آخرین خبرواکنش حزب‌الله لبنان به ادعای دولت الجولانی
5بازدید

پدر یک قاتل: فقط با قصاص پسرم آرام می‌گیرم!

پدر یک قاتل: فقط با قصاص پسرم آرام می‌گیرم!

مرد 56 ساله ای که پسر جوانش در یک ماجرای انتقام جویی هولناک، برادرزن خود را با ضربات متعدد چاقو به قتل رسانده است، به خراسان گفت: فقط با قصاص پسرم آرام می گیرم!

آن چه می خوانید حاصل گفت وگوی یک ساعته روزنامه خراسان با پدر بازنشسته ای است که به عنوان اولیای دم خواستار قصاص فرزندش شد!

خودتان را معرفی کنید! من هادی «ع» هستم و 56 سال دارم.

به چه شغلی مشغول هستید؟ من بازنشسته شهرداری هستم و با حقوق اندک بازنشستگی (کارمندی) زندگی می گذرانم!

چه وقت از ماجرای قتل مطلع شدید؟ زمانی که پسرم دست به جنایت زد من در سفر زیارتی عراق بودم. با تلفن ها به سختی تماس برقرار می شد تا این که بعد از چندین بار تلاش، بالاخره برادرم با من تماس گرفت و از حادثه ای خبر داد که قلبم لرزید! او گفت: مجتبی(پسرم) برادرزنش را با چاقو به قتل رسانده است و اکنون مراسم سومین روز خاک سپاری برگزار می شود!

شما چه کردید؟ چه می توانستم بکنم! چگونه می توانستم به آن سید عزیز (پدر مقتول) حتی تسلیت بگویم! من و او سال ها همکار بودیم، همسایه بودیم، فامیل بودیم. از شدت شرم روی بازگشت به مشهد را نداشتم. فکر می کردم این حادثه تلخ برای یکی از اعضای خانواده خودم رقم بخورد...

چرا؟ به خاطر این که بعد از بروز اختلافات خانوادگی بین پسرم و خانواده همسرش، او را به خاطر همه خلافکاری هایش از خانه طرد کردم! او هم من و خانواده ام را تهدید به مرگ می کرد و من پیش بینی این را داشتم که شاید من یا یکی از برادرانش را به قتل برساند! حتی زمانی که قصد رفتن به عراق را داشتم دو نفر را گذاشته بودم تا مواظب پسرم باشند که به خانواده ام آسیبی نرساند.

چرا به پلیس گزارش ندادید؟ با پلیس 110 هم تماس گرفتم! او تهمت های ناروایی به خانواده همسرش می زد، زندگی را به کام همه ما تلخ کرده بود اما وقتی نیروهای انتظامی آمدند فقط او را نصیحت کردند! حتی کارت ملی او را به خودش بازگرداندند چرا که پسرم مدعی بود کارتن خواب است!

چه اتفاقی افتاد که دختر همکارت را برای پسرت خواستگاری کردی؟ خانواده آن ها (مقتول) آن قدر انسان های شریفی بودند که من بعد از این همه سال همسایگی دیوار به دیوار و همکار بودن با او، شناخت کاملی داشتم! حتی برای پسرم شرط گذاشتم و گفتم این دختر سید است و تو نمی توانی احترام او را نگه داری! باید هر شب که به خانه می روی اول دست همسرت را ببوسی، بعد وارد خانه شوی! اما متاسفانه ...

ریشه بدبختی های فرزندت از کجا آغاز شد؟ حسادت و بخل همه وجودش را می سوزاند! بی پرده بگویم پسرم به هیچ صراطی مستقیم نبود او حرف کسی را گوش نمی کرد! خودش را عالم به همه چیز می دانست، می خواست قدم های بزرگی بردارد! بلند پروازی و حسادت او را بیچاره کرد!

به چه چیزهایی حسادت می کرد؟ به همه چیز حتی به برادرانش با آن که من بیشتر از همه فرزندانم به او می رسیدم چون متاهل بود، مخارجش را تامین می کردم اما او به اندازه‌ای بخل در وجودش لانه داشت که مادرش می‌گفت: اگر من یک قاشق غذای بیشتر برای دیگر فرزندانم می کشیدم او بلافاصله اعتراض می کرد که آن ها را بیشتر از او دوست دارم! پسرم فقط خودش را می دید! و به همه کس و همه چیز حسادت می کرد!

فکر نمی کنید اعتیاد زمینه ساز این جرم بود؟ او تا بعد از خدمت سربازی خوب بود! بعد از آن که مغازه خیاطی برایش راه اندازی کردم به سوی مواد کشیده شد. هنوز در دوران عقد بود که ماجرا را فهمیدم و او را بستری کردم! و بعد از آن هم سرزندگی اش رفت ولی متاسفانه به اعتیادش ادامه داد و این هم یکی از عوامل بدبختی های او شد به طوری که هر زنی نمی توانست در این شرایط زندگی کند!

پسر شما یک بار هم به جرم سرقت دستگیر شد، درست است؟ بله! البته در دو سال آخر مستقیم با من صحبت نمی‌کرد! آن شب هم که به خاطر سرقت لاستیک دستگیر شد من به کلانتری نرفتم، فقط برادرش را فرستادم که متوجه شدم او دست به سرقت زده است!

فرزندشما مواد مخدر صنعتی مصرف می کرد؟ نمی‌دانم! من این اواخر اصلا او را به خانه ام راه نمی دادم! چرا که نزد پدرزنش شرمنده بودم!

ولی او مدعی شده که بعد از مصرف شیشه برادر زنش را کشته است! دروغ می گوید! من این حرف او را باور ندارم! او برای فرار از جرم و قصاص این ادعا را مطرح می کند!

مادرش چه می گوید؟ او هم مانند من فقط می خواهد که مجتبی را زودتر قصاص کنند!

شما یک پدر هستید! آیا این حرف را از صمیم قلب می‌گویید؟ فقط خدا می داند که در دل من چه می گذرد! روزی که برای عرض تسلیت خدمت آن بزرگوار (پدر مقتول) رفتم به او گفتم شما پرونده را پیگیری کنید هرکجا لازم باشد من تعهد می دهم تا زودتر پسرم را قصاص کنند او ارزش زنده ماندن را ندارد! او به همه ظلم کرد آن هم به چنین خانواده ای که فقط یک پسر داشتند!

ماجرای جنایت شبح عینکی

به گزارش خراسان، صبح اول آبان جوان 25 ساله‌ای در خیابان طلوع 13 مشهد درحالی که سوار بر خودرو قصد عزیمت به محل کارش را داشت، هدف ضربات چاقوی شوهر خواهرش قرار گرفت و به طرز ناجوانمردانه ای به قتل رسید.
در پی وقوع این حادثه تلخ، بلافاصله تحقیقات قضایی از سوی قاضی کاظم میرزایی (قاضی ویژه قتل عمد) آغاز و مشخص شد که متهم جوان 34 ساله ای به نام مجتبی است که همسرش به دلیل اختلافات خانوادگی و خلافکاری های وی حدود یک سال قبل از او طلاق گرفته و به خانه پدرش بازگشته است. ادامه بررسی ها حاکی از آن بود که روز حادثه مجتبی پس از یک ماه تعقیب برادرزنش، درحالی که خود را مانند یک شبح کرده و عینکی نیز به چشم زده بود، او را به قتل رسانده و متواری شده است.

این متهم قبلا نیز خانواده همسرش را تهدید به اسیدپاشی کرده بود. این گزارش حاکی است: متهم بعد از 48 ساعت از وقوع جنایت و در حالی که با صدور دستورات ویژه قضایی، خود را در محاصره کارآگاهان می دید، به ناچار تسلیم قانون شد. متهم در جلسه بازجویی به قاضی میرزایی گفت: می دانستم پدرزنم تک پسرش را خیلی دوست دارد به همین خاطر وقتی طلاق همسرم را گرفت من هم به قصد انتقام جویی برادر زنم را کشتم تا این گونه آن‌ها را عذاب بدهم.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۹۷/۰۸/۲۳ ۱۴:۲۲

شاید پدر که گفته باید به زنت احترام بزلری چون سید است یه جورایی خانواده زنش را به او برتری داده و زمینه اعتیاد و قتل را فراهم کرده

ناشناس۱۳۹۷/۰۸/۲۳ ۱۴:۱۹

ایندبیچاره قطعا بیماری داشته و یک نوع اختلال شخصیت که متاسفانه درمان نشده،دوم اینکه با شناخت از چنین فرزندی چرا باید دختر نجیب یک خانواده خوب را برای او به همسری بگیریم ،به امید اینکه بهتر شود دیگران را قربانی می کنیم!!!

ناشناس۱۳۹۷/۰۸/۲۳ ۱۲:۴۲

اعدامش کنید 100 بار

ناشناس۱۳۹۷/۰۸/۲۳ ۱۱:۴۶

با سلام.

از این مورد و با همین مشخصات در خانواده ما هم هست و مطمئن هستیم که روزی چنین اتفاقی برای یکی از بستگان ماهم اتفاق خواهد افتاد . یکبار بجرم تهدید پدرش به قتل ، به دادگاه شکایت کردیم اما هیچ اتفاقی نیفتاد . یکبار دیگر بجرم دعوای خونین با یکی از برادرها شکایت کردیم اما قاضی میگفت که همه شهود باید بیایند دادگاه شهادت بدهند اما چون شهود را تهدید کرده بود کسی حاضر نشد بعنوان شاهد در دادگاه حاضر شود.

چندین ساله که تهدید به قتل خود و یا فرزندان می شویم اما ظاهرن قانون در این زمینه تمایلی به دخالت ندارد بعدا هم به بهانه اینکه جنون رافع مسئولیت هست قاتل بعد از یکی دو سال از زندان آزاد می شود . در محله کوچک ما در دو سال اخیر ، دو جوان خانواده خود را کشته و بعد کل منزل را آتش زدند و در همان ثانیه اول مشخص بود که قاتل کیست بطوریکه از هر کس می پرسیدید بطور قطع و یقین میگفت قاتل فلانی است اما چه سود جز حسرت قتل دو فرزند خردسال و دو مادر زحمتکش و مظلوم ، که هم سلاخی شدند و سوخته ؟؟!!!

اینها مشکلات امروزی جامعه ماست اما قانونگذار تمایلی به دیدن و شنیدن موضوع ندارد.

محسن۱۳۹۷/۰۸/۲۳ ۱۱:۲۳

حسادت و بلندپروازی!
سبحان الله که عبرت سنگینی داشت این گزارش!

حمید کلباسی۱۳۹۷/۰۸/۲۳ ۱۱:۱۴

علت اینهمه جرم و جنایت و فساد پیدا و پنهان چیست؟ دولت بیشتر مقصر است یا خانواده مجرمین؟!

ناشناس۱۳۹۷/۰۸/۲۳ ۱۰:۳۸

خدا به همه صبر دهد. بویژه این پدر. امیدواریم از قصاص پسرش صرف نظر کند چون نفرینی ابدی برای خودش خواهد شد.

ناشناس۱۳۹۷/۰۸/۲۳ ۰۹:۴۳

عجب پدر بی رحمی . حضرت یعقوب با اینکه می دانست که پسرانش یوسف را سر به نیست کرده بودند بازهم با ملاطفت با آنها رفتار می کرد و آنان را یا بنی می خواند . همینطور حضرت نوح که هنگام طوفان با ملاطفت پدرانه به پسر نا اهلش گفت : پسرم بر کشتی سوار شو . متاسفانه آدمهای خوب ما هم دچار مشکلات دین شناسی و خدا شناسی شده اند .
به نظر من این پسر از روی خشم و ناتوانی در کنترل خودش دست به این جنایت زده و پدرش باید برای بازماندگان از خدا صبر و شکیبایی و برای فرزندش نجات و خلاصی هم از اعدام و هم از این خشم ویرانگر بخواد که خدا بر همه چیز تواناست .

ناشناس۱۳۹۷/۰۸/۲۳ ۱۳:۰۷

کدوم ملاطفت؟
اصلا هم اینطوری که شما میگی نبوده

حسن۱۳۹۷/۰۸/۲۳ ۰۹:۳۹

پدر خانواده نتونسته زندگیشو مدیریت کنه.
صد در صد اشکال از پدر خانواده است.
مگه شوخیه هی بچه بیاری هی بچه بیاری

رضا۱۳۹۷/۰۸/۲۳ ۱۳:۱۵

پدر و مادر تا حدی نقش دارند خود فرد و جامعه بیشنرین نقش را دارند. ایشان فرد بالغی بوده باید پاسخ گو باشد چه پسر پیغمبر الهی باشد چه پسر شمر ملعون

ناشناس۱۳۹۷/۰۸/۲۳ ۰۹:۲۵

او مدعی شده که بعد از مصرف شیشه برادر زنش را کشته است!!!!!!!!!!!
این راه فرار و روشی است که بسیاری از قاتلین و جنایت کاران و مجرمین بهش تبحر پیدا کردن....مصرف مواد مخدر.....وصل کردن به مسائل ناموسی...و....

ناشناس۱۳۹۷/۰۸/۲۳ ۱۳:۳۶

کجایی قانون گفته مصرف مواد مخدر توسط مجرم باعث افت مجازات میشه قانون مجازات در مورد بی اختیاری مجرم ناشی از مصرف مواد مخدر را استثنا کرده و مطمئن باشی قاضی حکم قصاص میده بی اختیاری در اراده برای دیوان مجنون صفیحه یا صغیر یا دستور امر امرقانونی و دفاع مشروع از خود و ناموس و مال خود و دیگران اینها باعث سقوط حکم قصاص میشن

ناشناس۱۳۹۷/۰۸/۲۳ ۰۹:۱۴

این پدر هم در تربیت چنین پسری نقش اساسی داشته.

ناشناس۱۳۹۷/۰۸/۲۳ ۰۹:۰۱

قصاص بهترین چیز است و بخشش بدترین چیز زیرا بخشش جان انسانها را بی ارزش می کند و جسارت افراد را برای قتل بیشتر

ناشناس۱۳۹۷/۰۸/۲۳ ۱۴:۵۲

موافقم به شدت

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.