نفوذ مافیای شکار به شبکه سه سیما و «حالا خورشید»؛
وقتی رشیدپور فراموش میکند «سمت» مهم میهمانش را بگوید!
آیا برای مخاطب اهمیت داشته و دارد که پوست کدام حیوان بر دیوار آن اتاق کذایی نقش بسته و آن حیوان چندساله بوده است؟ زمان شکار شدن حیوان چطور؟ اینکه این عکس قبل از جلسه گرفته شد یا بعد از جلسه، چه؟ اصلا چطور است به جزئیات بیشتری دقیق شویم و مثلا پذیرایی صورت گرفته از حاضران در عکس را هم بررسی کنیم.

به گزارش «تابناک»؛ به فاصله چندماه از صدور پروانه شکار توسط سازمان حفاظت محیط زیست کشورمان و در شرایطی که بسیاری از فعالان محیط زیست و افراد نام آشنا در این عرصه، انتقادات فراوانی در این خصوص مطرح کرده و حتی ورای انتقاد، معترض فروش گونههای حیات وحش کشورمان شدهاند، مسئولان سازمان از هیچ فرصتی برای تبلیغ ایدههای خود در خصوص شکار مضایقه نمیکنند، حتی اگر آن فرصت، دست به دست شدن یک عکس در فضای مجازی باشد.
رویدادی که روز گذشته، نمونه کاملی از آن را شاهد بودیم؛ به این صورت که پس از انتشار نسبتا وسیع عکسی در فضای مجازی که در آن، جمعی از مسئولان در اتاقی گرد هم آمده بودند که بر دیوارش پوست یک کل (بز کوهی نر) نصب شده بود، زمان مناسبی برای تبلیغ ایدههای سازمان حفاظت محیط زیست در خصوص شکارفروشی فراهم آمده بود!
چگونه؟ با یک مقدمه چینی مناسب و استفاده عالی از ابزارهای موجود که به آن عکس کذایی سنجاق شده بود؛ مقدمهای از جنس یادآوری داستان فاجعه بار احیای نسل گورهای ایرانی در پارک ملی کویر (که ۵ راس از ۱۰ رأسشان پیش از شروع پروژه تلف شدند!) و تأکید بر این نکته که مسئولان حاضر در عکس، آن گونه که شایعهها میگویند، مسئولان محیط زیست یکی از استانهای شمالی کشورمان هستند.
این روند، مو به مو آن چیزی است که روز گذشته در برنامه تلویزیونی «حالا خورشید» با اجرای رضا رشیدپور صورت گرفت. مقدمه چینی با چاشنی استفاده از برخی توئیتها و نقل قولهای داغ شده در خصوص برخی اتفاقات تلخ محیط زیستی مثل مرگ گورها در جابجایی، برای آنکه ماجرا رنگ و لعاب عامه پسند هم به خود بگیرد و در نهایت به جایی برسد که سازمان حفاظت محیط زیست کشورمان از مدتها پیش برای رقم زدنش برنامه ریزی و هزینه کرده است: روی خط آمدن میهمانِ تلفنیِ ویژه!
البته زمانی که قرار است میهمان تلفنی برنامه روی خط بیاید و درباره آن عکس کذایی سخن بگوید، یک اشتباه کلیدی و بسیار مهم رخ میدهد. به این صورت که رشیدپور وی را این گونه معرفی میکند: «برای اینکه ماجرا را همه جانبه ببینیم، بهترین کار را این دیدیم که یکی از بهترین خبرنگاران حوزه محیط زیست، آقای... را روی خط برنامه بیاوریم».
البته نه اینکه فرد معرفی شده خبرنگار نباشد یا در حوزه محیط زیست فعالیت نکرده باشد، بلکه اشتباه رشیدپور آنجایی بود که آخرین سمت این فرد را یادآوری نکرد؛ اینکه این فرد، مشاور رسانهای سازمان حفاظت محیط زیست کشورمان است؛ مشاوری که ظاهرا ترجیح بر این است که بهترین خبرنگار حوزه معرفی شود تا فردی وابسته به سازمان! ترجیحی که در کلام و رفتار میهمان نیز مشهود است.

اما هدف از این کار چیست؟ اگر برنامه روز گذشته حالا خورشید را ندیدهاید، ببینید تا بهتر دستتان بیاید؛ اما خلاصه اینکه میهمانِ مطلع، در توضیح آن عکس کذایی به نکات بسیاری اشاره میکند که از جمله آنها، افشای آدرس دقیق عکس و حاضران در عکس و تأکید بر این است که «هیچ کسی از سازمان محیط زیست در عکس حضور نداشته است.»
آقای مشاور در ادامه حتی از این فراتر میرود و تأکید میکند، عکس از یکی از گروههای خانوادگیِ یکی از حاضران به بیرون درز کرده تا مشخص شود، حسابی بر زیر و بم ماجرای این عکس مسلط است. آنقدر مسلط که بعید است هیچ خبرنگاری در جهان از جزئیات موضوعی اینقدر جزئی، در این فاصله کوتاه مطلع شده باشد!
اما هدف از همه این دیالوگها چیست؟ آیا برای مخاطب اهمیت داشته و دارد که پوست کدام حیوان بر دیوار آن اتاق کذایی نقش بسته و آن حیوان چند ساله بوده است؟ زمان شکار شدن حیوان چطور؟ اینکه این عکس قبل از جلسه گرفته شد یا بعد از جلسه، چه؟ اصلا چطور است به جزئیات بیشتری دقیق شویم و مثلا پذیرایی صورت گرفته از حاضران در عکس را هم مورد بررسی قرار دهیم.
باور کنید یا نه، جز مورد آخر، باقی موارد به تفصیل در گفت و گوی رشیدپور و میهمان برنامه اش مطرح شد تا بحث به اینجا برسد که اساسا شکار چیز بدی نیست و از دیرباز در کشورمان رواج داشته و به آویزان کردن و کوبیدن پوست و سر بسیاری از حیوانات ساکن اقلیم کشورمان به در و دیوار برخی مردم منجر شده است. اصلا شکار نه تنها بد نیست، که خوب هم هست!
از اینجای برنامه به بعد، میهمان برنامه که خبرنگار حوزه محیط زیست معرفی شده، به تفصیل به دفاع از شکار میپردازد و میکوشد، تشریح کند امثال کل نقش بسته بر دیوار در عکس را میشود شکار کرد. البته شکار تروفه و صد البته با دریافت مجوز از سازمان حفاظت محیط زیست که میدانیم برای صدور مجوزش، پول میگیرد و منتفع میشود. شکاری که از طرف میهمان، گریز ناپذیر معرفی میشود تا مخاطب به این نتیجه برسد که دم مسئولان محیط زیست گرم که راه شکار را باز گذاشتهاند تا حیات وحش نجات پیدا کند!
نعل وارونهای که میهمان میزند تا در قحطی مدافعان شکار و در شرایطی که همه نام آشنایان محیط زیست کشور، به نقد شکارفروشی و عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست مشغولند، کسی از قاب تلویزیون و از آسمان ریسمان کردن پیرامون یک عکس، به دفاع از شکار بپردازد و تحسین و موافقت مجری برنامه را هم داشته باشد.
ماجرا زمانی تلخ میشود که بدانیم هیچ یک از منتقدان پرشمار شکارفروشی راهی به امثال این برنامه تلویزیونی نمییابند تا از قاب رسانه ملی، انتقاداتشان را مطرح کنند. افرادی که عمر فعالیتهای زیست محیطی شان خیلی بیشتر از مجموع عمر کاری کلانتری و معاونان و مدیرانش در این عرصه است، اما بیرون از دایره تصمیم گیریها مانده اند و شنونده برنامههای تلویزیونی با حضور مدافعان شکار هستند.
ماجرایی تلخ، که روی تلخ تری هم دارد. اینکه میهمان برنامه رشیدپور، نه فقط مشاور رسمی سازمان است که مشاور معرفی نشده، که از مدافعان قدیمی شکار است. مدافعی که بسیار در این باره قلم فرسایی کرده و چه بسا همین رزومه است که موجب شده از طرف سازمان دعوت به کار شود. رزومهای قوی که اگر بدانید وی در حال حاضر مشاور رسانهای یکی از مؤسسات مدافع شکار هم هست، ترسناک جلوه میکند.
ترسناک مثل دفاع فردی از شکار که در ظاهر خبرنگار محیط زیست، آن هم خبرنگار زبده و برتر این حوزه معرفی میشود، اما در عمل، با شکارچیان و شکاردوستان نشست و برخاست دارد و تریبون آنها به شمار میآید. فردی که مجری رسانه ملی ابراز خرسندی میکند وقتش را در اختیار ایشان قرار داده تا به ابهامات مردم پاسخ دهد، غافل از آنکه این فرد مشاور سازمان است و در اصل طی گفت وگو با این برنامه تلویزیونی، مشغول به کار سازمانی اش بوده است!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بایدبنده خدمت مسئولین عرض کنم اگراین مطالب رامی خونن یه روستایی هست درهرمزگان بندرعباس بنام هماگ شمارابه خدابداداین روستابرسیدازشکارکردن که دراین منطقه چه عرض کنم وضعیت ازقرمزهم گذشته ...........حتی عده ای ازشهرستان های اطراف میان یه درختی هست که مردم این منطقه میگن ارچن چوبهاشومی برن برای جوب بازی یاپشت دشک گذاشتن می یارن شهربه قیمت هرچوب یک متری 50الی 100هزارتومان می فروشن دارن جنگلهای این منطقه رانابود می سازن
شکار برای تفریح کاملا حرام است . شکار برای کسی حلال است که به آن احتیاج دارد و از سر بی نیازی حرام است و اثر بدی بر زندگی شخص میگذارد . بنده خودم مواردی برخ داده است که عواقب آنرا دیده ام یا کسی از ادم مریض میشود یا اتفاق بدی می افتد . محیط زیست ایران هم که مثل همه نهادها همه چیز را به پول نزدیک می کند !!! ولی در خصوص ان مورد تزئینی شاید خودشان شکار نکرده باشند و بهشان هدیه داده باشند یا خریده باشند من کسانی را دیده ام که از اینطور چیزها به عنوان تزئین به خانه شان اویزان می کنند و خیلی هم فرهنگ بدی است !
رشیدپور از دکانش برای خرد کردن اعصاب مردم استفاده میکند
واقعا دولت روحانی همه چی رو خراب کرد یکیش محیط زیست.
وقتی شکار توسط یک سازمان مجوز داده می شود باید شفاف سازی شود تا رانت خوری پیش نیاید. متاسفانه وقتی اسم طرف رو هم سانسور می کنند، شفاف سازی معنی نداره، وقتی شفاف نباشه، حتما رانت خوری جاری است و کسانی به بهانه دلسوزی، جیب خود را هم در نظر دارند.
بقول ملک الشعرای بهار که در وصف خود به هنگام آزادی از زندان رضاخانی سروده استفاده می کنم به تعبیری وصف حال جانداران نگون بخت اسیر در باغ وحش طبیعت ایران که چون قفسی است دردناک و در قفس تیر خوردن حقیقتاً دردناک تر. که نه برای آنها طبیعت گذارده ایم و نه طبیب زیست. فقط می ماند عاقبت صیاد که نه تنها خانه اش ویران نمی شود که ایران را خانه خود نمی داند، بلکه خانه اش آباد می کند در کانادا، آمریکا، انگلیس و ...
نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
پرو بال من بیچاره اگر سوخت چه باک
فکر ویران شدن خانه صیاد کنید.
2
من تصور میکردم که دست دولت فقط در جیب ملت است.
به نظر میرسه تابناک با هر نیتی که داره سعی در نقد برنامه های صدا و سیما داره و این خبرها تا حدی بر من خواننده تابناک و دیدگاهم نسبت به این رسانه تاثیر گذاشته. اما اندک اندک این نقدها داره تبدیل میشه به سرکوب کاملا تعمدی جانبدارانه تا اونجا که با یک سری مقالات حاوی مطالب بسیار به هم پیچیده و نپیچیده سعی می کنه شخصیت های معروف و محبوب این رسانه رو هم از چشم بیینده بندازه. جناب تابناک بفرمایند همه اون برنامه ها و زمانهایی که آقای رشیدپور در برنامه اشون به پیگیری مشکلات مردم میپردازه کجا هستند و چرا حرفی و تمجیدی در کار نبوده و حالا که به دید شما اشکالی در کار هست چطور پیداتون شده؟؟ نقد یعنی هم گفتن خوبی ها و هم ایرادات نه فقط کوبیدن طرف مقابل
که اگر اینطور باشه هم شما از صدا و سیما دارید بدتر عمل می کنید.
من از طرفداران شکار و شکارچی گری هستم از نوجوانی اسلحه بادی داشتم الان هم طبق دستور شرع اسلام به همه مجوز شکار تمامی گونه های حیات وحش فقیر ایران رو بدید! ولیکن با شرط شکار فقط با تیر و کمان مثل زمان آغازین اسلام! ونه با سلاح ۵۰ میلیون تومانی !
اولا در برنامه های تخصصی مجری هم باید متخصص حوزه مورد مصاحبه باشد.شبیه برنامه های پزشکی که معمولا مجری خود پزشک است.رشید پور مگر چند تخصص می تواند داشته باشد؟دوما این سازمان حفاظت از محیط زیست خود یکی از مشکلات است.نه کارشناسان قدرتمند وشجاع برای مقابله با مشکلات زیست محیطی دارد ونه بودجه مناسب برای انجام وظیفه خود ونه اهرم اجرایی برای مقابله با متخلفین حوزه محیط زیست ونه امکانات آموزشی وتبلیغاتی برای جا انداختن وبیان اهمیت محیط زیست.کلا با این تشکیلات آبی گرمنمیشه.فکر دیگری بکنید.
تو همه دنیا با ممنوع کردن شکار و اجرای بسیار سختگیرانه و در کنار آن کار فرهنگی، محیط امنی برای همه گونه های زیستی فراهم کرده اند آنوقت در ایران این امکان وجود ندارد؟ چرا؟
شیدپور استاد برگرداندن مطالب و استفاده های دل به خواه از پیش آمدهاست.
(اون یک روز که دلار ارزون شد، سریع برداشت غیرمستقیم گفت : دیدی این از محاسن تلگرامه!!!!)
رسانه ملی هم تریبون شکارفروشی شد
البته که شکار اساسا عمل قبیحی ست و در اسلام هم مکروه بوده و عواقب دنیایی مثل از دست دادن فرزند و ... برای آن ذکر شده ولی در مورد برخی گونه ها شاید مجوز شکار خوب باشد . مثل گراز که چون دشمنی ندارد و زاد و ولدش زیاد است افزایش جمعیت آن زیاد بوده و با کمبود غذا به مزارع حمله کرده و محصول را تلف میکند. در کرمان و شمال با توجه به این که گراز حرام گوشت است به طور سنتی شکار نمیشده و تعدادشان هم زیاد است که از سالها پیش به اقلیت های مذهبی و توریستهای غیر مسلمان مجوز شکار میداده اند
حال اگر امثال کل و غزال و ... که به علت نبود حیوان شکارچی در طبیعت ایران ممکن است جمعیتشان زیاد شود و باز به علت خشکسالی و نبود علوفه طبیعی در مراتع و ... به مزارع وارد شوند ، آیا نمیتوان با صدور مجوز شکار به طور محدود و با قیمت بالا از این آسیب جلوگیری کرد و همزمان بخشی از هزینه های حفظ محیط زیست را تامبن کرد.
ای کاش یکی غیر از رشیدپور به طور کارشناسی این مسئله را تشریح کند.
جان من این قدر دقیق می خونید کامنت ها رو که صفتی که برای رشیدپور نوشته بودم حذف کردید ؟!
ای ول بابا
:D
و به محض انتخاب مجدد با پرش دلار به نزدیک 20000 تومان پدر ملت دراومد!؟!
انگار همون دکتر محمود ضرب در 100 سرکاره هنوز!!
خسته نباشی دلاور
عزیز جان .گراز وخرس با گونه های در معرض خطر فرق دارن!!!!!!
کاش این دوس عزیزی که هر روز مرثیه برای شکار میخونه رو یکم با مشکلاتی که ازدیاد همین وحوش مخصوصاً گراز و خرس برای کشاورز و باغدار ها ایجاد کرده آشنا می کردید تا شاید میفهمید افزایش جمعیت خارج از کنترل این حیوانات چه بلایی سر اقتصاد روستایی می آره و بماند که دیگه از ترس مواجه شدن با آنها بعد از تاریکی هوا باید توی خانه ها موند و طوری شده که حتی توی محدوده روستا ها هم به راحتی و بدون ترس وارد میشن و خسارت میزنند.
این دوستانی که این قدر از خوک و خرس و گرگ خوششون میاد چرا اینها رو میارن توی شهر و کنار هم زندگی به جای اینکه بلا برای جامعه روستایی درستش کنن و از کنترل جمعیت آنها هر روز جیغ بفش بکشن
راه حل مشکل شما کشتار حیوانات نیست برای حل مشکل کمی بیندیش جای دوری نمیرود البته مسئولان چون مشغله زیاد دارند وقت اندیشیدن ندارند و گاهی ابزار اندیشیدن نیز ندارند
آقا تلویزیون ایران نگاه نکنید ولله اعصابتان راحت میشود
همشون مثل هم هستن من ازان موقعی که دارم سایت تابناک رادنبال میکنم ناراحتی اعصاب گرفتم
بابا کسی تلویزیون نگاه نمیکنه، کل مخاطب برنامه رشیدپور فقط شما خبرنگارا هستین مثل اینکه.
مطلب خوب و منطقی بود.
فارغ از تمام مباحث زیست محیطی، ذات این کار یعنی آویزان کردن یک حیوان بر دیوار خانه کاری نادرست و جاهلانه است.
موافقان شکار در اینگونه موارد، بحث فرهنگی و علاقه به شکار رو مطرح می کنن. اگر فرهنگ یا رسوم ما جاهلانه و نادرست باشه آیا باز هم باید از اون تبعیت کرد؟
کسی نیست بگه این یارو اگر خبرنگاره چرا نظر کارشناسی میده؟
وقتی مجری معلوم الحال این برنامه ساعت مچی جند ده ملیونی به دست خود آویزان کرده است باید هم همه چی گل و بل بل باشد در این برنامه...
رشید پور دیگه چه انتظاری دارید
خدا لعنت کنه همه خائنین به مردم و این مملکت رو...
متاسفم برات ای دل ساده ، دل به هر کی دادی از سادگی داده
ننگتان باید.
با سلام
در ابتدا عرض کنم که بنده نیز با شکار بی رویه و غیرقانونی مخالفم.
اما نکته کلیدی این خبر این است که نویسنده آن ظاهرا از الفبای حوزه محیط زیست هم خبر ندارد و فقط ژست دوستدار محیط زیست گرفته است. متاسفانه این روزها دوستدار محیط زیست بوده به یک ژست تبدیل شده و کسانی که می خواهند القا کنند که روشنفکر هستند گریزی هم به دوستداری محیط زیست می زنند.
با توجه به سابقه ای که حقیر در این حوزه دارم باید عرض کنم که صحبتهای مهمان برنامه که نمیدونم اسمشون چیه و کی هستند کاملا منطقی و علمی است و محتوای خبر تابناک کاملا غیر حرفه ای و جانبدارانه تنظیم شده است.
کاش تابناک از متخصصین این حوزه دعوت کنه که اینجور موارد رو نقد و بررسی کنند نه اینکه یک آماتور بیاد در این مورد نظر بده
با تشکر
نویسنده مطلب چیز عجیب و غریب و حرفهای و تخصصی ننوشته که نیاز داشته باشد دانش قبلی و بکگراند در این زمینه داشته باشد. کل حرفش این است که مهمان برنامه خبرنگار فقط نبوده و مشاور رسمی سازمان است و درست به همین دلیل حرفهایش میتواند سوگرفته باشد. به اضافه اینکه این مهمان از کسانی است که شکار را تشویق میکند. حالا باید برای بیان این مطالب ساده فوق دکترای محیط زیست داشته باشند و داشته باشیم؟!
اگر دقیق تر نگاه کنید، دیروز از قول یک کارشناس نیز مطالبی ذکر شده بود.
دوست عزیز شما که با الفبای محیط زیست آشنایی دارید لطفا بیشتر توضیح بدید ... یا اینکه اگر قبلا مطلب یا مقاله ای نوشته اید لینکش رو بزارید ما بخونیم تا فهممان بشتر شود... فقط در حرف زدن یادمان باشد که حقیقت را به پای منافع شخصی یا گروهی ذبح نکنیم... اگر اطلاعاتمان کم است سعی نکنیم توجیه .کننده اقدامات نادرست دیگران باشیم.
یا حق
برادر من، ما که با هم دعوا نداریم. داریم نظراتمون رو در مورد یک خبر بیان می کنیم. شما هم ظاهرا تحمل
شنیدن نظر مخالف رو نداری پس بحث در این مورد بی فایده است
تابناک غلط نوشته و الفبای محیط زیست رو نمیدونسته اما شما که میدونی بهتر نبود این الفبا رو مینوشتی ما هم بفهمیم؟ صحبت مهمان برنامه علمیه که میگه شکار کنیم اونم تو شرایطی که همه گونه ها دارن به انقراض میرسن؟
هر چی نگاه میکنم احساس میکنم یک عده به صورت هماهنگ کمر به نابودی ایران بسته اند.
قبل از اینکه دیر شود محیط زیست ایران را از دست کلانتری نجات دهید
دقیقا
به خدا منم با گوشت و پوست و استخونم این رو حس میکنم
مردم گرسنه اند، نه فقط شکمی، بلکه ذهنی نه گرسنه بلکه ولع دارند و حرص میزنند. قانون هم کمکشان میکند. مردم به حق خود قانع نیستند و به این واسطه از هر فرصتی برای کسب درآمد استفاده میکنند. به هر قیمتی. از این قاعده رشید پور، عکاس، محیط زیست، کارمندان، کارگران، مدیران ارشد، میانی و پایینی و .... مستثنی نیستند.
همه چیر فروشی شده. همه چیز
رشیدپور استاد برگرداندن مطالب و استفاده های دل به خواه از پیش آمدهاست.
(اون یک روز که دلار ارزون شد، سریع برداشت غیرمستقیم گفت : دیدی این از محاسن تلگرامه!!!!)
اسلام تشویق ب شکار کرده
لطفا برای جمله خود سند معتبر ارائه نمایید با یک جستجوی ساده در اینترنت می توانید پی ببرید که اکثر،
علما از گذشته تا کنون شکار تفریحی را منع کرده اند و احادیث فراوانی هم در نکوهش آن آمده است. لطفا برای توجیه یک کار اشتباه دین را مستمسک قرار ندهید. د
لطفا منابع رد یا قبول شکار در قرآن را مرقوم بفرمایید
هوا بس ناجواانمردانه پائیزیست.
اونجا هوا چطوره؟
شکار تفریحی برای خدا نیست و حرام است
به اندازه کافی هم غذا وجود دارد و گرفتن جان یک حیوان برای خوشگذرانی حرام اندر حرام است
تواین کشورهراشتباهی میشه میندازن تقصیراسلام
اسلام در صورت نیاز و رفع حوایج روزانه اجازه داده به هیچ وجه تشویق نکرده در ثانی کجای اسلام شکار تفریحی را مجوز داده
باید یک نفر بیاد خود شما را برای تفریح شکار کند تا ببینی چه حالی داره
شکار تفریحی از سوی مراجع تقلید ازجمله مقام معظم رهبری حرام اعلام شده
یکی از دلایل مقبولیت اسلام و شیعه به روز بودن احکام و مطابقت با شرایط و زمان بوده و هر حکمی در زمان وشرایط خاص در صورت ضررو زیان بنابر برتشخیص مرجعیت امکان تغییر هم دارد این بیماری
فکری رو از خود دور کنید که بسیار خطرناک و مهلک می باشد
اسلام کجا تشویق به شکار کرده
از نظر مراجع فقط زمانی فرد میتواند شکار کند که جز گوشت شکار غذای دیگری برایش نیست. وگرنه شکارکردن کراهت دارد و برای شکارچی عواقب دنیایی ذکر شده.
بسیاری از قوانین اسلامی تابع مکان و زمان است بیخود اشتباهات خود را توجیه نکنید
اسلام و مقتضیات زمان
مسلما در حال حاضر که نسل بسیاری از گنه های جانوری در معرض خطر انقراض هست همچین توصیه و تضویقی نخواهد شد.
آن هم از طرف دینی که نشستن بر مرکب و در همان حال احوالپرسی را جایز نمی داند
پیشنهاد میکنم بیشتر مطالعه بفرمایید
شکار با کشتار فرق دارد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.