چیزی شبیه طلاق، بدون ثبت و سند!
روزنامه ایران در گزارشی از یک پدیده جدید نوشت:
صندلی ماشین را تا آخر خوابانده و زیر کاپشنش مثل مسافری خسته و کلافه در هالهای از بخار پشت شیشهها، به خوابی عمیق فرو رفته است. سرمای صبحدم پاییز، استخوان آدم را هم درد میآورد. اما او مسافر نیست؛ او را همه عابران دم صبح میشناسند. پلاک ماشینش هم میگوید که او تهرانی است.اغلب این ساعتها برای پیادهروی به پارک کوروش در خیابان شریعتی میروم. ضلع غربی پارک که به خیابان جلفا راه دارد، محوطه خوبی برای ورزش است. از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان برای پیادهروی و ورزش به این پارک محلی میآیند؛ من هم جزو یکی از آنها. تا یادم نرفته بگویم پیادهروی صبحگاهی گذشته از هر چیز خوب، یک فایده خوب دیگرهم دارد؛ در این ساعتها انگار آدم دور و برش را بهتر و شفافتر میبیند و به قول نویسندهای فکرهای خوبی هم به سرش میزند.
اپیزود اول
در چند روز گذشته، دستکم 3 - 2 راننده را دیدهام که پشت فرمان خوابیدهاند. یکی از آنها پای ثابت خیابان کنار پارک است. پیکان سفید رنگی که ساعت 8 صبح، شیشهها را با پارچه سفیدی پوشانده. هیچ چیزی معلوم نیست. پلاک ماشین مربوط به یکی از شهرهای حاشیه تهران است. چند روز اول فکر میکردم شاید مسافر باشد ولی دیروز فهمیدم اشتباه کردهام. صاحبش داستانی دارد دراماتیکتر از رمانهای روس؛ مردی 65 ساله با قد بلند و موهای پرپشت سفید. چهار ستون بدنش از من سالمتر است. وقتی همکلامش میشوم که از نانوایی برگشته و از صندوق عقب ماشینش سفره و استکان و پنیر بیرون میآورد.
بیخیال ورزش میشوم و یکراست میروم کنار سوژه. سلام میدهم و میگویم چند روزی است که شما را میبینم توی ماشین خوابیدهاید، میتوانم بپرسم چرا؟
انگار که از سؤال بیمقدمه من جا خورده باشد، چند لحظهای خیره میماند و با خنده میگوید: «پسرم مفتشی یا فضول؟» من هم با خنده میگویم هیچکدام، خبرنگارم. در جواب میگوید: «نکنه پردههای ماشین و خوابیدن من توی این آلونک آهنی برایت جالبه؟ پس دوربین و میکروفنت کو؟» پیش خودم میگویم یالا تا پشیمان نشده، بنشین پای حرفهاش.
- چند روزی هست پیادهروی میکنم و شما را اینجا میبینم، چرا توی ماشین میخوابین؟
- از بدبختی، از بیچارگی.
- مگه خانه و زندگی ندارین؟
- چرا دارم ولی چند ماهی هست که از خونه بیرون زدم. راستش رو بگم زنم از خونه بیرونم کرده.
- چرا؟
- میگن سرپیری و معرکهگیری، قضیه منه. بعد از اینکه بچهها سر و سامون گرفتن و رفتن سر خونه و زندگی، اختلاف من و زنم هر روز بیشتر شد. زنم هر روز بهم گیر میداد که برو سرکار، حقوق بازنشستگی کفاف زندگی رو نمیده. البته با ولخرجیهایی که میکنه معلومه جواب نمیده. افتاده تو خط مدبازی. هر روز با این تورهای مسافرتی3 – 2 روزه اینور و انور میره. اصلاً نه غذایی درست میکرد نه به فکرم بود. چندباری هم کاسه و بشقاب سمتم پرت کرد که یکبار سرم شکست.
پیرمرد برای چند لحظهای سکوت میکند و دستش را روی پیشانیاش میکشد. انگار یادآوری اتفاقات گذشته آزارش میدهد. شاید هم خجالت کشیده که دارد حکایت زندگیاش را برایم تعریف میکند. جای پدر بزرگ من است. نمیدانم چطور دلداریاش بدهم؟ تنها کاری که از دستم برمیآید این است که از فلاسکی که روی صندوق عقب گذاشته برایش چای بریزم.
بعد از نوشیدن جرعهای از چای ادامه حرفش را میگیرد: «با زنم اختلاف داشتیم ولی نه اینقدر، به خاطر بچهها کاری به کارش نداشتم. کوتاه میاومدم. آنقدر غرغر کرد که از زندگی خسته شدم. چندباری منو از خونه بیرون کردهبود ولی به بهونهای برمیگشتم. اینبار قفل در رو عوض کرد. فقط تونستم لباسهام و پتو و فلاسک و چند تکه ظرف بردارم. از ترس اینکه اگر توی ماشین بخوابم و آشنایی منو توی این وضعیت ببینه، اومدم تهران و اینجا رو پیدا کردم. اینجا هم خلوته هم آب و سرویس بهداشتی داره.»
- سخته ولی چارهای ندارم.
- بچههات میدونن؟
- هفته پیش فهمیدن ولی مادرشون حتی اونا رو هم راه نمیده. فکر کنم دیوانه شده.
بعد میزند زیر قهقهه و میگوید: «اینم شانس منه که آخر عمری توی کوچه و خیابون بخوابم. من کارمند اداره بودم. برای خودم آدمی بودم. سرنوشت رو میبینی پسر!»
احساس میکنم سؤال پیچ کردن پیرمرد ناراحتش میکند. تنها با او همدردی میکنم و با جملات مبهم و بیسر و تهی که حتی خودم معنیشان را نمیفهمم از او خداحافظی میکنم.
اپیزود دوم
در طول مسیر پیادهروی مدام فکر میکنم که چطور میشود در این سن و سال کسی مرد زندگیاش را آلاخون والاخون کوچه و خیابان کند. هنوز به جوابی نرسیدهام که به سوژه دوم برمیخورم. مرد جوانی که در خودرو مدل بالایی به خواب عمیق فرو رفته. ماشین روشن است و بخاریاش کار میکند. برای تکمیل شدن گزارشم مجبورم مدام خیابان جلفا را بالا و پایین کنم تا راننده از خواب بیدار شود. سربالایی خیابان نفسم را میبرد. چارهای ندارم. بالاخره بعد از 40 دقیقه نشانهای از بیدار شدن مرد جوان را از دور میبینم. از ماشین پیاده میشود و آبی به صورتش میزند. بعد میرود سروقت گوشیاش. نمیدانم چه چیزی میخواند و ناشتایی لبش را باز میکند به ناسزاگویی «پدر سوخته... چی از زندگیم میخواد، نمیدونم!»
در نقش یک شهروند وظیفهشناس به مرد جوان میگویم که اعصابت را اول صبحی خرد نکن همه از این مشکلات دارند باید کوتاه آمد و... اما حرفها، به جای اینکه آب روی آتش باشد، نفت میشود روی شعلههای سرکش. گر میگیرد. انگار منتظر کسی بوده که درد دلش را سر او آوار کند. من هم که جلویش حاضر و آمادهام:
به نقشم ادامه میدهم و سعی میکنم مرد عصبانی را آرام کنم. میترسم سکته کند و روی دستم بیفتد.
- من توی زندگیم هیچ چیز کم نذاشتم. خونه دارم، ماشین دارم، سفرخارجی میریم... خواهر و مادرم شدن بهونه این زن. میشینه و پا میشه پشت سرشون حرف میزنه. نمیدونم این چه حکمتیه که فقط فامیل مرد نفهم و بد نیت از آب بیرون میاد!
- اصلاً خودت زن داری؟
نمیدانم راست بگویم یا دروغ. ناخواسته میگویم نه. همین دروغ کافی است که دستی به شانهام بزند و بگوید: «هر وقت زن گرفتی، به حرف من میرسی رفیق! جای تو باشم، زن نمیگیرم. الان آزادی و درگیر زن و بچه نیستی. جای من باشی سر به کوه و دشت میذاری.» بعد سوار ماشینش میشود و میرود.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اگه ده تا مرد گیر زن ناجور بیفتن باید سوژه بشه و از حقوقشون دفاع بشه اما اگه صدها زن گیر مرد غیرمتعادل و ناجور بیفتن, خوب زن باید بسازه دیگه. زن اصلا برای این آفریده شده که مرد راحت باشه. این نحوه نگاه کردن مردها به مقوله اختلافات خانوادگیه.
بنده خودم سه سال درگیر بودم، خوشبختانه بچه نداشتیم. نمیگم همش تقصیر زنم بود، نه منم کلی اشتباه داشتم، ولی از وقتی جدا شدم اگرچه کل زندگیمو دادم اما الان مشکلاتم و شرایط روحیم با قبل قابل مقایسه نیست. زنم که موقع طلاق هر چی داشتم رو با خودش یرد، الان حاضره همه چیو بده و برگرده. اما من عمرا دوباره گزیده بشم. بسه
تابناک تو که همه چیزو نوشتی اینم بنویس من یه زنم سه تا دخترم از بخت بد خدا بهم داد شاغلم و تحصیلات عالیه دارم 20 ساله با یه شوهر معتاد به خاطردخترام میسازم تمام تلاشم ساختن اینده خوب برای دخترامه ولی متاسفانه انها ازدواج و بیرون رفتن از خانه را به حضور در خانه ای که همیشه یا صدای دعوا می اید یا بوی تریاک ، ترجیح میدهند نمیدانم کجا بد عمل کردم ، بارها همسرم رو ترک دادم. اما فایده ای نداشت . البته او مرد زحمت کش و با استعدادی است گاهی ناراحت میشوم که چرا باید اسیر اعتیاد شود، جبهه رفته است و لی دقیقا از نسل سوخته ای است که قربانی اجتماع و حق کشیهایش شده اند بارها در ازمونهای استخدامی قبول شد ولی از مصاحبه ردش کردند یکبار هم در مزایده ای علنا حقش را پایمال کردند اما ایشون عوض تلاش بیشتر به یکباره تسلیم اعتیاد شد و میدانم که این تنها مشکل من نیست و گذاشتن و رفتنم هم فقط بدبختی فرزندانم را در پی خواهد داشت .اینو نوشتم تا ثابت بشه اگه 200 نفر هم شبها توماشین میخوابند در مقابل صدها هزار زن هم مشکلاتی شبیه من و بدتر از من دارند که صدایشان را کسی نشنیده و نمیخواهد بشنود .کسانی که به راحتی به خصوص در استخدامها حق کشی میکنند ایا متوجه تبعات دایمی ان بر یک خانواده هستند؟
از بس رسانه ها زن ها رو مظلوم جلوه داده دیگه به مردها کسی بها نمیده ولی الان دوره زمونه عوض شده به خاطر فرزندان ، مرد ها هستند که دارند مدارا میکنن و کاملا نقش های سال های قبل عوض شده قبلا زن زندگی حفظ میکرد الان در بیشتر زندگی هایی که من شاهدش هستم زن شده مایه خرابی زندگی
البته هنوز هستند خانم هایی که باید روی چشم گذاشتشون اما باید قبول کنیم تعدادشون اندک هر چند رفتار مردها هم عوض شده ولی در خانمها تغییر بسیار بیشتر بوده و سطح توقعشون در دهه اخیر بسیار بالا رفته و حرمت ها شکسته شده و متاسفانه قانون شتر مرغی خانمها بلای جان مرد ها و زندگی اجتماعی شده چرا که دایم حرف از برابری حقوق زن ها صحبت میشود ولی جایی که در زندگی مشکلاتی به وجود می اید مرد یکه و تنها باید حلال مشکلات باشد و زن در دوران خوشی یار و شفیق هست
جدیدا با دوستانشون میرن بیرون انگار نه انگار خونه زندگی و شوهر و فرزند دارند
زن میخواین بگیرین به مذهبی بودنش دقت کنید حداقل قشر مذهبی به اخلاق پایبندند
مردها زن ها رو کتک بزنن و فحاشی کنن کاملا طبیعیه اما اگه زن ها این کار رو بکنن از غیر طبیعی یه چیزی اون ورتره
خدا جای حق نشسته به هر حال
ما زن ها خشونت را از مردان یاد گرفتیم ،از بس که مردان به زن هاظلم کردند ودختران شاهد کتک خوردن وآزار مادران خود بودند این گونه رفتار می کنند .ویا مادرانشان یاد می دهند که مظلوم نباشند .
خوب برای چی اصلا ازدواج میکنن؟؟
کاش مجرد بودم.مجردها اصلا به ازدواج فکرنکنید.جز فلاکت هیچی در تاهل نیست.
خر شما از پل رد شده بقیه نیاز جنسی ندارند نه؟
بنظرم مشاوره علمی و عملی قبل از ازدواج بسیار لازم است تا مشخص بشه مشکلات حاد شخصیتی نداشته باشند و حتی الامکان مناسب هم باشند و تازه بعد از آن هم یادگیری تکنیک های مدیریت ذهن و هیجان ها مثل مدیتیشن و..لازم است تا دو طرف به سلاح صبر و خرد و عشق مجهز شوند...
در غیر این صورت وضع همین طور و روز به روز هم بدتر خواهد شد...مرد و زن هم ندارد هر دو قربانی نا آگاهی و جهل شده اند...
هاهاها
خانوما سم بريزن توي غذا؟
فعلا که اون آقاي دکتر تبريزي سم ريخته توي غذا و خانوادش رو کشته.
قضاوت نکن
ببخشید ولی پارک کوروش که اسم الانش پارک شریعتی هست، بر خیابون شریعتیه و اصولا ربطی به خیابون جلفا نداره. خیابون جلفا بیشتر به تپه های عباس آباد یا همون بهشت مادران فعلی که یه بخشش برای ورود آقایان اختصاص یافته، نزدیکه. تو خود خیابون جلفا هم یکی دو تا بوستان به مساحت مثلا 100 متر مربع وجود داره ولی بیشتر شبیه فضای سبز کنار خیابونه.
خلاصه به مردم آدرس اشتباه ندید (:
شما آقایونی که اینجا یقه دارین چاک میدین به هر حال خواهر دارین مادر دارین خاله، عمه ،کدومشون این شکلین؟ وجدانا مردها بیشتر به زنا زور نمیگن؟ کتک و فحش و داد و بیداد تا جایی که ما دیدیم از طرف مردها بوده. شما با چشم و گوش باز ازدواج کنین هیچ اتفاقی براتون نمی افته. به شرط اینکه خودتون هم آدم درستی باشین در زندگیتون
مرد باید یه مقدار شخصیت و جسارت و جرات داشته باشه. (البته به اندازه معقول) وقتی روز اول 1000 سکه مهریه رو قبول می کنی. در ادامه تمام درخواستهای منطقی و غیز منطقی خونواده عروس رو برای مراسم قبول میکنی. تو زندگی هر چی بهت دیکته شد همه رو از دم قبول می کنی. اون وقته که تبدیل میشی به یه برده واقعی. آخرش هم یه جا باید تاوان برده بودن رو بدی. آدم باید یاد بگیره "نه" بگه. "چشم" گفتن که کاری نداره. همه بلدن.
خدا عالمه که چرا از خونه بیرونشون کردن
یک تست ساده نشون میده جامعه مون تو چه شرایطیه:
اگر بشنوید یک زن شوهرش را کتک زد چه حسی پیدا می کنید؟
اگر بشنوید یک مرد زنش را کتک زد چه حسی پیدا می کنید؟
کدوم میتونه یه تیتر خوب باشه؟
وای امین خان(10:16)، تو رو خدا این فرمان رو صادر نکن، یعنی از وقتی این فرمان رو صادر کردی همینجور دارم اشک میریزم
جمعش کنین تو رو خدا. البته من واقعا متاسفم که یه مردهایی چنین شرایطی رو دارن. اما دیگه شورشو در نیارین. دوستای متاهل من هزار جور بدبختی دارن از دست شوهراشون. یکی رفیق بازه، یکی سر و گوشش میجنبه، یکی اهل کار و زندگی نیست. یکی از دوستام بنده خدا پیام هایی که به شوهرش میداد که لااقل شب زودتر برگرده خونه و انقدر دنبال رفیق بازی نباشه رو به م نشون داده بود پر از جمله های محبت آمیز و عاشقانه، اما آقا خیلی لطف بکنه 2 شب برمیگرده خونه. کم هستن این جور زن ها؟
اونی که از ازدواج هراسانه دخترها هستن امین خان
درست است که زن بد زندگی را تباه می کند اما در کشور ما هنوز هم تعداد زنانی که مورد ظلم و رفتار بد شوهران خود قرار می گیرند چندین برابر مردانی است که از دست زن خود سر به بیابان می گذارند. باید حقوق اجتماعی زنان به آنان باز گردانده شود و از آن طرف مهریه و .... که زن را مانند یک کالا مورد خرید و فروش قرار می دهد حذف گردد.
اگر بحث، بحث ظلم و زورگویی هست که بدون شک درصد خانوم هایی که این فضا رو تجربه میکنن به شکل فاحشی بیشتر از مردهاست. نمیتونید منکر این قضیه بشید. حالا اینکه برای یه درصدی از مردها شرایط برعکسه مساله قابل تاملیه. اما اینکه از کل مردها موجودات طفلکی بسازید و کل زنهای بیچاره رو که از هر دوتاشون یکی هر روز خدا اخلاق تند شوهرشو باید تحمل کنه، ببرید در صف اشقیا واقعا بی انصافیه
من هم پس از بیست ویک سال زندگی جهنمی متوجه شدم که دیگه طاقت ندارم یعنی دیگه به هرقیمتی که شد طلاقش میدم و خلاص
به عقيده بنده همانطوري كه در زمان خريد ماشين صفر كيلومتر ( عليرغم اينكه همه قطعات نو هستند) الزام است كه در كيلومترهاي مشخص براي چكاپ و آببندي به نمايندگي مراجعه كنند ، براي ازدواج نيز بايد مراجعه به روانشناس خانواده ،حداقل هر شش ماه يكبار بعد از عقد ، جهت حل اكثر مشكلات و تداوم زندگي الزام شود.دولت بايد براي كاهش رشد فزاينده طلاق اين مهم را عملي نمايد.
به اميد خوشبختي تمام انسانها
منم یه مرد تویه این مملکت یه بدبخت !!!!!
خانم های ایرانی از خدا شوهر می خوان و از شوهر همه دنیا رو !!!!!!
آهای مجرد ها خودتون و بدبخت نکنین این ور دیوار خبری نیست جر بدبختی
مرد هم مردای قدیم!!!!
ناشناس 1:36
اون مال موقعی که بود که قانون حامی مردها بود نه الان که زنها مهریه آنچنانی و نفقه و حق تصنیف و ... دارن
الان دست بزنی با پزشکی قانونی و اجرا گذاشتن حقوق قانونی می فهمی چه خبره
آره واقعا" درست گفتی لیلا خانوم . با کمربند زن ناساز و پر رو رو سیاه میکردن و آنقدر تو دهنش میزدن تا دندوناش بریزه
واقعا موافقم . مرد هم مردهای قدیم که زن رو به هیچی حساب نمیکردند . رن موجودی است که ظرفیت لازم جهت توجه و احترام را ندارد . اشتباه ما مردهای امروزی هست که بیش ار ظرفیت زنها به آنها بهاء میدهیم .
ده سال پیش در شهرستانی دانشجو بودم . اونجا دختری تو دانشگاه دیدم که احساس کردم به درد زندگی کردن با من میخوره. دختری محجوب و چادری که تو جو افتضاح دانشگاه رفتار و روابطش را پسندیدم . خوشتیپ بودم ، کار داشتم برای خودم و درآمدی معقول ، سربازیمو رفته بودم و درسم هم در ترمهای آخر . به قول همین خانم در اونسالها یک پکیج کامل بودم . گفت بیایی خواستگاریم بابام نه نمیگه . میپسنده تو رو . قبل از هر اقدامی گفتم با اعضای خانوادت به حز بابات میخوام آشنا بشم و اگر منو تائید کردن همه که میام خواستگاری و اگر هر کدوم تائید نکردن تا کسب رضایتش و به دست آوردن دلش صبر میکنیم. با 4 خواهر و 2 برادر و یک مادر آشنا شدم و از لطف خدا مورد تایید قرار گرفتم بدپن اینکه تلاشی کنم . اما خانواده خودم همگی یکدست مخالف بودند و در نهایت فقط برای احترام به خواسته ام پاپیش گذاشتن . پدر خانمم هم پسندید و ما ازدواج کردیم . الان یک دختر دارم .بعد از 10 سال که ایشون به تهران اومدن و بعد شرایط حضور خانواده ایشون رو شخص من به طور مستقیم در تهران مهیا کردم . با رفتارهایی مواجه شدم که نه دلیلش رو میفهمم و نه میتونم تحملشون کنم . آن خانم محجوب تبدیل شدن به خانمی که من باید برای اینکه لباسی در شان بپوشد با وی وارد بحث و جدل شوم . بارها به من گفته شده تو مانع پیشرفت من شدی ؟ ایشون دانشجوی فوق دیپلم بود و الان کارشناس ارشد است و من هم کاندید دکتری (اختلاف سطح تحصیلی نداریم) . قرار ما این بوده از اول که هر یک از اعضا خانواده قبل از تاریکی هوا خونه باشه منجمله خودم اما گاها ایشون 11 شب میان خونه . قرار گذاشتیم اوقاتمان در خانواده بگذرد و اما ایشون میگوید دوست دارم با دوستان برم رستوران و کافی شاپ نمیخواهم فقط با تو برم بیرون و ...
چه کنم ؟ دختری دارم و به او متعهد . اون نباید تاوان اشتباه منو بدهد . مجبورم کنار بیام به امید روزی که خدا خودش صلاح بدونه .
به تمام جونهایی که ازدواج نکردن اکیدا توصیه میکنم این کار رو نکنن. مجرد که باشند نه تعهدی دارند و نه غمی جز غم خودشان . برای مشکلاتشان راهی پیدا میکنند اما در بیشتر مشکلات دوران تاهل هیچ راهی وجود ندارد . با سئوالهایی در درون مواجه خواهید شد که پاسخی برای آن ندارید .
در جامعه ما زن مورد ظلم بهبنمایش نمایش در میاید اما واقعا این مرد است که غالبا مظلوم است و بی دفاع . تنها و بی دفاع . با حجمی عظیم از اندوه درونی و زبانی قاصر
کاندید دکتری مگه انتخاباته مطمئن هستی تحصیل کرده ای؟
من هم یک خانم هستم
ولو شما در ظاهر ولش کن که بداند چه آدمی رو از دست داده اگر درست شد برگ رد
خیلی ناراحت شدم از ماجرای شما
اینجور که معلومه شما یکم زورگو تشریف دارین
معلومه که همیشه نمیشه فقط با همسر بیرون رفت و همیشه نمیشه سر شب خونه بود!!!
حالا خونوادش رو واسه چی ورداشتی آوردی تهران؟!!! حتما هزار تا خدمات رسانی دیگه هم بهشون کردی. همین خود شیرینیها رو کردی که تو چشمشون کوچیک شدی دیگه. آدم باید واسه خودش شخصیت قائل باشه
دختر شهرستانی رو بیاری تهرون نتیجه اش را همه میدونن . تو چطور نمیدونستی ؟
خب طلاقش بده.خودتو خلاص کن بنده خدا.چه فرق میکنه در چه سنی باشه.اونا زنهای دوزخی هستند.
وقتی نداره مهریه بده و کلی حق و حقوق چرت تو قوانین مثل نفقه و حق کار کردن تو خونه میخاد که قانون هم پشت زن هاست چطوری طلاق بگیره
عااااااالی بود.مرسی
نظرات دوستان قابل احترام
ولی نمیشه اینجوری فک کنیم چوم اونا درگیر زن بدی شدن پس ما هم درگیر چنین زنی خواهیم شد این تصور کاملا اشتباست
مهم آنست موقع انتخاب زن با اصالت ریشه دار خانواده دار دنیا دیده وووو شماها استاد ما هستن جسارت نباشه
پس در انتخاب دقت کنید
اطلاع دارید وقتی برای خواستگاری دختر ی میروید چنان کارایی میکند که شما میگویید خوشبخت ترین هستید ولی وقتی ازدواج کرد همه چی عکس خواهد شد.
پس دقت کنید که با کی طرف هستین
نژاد/اصالت / خانواده/ وووو تا این اتفاقات نیافتد.
وقتی رفتین خواستگاری همه چی رو عنوان نکنید که ماشین دارم خونه حساب بانکی ووو
طوری برخورد کنید که متوجه بشین خودت رو میخواهد یا مال منال شما رو
ان شاا... همه شما خوشبخت بشین.
بای
ولی باز یادت باشه مهریه آن چنانی و حق تصنیف رو امضا نکنی
وگرنه بازم کار به همین جاها می رسه
اینم آخر و عاقبت زن گرفتن.
جووونا بدوئید زن بگیرید و شوهر کنید تا کنار پارکها پر نشده!!!!!!!!!
تابناک گزارش خوبی بود ممنون. یادم هست اوایل دهه 80 مد شده بود بین دخترا که سال میلادی بشه تعداد سکه مهریه. بنام زدن خونه و ماشین و.... که بماند. متاسفانه مسئولان هم فقط نگاه کردن. نتیجه شد فراری شدن پسرها از بار ازدواج. الانم خانمهای متاهل شروع کردن. من چند نفر رو میشناسم که همین وضع رو دارن.
بازم مسئولان خواب هستن و سونامی طلاق داره کشور رو میگیره.
بعد از طلاق مشغول فحشا میشن
سعی کن یک طرفه به قاضی نروی ! هستند مردانی که شلوارشون که دو تا شد فیلشون یاد هندوستان می کنه و همه امکاناتشان را در اختیار همسر جدید قرار می دهند و همسر و فرزندان قبلی آواره خیابان می شوند .این جوی که الان حاکم شده نتیجه رفتار های خودخواهانه برخی آقایان است
خیلی از مردها به خاطر ابروشون و بچه ها از زنشون جدا نمیشن. به نظر طلاق بسیار خوبه . هم مرد راحت میشه خم زن. چرا باید خودمون را آزار بدیم. اگر چند همسری رواج پیدا کنه خیلی از این مشکلات حل میشه. هستن خانم هایی که میتونن به مردها عشق بدن ولی باید گشت و اونا را پیدا کرد. کاری که خیلی سخته ولی ارزششو داره. من از دست همسر اولم فراری بودم ولی با همسر دومم به همه چیز از جمله عشق واقعی رسیدم. همسر اولم وقط پول کمو میخواد که منم با کمال میل بش میدم.
مرد حسابی
چند همسری برای شما و امثال شما یک زن دیگه مثل همین زنها ست، بعدشم چند همسری میگی فکر خرج اش هم کردی/
ای کاش مردها یک کمی خودشون به هم جنسان خودشون بگن که ازدواج دوباره و چندباره بی خرج نیست
شب دراز است و قلندر بیدار
بگذار کمی بگذره تا معنی عشق واقعی که بهش رسیدی رو بفمی برادر! تجریه میگه داری زود قضاوت میکنی
واقعا جمله ای است که باید با طلا نوشت "چه حکمتیه که فقط فامیل مرد نفهم و بد نیت از آب بیرون میاد!"
این فقط مخصوص آقایون نیست . یه شب همسر تحصیل کرده و با شخصیت من منو کتک زد و ساعت 1 نیمه شب از خونه بیرون کرد. فقط تونستن سوییچ ماشینم رو بردارم و تا صبح تو ماشین خوابیدم . و صبح با همون وضعیت داغون رفتم سر کار.
الان هم با کوچکترین بهونه های می گه از خوه من برو بیرون . حتی یه بار هم با تاپ و شلوارک بیرونم کرد که از زن سرایدار روسزی و مانتو گرفتم . کاکی همه چیزو دو طرفه می دیدین .
بی شعوری مرد و زن نمیشناسه. واقعا دلیل ادامه زندگیتون رو با این همسر محترم درک نمی کنم
قطعا" تقصیر از تو بوده . بیخودی مظلوم نمایی نکن
باهاتون موافقم. وقتی ازدواج کردم کار و درامد نداشتم.شوهرم همش سرکوفت میزد. میگفت چرا درامد نداری، ببین زنهای مردم رو! همشون درامد دارن. میگفت چرا هر بار میام خونه تو هستی. میگفت روزها خونه نمون چون وقتی خونه ای برق و گاز مصرف میکنی. تا تقی به توقی میخورد میگفت از خونه من برو بیرون. الان به لطف خدا هم کار دارم هم درامد. ولی اون یه ساله که بیکاره. هیچ به روش نمیارم که چرا بیکاره، خودشم شرمنده هست، ولی چه فایده .......
شوهر شما متاسفانه خیلی بی غیرت هم تشریف داره، چطور میتونید با مردی که مرد نیست زندگی کنید؟
بخوای یه زن وطلاق بدی باید نصف دارایی ت و بدی مهریه چند صد میلیونی بدی دیگه چیزی برات نمیمونه پس بهتر سربه بیابون بزنی مثل خودم که آواره این شهر و اون شهرم. خدابگم چیکار کنه این قوانین من دراوردی رو
باید متن عقدنامه عوض بشه و شرایطی به نفع خانم ها ازش برداشته بشه
نمونه اش همین حق تصنیف
یا حداقل به مردها آگاهی بدیم که چی امضا میکنن
این قوانین رو گذاشتن تا برخی ها تو دادگاهها سودش رو ببرن
قوانین گفته چند صد میلیون مهریه زن کنی عزیزم؟ اگه مثلاً ده میلیون مهریه زن بود قانون جلوشو می گرفت؟! به قول معروف میگن مالتو سفت بچسب همسایه اتو دزد نکن
حالا اون آقایون مشکلی براشون پیش نمیاد تو ماشین بخوابن اون زنهایی که از خونه بیرون میشن و جایی رو ندارن کجا برن....
احسنت
و البته هیچگاه نمیتونم درک کنم مردی اونقدر ضعیف و ذلیل باشه که اجازه بده زن اونو از خونه بیرون کنه.
نقطه ضعفشون مهریه سنگینی که گذاشتن
من متاهل هستم ولی مهریه رو در حدی گذاشتم که برای طلاق مشکل نداشته باشم
مطمئن باش چنین مردایی نقطه ضعف دارن و تقصیر از خودشونه وگرنه به قول شما منطقی نیست
دوستان گرامی. خداوند به انسان عقل و درک و فهم و قدرت تمیز دادن خوبی از بدی داده. با احترام به همه بانوان گرانقدر که خیلی هاشون در اطراف ما هستند و ما هنوز به پشتوانه حضور اونها از زندگی لذت می بریم (مانند مادر و همسر مهربان)، ولی باید این حقیقت تلخ رو پذیرفت که دیگه مثل اونها پیدا نخواهید کرد چون زمانه و استانداردهای زندگی دوگانه شدن. این موج ناسازگاری اکثر خانمها در زندگی باید بیاد و بره تا شاید بعد از مدتی و دیدن نتایج اون مثل دوری مردها از ازدواج و غیره شرایط عوض بش.
پس به احترام عقل و شعور خدادادی فعلا ازدواج تعطیل تا ببینیم چی میشه.
من تا مدتی قبل این فکر رو نمیکردم، ولی 3-4 تا خواستگاری رفتن و دیدن انتظارات و رویاهای گروهی از دختر خانم ها دید من رو هم روشن کرد و به قول بزرگتر ها سر عقل آمدم.
همشون قاچاقی رفیق دارن
زن نگو بلای آسمانی بگو شاید هم بدتر
چه عجب یکی پیدا شد از بدبختی مرد هم حرف زد!!!
کار خوب رو خارجی ها می کنند، بدون هیچ قید و شرطی میرن زیر یک سقف، خوب بود ادامه میدن و بد بود بدون درگیری جدا میشن، (البته فرهنگش جا افتاده ) حالا مارو باش از روز خواستگاری تا آخر عمر فقط درگیری دارند.
:)))
به جان خودم تمام مردها با این موضوع در گیرن وزنها مردهارو اذیت میکنند نمیدونم چرا اینجوری شدن، منم به این درد گرفتارم اگر مدونستم اینجوریه غلط میکردم زن بگیرم
شايد نشه گفت تمام ولي واقعا كمتر زني تو اين دوره به همسرش احترام مي گذاره
طلاقش بده از شرش راحت شو
در نهايت اسيب اين رفتار خانهم گريبان خودشون رو ميگيره . درسته كه بايد راه پيشرفتشون باز بشه و حقوق اجتماعي خودشون كه سالهاست زير پا گذاشته شده بگيرن اما لازمه اين كار داشتن ظرفيت هست . نه اينكه با كوچكترين حد احترام و ازادي ديگران زير پا له كنن و با پستي تمام همه جيز رو به خواسته هاي مادي و دنياطلبي شون بفروشن .خانهم بايد ياد بگيرن ازادي اجتماعي و حق انتخاب يك مسعوليتي هم داره . دنيا جنگل نيست.
؟اپیزود OH my GOD! What is
کلی خندیدم
:-) چه عجب . ممنون از مطلب . آره . اون دنیا معلوم میشه همه کسانی که ظلم کردن . درسته بیشتر مردها ظالم بودن . ولی رفته رفته زنها دارن ظالم میشن . ولی خدا صبرش بیشتر از این حرفهاست . تا روز قیامت .
متاسفانه مشکلات روحی در ایران بیداد میکنه. 90% مردم به مشاوره اعتقاد ندارن و فکر میکنن فقط دیوانه ها میرن مشاوره تا مشکلات رفتاریشون رو حل کنن. البته ناگفته نماند همان 10% ای هم که اعتقاد به مشاوره دارند به دلیل هزینه های بالای مشاوره که بیمه هم قبول نمیکنه، توان رفتن ندارن. جامعه به قهقرا سقوط میکنه..... متاسفم...
امان از دست این زنها....
من 33 سالمه مجردم خودم به اندازه كافي ترس از ازدواج دارم اين نوشته ديگه تمومش كرد
اگه ميخاي گزارشت كامل بشه بايد شب بياي روبرو دانشگاه علوم وتحقيقات تا بيش از 150 تا ماشين كه توش خوابيدن جهت مصاحبه پيدا مي كني
منم زن داشتم.هر روز قربون صدقه ام می رفت.تا یک روز گفت دیگه نمیخوامت و مهریه را اجر اگذاشت.امان از زن باید به خدا پناه برد
حقوق بازنشستگی کفاف زندگی رو نمیده. البته با ولخرجیهایی که میکنه معلومه جواب نمیده
کلید واژه
با این وضعیت جامعه کنونی و متوقع کردن خانمها با شعارهایی مبنی بر تضیع حقوق انها و مهریه های نامتعارف و نجومی عمق فاجعه بالاتر از این مطالبی است که درخبر فوق مطرح شده و با ادامه چنین روندی در آینده وضعیت مردان و بالطبع آن جامعه بدتر و بدتر هم خواهد شد و خانواده دیگر معنایی نخواهد داشت.
اوه اوه با این وضعیت او چهار درصد احتمال زن گرفتن رسید به هفتاد و پنج صدم درصد
مطالب ضد زن که راه و بیراه منتشر می کنید دلیل خاصی داره؟
لطفا به نظر من احترام بذارید و منتشرش کنید تا ببینم دارم اشتباه میکنم یا نه
جامعه مرد سالار فقط مرد ها و می بینه و مشکلاتشون رو
زنها هم که وظیفه شون خشم و رضالت و ستم و هر گونه بی حرمتی که از طرف مرد بهشون وارد می شه تحمل کنند و دم نزنند
حالا چهار تا زن پیدا شدن مثل خودت حضرات آقایان رفتار کنند ، به تریج قباشون برخورده طبق معمول
ناشناس 1:28 دروغ که .. نیست ... انگ میچسبونی بعد میگی قسط مهریه هم میدم؟؟
جناب آقای ناشناس 1:28، سالها مادر من بدرفتاریها و نامردی های پدر من رو تحمل کرد. کتک زدن هاش هم با تمام وجود بود.یک بار سر مادرم رو شکست در حالیکه مادرم مشغول شیر دادن به خواهر کوچکترم بود، رفیق باز بود، معتاد و به شدت بیخیال زن و بچه. من از زمانی که یادمه در حال کارکردن هستم تا به الان که 35 سال دارم. نه وحشی گری کردم، نه دنبال زرق و برق بودم و نه بی قید و بند بودم. ازدواج نکردم چون دختر این پدر هستم. با وجود این سعی کردم نامردی پدرم رو به همه مردها نسبت ندم، اما گویا در اشتباهم.
چرا سعی نمی کنیم اونطور که ذات انسانی ما می طلبه با شعور و معرفت و احترام در کنار هم زندگی کنیم؟ دریدن هم دیگه چه سودی برای ما داره؟
دقیقا اخیرا تابناک داره به مسائل ضد زن دامن میزنه
ناشناس 13:56زنان این مملکت دهها برابر مردان در خانه مورد خشونت قرار می گیرند و شاید ده درصد صداشون در بیاد
خانم عزیز تو خودت هم میدونی از چه صفاتی برخورداری و طبق یک رویه متداول زنها میخوای با لاپوشونی مظلوم نمایی کنی و به کارت ادامه بدی
نخیر راسته منم تو ماشین خوابیدم پشت در موندم تمام مدارکم رو زندگیم رو نابود کرد..اخرشم با بدبختی از راه دادگاه و پزشک قانونی اثبات شد اختلال شخصیت داره جدا شدیم و من هنوز قسط مهریه میدم
چقدر زنای ایرانی زورگو و بیرحم هستند!
زنای ایرانی بیرحم نیستند جناب
امشکل اینه که مردها می تونند بروند بیرون تو ماشین بخوابن
اما زن بدبخت مجبوره با هر بدی و ظلم شوهرش بسازه و داخل خونه بمونه
انه هیچ کس می بینتشون نه هیچ کسی ازشون حرف می زنه یه عمر با بدبختی سر می کنند و ذره ذره آب میشن
والا ما مردیم ولی اینجور که شما هم که میگید هم نیست حد اقل درمورد ما .!!
بهتره بگی بی شعور و نفهم و دروغگو و حسود و عقده ای هستن
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.