آخرین خبرخلاصه بازی تراکتور 2 - نفتچی ازبکستان 2
1بازدید

فرزند شهید شوشتری: وقتی ریگی را دیدم...

دروغ نمی گویم اگر ادعا کنم دوست داشتم با دستهای خودم خفه اش کنم اما وقتی از نزدیک او را دیدم با آن جثه لاغر و نحیف که به 60 کیلو هم نمی رسید و بسیار ریزه میزه بود ، همه کوه کینه ای که در دلم مانده بود ، آب شد .

پسر شهید شوشتری که پدرش توسط گروهک تروریستی ریگی به شهادت رسید ، می گوید که در همه جلسات دادگاه عبدالمالک ریگی جز جلسه قرائت حکم ،شرکت می کند و این اجازه را می یابد تا با وی برای لحظاتی کوتاه گفت وگو داشته باشد .

خبرآنلاين به نقل از هفته نامه سرنخ نوشت :

فرج الله شوشتری، فرزند ارشد سردار شهید سپاه در این خصوص چنین گفت:

• ما شب دستگیری ریگی خانه و محله را آذین بستیم چون یکی از دشمنان کوردل انقلاب دستگیر شده بود .

• شاید اگر اعدام ریگی زودتر اتفاق می افتاد خیلی بیشتر خوشحال می شدم چون وقتی که فرصتی در اختیار ما قرار دادند تا بتوانیم از نزدیک مردی را که این همه شرارت ایجاد کرده بود ، ببینیم ، واقعا متوجه شدن که او حتی ارزش تقاص پس دادن را هم ندارد .

• او یک موجود خوار و بدبخت بود .یادم می آید آن روز که او را از نزدیک دیدم ، حالم خیلی بد بود . به قول معروف خون جلوی چشمهایم را گرفته بود .

• من و پدرم جدای از رابطه پدر و فرزندی ، رابطه مرید و مرادی هم داشتیم . از دست دادت پدرم با آن مظلومیتی که من از پدر سراغ دارم ، داغ بزرگی است که هیچ وقت از دلم پاک نمی شود .من با این پیش زمینه و با این احساس جریحه دار ریگی را دیدم.

• دروغ نمی گویم اگر ادعا کنم دوست داشتم با دستهای خودم خفه اش کنم اما وقتی از نزدیک او را دیدم با آن جثه لاغر و نحیف که به 60 کیلو هم نمی رسید و بسیار ریزه میزه بود ، همه کوه کینه ای که در دلم مانده بود ، آب شد .

• ریگی صدایش می لرزید و به شدت ترسیده بود . آن آدمی که من از نزدیک ملاقات کردم و با او حرف زدم ، حتی ارزش تقاص پس دادن هم نداشت .

• ریگی در دادگاه درست و حسابی به سوالات پاسخ نمی داد . در جلسه اول دادگاه چنان تلگرافی به سوال قاضی پاسخ می داد که خشم خانواده ها را برانگیخت اما بالاخره همه چیز را گردن گرفت و قبول کرد اشتباه کرده است .

• فرصت دیدا ر ما با ریگی اندک بود اما در همان فرصت کوتاه من مجابش کردم یک وهابی متعصب است که کروکورانه دستورات را اجرا می کرده است .

• ریگی باعث شد تا پدرم به آروزیش که شهادت بود برسد .شهادت برای پدرم رسیدن به آرزویی بود که همیشه آن را به زبان می آورد .

• دیگر خانواده ها از ریگی سوال می کردند که حالات عزیزانشان در لحظه شخهادت چگونه بوده و در آن لحظه ها چه درخواست هایی داشته اند . خانواده ها حتی درباره اینکه چه کسی تیر خلاص را به عزیزانشان زد هم از ریگی سوال کردند .

• من در جلسه اعدام ریگی حضور نداشتم و ساعت 11صبح از اخبار شنیدم . واقعا بهت زده شدم . فکر نمی کردم به این زودی اعدام شود . در چشم من که بسیار حقیر آمد .

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۶ ۱۵:۱۰

جالب است مگر نگفتند كه اعدام در حضور خانواده شهدا بوده است پس چرا خانواده سر گل شهدا نبوده اند؟

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.