آخرین خبرتکذیب قاطع حزب‌الله درباره حضور کارشناسانش در یمن
4بازدید
۱۷

در حال و هوای نجوای شعبانیه، آنها چه کردند؟

سید حبیب حبیب پور

در حال و هوای نجوای شعبانیه، آنها چه کردند؟
سرویس دفاع مقدس ـ هر سال ماه شعبان که از راه می رسد بی آنکه بخواهم پرت می شوم به تابستان 1365. آن ظهر شرجی، نمی دانم چند شنبه بود که شهیدان عزیزم "سید هبت الله فرج اللهی" و "سید مصطفی حبیب پور"  از روحانی مسجد محل که بعد از نماز ظهر و عصر عازم منزل بود پرسیدند: حاج آقا! در مناجات شعبانیه آمده است:

« الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک»: خدایا به من کمال انقطاع به درگاهت را ارزانی دار و دیده های دل ما را به تابش نظر خود روشن نما تا دیده های دل، پرده های نور را دریده و به سرچشمه عظمت و بزرگواری رسد و ارواح ما به مقام قدس و عزتت آویزان گردند.

سوال ما این است که چگونه می شود از هرچه جز خدا منقطع شد؟ چگونه می توان به سرچشمه عظمت حق رسید؟

حاج آقا قدری تامل کرد و گفت: عزیزانم! باید خود را ساخت. باید خود را به خدا سپرد. این مقام انقطاع، آسان به دست نمی آید. باید از خیلی چیزها چشم پوشید تا پرده های نور دریده شوند. باید از خیلی چیزهای حقیر گذشت تا به آن عظمت رسید.

ان دو باز هم در این باب سوالاتی کردند و حاج آقا با مهربانی پاسخشان را داد. گویی در چشم هایشان چیزی خوانده بود.

از آن روز به بعد زمزمه مناجات شعبانیه آن دو با سوز و گداز بیشتری همراه بود. به این فراز از دعا که می رسیدند، هق هق گریه هایشان جمع را مبهوت می کرد.

"سید هبت الله" در چندین دفتر یادداشت خود این فراز از مناجات شعبانیه که "الهی فسرنی بلقایک..." ـ خدایا به دیدار خود، مرا مسرور ساز ـ را با خط زیبا و درشت نوشته بود.

"سید مصطفی" هم در یکی از دفترچه هایش آورده بود:

 دلم می خواهد دیگر نمانم. بنالم و بخوانم سرود خوش رفتن را. سوار بر مرکب زیبای شهادت تا منزلگه دوست برانم. خدایا شهادت را هدیه ام کن.

"سید هبت الله" در اسفند ماه همان سال، از شلمچه پر کشید و به دیدار دوست مسرور شد و "سید مصطفی" هم یکسال بعد سرود خوش رفتن و رسیدن را خواند و از کوه های کردستان، هدیه شهادت را دریافت کرد.

در مراسم تشییع پیکر خونين و پاك آنها حزن و اندوه بچه های مسجد و همرزمان آنها تاثر انگیز بود ولی اشک های حاج آقای مسجد رنگ و بوی دیگری داشت.

سالهاست که در هر ماه شعبان، تاثری بزرگ و عمیق چنگ بر جانم می زند و از خود می پرسم: مگر آنها چه کردند که پرده های بین خود و خدا را دریدند؟

راستی، به نظر شما آنها چه کردند؟...

 sayyedhhp.blogfa.com  /  amirhabib47@yahoo.com

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۸۹/۰۵/۱۱ ۲۰:۲۷

در کوی نیکنامان ما را کذر ندادند
گرتونمی پسندی تغییر ده قضا را...

ناشناس۱۳۸۹/۰۵/۰۹ ۱۳:۵۴

خوش بود گر محک تجربه آید به میان تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد

ناشناس۱۳۸۹/۰۵/۰۷ ۰۰:۱۵

خوشا به حالشون که ما به گردشان هم نمی رسیم...

ناشناس۱۳۸۹/۰۵/۰۳ ۱۷:۱۹

انها اوج گرفتند یعنی از عالم خاکی بالاتر رفتند
انها خدا را واضح تر دیدند و خود را در دام بلایای زمینی و زر و زور و تزویر نینداختند به قول حضرت امام جنگ نعمت بودن به خاطر همین اوجهای بلندش نعمت بود چرا که حالا میبینیم خیلی از سردارها که قبلا در اوج بودند در منجلاب دنیاو قدر ت گرفتار شدند
خدا رحمتشان کند

ناشناس۱۳۸۹/۰۵/۰۳ ۱۲:۰۷

سید، درود .

z.salehi۱۳۸۹/۰۵/۰۲ ۱۵:۴۰

شهادت برای آنها فقط یک وسیله بود.

علی۱۳۸۹/۰۵/۰۲ ۰۷:۲۰

کس چون توطریق پاکبازی نگرفت
باعشق نشان سرفرازی نگرفت
زین پیش دلاوراکسی چون توشگفت
حیثیت مرگ را به بازی نگرفت

ناشناس۱۳۸۹/۰۵/۰۱ ۱۷:۲۶

نمی دانم، آن کاری را که کردند که تا به حال ما موفق نشده ایم و متاسفانه اصلا در صددش هم نیستیم!

بهنام ديناري۱۳۸۹/۰۴/۲۹ ۱۴:۲۶

حجابها كنار رفت و يك نظر ديدند و دل به او سپردند.
تا در تو نظر كردم رسواي جهان گشتم
آري همه رسوايي اول ز نظر خيزد

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۹ ۱۴:۱۳

لحظه ای به خود واگذار نشدند.

بهنام ديناري۱۳۸۹/۰۴/۲۹ ۱۳:۰۶

يك لحظه جداشدند و لذت آن را چشيدند و ديگر برنگشتند.

محمد صحرائی نژاد۱۳۸۹/۰۴/۲۹ ۱۲:۳۸

مثل همیشه نوشته هایت انسان را منقلب می کند .....
شهدا بزرگترین مردان تاریخ ایران زمینند.
روی دیوار مدرسه کاشف با خط بسیار درشت نوشته شده بود "شهید قلب تاریخ است " .
ای کاش اسم روحانی عالقدر مسجد محل را می نوشتی (البته شاید راضی نبود ....).
پایدار باشید. یک بچه محل

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۹ ۰۹:۲۷

آنها در ایمانشان به یقین رسیدند.

راوي۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۷:۵۷

فقط باور كردند

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۷:۴۸

به خدای خود عشق ورزیدند

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۷:۴۰

انها خود را ساختند......

جلال۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۷:۱۶

رابطه خود را باخود و خداي خود صاف و شفاف نمودندكه اولي مهم ترو پايه دومي است.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.