چرا کشور از اقتصاد آزاد میترسد؟
کسانی که تحولات اقتصادی ایران را در دهه منتهی به انقلاب اسلامی و چهار دهه پس از انقلاب رصد کرده باشند حتما متوجه یک موضوع بسیار مهم شدهاند که همانا تابو بودن الفاظ «اقتصاد آزاد» و «اقتصاد بازار» تا همین چند سال پیش است.
به گزارش دنیای اقتصاد، آیا واقعا اداره اقتصاد ایران در ۴۰ سال گذشته در دست طرفداران اقتصاد آزاد بوده است؟ آیا نابسامانیهای امروزی حاصل اجرای سیاستهای اقتصاد آزاد بوده است؟
۱- اواخر دهه ۱۳۶۰ که نظام جمهوری اسلامی تصمیم گرفت از اقتصاد دولتی و کوپنی فاصله بگیرد، طرفداران آزادسازی اقتصادی و خصوصیسازی، با احتیاط فراوان ابتدا لفظ «تعدیل اقتصادی» را که یکی از روشها و تکنیکهای آزادسازی و خصوصیسازی است به کار میبردند و پس از آنکه پارهای آثار مثبت این سیاستها آشکار شد، جسورتر شدند و لفظ «اقتصاد رقابتی» باب شد. یعنی اینکه طراحان و مجریان اصلاحات اقتصادی حتی آنقدر قدرت نداشتند که با صراحت بگویند منظور از اصلاحات اقتصادی، سپردن امور اقتصادی به بخش خصوصی و محدود کردن مداخله دولت در فعالیتهای اقتصادی است.
حتی مرحوم هاشمی رفسنجانی که سلسلهجنبان اصلاحات اقتصادی بود، هرگز با صراحت از خصوصی شدن اقتصاد سخن نگفت و جسورانهترین لفظی که در توصیف اقتصاد مطلوب خود به کار میبرد عبارتهایی مانند «اقتصاد غیردولتی»، «اقتصاد مختلط» و «مشارکت مردم» بود.
حتی هنوز هم بر سر در جایگاههای سوخت ایران به جای لفظ خصوصی، از لفظ نادرست «اختصاصی» استفاده میشود و نگرانی درباره دفاع از اقتصاد آزاد، بر اذهان مستولی است. طرفداران اصلاحات اقتصادی چنان ناتوان بودند که هرگز نتوانستند دو فصل بنیادی اقتصاد آزاد یعنی «منع مداخلهگرایی» و «منع حمایتگرایی» را رسما وارد برنامههای خود کنند. جانمایه سخن همه سیاستگذاران، بدون حتی یک استثنا، این بود و هست که شرایط ایران با آن چیزهایی که در درسنامههای دانشگاهی گفته میشود فرق دارد و «اصلاحات اقتصادی مورد نظر لیبرالها»، موجب له شدن ضعفا زیر پای اقویا خواهد شد. اینها یا نمیدانستند یا منافع شخصیشان اجازه نمیداد این نکته بدیهی را بپذیرند که هیچ کشوری در هیچ جای عالم منابع بیحد و حصری در اختیار ندارد که هرچه دلش میخواهد مصرف کند و در عین حال به توسعه اقتصادی هم دست یابد.
هراس سیاستمداران و سیاستگذاران اقتصادی از «آزادی کسبوکار»، اقتصاددانان و کارشناسان را کاملا به حاشیه راند و آنان را به مجریان اراده سیاستمداران تبدیل کرد. نگاهی به پیشنویسهایی که کارشناسان و اقتصاددانان دولت از سال ۱۳۶۸ تاکنون برای رتق و فتق امور اقتصادی نوشتهاند تا خروجی نهایی آنها از دولت و مجلس و مجمع تشخیص مصلحت، نشان میدهد سیاستمداران هرگز نسخه اقتصاددانان و کارشناسان را اجرا نکردهاند. سیاستمداران، هر جا برنامهای موفق شده، آن را به نام خود ثبت کردهاند و هر جا برنامهای ناکام مانده، آن را به کارشناسان نسبت دادهاند و مخالفان اقتصاد آزاد، آن را به حساب «اجرای برنامههای لیبرال و نئولیبرال» گذاشتهاند؛ حال آنکه میان اقتصاد آزاد و لیبرالیسم و نئولیبرالیسم هیچ پیوند وثیقی و هیچ رابطه علت و معلولی وجود ندارد و دست برقضا، مبانی نظری اقتصاد آزاد و معاملات خصوصی اشخاص در فقه اسلامی و سنتهای ایرانی نیرومندتر و کهنتر از مبانی و سنن غربی درباره این موضوع است.
۲- از اواخر دهه ۱۳۶۰ که سیاستمداران دریافتند دیگر نمیتوان با روشهای کاملا دولتی، اقتصاد را اداره کرد، دست نیاز به سوی طرفداران اقتصاد آزاد دراز کردند و به گواهی آمار و ارقام، از ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۳ که میدانی ولو محدود و کنترلشده به بخش خصوصی سپرده شد، جهش اقتصادی چشمگیری رخ داد و در روزگار عسرت نفتی و هزینههای بازسازی ویرانههای جنگ، برای نخستین بار قفسههای فروشگاهها پر شد و مردم از صفهای طولانی خلاص شدند و زیرساختهای اقتصادی و ظرفیتهای تولیدی فراوان احداث شد. اما درست در سالهایی که باید بازگشت عایدات سرمایهگذاریها آغاز میشد، دوباره سیاست بر اقتصاد چیره شد و با آشکار شدن نخستین شوک ارزی، که دست بر قضا مسبب آن هم سیاستمداران بودند نه برنامهریزان اقتصادی، سیاستهای کنترلی و نرخگذاریهای دستوری رجعت کردند. در آن زمان سیاستمداران نپذیرفتند که تورم ۲۰ درصدی سالهای ۷۰ و ۷۱ و جهش آن تا ۴۹ درصد در سال ۱۳۷۴ که نرخ ارز را هم به دنبال خود کشید، حاصل تفاضل قیمتهای رسمی و قیمتهای واقعی است که در تمام دهه ۱۳۶۰ بر نرخ ارز تحمیل شده بود. در دو سال متوالی ۷۰ و ۷۱ سیاستگذاران پولی با بیاعتنایی به هشدارهای کارشناسی و صرفا بهخاطر برخی امتیازدهیها، با تزریق ارز به بازار درصدد حفظ نرخ آن برآمدند و در این راه چنان پیش رفتند که نرخ واقعی ارز در بازار ۲۰ درصد کاهش یافت و البته تاوان آن را سه سال بعد در قالب جهش تورمی و جهش نرخ ارز، پس دادند.
این داستان هنوز ادامه دارد. تحولات نیمه نخست امسال در حوزه ارز که عمدتا ریشه داخلی دارد و تحریمها در آن فقط نقش محرک و مشدد دارند، پدیدهای قابلپیشبینی بود که هشدار و انذار آن را اقتصاددانان و کارشناسان از اواسط سال گذشته داده بودند؛ اما سیاستمداران مانند همیشه به آن بیاعتنایی کردند و زمانی سر به سوی نظرات کارشناسی برگرداندند که زمزمههای رانت ارزی به هیاهو تبدیل شد و بانگ آن به خیابانها رسید.
این دوران هم با همه خسرانی که وارد کرد سپری خواهد شد؛ اما مادام که سیاستمداران و سیاستگذاران نپذیرند که اولا تصدی همه امور اقتصادی خارج از توان دولتهاست و این کار فقط از عهده سرمایهگذار و تولیدکننده و تاجر برمیآید و ثانیا اصلاحات اقتصادی با ریختوپاش و رانت و سوبسید و قیمتگذاری سازگاری ندارد، در بر همین پاشنه خواهد چرخید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بهذهرحال نتیجه این سیاستها ورشکستگی اقتصاد ایران شده
به موازات برداشتن نام عمومی از دارایی های خصوصی عملاً خصوصی و رسمیت یافتن تسلط خصوصی بر اموال ؛ از آن جا که امکان همگرایی و سازمان یابی آزاد مصرف کنند گان ، صاحبان نیروی کار و فعلان اجتماعی وجود ندارد ، غارت و خروج سرمایه از کشور تشدید می شود و خلاء قدرت و فقدان همبستگی داوطلبانه و خودخواسته پر می شود . کاربرد اصطلاحات خصوصی ، بازار آزاد ، اقتصاد دولتی ..... در ایران تناسبی با واقعیت جامعه ندارد . مبلغان « اقتصاد بازار » از پذیرش مسئولیت « تقلید کور » خود در ویرانی مبانی حیات جمعی در ایران طفره می روند و فرافکنانه دیگران را مقصر و مانع جلوه می دهند و از گفت و گوی جدی با دگراندیشان هم بیزارند
اقتصاد آزاد یعنی بهره برداری از منابع هر نقطه به نفع همان نقطه نه به نفع 1500 کیلومتر آنطرف تر و البته پرداخت مالیات به نمایندگان دولت.
اقتصاد آزاد یعنی نظارت همه بر دخل و خرج دولت.
یعنی بوجۀ متکی بر مالیات.
یعنی توسعۀ هر منطقه با تکیه بر توانایی های خود آن منطقه.
حالا ببینید چند در صد از مردم یا بهتر است بگوییم مسولان استانهایی مثل تهران، مثل اصفهان، مثل مشهد، مثل تبریز و غیره و برخی از متولیان نهادهای خاص با چنین اقتصادی همراهی می کنند و چوب لای چرخش نمی گذارنند.
اصلاً چنین مدیرانی و متولیانی قادرند با تکیه بر منابع محلی، توسعه ایجاد کنند، مدیرانی که فقط یاد گرفته اند با زد و بند بوجۀ بیشتری، به قیمت به فلاکت کشاندن مناطق دیگر، از دولت مقصرتر از خودشان بگیرند.
این توسعه ایی که الان ما در برخی از نقاط ایران شاهدش هستیم توسعۀ مبتنی بر چپاول آشکار است.
گل گفتید.
هیچ چیز مثل آزادی باعث رشد( مفهوم قرآنی آن) بشر نمی شود. آزادی در همه ابعاد روح افزاست. هر جا بشر در این تحفه خداوندی دستکاری کرد چوبش را خورد. اقتصاد ما نتیجه این دستکاری است. ایکاش بعد از انقلاب بلافاصله سراغ بازار آزاد می رفتیم. تحکم بر بازار و کاسه داغ تر شدن از آش باعث این وضعیت فعلی اقتصاد ماست. هر جا دولت خواست اعمال نظر کند خرابکاری شد. خداوند بشر را طوری آفریده که میتواند حتی وجود خود او را رد کند. نباید مردم را به بهشت برد بلکه باید راه بهشت را مثل پیامبران به مردم نشان داد. خداوند در قرآن به کرّات به پیامبر گرامی تذکر می دهد که تو فقط بشارت دهنده و ترساننده ای. پیامبران چراغهایی بودند که راه راست و مستقیم را روشن می کردند تا مردم خود این راه را انتخاب کنند.
امریکا با اون عزمت از اقتصاد جهانی داره کم کمخارج میشه وقتی تعرفه می بنده برای چی هست انگلیس هم که اتحادیه اروپا خارج شد روسه هم که دلار هارا داره میده میره اقتصاد ازاد یه حماقتی بودید که گنده های اقتصاد پشیمون شدن
داستانسرایی نکنید! اقتصاد حتی در آمریکا هم آزاد نیست! و همچنین اقتصاد در ایران هیچ گاه کاملا دولتی و بسته نبوده است. مسئله ی مردم هم ترس از آزادی اقتصاد نیست بلکه مردم دیده اند و دارند می بینند که به اسم آزادسازی اقتصاد زندگیشان نابود شده و بر ثروت گروه کوچکی که عمدتا وابسته هستند به طور نجومی افزوده میشود! شما به عنوان یک رسانه حامی دولت دارید مسئله را وارونه میکنید درست مثل آن وزیر و مسئولی که مردم را عامل گرانی و بی ثباتی اقتصاد کشور معرفی میکند!!!! البته مطمئنا این گونه نظرات را منتشر نمیکنید ولی حد اقل خودتان بفهمید که مردم نادان نیستند که به هر نوشته ای در این سایتها اعتماد کنند.
- هر چه ما به سمت اقتصاد مثلا آزاد برویم ، بیشتر از هر چیز به هرج و مرج اقتصادی نزدیک شده ایم ،
- آزموده را آزمودن خطاست :
متاسفانه به جای پرداختن به اقتصاد بومی خودمان که قدمتی ریشه دار دارد ، اما متاثر از دانش آموختگان دانشگاه های غربی که دانسته و مغرض هستند و براساس فرمولهای جدید اقتصادی ، بنیان های اقتصادی مان را با رهمنودهای به ظاهر درست اما ویرانگر نابود می سازیم.
احسنت کاملا درست است
سیاست گذارامون آخه تحصیلکرده علوم سیاسی و مدیریت نیستن...کسانی هستن که بر اساس رانت پدر و برادر به جایگاه های کلان رسیدن!!!
اگر امروز بازنشسته نمیشن بخاطر اینه که میدونن جایگاهی در اقتصاد مبتنی بر علم ندارن
اقتصاد آزاد با عث جلوگیری از رانت خواری بسیاری خواهد بود و به جهت از بین رفتن منافع شان مخالف آن هستند.
اقتصاد آزاد در کشوری که تحت شدیدترین تحریم های سیاسی و اقتصادی هست جواب نمیده
برای اینکه کمبود ها خود را در قیمت نمایان میکند و دولت مردان مجبور به شفاف سازی هستند برای اینکه دولت با اختصاص نان تقریبا مجانی و عدس و بنزین مجانی دهن مردم را بسته ولی وقتی قیمتها واقعی شود نان سنگک با سود نانوا (که بتواند یک زندگی بسیار ساده داشته باشد) باید بشود 8000 تومان بنزین باید بشود 15000 تومان انوقت است که بهینه سازی و افزایش تولید و سرمایه گذاری اتفاق میافتد
ما اقتصاد آزاد نداریم .
بخاطر رانت و منافع سرشاری که متاسفانه عده ای معدود از اقتصاد دارند باعث شده تا در این مملکت منابع و ثروتها به سمت غارت پیشروی کرده است و این یک چیز عیان و مشخص است و نیاز به این همه ادله و شرح واقعه ندارد
برای اینکه سود هنگفتی که با رانت واردات دستشونه به ضرر تبدیل میشه
برای اینکه خودروی روز دنیا میشه نایت50میلیون تومن بعد کی لگن چینی بخره؟؟؟؟؟سود لگن چینین رو کی بخوره؟؟؟؟
برای اینکه نمیخواهند ایران آباد شود.
اقتصاد آزاد نه تنها بد نيست بلكه از جهاتي هم مفيد و لازم است. آنچه كه از اقتصاد امروزه كشورمان مي ببينيم ، نتيجه ندانم كاري ها،سوء مديريت ها،رانت خواري ها،عدم نظارت عمدي و سهوي بر اجراي اقتصاد آزاد، تقدم بخشيدن برخي چيزها بر منافع ملي كشور و ...... مي باشد.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.