یک مناظره داغ درباره افزایش جمعیت
اگر مردم دچار نگراني و اضطراب و ناامني نسبت به آينده خود و خانواده باشد طبيعتا در واكنش به آن كنترل جمعيت را ادامه خواهند داد. طبيعي است كه نميتوانند به فرزندانشان برسند و پذيرش هزينه بچهدار شدن مشكل خواهد بود. اين امر موجب انقطاع فرهنگي بين نسلها شده است. اين موارد با دستورالعمل و توصيه عمل نميكند.
دكتر احمدينژاد در برنامهاي تلويزيوني در مورد افزايش جمعيت صحبت كرده و جملاتي را مطرح كردند كه برخي از آنها را قرائت ميكنم. «در گذشته پدران و مادران ما پنج فرزند داشتند البته فقر در بخشهاي كشور وسيع بود اما حاصل كار آنها نبود، تحميلي بود جنگ اول آمدند و مانند انگليسيها 100 سال نفت ما را غارت كردند»، «برخي خيال ميكنند روزي فرزندان را ما ميدهيم اما اشتباه است من تعجب ميكنم چرا علما ساكتند. خداي متعال ميفرمايد، فرزندانتان را از ترس فقر نكشيد ما شما و فرزندانتان را روزي ميدهيم»، «چرا برخي فكر ميكنند اگر 30 ميليون نفر مانده بوديم اكنون وضعمان مطلوب بود اكنون از بين رفته بوديم همه 80-90 ساله بوديم و جمعيت تمام ميشد.» برخي نقد كردند بهعنوان منتقد، ديدگاه شما در مورد اين موضوع چيست؟

دکتر راغفر: البته آقاي احمدينژاد تلويحا به اين نكات كه بنده عرض ميكنم اشاره كردند اما نتايج وارونهاي گرفتند و آن اين است كه مسئله اساسي كيفيت زندگي جمعيت است.
آنچه كمتر به آن توجه ميشود كيفيت زندگي است. نكتهاي در اين طرح مغفول است و آن كيفيت زندگي است. عملكرد دولت طي پنج سال گذشته بهنحوي بوده كه بهرغم اينكه در اين سالها درآمدهاي عظيم نفتي را در دولت شاهد بودهايم هم فقر و هم نابرابري بهنحو بيسابقهاي گسترش يافته است.
امروز نيازي به آمار و ارقام براي اثبات اينكه فقر تا چه حد به نحو كمرشكن مردم را آزار ميدهد نيست. احمدينژاد ميگويد كه فقر در دورههاي گذشته مربوط به پدران و مادران ما نبوده بلكه مربوط به غارت نفت بوده است اما سوال بنده اين است كه درآمد عظيم نفتي كه حاصل شد كجا رفته آنچه مهم است براي يك كشور كيفيت زندگي مردم است كه اين موضوع در سياستهاي دولت مغفول مانده و هدف اين جهتگيري و طرح اين موضوع روشن نيست و اميدواريم آقاي دكتر كه رئيس مركز مطالعات جمعيتي آسيا و اقيانوسيه توضيحاتي را از سوي دولت ارائه كنند تا ما روشن شويم كه هدف از اين كار چيست يا اينكه مطالب ديگري وجود دارد كه مغفول مانده و ما به آن توجه نكردهايم.
پازوکی: دكتر راغفر معتقدند مسئله اصلي كيفيت زندگي است، نظر شما در اين خصوص چيست؟
دكتر محمودي: بنده نمايندگي از سوي دولت ندارم اما بهتر است بحث را به بحثهاي توسعهاي پيش ببريم. استاندارد فقر چيست و با چه اندازه ميگيريم كه ميگوييم فقيريم. در گذشته براي اندازهگيري فقر از شاخصهاي كمي استفاده ميشد اما آن را مكفي ندانستند و از شاخصهاي تركيبي توسعه اجتماعي گفتند كه بهجاي درآمد سرانه شاخصهاي ديگري هم هست، سرانه مصرف پروتئين، انرژي، فولاد، برق و... و 73 شاخص درنظر گرفته و اينگونه كشورها را با هم مقايسه كردند و سپس به منظور سهولت مقايسه كشورها از نظر فقر از شاخص كيفيت فيزيكي زندگي (شاخص موريس) استفاده كردند.

پازوكي: فقر را با چه چيز نشان ميدهيم؟ مگر فقر به معني فاصله طبقاتي نيست.
محمودي: رقمي كه نشاندهنده فاصله طبقاتي است عددي است بين صفر و يك و اگر بين 0.4 صفر باشد توزيع و درآمد خوب است و اگر بين 0.4 و 0.5 باشد توزيع درآمد نابرابرتر ميشود و اگر بالاتر از 0.5 باشد وضع خراب است. در سال 1348 اين رقم براي كشور 0.44 بود و بدترين وضعيت را در سال 1354 داشتيم كه اين رقم 0.5 بود و مربوط به شوك نفتي بود و آن فاصله طبقاتي اتفاق افتاد. اگر بحث فقر است كشور نسبت به قبل تغيير نكرده و بايد توجه كرد كه افزايش جمعيت هم در اين مدت داشتهايم بنابراين نميتوان گفت كه افزايش جمعيت با باعث فقر ميشود بلكه عوامل ديگري نيز موثر است.
راغفر: البته اگر رشد اقتصادي مثبت نباشد افزايش جمعيت منجر به افزايش فقر ميشود.
بنده 20 سال و اندي است كه كارم اندازهگيري فقر و نابرابري است و آماري كه جنابعالي فرموديد داراي اشكال تكنيكي است و ضعف تكنيكي دارد البته بنده بارها اين موضوع را مطرح كردهام صرفنظر از رقم و عددهايي كه استفاده ميكنند. ما اين رقمها را محاسبه كردهايم و اتفاقا از سال 1384 به بعد هم فقر و هم نابرابري افزايش داشته و اين آماري كه جنابعالي فرموديد مربوط به نابرابري است و امكان دارد يك جامعهاي كاملا فقير باشد اما نابرابر نباشد يا خيلي پايين باشد و اين آماري كه اشاره فرموديد ضمن اينكه مربوط به فقر نيست بلكه در چندين مورد مخدوش است. شاخصهاي رفاه و سطح زندگي در تخصص بنده بوده و من از ناظران علمي اوليه طرح توسعه انساني در ايران بودهام و گزارش MBG تحتنظر بنده توليد شده بنابراين ميدانم كه چطور توليد شده و تا چه حد آمار تحتتاثير مسائل سياسي تنظيم ميشوند.
آمارهاي الكترونيكي كه از 30 هزار خانوار هرساله توسط مركز آمار جمعآوري ميشود و از سال 63 تا 83 موجود است نشان ميدهد كه اين آمار طي اين سالها نزولي بوده و از 1384 به بعد هم فقر و هم نابرابري افزايش پيدا كرده است. در دو سال ابتدايي فعاليت دولت نهم دو درصد از جمعيت كشور به زير خط فقر رفتند و شدت فقر هم افزايش پيدا كرده ضمن اينكه نابرابري نيز افزايش داشته است.
آمار مربوط به رشد اقتصادي بنا به برنامه چشمانداز 20 ساله براي سال 1394 قرار است سالانه برحسب برنامه چهارم نرخ رشد اقتصادي بايد هشت درصد باشد اما در دو سال دولت آمار رسمي منتشر نكرده اما آنچه در محافل تصميمگيري كشور از جمله مجلس توسط دستگاههاي دولتي ارائه شده در سال 1387، 2.5 درصد و در سال 1388، 1.5 درصد رشد اقتصادي داشته است در حالي كه ارزيابيهاي مستقل وضعيتي منفيتر از اين را نيز گزارش ميكنند. ضمن اينكه فاصله 1.5 تا هشت درصد كه دولت قرار بوده به آن تحقق ببخشد و اين درآمدهاي عظيم نفتي فاصله بعيدي است. ما نيازي به آمار نداريم و آنچه ما در جامعه شاهد هستيم وجود لشكر انبوهي از جوانهاي اين مملكت است كه شيرجه ميروند تا قوت روزانه خود را بهدست بياورند. اگر به ديد يك خارجي نگاه كنيم. وجود اين جوانها در مملكتي كه روي اقيانوسهاي گاز و نفت نشسته تنها محصول سياستهاي غلط دولتهاست.
ما نيازي نداريم كه آمار بدهيم و به چه كسي ميخواهيم آمار بدهيم مردم شاهدان و داوران اصلي عملكردهاي دولت هستند. كيفيت زندگي نه تنها ارتقا پيدا نكرده بلكه بدتر شده و لزومي به عدد و رقم نيست چهره فقر را در تمام كشور حتي در شهرهاي بزرگ و پايتخت كشور نيز شاهد هستيم. دولتي كه نميتواند پاسخ مناسبي به بيكاري بدهد حق ندارد توصيه به توسعه جمعيت كند.
پازوكي: دكتر محمودي در چارچوب ديدگاهي كه به آن معتقد هستيد به چه دليل جمعيت كشور بايد افزايش پيدا كند و اگر افزايش پيدا نكند در كشور چه مشكلي به وجود ميآيد؟
محمودي: احترام ميگذارم به تمامي مراكز آماري چرا كه در مراكز آماري كارشناسان بسيار زحمتكش و مطمئن هستند كه دين خود را براي دنياي ديگران نميفروشند.
اگر بحث اين باشد كه با آمار كاري نداشته باشيم بنده حرفي براي گفتن ندارم چرا كه از اين پس ميخواهم با آمار و ارقام صحبت كنم. در حال حاضر دكتر عادل آذر در شوراي عالي آمار آمده و انساني معتقد است و با انتقادي كه از دولت داشته نميتوان او را فردي منتسب به دولت دانست. اگر كاملا منتسب به دولت در اين شورا ميآمد نميتوانستيم با آمار و ارقام بازي كنيم. چگونه با آمار بازي ميكنند، يك كتاب است. بايد اين را قبول داشته باشيم كه ما يك كشور در حال توسعه هستيم و كجاي دنيا بيكار وجود ندارد. به بحث نرخ رشد اقتصادي اشاره كرديد. اما شما در برنامه چشمانداز اين نرخ را هشت درصد در نظر گرفتيد و آن زمان برخي فرياد زدند كه اين رقم قابل تحقق نيست. حتي در زماني كه آقاي خاتمي راس كار بود در شروع برنامه گفتيد ميتوانيم رشد بالا داشته باشيم چرا به رشد 8 درصد نرسيديد اما انتظار داريد دولتهاي ديگر به آنچه كه شما تعيين كرديد برسند.
البته بحث بنده جمعيتي نيست. بانك جهاني آمار داده كه 3500 دلار درآمد كشور ما بوده اما توقعات بالاست و درست نيست با اين درآمد خود را با كشورهاي اروپا مقايسه كنيم. هر كشوري به نسبت خود فقر و بيكاري دارد و نرخ رشد بيكاري در كشورهاي در حال توسعه 15 درصد است و اين مورد مشخصه كشور در حال توسعه است و اگر كمكاري و بيكاري پنهان را به اين مورد بيافزاييم اين رقم 30 درصد ميشود اما در كشور اين نرخ را 10.5 درصد اعلام شده است. البته اگر قبول نداريد اين يك بحث ديگر است. اگر هر كسي براي خود رقم محاسبه كند و بگويد اين رقم صحيح است چه اتفاقي براي كشور ميافتد؟
اجراي سياستهاي جمعيتي در ايران بعد از انقلاب از سال 1366 آغاز شد و ميزان باروري كشور با شعار «دو بچه كافي است» از باروري بالاي بيش از شش فرزند براي هر مادر به 1.8 فرزند براي هر مادر در سال 1385 رسيده است. در حال حاضر اين رقم حدود 1.6 است و در آن زمان سياست درستي بود. بيش از 20 سال و اندي از اجراي اين سياست ميگذرد و اكنون حجم جمعيت كشور بيش از 72 ميليون نفر است و در حال حاضر متوسط رشد سالانه آن حدود 1.2 درصد در سال است. فرض كنيم سياست جمعيتي كشور 20 و اندي سال پيش با ديد كارشناسي تهيه شده باشد و تلاشهاي ارزشمند دستاندركاران تنظيم خانواده و تحديد مواليد در ايران را هم ارج نهيم.
اولين و مهمترين وظيفه هر مسئول ارشد جامعه، صيانت و اعتلاي جامعه است و حفاظت جامعه منوط به بقاي نسل است. هيچ رئيسجمهوري اين مطلب را به صراحت عنوان نميكند چرا كه اين موضوع هزينه سياسي دارد و اگر به فكر نسلهاي آينده نباشيم با فاجعه مواجه ميشويم.
ميزان باروري كل (متوسط تعداد بچههاي زندهاي كه يك مادر در طول دوره باروري به دنيا ميآورد) به زير دو بچه كاهش يافته و اين به معني كاهش تدريجي جمعيت و نهايتا انقراض نسل است. با مراجعه به ارقام مركز آمار ايران و سازمان ملل در سال 1384 اين رقم براي ايران 1.8 فرزند است (كه حتي از آمريكا هم كمتر بوده است) يعني هر 20 نفر والدين با 18 فرزند جايگزين ميشود كه دو نفر كمتر از حد جانشيني است.
در صورت اثبات صحت رقم ياد شده، بهرغم نظر منتقدان موضوع انقراض تدريجي نسل مطرح و با ملحوظ داشتن عامل مهاجرت تقويت ميشود.

اگر همگي تاييد كردند پس ضرورت بررسي موضوع و اصلاح سياستها جاي ترديد نخواهد داشت.
فراموش نكنيم نظركارشناسي وحي منزل نيست كه تغيير و تبديل و اصلاحپذير نباشد در بررسيهاي توسعه اقتصادي خود براي تغيير شرايط موجود آماده كرد، نه اينكه وضعيت موجود را پذيرفت.
اگر بررسي مجدد موضوع با توجه به جنبههايي نظير، پياده شدن صحيح سياست جمعيتي، جامع بودن يا نبودن سياستها تكروي در اعمال سياست و نكات ديگر در دستور كار قرار گيرد ميتوان انتظار دستيابي به نتايج مشخصتر و هدايت آنها براي بهينه شدن سياستها را داشت.
باز هم در برهه كنوني، «شعار دو بچه كافي است» يك رسالت ملي محسوب ميشود؟ آيا هرگز به اين مسئله فكر كردهايم، تداوم سياست دو فرزندي در دو دهه آينده كشور را وارد چه چالشهاي جمعيتي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي جديد خواهد كرد؟
آيا اكنون ما ميدانيم در چه مرحلهاي از انتقال جمعيتي هستيم؟ آيا بعد از بيست سال و اندي، زمان تجديد نظر در سياستهاي جمعيتي كشور نرسيده است؟
آيا ميدانيم كشورهايي كه سياست دو فرزندي را در دهههاي پيش تجربه كردهاند و اكنون با چالش انقراض نسل مواجه هستند، سياست سه فرزندي و بيشتر را تبليغ و تشويق ميكنند؟ در فرانسه ميگويند حداقل سه فرزند بياوريد ولي من نميگويم كه سه فرزند اما دو فرزند كافي نيست.
آيا ميدانيم كشورهاي پيشرفته صنعتي كه پيشتاز كاهش جمعيت بودهاند اكنون جهت ترميم جمعيت كشورهاي خود سياستهاي افزايش جمعيت و مهاجرپذيري را در پيش گرفتهاند.
پازوكي: دكتر راغفر با توجه به اينكه معتقديد كشور اساسا به افزايش جمعيت نياز ندارد و با تحليلي كه از وضعيت اقتصادي موجود ارائه ميدهيد معتقديد در صورت بيتوجهي در آينده دچار مشكل خواهيم شد راهحل شما براي آينده چيست؟
راغفر: من سخنگوي هيچ دولتي نبوده و نيستم و منتقد تمام دولتها به دليل سياستهايشان بودهام.
چرا كه ظرفيتهاي علمي را ميشناسم و معتقدم كه ايران شايسته مديريتهاي بهتر بوده است. همانگونه كه اشاره فرموديد مسائل اشتغال و... شايد محصول اين دولت نباشد اما مسئول بخش عمدهاي از آن اين دولت بوده و اين دولت ظرفيتهايي داشته كه هيچ دولتي قبلا نداشته است. بنده هيچ دفاعي از كاركرد و سياستهاي دولتهاي گذشته نميكنم و انتقادات آن زمان هم بر جاي خود باقي است. آنچه كه باعث نگراني ماست اين است كه 20 سال آينده با وضعيتي روبهرو خواهيم بود كه بنده از آن به عنوان سائوبولوژي شدن اقتصاد كشور تعريف كردم كه به معني شكلگيري اشكال جديدي از ناامني و جرايم است. نگراني ما اين است كه نه تنها چشمانداز 20 ساله تحقق نيابد بلكه نقطه مقابلش به وجود بيايد. بنده كاملا موافق هستم كه ادامه اين آمار رشد جمعيت قطعا مشكلات سالمندي را به وجود ميآورد و ما با عوارض ناشي از مشكلات سالمندي مواجه خواهيم بود. بايد سياستهاي مناسبي اتخاذ شود براي اينكه جمعيت متناسب و بهينهاي براي كشور تعريف شود اما نكته اصلي اين است كه آيا اين جمعيت را دولت و يا سياستهاي دولتها كنترل كرده يا اينكه اين موضوع به دليل فشار اقتصادي بر مردم است كه امكان بچهدار شدن را نميدهد.
آنچه كه مسئله اساسي است اين است كه از سال 1370 به بعد شاهد شكلگيري سياستهايي هستيم كه عوارض آنها باعث ايجاد پديدههاي ناميمون در جامعه ميشود.
بايد سياستهايي تعبيه شود كه نتايج آنها منجر شود كه مردم متقاعد شوند كه آينده زندگي خود و فرزنداني كه توليد خواهند كرد تضمين شده است. اگر مردم دچار نگراني و اضطراب و ناامني نسبت به آينده خود و خانواده باشد طبيعتا در واكنش به آن كنترل جمعيت را ادامه خواهند داد. طبيعي است كه نميتوانند به فرزندانشان برسند و پذيرش هزينه بچهدار شدن مشكل خواهد بود. اين امر موجب انقطاع فرهنگي بين نسلها شده است. اين موارد با دستورالعمل و توصيه عمل نميكند.
پازوكي: به نظر ميرسد دكتر راغفر مشكلي با اينكه ادامه روند كنوني موجب مشكلات سالمندي ميشود ندارد ولي صحبت اين است كه چه بايد كرد؟ آيا ميشود با حذف شعار دو بچه كافي است.
ميتوان مردم را قانع كرد و يا نياز به كارهاي بيشتري است.
محمودي: اين عواقب كه مطرح شد به دليل كاهش باروري است در غير اين صورت چطور يك خانم ميتواند چند مكان كار كند؟ اما تنها با سياستهاي جمعيتي دولت نميتوان پيش رفت.
كشور به حداقل باروري رسيده و دولت هشدار داد و كشورهاي اروپايي با مشوقهاي بسيار شاهد رشد باروري نبودهاند. كار آقاي احمدينژاد را اينجا تحسين ميكنم كه با توجه به هزينه سياسي وارد ميدان شده و اعلام كرد كه دو فرزند كافي نيست.
واقعيتهاي سياستهاي جهاني تنظيم خانواده از آغاز تاكنون (از سلطهطلبي تا نوع دوستي) آگاهي از مسائل ناشي از افزايش جمعيت در حال و آينده و اجراي برنامههاي تنظيم خانواده قبل از آنكه در كشورهاي در حال توسعه مطرح شود، حول دو مسئله تكامل يافته كه يكي جنبه ژئوپلتيك و ديگري جنبه انساندوستانه و رفاه انسانها را داشته است.
در خصوص جنبه اول بايد خاطرنشان ساخت كه از دهه 40 ميلادي به بعد خطر افزايش جمعيت در دو منطقه استراتژيك جهان يعني آمريكاي لاتين و آسيا توسط طرفهاي پيروز جنگ دوم احساس ميشد. افزايش جمعيت در اين دو منطقه، عاملي بود كه ثبات سياسي يا به اصطلاح خود آنها صلح جهاني را در معرض تهديد قرار ميداد.
مسئله ديگر، جنبه انساني داشت و هدف آن تامين رفاه جمعيت از طريق برنامههاي تنظيم خانواده بود كه به عنوان يك حق انساني، ارزش جهاني يافت. اين جنبه توسط محققان آمريكايي كه به مسائل بينالمللي علاقه نشان ميدادند، مورد توجه قرار گرفت و اعلام كردند كه افزايش جمعيت در كشورهاي در حال توسعه نه تنها موقعيت سياسي برتر آمريكا را به خطر مياندازد بلكه مانع اصلي در راه توسعه جهاني است.
واقعيتهاي تاريخي نشان ميدهند كه اساس و بنياد شكلگيري برنامههاي تنظيم خانواده كه همواره مورد توجه و حمايت سازمان ملل و قدرتهاي بزرگ جهان از جمله آمريكا بوده است از نوعي سلطهطلبي و برتريطلبي قدرتهاي بزرگ جهاني آغاز و با گذشت زمان رنگ و لعاب كمكهاي بشردوستانه و رفاهي و توسعهاي به خود گرفته است.
پازوكي: دكتر راغفر با توجه به اين مسائل به نظر شما چه بايد كرد؟ تا در آينده با توجه به رشد جمعيت دچار مشكل نشويم؟
راغفر: هدف اساسي از كنترل جمعيت ارتقا كيفيت زندگي شهروندان است و هدف توسعه هم همين مورد است اگر ما يك جمعيت داشته باشيم كه اكثريت آن را فقرا تشكيل دهند جامعه نميتواند به اينكه جمعيت مناسبي دارد اتفاقنظر داشته باشد. در جامعهاي مثل ايران ظرفيتهايي داريم اما اين ظرفيتها در كشوري همچون آمريكا وجود ندارد. ايران با ظرفيتهايي كه دارد بايد وضعيت زندگي افراد جامعه آن خيلي بهتر باشد و نابرابريهاي فاحش بايد كاهش يابد و در ظرف دو ماه گذشته وزير آموزشوپرورش اعلام كرده است كه قرار است آموزش و پرورش را واگذار كنيم و اين موضوع فاجعه است جنابعالي كه از انگلستان نام ميبريد هر گوشهاي از اين مملكت ذخاير انساني داريم و با اين نيروي موجود چه ميكنيم كه قرار باشد نسل بعدي را تشويق كنيم. بنده مشكلي با بحث اينكه در آينده با مشكل سالمندي روبهرو خواهيم بود و با جمعيت كم جوان روبهرو خواهيم بود اصلا ندارم بحث بنده اين است كه كيفيت زندگي هدف سياستهاي دولتهاست و اگر قرار باشد هدف دولت در حوزههاي جمعيتي سياستگذاري كند اين سياستها نميتواند مستقل از سياستهاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و... باشد.
در حالي كه دولت نميتواند رقم وعده داده شده اوليه براي تولد هر كودك را طي روز ثابت نگه دارد و هر روز مبالغ مختلفي اعلام ميشود.
محمودي: بايد شرايط را آماده كنيم تا هم خانمها بتوانند كار كنند و هم بچهداري و كار كردن خانمها برابري ميان زنان و مردان را نشان ميدهد.
اگر رشد اقتصادي بيش از رشد جمعيت باشد مشكلي به وجود نميآيد براي مثال چنانچه رشد جمعيت پنج درصد و رشد اقتصادي 10 درصد باشد هيچ اشكالي به وجود نخواهد آمد البته اين موضوع نيازمند فرهنگسازي است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
مي شه آقاي دكتر محمودي موافق اين طرح، بفرمايند چند بچه دارند و چرا بچه هايشان را بيشتر نمي كنند؟
افزايش جمعيت 100% به زيان خانواده و كشور است.
بسياري از واقعيتهايي كه فرزند كمتر را توجيه ميكند در نظرات قبلي منعكس و مقبول است. اما يك نگاه ديگر به اين بر ميگردد كه كره زمين با تمام داشتههاي خود و شرايط زيست محيطي امروزه گنجايش مشخصي دارد كه بناچار بايستي بسياري از كشورهاي ديگر نيز بدان توجه نمايند و اينكه ميگوييم ابرقدرتها چنين سياستهايي را براي سلطه خود در پيش گرفتهاند، الزاما درست نيست. بعبارت ديگر كل بشريت از آثار خير و شر برخي سياستها از جمله سياستهاي جمعيتي متاثر خواهد بود و اين منوط به مرزهاي جغرافيايي يك كشور نميشود. به اميد روزي كه اين باور در همه شكل بگيرد كه تمامي انسانها صرف نظر از نژاد و زبان و مذهب محترم بوده و مستحق زندگي بهتر هستند
در آخرین عکس تصویر مونیتور دستکاری شده است.
افراد تحصيل كرده بايد حداقل 5 فرزند داشته باشند نه افراد كم سواد .آقاي دكتر راغفر هم يك مقدار مطالعشان را افزايش دهند...
اقایان در کار خدا فضولی می کنند. این بحثها به ما نیامده. خدا وقتی ترغیب می کند به زاد و ولد. اینطوری نیست که متوجه این مباحث نیست که حالا شما دارید اظهار نظر می کنید. این بحثها شک در رزاقیت خداست. .بعد ببینید کسانی که این تجربه را انجام دادند به چه بدبختیهایی دست پیدا کردند. ثانیا با این برنامه کنترل تا 20 سال دیگر جمعیت سنی ایران که در حال زاد ولد هستند به نصف می رسد. وان موقع ببین چه وضعی پیش می اید
اگر راست مي گيد اول دفترچه بيمه فرزند چهارم و حق اولاد فرزند سوم و چهارم را درست كرديد!!!!
یه موقعی (زمان جنگ) حدیث و آیه می آوردن که هر کی از بچه دار شدن جلوگیری کنه قتلنفس کرده دو سال پیش دیدم روی یه دیوار یه حدیث از امام صادق آوردن: کمی فرزند مایه آرامش است. حالا هم معلوم نیست چه برنامه ای
همه شاخصهای توسعه در کنار هم باید دیده شود .نمیتوان مردم را به ازدیاد فرزند تشویق کرد و از طرف دیگر منابع ملی را بی حساب و کتاب بذل و بخشش کرد!!!این بچه ها در آینده دنبال کدام دولت بگردند.یقینا" این دوستان که نخواهند بود!!!!
آیا برای همین جمعیت راه -مسکن -بیمارستان- و از همه مهمتر کار وجود دارد؟ این که می گویند نفس فلانی از جای گرم در می آید همین جاست .
افزایش جمعیت یک قضیه است و توزیع آن یک قضیه دیگر. اگر افزایش جمعیت از سمت افراد تحصیل کرده باشد که به نسبت توانایی تربیت نیروی انسانی مفیدتری برای جامعه را دارند خوب است اما قشر تحصیل کرده با این اوضاع و احوال هیچگاه به بیشتر از یک یا دو بچه فکر نمی کند. نتیجه این می شود که توزیع جمعیت به سمت سطوح تحصیلی پایین تر جامعه میل نموده و نتیجه آن تولید نیروی سربار خواهد بود و حرکت کل جامعه به سمت پیشرفت و توسعه کند خواهد شد. نتیجه صحبت آقای احمدی نژاد مسلماً باعث ایجاد حالت دوم خواهد شد.
در صورتي كه مشكلات جوانان را بر طرف كنيد آنها مي توانند ازدواج كنند و در صورت ازدواج خود به خود جمعيت زياد مي شود .و ديگر لازم نيست كه رييس جمهور التماس كند كه پدر بزرگها و مادر بزرگها بچه دار شوند آيا مي دانيد كه سن ازدواج از 30گذشته .بابا جمعش كنيد خيليا خودشان را نمي تونند اداره كنند فكر نان كن كه خربزه آبه
فکر کردین قراره با دنیا جنگ "تن به تن" کنیم که تو فکر افزایش قوا هستین؟ به بچه ی 2 ساله هم بگین میفهمه که "ثروت" اگه بین 2 نفر تقسیم شه بهتره یا 10 نفر. آمار الی دادن کاری انجام نمیده
آقای دکترراغفر چطور معتقداست تبلیغ درامرسیاست گذاری موثر نیست وکاهش جمعیت زاییده ی فقرمی داند ولی از قدیم ایام افراد تحصیل کرده ومرفه فرزند کمتررا رعایت کرده اند واین به قول ایشان فقرا درمانده ها تولید بیشتری داشته اند ایشان که ادعای علم و آگاهی می کند خیلی روشن وواضح به تمام مردم ایران هم غنی هم فقیر توهین می کند وباید از همه ی کسانی مطالب وگفته های او گوش ودیده اند عذرخواهی کند
با سلام ،کافي است دولت مردان ما سري هم به نظام آموزشي و پرورشي کشور بزنند،سطح کيفي آموزشي مدارس در پايينترين سطح ممکن در 40 سال گذشته ميباشد و از پرورش هم خبري نيست ،مديران مدارس دولتي ميگويند با اين بودجه مدارس و حقوقي که معلمين ميگيرند ما صرفا" وظيفه نگهداري دانش آموز را ميتوانيم انجام دهيم!!! براي افزايش سطح آموزشي دانش آموز بايد معلم خصوصي بگيريد!!!در اين شرايط براي پيدا کردن يک مدرسه متوسط قابل قبول بايد دنبال مدارس غير دولتي آنهم با آزمون ورودي و با شهريه بالا بگردي و اگر بيش از دو فرزند داشته باشي تمام هستي خود را بايد بگذاري.متوسط هزينه يک دانش آموز در مدرسه متوسط غير انتفاعي با احتساب اياب و ذهاب و غذا حدود سه ميليون و دبيرستان حدود 4 ميليون است .در اين شرايط هزينه اخذ مدرک ديپلم صرفا" براي دوره راهنمايي و دبيرستان بيش از 21 ميليون تومان ميشود و با افزايش هر فرزند خود حديث مفصل بخوان!!!
شرایط ازدواج و کار را برای جوانان تسهیل کنید مشکل حل می شود. الان خیلی از جوانان به دلیل نداشتن کار مناسب از زمان ازدواجشان گذشته است . در صورت رفع مشکل آنها و کمک به ازدواج و فرهنگ سازی جامعه برای ازدواج آسان و کم هزینه رشد جمعیت به نحو مطلوب و موثری افزایش پیدا میکند.
اگر بپذيريم كه يك پيك جمعيتي در دهه 60 داشته ايم بايد قبول كرد كه همان جمعيت اكنون در آستانه ازدواج و يا بچه دار شدن هستند كه اگر فرض بگيريم جميع شرايط اقتصادي و غير اقتصادي منجر شود كه هر خانواده اي كه اين افراد تشكيل مي دهند تنها يك بچه به جمعيت بيفزايد پس از 10 سال ديگر ما خود به خود يك پيك جمعيتي ديگري خواهيم داشت و اصلا نياز به سياستهاي تشويقي هم نيست و تازه از الان بايد به فكر رفاه و معيشت اين افراد جديد الورود باشيم ضمن اينكه به دليل بهبود وضعيت بهداشتي ميزان مرگ و مير نيز كاهش مي يابد
بيشتر زوجها اگه چاره داشتند بچه دار نمي شدند و فقط به خاطر فشار خانواده ها است چون مشكلات خيلي زياده من خانم كارگرم و شوهرم هم كارگر و درآمد هر دومان تغريبا"800 هزار در ماه 10ميليون وام بسيجيان گرفتيم براي رهن خانه و ماهي 120 هزار هم كرايه ميدهيم كه جمعا فقط هزينه اجاره خانه 390 هزار تومان مي شود هزينه مهد فرزند و وام هاي خريد ماشين و .....هم باعث شده فقط 100تا150 هزاردر ماه براي خرج خوراك و پوشاك داشته باشيم فرزند ديگرمان را چطور بداريم نمي دانم با پول پوشك و شير خشك و .....چون من از ساعت 5:45 صبح كه از خانه خارج ميشوم تا 4 عصر بر نمي گردم چه كار بايد بكنيم كاش احمدي نژاد جواب مرا مي داد ميتونم چادر بزنم تو خيابون و خودم سر كار نرم و هي بچه بدنيا بيارم و با حقوق كارگري شوهرم فقط زندگي كنم
مگرمردم باحرف احمدی نژاد خود را درگیرمشکلات زیادشدن فرزندانشان می کنند . شرایط زندگی به حدی سخت شده که خانواده درتامین حداقل فرزند درمانده است.
چطور شما می گویید افزایش جمعیت 74میلیون رانمی توانید اداره کنید بعد میگویی افزایش جمعیت به جای افزایش به فکر همین تعداد باشید
واقعا انصاف دهید مردم را چی تصور کرده اید؟در حال حاضر یک بچه هم زیاد است
نکته ی جالب نحوه ی مقایسه با کشور های توسعه یافته هستش. وقتی صحبت درآمد سرانه میشه میگن درست نیست خودمون رو با اونها مقایسه کنیم، وقتی نوبت سیاست های کنترل جمعیت میشه خودشون رو با اونها مقایسه می کنند.
فقط مي خواهند بيخودي ذهن مردم را كار بگيرند
بايد از خدا شرم كنيد كه رو اعصاب مردم با اين حرفاي مفت راه مي رويد
وقتي همه چيز اقتصادي شد همين مي شود كه شده آيا فكر نمي كنيد تك فرزند رويائي شما درآينده تنها وبدون خانواده وفاميل چگونه خواهد زيست چرا فكر نكنيم كه برادر وخواهر هم حق هرفرزندي است وما نبايد اين حق را راسا سلب نمائيم آيا فكر نمي كنيم نوه ونبيره شما هم به خاله وعمو ودائي وعمه هم نيازمند هستند ويا نه من آنقدر به موضوعات اشراف دارم كه از همين الآن تشخيص مي دهم هيچكس حقي ندارد وصرفا تشخيص هزينه اي ملاك اعتبار بخشي به هر ارزشي در جامعه است
فقط قصدشون انحراف ذهن مردم از مسائل اساسي كشوره.
اگر میخواهند جمعیت رشد داشته باشد باید مشکلات را حل کنند . جمعیت فقیر به چه دردی میخورد ؟ درود بر دکتر راغفر که مردانه حرف حساب زده است
همیشه اصل را رها کرده و به فروع پرداخته ایم.
خدا به داد این مردم بیچاره برسد که شما دارید سرنوشتشان را رقم میزنید.
با با ول کنید دولت هر چی میخواد بگه . دولت فکر می کنه با حرف دولت جلوی زاد و ولد گرفته شده و اینبار با حرف دولت زاد و ولد اضافه میشه. نه آقای رئیس جمهور شما از درد ملت بیخبرید . این مشکل و فشار فقره که باعث این اتفاقات در میان مردم شده.
هر ادم عاقلی می دونه که رشد جمعیت باعث دردسره حالا دولت از این طرح چه نتیجه ای می خواد بگیره خدا می دونه
من و همسرم هر دو تحصیل کرده دانشگاه های برتریم. اما با این وضع کار و هزینه های بالا توانایی اداره زندگی خودمون را نداریم و معلوم هم نیست کی بتونیم بریم. اون وقت بازم افزایش جمعیت؟ بیچاره بچه های افرادی مثل ما!تازه با این افزایش جمعیت وضعشون هم از ما اسفناک تر خواهدا شد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.