ادامه روايات از يک جنايت قرن 21:
سودجویی پدر حیوان صفت با فروش خاطرات 25 سال جنایت!
اين دادگاه، پرسشهاي فراواني را در جامعه اتريش مطرح كرده و به ناكاميهاي پليس و چشمپوشي يك شهر از جنايتي كه در يكي از زيرزمينهاي آن رخ ميداده، طعنه ميزند. پدر بيرحم اتريشي، دفاعيات تكاندهندهاي دارد و مدعي شده كه پس از نوجواني با دخترش رابطه جنسي داشته، آن هم براي اينكه دخترش را از مصرف سيگار و مواد مخدر و الكل باز دارد... اليزابت در كنار فرزندانش زير يك سقف، زندگي جديدي آغاز كرده است، اما اين زندگي هنوز به وضعيت عادي بازنگشته: مادري كه خواهرشان است.

سرويس بينالملل «تابناک» ـ زني كه پدرش ربع قرن او را در سلولي زنداني كرده و از او هفت بار بچهدار شده بود، هفته آينده در دادگاه خواهد گفت كه براي حفاظت از دختر و پسرانش، خود را در اختيار پدرش قرار ميداده است.
«تايمز» در اين باره نوشت: به گفته منابع نزديك به تحقيقات، در فيلم اظهارات اليزابت فريتزل 43 ساله، وي به بيان نخستين باري كه در سن يازده سالگي مورد تجاوز پدر قرار گرفته، ميپردازد و اينكه تلاش داشته با لگد زدن و جيغ كشيدن از خود دفاع كند.
«جوزف فريتزل» پدر 74 ساله وي، هفته آينده به جرم قتل، زناي با محارم و حبس غيرقانوني و به بردگي گرفتن محاكمه خواهد شد و ممكن است به خاطر پروندهاي كه وحشتناكترين جرم تاريخ اتريش پس از جنگ جهاني از آن ياد ميشود، به كمتر از ده سال زندان محكوم شود.
اين دادگاه، پرسشهاي فراواني را در جامعه اتريش مطرح كرده و به ناكاميهاي پليس و چشمپوشي يك شهر از جنايتي كه در يكي از زيرزمينهاي آن رخ ميداده، طعنه ميزند. پدر بيرحم اتريشي، دفاعيات تكاندهندهاي دارد و مدعي شده كه پس از نوجواني با دخترش رابطه جنسي داشته، آن هم براي اينكه دخترش را از مصرف سيگار و مواد مخدر و الكل باز دارد و اين در حالي است كه وكيل وي مدعي شده كه وي يك هيولا نيست و او نيز به روش خود دخترش را دوست داشته است.
پليس در سلول محل حبس اين زن و فرزندانش، موفق به كشف تازيانه و دستبند شده است؛ سلولي كه در آنجا فرزندانش را يكي پس از ديگري بدون هيچ كمك و مراقبت پزشكي به دنيا آورده است.
اليزابت در اين زيرزمين از موشهاي بزرگي صحبت ميكند كه يكي از آنها را با استفاده از يك سطل كشته است. فريتزل پدر، گاه عكسهايي را از فرزندان ديگر اليزابت كه در بيرون از سلول زندگي عادي داشتهاند، براي او برده و او آنها را در آلبومي گذاشته است.
اليزابت از زمان آزادي در حدود يك سال قبل، در كنار فرزندانش زير يك سقف، زندگي جديدي را با نامي جديد آغاز كرده است، اما به ويژه با توجه به اينكه برخي كودكان وي كه در سلول تاريك به همراه او بزرگ شدهاند و از زندگي طبيعي و هواي تازه محروم بودهاند، زندگي آنها هنوز به وضعيت عادي بازنگشته است: مادر آنها خواهرشان است.
در سرزمين زيگموند فرويد و روانكاوان برجسته، كارشناسان كمي راه سادهاي را براي بازسازي زندگي فريتزلهاي جوان پيشبيني ميكنند.
كودكاني كه زندگي عادي داشتهاند، به مدرسه بازگشتند، در حالي كه خواهران و برادران محبوس آنها در خانه تحت آموزش و درمان هستند.
از كودكاني كه در زيرزمين بودهاند، فليكس پنج ساله، بهترين شانس را براي بازسازي زندگي غيرطبيعي خود دارد. اما وي كه براي فهم تاريكخانهاي كه از آن نجات يافته بوده، بسيار بچه است، هنوز هم از دوري پدرش احساس دلتنگي ميكند.
استفان هجده ساله به طرز غيرقابل تحملي مؤدب است، اما پس از گذراندن چندين سال در زير زميني با سقفي كوتاه، هنوز هم با كمي خميدگي راه ميرود. كريستين دختر نوزده ساله خواهر او به موسيقيهاي رابي ويليامز علاقه پيدا كرده است. تا زمان آزادي آنها در سال گذشته، تنها تجربهاي كه از دنياي بيرون داشتند، محدود به چهارچوب يك تلويزيون بوده است.
اليزابت تلاش داشته كه به آنها كمي آموزش دهد و برخي كتب مدرسهاي را براي آنها فراهم كرده و به اين گونه، بيشترين تلاش خود را براي انتقال مفاهيمي كه در مدرسه ياد گرفته، براي آنها انجام داده است.
پسرها به ويژه رابطه نزديكي با الكساندر، برادر دوازده ساله خود دارند كه در طبقه بالا همراه جوزف فريتزل زندگي ميكرده. او دو برادرش را با بازيهاي رايانهاي آشنا كرده است.
ليزا و مونيكا، خواهرهاي چهارده و پانزده ساله آنها نيز خواهران و برادران محبوس خود را با تواناييشان در نواختن موسيقي متحير كردهاند؛ مونيكا ترومپت و ليزا فلوت ميزنند.
رزماري، همسر جوزف فريتزل به تنهايي در يك پانسيون زندگي ميكند. وي مرتب براي ديدن دختر و الكساندر نوه مورد علاقهاش كه مرتب سراغ پدرش را ميگيرد، به خانه اليزابت ميرود.
بنا بر اين گزارش، بيماري شديد كريستين، دختر بزرگ آنها سال گذشته، باعث شد تا اليزابت با اصرار زياد، پدرش را متقاعد كند تا او را به بيمارستان ببرد كه پرسنل بيمارستان در آنجا متوجه اوضاع غير عادي آنها شده و موضوع را به پليس گزارش ميدهند.
اليزابت در فيلم بازجويي خود به دادگاه گفته است كه چگونه آزارهاي پدرش با قرار دادن مجلههاي پورنوگرافي زير بالش وي، زماني كه بچه بوده، آغاز شده است.
فريتزل به غير از اينكه پذيرفته وي انساني عادي نيست، هيچگونه ابراز پشيماني از اين اوضاع نکرده است. وي خود را به سوژه تحقيقات ريناردهالر، يكي از برجستهترين روانشناسان جنايي اتريش تبديل كرده است كه اميدوارند بتوانند با تحقيق روي وي از وقوع موارد مشابهي جلوگيري كنند.
كارشناسان حقوقي بر اين باورند كه متهم كردن او به قتل غيرممكن است و از جرايم باقي مانده نيز تجاوز، مهمترين آنهاست كه بيشترين مجازات آن پانزده سال است كه با رفتار خوب و آزادي مشروط وي، ميتواند تا ده سال ديگر و يا حتي پنج سال، دوباره آزاد شود.
گفتني است، دوشنبه آينده، دادگاه اين پرونده در «سانكت پولتن» برگزار ميشود كه ميتواند بزرگترين رخداد براي رسانههاي جهان باشد؛ از هماكنون تدابير بسياري براي برگزاري اين دادگاه در شهر پيشبيني شده است.
اين در حالي است كه جوزف فريتزل، ميخواهد رسوايي جهاني خود را با فروش خاطراتش و ايجاد تورهايي عمومي براي بازديد از «خانه وحشت» به پول نقد تبديل كند.
وي بر اين باور است، با اين كار ميتواند يک ميليون دلار را تنها براي فروش داستانش به دست آورد و چيزي معادل آن را نيز از ساخت يك مستند تلويزيوني درباره «هيولاي آمستتن» كه ميتواند شامل تصاويري از سلول وي باشد. وي همچنين ميخواهد، گفتوگوهاي خود را به قيمتهاي نجومي به رسانهها بفروشد، اما وكيل اين كودكان، اقدام براي جلوگيري از تبديل خانه وحشت به يك مكان عمومي را آغاز كرده است.
«تايمز» در اين باره نوشت: به گفته منابع نزديك به تحقيقات، در فيلم اظهارات اليزابت فريتزل 43 ساله، وي به بيان نخستين باري كه در سن يازده سالگي مورد تجاوز پدر قرار گرفته، ميپردازد و اينكه تلاش داشته با لگد زدن و جيغ كشيدن از خود دفاع كند.
«جوزف فريتزل» پدر 74 ساله وي، هفته آينده به جرم قتل، زناي با محارم و حبس غيرقانوني و به بردگي گرفتن محاكمه خواهد شد و ممكن است به خاطر پروندهاي كه وحشتناكترين جرم تاريخ اتريش پس از جنگ جهاني از آن ياد ميشود، به كمتر از ده سال زندان محكوم شود.اين دادگاه، پرسشهاي فراواني را در جامعه اتريش مطرح كرده و به ناكاميهاي پليس و چشمپوشي يك شهر از جنايتي كه در يكي از زيرزمينهاي آن رخ ميداده، طعنه ميزند. پدر بيرحم اتريشي، دفاعيات تكاندهندهاي دارد و مدعي شده كه پس از نوجواني با دخترش رابطه جنسي داشته، آن هم براي اينكه دخترش را از مصرف سيگار و مواد مخدر و الكل باز دارد و اين در حالي است كه وكيل وي مدعي شده كه وي يك هيولا نيست و او نيز به روش خود دخترش را دوست داشته است.
پليس در سلول محل حبس اين زن و فرزندانش، موفق به كشف تازيانه و دستبند شده است؛ سلولي كه در آنجا فرزندانش را يكي پس از ديگري بدون هيچ كمك و مراقبت پزشكي به دنيا آورده است.
اليزابت در اين زيرزمين از موشهاي بزرگي صحبت ميكند كه يكي از آنها را با استفاده از يك سطل كشته است. فريتزل پدر، گاه عكسهايي را از فرزندان ديگر اليزابت كه در بيرون از سلول زندگي عادي داشتهاند، براي او برده و او آنها را در آلبومي گذاشته است.
اليزابت از زمان آزادي در حدود يك سال قبل، در كنار فرزندانش زير يك سقف، زندگي جديدي را با نامي جديد آغاز كرده است، اما به ويژه با توجه به اينكه برخي كودكان وي كه در سلول تاريك به همراه او بزرگ شدهاند و از زندگي طبيعي و هواي تازه محروم بودهاند، زندگي آنها هنوز به وضعيت عادي بازنگشته است: مادر آنها خواهرشان است.
در سرزمين زيگموند فرويد و روانكاوان برجسته، كارشناسان كمي راه سادهاي را براي بازسازي زندگي فريتزلهاي جوان پيشبيني ميكنند.
كودكاني كه زندگي عادي داشتهاند، به مدرسه بازگشتند، در حالي كه خواهران و برادران محبوس آنها در خانه تحت آموزش و درمان هستند.
از كودكاني كه در زيرزمين بودهاند، فليكس پنج ساله، بهترين شانس را براي بازسازي زندگي غيرطبيعي خود دارد. اما وي كه براي فهم تاريكخانهاي كه از آن نجات يافته بوده، بسيار بچه است، هنوز هم از دوري پدرش احساس دلتنگي ميكند.
استفان هجده ساله به طرز غيرقابل تحملي مؤدب است، اما پس از گذراندن چندين سال در زير زميني با سقفي كوتاه، هنوز هم با كمي خميدگي راه ميرود. كريستين دختر نوزده ساله خواهر او به موسيقيهاي رابي ويليامز علاقه پيدا كرده است. تا زمان آزادي آنها در سال گذشته، تنها تجربهاي كه از دنياي بيرون داشتند، محدود به چهارچوب يك تلويزيون بوده است.
اليزابت تلاش داشته كه به آنها كمي آموزش دهد و برخي كتب مدرسهاي را براي آنها فراهم كرده و به اين گونه، بيشترين تلاش خود را براي انتقال مفاهيمي كه در مدرسه ياد گرفته، براي آنها انجام داده است.
پسرها به ويژه رابطه نزديكي با الكساندر، برادر دوازده ساله خود دارند كه در طبقه بالا همراه جوزف فريتزل زندگي ميكرده. او دو برادرش را با بازيهاي رايانهاي آشنا كرده است.
ليزا و مونيكا، خواهرهاي چهارده و پانزده ساله آنها نيز خواهران و برادران محبوس خود را با تواناييشان در نواختن موسيقي متحير كردهاند؛ مونيكا ترومپت و ليزا فلوت ميزنند.
رزماري، همسر جوزف فريتزل به تنهايي در يك پانسيون زندگي ميكند. وي مرتب براي ديدن دختر و الكساندر نوه مورد علاقهاش كه مرتب سراغ پدرش را ميگيرد، به خانه اليزابت ميرود.
بنا بر اين گزارش، بيماري شديد كريستين، دختر بزرگ آنها سال گذشته، باعث شد تا اليزابت با اصرار زياد، پدرش را متقاعد كند تا او را به بيمارستان ببرد كه پرسنل بيمارستان در آنجا متوجه اوضاع غير عادي آنها شده و موضوع را به پليس گزارش ميدهند.
اليزابت در فيلم بازجويي خود به دادگاه گفته است كه چگونه آزارهاي پدرش با قرار دادن مجلههاي پورنوگرافي زير بالش وي، زماني كه بچه بوده، آغاز شده است.
فريتزل به غير از اينكه پذيرفته وي انساني عادي نيست، هيچگونه ابراز پشيماني از اين اوضاع نکرده است. وي خود را به سوژه تحقيقات ريناردهالر، يكي از برجستهترين روانشناسان جنايي اتريش تبديل كرده است كه اميدوارند بتوانند با تحقيق روي وي از وقوع موارد مشابهي جلوگيري كنند.
كارشناسان حقوقي بر اين باورند كه متهم كردن او به قتل غيرممكن است و از جرايم باقي مانده نيز تجاوز، مهمترين آنهاست كه بيشترين مجازات آن پانزده سال است كه با رفتار خوب و آزادي مشروط وي، ميتواند تا ده سال ديگر و يا حتي پنج سال، دوباره آزاد شود.
گفتني است، دوشنبه آينده، دادگاه اين پرونده در «سانكت پولتن» برگزار ميشود كه ميتواند بزرگترين رخداد براي رسانههاي جهان باشد؛ از هماكنون تدابير بسياري براي برگزاري اين دادگاه در شهر پيشبيني شده است.
اين در حالي است كه جوزف فريتزل، ميخواهد رسوايي جهاني خود را با فروش خاطراتش و ايجاد تورهايي عمومي براي بازديد از «خانه وحشت» به پول نقد تبديل كند.
وي بر اين باور است، با اين كار ميتواند يک ميليون دلار را تنها براي فروش داستانش به دست آورد و چيزي معادل آن را نيز از ساخت يك مستند تلويزيوني درباره «هيولاي آمستتن» كه ميتواند شامل تصاويري از سلول وي باشد. وي همچنين ميخواهد، گفتوگوهاي خود را به قيمتهاي نجومي به رسانهها بفروشد، اما وكيل اين كودكان، اقدام براي جلوگيري از تبديل خانه وحشت به يك مكان عمومي را آغاز كرده است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
وحشتناك است
دوستان چرا چشم خود را بر روی واقعیت های موجود در جامعه خودمان بسته اید. چرا نمی خواهید قبول کنید که این تنها برای غرب نیست. موارد مشابه (هر چند کوچک تر) در جامعه خودمان بسیار مشاهده می شود.
با سلام
این جنایت می تونه هرجای دنیا و توسط هر کسی انجام بشه
اگه توی اتریش انجام شده دلیل این نیست که اونجا غرب وحشیه نه!
میتونه توی هر کشور دیگه ای مثلا ایران هم انجام بشه.
چرا ما عیوب غربیها رو میبریم زیر ذره بین ولی عیبهای بسیار زیاد هموطن های خودمون رو کتمان میکنیم؟
همین الان تو خیلی از روستاها و یا حتی شهرهای کوچک ایران، پدرها دختراشون رو میفروشن به یه پیرمرد
لابد بله چون هم یه پولی گیر پدره میاد هم یه کلاه شرعی سر خودمون میذاریم که نه بابا این ازدواج بوده با اذن پدر و اون پول هم شیر بهاست
کمی انصاف هم خوبه
کار بد ، بده هرجای دنیا که اتفاق بیفته هم فرقی نمیکنه
به این امید که بتونیم دنیایی عاری از درد و رنج و فساد برای بچه هامون فراهم کنیم
نظر من رو كه نذاشتي. ولي اين ششمي همنظر منه
به اعتقاد من اين عمل بسيار شنيع و زشت و غير انساني است، و لي ايا با اين عمل بايد غرب را محكوم نمود. آيا ما جنايات هولناكي مثل خفاش شب و ماجراي پاكدشت در ايران نداشتيم. اين به وحشي بودن انشان بر ميگردد نه آزادي و نه چيز ديگري
نگاه کنید در غرب آزادی است و این آزادی فساد جامعه را به ما نشان می دهد. در ایران آزادی نیست ولی دلیل بر این نیست که بگویییم در جامعه ما چنین چیزی وجود ندارد بلکه اگر جامعه ما آزاد بود فسادی که اکنون در جامعه ما وجود دارد را نشان می داد.
پس آزادی فساد نمی آورد بلکه فساد موجود در جامعه را نشان می دهد.
مطالعات يك گروه مشاوره مدرسه در كي از شهرستان هاي كوچك ايران راز ارتباط يك فردی با دختر خودش را براي دو مدرسه بر ملا كرد: دختري در صنوق پيشنهادات رابطه پدرش را با خودش مي نويسد و از مدرسه اي ديگر دختري رابطه پدرش با خواهرش را از همين كانال آنها شناسايي شدند و مشخص شد. اگرچه اين مساله به لحاظ روانشاسان امري غير طبيعي است اما جالب است از طرف خانواده آنها امري پذيرفته شده و معمولي شده است. كجاي كاريد؟ آنسان ها هيچ تفاوتي با هم ندارند نه در آيين اسلام نه در مسيحيت كه فقط اجتماع و آسيب هاي وارده معضلات را نمايان مي كند و البته اين سرنوشت بشر است. راستي خدا كو؟
مثل اینکه دوستان که نظر خودشون رو درباره ایم مقاله ارسال کردند ، تنها برداشتشون از آزادی همین رفتار این مرد مجنون هستش.نه خیر دوستان آزادی تو غرب اونی نیست که شماها فکرش رو میکنین
اين مسئله هيچ ربطي به شرق و غرب ندارد در همين ايران اسلامي خودمان هم دور از چشمان ما از اين اتفاق ها مي افتد فقط خبر آن منتشر نمي شود!
خواهشمنداست آمارويانمونه اي از تجاوز به محارم دركشورخودمان راهم منتشرفرماييدتااين كاربران سطحي بدانندكه شيطان فقط درغرب فعاليت ندارد ! بلكه مقداري ازتنفركورآقايان نسبت به كليت غرب وگوهرآزادي تعديل شوند.
لطفا نگاهي هم بداخل كشور خودمون بندازيد حالا خوبه اخبار منتشر ميشن و نميشه اونها رو انكار كرد همين امروز خبر دستگيري 5 پسر رو خوندم كه به يك دختر تجاوز كرده بودند و جالبه دختره دوست يكي از پسر ها بوده و به هم علاقه داشته اند... و يا خبر اعدام 4 نفر كه در مشهد جلوي خودور يك زوج را گرفته بوند و در مقابل چشمان شوهرش به وي تجاوز كرده بودند و يا 4 پسر ديگر در اطراف سد اكباتان همدان در مقابل چشمان شوهر به همسرش تجاوز كردند و يا خيلي اتفاقات ديگر در همين ايران چند سال قبل پدر به دختر 14 ساله اش تجاوز كرده بود و خبرش به چاپ رسيد منصف باشيد و سعي كنيد صرفا به محل جنايت توجه نكينيد به ذات پليد بعضي انسان نما ها توجه كنيد
من در وین زندگی میکنم. اینهایی که نوشتید والله بخدا در این اجتماع هم چنین اعمال و رفتاری نهایت زشتی و پلیدی است. من تا الان که اینجا زندگی میکنم در مجموع بسیار بهتر از ایران است و نباید بدون تجربه و دیدن بحث بیهوده و پوچ را شروع کرد. بیایید ببینید اینجا چی است و ایران چی دارید. هر جایی کمی کاستی دارد و مزایایی مسلما. ولی در مجموع بنگیرید بنظرم نمیشه گفت ایران محیط سالمتری دارد. چشم ها را باید شست...
بیایید و زندگی کنید و بعد هی به مردم بگویید غرب یا شرق. نه بابا خیلی هم بهتر و انسان تر از ما ایرانی هستند و مطمئن هستم بازهم با دیدگاه یکطرفه و بی تجربه و یا اینکه بدلیل منافع شخصی یا حزبی ملت را با کلمه غربزده خطاب میکنید و سایرین را میذارید سرکار. خدا همه ما را ارشاد کند.
با سلام یادمان باشد انسانهایی که این چنین غرق در جنایت های هولناک می شوند روزی با گناهان کوچک شروع نموده اند از شکستن حرمت ها و نگاه ها شروع شده است، قرن بیست ویکم با توجه به این همه پیشرفت انسان و با این همه گستردگی ارتباطات از قبیل تلویزیون ، اینترنت، وماهواره باعث شده که مسیر حرکت انسان به سوی کمال خطر ناکتر و پیچیده تر شود می توان از این همه امکانات در جهت رشد وتعالی خانواده بهره جست یا برای لذت های حرام وعواقب خطرناک باید مواظب بود.
این اخبار تازه گی ندارد و تاریخ غرب سراسر پر است ازاین فجایع. صبراو شتیلا- ابوغریب و گوانتانامو گوشه ای از سرمایه داری و امپریالیسم غرب است ولی شما نباید چنین حوادثی را بی پرده منعکس کنید نه اسلام چنین اجازه ای داده و نه علم روانشناسی. پر واضح است که بی پروایی در نقل حوادث کم کم قبح عمل قبیح و زشت را از بین می برد.
اين هم نمونه ازادي است.آزادي. آزادي آزادي
عاقبت دوری از معنویت در جهان غرب چیزی جز این گونه اعمال وحشیانه نمی تواندباشد
این اوج فضاحت تمدن غرب است.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.