عبدالحمید ریگی که بود و با خانواده اش چه کرد؟
عبدالحمید ریگی از اعضای گروه تروریستی جندالله بود. او برادر بزرگتر عبدالمالک ریگی، سرکرده معدوم جندالله بود. وی به جرم محاربه و فساد فی الارض از طریق عضویت در گروههای تروریستی به سرکردگی عبدالمالک ریگی صبح سوم خرداد ۸۹ در محوطه زندان زاهدان به دار مجازات آویخته شد.

عبدالحمید ریگی از اعضای گروه تروریستی جندالله بود. او برادر بزرگتر عبدالمالک ریگی، سرکرده معدوم جندالله بود. وی به جرم محاربه و فساد فی الارض از طریق عضویت در گروههای تروریستی به سرکردگی عبدالمالک ریگی صبح سوم خرداد ۸۹ در محوطه زندان زاهدان به دار مجازات آویخته شد.
به گزارش «تابناک» به موجب حکم صادره از سوی دادگاه انقلاب اسلامی زاهدان متهم عبدالحمید ریگی شفا فرزند آزاد به جرم محاربه و فساد فی الارض از طریق عضویت، هواداری و تلاش موثر در شاخه نظامی گروهک تروریستی جندالشیطان به سرکردگی عبدالمالک ریگی به اعدام محکوم و حکم صادره پس از تایید توسط مراجع عالی قضائی صبحگاه سوم خرداد ۸۹ در محوطه زندان زاهدان اجرا شد.
فهرستی از شرارتهای عبدالحمید ریگی در سیستان و بلوچستان به این شرح است:
۱– راهبندی و سرقت مسلحانه؛
۲– آدم ربایی مسلحانه جاده نوبندیان به چابهار منجر به ربایش ۲۲ نفر؛
۳ – اقدام مسلحانه علیه پرسنل انتظامی پاسگاههای مرزی منجر به شهادت جمعی از نیروهای خدوم نیروی انتظامی؛
۴– ربایش مسلحانه دو تبعه هندی از زاهدان و بریدن گوش یکی از اتباع هندی به قصد اخاذی؛
۵ – مخفی کردن مسلحانه دو نفر از اتباع ایرلندی و آلمانی؛
۶ – تهیه و حمل و نگهداری سلاح و مهمات سبک و نیمه سنگین؛
۷– تبانی در جهت ربایش یکی از شهروندان متمول تهرانی؛
۸ – آدم ربایی مسلحانه منجر به شهادت شهید سرهنگ کاوه و زاهد شیخی؛
۹ – آدم ربایی مسلحانه چند نفر از کسبه زاهدان به قصد اخاذی؛
۱۰– راهبندی مسلحانه جاده زاهدان به زابل (تاسوکی)که منجر به شهادت ۲۲ نفر از مردم بیگناه و ربایش و مجروحیت تعدادی دیگر شد؛
۱۱ – راهبندی مسلحانه جاده بم به کرمان (دارزین) منجر به شهادت ۱۲ نفر از مردم بیگناه؛
۱۲– آدم ربایی مسلحانه و سرقت مسلحانه منتهی به شهادت علی رحیم پور در چابهار؛
۱۳ – آدم ربایی و سرقت مسلحانه دو تن از پرسنل شیلات و خودروی پیکاب در چابهار؛
۱۴– تبانی در جهت ربایش مسلحانه اتباع چینی به قصد اقدام علیه امنیت داخلی؛
۱۵– تحصیل مبلغ ۱۵ میلیارد ریال مال نامشروع از آدم رباییهای مورد نظر ذکر شده است.
جزییاتی از کشته شدن فائزه منصوری به روایت مادرش
پدر و مادر همسر عبدالحمید ریگی پس از اعدام وی در جمع خبرنگاران حضور یافتند و به تشریح قتل "فائزه و شهاب منصوری" (همسر و برادر همسر عبدالحمید ریگی) پرداختند.

تنها ساعتی پس از اعدام عبدالحمید ریگی برادر سرکرده گروهک جندالله، پدرخوانده و مادر "فائزه و شهاب منصوری" (همسر و برادر همسر عبدالحمید ریگی) در جمع خبرنگاران حضور یافتند و ضمن پاسخگویی به سوالات خبرنگاران گفتند: عبدالحمید مانند عبدالمالک ریگی و اربابانش آمریکا و انگلیس جنایتکاری بی رحم است که حتی برای خانواده اش ارزشی قائل نیست.
بر اساس اعترافات عبدالحمید ریگی، "فائزه منصوری" همسر عبدالحمید ریگی، به درخواست عبدالمالک ریگی و توسط عبدالحمید در خواب با شلیک گلوله جان باخت و همچنین " شهاب منصوری" برادر فائزه نیز توسط عبدالمالک ریگی سربریده شده و فیلم آن نیز از طریق شبکه العربیه پخش شده است.
موسوی پدرخوانده فائزه منصوری نیز گفت: پس از عزیمت فرزندانم به زاهدان و مرز پاکستان، پسرم شهاب تماس گرفت و گفت، چون حمید برای تحویل خواهرم نیامده من خودم آنان را تا محل استقرار حمید همراهی میکنم و بعد از چند روز مجددا بر میگردم.
وی اضافه کرد: مدتها از پسر و دخترم خبری نداشتیم تا اینکه یک روز حمید تماس گرفت و گفت: پسرتان با موتورسیکلت تصادف کرده و جنازه اش را در مرز میتوانم تحویلتان دهم، اما در حین گفت: وگوی من با حمید، گوشی را عبدالمالک ریگی از وی گرفت و بدون مقدمه گفت که فردا شب فیلم سربریدن پسرت را از شبکه العربیه تماشا کن.
او بیان کرد: مالک ریگی جنایتکار ادعا کرده بود که فرزندانم جاسوس هستند و با نیروهای امنیتی ایران ارتباط دارند درحالی که نه تنها نحوه ارتباط با نیروهای انتظامی و امنیتی را نمیدانست بلکه در مکانی که سکونت داشتند هیچ امکان ارتباطی وجود نداشت.
وی از دیدار با عبدالحمید در زندان خبر داد و ضمن اشاره به تاثیر پذیری فکری عبدالحمید از برادرش اضافه کرد: حمید ریگی در این دیدار قسم میخورد که، چون بشدت تحت تاثیر القائات عبدالمالک قرار گرفته بود دست به چنین جنایتی زده و همسر و مادر سه فرزندش را در خواب کشته است.
ویدیوی روایت قتل زن و برادرزن عبدالحمید ریگی در اینجا ببینید.
روایت مادر فائزه منصوری از آشنایی خانواده اش با عبدالحمید ریگی
اولش که به خواستگاری دختر من آمد، مخالف بودم. البته شیعه و سنی ندارد، همهمان انسانیم. روز اول به او گفتم شما خیلی بیجا کردید که آمدید خواستگاری دختر من. ٦ ماه بعدش حتی از سوراخ کلید در، نگاهش کردم که ایستاده بود و خیلی قشنگ نماز میخواند و عکس علی (ع) را در سجادهاش گذاشته بود، حتی برای ما بلیت گرفت و ما را برد مشهد. همه جوره من از او راضی بودم. آن ملعون کثیف لعنتی، مالک این کار را کرد. او عبدالحمید را گول زد. من از همه خانوادهها و مادر و پدرها میخواهم که ناشناخته و تحقیق کامل نکرده، دخترشان را در اختیار کسی قرار ندهند.
عبدالحمید ما را در بازار زاهدان دیده بود. شوهرم پزشک بود، گیاه درمانی میکرد. یک بار ما رفتیم زاهدان برای رسیدگی به یکی از بیمارانش که مسئولیتی هم آنجا داشت. بعدش برای تعطیلات عید، آنها میخواستند از ما تشکر کنند، بلیت هواپیما گرفتند و رفتیم آنجا. چندروزی آنجا بودیم تا اینکه خانم خانه به من گفت: تو چرا همهاش در خانهای، برو بازار بگرد. من گفتم از قدیم از زاهدان میترسم و وحشت دارم. از بچگی زاهدان برایم خیلی بد جا افتاده بود. او من را با فائزه به بازار برد.
فائزه آن موقع ١٣ سالش بود. وقتی رفتیم بازار، رفتیم مغازه همین حمید ریگی. خرید کردیم و وقتی میخواستیم بیاییم بیرون، آقایی به فائزه متلک گفت، فائزه گفت: مامان ببین این به من چه میگوید، گفتم صدایت درنیاید، من میترسم؛ که همان بلا هم عاقبت به سرم آمد. همان موقع دیدم جوانی دارد آن جوان را که متلک میگفت: به قصد کشت میزند، فهمیدم حمید است. همان موقع من ماشین دربست گرفتم و رفتیم خانه. وقتی برگشتیم تهران، دیدم یکی از کرمهایی که از مغازه او خریدهام خراب است، چندوقت بعدش که شوهرم دوباره داشت میرفت زاهدان، گفتم این کرم را ببر همان مغازه و پسش بده، فکر نکنند ما تهرونیها دور از جون خریم. او هم کرم را برده بود و پسش داده بود. همان موقع حمید گفته بود: «کور از خدا چه میخواهد؟ دو چشم بینا. آقای دکتر اتفاقا من صورتم جوش زده و می خواهم بیایم پیش شما درمانم کنید و ....» شوهر من هم که ناپدری فائزه بود، آدرس خانه را به او داده بود. فردای آن روز، زنگ خانه ما را زدند و فائزه گفت: مامان نان خشکی است، خودم برداشتم، خندید و گفت: من همان آقاییام که از من کرم خریدید، گفتم شما اینجا چه میکنید؟ گفت آقای دکتر آدرس داده و گفته بیایم، گفتم مطبش در شهرری است و برو آنجا. فردایش دوباره آمد خانه ما و گفت: من آمدهام خواستگاری دختر شما. او همان موقع که فائزه را در بازار دیده بود، عاشق چشمهای او شده بود. من به او گفتم شما خیلی بیجا کردید، فائزه بچه است. ما چنین کاری نمیکنیم. او مدام قسم میخورد و اصرار میکرد. در ١٤ سالگی شوهر کرد، همه این کارها را هم شوهرم کرد. عبدالمالک به حمید گفته بود دختر شیعه گرفتی، اشکال ندارد باید او را بیاری زاهدان.

ماجرای پاکستان
وقتی فائزه دوقلوها را زایید، آمد یک سر ما را دید و برگشت. دو هفته بعد فائزه بچههایش را برداشت و آمد و گفت: دیگر نمیتوانم تحمل کنم. گفت: عبدالمالک با شکم حامله به او میگفته برو آب بیاور و وقتی میبرده او را از پلهها به پایین پرت میکرده و از این کارها. او شنیده بود که آنها سر یک جوان ١٤ ساله را بریدهاند، گفتم با اینها زندگی نکن و برگشت تهران. برایش خانه اجاره کردم و بعد دوباره برگشت، گفت من اینها را میشناسم، میترسید سر ما بلایی بیاورد. حمید گفته سر مادرت را طوری میبریم که نفهمد از کجا خورده. وقتی فائزه تهران بود، او زنگ زده بود تهدید کرده بود و گفته بود شهاب، برادرت را هم با خودت بیاور، دلم برایش خیلی تنگ شده. بلیت قطار گرفتند و من هم بدرقهشان کردم. شهاب از قطار جا ماند و حمید گفته بود سریع خودت را با ماشین به ایستگاه بعدی برسان. فائزه بعدها به من گفت: که حمید به شهاب گفته باید از مرز رد شوی و بری پاکستان، به شهاب گفته بودند باید با ما همکاری کنی و در کربلا بمب بگذاری. شهاب هم قبول نکرده بود و آنها سر بچهام را بریده بودند. در دادگاه به حمید گفتم به بچهام آب دادی؟ گفت: نه. گفتم به تو التماس نکرد؟ گفت: نه. بعد از شهادت، او را با همان لباس در بیابانهای پاکستان انداخته بودند.
وقتی فائزه فهمید که برادرش را کشتهاند، بیقراری میکند و گریه، مالک به حمید میگوید باید او را بکشی، حمید هم میگوید من با بودنش مشکلی ندارم، مالک هم گفته بود تو اگر نکشی، مثل شهاب او را میکشم. مالک گفته بود وقتی او را کشتیم، انداختیمش در حمام و رفتیم و وقتی برگشتیم میخواستیم جمعش کنیم، بوی عطر گل محمدی میزد بیرون.
ملاقات با عبدالمالک و عبدالمجید ریگی
بعد از دستگیری هم عبدالمالک و هم عبدالحمید را دیدم. آنقدر این آدم کثیف بود. به او گفتم امیدوارم بچههایت تکهتکه شوند. زیر تریلری بروند. برگشته به بچههای وزارت اطلاعات میگوید، به او بگویید به بچههای من کاری نداشته باشد. –کثافت عوضی تو بچههای من را سر بریدی، من صدایم درنیامده، من میگویم بچههایت تکهتکه شوند، میگویی چرا؟ من از بچههای اطلاعات خواهش کردم قبل از اعدام به او آب بدهند، من یک دست هم به او نزدم، چون گفتم این آدم آنقدر بدبخت است که خدا زدهاش. فقط گفتم برو که همان که باید، به دادت برسد.
عبدالحمید را دیدم و وقتی که خواستم بیایم بیرون دست کشیدم روی سرش. گفتند خاک بر سرت دو تا بچهات را کشته، دست روی سرش میکشی؟ گفتم بهخاطر اینکه پدر بچههای فائزه بوده، بهخاطر اینکه فائزه را دوست داشته و درنهایت هم به نتیجه اعمالش میرسد و او هم گفت: حلالم کن.
همهاش التماس میکرد و میگفت: حلالم کن تو رو به خدا، به جان فائزهات حلالم کن. گفتم این التماسها را وقتی میکردی که موقع خواب و بیگناه به شهادتش رساندی. گفتم بیدارش میکردی آب میدادی. گفت: دلم نیامد. پرسیدم برای چه اینکار را کردی؟ گفت: برادر ملعونم به من دستور این کار را داد. گفتم چرا گوش دادی؟ گفت: امیرم بود. گفتم همان تیر را به سر امیرت میزدی، گفت: اشتباه کردم و به حرفش گوش دادم. او عاشق فائزه بود و برای فائزه میمرد، اما آن ملعون، او را مجبور کرد و حتی به بچههایش رحم نکرد، حتی عموهایش بچهها را کلی شکنجه کردند.

سرنوشت بچههای فائزه منصوری
الان بچههای فائزه پیش من هستند. همین الان که با شما صحبت میکنم، سرش را گذاشته روی پای من خوابیده. شش ماهه بوده و الان ۱۴ سالش است. متین سه ساله بوده، الان ۱۸ سالش تمام میشود. از آن دوقلوها یکیاش آنجا مانده. نگذاشتند بیاید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

نظرات بینندگان
خداانشالاه به مادرفائزوشهاب منصوری صبربده خیلی خیلی سخته داغ جوان من دریک قدمی تجربه اش کردم واقعا درکش میکنم خداثبرش بده
خدا بحق امیرالمومنین نابودشان کنه
مادری که دختر ۱۴ ساله را شوهر میدهد.اگر از زاهدانی ها نمیترسیدی چه کار میکردی،؟
همش تقصير مسولين اگه بچهاي مشد رو تو مرز ايران زودتر پخش ميكردن ريگي ك هيچي گنده تراش هم هيچ غلطي نميتونستن بكنن
مقصر همه اینا مسئولان هستن
سلام
خیلی از مردم بلوچستان وقتی یک به دو میشه از ریگی طرفداری میکنن میدونین چرا چون هیچکی نی ازشون حمایت کنه
وزارت اطلاعات فقط اون یکی بچه رو بیاره ازوقتی مطلب روخوندم وحشت دارم چقدر این مادر مدارا میکنه آخه؟
لعنت
نباید دختر ۱۳ ساله را عذاب میداد اما شما ها فش ندین به ما بلوچا من خودم پدرم شه بخش هست و مادرم ریگی اما ما خودمون هم از عبدالمالک کثیف بدمان میآید ریگی بد نیست فقط همان عبدالمالک کثیف اسم ریگی هارا بد کرد شیطان بد
سیدرسول زنگانلی کاملا با شما موافقم قاضی خداست حرف مردم زیره پاست
عاقا شما اشتباه میکنید
ریشه تمام این قضایا تبعیض است
من در سیستان و بلوچستان زندگی میکنم و اینجا فقر زیاد است اما کار خلاف نمکنند اگر بعصیاشون کار خلاف بکنند چون فقر هستند پول ندارن اگه پول داشتن کار خلاف نمی کردند من بلوچم دختر بلوچستان
چرا وزارت اطلاعات بچه آخرو بزنمیگردونه به هر قیمتی اطلاعات سپاه باید پیداش کنه وگرنه جند سال دیگه این بچه خودش امیر میشه پدر و عموشم ماشا ا... داعشی بودن برای خودشون من میترسم دور یچه رو بگیرن شستشوی مغزی بدن حتما باید این بچه به ایران برگرده
فقط اینو میدونم شیعه وسنی،مسلمان وزرتشتی ومسیحی و یهودی وبودایی وبهایی و.....بودن آدمها ارزش وجایگاه اونهارو تعیین نمیکنه...
مادر فائزه زن بی عقلی بوده که باخرید یه کرم از زاهدان باعث شد دخترشو تو۱۴سالگی سیاه بخت کنه بدون تجربه بدون تحقیق عمقی شوهربده این مادر مدیون فائزه و شهاب است وحالاخودش میدونه که چ گوهی خورده داره بچه های اوناروبزرگ میکنه تابلکه وجدان دردش کمتربشه
درود خدا بر دلاوران و سربازان گمنام امام زمان. امیدوارم به علی و به حرمت ابرویه فاطمه که همه عزیزانی که در راه امنیت کشورمون زحمت میکشن سالم و سلامت و پیروز باشند و خداوند روح شهدا را با ارباب و عزیز کربلا امام حسین محشور بفرماید
الله ریکی را به سزاش رسونند خدا جای حق نشسته
مادرم خدا رحمت کنه فرزندانتو
منم یع خاستگار دارم از بلوچ های کرمان هست شغلش معلم است ۳ ساله میشناسم تفاوت فرهنگی داریم ولی نه زیاد
با نگاه کردم فیلم شبی که ماه کامل شد و گفته های شما
و این که خانواده ام راضی به این وصلت نیستن
موندم توی دو راهی
...
و نمیدانم چکا کنم
اگه اون موقع که هنوز این جون منافق نشده بود دولت از این فقر وبدبختی نجاتش میداد این همه جون دیگه بیچاره نمیشدن و سه تا بچه هم بی پدر ومادر نمیشدن
عزیزان علت رفتارهای برادران ریگی را وقتی مورد بررسی قرار میدهید به طور غیر مستقیم اشکال کار را به گردن مسئولان میاندازد و مدعی میشود اگر شغل مناسب وجود داشت و فقر ریشه کن شده بود، آنها پا در این مسیر نمیگذاشتند. این ادعای عجیب در حالی مطرح میشود که گروهک تروریستی عبدالمالک ریگی یک گروهک کاملا ایدئولوژیک بود که با سوار شدن روی موج اختلافات مذهبی سعی در برهم زدن امنیت مرزهای شرقی کشور و ایجاد شبکه قدرت برای خود بود.
متاسفانه شمادچار یک خطای تحلیلی فاحش شده. اید و عضویت در گروهکهای تروریست و آدمکش را با عضویت در باندهای قاچاق کالا و مواد مخدر اشتباه گرفته اید. چرا که اساسا فعالیت در گروهی که مجوز عضویت در آن به شرط انجام قتل نفس صادر میشود نمیتواند راهکاری برای حل مشکل فقر باشد.آدمهای که کارشان قاچاق است در سیستان دیده ام که حاضر نیستند از دماغ کسی خون بیاید
وجودم اتیش گرفته .فیلم شبی که ماه کامل شد رو دیدم و الان بعد چندساعت ازپایان فیلم ساعت دوشب بی نهایت تحت تاثیرم و همش ازخودم میپرسم اذهان ریگی و همدستانش رو چطوری و با چ چیزهایی پرکرده بودن که به افراد بی گناه و غیرمسلح و خانواده خودشان هم رحم نکردند.خدایا مارو ازقضاوت درباره دیگران درامان بدار.خدایا همه مارا ببخش و بیامرز
واقعا فائزه سرنوشت خیلی غم انگیز و ترسناکی داشته... خدا لعنت کنه همچین حیوونایی رو.. خدا رحمتشون نکنه ان شاالله تا ابد بسوزن..
واقعاا ک یه حماقتی بیش نبوده فائزه خیلی پافشاری کرده مگه دوران سنگو چوب بوده خوب تو وقتی فهمیدی اونا بچه ۱۴ ساله سر میبرن یکبار ک برگشتی تهران دیگه ب اون جهنم نمیرفتی حالا هرچیزیم که میخواست میشد دیگه نه شهاب میمرد و نه خودت یا فاجعه کمتری رخ میداد
زنده باد بلوچ و شهید عبدالمالک ریگی
توروخدا اون قل دیگه رو هم بیارید بچه چه گناهی کرده
خداوند لعنت کند امثال ملعون ها را لعنت خدا به عبدالمجید وعبدالحمید و........ولی تمام مردم سیستان وبلوچستان یک جور نیستند بلوچ ها خیلی میهمان نواز ومردم خونگرمی هستند .حساب بلوچ از عبدامالک وبرادر نامردش جداست لعنت به جنایت کاران
خسته ام خسته از این نابرابری ها خسته از بی عدالتی ها خسته از اون آدمایی که نخواستن آدما به عشقشون برسن، از همه خسته
اگه توجه جدی به استانهای محروم بشه جلوی خیلی اتفاقات گرفته میشه
ذات بد نیکو نگردد چونکه بنیادش بد است
عجب
لعنت به این ملعون کثیف که زمین با وجودش نحس کرده بود لعنت به این ملعون که مثل اربابش یزید بی رحم سنگدل بود خدا لعنت کنه همشون
خدا لعنت کند تمام این وهابی ها و تکفیری هایی ک این عقاید نادرست رو باپول سعودی ها ترویج میدن.
عاقبت طمع شما هم مقصر بودید
زاهدانو خیلی وقته خودشون میخواستن از ایران جدا باشه باید خیلی وقت پیش از ایران جدا میشد این عقب مونده های دو هزاری به هیچ دردی نمیخورن
این روسها را خدا شرشون از سر مردم مسلمان ایران کم کنه
باپخش فیلم شبی که ماه کامل شدفکرمردم ایران به منطقه سیستان ماخراب میشه درسته که خطرناکه استان ماولی این فیلم خطرناکترش کرد
با توکل به خدا برو آن یکی دخترت هم بیار وگرنه سرنوشتی بدتر از فائزه در انتظارش هست ،خدا با مظلومان هست
لعنت بر کسآنی که تفرقه بین مردم ایران می اندازد
کلا لعنت برکسی که عقایددیگران راپست بشمارد
خدا به آن کسانی که این جنایتکاران را دستگیر و نابود کردند سلامتی بدهد آنان سربازان گمنام امام زمان هستند.این امنیتی که ما داریم خدایی مدیون آنان هستیم در پناه خدا باشید مدافعان امنیت
چه ریطی داره مگه هرکی فقیر باید سر ببره چون فقیر باید زندگی دیگران نابود کنه
بنازم برجیوش حیدرکرار ماشاالله دست مریزاد دشمن ایران وایرانزمین عاقبتشان باید همین باشد این مظلوم کش ها رابایدباهمین خفت سگ میرکرد زنده باشید دلاور مردان راه حسین
بنازم برجیوش حیدرکرار ماشاالله دست مریزاد
کسی که واقعا عاشق باشه حتی آگه رئیسش باشه یا هر کس دیگه ای، یا حتی اگه تهدید به کشتنش کنن هیچ وقت حاضر نیست به زن و بچش آسیب بزنه
خدایا بحق حضرت علی(ع) ما رو از فتنه های آخر الزمان در امان نگه دار.
خداروشکر خوشحال شدم وقتی شبی که ماه کامل شد دیدم این دوبرادر جواب کاری بدشونو دادن دست هرکی که ایناروگرفت دردنکنه دست دولت هم دردنکنه حساب این دوتابردادر رسید
وای خدای من باید محرومیت سیستان و بلوچستان برداشته بشه
اما دلیلی بر این همه جنایت هم نیست خدا لعنت کنه ریگی و امثالش رو
وای....وای
به نظر من درسته این دوبرادر گناه کارند ولی بدونین که باخره یکی همین هارو گول زده که این کاره بشن حمید را مالک گول زد ویکی دیگه مالک را گول زده از نظر من باید ریشه این کار هارا پیدا کنیم که در اصل از امریکا نشعت میگیرد خودمون در داستان ها خواندیم که متاک را امریکا ساپورت میکرده مالک فقط یه نوجون بی سواد بود که گول خورد پس بیایم که جوانانمونو اگاه کنیم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.