غذاهایی که در رستوران نصفه نیمه میماند
بردن باقی غذا به منزل، کار خوبی است؛ در واقع رسم خوبی است که چند سالی میشود بین مردم رواج پیدا کرده، گرچه هنوز هم خیلیها خوششان نمیآید باقی مانده غذا را از سر میز بردارند و با خود ببرند.
ایران در گزارشی نوشت:
فقط 3 نفر هستند. زن، مرد و یک بچه کوچک؛ شاید 5 ساله یا کمی بزرگتر. میز پر از غذاست. یک سینی جلوی هرکدام، حتی کودک که دستش را زیر چانه گذاشته و با بیحوصلگی پاهایش را که از صندلی آویزان است، تکان میدهد. مادر و پدر مشغول خوردن هستند. گاهی مادر تشری به بچه میزند که «زود باش غذایت را بخور!» و بچه که انگار گرسنه نیست، قیافه اش هر بار در هم میرود و غر و لند کنان میگوید:« نمیخورم!» مادر اما با اصرار یکی دو لقمه در دهان کودک میگذارد و دوباره مشغول خوردن میشود. نگاه کردن دیگران موقع غذا خوردن، کار درستی نیست مگر اینکه آدم بخواهد سوژهای را دنبال کند. وقتی خانواده 3 نفره از پشت میز بلند میشوند، دیگر میشود با خیال راحت میز را نگاه کرد که حجم قابلتوجهی غذا روی آن باقی مانده است. غذای کودک که تقریباً دست نخورده است. مادر و پدر هم غذایشان را تمام نکردهاند. یک ظرف بزرگ سالاد، فقط چند پره کاهو از کنارش برداشته شده و از ظرف ماست و زیتون پرورده، همان یک ذره هم کم نشده. پیشخدمت جوان حالا دارد روی میز را تمیز میکند. باقیمانده غذاها را جمع میکند و میز را دستمال میکشد. «ببخشید، این غذاها را چه کار میکنید؟!» با تعجب نگاه میکند. انگار سؤال عجیبی شنیده باشد. با یک جور بیخیالی توأم با دلخوری جواب میدهد:« خب معلوم است. میریزیم دور! فکر میکنید دوباره به خورد مشتری میدهیم؟!»، «منظورم این نبود. میخواستم ببینم غذاها را برای حیوانات و پرندگان نمیریزید؟ آخر مقدارش خیلی زیاد است.» این بار لحن اش کمی دوستانهتر میشود: «ای بابا! هر روز کلی غذا اضافه میآید. به ما چه ربطی دارد. مردم پول غذایشان را دادهاند. میخواهند بخورند یا دور بریزند، به ما ربطی ندارد. غذای باقی مانده را هم یکراست توی سطل آشغال میریزیم. اگر قرار باشد بریزیم جلوی گربه و پرنده، که اینجا را گربه برمیدارد!»
حجم غذای رستوران زیاد است. یک پرساش برای یک آدم پرخور خوب است اما در حالت عادی، نمیشود به تنهایی آن را خورد. بعضیها که این را میدانند، غذای کمتر سفارش میدهند؛ درست مثل زن و شوهر جوانی که یک پرس غذا میگیرند با مخلفات. تا آماده شدن غذا میشود با آنها گپی کوتاه زد. زن میگوید:« ما همیشه همینطور سفارش غذا میدهیم. آدمهای پرخوری نیستیم. حجم غذای اینجا هم زیاد است. یک پرساش دو نفرمان را حسابی سیر میکند. بیشتر وقتها کنار غذا سالاد هم میخوریم. یک ظرف سالاد برایمان کافی است. البته غذای اینجا زیاد است و بعضی رستوران ها، مقدار غذایشان اینقدر نیست. اما به هرحال وقتی دوتا غذا میگیریم، معمولاً زیاد میآید.» زن انگار سؤال بعدی را بداند، ادامه میدهد:« البته وقتی غذا اضافه بیاید، معمولاً ظرف یک بار مصرف میگیریم و باقی مانده غذا را با خود میبریم. ما هر دو کارمند هستیم و گاهی همان مقدار غذا، کمک بزرگی است. غذا را سرکار میبریم و از آن استفاده میکنیم.»
بردن باقی غذا به منزل، کار خوبی است؛ در واقع رسم خوبی است که چند سالی میشود بین مردم رواج پیدا کرده، گرچه هنوز هم خیلیها خوششان نمیآید باقی مانده غذا را از سر میز بردارند و با خود ببرند. نمونهاش آقای نسبتاً میانسالی است که این کار را زشت و دور از ادب میداند: «چه معنی دارد آدم غذای ته مانده سر میز را جمع کند و با خودش ببرد! کار زشتی است. بقیه خیال میکنند که آدم خسیسی است و دلش نمیآید غذایی را که پول اش را داده، بگذارد و برود. این غذا هم میماند و به یک بنده خدایی میرسد. ثواب هم دارد»
« اما عوامل رستوران میگویند غذای باقی مانده را درسته خالی میکنند توی سطل آشغال!»
مرد در حالی که قیافه متفکری به خود گرفته، میگوید:« آن را دیگر نمیدانم. اما آن چیزی که به نظر من میرسد این است که غذای نیم خورده را نباید به خانه برد. آدم چه احتیاجی دارد آخر!»
« غذای غریبه که نیست؛ مال خودتان است!» مرد که انگار جواب قانع کنندهای ندارد، در حالی که دارد از در رستوران خارج میشود، میگوید:« به هرحال کار زشتی است. من و خانواده ام هیچ وقت این کار را نمیکنیم.»
البته همه این عقیده را ندارند. جوان ترها راحت تر با رسم تازه کنار آمدهاند. احمد، 28 ساله و دانشجو که لحنی شوخ و خودمانی دارد، میگوید:
« خانواده من شهرستان هستند و تنها اینجا زندگی میکنم. هربار با دوستانم برای غذا خوردن بیرون میآییم، هرچه ته غذاها مانده باشد، جمع میکنم و به خانه میبرم. اصلاً بچهها خودشان اصرار میکنند. میگویند تو تنها هستی و آشپزی برایت سخت است. راست هم میگویند. با وجود درس خواندن و کار کردن، آدم اصلاً فرصت آشپزی پیدا نمیکند. غذاهای ما هم که بیشتر فست فود است. پیتزا و مرغ سوخاری که باقی مانده اش اصلاً دست خورده هم نیست و هیچ اشکالی ندارد که اضافه غذای دوستانم را به خانه ببرم. خیلی هم خوشحال میشوم.»
مرجان 32 ساله اما معتقد است که برداشتن اضافه غذا از سر میز، بستگی به این دارد که آدم با چه کسی به رستوران آمده باشد:« به هرحال آدم با بعضیها راحت است و با بعضی دیگر رودربایستی دارد. نمیشود که جلوی همه این کار را کرد. موقع سفارش دادن غذا هم همینطور است. گاهی با بعضی دوستان و همکاران همسرم که به رستوران میرویم، خجالت میکشیم که مقدار کم غذا سفارش بدهیم با وجود اینکه میدانیم نمیتوانیم آنقدر غذا بخوریم ولی زشت است دیگر! ممکن است فکر کنند به خاطر اینکه پول غذای مان کم شود، این کار را کرده ایم. بیشتر وقتها مجبور میشویم برای بچه کوچکمان هم یک غذا سفارش دهیم. به خاطر همین هم معمولاً غذاهایی که میگیریم، اضافه میآید و به خاطر رودربایستی که داریم، نمیتوانیم باقی مانده غذا را در ظرف بریزیم و با خودمان ببریم. من خودم هم این کار را اصلاً دوست ندارم، خصوصاً با این هزینهها! دو، سه پرس غذای معمولی، کلی خرج روی دست آدم میگذارد. باور کنید هربار که قرار میشود با این جمع به رستوران برویم، غصه ام میگیرد!»
«امان از این تعارفات و رودربایستیها!» این حرف یکی دیگر از مشتریهای رستوران است که اصلاً عقیدهای به این گونه تعارفها ندارد. او که زنی حدوداً 45 ساله است، میگوید: «من اصلاً از اینکه باقی مانده غذا را به خانه ببرم، خجالت نمیکشم. جلوی هرکسی هم که باشد، فرقی نمیکند. حیف است غذا دور ریخته شود. به هرحال پیش میآید که گاهی آدم فکر میکند خیلی گرسنه است و بعد چند لقمه که میخورد، سیر میشود. به هرحال نمیشود غذا را ته ظرف گذاشت تا دور ریخته شود. من که اصلاً رودربایستی ندارم. بعضی وقتها هم که با دوستانم برای صرف غذا به رستوران میروم، اگر زیاد گرسنه نباشم، مثلاً یک سالاد سفارش میدهم و اصلاً هم از این کار خجالت نمیکشم.» باز حواسم میرود به خانواده سه نفره و انبوه غذای باقی مانده روی میزشان. یاد حرف پیشخدمت میافتم که میگفت تمام غذاهای باقی مانده یکراست توی سطل آشغال ریخته میشود. این همه غذا! چقدر اسراف میشود! راستی برای تولید یک کیلو برنج، چند لیتر آب مصرف میشود؟ جایی خوانده ام 2هزار و 500 لیتر!
فقط 3 نفر هستند. زن، مرد و یک بچه کوچک؛ شاید 5 ساله یا کمی بزرگتر. میز پر از غذاست. یک سینی جلوی هرکدام، حتی کودک که دستش را زیر چانه گذاشته و با بیحوصلگی پاهایش را که از صندلی آویزان است، تکان میدهد. مادر و پدر مشغول خوردن هستند. گاهی مادر تشری به بچه میزند که «زود باش غذایت را بخور!» و بچه که انگار گرسنه نیست، قیافه اش هر بار در هم میرود و غر و لند کنان میگوید:« نمیخورم!» مادر اما با اصرار یکی دو لقمه در دهان کودک میگذارد و دوباره مشغول خوردن میشود. نگاه کردن دیگران موقع غذا خوردن، کار درستی نیست مگر اینکه آدم بخواهد سوژهای را دنبال کند. وقتی خانواده 3 نفره از پشت میز بلند میشوند، دیگر میشود با خیال راحت میز را نگاه کرد که حجم قابلتوجهی غذا روی آن باقی مانده است. غذای کودک که تقریباً دست نخورده است. مادر و پدر هم غذایشان را تمام نکردهاند. یک ظرف بزرگ سالاد، فقط چند پره کاهو از کنارش برداشته شده و از ظرف ماست و زیتون پرورده، همان یک ذره هم کم نشده. پیشخدمت جوان حالا دارد روی میز را تمیز میکند. باقیمانده غذاها را جمع میکند و میز را دستمال میکشد. «ببخشید، این غذاها را چه کار میکنید؟!» با تعجب نگاه میکند. انگار سؤال عجیبی شنیده باشد. با یک جور بیخیالی توأم با دلخوری جواب میدهد:« خب معلوم است. میریزیم دور! فکر میکنید دوباره به خورد مشتری میدهیم؟!»، «منظورم این نبود. میخواستم ببینم غذاها را برای حیوانات و پرندگان نمیریزید؟ آخر مقدارش خیلی زیاد است.» این بار لحن اش کمی دوستانهتر میشود: «ای بابا! هر روز کلی غذا اضافه میآید. به ما چه ربطی دارد. مردم پول غذایشان را دادهاند. میخواهند بخورند یا دور بریزند، به ما ربطی ندارد. غذای باقی مانده را هم یکراست توی سطل آشغال میریزیم. اگر قرار باشد بریزیم جلوی گربه و پرنده، که اینجا را گربه برمیدارد!»
حجم غذای رستوران زیاد است. یک پرساش برای یک آدم پرخور خوب است اما در حالت عادی، نمیشود به تنهایی آن را خورد. بعضیها که این را میدانند، غذای کمتر سفارش میدهند؛ درست مثل زن و شوهر جوانی که یک پرس غذا میگیرند با مخلفات. تا آماده شدن غذا میشود با آنها گپی کوتاه زد. زن میگوید:« ما همیشه همینطور سفارش غذا میدهیم. آدمهای پرخوری نیستیم. حجم غذای اینجا هم زیاد است. یک پرساش دو نفرمان را حسابی سیر میکند. بیشتر وقتها کنار غذا سالاد هم میخوریم. یک ظرف سالاد برایمان کافی است. البته غذای اینجا زیاد است و بعضی رستوران ها، مقدار غذایشان اینقدر نیست. اما به هرحال وقتی دوتا غذا میگیریم، معمولاً زیاد میآید.» زن انگار سؤال بعدی را بداند، ادامه میدهد:« البته وقتی غذا اضافه بیاید، معمولاً ظرف یک بار مصرف میگیریم و باقی مانده غذا را با خود میبریم. ما هر دو کارمند هستیم و گاهی همان مقدار غذا، کمک بزرگی است. غذا را سرکار میبریم و از آن استفاده میکنیم.»
بردن باقی غذا به منزل، کار خوبی است؛ در واقع رسم خوبی است که چند سالی میشود بین مردم رواج پیدا کرده، گرچه هنوز هم خیلیها خوششان نمیآید باقی مانده غذا را از سر میز بردارند و با خود ببرند. نمونهاش آقای نسبتاً میانسالی است که این کار را زشت و دور از ادب میداند: «چه معنی دارد آدم غذای ته مانده سر میز را جمع کند و با خودش ببرد! کار زشتی است. بقیه خیال میکنند که آدم خسیسی است و دلش نمیآید غذایی را که پول اش را داده، بگذارد و برود. این غذا هم میماند و به یک بنده خدایی میرسد. ثواب هم دارد»
« اما عوامل رستوران میگویند غذای باقی مانده را درسته خالی میکنند توی سطل آشغال!»
مرد در حالی که قیافه متفکری به خود گرفته، میگوید:« آن را دیگر نمیدانم. اما آن چیزی که به نظر من میرسد این است که غذای نیم خورده را نباید به خانه برد. آدم چه احتیاجی دارد آخر!»
« غذای غریبه که نیست؛ مال خودتان است!» مرد که انگار جواب قانع کنندهای ندارد، در حالی که دارد از در رستوران خارج میشود، میگوید:« به هرحال کار زشتی است. من و خانواده ام هیچ وقت این کار را نمیکنیم.»
البته همه این عقیده را ندارند. جوان ترها راحت تر با رسم تازه کنار آمدهاند. احمد، 28 ساله و دانشجو که لحنی شوخ و خودمانی دارد، میگوید:
« خانواده من شهرستان هستند و تنها اینجا زندگی میکنم. هربار با دوستانم برای غذا خوردن بیرون میآییم، هرچه ته غذاها مانده باشد، جمع میکنم و به خانه میبرم. اصلاً بچهها خودشان اصرار میکنند. میگویند تو تنها هستی و آشپزی برایت سخت است. راست هم میگویند. با وجود درس خواندن و کار کردن، آدم اصلاً فرصت آشپزی پیدا نمیکند. غذاهای ما هم که بیشتر فست فود است. پیتزا و مرغ سوخاری که باقی مانده اش اصلاً دست خورده هم نیست و هیچ اشکالی ندارد که اضافه غذای دوستانم را به خانه ببرم. خیلی هم خوشحال میشوم.»
مرجان 32 ساله اما معتقد است که برداشتن اضافه غذا از سر میز، بستگی به این دارد که آدم با چه کسی به رستوران آمده باشد:« به هرحال آدم با بعضیها راحت است و با بعضی دیگر رودربایستی دارد. نمیشود که جلوی همه این کار را کرد. موقع سفارش دادن غذا هم همینطور است. گاهی با بعضی دوستان و همکاران همسرم که به رستوران میرویم، خجالت میکشیم که مقدار کم غذا سفارش بدهیم با وجود اینکه میدانیم نمیتوانیم آنقدر غذا بخوریم ولی زشت است دیگر! ممکن است فکر کنند به خاطر اینکه پول غذای مان کم شود، این کار را کرده ایم. بیشتر وقتها مجبور میشویم برای بچه کوچکمان هم یک غذا سفارش دهیم. به خاطر همین هم معمولاً غذاهایی که میگیریم، اضافه میآید و به خاطر رودربایستی که داریم، نمیتوانیم باقی مانده غذا را در ظرف بریزیم و با خودمان ببریم. من خودم هم این کار را اصلاً دوست ندارم، خصوصاً با این هزینهها! دو، سه پرس غذای معمولی، کلی خرج روی دست آدم میگذارد. باور کنید هربار که قرار میشود با این جمع به رستوران برویم، غصه ام میگیرد!»
«امان از این تعارفات و رودربایستیها!» این حرف یکی دیگر از مشتریهای رستوران است که اصلاً عقیدهای به این گونه تعارفها ندارد. او که زنی حدوداً 45 ساله است، میگوید: «من اصلاً از اینکه باقی مانده غذا را به خانه ببرم، خجالت نمیکشم. جلوی هرکسی هم که باشد، فرقی نمیکند. حیف است غذا دور ریخته شود. به هرحال پیش میآید که گاهی آدم فکر میکند خیلی گرسنه است و بعد چند لقمه که میخورد، سیر میشود. به هرحال نمیشود غذا را ته ظرف گذاشت تا دور ریخته شود. من که اصلاً رودربایستی ندارم. بعضی وقتها هم که با دوستانم برای صرف غذا به رستوران میروم، اگر زیاد گرسنه نباشم، مثلاً یک سالاد سفارش میدهم و اصلاً هم از این کار خجالت نمیکشم.» باز حواسم میرود به خانواده سه نفره و انبوه غذای باقی مانده روی میزشان. یاد حرف پیشخدمت میافتم که میگفت تمام غذاهای باقی مانده یکراست توی سطل آشغال ریخته میشود. این همه غذا! چقدر اسراف میشود! راستی برای تولید یک کیلو برنج، چند لیتر آب مصرف میشود؟ جایی خوانده ام 2هزار و 500 لیتر!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
خيلي مقاله زيبايي بود و نكته مهمي
خواهش ميكنم از اين مطالب در جهت ه
حذف عادات بد روزمره ما بيشتر گذاشته بشه
يكي از اقوام ما كه مرد ميانسالي است و وضع مالي بسيار عالي داره و همگي هم از راه حلال و با تلاش خودش بدست اورده هر وقت رستوران دعوت ميكنه يا دعوت ميشه با خانمش يك پرس غذا ميگيره و حتي اگر كوچكترين ذره اي هم اضافه بياد با خودش ميبره و اعتقاد داره كه كفر نعمت باعث عذاب اللهي ميشه
غريبه ها كه بار اول مهمونش باشن اين صحنه رو ميبينن كه حاجي با ماشين ٧٠٠ مليوني مياد اما با زنش يك پرس غذا ميگيره اولش فكر ميكنن از خساسته كه به اينجا رسيده اما ما ميدونيم كه سالي دهها مليون تومان هزينه جهيزيه يتيم و لباس عيد و اول مهرماه بچههاي يتيمو ميده
واقعا الگوي منه و منم كه خدا را شكر وضع ماليم بد نيست تمام تلاشم اينه كه نه غذايي دور ريخته بشه و نه ميوه اي زيادي خريداري بشه تا خداي ناكرده فاسد بشه و دور ريخته بشه
اميدوارم اين فرهنگ اسراف كه متاسفانه علي رغم اموزه هاي ديني ما كه خيلي نكوهش شده از ما ايرانيها دور بشه كه البته در دست و دلبازي ما و مهمون نوازي ما ايرانيها ادغام شده و بايد بتونيم تفكيكش كنيم
ما با کسی رودربایستی نداریم وحتماً باقی مانده غذا را به خانه می بریم . در خیلی جا های دنیا هم این کار را می کنند .
آوردن برنج در دیس در مقابل برنج پرسی و جداگانه برای هر نفر از ریخت و پاش بیهوده جلوگیری می کند و برنج باقیمانده و دست نخوره رو میشه استفاده کرد.
من و همسرم غذای باقیمانده را تر و تمیز جمع میکنیم و کمی با سبزیها و مخلفات باقیمانده تزیین میکنیم و به افرادی که معمولا اطراف رستورانها دستفروشی یا گدایی میکنند میدهیم
باور کنید کلی ذوق میکنند!
در یک مهمانی مجلس ترحیم یک خانمی همه ته مانده ها را در ظرف یک بار مصرف جمع کرد و گفت : می دهد به کارگرها می خورند
به نظر من باید فرهنگ سازی بشه تا این اتفاق کمتر بیفته.ضمن اینکه باید رستورانها محلی برای تخیله باقی مانده غذاها داشته باشند که در دید مردم باشه و شائبه ای بوجود نیاد.هرچند در رستورانهای گرون قیمت معمولا کمتر از 10 درصد هزینه مشتری به قیمت واقعی غذا بر می گرده و استفاده مجدد ارزش چندانی نداره ولی بین راهی ها خصوصا قابل اطمینان نیست
من بعد از آزمایش ازدواج در حدود 13 سال پیش خانمم را بردم رستوران و بعد از غذا تمای غذای باقی مانده را در ظرف یکبار مصرف به خانه بردم . به نظر من این کار هیج گونه اشکلالی ندارد.
باسلام:
من یکبار در یک کبابی آقای محترمی را دیدم که بعد خوردن غذایش از جیب مبارک پلاستیک فریزی رادر آورد وخورده نان هایش رادرون آن ریخت وبا خودش برد .معتقد بود نباید نان ودیگرضایعات باهم دور ریخته شود
فرهنگ اسراف نکردن و غذا دادن به فقرا و حیوانات خانگی باید در مردم بوجود بیاید . کی باید این کار رو بکنه ؟ خانواده و دولت !!!
با اين اصراف كردنها آينده بايد به دنبال همين غذاها از داخل زباله ها باشيم
هرکىلو برتج 25000 لىتر آب مىخواهد دوستان.
باور كنيد كه سگ ها و گربه ها هم خلق شده اند كه غذا بخورند حالا كه اين همه انرژي صرف توليد و پخت و پز و مصرف مي شه هيچ راه دوري نمي ره كه يك حيوان زبان بسته هم از مازاد غذاي ما سير بشه! بياييد اين سفره اي رو كه خداوند پهن كرده براي همه پهن نگه داريم! من بارها اين كار رو كردن و هيچ ترس و ابايي هم در جلوي ديگران از انجامش ندارم. سر راهم هر زبون بسته اي رو كه ببينم از مازاد غذام بهره مند مي كنم! نمي دونيد چه لذتي داره وقتي با نگاهش و صداش از شما تشكر مي كنه! وقتي توي چهره اش احساس سيري دلپذيري رو مي تونيد ببينيد! بياييد همه با هم موج مثبتي باشيم! آفريننده لحظات خوش يك كشوري به وسعت ايران باشيم! بياييد اشاعه دهنده خوبي باشيم! من از فقر فرهنگي بيشتر مي ترسم تا اينكه فكر كنم جلوي چند نفر غذا به گربه و سگ بدهم بد است! من از غفلت از حال يكديگر و راه كج كردن مردم و بي عاطفه شدنشان بيشتر مي ترسم! ما مسلمانيم! ما انسانيم! انسانيت داشتن و بخشيدن و لذت از هر بخششي هر چند كوچك حق ما است! در ظرفيت كرامت ماست! از آنچه كه بايد باشيم نهراسيم! نترسيم! از آنچه كه نبايد باشيم و از دور شدن از سرچشمه عشق بايد بترسيم!
خداي جهان چه كسي رو از سفره بيكرانش محروم و جدا كرد! بياييد ما هم به وقت پهن كردن سفره بخشنده باشيم! خداي جهان مي دونه كه چه كسي رو سر سفره ما براي تقسيم روزي بفرسته! از مهماني كه مي رسه رو برنگردانيد حتي اگر يك گربه باشه! مهمانش رو خوار و خفيف و سخيف نبينيد زيرا كه بر من و شما منت گذاره كه هنگام غذا خوردن هم ثواب ببريم!! هر لحظه به فكر امروز و آخرت ماست! پس بياييد با يك سخاوت كوچك عاقبت بخير شويم!
بنده تا دانه آخر برنج را میل میکنم هرچی هم غذای دوستان بماند میخورم. حالا. چه همانجا چه ببرم تعارف هم ندارم با هیچکس
اينجا در آمريكا بردن اضافه غذا به خانه بسيار رايج و در حقيقت نبردنش گاهي بد محسوب ميشود
اگر این افراد را ببرید مناطق فقیر نشین که بعضی از ساکنانش حاضرند غذای نصفه دیگران را برای رفع گرسنگی بخورند تا حال این افراد را ببینند اونوقت حاضر می شوند که اینقدر اصراف نکنند.
البته در جامعه افرادی می توانند حداقل کار خیری که بکنند این است که با صاحبان رستوران ها هماهنگ کنند و این غذاهای نیم مانده را که دست نخورده اند برای مستمندان جمع آوری کنند.
باور کنید خیلی از افراد نیازمند ناراحت نمی شوند که این غذاها را به آن ها برسانیم.
خوب هر چی اضافه میاد بزارن تا من بدم مرغ خروس و اردک بخوره حیفه حروم میشه
سلام
سوژه بسیار خوبی انتخاب کردید...
حالا شما رفتید رستوران و در مورد رودربایستی و اینکه برداشتن بقیه غذا کار خوبیه یا خیر صحبت کردید
لطفا یک سری هم به دانشگاه ها بزنید ...
قضیه باقیمانده غذا در دانشگاه ها فاجعه ست ... سطل های زباله پر از برنج... صحنه ناراحت کننده ایست .هیچ کس هم نمیگه آقا کمتر بریزید تو بشقاب ها اگر کسی دوباره خواست میاد میگیره...
یعنی واقعا میرسه اون روزی که ما ایرانیا رودرواسی رو کنار بذاریم و هی نگیم اگه این کارو بکنیم بقیه چه فکری میکنن و یادبگیریم واسه دل خودمون زندگی کنن؟
کاشکی تو مدارس بجای اون همه حفظیات بدردنخور یه کمی هم زندگی کردن درست و لذت بردن از اون رو یادمون میدادن
آفرین، بسیار بجا بود.
لطفا از هر راهی که میشود مردم را آگاه کنید...
ایکاش قانونی تصویب میشد که مراجعین از طرف رستورانها موظف میشدند که باقیماده غذا خود را - چه بخواهند و چه نخواهند _ همراه ببرند. راهش هم این است که هنگام سرو غذا ظرف یکبار مصرف نیز ارائه گردد.
جناب دلسوز، ظروف یک بار مصرف خود بلای جان طبیعت شده اند، با آنها چه کنیم؟
ولی برنج آشغال خارجی پلیمر است و نیاز به آب ندارد
از پایه همه چیمون مشکل داره والا بخدا!
متاسفانه، اتفاق ناپسندی، مدام تکرار میشه
کلی غذا، هر روز دور ریخته میشه
و ما افرادی رو داریم که روزی یک وعده غذا ندارند بخورند
اصلا سوای این حرفا، این همه برکت خدا، دور ریخته بشه، اصلا درست نیست
هم رستوران دارها باید به فکر باشند و هم مردم
من با دیدن یک بار زحمت کشت برنج دیگر دلم نمی آید حتی یک دانه برنج نخورده در ظرفم باقی بگذارم در رستوران هم همیشه با خانواده ام یا غذا به اندازه سفارش می دهیم و در صورت باقی ماندن با خودمان می بریم نگران تصور دیگران هم نیستیم دور ریختن غذا و برکت الهی خیلی زشت تر از این است که دیگران فکر کنند بنده خسیسم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.