رسانهها با مچگیری تا کجا منکوب خواهند شد؟
آنچه این شیوه را تا سرحد ممکن زشت و غیراخلاقی میسازد، تلاش یک رسانه به قصد دستاویز قرار دادن چنین خطاهایی برای تعطیلی یک رسانه دیگر است که شاید در هیچ کجای دنیا همچون ایران مرسوم نباشد! اگر بپذیریم اختلاف عقاید در اوج است، به تعطیلی کشاندن یک همصنف که گروهی دستکم چند ده نفره از اهالی مطبوعات با بنیه مالی اندک در آن مشغول به فعالیتاند، قابل هضم نیست.

به گزارش «تابناک»، یکی از رویدادهای تلخی که در سالهای اخیر شاهدش بودیم، ترویج شیوه مچگیری در درگیریهای سیاسی بود. مچگیری به این مفهوم است که در قبال نقد طرف مقابل، درصدد مستمسکی برای منکوبسازی مستقیم یا غیرمستقیم طرف مقابل برآمد و لزوماً انگیزه یا اصل عمل رخ داده مهم نیست، بلکه صرفاً میزان کارکرد وسیله برای رسیدن به هدف که منکوب کردن طرف مقابل است، مورد توجه قرار میگیرد.
بر مبنای همین شیوه، بر خلاف نقد که اهداف مصلحانه را پی میگیرد، در شیوه مچگیری هدف غایی به جز حذف و یا منکوب شخص، جریان و نهاد مقابل نیست و طبیعتاً تاکتیکی که پس از هر مچگیری در پیش گرفته میشود، برای دستیابی به چنین هدفی است و حتی اگر عذرخواهی از سوی خاطی صورت پذیرد، با آگراندیسمان ماجرا تلاش میشود از همین عذرخواهی نیز در راستای مغلوب، منکوب و حتی طرف مقابل بهره گرفته شود.
در چند سال اخیر، بارها پس از خطای یک شخص یا یک رسانه، تلاش شده با برجسته کردن این خطا که در مواردی سهوی بودنش نیز مشخص بود، سرنوشت تلخی برای آن شخص یا رسانه رقم بزنند و به واسطه خطای یک شخص ـ که لزوماً نیز عمدی نبوده ـ رو برجسته کردن این خطا و سپس انجام یک سلسله گفتوگو و ایجاد خط خبری هدفمند، یک رسانه را به تعطیلی بکشانند و یا نهادهای مسئول را وادارند که برخورد جدی با رسانه یا شخص مذکور داشته باشند.
آخرین نمونه از این سبک مچگیریها، برای هفته نامه «حیات طیبه» متعلق به بنیاد شهید و امور ایثارگران اتفاق افتاده است. در بخش مسابقه پیامکی این نشریه با نام «مسابقه نور ولایت»، به اشتباه به جای فرقه ضاله بهائیت، فرقه ضاله اهل بیت نوشته شده که چنین خطاهایی در نشریات و از آن بیشتر در رسانههای الکترونیک ممکنالوقوع است و در واقع نقش خطای انسانی در وقوع چنین اشتباهاتی انکارناشدنی است، همان گونه که خطای انسانی در دیگر حوزهها نیز هست و در قبالش رفتاری معقولانه انتظار میرود.
جالب اینکه در چنین اخباری، اطلاعاتی همچون تیراژ رسانه مذکور و حتی وضعیت پرسنلی مجموعه آن آورده میشود که گمانه هدفمند بودن طرح چنین مباحثی را پررنگتر از گذشته مینماید و رویکرد مصلحانه را به عنوان انگیزه اصلی چنین جریان سازیهای خبری با چالش جدی روبهرو میسازد و همان انگیزه مچگیری را پررنگتر مینماید که طبیعتاً در ساحت اخلاق، چنین رویههایی پذیرفته نیست.
اما آنچه این شیوه را تا سرحدممکن زشت و غیراخلاقی میسازد، تلاش یک رسانه به قصد دستاویز قرار دادن چنین خطاهایی برای تعطیلی یک رسانه دیگر است که شاید در هیچ کجای دنیا همچون ایران مرسوم نباشد! اگر بپذیریم اختلاف عقاید در اوج است، به تعطیلی کشاندن یک همصنف که گروهی دستکم چند ده نفره از اهالی مطبوعات با بنیه مالی اندک در آن مشغول به فعالیت هستند، قابل هضم نیست.
شاید بهتر باشد، رسانههایی که این شیوه را به شکل افراطی پی میگیرند، اندکی بیندیشند، زیرا شاید روزی با همین شیوه سراغشان بیایند و سرنوشتی مشابه برایشان رقم زده شود. از این حیث، این امیدواری میرود که موج منکوب کردن رسانهها با مچگیری به ویژه از سوی رسانهها متوقف شود و در پی یافتن یک خطا میان دهها و صدها هزار عبارت هر شماره از یک رسانه برای تغییر سرنوشت آن رسانه برنیامد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
تابناک ان جریان که صاحب رسانه هایی این چنین و خیلی چیزهای دیگر است برای حفظ منافع خودشان سالهاست که منافع مردم و کشور را فدا می کند.
با تشکر از تابناک عزیز این رویه در اخلاق جامعه نیز راه باز کرده وجامعه را نیز دچار تنش وبی اخلاقی می کند سالهی اخیر شاهد این مدعاست
چرا به روزنامه بهار اشاره نکردی نویسنده محترم .
احتمالاً برخورد منطقی فقط به رسانه های همفکر شما منحصر می شود
زنده باد تابناک که هیچوقت دنبال این جور مسایل نبوده و نیست . . .
تابناک جان اول از خودت شروع کن.مثال بزنم!!!؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.