آخرین خبرهشدار باران و برف در تهران از پنجشنبه
3بازدید

نامه ابطحی به رییس قضا درباره حادثه شهرری

عصر ایران نوشت:

محمد علي ابطحي شنبه شب در نامه‌اي به رئيس قوه قضائيه كه نسخه‌اي از آن را شنبه شب، در اختيار رجانيوز قرار داد، ضمن شرح كامل نحوه تعرض تعدادي از افراد مشكوك به وي و خودروي خود، تأكيد كرد: اینجانب به دلیل اینکه این یک جرم عمومی است و بیم تکرار آن جدی است، با ارائه شکایت رسمی تقاضا دارم دستور تعقیب قضايی این مسئله را که حداقل یک ناامنی اجتماعی است و حل آن از وظایف سیستم قضايی است، صادر فزمايید.

 ابطحي صبح روز پنج‌شنبه پس از خروج از مراسم بزرگداشت مرحوم آیت الله حاج میرزا جواد تهرانی توسط تعدادي از افراد كه هنوز درخصوص هويت آنان اطلاعي در دست نيست، مورد تعرض مشكوك قرار گرفت.

اين تعرض در حالي صورت گرفت كه وي پس از بازداشت در روزهاي پس از انتخابات 88، با حضور در دادگاه و برنامه‌هاي تلويزيوني رسما به اشتباهات خود و سران جريان فتنه اذعان كرد.

متن كامل نامه ابطحي به رئيس قوه قضائيه به شرح زير است:

برادر گرامی جناب آیت الله آقای آملی لاریجانی دامت برکاته

با عرض سلام و احترام

به استحضار می‌رساند که اینجانب بر اساس وظیفه اخلاقی و دینی و بنا به دعوت مسئولان برگزاری مراسم یادبود مرحوم آیت الله حاج میرزا جواد تهرانی، که سال‌ها از محضر تفسیرشان استفاده کرده بودم، روز پنجشنبه 30-2-89 به سالن اجتماعات حوزه علمیه حضرت عبدالعظیم عزیمت کردم و از پیام مراجع عظام و مقام معظم رهبری و سخنرانی های عالمانه شاگردان و منسوبین معظم له استفاده کردم.

در اواسط جلسه یکی دو نفر با لباس ها و قیافه های معهود لباس شخصی ها در اطراف من نشستند. یکی از آنان از پشت سر با صدای بلند اعلام کرد مواظب این بی غیرت باشید. فرد قوی هیکل 20 و چند ساله ای که بغل من نشسته بود، بی مقدمه از تقلب در انتخابات و اینکه در کشور نظرات مختلف در مورد رهبری وجود دارد، از من پرسید. گفتم در مورد رهبری نظرها واحد است و اختلافات مربوط به مسائل بعدی است.

ضمن اینکه توجه دادم در وسط سخنرانی -که آقای احمدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در حال سخن گفتن بودند-، جای این حرف‌ها نیست. در همین وقت مسئولان اجرايی و حفاظتی جلسه بودند پیغام دادند که دم در عده ای از عناصر لباس شخصی قصد کتک زدن من را دارند و در میانه برنامه از درب پشت قصد بیرون بردن من را کردند.

 اما وقتی که از درب پشت با اتومبیلم که مثل همیشه تنها بودم و رانندگی می‌کردم بیرون آمدم، همان جماعت آنجا بودند و با لگد و جملاتی مثل اینکه شهر ری جای منافقین نیست و ما گول شما را نمی خوریم، حمله کردند که من از آنجا رد شدم و به بلوار بغلی پیچیدم.

در وسط بلوار که تحت تعقیب چند موتور سوار بودم، ناگهان راننده یک اتومبیل پراید کلتش را از بغلش بیرون کشید و اتومبیلش را به صورت افقی جلو اتومبیل من پارک کرد. من مجبور به توقف شدم. موتورسواران پیاده شدند.

در ابتدا لگدهای وحشیانه ای به اتومبیل می‌زدند که با یک لگد، آیینه اتومبیل من کنده شد. بعد یکی از سرنشینان موتور را دیدم که چاقوی بزرگی را از زیر لباسش در آورده و به طرف من می آمد و داد می‌زد بیا پايین.

با چاقو به بدنه اتومیبل ضربه های ضربدری می‌زد. یک نفر دیگر از یک موتور دیگر پايین آمد که در دستش کابل خیلی کلفتی بود. آن را چنان محکم به شیشه عقب ماشینم زد که با صدای مهیبی تمام شیشه ریز ریز شد و به داخل اتومبیل پاشید و ذرات شیشه های شکسته روی لباس و به خصوص عمامه ام ریخت.

همزمان، صدای انفجار دیگری شیشه داخلی سمت عقب شکست. در این حین یک نفر روی کاپوت ماشینم آمد و با لگد محکمی شیشه جلو را شکست. من که نمی‌دانستم درچنین حالتی چه باید بکنم و دلیل این کار چیست، متوجه شدم فردی تا نیمه تنه از شیشه شکسته شده عقب به داخل اتومبیل خزیده است.

تصمیم گرفتم بیرونش کنم که اسپری گاز اشک آور را به طور مستقیم در چشم های من خالی کرد. در حالی که لباس‌هایم پر از نرمه شیشه بود، چشمم به خاطر گاز اشک آلود و شیشه جلو اتومبیلم هم ریز ریز شده بود و چیزی دیده نمی شد، به هرشکل قصد بیرون رفتن از معرکه را داشتم تا بالاخره با سختی از کنار اتومبیل پراید گذشتم.

در همان حال که گروه عملیاتی مشغول کار بودند، فردی که روی موتور در جلوی این مجموعه بود و با تلفن صحبت می‌کرد، اشاره کرد که کافی است و من هم با همان اتومبیل با سرعت از محل بیرون رفتم. چون خیابان توسط این گروه بسته شده بود، از خلوتی ایجاد شده استفاده کردم و از مهلکه بیرون آمدم. هیچ نیروي نظامی و انتظامی هم در آنجا نبود و آنان نیز دلهره ای از آمدن هیچ نیروئی نداشتند.

حضرت آیت الله

دلیل و تحلیل سیاسی این کار را من رشد افراطی‌گری در شرايط حساس فعلی می‌دانم و آفت دو سوی حوادث تلخ سال گذشته را هم محوریت افراطیون دوطرف می‌دانم. من که بعد از ابلاغ حکم اولیه آزاد شده ام و پرونده ام به دادگاه تجدید نظر رفته است، تا کنون نه تنها در مسائل سیاسی، سکوت کامل داشته ام، بلکه همواره با همین شرايط آن چه در راه سربلندی و عظمت مردم ایران و انقلاب اسلامی به نظرم مفید بوده، انجام داده ام و خواهم داد.

این رفتارها هم در این مشی اصولی ام اثری نخواهد گذاشت. اما این شیوه ها همچنانکه همیشه گفته ام، جز تضعیف و آسیب دیدن ارکان نظام اثر دیگری ندارد و اگر جلو این نیروها به صورت جدی گرفته نشود، عواقب خطرناکی مثل آنچه که افراطیون مذهبی در کشورهای همسایه به ارمغان آوردند، در انتظار کشور خواهد بود.

من بعد از این اتفاق بلافاصله با اعضاء اطلاعات سپاه که بعد از آزادی بعضاً با من ارتباط می‌گرفتند، تماس گرفتم، ضمن تایید این مجموعه افراطی در شهرری، ابراز تاسف کردند و گفتند که باید قبلاً به ما اطلاع می‌دادید که نداده بودید.

خبر این اتفاق و عکس‌هايی که فرزندم از اتومبیل گرفته بود و روی سایت گذاشته بود، در سایت های خبری اصولگرا و اصلاح طلب و رسانه های بین المللی منتشر شد؛ اما متاسفانه حتی یک تلفن از نیروی انتظامی و یا دادستانی برای کوچک‌ترین اقدامی، صورت نگرفت.

می‌دانم روایت این اتفاق و مشابه آن با همین تفاصیل هم برای شما وهم برای من، ماجرای نشنیده و تازه ای نیست. اما اینجانب به دلیل اینکه این یک جرم عمومی است و بیم تکرار آن جدی است، با ارائه شکایت رسمی تقاضا دارم دستور تعقیب قضايی این مسئله را که حداقل یک ناامنی اجتماعی است و حل آن از وظایف سیستم قضايی است، صادر فزمايید.

مصلحت انقلابی، اسلامی، ملی تمام اسلام و انقلاب باوران این است که جلو این رفتارها گرفته شود و همه برای جلوگیری از این کارها نظام را مدد دهند.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۶:۱۶

از دید آقایون امنیت اجتماعی فقط با رعایت حجاب تامین میشود . فعلا مشکلی مهمتر از این نداریم

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۶:۰۳

مانور پهن كردن تو خيابون بوده! شما هم دشمن مفروض بوديد

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۵:۵۹

عزيز دل .ما هم همين رو ميگفتيم كه آقا اين مملكت قانون داشته باشه ولي گفتند خفه شو ...

dfdfdf۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۵:۵۶

کسی از پدر ابطحی خبری داره؟ (سید حسن)

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۵:۴۹

آقای ابطحی احتمالا فیلم هندی زیاد می بینه
خیلی قشنگ تعریف می کنه!

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۵:۴۰

تازي اين اول راهه! مونده زماني مه اينا بدتر از طالبان بشن!

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۵:۳۰

نباید میرفتی- ری جای این جنگولک بازیها نیست

ansar۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۵:۲۵

وقتی اعترافات شما کامل نباشه اینجوری میشه دیگه !

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۴:۵۲

الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۴:۵۰

خوب شاید حداقل بتوانید با این عکسها و نامه ها از بیمه پولی بگیرید.

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۴:۳۷

خدا نكنه اين مملكت عزيز رو با اين كارها خراب كنيم بعد بشينيم افسوس بخوريم. همه مسئوليم. هر كي مقامش بالاتره مسئول تره ... فهميدين!!

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۳:۵۶

اینها اراذل و اوباش و مزدوران بی سواد و فرهنگی هستند که با دریافت پولهای باداورده ، در خدمت مافیای قدرتی قرار گرفته اند که تمامی ارزشهای انقلاب و بسیج را قربانی منافع گروهی خود کرده است .

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۳:۵۱

ياد زماني افتادم كه اين دكتر مرندي در انواع برنامه ها خصوصا 20:30 حاضر شد و شرح ما وقع رو با اب تاب مي گفت كه گروهي كه بندهاي سبز بر دست داشتند و عصباني بودند و ناراحت بودند و شعار مي دادند و من نمي دانم انها كه بودند ولي از طرفداران سبز بودند و اينها چه م يخواهند و .... اما
ابطحي طي نامه اي تماما محطاطانه ترس از حبس اجباري ان هم در تابناك نه صدا و سيما از اين مي گويد يكسري قلدر هيكلي با نشانه هاي گروهشان نه بند سبز بلكه كلت و باتوم گاز فلفل و كابل مشت لگد از روي قلدري و ... امدند و زدند و داغون كردند و هيچ كس نيامد بگه فلاني باقالي به چند؟ اونو مرندي اينجوري گفت و يكسري عصباني با شعار شد مخل امنيت و .... اين هيچي نشد نه الان نه قبلا نه اينده . قسمت كلتش واقعا ناراحت كرد منو كه به علتي به اين مردك كلت دادن اما واسه چيا استفاده م يكنه يا اون چاقو .اين كه نشونه اراذل و اوباش اجير شده سزا بودن كه اومدن براي ترسوندن مردم نه شماها كه ادعاتون ... .. پاره كرده. و در اخر اه كشيدم كه ابطحي از سر ناچاري و كمال علم به اينكه اين نامه كه م يفرستد نتيجهاي نداره و به نركستانه فقط نوشته.اگه مجبور نشه ماشينشو تعمير كنه بعد بگه اصلا خيال بافي كردهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۳:۴۳

hatman farzandam.

مجيد۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۳:۳۶

يادش بخير يه زماني نيروهاي انقلابي با تفكري متين و اصولي متقن از نظام دفاع ميكردند و طرف مقابل اوباش بودند اما اكنون يك مشت قداره بند ادعاي دفاع از نظام اسلامي رو دارند كه هيچ سنخيتي با ادعاهاي اين نظام نداره شما فكر ميكنيد مشكل كجاست؟

G۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۳:۲۵

اگه برنامه کهریزک و قتل ها و کوی و غیره مشخص شد، اینم میشه.
بشین تا بیاد

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۳:۲۴

نیروی انتظامی و سیستم قضایی فعلا درگیر طرحهای حجاب و مزاحمین نوامیس هستند. برای این کارهای پیش پا افتاده وقت ندارند. می توانید به خدا مراجعه کنید!

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۳:۰۶

فكر كردم مي خواهد دوباره اعتراف كند!

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۳:۰۲

هميشه از اين شعبان بي مخ ها داشته و خواهيم داشت . قوه قضائيه چرا در مقابل اين همه بي حرمتي به قانون ساكت نشسته است ؟!!

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۳:۰۰

چقدر بیکاری که نامه می نویسی

ایرانی۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۲:۵۹

ما بالاخره نفهمیدیم این ارازل و اوباش که میگن به کی میگن ؟

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۲:۵۹

ان شاءالله هر وقت مسببین وقایع کوی دانشگاه در سالهای 78 و 88-که خنجری به قلب رهبری از سوی ایشان تعبیر شد- و نیز وقایع کهریزک محاکمه شدند جلوی این اوباش دست ساخته نیز گرفته می شود

ایرانی۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۲:۵۹

ما بالاخره نفهمیدیم این ارازل و اوباش که میگن به کی میگن ؟

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۲:۵۳

مملکت گل و بلبل به این میگن. هر کی هر کاری خواست می کنه!!!!!

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۲:۵۱

این هم عدل را در ایران نشان می دهد، هم امنیت را در پایتخت مملکت.

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۲:۴۸

خواب دیدی خیر باشه کسی جرات دار با ان.......... مقابله کنه

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۲:۳۳

نگران نباش انها را تشويقي خواهند داد

ali۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۲:۳۲

ظلم پایدار نیست

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۲:۲۷

من متوجه اارتباط اطلاعات سپاه با پرونده یک روحانی نشدم !

ناشناس۱۳۸۹/۰۳/۰۲ ۱۲:۲۴

اين كه تازگي نداره اين لباس شخصي ها خيلي وقته تو مملكت بي قانوني مي كنند و نه تنها كسي جلودارشون نيست بلكه خيلي ها پشت سرشون هستند وگرنه تا الان بايد مجازات مي شدند.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.