درد نوشته های یک مراجعه کننده به بیمارستان
یکی از بینندگان سایت «تابناک» در مطلب ارسالی خود نوشته است:
اينجانب در مراجعه چندین باره به یکی از بیمارستانهای تهران به نام حضرت فاطمه (س) با بیتوجهی و بیتفاوتی پزشکان و مسئولان این بیمارستان روبهرو شدهام.
این بیمارستان در سرویسدهی به بسیاری از بیماران که بیشتر آنان از شهرستانهای دور و نزدیک با کولهباری از غم و اندوه درد و رنج خود و به امید بهبودی به اینجا آمدهاند، کوتاهی میکند و گویی این بیماران و دردهای آنان را نمیبینند و یا بهتر بگویم چشم خود را بر همه آنان بستهاند.
ساعت یک ربع به 8 است؛ در هر بار مراجعه برای مداوا به این بیمارستان و گذراندن صفهای طولانی در سرما برای گرفتن شماره و در نوبت نشستن هنوز موفق نشدم توسط پزشک مربوطه، معاینه و ویزیت شوم و این در حالی است که هیچ کس پاسخگوی من و امثال من نبود. بیماران به امید بهبودی، ساعتها پشت در بسته و البته خالی از پزشک نشسته و هر بار در شکایت به این که چرا کسی برای معاینهشان اقدامی نمیکند، با پاسخ نمیدانم مسئولان بخش پذیرش و سرپرستاری و شکایت و چه و چه ...روبهرو میشوند.
و جالب این که هنگامی بیماران عطای دیدن پزشک را به لقای وی میبخشند و خواهان پس گرفتن بهای ویزیت خود میشوند، باز هم مشکل دارند و باید آنقدر منتظر خانم سرپرستار بمانند تا از جلسه مدیران و رؤسا بیایند؛ تازه این شامل حال کسی میشود که صدایش درآمده و از پلههای اتاق ریاست بالا رفته و گله خود را علنی میکند و به هزار ترفند ایشان را از اتاقی که گويی در آنجا اتم میشکافند بیرون میکشاند و با اخم و... راضی میشود پای برگه را مهر و امضا کرده تا پس از ساعتها که از وقت و عمر مردم را مفت و مجانی هدر داده حق بیمار درد کشیده را پس دهد.
حال برای من پرسش این است، در چنین بیمارستانی نباید برای چنین سمتی جانشینی بگمارند که در هنگام انجام امورات مهمتر او، جای وی پاسخگو بوده و این مهر و امضای کذایی را پای برگه آزادی بیمار بزند؟ آیا در این بیمارستان به این بزرگی نباید به جای پزشکی که دهها نفر پشت درهای اتاقهای بسته منتظرند، دستیار یا پزشک جانشینی باشد تا بیماران را معاینه کرده و دردی از آنها دوا کند؛ چه بیمارانی که با ساک و چمدان چشم انتظار ماندهاند و دریغ از باز شدن دری ...
ماجرا وقتی جالبتر میشود که در شکایت بیمار به منشی رئیس بیمارستان و پیگیری، در پاسخ میگویند این چه حرفی است، پزشک دستیار دکتر ... در اتاق ایشان است و در حال مداوا و ویزیت بیماران؛ اما با پایین رفتن پلههای ریاست و رسیدن به موج بیماران، آش همان آش و کاسه نیز همان کاسه و باز هم اتاق خالی از پزشک. این يعني این که رئيس بيمارستان از طبقه پايين بيمارستان تحت مديريتش بيخبر مانده و به خيال خود يكي از پزشكان «متعهد» بيمارستانش در حال مداواي بيماران به ويژه كودكاني است كه آه و ناله آنان دل آدمي را به درد ميآورد! آیا مشکل پزشک مربوطه که در تماس با شکایات پیاپی بیماران روبهرو شده، اینقد بزرگ و مهم است که این همه بیمار را که همه آنها از زندگی خود زده و برای مداوا پیش وی آمدهاند، باید رها کند؟ خواسته یک نفر در ازای خواسته چند بیمار؟ مشکل یک پزشک در برابر مشکل و درد چند نفر؟ کاش ایشان یک بار خود را جای بیماران و پشت در اتاق میدید؟ کاش یک بار شده خود را قاضی میکرد و خواهان پس دادن ساعتها حق عمر بیمارانی میشد که ناامیدشان میکرد!
هماکنون ساعت یازده و نیم قبل از ظهر است؛ با اعصابی ناآرام و بی هیچ مداوایی در حال بازگشت به محل کارم هستم درست مثل بار گذشته؛ بیماران منتظر همان و بیمارستان پرتلاطم همان و کارکنانی که «نمیدانم» ورد زبانشان شده نيز همان.
به امید روزی که ما مردم بیشتر همدیگر را دوست داشته باشیم، و یقین بدانیم هر جا که همنوعی را خودخواسته گرفتار کنیم، ناخواسته گرفتار دیگری و دیگران خواهیم شد.
ضمنا " تابناک " آماده درج توضیحات مسئولین امر و مدیریت این بیمارستان می باشد.
اينجانب در مراجعه چندین باره به یکی از بیمارستانهای تهران به نام حضرت فاطمه (س) با بیتوجهی و بیتفاوتی پزشکان و مسئولان این بیمارستان روبهرو شدهام.
این بیمارستان در سرویسدهی به بسیاری از بیماران که بیشتر آنان از شهرستانهای دور و نزدیک با کولهباری از غم و اندوه درد و رنج خود و به امید بهبودی به اینجا آمدهاند، کوتاهی میکند و گویی این بیماران و دردهای آنان را نمیبینند و یا بهتر بگویم چشم خود را بر همه آنان بستهاند.
ساعت یک ربع به 8 است؛ در هر بار مراجعه برای مداوا به این بیمارستان و گذراندن صفهای طولانی در سرما برای گرفتن شماره و در نوبت نشستن هنوز موفق نشدم توسط پزشک مربوطه، معاینه و ویزیت شوم و این در حالی است که هیچ کس پاسخگوی من و امثال من نبود. بیماران به امید بهبودی، ساعتها پشت در بسته و البته خالی از پزشک نشسته و هر بار در شکایت به این که چرا کسی برای معاینهشان اقدامی نمیکند، با پاسخ نمیدانم مسئولان بخش پذیرش و سرپرستاری و شکایت و چه و چه ...روبهرو میشوند.
و جالب این که هنگامی بیماران عطای دیدن پزشک را به لقای وی میبخشند و خواهان پس گرفتن بهای ویزیت خود میشوند، باز هم مشکل دارند و باید آنقدر منتظر خانم سرپرستار بمانند تا از جلسه مدیران و رؤسا بیایند؛ تازه این شامل حال کسی میشود که صدایش درآمده و از پلههای اتاق ریاست بالا رفته و گله خود را علنی میکند و به هزار ترفند ایشان را از اتاقی که گويی در آنجا اتم میشکافند بیرون میکشاند و با اخم و... راضی میشود پای برگه را مهر و امضا کرده تا پس از ساعتها که از وقت و عمر مردم را مفت و مجانی هدر داده حق بیمار درد کشیده را پس دهد.
حال برای من پرسش این است، در چنین بیمارستانی نباید برای چنین سمتی جانشینی بگمارند که در هنگام انجام امورات مهمتر او، جای وی پاسخگو بوده و این مهر و امضای کذایی را پای برگه آزادی بیمار بزند؟ آیا در این بیمارستان به این بزرگی نباید به جای پزشکی که دهها نفر پشت درهای اتاقهای بسته منتظرند، دستیار یا پزشک جانشینی باشد تا بیماران را معاینه کرده و دردی از آنها دوا کند؛ چه بیمارانی که با ساک و چمدان چشم انتظار ماندهاند و دریغ از باز شدن دری ...
ماجرا وقتی جالبتر میشود که در شکایت بیمار به منشی رئیس بیمارستان و پیگیری، در پاسخ میگویند این چه حرفی است، پزشک دستیار دکتر ... در اتاق ایشان است و در حال مداوا و ویزیت بیماران؛ اما با پایین رفتن پلههای ریاست و رسیدن به موج بیماران، آش همان آش و کاسه نیز همان کاسه و باز هم اتاق خالی از پزشک. این يعني این که رئيس بيمارستان از طبقه پايين بيمارستان تحت مديريتش بيخبر مانده و به خيال خود يكي از پزشكان «متعهد» بيمارستانش در حال مداواي بيماران به ويژه كودكاني است كه آه و ناله آنان دل آدمي را به درد ميآورد! آیا مشکل پزشک مربوطه که در تماس با شکایات پیاپی بیماران روبهرو شده، اینقد بزرگ و مهم است که این همه بیمار را که همه آنها از زندگی خود زده و برای مداوا پیش وی آمدهاند، باید رها کند؟ خواسته یک نفر در ازای خواسته چند بیمار؟ مشکل یک پزشک در برابر مشکل و درد چند نفر؟ کاش ایشان یک بار خود را جای بیماران و پشت در اتاق میدید؟ کاش یک بار شده خود را قاضی میکرد و خواهان پس دادن ساعتها حق عمر بیمارانی میشد که ناامیدشان میکرد!
هماکنون ساعت یازده و نیم قبل از ظهر است؛ با اعصابی ناآرام و بی هیچ مداوایی در حال بازگشت به محل کارم هستم درست مثل بار گذشته؛ بیماران منتظر همان و بیمارستان پرتلاطم همان و کارکنانی که «نمیدانم» ورد زبانشان شده نيز همان.
به امید روزی که ما مردم بیشتر همدیگر را دوست داشته باشیم، و یقین بدانیم هر جا که همنوعی را خودخواسته گرفتار کنیم، ناخواسته گرفتار دیگری و دیگران خواهیم شد.
ضمنا " تابناک " آماده درج توضیحات مسئولین امر و مدیریت این بیمارستان می باشد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
یکی از بیمه شدگان و باز نشسته میباشم چندین ماه قبل برای رفع سنگ کلیه به بیمارستان مراجعه و خلاصه بعد از 3 بار سنگ شکنی قرار شد laparoscopiشوم دکتر معالج گفت بایستی بعنوان حق الزحمه بخودم علاوه بر هزینه بیمارستان مبلغی بدهید وقتی قبول کردم گفت به مطبم مراجعه کن با دادن 8000 تومان ویزیت وارد مطب ایشان شدم و گفتم حق الزحمه شما چقدر است گفت دو ملیون تومان گفتم چه خبره جواب داد ساختمان متری سه ملیون تومان است بالاخره به بیمارستان دیگری مراجعه و با دادن مبلغی کمتر از سیصد هزار تومان همان عمل را روی کلیه ام انجام دادند خیلی خلاصه موضوع تعریف کردم.
خاله من برای دیدن پسرش تابستون به منچستر انگلیس می ره . اونجا بخاطر یه ناراحتی قلبی می برنش بیمارستان . می گفت به غیر چک آپ کامل شاید 10 تا تست دیگه هم از من گرفتند . جالب تر اینکه چون انگلیسی بلد نبودم بریام مترجم آوردند . همه می دونن که هزینه درمان برای غیر بیمه شده ها که اونها هم 5% مردم رو شامل میشن گرونه . ولی من رو گفتن چون بالای 60 سال داری از بیمه دولت حساب می کنیم و برام تاکسی گرفتن و فرستادن خونه پسرم بدون اینکه اون بیاد دنبالم . حالا مسلمون واقعی کیه ؟
بخدا رفتار همون عربها 1000بار بهتر از مسئولای بیمارستانهای ماست
برن ببینن دوبی تو بیمارستانها چطور ویزیت میکنن بیمار رو
اما اینجا هم چند برابر پول میگیرند هم چقدر منت میگذارند
وقتي جان انسانها ارزشش اينقدر كم تلقي مي شود و احترام به كرامت هيچ كس از مريض و سالم دغدغه مديران نيست چه انتظاري د اريم؟
با سلام و خسته نباشید بعرض برسانم که پدر بزرگ من که پدر شهید نیز بود دو ماه قبل در بیمارستان نهم دی تربت حیدریه شب تا صبح درد کشید تا فوت کرد اما یک تخت خالی icuدر شهر بزرگ مشهد ( پایتخت معنوی ایران !!!!!) برای بستری وی پیدا نشد . جای تاسف دارد وضع تخت icu در مشهد تاسف بار است ترا بخدا بفکر جان مردم باشید این ملت سزاوار این همه محرومیت نیستند بخصوص خانواده شهدا . مدارک موجود است .
از ان سوگند پزشکی فقط ادا و اصولش باقی ماند و پزشک به محض اینکه معروفیتی پیدا کرد اول نوبت های دوماه به مریضش میده و دوم به فکر خرید مستقلات و باغچه لواسونه
در کجای دنیا به بیمار نوبت و وقت یک و دو و سه ماهه میدن
بنام خدا ایکاش برای دولتهای ما درمان مردم باندازه فوتبال مهم بود.
********lمشکل مذیریت های رابطه ای و به قول دوستمون متعهد است البته از نوعی که ایشان گفته آدمهای مدیر تحمل حرف های غیرمنطقی را ندارند و با این سیستم کار نمی کنند*******
تا وقتي كه تو فكر ساخت بيمارستان مجهز و كامل حلال احمر توي كشورهايي مثل لبنان يمن سنگال گامبيا سودان و اخيرا كشورهاي نا مسلمان و كمونيست امريكاي لاتين بوليوي و............. باشيم مسلم كه اينجا باياد مشكل داشته باشيم همه جاي دنيا اول به فكر مردم كشور خودشونان بجز ايران چقدر از شنيدن ساخت بيمارستان در بوليوي اصابام خورد شد. اخر تا كي؟
شما بیخود می کنید مریض میشید! اگر هم مریض شدید پاشید برید بولیوی. اونجا بیمارستانهای خوبی درست کرده ایم!
آهاااااااااااای مسئولین از خواب غفلت بیدار شوید.
قبل از اینکه فرصتتان تمام شود.
اي اقا تراكم بيماران قشر محروم در بيمارستانها حرف تازه اي نيست در كشور بوليوي يا ونزوئلا بيمارستان مي سازيم ولي مردم خودمان اينجوري
با سلام مطلبی که بعرض میرسانم برای خود بنده اتفاق افتاده که جای بسی تاسف دارد : چهار شب قبل ساعت 3 صبح با درد شدید در ناحیه پلو از خواب پریدم توسط خانواده با حالی بسیار بد به اورژانس بیمارستان فارابی مشهدکه نزدیک ترین بیمارستان به منزلمان بود برده شدم در حالیکه از شدت درد بخود میپیچیدم روی یک برانکارد دراز کشیدم و برادرم دنبال پذیرش من بود که بطور غیر منتظره فردی را بالای سرم دیدم به من گفت آستینت را بالا بزن فکر کردم دکتر است می خواهد می خواهد فشارم را بگیرد که ناگهان دیدم مشغول مالیدن پنبه الکلی به دستم برای تزریق آمپول است . متعجب پرسیدم چه میکنی ؟ گفت آمپول میزنم گفتم : برای چه من که هنوز ویزیت نشده ام . گفت به من گفته اند این آمپول را به تو بزنم . حالا بزنم یا بروم . من بشدت به وی اعتراض کردم که آقا بنده را هنوز هیچ دکتری ویزیت نکرده چطور شما درد مرا فهمیده ای که آمپول میزنی . خدا به من رحم کرد که متوجه اطرافم بودم و الا معلوم نبود حالا کجا بودم به سرعت باتفاق خانواده از آن بیمارستان که مامن صدها مریض کارگر و کارمند است خارج شدیم و تازه فهمیدیم قتلگاه یعنی چه . خدا به داد تمامی مریض های بیکس و نیاز مندی که مجبورند به این بیمارستان مراجعه کنند برسد
این مشکل هم مثل هزاران مشکل دیگر در این مملکت هیچ مسئول وپاسخگویی ندارد مسئولین فقط برای دریافت دستمزدهای انچنانی مسئول هستند
به اميد روزي كه دست اندركاران بهداشت و درمان مستقيما" از جيب مردم ارتزاق نكنند و دولت مسئوليت تأمين معاش آنها را مطابق با شأن يك مسلمان بپذيرد و برخي از آنان كه گرفتار تكاثر شده اند هدايت شوند.
با سلام : بنده حدود سه هفته پيش ورزش سنگين انجام دادم بعد از ان تا چند روز هر حركت تند كه انجام ميدادم در ناحيه شكم احساس درد ميكردم تا شنبه دو هفته قبل يك عطسه محكم زدم و با اين عطسه احساس درد شديد كردم لحظه به لحظه درد بيشتري داشتم به مطب دكترعمومي كه از بستگان است مراجعه نمودم ايشان بعد از معاينه گفت برخي علائم حاكي از آپانديس است و برخي نه بايد آزمايش و سونو گرافي بدهي تا معلوم شود. آزمايش وجود آپانديس را نفي كرد و سونو گرافي يك هماتوم به ابعاد 33 در 44 در عضله ركتوس را نشان داد . دكتر عمومي گفت بايد به متخصص جراح مراجعه كني چون من قدري از عمل ترس داشتم دكتر مرا به مركز سنوگرافي ديگري كه كارش دقيق بود فرستاد نتيجه دقيقا" همان بود و دقيق تر هماتومي به ابعاد 33*44*54 به نزد بهترين جراح شهرمان رفتم نتايج سونو گرافي و آزمايش را جلويش گذاشتم و به شرح ماوقع پرداختم . ايشان بعداز معاينه گفت آپانديس است .! با دكتر عمومي خودم تماس گرفتم ايشان گفت راستش را بخواهي اين شگرد اغلب جراحان است به جيب طرف نگاه ميكنند اگر پولدار باشد يا بيمه تكميلي داشته باشد كوچكترين درد شكم ميشود آپانديس ، من از نتيجه آزمايش و دو سونو گرافي مطمئن هستم ، به متخصص ديگري مراجعه كردم او پس از معاينه و ديدن سونو گرافي هماتوم را تاييد كرد و براي بهترين بيمارستان خصوصي شهرمان معرفي نوشت اتفاقات عجيبي برايم اتفاق افتاد كه از آن ميگذرم ولي دو مورد جالب بود كه در ايستگاه پرستاري بيماري بنده را ظاهرا" خونريز از ناحيه تحتاني نوشته بودند چون موقع اصلاح محل عمل خدمتكار ميخواست آنجا را اصلاح كند . و روز بعد كه به اطاق عمل رفتم روي تختي مرا خواباندند كه شبيح تخت سزارين بود و همزمان مسئول بيهوشي و يك پرستار مشغول به كارشدند پرستار اول دستهايم رابست و بعد گفت كه پايت را بالابگذار در حين بالا گذاشتن پا گفتم ببخشيد محل جراحي بنده شكم است . پرستار گفت ما كارخودمان بلد هستيم . با اسرار من خانم پرستار پرسيد مگر خون ريزي نداري گفتم چرا ولي در ناحيه شكم و داخلي است سرتان را درد نياورم فقط جمله پرستار را را كه به مسئول بيهوشي گفت مينويسم (( خوب شد بيهوش نكرده بودي)) . بعضيها ميگويند اگر دكتر ميآمد خودش ميفهميد . اما دكتري كه همزمان پنج يا شش يا هفت نفر را به داخل مطب ميبرد چگونه به خاطر ميآورد ؟ نكته ديگر وضعيت هتل داري بيمارستان بود كه بدتر از هر مسافرخانه ماقبل تاريخي است . به رئيس بيمارستان زنگ ردم و گفتم : به خاطر اينكه فكر نكني ميخواهم سختي عمل را به گردن بيمارستان بياندازم . پيشنهاد ميكنم از چند تعويض روغني و تعميرگاه نمونه شهر بازديد كني و سپس از بيمارستان خود بازديد كني و براي اينكه ديد دقيق داشته باشي نحوه نگهداري پيمانه روغن را با نحوه نگهداري ظروف دفع ادرار و مدفوع در بيمارستان مقايسه كن . مطلب آخر وضعيت پرستاري است فقط برايتان بگويم اولين سرم را كه زدند رفتند و چند ساعت بعد براي زدن سرم بعدي آمدند سرم اول را از دستم خارج كردند و همچنين سرمهاي بعدي را . تازه من متوجه شدم چرا اينقدر از من ميپرسيند همراه داري يا نه . توصيه ميكنم هركس ميخواهد بستري شود از بستگان همرا نبرد بلكه يك پرستار با خود ببرد 0 نام اين بيمارستان دهخدا و در شهر قزوين است .
خدا خيرتان دهد كجاي ايران پاسخگويي وجود دارد كه اين بيمارستان وجود داشته باشد. متاسفانه كلمه مسئول بايد از فرهنگ لغات ما حذف گردد . مسئول يعني كسي كه پاسخگوي سوال كنندگان در برابر پست و منصبي كه دارد اما در ايران هيچ كسي مسئول نيست . هيچ كسي پاسخگو نيست. همه به ديگري پاس ميدهند و كاري را كه بايد در زمين فوتبال انجام شود در ادارات و بيمارستانها و اتاق روسا انجام ميگردد. بيمار در بيمارستان در اثر سهل انگاري مي ميرد بعدش ميايند مي گويند ايست قلبي . خوب چه كسي تعيين ميكند كه در اثر سهل انگاري مرده است اين را كه مي گويم جلو چشم خود من اتفاق افتاده . عزيزان خانه از پاي بست ويران است.
سلام
این بیمارستان بالای پارک شفق قرار دارد و خودم شاهد بودم که خانوادهای مریضان که از شهرستان امده بودن شبها تو پارک میخوابیدن یه بارم دوستم دستش بریده شده بود رفت بیمارستان حضرت فاطمه دو روز بستری شد آخرش هم هیچیبعد دو روز معطلی رفتیم درمانگه محل به نیم ساعت بخیه زد و طرف رفت خونش
تازه از لحاظ بهداشت که نگو باید برید ببینید انوقت برید واسه عربای سوسمار خور بیمارستان درست کنید
چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است آهاااااااااااااااااااااای مسیولین از خواب غفلت بیدار شین
این مرام تو خیلی از بیمارستانها دیده می شه واقعا جای ناراحتی است.واقعیت این است که اخلاق داره ضغیف می شه و این مخصوصا توی جامعه پزشکی نمود داره. معمولا مراکز بیمارستانی مدیریت و سیستم درستی هم ندارند که آدم بهش امید وار باشه خلاصه باید فکری کرد
پزشک پدرم از من 3 میلیون پول گرفت تا پدرم راعمل کرد. این مسلمانیه؟ چرا کس به داد ما نمی رسد
جانا سخن از درون ما ميگويي
واقعاً اين بيمارستانهاي دولتي و نحوه درمانشان معضل بزرگي است و هيچكس هم نيست كه به داد ما برسد
علت اينست كه مديريت ها ايراد دارد انجا كه تعهد!! مهمتر از ساير قضايا است.مدير متعهدي كه يك با يك تيه ريش سرش را هم بلند نميكند و فراموش كرده ,كه بوده,جه بوده از كجا امده و اكنون از صدقه سر حكومت اسلامي به مقامي رسيده (عينا", مدير خراب شده اي كه در حال حاضر ميرويم).نكته ديكر اينكه كادر ييرايزشكي از قبيل يرستار و بهيار و T كش و غيره بسيار بد خلق و بي ادبند.كويي اسلام تربيتشان نكرده
واقعا جای تاسف داره!
من در یم کشور دیگه زندگی می کنم، رفتار پرستاران و پزشکان با بیماران فوق العاده است حتی با یک مسلمان ایرانی!!!
هنوز این همه از نژادپرستی اینها تو گوش ما قصه خوندن!!! به نظرم خیلی بهتر از خیلی از مسلمان نماها هستند!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.