پول بدهید تا به شکایتتان رسیدگی کنیم؛
اصرار بر زایمان طبیعی جان مادر را گرفت و پدر را اسیر کرد!
پس از انتظار یک ساعته، سرانجام در اتاق عمل باز شد و دور از چشم بقیه اعضای خانوادهام، همسرم را با عجله به اتاق آیسییو بردند. حدود یک ساعت پس از آن در حالی موفق به دیدار همسرم شدم که پرستاران با دستگاه ساکشن از ریه روژین خون و لخته خون تخلیه میکردند.

به گزارش «تابناک»، با تغییر رویکردهای مسئولان به جمعیت و جایگزینی سیاست فرزندآوری با سیاست کاهش جمعیت، تازه مسئولان با اشکالی مواجه شدند که مدت هاست تبدیل به عادت بسیاری خانوادههای ایرانی، به ویژه خانوادههای کمتر سن و سال دار شده و هرم جمعیتی کشورمان را با تغییراتی آشکار مواجه کرده و موجب شده که از کشوری با جمعیت اغلب جوان، به سرزمینی با پیک جمعیتی میانسال تبدیل شده و زنگ هشدار فرارسیدن دوران کهنسالی ایران را به صدا درآورد.
همین گزاره کافی بود تا به رسم همیشه، همه دنبال مقصر بگردند و سعی داشته باشند که با اقدامات سریع، همه چیز را جبران کنند. با این رویکرد بود که وضع حمل به روش سزارین از جمله متهمان تک فرزندی شناخته شد و محدود سازی آن در دستور کار قرار گرفت؛ آنقدر محدود که ظاهرا برخی میترسند حتی در مواقع ضروری نیز از این روش استفاده کنند و با این ترس، جان برخی مادران را به بازی میگیرند!
این ترس را میشود به وضوح در اتفاقی که به تازگی در قروه (استان کردستان) رخ داده دید، لمس کرد و از درکش درد کشید؛ آنجا که میبینیم نتیجه مراجعه یک زائو به بیمارستان، مرگ مادر با رنج فراوان، تولد نوزادی با عارضهای خاص، پدری که در چند شهر سرگردان شده و حالا اسیر پروندهای گشته که در چند اداره رسیدگی به آن را خواستار میشود و در نهایت پاشیده شدن کانون خانوادهای است که ظاهرا ممنوعیت سزارین استحکام آن را هدف گرفته بوده!
آن گونه که خبرگزاری آنا در شرح ماجرا مینویسد، داستان از آخرین روزهای بهمن ماه سال گذشته و با مراجعه بیماری جوان به نام «روژین میهمی» به بیمارستان شهید بهشتی قروه آغاز شده است و علت مراجعه، درد زایمان بوده که تا ساعتها بعد از مراجعه بیمار، طبیعی تلقی میشود و واکنش درمانی نمیگیرد. همین موضوع موجب میشود که همسر بیمار از کادر درمانی درخواست کند که نوزادشان را به روش سزارین به دنیا بیاورند که ظاهرا این درخواست دخالت در کار درمان شناخته شده و واکنش تندی میگیرد.
عجیب اینجاست که از پیش از ظهر روز ۲۵ بهمن تا صبح فردای آن روز، همچنان زن جوان درد میکشد و کادر درمانی هیچ تغییری در تصمیم خود نمیدهد تا اینکه ساعت ۸:۳۰ دقیقه ۲۶ بهمن ماه، یکی از پرسنل بیمارستان با عجله نامهای را جهت گرفتن رضایت برای عمل سزارین به یونس (همسر روژین) میدهد ولی مرد جوان چون دیگر نالههای همسرش را نمیشنید و او را هم در این مدت ندیده بود، ابتدا عواقب و عوارض عمل را نمیپذیرد اما در نهایت درماندگی وی باعث میشود تا آن برگه را بطور مشروط امضا کند؛ امضایی که چند دقیقه بعد با دیدن فرزند نورسیده به طور موقت به فراموشی سپرده میشود.
یونس درباره آن روز میگوید: پس از انتظار یک ساعته، سرانجام در اتاق عمل باز شد و دور از چشم بقیه اعضای خانوادهام، همسرم را با عجله به اتاق آیسییو بردند. حدود یک ساعت پس از آن در حالی موفق به دیدار همسرم شدم که پرستاران با دستگاه ساکشن از ریه روژین خون و لخته خون تخلیه میکردند و وقتی با اعتراضات مکرر من و سوالات پی در پی مبنی بر چرایی خونریزی ریه روژین رو به رو شدند گفتند نگران نباش این خون نیست بلکه دارو است و با این جملات مرا قانع کردند اما بعدا به من گفته شد که احتمالا زمان کار گذاشتن لوله اکسیژن باعث پارگی نای همسرم و خونریزی شده بود.
این در حالی است که به گفته یونس، سر نوزاد روژین نیز بر اثر وکیوم بزرگتر از حد معمول شده بود (تقریبا دو برابر) و البته ممکن است عوارض دیگری در انتظار این نوزاد باشد که هنوز بروز نکرده است.
از اینجا به بعد، مراجعه زائو به بیمارستان جای خود را به روند درمانی مادری میدهد که هیچ کسی به صراحت درباره چرایی دچار شدنش به مشکلاتی مانند خونریزی ریه سخن نمیگوید و تنها معلوم است که بیاکسیژن رسانی، امکان از بین رفتنش وجود دارد. داستانی دردناک که پدر جوان جزئیات فراوانی برای شرحش دارد؛ مثل سفر به همدان برای یافتن دارویی خاص که پزشک تجویز کرده و در قروه یافت نشده است. یا اعزام به سنندج بر طبق نظر پزشکان بیمارستان قروه.
آن گونه که یونس میگوید، در بیمارستان توحید در مرکز استان، به سرعت اقدامات اولیه انجام میشود و با حضور متخصصهای مختلف تشخیص داده میشود که بیمار به «آمبولی مایع آمنیوتیک» گرفتار آمده و باید در بخش آی سی یو بستری شود، ولی حیف که برای تشخیص خیلی دیر شده است و روژین دو روز بعد در این بیمارستان رخت از جهان بر میبندد.
حالا با شکایت همسر این زن جوان و آنطور که معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی کردستان میگوید، دادستان نظام پزشکی سنندج از برگزاری جلسه رسیدگی تخصصی به پرونده مادر کردستانی خبر داده است.
یونس در این باره میگوید: همسرم ۲۲ ساعت بدون رسیدگی پزشکی در بلوک زایمان بیمارستان قروه تحت فشار بود. بعد از آن با تزریق آمپولهای اضافه و تجویز قرصهای محرک انقباضات بیش از حد، پزشکان سعی در انجام زایمان طبیعی داشتند.
این در حالی است که معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی معتقد است پزشکان سندرم نارسایی تنفسی را برای این مادر تشخیص دادهاند اما علت نهایی مرگ این مادر پس از تشکیل کمیسیونهای تخصصی اعلام خواهد شد و البته چون تنها فوت مادر باردار در بیمارستان قروه نبوده، منجر به شکل گیری یک جلسه استانی مرگ و میر مادران باردار شده که البته هر فایدهای هم داشته باشد، برای خانواده یونس بیاثر است.
حالا یونس از یک سو عزادار همسرش است، از سوی دیگر نوزادش را باید بیمادر تروخشک کند و از همه بدتر، ناچار است مسیری را بپیماید که قرار است به دادخواهیاش منجر شود، ولی خیلی طولانیتر از آنچه به نظر میرسد، نشان میدهد؛ آنقدر طولانی و پر هزینه که ممکن است یونس را از ادامه پیگیری بازدارد، زیرا توان تأمین هزینههای مرتبط با آن را ندارد.
آن گونه که وی میگوید، برای بررسی شکایتش در نظام پزشکی ـ با وجود آنکه کارشناسان معتقدند نشانههای قصور پزشکی در پرونده به شدت واضح است ـ باید مبلغی حدود دو میلیون تومان بپردازد، چون تعداد افرادی که به عنوان پزشک و کادر درمان از آنها شکایت کرده ۱۵ نفر هستند.
البته این ادعا را معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی کردستان رد میکند، چراکه مدعی است به ازای شکایت، چه از یک تن باشد و چه از یک مجموعه افراد، تنها واریز مبلغ ۱۵۰ هزار تومان کفایت میکند و مدعی است این عدد هم برای این دریافت میشود که از بروز «شکایتهای متعدد و بیجا» جلوگیری شود!
اینجاست که از تدبیر قانونگذار شگفت زده میشویم و نمیدانیم که چگونه مسئولان رویشان میشود از مردی که همسرش را، مادر فرزند نورسیدهاش را از دست داده، مبلغی برای بررسی شکایتش درخواست کنند؟ مبلغی که هر چه برای یافتن میزان و مکانیزم دریافتش جستوجو کنیم، چیزی دستگیرمان نخواهد شد، ولی برایمان جالب است که به مانند دیگر تعرفههای نظام پزشکی، تا دریافت نشود، متأسفانه اقدامی صورت نخواهد گرفت! انگار نه انگار که بررسی روندی که یک زائو را به مرگ سوق داده، وظیفه امثال نظام پزشکی و وزارت بهداشت باید باشد!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
سلام دوستان واقعا آدم داغون میشه با شنیدن این اتفاق ها تو کشور ما با زن در زایمان طبیعی خیلی ببخشید مثل یک حیوان رفتار میکنند من خودم دو زایمان طبیعی داشتم با فاصله ی ده سال والان افسرده و گوشه گیر هستم و هیچ لذتی از زندگی ندارم هزارو یک درد گرفتم
من خواهر زادم
منم زیمان طبعی را انجام دادم و بچم طبعی به دنیا امد
تسلیت ب یونس عزیزمون خدا صبربده.قطعا واس هممون پیش اومده درسال بارها ب دکتر مراجعه کنیم دوستان کسی ب دل نگیره روی حرفم با همون بعضی هاست وگرنه همه ک مث هم نیستن نمیدونم بعضی از این دکتروپرستارا چرا اینجوری با مردم برخورد میکنن رفتارشون ب منشی هاشونم سرایت کرده انگار از دماغ فیل افتادن بزور جواب آدمو میدن تو بیمارستان بعد سزارین بستری بودم بچم شب آسپیره کرد داشت خفه میشد دکتر شیفت نداشتن پرستارارو باید التماس میکردی بیان بالای سر بچه.اگه مادرم اون شب همراهم نبود بچم تلف شده بود با تلاشهای مادرم نجات پیدا کرد.ماشاالله حقوقشون ک خوبه رزرو هتل کیش و .... هم ک دارن کارشونم همچین سخت نیست
من خودم اولین فرزندم رو درسن ۱۸سالگی ب روش سزارین بدنیا آوردم ک انجام عمل سزارین تنهابادادن زیرمیزی انجام شد درحین عمل خونریزی شدیدی کردم ک باوجوداینکه من دربارداری هیچ مشکلی نداشتم جای تعجب داش قضیه ب شدتی جدی بود ک ازهمسرم امضاگرفته بودن ک رحم راخارج کنند ولی خوشبختانه ب خیرگذشت وخونریزی بندآمد پس ازآن مرا آمبولانس ب بیمارستان دیگری وانحام سیتی اسکن و... وادار کردن ک هزینه هنگفتی رو متقبل شدیم ودلایل خونریزی من را مسائلی عنوان کردن ک ب نظر متخصصینی ک بعداًبه آنهامراجع کردم مضحک امد.باید ب برخی پزشکان کشورم بگم ک شما این مسئولیت رابه عهده گرفته اید ک جان مردم را بستانید وزخمی روی دردهای انهاباشید یاخودتان را درمقابل انهامسئول میدانید؟
من خودم اولین فرزندم رو درسن ۱۸سالگی ب روش سزارین بدنیا آوردم ک انجام عمل سزارین تنهابادادن زیرمیزی انجام شد درحین عمل خونریزی شدیدی کردم ک باوجوداینکه من دربارداری هیچ مشکلی نداشتم جای تعجب داش قضیه ب شدتی جدی بود ک ازهمسرم امضاگرفته بودن ک رحم راخارج کنند ولی خوشبختانه ب خیرگذشت وخونریزی بندآمد پس ازآن مرا آمبولانس ب بیمارستان دیگری وانحام سیتی اسکن و... وادار کردن ک هزینه هنگفتی رو متقبل شدیم ودلایل خونریزی من را مسائلی عنوان کردن ک ب نظر متخصصینی ک بعداًبه آنهامراجع کردم مضحک امد.باید ب برخی پزشکان کشورم بگم ک شما این مسئولیت رابه عهده گرفته اید ک جان مردم را بستانید وزخمی روی دردهای انهاباشید یاخودتان را درمقابل انهامسئول میدانید؟
واقعا که
واقعن که
با سلام، تسلیت به خانواده هموطنم، من یه خانم ۳۰ ساله هستم که در زایمان اول بعد از گذشت ۴۳ هفته دکتر سزارینم کرد، بماند که چقدر مشکلات و علائم داشتم که باید خیلی زودتر ختم بارداریم زده میشد،ولی متاسفانه دکتر قبول نکرد و همین طولانی شدن بارداری و اشتباه دکتر باعث از دست دادن رحمم شد گذشته از این که یک روز کامل بیهوش بودم و به حالت مرگ رفتم و بعد از ۴ روز در حالت نیم بهوش فرزندم رو دیدم، و تمام جوابی که دکتر به من داد این بود که پیش میاد و شکر گدار باش که زنده هستی، اینه اون صداقت و پشتکار پزشک و کادر پزشکی این کشور.
سال گذشته در ان ای سی یو بچه ای را دیدم که هیچ کس را نداشت و مادرش فوت شده بود، علت بی دقتی پزشک و پاره کردن روده در حین سزارین توسط پزشک بود
حتی اگر مرگ مادر در اثر آمبولی بوده باشه باز هم قصور پزشکی رخ داده،
همش تقصیر خود مردمه که هیچکاری در قبال این بیعدالتیها نمیکنن
همش تقصیر خود مردمه
من به هر دری زدم قبل باردار شدن مطمئن شم سزارین انجام میدن ولی نشد منم قید بچه رو زدم شوهرم هم اصلا بچه نميخاد خدا رو شکر
تورا خدا مسیولین فکری بکنند من خودم از زایمان طبیعی دردی کشیدم که دیگه حاضر به تجربه اش نیستم .چرا سزارین رو ممنوع کردید تا کجا میخواید پیش برید .اخه..
ای کاش آقایونی که اون بالا نشستن ،یک بار در غالب یک زن قرار گرفته و زایمان طبیعی رو تجربه کرده و بعد اظهار نظر میکردن . من بعد از 5 سال ازدواج با اسرار اطرافیان باردار شدم و الان در 4ماه به سر میبرم از همون روز اول مدام تو کابوس خودمو مرده میبینم و از اینکه جونم در دست دکتر ها قرار میگیره شدیدا استرس دارم خدا بداد تمام خانومهای باردار و در شرف زایمان برسه .
خود پرسه بارداری یه پروسه پر استرسه چه برسه که بخوای به این مسائلم فکر کنی
من خودم در یک مرکز شلوغ کار می کنم و آمار 200زایمان در ماه داریم چند سالی براساس قانون افزایش جمعیت بیمارستان برای آمار بالای سزارین بازخواست میشه و پزشک نیز به ازای هر زایمان طبیعی 450هزار تومان می گیره و به ازای سزارین تقریبا 1/3مبلغ زایمان طبیعی. حالا شما اگه جای پزشک بودین با این قانون های بیخود چیکار میکردین؟
سلام ،خود من الان ی پسر هشت ماهه دارم ک ب علت زایمان سخت و نبود پزشک واصرار بر زایمان طبیعی فشارهایی ک ماماها بر روی شکمم برای ب دنیا اوردن بچم اوردن ،پسرم مرده ب دنیا اومد و بعداز احیا شدن ،ب مدت ی ماه در بخش ان آی سی یو بستری بود،وبعدش ی تیکه گوشت تحویلم دادن ک بچت فلج مغزی شده ،حالا حتی قدرتت قورت دادن هم ندارد و من شیر وگاواژ میکنم براش ولی شکایتم ب جای نرسید چون پزشک ،شوهرش شناخته شده وپشتش پر،من موندم و ی بچه کاملا ناقص وبدبختی ،بچه اولم بود،خدا ازشون نگذره ب حق این ماه مبارک
رسبدگی وتعهدپزشکی خیلی پایینه مخصوصا قسمت مربوط به زایمان خانمها....حتی گاهی دربیمارستانهای خصوصی. دوست من سرکورتاژ جنین مردش داشت توبیمارستان مبینی سبزوار میمرد... توبیمارستان واسعی سبزوار شاهدبودم بخاطر تشریف نیاوردن دکترقلب توروز تعطیل دونفرمریض قلبی توبیمارستان مردند.
این سرگذشت بسیار تلخ را اسفند ماه سال 93 متاسفانه برای همسرم در بیمارستان پاستور مشهد اتفاق افتاد. همسرم یک ساعت بعداز زایمان از دنیا رفت و دخترم هم چند روز بعد متاسفانه درگذشت... فقط من و امثال من میدونیم چه به سر یونس و زندگی که الان متلاشی شده اومده. بیمارستانی ه فقط برای بالا بردن Level و سطح خود اقدام به زایمان طبیعی میکنن. و پزشکانی که وجدانی ندارند که بیدار بشه و مسئولانی که هنوز درخوابند. عمق این فاجعه و درد این واقعه اینقدر زیاده که زمان هم مرحم این زخمها نیست.برای من ویونس و یونسها فقط دادگاه عدل الهی جوابگو باید باشه ...
ای بابا
بیمارستان قروه همیشه همین طوری من خودم دوباردراونجازایمان کردهام ادم روتاپای مرگ میبرن سلاخی میکنند منتهی من مجبوربودم که باجون خودم بازی کردم
دکترا مسؤول زایمان
سلام .ازدست این طرح سلامت .هیچ بیمارستان دولتی ونیمه خصوصی سزارین نمیکنن .فقط خصوصی که بالای 4میلیون میگیرن .حتی دکترای زنان هم اجازه ندارن نوبت سزارین به بیمارشون بدن
اولا که هر کس طبق منشور حقوق بیمار باید حق داشته باشه نوع درمانش رو انتخاب کنه.دوما در بیمارستانهای دولتی پزشکان تازه فارغ التحصیل وکم تجربه هستن.اونم در جامعه ما که ضد اخلاق وضد مسیولیت درحال رواج هست،در ضمن سطح کیفی دانشگاه ها هم بسیار پایین اومده،طوری که بهترین دانشگاه ما رتبه ی جهانیه پانصد رو کسب کرده.
این کاسبان تحصیل کرده همونایی هستن که سر یه سریال طنز می خواستن از پیرهن و شلوار خودشون بیرون بیان .
این پزشکای نا وارد که فقط ادعا و پز دارند رو باید مدرکشون رو باطل کرد و خونه نشین بشن آبروشون بره تا درس بشه واسه دیگر پزشکان تا یاد بگیرند با جوونی و ثمره عمر یه خانواده به بهانه ی عوارض عمل بازی نکنند.
این آقایون یا خانمهای پزشک یا ماما یا متخصص که شعار میدهند و از کادر پزشکی و کارخودشون دفاع میکنند. قسم میخورم اگه خانم خودشون یا خواهر یا دختر خودشون رو تخت باشه محاله ممکنه اینجور عمل کنند. واینقدر راحت به فکر منافع خودشون وامتیاز بیمارستان یا رتبه دکتری یا وهزار جور کوفت و زهرمار دیگه باشن . اونوقت فقط به فکر نجات اون خانم و جنین هستند . اگه مثلا این آقای هادی زنشو ببینه داره با مرگ دست و پنجه نرم میکنه اونوقت میاد بگه این طبیعیه و عوارض زایمانه . وبدل نگیرید ؟؟؟؟
تا به حال مردن نیفتیم نباید دکتر بریم
من در بیمارستان برای زایمان که رفتم برای آنها که زایمان طبیعی داشتند پرستاران مانند حیوان رفتار می کردند و بر بالا ی اورژانس نوشته بودند در صورت اعتراض طبق قانون
3 تا 6 ماه زتدانی اما در مورد برخورد پرسنل هیچ
البته دوستان من شاهد بودم بعضی از خود پرسنل بیمارستان که میخواست وزن حمل کنه با چند بند آنها رو عمل سزارین کردند و نیاز به طبیعی نبود تولد طبیعی و اسه سایرین در نظر گرفته شده
دوستانی که می گویند با پزشک و تیم درمانی را اعدام کرد و کشت و .....
فرض کنید که یه کامیون به علت خواب آلودگی راننده با یک پراید تصادف کرد و 4 تا سرنشین پراید کشته شدند حالا باید به نظر شما راننده کامیون را اعدام کرد ؟
شوهر خاله من بیچاه ضربه مغزی شد ولی یه هوش اومد بیچاره رو خدا شاهده رد بندرعباس نکردن با امبولانس . 8 شب تا 12 کاری به ش نداشت و فقط گفتن رضایت بدین ببرینش با ماشین خودتون. تا بندر رفت توی کما و سه روز دستگاه روش بود بعد ...... 6 تا بچه بی سر پرست شدن . شکایت هم به جایی نرسید
از وکلای عزیز که وارد هستند حتما به این بنده خدا کمک کنید.خداوند کمکتان کند عدل الهی جاری شود خدایا به داد این عزیزان برس!
حالا چقدر هزینه گرفتند از بنده خدا قبل از واریز پول دست بکار شدند دکترا ولی محال است
درود بر مهران مدیری.
با تسلیت به خانواده داغدیده روژین ،وقتی باسهمیه
دکتر بشی دیگه وای به حال روژین ها
خجالت نمی کشن به حاشیه اعتراض میکنن
حداقل پزشکای هندی وبنگلادشی وجدان داشتندوبرای انسانها ونه هومطن های خودشان خدمت می کردند.این نسخه نویسای ایرانی نه وجدان دارندونه مردم راهموطن خودحساب می کنندهم پولت ومیگیرند وهم جانت را.وهم بهت توهین می کنند.پس زنده باد پزشکان هندی وبنگلادشی وزنده نباد نسخه نویسان خودمان.
لعنت بر تمام آدمهای بی مسئولیت
حالا این پزشکا میگن جرا با ساخت سریال حاشیه به اونها توهین شده؟ مدیری واقعا حق داشت تازه نمونه ای از فضاحت کادر پزشکی بود. یه سر به بیمارستان رازی قائمشهر بزنین اگه یه پرستار یا پزسک دیدید که جواب سلام داد یا یه کم خوش اخلاق بود ادم فکرمیکنه که یه معجزه رخ داده إإإ
با سلام ، والله من يك بچه دارم وتصميم داشتم دومي را به دنيا بيارم . ولي امروز اين مطالبو خوندم به شاهزاده محمد تصميم گرفتم بچم بي خواهر برادر بمونه بهتر است از بي مادر شدنش.ديگه فكر دومي نمي كنم.
خدا رحمتش كند روژين خانم را
متاسفانه دکترهابین مریض هافرق می گذارند.اگرهسریک مسئول بودایااینطوری میشد؟
واقعا این تیم پزشکی را باید محکوم کرد نمونه این بی وجدانها زیادن پرستارا و دکترای بی وجدان بیسواد پولکی سهل انگار از خدا بیخبر
دعا میکنم به حق حضرت فاطمه زهرا(س) هیچکس کارش به دکترا نیفته چون اینجا یه کشور جهان سومی یه. انشاا...
خدا ازشون نگذره كه با جون مردم بازي ميكنن بچه اي كه بدون مادر بزرگ ميشه در آينده با هزاران مشكل روانشناختي روبرو ميشه .جالب اينجاس كه بعد به فيلم مهران مديري اعتراض ميكنن . من خودم بچم مريض بود بردم بيمارستان گفت 3 ميليون وديعه بايد بدي بعد شبي 1500 واقعا اگه كسي نداشته باشه بچش بايد بميره يا نه بايد بره بيمارستان دولتي هزارتا مرض ديگه هم كه نداره بگيره.همنطور كه ديدين رئيس بيمارستان امام خميني از مرگ چند بچه در يك روز به علت عدم بهداشت چقدر راحت صحبت كرد گفت طبيعيه اميدوارم خدا ازشون نگذره كه با جون مردم بازي ميكنن
بله متاسفانه زنان مردم هنگام زایمان میشن موش آزمایشگاهی دانشجویان مامایی آنهم بدون رضایت خود یا خانوادهایشان واین دانشجوها برخوردهای زننده و بدی با زائو میکنن.از خانمهایی که قصد زایمان دارند میخوام اگه به غیر از پزشک کسی دیگری خواست آنهارو معاینه کنه اجازه ندهند
لعنت خدا بر مقصرین این حادثه
قابل توجه بیمارستان های دولتی
خیلی متاسف شدم
همونایی که می نشینند و بخشنامه می نویسند ببینید خودشان تابع همان بخشنامه ها هستند؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.