آخرین خبرقلعه‌نویی: بدترین فیفادی عمرمان را داشتیم
4369بازدید
۱۷

حمله كم‌سابقه جريان روشنفكري ديني به دكتر شريعتي

اين كتاب در حملات كم‌سابقه‌اي، افكار شريعتي را بالقوه خطرناك خوانده و اين نويسنده انقلابي را متهم كرد كه افكارش براي ساختن بهشت در زمين، دنيا را به جهنم بدل مي‌كند! گويا، آزاد انديشي براي جماعت روشنفکر توجيه‌گر چرخش‌هاي يک صد و هشتاد درجه‌اي است.

يك كتاب تازه منتشره از سوي روشنفكران درباره دكتر علي شريعتي، در حملات كم‌سابقه‌اي به وي، افكار شريعتي را بالقوه خطرناك خوانده و اين نويسنده انقلابي را متهم كرد كه افكارش براي ساختن بهشت در زمين، دنيا را به جهنم بدل مي‌كند!

به گزارش خبرنگار «تابناك» به نقل از سايت كتابخانه تاريخ اسلام و ايران، به تازگي، انتشارات کوير که در نشر آثار اصلاح‌طلبان پيشگام بوده و هست، کتابي را با نام «دين انديشان متجدد» يا روشنفکري ديني از شريعتي تا ملکيان در بيش از 360 صفحه منتشر کرده است. به رغم آن که نقد شريعتي در آثار روشنفکران ديني دهه هفتاد و هشتاد بي سابقه نيست، اما اين اثر در نقد وي و حتي فراتر از آن «در ناچيز شمردن شريعتي» گوي سبقت را از ديگران ربوده است...

پس از تطورات گوناگون از شيفتگي تا طرد مرحوم شريعتي و آثارش در ميان دو طيف از انقلابيون جمهوري اسلامي، اكنون جريان روشنفکري ديني به طور جدي به نقد دکتر پرداخته است. اين جريان تقريبا هيچ نقطه مشترکي با شريعتي ندارد و انديشه‌هاي او را در هيچ زمينه‌اي برنمي‌تابد.
در اين شرايط است که چاپ کتاب آقاي محمد منصور‌ هاشمي‌ از سوي يک ناشر اصلاح‌طلب توجيه مي‌شود. اين ناشر که نام نشر خود يعني «کوير» را هم مديون شريعتي است، در مقدمه انتشار اين آثار را پايبندي به ميثاقي مي‌داند كه پايه‌هاي آن را آزادانديشي تشکيل مي‌دهد.
کتاب در اصل در چند فصل پيرامون شريعتي، سروش، مجتهد شبستري و ملکيان و مرور بر افکار آنها و در نهايت بندي در نتيجه‌گيري است...

بخش مهم و مفصل آن مربوط به شريعتي است. نويسنده در اين بخش، نقد مفصل و تندي صورت داده و به طرز بي‌سابقه‌اي افکار و انديشه‌هاي او را بي‌پايه، سست، غير مستدل، متناقض، شتابزده و غير قابل دفاع وصف کرده است. برخي از عبارات انتخابي در نقد دکتر بدين شرح است:
شريعتي در آثارش ادعاهايي دارد مشکوک يا حتي به کلي نادرست؛ منظور اشتباهاتي نيست که شايد بتوان آنها را از مقوله سهو دانست (95)
وقتي کم‌اطلاعي از قيبل آنچه ذکر شد با ذوق‌زدگي نظريه‌پردازي جمع شود حاصلش عباراتي مي‌شود مانند اين... (97).
اين دعوي، دعوي کهنه مردودي است که در آثار شريعتي صرفا به کار درست کردن شعارهاي هندسي‌تر و خوش‌ساخت‌تر مي‌آيد تا کار فکري و عملي ( 99)
او توطئه انگار و دشمن بين است. تصور مي‌کند غرب استعمارگر عزت و سيادت و استقلال ملل مسلمان جهان را از چنگشان ربوده است (104)
او در نظريه‌پردازي اصولا جدي نيست (111)
او از طرفي براي جامعه به مدد سوسياليسم رفاه اجتماعي را آرزو مي‌کند و از سوي ديگر، در نقد سرمايه‌داري بر آن است که رفاه پوچي مي‌آورد (111).
اينجاست که انديشه‌هاي مرحوم شريعتي، ابعاد بالقوه خطرناک خود را آشکار مي‌کند و به اين مي‌انجامد که براي ساختن بهشت بر زمين، دنيا را به جهنم بدل کند (113).

گويا، آزاد انديشي براي جماعت روشنفکر توجيه‌گر چرخش‌هاي يک صد و هشتاد درجه‌اي است، اما به نظر مي‌رسد برخي از عبارات کتاب دست‌کم اندکي خارج از نزاکت اخلاقي باشد، صرف‌نظر از آن که نقدها درست باشند يا خير و اين کار در شأن کار نشر نيست، چه رسد به ناشر اصلاح‌طلبي چون آقاي مظفر به ويژه که ايشان در مقدمه کتاب از مؤلف به عنوان فردي فاضل، انديشمند و نکته‌سنج ياد کرده است.

متن کامل را در ستون «يادداشت» بخوانيد.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۸۶/۱۱/۱۵ ۰۲:۱۴

به قول امام علی (ع) شرافت آدمها به عملشان هست نه به حرفشان. انشاء اله که آدمهای شریفی باشیم. من این کتاب را نخوانده ام و نمی توانم منصفانه در مورد آن قضاوت کنم. اما آنچه می دانم این است که من 29 ساله از شریعتی و کنابهایش و بینشش زندگی کردن آموخته ام (به بینش سیاسی ایشان کاری ندارم) ...

ناشناس۱۳۸۶/۱۱/۱۵ ۰۱:۲۷

شريعتي گفت : علي يك مافوق بشر نبود ... علي يك بشر مافوق بود و اين جمله دو خطي مرا به سمت نهج البلاغه و مولايي كشاند كه شيعه او بودم ولي از او هيچ نمي دانستم...
هرچند شهريار هم گفته بود : نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت..
اما تاثير قلم شريعتي كار ديگر كرد!
شريعتي گفت:
خواستم بگويم فاطمه مادر حسن است ديدم نيست...
خواستم بگويم همسر علي است ديدم
كه نيست..
.
.
.
.
فاطمه اين ها همه هست و اينها همه ي فاطمه نيست
فاطمه فاطمه است...
و من فهميدم فاطمه كيست...
شريعتي گفت:
چه اسم زشتي كهكشان!!! يعني از آنجا كاه ميكشيده اند و اينها هم كاه هايي است كه براه ريخته است... شگفتا كه نگاه هاي لوكس مردم آسفالت نشين آنرا كهكشان مي بيند و دهاتيهاي كاهكش كوير شاهراه علي.. راه كعبه .. راهي كه علي از آن به كعبه مي رود...
و اين تعبير زيبا به من آموخت دنيا را چگونه در گرو قدرت پروردگار بينم و علي را مصداق آيه آحسن الله الخالقين بدانم و آموختم ديدن از دل ديدني اموختني است
هرچند سهراب هم گفته بود : چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد
اما سحر قلم شريعتي كار ديگري كرد
نمي دانم منتقدان شريعتي او را الگوي خود قرار دادند كه به اين نتيجه رسيدند كه حرفهايش انحراف است يا تاثير تفكر شريعتي را بر جوانان اين مملكت مورد بررسي قرار داده اند ؟!
كاش همه معناي اين جمله را مي فهميدند كه بگذار عظمت در نگاهت باشد نه در آنچه كه بدان مي نگري!!!
من جوون بيست ساله همين مرز و بومم
من خداي خودمو دارم و دنياي خودمو دين خودمو ادعاي روشنفكري و فهم و شعور هم ندارم منتقد هم نيستم دنياي كوچكي دارم كه در ساختنش شريعتي و حرفهايش مرا ياري كرد
حالا در اين دنيا مي دانم كه براي خوب نگرستين ... خوب انديشيدن... خوب زيستن... خوب عبادت كردن چه بايد بكنم..
و روزي هزار بار حسرت مي خورم كه چرا زودتر به دنيا نيامدم تا مي توانستم شريعتي را ببينم!!!!!!!!!
روحش شاد.. يادش گرامي و در اذهان تا هميشه تاريخ ماندگار ...

ناشناس۱۳۸۶/۱۱/۱۴ ۱۹:۱۲

سلام
اولا نقد زمانی خوبست که فرد مورد انتقاد یا زنده باشد که بتواند از خود دفاع کند
یا لااقل در همان دهه صورت بگیرد نه زمانی که 30 سال از شهادت ان بزرکوار میگذرددر صورتی که نقش ان بزرگوار در انقلاب از دید بسیاری از صاحبنضران و تحلیلگران خارجی بعد از امام راحل قرار دارد و ایشان بودند که با ان سخنرانیها و نطقهای اتشین شور انقلاب رادر قلب جوانان و مردم ایران شعله ور ساخت
البته من طرفدار متعصب دکتر نیستم و دکتر هم که انسان کاملی نبوده که نتوان از ایشان ایراد گرفت ولی در زمان خود از همه روشنفکران انقلابی و مذهبی سرتر بود و توهین به معلم شهید در خور کسی که خود را طرفدار انقلاب و امام راحل می داند نیست
در ثانی بعد از دکتر و استاد مطهری در این دو دهه کسی از جامعه دانشگاهی پیدا نشده که بتواند جای خالی چنین عزیزانی را برای جوانان این مملکت با توجه به اینکه جوانان مابا مشکلات وشبهاتی که مخصوص این سالها و این اسلام ستیزی هایی که وجود دارد پر کند و نویسنده محترم بجای نقد و برسی افکار ایشان بهترست که به شبهاتی از سوی بی دینان و وطن فروشانی با استفاده از امکانات استکبار و از طریق رسانه های ماهواره ای به اسلام و انقلاب وارد می شود پاسخ دهد

ناشناس۱۳۸۶/۱۱/۱۴ ۱۳:۴۴

سلام
این بحث که شریعتی که بود و چه کرد به جای خود قابل تامل و بررسی است اما به هر حال شریعتی انسان بوده و بنابر این اشتباه داشته و چون اشتباه داشته ما میتونیم نقدش کنیم .

ناشناس۱۳۸۶/۱۱/۱۴ ۰۶:۱۷

نقدوبررسی شریعتی وآثار و افکار وی را باید در زمان خود سنجید جامعه آن دوران اینگونه افکار انقلابی را می طلبید درعین حالی که برخی نظریات ایشان با جامعه امروز با تغییرات سریعی که هر روز بر سرعتش افزوده می شود سازگاری ندارد ولی ماروح ومنش آزاداندیشی وصداقت شریعتی را ارج می نهیم وبرایمان ارزشمند است روحش شاد

ناشناس۱۳۸۶/۱۱/۱۳ ۰۷:۳۹

شهید (بواقع) دکتر علی شریعتی دارای صداقت در گفتار بود کلامش برگرفته از ریشه های مذهبی با توجه به اینکه پدر گرامی ایشان نیز از مفسرین برجسته بودند و همچنین با پایه علمی با توجه به تحصیلات در بهترین دانشگاه ها از جمله دانشگاه سوربن فرانسه و در خدمت اساتید بزرگی که حتی شیعه را از مای مسلمان بهتر می شناختند بوده بنابراین کلام برگرفته از دکتر چیزی جزء پیوند دینی و روشنفکری نمیتواند باشد.

ناشناس۱۳۸۶/۱۱/۱۱ ۱۲:۴۲

سه سال چیه. روش نوشته چاپ اولش 1385 و چاپ دومش 86 است.

ناشناس۱۳۸۶/۱۱/۱۱ ۱۱:۱۹

با سلام و احترام - بنده پس از مطالعه كتاب آري اينچنين بود برادر مرحوم شهيد دكتر شريعتي نماز خواندن را شروع نمودم و با مطالعه كتاب حج زيبا ترين روح همبستگي و فاطمه (س) فاطمه (س) است ايشان جذب گروههاي اسلامي و انقلابي شدم وپس از آن با مطالعه كتاب كوير و دوشهيد جذب سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شدم و در حال حاضر توفيق خدمت در مملكت اسلامي تحت رهبري مقام عظماي ولايت را دارم . خدا او را رحمت نمايد انشا الله .

ناشناس۱۳۸۶/۱۱/۱۱ ۱۱:۰۲

دكتر شريعتي در زماني سخن مي گفت و مي نوشت كه بهيچ عنوان اميدي به زنده بودن حتي فرداي خود نداشت.هميشه اين احساس را داشت كه امروز شايد روز آخر باشد.براي همين در گفتن مطالب بسيار عجله داشت.چون شرايط اينطور ايجاب مي كرد.شرايط مثل الان نبود كه با خيال راحت چاي و قهوه ميل كني و بنويسي.از اين رو، شايد مطالبي را گفته باشد كه نياز به بازنگري داشته باشد و اين را خود دكتر هم مي دانسته است.اما فرصت كافي براي اين كار نداشته است.از طرفي،نگاه وي به دين و مسائل پيرامون آن و نيز شخصيت هاي ديني ما يك نگاه تازه و دل نشين مي باشد.بطوريكه كساني كه اكنون هم سن و سال من هستند(30 تا 40 سال)و دين و شخصيت هاي ديني را از طريق نگرش،بيان و نشته هاي دكتر شناخته اند به خوبي مي دانند كه چه تاثير عميقي بر آنها داشته است.شريعتي شخصيتي است كه بسيار كم به آن پرداخته شده است.و ابعاد آثار وي سطح دانش و نگرش وي را به مسائل به خوبي نمايان مي سازد.من براي كساني كه مي خواهند آثار ايشان را نقد كنند احترام قائلم اما تقاضا دارم كه به همان اندازه كه نقد مي كنيد، سعي كنيد كه نكات مثبت شخصيتي و آثار ايشان را هم در جامعه مطرح نموده و ترويج نمائيد.فراموش نكنيد كه خدا در جاي حق نشسته و نظاره گر كارهاي ماست.
حرف آخر اينكه شريعتي را بايد از نو شناخت.او مظلوم بود و همچنان هم مظلوم مي باشد.
خدا رحمتش كند

ناشناس۱۳۸۶/۱۱/۱۱ ۱۰:۵۷

با سلام
این ملت و کشور و ... وقتی حقی را که شریعتی بر گردنش دارد را اداء نمی کنند باید منتظر چنین چيزهايي هم باشیم آنقدر صبر کنید تا کشور دیگری شریعتی را از خودش اعلام کند( مثل ترکیه و مولانا و یا .....)من به جرات می گویم با تمام وجود و ایمانم که اگر بخواهیم یک نفر را از بین کلیه علوم به عنوان منتخب قرن اعلام کنیم آن کس شخصی نیست جز دکتر.
ایشان مایه فخر ایران زمین هستند.

ناشناس۱۳۸۶/۱۱/۱۱ ۱۰:۳۰

کسی نمی تواند نقش بسیار تاثیر گذار شریعتی را در تحولات تاریخی انکار کند . نبوغ ، اندیشه و کلام ساحرانه ایشان اساس حرکت های بزرگی بوده است. اما امروز بعد از گذشت سه دهه از فقدان وی و فروکش کردن احساسات انقلابی باید آثار و اندیشه های مرحوم شریعتی بدور از اغراض سیاسی مورد نقد و تحلیل قرار گیرد و این کمال بی انصافی است که در فقدان ایشان که امکان دفاع از خود را ندارد مورد اتهام های واهی قرار گیرد. بهر حال ایشان در سن 44 سالگی چشم از جهان فرو بست و فرصت زیادی برای تجربه های جدید نداشت اما در اخلاص ، سوز واحساس مسئولیت و نبوغ ایشان شکی نیست.

ناشناس۱۳۸۶/۱۱/۱۱ ۰۸:۵۵

چندی پیش در نظر خواهی بی بی سی عنوان شده بود که چه کتابهایی در تغییر افکار و عقاید شما اثر زیادی داشته است. در اغلب نظر ات از دکتر شریعتی وجلال ال احمد و استاد مطهری و .... نام برده شده بود. احتمالا در این نوع تها جم جدید فرهنگی قصد بر این است که روشنگران افکار مردمی و انقلابی را در نظر مردم کم اهمیت جلوه دهند و از محبوبیت آ نها کم کنند.

ناشناس۱۳۸۶/۱۱/۱۱ ۰۸:۳۲

سلام، در ابتدا ممنون از انعكاس به وقت اين مطلب. تاريخ بهترين قاضي و معيار براي سنجش بزرگاني چون شريعتي است. من خارج از كشور زندگي مي‌كنم و هفته گذشته جواني اهل كره جنوبي براي ما از شريعتي مي گفت و با جديت گفت من اسلام را از شريعتي آموختم و حتي مي‌دانم شيعه علوي چيست و چه زيبا از اسلام حرف مي‌زد بر خرافه گويي هاي ايجاد شده در دين انتقاد مي كرد. اين يعني اسرار قلم مردي كه براي دنياي خود هرگز ننوشت. باشد كه انصاف و اخلاق را بيش از حال در نوشته هايمان لحاظ كنيم و به اين راحتي سرمايه ميهنمان را مورد انتقاد قرار ندهيم. نمي دانم كه آيا اين مطلب را چاپ مي‌كنيد يا نه اما شما هم وظيفه داريد شفاف سازي كنيد و مانند هميشه پيگيري. يا علي

ناشناس۱۳۸۶/۱۱/۱۱ ۰۸:۱۹

ای بابا، شریعتی وقتی هم که بود مظلوم بود. الان هم که در بین ما نیست مظلوم است. خدمت ایشان عرض کنم که من در دوران انقلاب به دنیا امدم اما بسیاری از داشته هایم را مدیون شریعتیم و مطمئنم افرادی مثل من کم نیستند.

ناشناس۱۳۸۶/۱۱/۱۱ ۰۷:۵۷

ختم کلام :
به قول دکتر من از دشمنانم گله ای ندارم ، از دوستان ناراحتم که بد از من دفاع می کنند. دنیا محضر خداست ، در محضر خدا گناه نکنید.

ناشناس۱۳۸۶/۱۱/۱۱ ۰۰:۱۴

به نام خداوند قلم، خداوند اهل قلم ، خداوندی که خود بر دلهای مومنان و آگاهان به مسولیت آگاه تر است . بنده این کتاب را مطالعه کردم، باید گفت کتاب از حیث موضوعی و تقسیم بندی فصول قابل اعتنا و در خور تقدیر است. اما باید در مورد مطالب آن خصوصا پیرامون دکتر شریعتی گفت ، غرض ورزی و دیدگاه یکجانبه آنچنان در این کتاب موج می زند که هیچ تناسبی با روشنفکری ندارد. ای کاش کسانی که امروز اینچنین به کوچک شمردن آزاد مردان بی پروایی چون شریعتی دست می زنند ذره ای حداقل با خودشان صادق و بی ریا بودند.

ناشناس۱۳۸۶/۱۱/۱۰ ۲۱:۳۵

سلام
آقا چه می کنید؟؟؟
کتاب جدید چیست
این کتاب سه سال پیش انتشار یافته !!
و نقد ها اصولی و بجاست !
این یادداشت شما هم متنی چندان شایسته نیست !
ضمنا آقای محمد منصور هاشمی (من هیچ نمی شناسمشان مگر با همین کتاب و کتابی به نام احمد فردید) هیچ جا ادعای روشنفکر دینی بودن نکرده اند .

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.