آخرین خبرقلعه‌نویی: بدترین فیفادی عمرمان را داشتیم
1058بازدید
۱۱۶

فوتبال ايران، در انتظار تبعات تصميمات سرمربي جوان

مهدي خرم‌دل

فوتبال ايران، در انتظار تبعات تصميمات سرمربي جوان

در فضاي کنوني ورزش کشور، چندان دور از ذهن نبود که انتخاب سرمربي تيم ملي فوتبال، همچون انتخابات اين فدراسيون، به حالتي فرسايشي مبدل شود و در نهايت گزينه‌اي خارج از اعلانات رسمي فدراسيون فوتبال، هدايت نيمکت تيم ملي کشورمان را بر عهده بگيرد. گزينه‌اي که در بدو ورود به تيم فوتبال ملي، همچون هنگامه حضور کلمنته در ايران، مورد حمايت قاطع رسانه‌ها قرار گرفت و نگين انگشتري فوتبال ايران خوانده شد و نقادين حايز صراحت قلم نيز براي پيشگيري از متهم شدن به تخريب سرمربي تيم ملي، تنها بخشي از آنچه بايد بيان مي‌شد را مرقوم کردند تا همچنان فضاي رسانه‌هاي ورزشي سياه و سفيد باقي بماند.

سکان‌دار تيم ملي فوتبال در چنين اوضاعي يا قهرمان است و يا خيانتکار، چرا که ميانه اين دو رويکرد براي بسياري از قلم‌به‌دستان حوزه ورزش تعريف نشده و هنوز تصويري از انسان‌هاي خاکستري در ذهن‌ها قابل ترسيم نيست.

علي دايي يک روز بزرگترين عامل زمين خوردن فوتبال ملي مي‌شود و حتي براي دوره‌اي، ميان نيمکت‌نشينان تيم ملي نيز جاي نمي‌گيرد و دوره‌اي ديگر برابر با يک اسطوره جهاني مربيگري، هدايت فوتبال ملي را برعهده مي‌گيرد و در اين اوضاع بازيکنان ملي پوش، مربيان و به طور خاص بلاشغل‌ها، پيشکسوتان و در برخي موارد کارشناسان از دايي بت مي‌سازند تا بدين ترتيب حمايت بدون چون و چرا از سرمربي جوان حکم وظيفه را داشته باشد.

اما همانگونه که انتظار مي‌رفت، با عدم کسب نتيجه مقابل تيم ضعيف بحرين و تساوي دو بر دو ملي پوشان ايران برابر تيم ملي فوتبال کويت، به نظر مي‌رسد فضاي مستطيل سبز به آن سو مي‌رود که دايي يک بار ديگر در معرض شديدترين نقدها قرار گيرد و حاشيه، دامان تيم ملي را سخت بفشارد.

در اين فضا نقدي منصفانه که در برگيرنده نقاط ضعف و قوت تفکرات و تصميمات شهريار فوتبال ايران باشد، به مثابه «خير الامور اوسطها» است. از اين رو فرصت را مغتنم شمرده و پيش از آتش تهيه‌اي که دير يا زود براي مقلوع ساختن دايي از مسئوليت کنوني اش در سطح رسانه‌ها و ساير حوزه‌ها خرج خواهد شد، فرصت‌ها و تهديدهاي پيش روي نيمکت تيم ملي فوتبال مدلل مورد بررسي قرار گرفت و با اين صرير، نيم نگاهي به راه‌هاي بهره برداري از ظرفيت‌ها و تبديل يا تعديل تهديدها به فرصت‌ها همراه شده است.

نماي خارجي فوتبال ايران فارغ از دانش آکادميک
ابتدا بايد به بررسي سوابق و شخصيت حرفه‌اي علي دايي پرداخت. او فوتبال را از تيم استقلال اردبيل آغاز کرد و پس از آن به ترتيب پيراهن تيم‌هاي تاکسيراني، بانک تجارت، پرسپوليس، السد قطر، آرمينا بيله فلد، بايرن مونيخ، هرتابرلين، الشباب امارات، پرسپوليس، صبا باتري و سايپا را بر تن کرد. دايي در سطح ملي نخستين بازي رسمي خود را در رقابت‌هاي مقدماتي جام جهاني 1994 آمريکا مقابل عمان تجربه کرد و پس از آن با رکوردي نزديک به 150 بازي ملي و به ثمر رساندن 109 گل، عناوين برترين گلزن ديدارهاي ملي، برترين بازيکن گلزن آسيا، قهرماني در ليگ آلمان، نايب قهرماني جام قهرمانان اروپا، قهرماني در ليگ و جام حذفي ايران به انضمام عضويت در باشگاه صد گله‌هاي جهان و عضويت در کميته فني فدراسيون جهاني فوتبال را در ويترين افتخاراتش گردآوري کرده است.

اين افتخارات، نشان از شايستگي‌هاي غيرقابل‌انکار دايي به عنوان يکي از بازيکنان تراز اول جهان دارد و بر اين مبنا شايد برگزيدن نماي خارجي فوتبال ايران براي سکانداري فوتبال ملي را بتوان با کاري که در آلمان با «کلينزمن»، در ايتاليا با «دونادوني» و در هلند با «فان باستن» تجربه شده، مقايسه کرد. علي دايي با وجود سوابقي كه بدان اشاره شد، فاقد مدرک مربيگري بين‌المللي به عنوان دانش آکادميک هر مربي مي‌باشد و قطعاً منشأ انحاء هدايت تيم ملي ايران توسط او، بيشتر به تجربياتش در طول يک دهه اخير باز مي‌گردد. البته بايد اشاره داشت نمونه‌هاي خارجي همچون دونادوني نيز بدون مدرک مربيگري اين مسئوليت را پذيرفته‌اند، اما در اينجا اين مسئله مطرح مي‌شود که آيا اين بيان نمونه‌هاي خارجي موفق مي‌تواند عدم گذراندن دوره‌هاي آکادميک را براي مرد شماره يک نيمکت تيم ملي فوتبال توجيه کند؟ او مي‌بايست در حاشيه هدايت تيم ملي، با دانش روز مربيگري آشنايي کامل يابد و تعاملاتش را با مربيان موفق جهان با هدف بهره‌برداري از تجربياتشان، مرتب افزايش دهد.

از ديگر ويژگي‌هاي دايي عدم برخورداري از روابط آنچناني با پورسانت گيرها، دلال‌ها و واسطه‌هاست و حداقل فايده‌اي که حضور او در تيم ملي دارد، اين است که ديگر در لابي هتل محل اقامت ملي‌پوشان فوتبال، شاهد مراودات سرمربي تيم ملي با اين قبيل اشخاص نخواهيم بود و انتظار مي‌رود با آمدن او به راس تيم ملي، بازيکنان با نظر مستقيم سرمربي انتخاب شوند، نه توصيه يا مراودات معمول با واسطه‌ها. همچنين او جزو معدود اشخاص داراي صراحت لهجه در فوتبال کشورمان است و بازيکنان با مردي تمرين مي‌کنند که رودررو مشکلاتش را بيان مي‌کند. شايد همين موضوع که عدم پيچيدگي دايي را به اثبات مي‌رساند، موجبات قابل پيش بيني بودن تصميمات و عکس‌العمل‌هايش را فراهم ساخته است.

از آستانه تحمل تا برخوردهاي چکشي
اگرچه برخي مدعي هستند علي دايي پس از پذيرش نقش سرمربي تيم سايپا و پس از آن تيم ملي به کلي متحول شده و برخي رفتارهاي گذشته‌اش را به فراموشي سپرده است، اما برخي برخوردها و اظهارنظرهاي اين سرمربي جوان در ايام پاياني سال 86 ثابت مي‌نمايد او بايد هنوز در برخي موارد به صورت جدي تجديدنظر کند. آستانه صبر و تحمل دايي پايين است و اين امر مدتهاست آشکار شده است. دايي در پاسخ به گفت و گوي مهدوي کيا با يکي از رسانه‌ها پيرامون عدم تماس فدراسيون با او در اظهارنظري تند عنوان داشت: قرار نيست با تک تک بازيکنان تماس بگيرم، مگر آن زمان که من دعوت نشدم، کسي با من تماس گرفت؟! البته اين اظهارنظر دايي ناقض حرف‌هاي گذشته‌هاي نه چندان دورش است که توقع داشت فدراسيون فوتبال جوياي احوال لژيونرهاي ايران که يکي از آنها خودش بود، باشد و اين امر نشان مي‌دهد دايي در برخي لحظات، حتي مسائلي خلاف تفکراتش بيان مي‌کند. او به دليل همين آستانه پايين نتوانسته با خبرنگاران نيز رابطه‌اي دوستانه و مسالمت‌آميز برقرار کند و برخي موارد اين مواجهه به برخوردهاي چکشي منتهي شده، کما اين‌كه در پاسخ به گفته‌هاي مجري برنامه 90 چندين بار الفاظ تندي را نثار اين مجري کرد.

دايي اكنون كه هدايت تيم ملي را در اختيار گرفته، بايد آستانه تحملش را ارتقاء ببخشد و حتي برابر نقدهاي غيرمنصفانه و رفتارهاي غير منطقي با سعه صدر برخورد کند و بدين شکل پاسخگوي انتظاراتي باشد که در موقعيت تازه او دو چندان شده است. دايي مي‌بايست فرابگيرد که حتي تماس‌هاي بدترين دشمنانش را بي پاسخ نگذارد و با آرامش بدون آنکه کاسه صبرش لبالب شود، پاسخگوي آنها به عنوان سرمربي تيم ملي فوتبال باشد و اجازه ندهد به واسطه کلامي که ادا مي‌کند، فوتبال ملي به صعوبتي گرفتار شود.

هدايت تيم ملي، شغل دوم شهريار و دستيارانش!
مشکل ديگر کادر فني تيم ملي که تنها متوجه علي دايي نمي شود، حضور سرمربي و دستياران يا مربيان زيرمجموعه اش بر روي نيمکت يکي از تيم‌هاي ليگ فوتبال است. به عبارت ساده تر هدايت تيم ملي شغل دوم شهريار فوتبال ايران و دستيارانش تلقي مي‌شود. برخي شواهد و قرائن نشان مي‌دهد علي دايي که پيش از گرفتن حکم سرمربيگري تيم ملي هدايت سايپا را برعهده داشت، قصد ندارد افتخار حضور در ليگ قهرمانان آسيا را با خودروسازان از دست دهد و تا پايان اين رقابت‌ها دوشغله باقي خواهد ماند. محمد احمدزاده سرمربي ملوان بندرانزلي که استعفايش در زمان ورود به اردوي تيم ملي پذيرفته نشد، نخستين دستيار دايي است که با دوشغل اوقاتش را حداقل تا پايان فصل دنبال مي‌کند و بهزاد غلامپور دروازه بان سابق تيم ملي و مربي فعلي دروازه بانان تيم ملي در باشگاه سرخپوشان مشغول است.

آنچه مسلم است، اگر دوشغله بودن مربيان تيم ملي از پروازي بودن آنها بدتر نباشد، بهتر نيست چرا که مربي پروازي حضور فيزيکي در کنار تيم ملي ندارد ولي مربي دوشغله حضور ذهني کنار تيمش ندارد و دوپارگي ذهني به مثابه عاملي بازدارنده براي طراحي دو استراتژي مستقل براي پيروزي تيم باشگاهي و تيم ملي روبرو است. از اين رو ضروري است، کادر تيم ملي فوتبال ظرفيت فکري شان را در يکي از دو جبهه متمرکز کنند و با پايبندي به قواعد و اصول حرفه‌اي گري، ارزش و اصالت تلاش‌هاي خويش را محفوظ دارند. آنچه مسلم است با تمرکز رسانه‌ها بر روي اين مسئله، مربيان تيم ملي مجبور به انتخاب يکي از دو نيمکت خواهند شد، اما ضرورت آن است كه سرعت عمل در اين ارتباط مدنظر قرار گيرد و کادر فني پيش از وقوع برخوردهاي ايجابي، تصميم نهايي را اعلام نمايد.

فوتبال ملي و برنامه‌محوري
هنوز فراموش نکرده‌ايم علي دايي پس از انتخاب به عنوان سکاندار فوتبال ملي، در گفت‌وگو با برنامه 90 پيرامون عدم ارائه برنامه براي هدايت تيم ملي به فدراسيون کشورمان، از زندگي در ايران سخن به ميان آورد و به نحوي الفاظ را گردهم آورد که تصور شد در سطح ورزش کشور برنامه محوري کوچک ترين معنا و مفهومي ندارد و تنها در شعار خلاصه مي‌شود و با چنين طرز بياني اين ذهنيت را پررنگ تر نمود که فوتبال ملي فارغ از برنامه محوري پيش مي‌رود . او ملزم به تجديدنظر پيرامون برنامه محوري است، چرا که چنانچه حداکثر تلاش براي دستيابي به يک هدف بزرگ به کار گرفته شود، اما خط مشي لازم جهت رسيدن به هدف مدنظر تبيين نشود، جز بيهودگي ارمغاني به کف نخواهد آمد.

تبديل جاده دوطرفه تيم ملي و باشگاه‌ها به خط ويژه با مجادله!
تمامي بازيکنان تيم ملي فوتبال، پيش از آنکه اردونشين شوند، در باشگاه‌هاي متبوعشان توپ مي‌زنند و تابع دستورات آن باشگاه عمل مي‌کنند چرا که درآمدشان براساس قراردادي که با باشگاه دارند تامين مي‌شود و حضورشان در ترکيب تيم ملي، جز افتخار، حاصلي براي گذران ايام به همراه نخواهد داشت. از اين لحاظ در صورتي که قرار باشد بازيکنان فوتبال ميان تيم ملي و باشگاهشان ملزم به انتخاب يک گزينه باشند، به اتفاق راهي تمرينات تيم باشگاهي شان خواهند شد. اين موضوعي است که همه چيز را براي باشگاه‌ها و ملي پوشان بغرنج کرده و تشنج را به ارمغان مي‌آورد. در اين اوضاع اگر چه باشگاه‌ها ملزم هستند بازيکنانشان را براي اردوهاي تيم ملي در اختيار فدراسيون فوتبال قرار دهند، اما در صورت عدم رضايت باشگاه‌ها از اين امر و موافقت اجباري با اين مسئله، اين بازيکنان هستند که براي حفظ جايگاهشان در تيم باشگاهي شان، از موقعيت ملي‌شان مي‌گذرند.

علي دايي در موضع گيري‌هاي ابتدايي اش پيرامون اين موضوع با ادبياتي تاکيدي اين نکته را يادآور شد بازيکناني که تيم ملي براي آنها ارجحيت داشته باشد مورد بيشتر مورد توجه واقع مي‌شوند و به نوعي به استقبال تقابل با باشگاه‌ها رفت. او در ادامه رسماً اعلام کرد استقلال تهران در ديدارهاي حساس ليگ فوتبال بدون جباري و صادقي، دو بازيکن موثر آبي‌پوشان بازي مي‌کند. اگر رفتار دايي در خصوص بازيکنان ساير باشگاه‌ها نيز تکرار شود، دور از ذهن نيست باشگاه‌ها بازيکنانشان را تحت فشار بگذارند تا قيد تيم ملي را بزنند و با اين روش به مقابله با دايي بپردازند که در اين موقعيت فوتبال در حيطه ملي بيش از حوزه باشگاهي متضرر مي‌شود.

بدون شک دايي مي‌بايست به رسم تمامي مربيان تيم‌هاي ملي، تعاملي پايدار را با باشگاه‌ها برقرار نمايد و رويه مجادله برانگيز در اين مورد، زمينه ساز تبديل جاده دوطرفه تيم ملي و باشگاه‌ها به خط ويژه براي تيم ملي نشود، چرا که باشگا‌ها در اين خط ويژه آنقدر سرعت گير خواهند گذاشت که اين يکسويه‌نگري بازدهي به همراه نداشته باشد!

جوانگرايي بهانه محذوف ماندن بزرگان تيم ملي
دايي در حالي براي برخي چهره‌هاي با سابفه تيم ملي فوتبال به بهانه جوانگرايي جايي در ليست سي نفره در نظر نگرفته که خود در دوراني با 35 سال سن بازيکن بود و نهايتاً جو مسموم فوتبال ايران نسبت به او، زمينه ساز خداحافظي اش از مستطيل سبز شد. البته «فابيو کاپلو» نيز از فوتباليست‌هاي توانمندي همچون ديويد بکام عبور مي‌کند و به اين موضوع نمي‌توان ايراد گرفت چرا که مربي حق انتخاب دارد و بايد به تفکراتش احترام گذاشت. مربي براساس شاکله فکري اش، سيستم مسابقاتي و تاکتيک بازي را با در نظر گرفتن نحوه برنامه ريزي حريفان طراحي مي‌کند و با توجه به نياز تاکتيک مورد نظرش به انتخاب بازيکنان و چينش آنها در زمين مي‌پردازد، با اين حال آيا اصلاحات و جوانگرايي در اوج رقابت‌هاي مقدماتي جام جهاني فوتبال منتج به آثار مثبت خواهد شد و مدعوين جوان مي‌توانند خلع مهره‌هاي کليدي و باتجربه همچون رضايي، مهدوي‌کيا، ‌هاشميان، عنايتي، نکونام، خطيبي، سامره، کاظميان و طالب لو را بگيرند؟! انتخاب 5 بازيکن از سايپا و 6 بازيکن از پرسپوليس اين تفکر را القاء مي‌کند که برگزيدن هر مربي داخلي براي تيم ملي به مفهوم حضور گسترده هم تيمي‌هاي دايي در ليست سي نفره است، کما اين‌كه علي دايي نيز با اختصاص بيش از يک سوم ليست به تيم‌هاي فعلي و سابقش به اين شائبه قوت بخشيده است. در زمان حضور برانکو توجه بيش از حد به لژيونرها باعث تبعيض ميان داخلي‌ها و خارجي‌ها شده بود ولي اين بار به نظر مي‌رسد دايي از عقب پشت بام افتاده و اين بار نسبت به لژيونرها تبعيض شده است. سکاندار تيم ملي فوتبال بايد اسامي تمامي آنهايي که روزگاري در چشمانش خيره مي‌شدند و مقابلش جبهه تشکيل داده بودند به فراموشي بسپارد تا احياناً تيم ملي فوتبال که داراي وجهه ملي و متعلق به همگان است مستمسک رفتارهاي شخصي قرار نگيرد. البته اگر او 3000 انتخاب هم داشت، اشکال تراشي وجود داشت اما اين ليست مي‌تواند سرآغاز انتقادات و جدل‌هاي گسترده نسبت به دايي باشد. در حال حاضر در اردوگاه محذوفين سکوت حرف اول را مي‌زند، اما در صورتي که هيچکدام ازاين بازيکنان در ليست 30 نفره تيم ملي فوتبال براي بازي امارات متحده عربي قرار نگيرند، شمشيرها از رو بسته خواهد شد و حرف‌هاي مکتوم باقي مانده از لسان غايبين فعلي شنيدني خواهد بود!

به هر شکل اميد مي‌رود سرمربي جوان تيم ملي فوتبال پيش از آنکه اسير پاسخگويي به نتايج منفي عدم توجه به موضوعات فوق الذکر شود، در نشانه گذاري‌هايش براي جام جهاني قدري تجديدنظر کند چرا که با اين هدف گيري امکان وصول به هر نقطه‌اي جز آفريقاي جنوبي وجود دارد و با اتصال اين چالش‌ها به مشکلاتي که در راه است مي‌بايست حضور در جام جهاني 2010 را به فراموشي بسپاريم و از احتمال قرار گرفتن ملي پوشان ايران کنار ساير تيم‌هاي آسيايي حاضر در اين رويداد بزرگ ورزشي بکاهيم.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۸۸/۰۹/۰۷ ۲۱:۳۱

علی دایی چه از لحاظ ورزشی و چه مدیریتی و اقتصادی بسیار فرا تر از ایرانه .
کور بشه هر کی نمی تونه ببینه؟

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۲۴ ۱۹:۳۱

ایران باید خواب جام جهانی که هیچ بلکه بالا امدن از گروه راببیند

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۲۴ ۱۰:۳۳

دايي مردفوتبال ايران است وبدرستي اززيروبم هاي آن آگاهي دارد امان ازدست حسودان وآدمهاي هميشه ناراضي ومخالف وباندهاي خرابكار ذهن مردم!!

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۲۲ ۱۶:۳۸

امیدوارم کار رو بدست کار دون بدهند علی دایی این کاره نیست

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۲۱ ۰۹:۲۸

به نظر من از اونجايي كه كلا ملت رشيد ايران يك مقداري جوگيرند؛ وقتي مطرح ميشوند ديگه بدرد نمي خورند. بنابراين بي تجربه‌ها خيلي بهتر از با تجربه ها بازي ميكنند. آقاي دايي هم به شرح ايضاً...

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۲۰ ۱۵:۳۸

بیکاری بد دردیه!!!!!

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۲۰ ۰۹:۵۶

باسلام علی دایی بهترین انتخاب و مقتدرترین شخص برای تیم ملی است ولی موجودات زیادی هستند که اخلالگری مینمایند مثل مجری 90و سایر افراد بیسواد

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۹ ۱۹:۵۶

خدایی فقط علی دایی هست که میتونه تیم ملی رو جمع و جور کنه، چرا از مدت زمانی که علی دایی تیم ملی رو تحویل گرفته در تحلیل به اصطلاح کارشناسانه خودتون ذکری نکردید؟
در مورد انتخاب لژیونرها هم بهترین شخصی که بتونه توانایی و لیاقت بازیکنانی که سالها در کنارشون توپ زده رو تشخیص بده همین علی دایی هست.

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۹ ۱۱:۵۲

انتخاب دائی بعنوان سر مربی کاملا شایسته وبجاست تنها کسی که تیم ملی را نجات خواهد داد دایی است ایشان همه چیز دارند مقام ثروت وغیره دایی از جان گذشتگی وایثار کردن تا با تجربیات ودانش خودبه تیم ملی نشاط و تاکتیک تزریق کند چرا زود قضاوت میکنید

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۹ ۱۱:۲۶

نقد خوبه، ولی اگه منصفانه باشه! من کاری به نقد شما ندارم، چون به نظرم میرسه که بیشتر نظرات دیگرون رو جمع کردید و قصدتون خیر بوده؛ اما اونجایی که بعضی آقایون از بازیکنای پشت خط مونده، به انتقام آقای دایی تعبیر میکنن واقعا مضحکه!
وقتی آقای مهدوی کیا و نکونام مصدومند، آقای هاشمیان میگه توی مقدماتی شرکت نمیکنه، و آقای رضایی مدتهاست 1 دقیقه هم واسه تیمش بازی نکرده، چرا باید دعوت بشن توی این مقطع؟!! یادمون نرفته بعد بازی با سوریه، آقایون چه سر و صدایی در مورد بازی کردن لژیونرهای اماراتی به راه انداختند و مقاله ها نوشتند که چرا ناآماده هاشون باید دعوت بشن!( خصوصا روی آقای کاظمیان تاکید داشتند!) اما بلافاصله چند هفته بعد این آقایون میشن پشت خط مونده های ناشی از غرض ورزیهای آقای دایی!!!
خدا وکیلی وجدان هم خوب چیزییه!
البته هم ما عادت کردیم به این حرفا، هم آقای دایی!
خدا پشت و پناهش باشه . . .
یا علی مدد . . .

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۸ ۲۱:۱۸

Dorud, Man ein matno khundam ,dar yek negah farsiyeh ama vagean farsi nist. ezafeh mikonam ke matn besiyar keder va navazeh ast.Por az ezhareh nazarhayeh koli va gheireh gabeleh andazeh giri ba hich mizani. Albateh salhast ke dar tamameh motuni ke dar Iran neveshteh misheh hamin masael ro misheh did.

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۸ ۱۹:۳۴

انتخاب آقای دائی کار هوشمندانه ای بود... فدراسیون از اوضاع ناجور فوتبال و کارهای این چندماهه اخیرش خبر دارد و در این میان چه کسی از دائی بهتر که پشتش قایم شود و در آخر همه تقصیرها را گردن او بیندازد(علی دائی سابقه تخریب همه جانبه را دارد)

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۸ ۱۸:۰۹

علی بهترین بازیکن بهترین مربی و باشخصیت ترین فوتبال ایران است

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۸ ۱۵:۳۵

آقاي دايي توسط فدراسيون انتخاب نشده:بلكه او را علي آبادي منصوب كرده "ضمنا آقاي دايي به خاطر109 گل زده "قرار نيست به كسي جوابگو باشه.

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۸ ۱۵:۱۳

تقصيردايي نيست تقصير روزنامه وسايته كه بايدپر بشه حالاباهرخزعبلي.نويسنده خودش بهتر از همه ميدونه باتوجه به سابقه يكماهه دايي درهدايت تيم ملي طرح موضوع چقدرزودوعجولانه هست ولي سايت بايد پر بشه حتي به بهاي تحميق خواننده

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۸ ۱۳:۲۲

یا علی مدد

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۸ ۱۱:۳۳

چرا نظرات ما رو نشون نمیدین میترسین از شما معروفتر بشیم اخه حیوونکیها

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۷ ۲۰:۵۷

عالي

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۷ ۱۷:۱۷

از سایت شما بدلیل امانت داری و درج نظرات تشکر میکنم، امیدوارم مسئولین هم نگاهی به آنها داشته باشند.

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۷ ۱۷:۱۱

متاسفانه طرفداران آقای دایی که لیشتر همشهریانش هستند هیچ گونه نقد منصفانه ای را درست مثل خود ایشان بر نمیتابند.
مواردی که در بالا گفتید با صدها درجه شدیدتر درمورد سایر مربیان تیم ملی شنیده ایم و هرگز عکس العملهایی عصبی از سرمربی اینگونه ندیده ایم
یادمان نرفته زمانی که 6 گل تاریخی به کره زدیم و 3 گل به عربستان که در هیچ دوره ای تکرار نشد چه انتقادات شدید الحنی از سرمربی تیم ملی شد ! ولی الان که مثل آب خوردن به تیمهای درجه چندم میبازیم و مساوی میکنیم قدرت کوچکترین انتقادی وجود ندارد.

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۷ ۱۵:۲۲

مشخص است اين انتقادها و نظرات از سر عناد نوشته شده است والا همه كس مي داند كه تيم ملي با هعمه اين نفراتي كه آقايان ادعا مي كنند چرا دعوت نشده اند به هيچ جايي نرسيد و روش بازي تيم ملي سر از ناكجاآباد در مي آورد چون هميشه اين ل‍ژيونرها بودند كه فارغ از هر چيزي در تيم جا داشتند در كنار اينها آقاي دايي از مصدومين دعوت نكرده است و كساني مانند سامره هم در بازي با سوريه نشان دادند كه در شرايط فعلي قادر به كار مثبت براي تيم نيستند عنايتي نيز از سال گذشته تاكنون همين را نشان داده است كاظميان نيز كه اظهر من الشمس است از طرف ديگر كي مي خواهيم ياد بگيريم كه انسانها همه انسان هستند چرا از دايي انتظار داريم در حد يك سوپرمن ظاهر شده و در همه حال حتي با معاندين كه هيچ منطقي را قبول ندارند با حسن نيت رفتا ركند مگر خود فردوسي پور و اين آقاي منتقد چنين اند كه اين نسخه را براي ايشان مي پيچيند به راستي اگر مي خواهيم تيم ملي در مسير صحيح قذدم بردارد بايد از شانتا‍ژگرها مدعي مانند فردوسي پور برحذر باشيم

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۷ ۱۴:۴۵

در پاسخ دوست عزيزي كه فوتبال را با پنكه مقايسه ميكند ،بايد عرض كنم به طور معمول اين وسيله برقي در يك جهت كار ميكند و چپ گرد ، راست گرد نميشود . ولي در مورد آقاي دائي بايد اين واقعيت را قبول كرد كه ، ايشان براي سرمريگري تيم ملي فوتبال گزينه مناسبي نيست و آقاي دائي با قبول اين مسئوليت دست به انتحار زده است .

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۷ ۱۳:۱۰

باخت به بحرینی که یک چهار قشم است و مساوی با کویت فقط نتیجه بی عدالتی و انتخاب دو ساعته مربی درس نخوانده این فوت و فن و کلاس نرفته مربی گری است.
تا این انتخابات مربیان در ورزش سوری باشد بر این اوضاع چنان رود که باید انتظار داشت نه بیشتر؟!

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۷ ۱۱:۰۳

نتیجه این انتخاب را از حالا هم میتوان پیش بینی کرد وزیاد هم دور نیست تا پاییز همه چیز مشخص میود ولی جای تاسف است که رسیدن به این نتیجه برای فوتبال کورمان بسیار گران تمام خواهد شد.

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۷ ۰۰:۰۳

نقد خوبه، ولی اگه منصفانه باشه! من کاری به نقد شما ندارم، چون به نظرم میرسه که بیشتر نظرات دیگرون رو جمع کردید و قصدتون خیر بوده؛ اما اونجایی که بعضی آقایون از بازیکنای پشت خط مونده، به انتقام آقای دایی تعبیر میکنن واقعا مضحکه!
وقتی آقای مهدوی کیا و نکونام مصدومند، آقای هاشمیان میگه توی مقدماتی شرکت نمیکنه، و آقای رضایی مدتهاست 1 دقیقه هم واسه تیمش بازی نکرده، چرا باید دعوت بشن توی این مقطع؟!! یادمون نرفته بعد بازی با سوریه، آقایون چه سر و صدایی در مورد بازی کردن لژیونرهای اماراتی به راه انداختند و مقاله ها نوشتند که چرا ناآماده هاشون باید دعوت بشن!( خصوصا روی آقای کاظمیان تاکید داشتند!) اما بلافاصله چند هفته بعد این آقایون میشن پشت خط مونده های ناشی از غرض ورزیهای آقای دایی!!!
خدا وکیلی وجدان هم خوب چیزییه!
البته هم ما عادت کردیم به این حرفا، هم آقای دایی!
خدا پشت و پناهش باشه . . .
یا علی مدد . . .

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۶ ۱۹:۳۸

بیچاره اونایی که بعد حذف تیم ملی سکته میکنن

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۶ ۱۹:۱۴

تو که ظرفیت این رو نداری نظرات رو تایید کنی و فیلتر گذاشتی ، بیخود میکنی نظرسنجی گذاشتی بیشعور بی ظرفیت متحجر احمق ...

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۶ ۱۳:۱۰

ما همانیم که امیر کبیر را رگ می زنیم و سپس به اشک می نشینیم . این خاصیت جهان سوم بویژه ایران است که بهترین های خود را حمایت نمی کند بلکه آنان را به تباهی و نابودی میکشد...
من برای دائی بزرگ دعا می کنم برای او که با دشمنان نابخردش هیچگاه دست از اعتلای ایران نکشید....

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۶ ۱۳:۰۹

حتما شما توقع داشتين كه دايي، مهدوي كياي مصدوم يا هاشميان رو كه نمي خواد مال تيم ملي بازي كنه رو به زور به تي ملي دعوت مي كرد تا شما به به و چه چه مي كرديد

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۶ ۱۰:۲۸

متاسفانه برخی انتظار دارند یک شبه فوتبال ایران جای برزیل را بگیرد !
عزیزان من قدری صبر داشته باشید ... از قهرمان ملی خودمان باید حمایت کنیم حالا که به این پست منصوب شده باید از او حمایت جدی بکنیم تا به امید خدا به درجات بهتری در سطح فوتبال برسیم.

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۶ ۰۱:۴۷

کسانی مثل شما(نویسنده این مقاله) باعث ناکامی هاست نه آقای دایی-
اگر علی دایی در 35 سالگی بازی میکرد توانایی آن را داشت- چرا به جای این همه خدماتی که برای فوتبال ایران کرده اینگونه اورا تخریب می نمائید-لیست بازیکنانی که در بالا اشاره کرده اید اغلب بازیکنان مصدوم بودن ضمنا آقای هاشمیان دعوت شده بودند که خودشان نیامدند-
نوشت چنین مقاله هایی فقط تیم ملی و شخص آقای دایی را تخریب می کند و هیچ کمکی به تیم ملی نمیکند.

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۶ ۰۱:۴۶

کسانی مثل شما(نویسنده این مقاله) باعث ناکامی هاست نه آقای دایی-
اگر علی دایی در 35 سالگی بازی میکرد توانایی آن را داشت- چرا به جای این همه خدماتی که برای فوتبال ایران کرده اینگونه اورا تخریب می نمائید-لیست بازیکنانی که در بالا اشاره کرده اید اغلب بازیکنان مصدوم بودن ضمنا آقای هاشمیان دعوت شده بودند که خودشان نیامدند-
نوشت چنین مقاله هایی فقط تیم ملی و شخص آقای دایی را تخریب می کند و هیچ کمکی به تیم ملی نمیکند.

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۵ ۲۱:۳۲

علی دائی قربانی برای بی برنامه گی فدراسیون فوتبال است.

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۵ ۱۸:۱۲

نخبه کشی هنر امثال نویسنده توانایی مثل نگارنده متن بالا است.

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۵ ۱۳:۱۹

آقاي مورينيو بدون سابقه مربيگري و بازيگري يكي از بزركترين مربيان جهان شده است، دايي به درد تيم ملي نمي خورد از الان به فكر جام جهاني 2012 باشيم چون با اين مربي 2010را از دست مي دهيم. زارع

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۴ ۱۹:۴۸

ای کاش بازیکنان بی عرضه و پر ادعای تیم ملی کمی غیرت علی دایی را داشتند . من در تیم ملی بازیکنی نمی بینم جز چند نفر که هر کدام مدل مویی دارد و فقط دنبال توپ می دوند.

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۴ ۱۹:۳۹

انتخاب دایی اشتباه بود و بدنبالش هم اشتباهات فاجعه امیزی خواهد اورد
خودمون را پشت سوابق و گذشته ها قایم نکنیم 1000 تا گل هم اگر میزد مربی جوان و تازه کار و کم توانیست باخت تیم هایش را هم همش هم گردن داور و حاشیه میاندازد

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۴ ۱۷:۲۱

ازنوع انتخاب دائی برای مربی گری تیم ملی وپاسخهائیکه به منتقدین وسئوال کنندگان میده بوضوح شاهدسلطه لمپنیسم برفوتبال ملی این بارازنوع علی دائی هستیم!!این شخص آنقدرمغرور وخودپسنده که بایدمنتظرمشکلاتی دیگرازنوع فاجعه برای تیم ملی باشیم .تاوقتیکه لمپنیسم برورزش وفوتبال ایران حاکم باشه وضع بهترازاین نمیشه.

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۴ ۱۵:۲۰

با سلام
متاسفانه رسانه های ما به جای در نظر گرفتن منافع ملی فوتبال کشورمان و نقد کارشناسانه مدیریت ورزش کشور ،مشکلات شخصی خود را دستاویز انتقاد از سرمربی فوتبال قرار داده اند. ارزیابی مربی آنهم بعد از یکماه!

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۴ ۱۴:۴۷

در مملکتی که برای عینی ترین مسائل برنامه وجود ندارد ساده لوحی است که انتظار داشت مربی تیم ملی فوتبالش با برنامه و بر اساس یک تفکر کلان انتخاب شود. مشکل دایی ، قلعه نویی و یا ... نیست مشکل نوع تفکر ماست . ما اگر نفت نداشتیم از گرسنگی می مردیم

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۴ ۱۴:۳۴

در هر مساله اي بايد ظرف زمان و مكان را در نظر گرفت. اينكه دايي در دوران بازيگري چند گل زده مهم نيست. در اين صورت پله يا مارادونا بايد بهترين مربيان تاريخ مي شدند. چون بهترين بازيكنهاي تاريخ بوده اند. ولي كمي واقع بين باشيم. درست است كه مربي بايد شهامت داشته باشد. كاريزما باشد. سابقه خوبي داشته باشد. ولي اين دليل نمي شود كه در جواب هر خبرنگار و گزارشگري حتي در پخش زنده مهمترين برنامه ورزشي سيما كار را به جايي برساند كه به بي ادبي تعبير شود. دايي نيازي ندارد كه براي اثبات خود قطبي را زير سوال ببرد. يا ...
چه بازيكنان مطرحي كه هيچ گاه مربي موفقي نشدند. و چه مربيان موفقي كه هرگز بازيكن نبوده اند. من خود به شخصه از طرفداران علي دايي هستم. ولي ترجيح مي دهم مربي مورد علاقه من حداقل هايي را در زمينه هاي مختلف دارا باشد.علي دايي با قبول مسووليت تمام اعتبار خود را به بازي گرفته است. از بازيكني در سطح جهاني بعيد بود كه در كشوري مثل ايران كه از كشورهاي عربي هم در زمينه اخراج مربي پيشي گرفته است، تصميمي احساسي بگيرد. با آرزوي موفقيت فوتبال ايران
فقط آقاي تابناك اين بار ديگه سانسورم نكن.

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۴ ۱۴:۱۶

بایدفرصت داد

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۴ ۱۴:۰۴

من هم فکر می کنم بزرگ ترین مشکل آقای دایی برای هدایت تیم ملی آستانه پایین تحمل ایشان است و مشکلات دیگر در درجه دوم اهمیت هستند در ضمن من در این نقد چیزی که تخریب آقای دایی باشه ندیدم . در ضمن کاش ایشون بعضی وقت ها شجاعت معذرت خواهی هم داشته باشن گفتن این جمله که کسی مربی تیم ملی خواهد شد که لابی قوی تری داشته باشه اگر چه جمله درستی بود اما گفتن اون در یک برنامه زنده کار اشتباهی بود واشتباه بودن اون حالا که خود آقای دایی سر مربی شدن بیشتر نمود پیدا کرده و با گفتن اینکه من با خدا لابی کردم نیمشه اون رو جبران کرد

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۴ ۱۴:۰۱

آقای دایی فوتبالیست خوبی بود و پرونده آن بسته شود تجربیات و افتخارات او بعنوان بازیکن هیچ ربطی به توانایی او برای مربیگری ندارد.
او باید مشکلات گذشته خود با فوتبال را فراموش کند تا تیم ملی آسیب نبیند.
دایی نباید کاری کند که فردا همه بگویند او برای انتقام از مخالفان دیروز خود تیم ملی را از جام جهانی دور نگه داشت

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۴ ۱۳:۲۰

باسلام مجدد
دوست عزیزازتمامی دوستانی که نظر می دهند سپاسگزارم که واقعا خیلی منصفانه وعاقلانه درمورد آقای دایی سرمربی تیم ملی قضاوت می کنند هرچند که چندروز پیش من یک نظری برای شما نوشتم که قطعا مورد خوشایند جنابعالی قرارنگرفت وشما حاضرنشدید آن رادرلیست نظرات جای بدهید ولی خوب هرنظری راکه عزیزان می دهند همان نظر بنده هست وتنها فرقی که هست درحدت وشدت گفته هامون هست که انشاءالله آن هم جبران می شد ممنونم امیدوارم آقای دایی مثل همیشه بادرایت وشایستگی کامل درمورد منتقدین ظاهرشده وعملا" بتواندضمن کسب موفقیت های بهترجوابگوی مغرضانه افراد باشد انشاءالله این طور هم خواهدبودچراکه تجربه نشان داده که هرموقع که دایی تحت فشاروانتقادبی مورد قرارگرفته توانسته باشایستگی کامل موفقیت حقانیت خودش را به اثابت برساند وخداوند همیشه کمکش کرده است
وانشاءالله این بار نیز به لطف ومحبت خداوند ازاین امتحان مهم نیز سربلند بیرون خواهد امد

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۴ ۱۳:۰۹

چه خوبست که فدراسیون و آقای دایی در این مقطع حساس با دلجویی از آقای قطبی از وجود ایشان در کنار تیم ملی مثلا به عنوان مشاور و آنالیزور بهره بگیرند چون:
1- آقای دایی بمانند تمام بازیکنان موفق گذشته که مربی شده‌اند با کاریزمای شخصیتی خود می‌تواند به تیم روحیه و انگیزه بدهد و تیم را در آغاز بازی برای برد مصمم کند اما به دلیل فقدان دانش لازم در مواجهه با مربیان حرفه‌ای تیم‌های حریف کم می‌آورد و اساسا نمی‌تواند با یک استراتژی برتر از ترکیب تکنیک و تاکتیک و روحیات بازیکنان به برد دست پیدا کند.
2- آقای قطبی درست در نقطه مقابل دایی قرار دارد و مربی برتر در نیمه‌های دوم است. چرا که اساسا در نقش مربی هم بصورت یک آنالیزور رفتار میکند و با تحلیل رفتار تیم مقابل، در فاصله دو نیمه با تغییر تاکتیک و استفاده از بازیکنان دارای شرایط مناسب با وضعیت مسابقه به حفظ نتیجه بدست آمده یا کشیدن کار به تساوی می‌پردازد.
لذا تا فراهم شدن امکان بهره‌گیری از یک مربی حرفه‌ای جهانی که واجد هردو خصیصه باشد (نه مثل آقای کلمنته که تاکیدشان بر انگیزه دادن به بازیکنان بود و از این نظر آقای دایی در ایران از ایشان کاریزمای بیشتری دارند) بهتر است از هردو ایشان در کنار هم استفاده شود. واقعیت فوتبال ایران نشان می‌دهد هیچ یک از کادرهای مربیگری داخلی واجد کلیه شرایط لازم برای هدایت تیم ملی نیستند و باید به ترکیبی مناسب از نقاط قوت آنها اندیشید.
ضمنا به مربیان عزیز توصیه میکنم در کنار فرزندان خود کمی هم وقت صرف بازی‌های رایانه‌ای مرتبط با رشته ورزشی‌شان کنند و با انتخاب گزینه Manager Mode کمی تمرین کنند، با کمی دقت، نکات خوب و قابل تاملی را درخواهند یافت.
مثلا در نحوه تعامل با پرسشهای رسانه‌ها و حواشی تیمها، تاکتیکهای مورد استفاده تیمهای بزرگ در مقابل ضد فوتبال تیمهای متوسط و ضعیف (وضعیت تیم ملی ما در مقابل حریفان) و ...
من برای رسیدن تیم ملی به موفقیت در بازیهای آینده تاکتیک 3-4-1-2 (همان 3-5-2) سابق را به 4-4-2 فعلی ترجیح میدهم، 4-4-2 فقط بدرد میدان داری می‌خورد و کافیست که 2 دفاع وسط یکیشان به امید دیگری سوتی بدهد و آنوقت جبران کار بسیار مشکل خواهد بود! زادگاه 4-4-2 ظاهرا ایتالیاست و اغلب تیمهای متوسط جدول برای کسب امتیاز از بزرگان رو بدان می‌آورند اما وضعیت ما در مقابل تیمهای عربی دقیقا برعکس است! و الخ ...

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۴ ۱۳:۰۹

هنوز 1 ماه از مربیگری آقای دایی نگذشته که اینطوری دارن شروع به تهاجم علیه ایشان می کنند . بابا حداقا بزارید سه چهر تا بازی بشه بعد . دایی اگه توانایی این کار رو نداشت مطمئنا خودشو خراب نمی کرد . به موفقیت آقای دایی و تیم ملی ذره ای شک ندارم . خدا یار یاورت باشد علی دایی

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۴ ۱۳:۰۸

هنوز 1 ماه از مربیگری آقای دایی نگذشته که اینطوری دارن شروع به تهاجم علیه ایشان می کنند . بابا حداقا بزارید سه چهر تا بازی بشه بعد . دایی اگه توانایی این کار رو نداشت مطمئنا خودشو خراب نمی کرد . به موفقیت آقای دایی و تیم ملی ذره ای شک ندارم . خدا یار یاورت باشد علی دایی

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۴ ۱۳:۰۷

ادب مرد به ر دولت اوست

ناشناس۱۳۸۷/۰۱/۱۴ ۱۳:۰۴

هنوز 1 ماه از مربیگری آقای دایی نگذشته که اینطوری دارن شروع به تهاجم علیه ایشان می کنند . بابا حداقا بزارید سه چهر تا بازی بشه بعد . دایی اگه توانایی این کار رو نداشت مطمئنا خودشو خراب نمی کرد . به موفقیت آقای دایی و تیم ملی ذره ای شک ندارم . خدا یار یاورت باشد علی دایی

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.