مقابل قشون مجهز، زبده و تازه نفس شکست خوردند.
شماری از رزمندگان به شهادت رسیدند و بسیاری مجروح و عدهای نیز اسیر شدند. تعداد زیادی از رزمندگان نیز از جمله علیمردان خان از مهلکه جان سالم به در بردند. این نبرد چهل و چهار روزه به جنگ «سفید دشت» معروف است و در اذهان عموم و تاریخ بختیاری یکی از بینظیرترین و اصیلترین قیامهای مردمی و به یادمانیترین حماسه و صحنهٔ مقاومت و شجاعت ایل بختیاری است.
روز موعود
به نقل از «بزرگ علوی» روز اعدام جامهای زیبا بر تن کرده و سرو رویی آراسته داشت، با گامهای بلند و استوار و قامتی رسا به قتلگاه نزدیک شد. وقتی یکی از دژخیمان میخواست چشمهایش را به هنگام اعدام ببندد، به آرامی دستمال را از دستش گرفت و گفت: پسرم بگذار تا این صحنه جالب و تماشایی را که قطعاً مافوقان شما را خوشحال میکند من هم در آخرین لحظات حیاتم به چشم ببینم چرا که تاکنون من شیری را دست و پا بسته در مقابل مشتی شغال ندیده بودم.
آری جوان آرمانگرا و میهن دوست که عموم مردم او را با نام «شیر علیمردان» میشناسند، در ۴۲ سالگی خون خود را نثار میهن کرد و به شرف شهادت رسید. علیمردانخان که برای آخرین بار در ۱۲ آذر ۱۳۱۳ و برای چندمین بار (جمعاً بیش از چهار سال زندان بود) به همراه تعدادی دیگر از خوانین و دستگر و روز ۱۷ آذر ۱۳۱۳ تیر باران میشود.
تاریخ اعدام وی را بعضی اسفند ماه همان سال ذکر کردهاند. به همراه علیمردانخان، هفت تن از خوانین دیگر نیز اعدام شدند که عبارتند از: سردار فاتح، سردار اقبال، شکرالله خان ضرغام الدوله بویر احمدی، سرتیپ خان هژیر عشایر بویر احمدی، آقا گودرز احمد خسروی، امام قلیخان رستم ممسنی و حسینخان دره شوری.
درباره محل دفن علیمردانخان نیز اطلاع دقیق و درستی نیست. برخی محل دفن او را قبرستان امامزاده عبدالله در قطعه پایین شهر ری وعدهای انتهای میدان تیر زندان قصر میدانند.
منبع: به نقل از کتاب حماسه زاگرس نوشته مصطفی علیزاده گل سفیدی
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
سلام به همه بختیاریهای عزیز امیدوارم هر جا هستید سلامت باشید محسن چهرمحالی بختیاری از الیگودرز
درود بر روح اين سردار فداكار ،ما مردم لر هميشه براي ايران فداكاري كرده وجز سربلندي ايران به چيزي نمي انديشيم
مو بر تنم سیخ شد .درود به شرف بختیاری ها
بنازم به غیرت بختیاری......
ایران سرزمین شیران .چرا در یکی از میادین تهران مجسمه ای از این گونه شهدا ساخته و نصب نمی شود؟؟ روحش شاد زنده باد ایل بختیاری و سایر اقوام میهن دوست و پشتیبان ایران سرافراز . دم تابناک هم گرم
درود بر تمام قومهاي ايران -ننگ بر منافقان بي اسالت
اینان زنده اند و در نزد خدای خود روزی میخورند انشأالله
فرموده ثارالله ( انالحیاه عقیده الجهاد ) یادشان مستدام و راهشان پر رهرو باد
خدا رحمتش کند
مو زه ایل بختیاری ام موشیر علی مردون خانم
درود بر همه وطن دوستان ازاده
درود بر شرف میهن پرستان سربلند
درود بر تمام شهدای ایران زمین از ازل تا ابد
جاوید باد نام نیکمرادن ایران(کرد، عرب،ترک،بلوچ ،گیلک،لر، ترکمن، مازنی،فارس، بختیاری و...)
درودبرهمه کسانی که درتاریخ پرافتخارمیهنم جان خویش رافدای وطن ومردم کرده اندوتن به ذلت نداده اند
اری همیشه تاریخ اینگونه بوده مردان شیر پاک خورده و انقلابی ایرانی ذلت را نپذیرفته و برای شهادت اماده بوده اند
درود فراوان بر روح پاکش
یاد شیر علی مردان و رشادت های او و یارانش گرامی باد.
درود به شرفتون که بعد از سالها از دلاور مردان بختیاری صحبت کردید
خدایا بختیاری ها را ایمان قوی .پاکی و سربلندی بده.
خدایا این مردمان پاک را خودت در برابر ............ نجات بده. روحشان شاد..
یاد شیر علی مردان و رشادت های او و یارانش گرامی باد.
یاد تمامی شیرمردان این مرز و بوم اعم ا ز لر ، بختیاری ، عرب، ترک ،کرد و فارس که جان خود را برای شرف ، عزت و ابروی ایران اسلامی نثار کردند گرامی باد
درود بر هموطنان لر چه بزرگ و چه کوچک که تاریخ رشادتهایشان مایه مباهات همه مردم ایران زمین است.
درود بر هموطنان لر چه بزرگ و چه کوچک که تاریخ رشادتهایشان مایه مباهات همه مردم ایران زمین است.
بختیاری ها لقب شیر را فقط به علیمردان خان دادن که این نشون دهنده بزرگی و محبوبیت این خان جوان در بین بختیاری ها داره ,خدا رحمتش کنه
خدايش بيامرزد
زنده باد ایرانی مسلمان باغیرت.
درودخدابرتمامي شهيدان راه آزادي ازآغازتاپايان
من ترانه محلی و غمناک شیر علی مردان خان را در مراسم های مختلف از زبان مردم محلی، شنیده بودم ولی در مورد شیرعلی مردان اصلا چیزی نمی دونستم. خدا رحمتش کند.
زنده باد ياد و نام شيرمردان ايران زمين
روحش شاد ویادش گرامی باد
سلام ودرود خدا بر شیر کوههای زاگرس شهید علیمردان خان بختیاری.
آفرین بر غیور مردان عشایر که همیشه و در طول تاریخ در سرنوشت و حفظ تمامیت ارضی ایران در سایه پرچم الله نقش داشته و شهدای زیادی را تقدیم اسلام نموده اند
بر روح تمام شهدا صلوات
من بختیاری نیستم اما به این قوم افتخار می کنم علی مردان خان شیر بی مریم راخورده توقع داشتی پای دار بلرزد اما تا امروزنمی دانستم که اعدام شده وچنین سخنی گفته اما سخن او مرا یاد حرف بابک خرم الداین انداخت که زمانی دستش را بریدند از خون خود به صورتش پاشید وگفت می خواهم دشمن در زمان مرگ رنگ مرا زرد نبیند وایران پر از بابک خواهد شد
بابک نبود منصور حلاج بود
شهد بزرگوارشیرعلی مردان خان با حسین فاطمه (س) محشور شوید
باتشکر از سایت مردمی تابناک
اقای تبریزی فیلم اینم بساز اگه ریگی تو کفش شماواقای معتضد نیست
چه جمله زيبايي :چرا که تاکنون من شیری را دست و پا بسته در مقابل مشتی شغال ندیده بودم. خدا روحش را شاد كند. آمين
حال به آقای ضرغامی وکمال تبریزی بگویید بختیاری کیست وبعد فیلم بسازید.
کمال تبریزی ها این است بختیاری و اصالتش،تازه این یکی از 1000000000000 رشادتها و مبارزه های علیه ظلم بختیاری ها
خون این شیرمردان عزیز درخت ظلم ستیزی ایران اسلامی را تنومند و استوار کرده است. خداوند روح ایشان و همراهان شهیدش را با ائمه اطهار محشور گرداند.
خون این شیرمردان عزیز درخت ظلم ستیزی ایران اسلامی را تنومند و استوار کرده است. خداوند روح ایشان و همراهان شهیدش را با ائمه اطهار محشور گرداند.
لعنت خدابررضاه شاه کثیف وخائن نوکرانگلیس
لعنت خدا برخاندان مزدورپهلوی
درودبرعشایرغیوربختیاری
دورود بر شیر مردان بختیاری
درود بر شهید علیمردان بختیاری
dorood bar mardane bozorgeiran zamin ke hich vaght joloye estebdad sar forood niavardand
درود بر شرفت اي بزرگ مرد
پول ها درتهران هزينه مي شود
جوانان ما بيكارند
و... آم وقت با اين حرف ها دل مردم را خوش مي كنيد؟
تابناك! توهم؟
چرا تاقبل از اين چنين حرفاهايي زده نشد؟
چقدر گرفتي واين مطلب را نوشتي؟!
ایوالله ایل بختیاری
روحش شاد و یادش گرامی باد
همیشه خیانت موجب شکست قرمانان بوده است در جنگ تنگ تامرادی کی لهراسب بویراحمدی قشون دولتی را به سختی شکست داد و لی در اینجا هم قصه رئیسعلی دلواری تکرار شده و یک خائن از پشت لهراسب دلیر را هدف قرار داد. شکست ارتش به حدی تحقیر آمیز بود که منجر به برکناری و مرگ تیمسار شیبانی شد.و این نبرد سال ها در ارتش و ژاندارمری به عنوان یکی از کمین های حیرت آور تدریس می شد.برنده این نبرد مثل شیرعلیمردان خان هم نبودبلکه عشایری غیرتمند بود که همیشه یاور ستمدیدگان بود. و از دین خود دفاع می کرد.
زنده بادقوم لر
این همان رضا شاهی است که عده ای می گن چقدر کارهای خوبی می کرد و ایران رو دوست داشت.
ياشاسين ايران ، ياشاسين بختياري ، ياشاسين شهيد مرعلي مردان خان .
از اینکه بختیاری ها همواره به دنبال بر افراشتن پرچم مقدس اسلام بوده اند افتخار میکنم.روح شهید علی مردان خان شاد باد.
امیدوارم زندگی ایشون به تصویر کشیده بشه توسط هنرمندان وطن
يكي از جالب ترين ماندگاري اين مسله وجود بخش روايت موسيقيايي اين حادثه است .چنانكه امروز وپس از گذست دهها سال از اين واقعه همچنان روايت شفاهي آن در قالب ترانه اي با همين نام " شير عليمردون" در فرهنگ قوم بختياري و اصولا تمام زاگرس نشينان وجود دارد وهمواره با صورتي از شعر حماسي بازخواني ميگردد .نت موسيقي محلي كه با اواز سرنا ودهل همراه است يكي از سنگين ترين نت هاي اجرايي توسط نوازندگان محلي ست .كه انرا با تعصب به ميراث خود مي نوازند وسواي دور يا نزديكي به امال فرديشان حس احترام رابرايشان تداعي ميكند وجالب تر انكه در اين منظومه مخاطبان ودرگيران اين واقعه زنان نيز ميباشند كه اين بر ميگردد به جايگاه ومنزلت زنان در فرهنگ ايلياتي قوم لر :
نامه اي بنويسم به بي ستاره
زر بده فشنگ بخر جنگ وست دوباره.....
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.