«زیر هشت»، خوش ساخت و با بازیگران قوی اما تلخ
مقدم با وجود تلاش های تصویری بارز و بهره گیری فراوان از دوربین و صدا و عناصر دیگر، راوی حکایتی شده که معلوم نیست اساسا آن را با چه پیش زمینه و توجیهی انتخاب کرده است/ او که اکنون سال هاست با چندین و چند سریالی که ساخته، به پای ثابت کارگردانی سریال های تلویزیونی تبدیل شده است، نشان داده که نبض ساخت سریال در تلویزیون را بلد است

سرویس فرهنگی ـ همان طور که پیشتر در نقد و بررسی دیگر سریال های شبکه های سیما در این روزها، متذکر شدیم، بررسی این آثار همچنان که از نظر تکنیک و محتوا باید مورد مداقه قرار گیرد، باید از منظری تطبیقی در مقایسه با سایر شبکه های تلویزیونی که به هر حال و با هر مستمسکی، توانسته اند تماشاگرانی را برای خود جلب کنند، نیز مورد توجه باشند.
به گزارش «تابناک»، به دیگر سخن امروزه با وجود شرایط روزگار، انسان معاصر به قدری گرفتار روزمرگی ها و دغدغه های این دنیایی شده که وقتی به فضایی مختص خود روی می آورد، به طور ناخواسته برای گریز از این مشکلات و مصایب جانکاه به تلویزیون متوسل می شود.

اگر در دیروزها می شد به این منظر خرده گرفت و در صحت آن تردید داشت و معیارهایی مثل آموزش و ارتقای آگاهی، را در کنار سرگرمی قطعی دانست اما امروز دیگر تردیدی نیست که بخش عمده ای از کسانی که در یبن ده ها رسانه مختلف رسانه تلویزیون را انتخاب می کنند، قصد تغییر ذائقه و تمدید قوا، برای ورود دوباره به عرصه مسایل و مشکلات اجتماعی را دارند.
به این ترتیب هنر مدیران و مسئولان سیاست گذار رسانه است که با فراهم کردن زمینه های گشایش خاطر، آنچه را که در سطحی عمیق تر دنبال می کنند به مخاطبانشان انتقال دهند. شاید به همین دلیل باشد که اغلب سریال های طنز، با هر نوع رویکرد به این مقوله شامل کمدی، طنز تلخ، هجو و... همواره پرتماشاگر شده و با اقبال فراوان رو به رو می شوند.
اکنون با تأکید بر وجه سرگرم کننده تلویزیون، باید پرسید جایگاه سریالی همچون «زیر هشت» کجاست؟
برای پاسخ به این پرسش خبرنگار «تابناک»، نظرسنجی مختصر و مفیدی انجام داد تا از منظر اقشار مختلف درباره این سریال آگاه شده، بر اساس نتایج آن تحلیلی منصفانه ارایه کند.
در این نظر سنجی، اقشار گوناگون مردم ـ با سطوح تحصیلات و سن مختلف از نوجوان گرفته تا پیرمرد و همین طور از زن خانه دار تا پزشک را در بر می گرفت ـ متفقا «زیر هشت» را تلخ و دردناک دانستند.
البته با همه این تلخی، برخی، لزوم نمایش و برخی احتراز از این نوع رویکردها را خواستار بودند.

در کنار تلخ و دردناک دانستن این سریال که نظر بسیاری از پاسخ دهندگان به پرسش خبرنگار ما بود، سیروس مقدم در گفت و گو با یکی از رسانه ها آن را، ناشی از تلخ بودن واقعیت دانست و نویسنده این سریال هم در کمال تعجب، با تایید این تلخی، از مردم خواسته بود اگر این طور فکر می کنند سریال را نبینند.
سیروس مقدم در حالی فضای زیر هشت را ناشی از واقعیت می داند که پیشتر از این نرگس و رستگاران و چندین و چند سریال اجتماعی دیگر را نیز ساخته که با وجود شخصیت های گرفتار و دردمندی که داشتند، آن چنان از کار در آمده بودند که به هر حال تماشاگر گریز نبودند و بسیاری با او و گروه سازنده اش، تا انتهای سریال همراهی کردند.
مقدم با وجود تلاش های تصویری بارز و بهره گیری فراوان از دوربین و صدا و عناصر دیگر، راوی حکایتی شده که معلوم نیست اساسا آن را با چه پیش زمینه و توجیهی انتخاب کرده است.
سعید نعمت الله، هم در حالی از مردم می خواهد سریال را نبینند که اساسا چون رسانه ملی متعلق به مردم است، او و همکارانش باید جوابگوی عملکردشان باشند، نه گریز دهنده مردم از آن. در واقع او حق ارایه چنین پیشنهادی را ندارد چون این سریال با بودجه عمومی ساخته شده و در واقع برای مردم بوده و هزینه ای آن از طریق ایشان تامین شده است.
البته او و دیگر عوامل این سریال می توانستند توپ را به زمین سفارش دهندگان بیاندازند. نکته ای که خیلی دور از واقعیت نیست.
از سویی در نظر سنجی یاد شده بسیاری از شرکت کنندگان، اثر این سریال را ناخوشایند دانسته و اعلام کرده اند که به دلیل این فضای تیره و مایوس کننده، دیدن سایر شبکه ها را به این سریال ترجیح می دهند. بر این اساس باید از مسوولان مربوطه پرسید این سریال بر اساس کدام نیاز جامعه مخاطبان سفارش داده شده است؟
به تعبیر دیگر بر اساس کدام مهندسی فرهنگی، چنین داستان و آدم ها و روابطی را برای نمایش طراحی کرده و به مردم ارایه کرده و می کنند؟
وقتی این پرسش ها را در نظرسنجی مختصری مطرح کردیم بسیاری از مخاطبان محتوای این اثر را «تاکید بر نبود ایمان و دوری از معنویات،که باعث سقوط انسان می شود»، برشمرده اند.
بر این اساس این پرسش پیش می آید که ظرف بهتری برای جایگزین کردن این مظروف در چنته سازندگان نبوده که به تلخ ترین وجه ممکن چنین کرده اند؟
البته در بین نتایج به دست آمده برخی از پاسخ دهندگان که در اقلیت هستند، برای تاثیرگذاری هر چه بیشتر و ماندگارتر، این نوع رویکردها را لازم و ضروری دانسته اند و افزوده اند که این نوع رویکردها به دلیل گزندگی و قدرت تنبه، لازم و ضروری است.

در مقابل بخش عمده ای از شرکت کنندگان در این نظرسنجی، انتخاب قالب های شاد و مفرح را برای انتقال محتواهایی از نوع یاد شده، مفیدتر دانسته و علت این پاسخ شان را افزایش بسیار تماشاگران و در نتیجه دامنه وسیع تر کسانی که ایمان را بار دیگر درک می کنند، اعلام کرده اند.
بر اساس این نتایج، برخی برای بیان این نوع مفاهیم قالب تراژدی و برخی قالب کمدی را گزینه مطلوب خود دانسته اند.
در این مورد، باید به اجمال متذکر شد که تراژدی به طور معمول فضایی پر از سوء ظن و کشمکش دارد و همراه با محمل هایی، منجر به بروز درونیات انسان ها در مواقع ناگزیر می شود و همچنین پایانی تلخ و مرگبار برای قهرمان دارد.
حال باید این را هم مورد توجه قرار داد که رسانه ملی چرا براین فضای پر از کشمکش و... دامن زده و شخصیت اصلی داستان را که از اقشار مظلوم جامعه است، در چنین قالبی قرار می دهد و به عموم مردم ارایه می دهد؟
در چنین شرایطی بحث بودن یا نبودن سیاه نمایی در آثار هنری پیش می آید. موضوعی که به نظر نمی رسد خواست مسوولان باشد.
درباره کمدی و رویکرد در این نوع آثار نیز باید متذکر شد که این قالب با ایجاد آشفتگی در موقعیت های واقعی به وجود می آید و چیدمان رویدادها و موقعیت ها به نحوی است که با وجود استیصالی که شخصیت های اصلی در آن گرفتار می شوند، تماشاگر خود را بیرون از این موقعیت تصور می کند. در نتیجه کمدی به این نحو، با گزشی خاص، مخاطب را متوجه عواملی می کند که باعث آشفتگی و استیصال می شود.
در چنین هنگامه ای باید به تطبیق سریال های دیگر شبکه ها، با سریال های شبکه های رسانه ملی نیز پرداخت.
در نظر سنجی مربوط به این گزارش، بسیاری از شرکت کنندگان، علت به دست گرفتن کنترل ماهواره خود برای تنظیم تلویزیون های خانه هایشان به سمت این شبکه ها را، شاد و سرگرم کنندگی برنامه های این شبکه ها، در مقابل دلسرد کنندگی برنامه های نمایشی شبکه های داخلی ذکر کرده اند.
در واقع می توان چنین نتیجه گرفت که در شرایط حاضر، که شبکه های آن سوی آب با دست گذاردن بر نیاز مردم به شادی، به صورت شبانه روزی سریال های خنده آور، (و نه کمدی، چرا که فاقد تمام عناصر آثار کمدی هستند)، شبکه ملی ما، سریالی با تلخی و گزندگی مفرط « زیر هشت » را به خانواده های ایرانی عرضه می کند و جالب اینجاست که سیروس مقدم در همان گفت و گویی که ذکرش رفت، با مزاح عنوان می کند که توانستیم فارسی وان را تعطیل کنیم، چون این شبکه ها قطع شده بود. نه این که ما اثر قابلی ارایه کرده باشیم که گوی سبقت را برباید.
در این میان وقتی قرار باشد که سریال «زیر هشت» را دقیق تر ببینیم و به تعبیری نقد کنیم، نمی توان از «سیروس مقدم»، به عنوان کارگردان آن، بگذریم؛ به خصوص که الهام غفوری نیز تهیه کننده این سریال بوده و در واقع تمامی آنچه پس از تصویب و در مراحل مختلف تهیه و تولید پیش آمده، تقریبا محصول خانواده مقدم بوده است.
بنابر این گزارش اکثریت شرکت کنندگان نظرسنجی ویژه این گزارش، او را با سریال هایی مثل نرگس و رستگاران و پیامک از دیار باقی، به خوبی می شناختند و او را در این زمینه از بهترین ها دانسته اند و حتی کسانی که به تلخی سریال روی خوش نشان نداده اند نیز کار او را قابل تحسین دانسته اند و در این بین برخی نیز توانایی های سایر عوامل را در دیده شدن کارگردانی او موثر تشخیص داده اند.
او که اکنون سال هاست با چندین و چند سریالی که ساخته، به پای ثابت کارگردانی سریال های تلویزیونی تبدیل شده است، نشان داده که نبض ساخت سریال در تلویزیون را بلد است و به خوبی می داند دوربین، در این نوع آثار چه جایگاه ویژه ای دارد و می توان با آن به خوبی مانور داد و بر زیبایی تصاویر افزود.

در واقع او در این سریال هم، بر خلاف بسیاری از کارگردانان تلویزیون، که به حداقل راضی می شوند و با کمترین پلان (نما) داستان را روایت می کنند، تا می توانسته از عناصری که در زیبایی تصویر موثرند استفاده کرده و حتی در مواقعی با حرکت های دوربین، بسیار تواناتر از کلمات فیلمنامه نویس، بحران و وخامت اوضاع قهرمان اصلی را به نمایش گذاشته است.
اما با تمام این توانایی ها به نظر می رسد او باید میزان شناخت خود از مخاطب را نیز دم به دم روزآمد کرده و مبتنی بر آخرین شرایط روحی روانی و نیازهای درونی جامعه ایرانی، تجربیات فنی اش را به کار گیرد، تا ظرف و مظروف همسان و سازگار با هم، ضمن این که متناسب با به ذائقه تماشاگر فعلی تلویزیون می شوند، منجر به ارتقای آنان نیز بشود.
در این سریال اتفاق جالبی هم در بازیگری رخ داده است. امیر جعفری که در اغلب آثار تلویزیونی اش، نقش هایی داشته که لبخند را به تماشاگر اهدا می کرده، در این کار با ایفای نقش عطا، یکی دیگر از قالبیت هایش را بروز داد. بازی او از منظر اغلب شرکت کنندگان در نظر سنجی، باید همین طور تلخ و عبوس باشد تا بتواند از کمند مصایبی که ناخواسته سر راهش قرار گرفته، عبور کند.
از دیگر نکات جالب توجه در این سریال معرفی جایی به نام «گرمخانه» است که گویا شهرداری برای ساماندهی و اسکان موقت بی خانمان ها تدارک دیده است. جایی که با بازی های قابل توجه بازیگران اصلی، به خوبی تبیین و بر لزوم آن تاکید شده است.
سایر عناصر نیز در این اثر تلویزیونی از قابلیتهای خوبی برخوردارند و مکمل های مناسبی برای کارگردانی مقدم بوده اند.
با وجود چنین قابلیت هایی، باید تاکید کرد که می توان به راحتی مردم را به دیدن سریال های تلویزیونی داخلی تشویق کرد. به شرط آن که خوب بدانیم مردم چه نیازهای روحی و معنوی دارند و با چه قالب هایی بهتر ارتباط برقرار می کنند.
به گزارش «تابناک»، به دیگر سخن امروزه با وجود شرایط روزگار، انسان معاصر به قدری گرفتار روزمرگی ها و دغدغه های این دنیایی شده که وقتی به فضایی مختص خود روی می آورد، به طور ناخواسته برای گریز از این مشکلات و مصایب جانکاه به تلویزیون متوسل می شود.

به این ترتیب هنر مدیران و مسئولان سیاست گذار رسانه است که با فراهم کردن زمینه های گشایش خاطر، آنچه را که در سطحی عمیق تر دنبال می کنند به مخاطبانشان انتقال دهند. شاید به همین دلیل باشد که اغلب سریال های طنز، با هر نوع رویکرد به این مقوله شامل کمدی، طنز تلخ، هجو و... همواره پرتماشاگر شده و با اقبال فراوان رو به رو می شوند.
اکنون با تأکید بر وجه سرگرم کننده تلویزیون، باید پرسید جایگاه سریالی همچون «زیر هشت» کجاست؟
برای پاسخ به این پرسش خبرنگار «تابناک»، نظرسنجی مختصر و مفیدی انجام داد تا از منظر اقشار مختلف درباره این سریال آگاه شده، بر اساس نتایج آن تحلیلی منصفانه ارایه کند.
در این نظر سنجی، اقشار گوناگون مردم ـ با سطوح تحصیلات و سن مختلف از نوجوان گرفته تا پیرمرد و همین طور از زن خانه دار تا پزشک را در بر می گرفت ـ متفقا «زیر هشت» را تلخ و دردناک دانستند.
البته با همه این تلخی، برخی، لزوم نمایش و برخی احتراز از این نوع رویکردها را خواستار بودند.

سیروس مقدم در حالی فضای زیر هشت را ناشی از واقعیت می داند که پیشتر از این نرگس و رستگاران و چندین و چند سریال اجتماعی دیگر را نیز ساخته که با وجود شخصیت های گرفتار و دردمندی که داشتند، آن چنان از کار در آمده بودند که به هر حال تماشاگر گریز نبودند و بسیاری با او و گروه سازنده اش، تا انتهای سریال همراهی کردند.
مقدم با وجود تلاش های تصویری بارز و بهره گیری فراوان از دوربین و صدا و عناصر دیگر، راوی حکایتی شده که معلوم نیست اساسا آن را با چه پیش زمینه و توجیهی انتخاب کرده است.
سعید نعمت الله، هم در حالی از مردم می خواهد سریال را نبینند که اساسا چون رسانه ملی متعلق به مردم است، او و همکارانش باید جوابگوی عملکردشان باشند، نه گریز دهنده مردم از آن. در واقع او حق ارایه چنین پیشنهادی را ندارد چون این سریال با بودجه عمومی ساخته شده و در واقع برای مردم بوده و هزینه ای آن از طریق ایشان تامین شده است.
البته او و دیگر عوامل این سریال می توانستند توپ را به زمین سفارش دهندگان بیاندازند. نکته ای که خیلی دور از واقعیت نیست.
از سویی در نظر سنجی یاد شده بسیاری از شرکت کنندگان، اثر این سریال را ناخوشایند دانسته و اعلام کرده اند که به دلیل این فضای تیره و مایوس کننده، دیدن سایر شبکه ها را به این سریال ترجیح می دهند. بر این اساس باید از مسوولان مربوطه پرسید این سریال بر اساس کدام نیاز جامعه مخاطبان سفارش داده شده است؟
به تعبیر دیگر بر اساس کدام مهندسی فرهنگی، چنین داستان و آدم ها و روابطی را برای نمایش طراحی کرده و به مردم ارایه کرده و می کنند؟
وقتی این پرسش ها را در نظرسنجی مختصری مطرح کردیم بسیاری از مخاطبان محتوای این اثر را «تاکید بر نبود ایمان و دوری از معنویات،که باعث سقوط انسان می شود»، برشمرده اند.
بر این اساس این پرسش پیش می آید که ظرف بهتری برای جایگزین کردن این مظروف در چنته سازندگان نبوده که به تلخ ترین وجه ممکن چنین کرده اند؟
البته در بین نتایج به دست آمده برخی از پاسخ دهندگان که در اقلیت هستند، برای تاثیرگذاری هر چه بیشتر و ماندگارتر، این نوع رویکردها را لازم و ضروری دانسته اند و افزوده اند که این نوع رویکردها به دلیل گزندگی و قدرت تنبه، لازم و ضروری است.

بر اساس این نتایج، برخی برای بیان این نوع مفاهیم قالب تراژدی و برخی قالب کمدی را گزینه مطلوب خود دانسته اند.
در این مورد، باید به اجمال متذکر شد که تراژدی به طور معمول فضایی پر از سوء ظن و کشمکش دارد و همراه با محمل هایی، منجر به بروز درونیات انسان ها در مواقع ناگزیر می شود و همچنین پایانی تلخ و مرگبار برای قهرمان دارد.
حال باید این را هم مورد توجه قرار داد که رسانه ملی چرا براین فضای پر از کشمکش و... دامن زده و شخصیت اصلی داستان را که از اقشار مظلوم جامعه است، در چنین قالبی قرار می دهد و به عموم مردم ارایه می دهد؟
در چنین شرایطی بحث بودن یا نبودن سیاه نمایی در آثار هنری پیش می آید. موضوعی که به نظر نمی رسد خواست مسوولان باشد.
درباره کمدی و رویکرد در این نوع آثار نیز باید متذکر شد که این قالب با ایجاد آشفتگی در موقعیت های واقعی به وجود می آید و چیدمان رویدادها و موقعیت ها به نحوی است که با وجود استیصالی که شخصیت های اصلی در آن گرفتار می شوند، تماشاگر خود را بیرون از این موقعیت تصور می کند. در نتیجه کمدی به این نحو، با گزشی خاص، مخاطب را متوجه عواملی می کند که باعث آشفتگی و استیصال می شود.
در چنین هنگامه ای باید به تطبیق سریال های دیگر شبکه ها، با سریال های شبکه های رسانه ملی نیز پرداخت.
در نظر سنجی مربوط به این گزارش، بسیاری از شرکت کنندگان، علت به دست گرفتن کنترل ماهواره خود برای تنظیم تلویزیون های خانه هایشان به سمت این شبکه ها را، شاد و سرگرم کنندگی برنامه های این شبکه ها، در مقابل دلسرد کنندگی برنامه های نمایشی شبکه های داخلی ذکر کرده اند.
در واقع می توان چنین نتیجه گرفت که در شرایط حاضر، که شبکه های آن سوی آب با دست گذاردن بر نیاز مردم به شادی، به صورت شبانه روزی سریال های خنده آور، (و نه کمدی، چرا که فاقد تمام عناصر آثار کمدی هستند)، شبکه ملی ما، سریالی با تلخی و گزندگی مفرط « زیر هشت » را به خانواده های ایرانی عرضه می کند و جالب اینجاست که سیروس مقدم در همان گفت و گویی که ذکرش رفت، با مزاح عنوان می کند که توانستیم فارسی وان را تعطیل کنیم، چون این شبکه ها قطع شده بود. نه این که ما اثر قابلی ارایه کرده باشیم که گوی سبقت را برباید.
در این میان وقتی قرار باشد که سریال «زیر هشت» را دقیق تر ببینیم و به تعبیری نقد کنیم، نمی توان از «سیروس مقدم»، به عنوان کارگردان آن، بگذریم؛ به خصوص که الهام غفوری نیز تهیه کننده این سریال بوده و در واقع تمامی آنچه پس از تصویب و در مراحل مختلف تهیه و تولید پیش آمده، تقریبا محصول خانواده مقدم بوده است.
بنابر این گزارش اکثریت شرکت کنندگان نظرسنجی ویژه این گزارش، او را با سریال هایی مثل نرگس و رستگاران و پیامک از دیار باقی، به خوبی می شناختند و او را در این زمینه از بهترین ها دانسته اند و حتی کسانی که به تلخی سریال روی خوش نشان نداده اند نیز کار او را قابل تحسین دانسته اند و در این بین برخی نیز توانایی های سایر عوامل را در دیده شدن کارگردانی او موثر تشخیص داده اند.
او که اکنون سال هاست با چندین و چند سریالی که ساخته، به پای ثابت کارگردانی سریال های تلویزیونی تبدیل شده است، نشان داده که نبض ساخت سریال در تلویزیون را بلد است و به خوبی می داند دوربین، در این نوع آثار چه جایگاه ویژه ای دارد و می توان با آن به خوبی مانور داد و بر زیبایی تصاویر افزود.

اما با تمام این توانایی ها به نظر می رسد او باید میزان شناخت خود از مخاطب را نیز دم به دم روزآمد کرده و مبتنی بر آخرین شرایط روحی روانی و نیازهای درونی جامعه ایرانی، تجربیات فنی اش را به کار گیرد، تا ظرف و مظروف همسان و سازگار با هم، ضمن این که متناسب با به ذائقه تماشاگر فعلی تلویزیون می شوند، منجر به ارتقای آنان نیز بشود.
در این سریال اتفاق جالبی هم در بازیگری رخ داده است. امیر جعفری که در اغلب آثار تلویزیونی اش، نقش هایی داشته که لبخند را به تماشاگر اهدا می کرده، در این کار با ایفای نقش عطا، یکی دیگر از قالبیت هایش را بروز داد. بازی او از منظر اغلب شرکت کنندگان در نظر سنجی، باید همین طور تلخ و عبوس باشد تا بتواند از کمند مصایبی که ناخواسته سر راهش قرار گرفته، عبور کند.
از دیگر نکات جالب توجه در این سریال معرفی جایی به نام «گرمخانه» است که گویا شهرداری برای ساماندهی و اسکان موقت بی خانمان ها تدارک دیده است. جایی که با بازی های قابل توجه بازیگران اصلی، به خوبی تبیین و بر لزوم آن تاکید شده است.
سایر عناصر نیز در این اثر تلویزیونی از قابلیتهای خوبی برخوردارند و مکمل های مناسبی برای کارگردانی مقدم بوده اند.
با وجود چنین قابلیت هایی، باید تاکید کرد که می توان به راحتی مردم را به دیدن سریال های تلویزیونی داخلی تشویق کرد. به شرط آن که خوب بدانیم مردم چه نیازهای روحی و معنوی دارند و با چه قالب هایی بهتر ارتباط برقرار می کنند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
سریالی بسیار جالب بود و با سریال های هندی مثل فاصله ها فرق می کرد.بخ نظر من باید از نویسنده این سریال تشکر شود.دیالوگ ها بسیار بسیار زیبا و حساب شده بود.
فیلمی بسیار زیبا و هنرمندانه بود فقط بچه ها این سریال نگاه نمی کردن که دور از انتظار نبود
بدبختانه هر چه که بچه ها بلد نبودند را یاد داد مرسی اقای رییس.......................
بهترین بود، واقعیت جامعه بسیار از این هم تلخ تر است. با نگفتن چیزی، هیچ چیز، عوض نمی شود
نسبت به سریال فاصله ها، سریال زیر هشت بهتر بود.
سریال خوبی بود گرچه یه کم تلخ بود.هر چی باشه از فاصله ها بهتر بود.
فقط میشه گفت انقلابی بود . و اما اون دوستانی که میگن فیلم پر از غم اندوه و گریه و ... یه سوال دارم آیا دوست دارید بیان سریال هایی بسازن که همش دباره یک مشت پولدار بی درد و چند تا حرکت موزون هم انجام بدن و شما هم تا عمر داری نفهمی که بابا یه همچین خانواده و زندگی هایی هم هست تو این مملکت. که یک کسی که رفت زندان برگشت تا عمر داره بهش سابقه داری نبندیم که یه آدمی که خطا میکنه هم تو جونی میتونه جبران کنه و هم تو پیری که اگر تو جونی جبران کنه میشه عطا و اگر تو پیری میشه عیوضی.
در کل هر کس که نظر منفی نسبت به این سریال و کارگردانش داره بخاطر درگیری های ذهنی و سیاسی هست که خودش داره و از کلمه جیره خوری که نسبت به تابناک داده مشخصه که از کجا میسوزه
شما برو همون ویکتوریات رو ببین عزیز دل
سریال بسیار عالللللللییییی بود . عوامل خسته نباشند
تمام دیالوگ ها به شدت تصنعی بودند
در هرصورت فيلم هاي تلويزيوني براي همه اقشار گذاشته ميشود طبق نظر آقاي مقدم همه نبايد زير هشت را ببيند ميتوانند اجازه بدهند آنهايي كه به اينگونه واقعيتها زندگي درنمايش پايبند هستند نيز زماني داده شود تا فيلمشان را با كيفييت عالي ببينند
زیر هشت می توان بر جرات گفت عالی بود ،در مقایسه با دیگر سریال ها که همزمان با این سریال پخش میشد از کیفیت ممتازی هم از لحاظ موضوع وهم از لحاظ بازی بازیگران وفیلم برداری وصدا برخوردار بود، به آقای مقدم و همکاران ایشان تبریک می گم به خاطر این کار عالی
فقط فاصله ها......................
نکات مثبت سریال: سیروس مقدم و بهترین هنرپیشه ها با بهترین باری هایشان
نکات منفی: خشونت و همه نوع شرارت و عاری بودن داستان از هرگونه لطافت و مهمتر از همه مانند تمام سریالهای صدا و سیما در دو قسمت آخر داستان آن چنان درز گرفته می شود و خدا را شکر همه متحول و به راه راست هدایت می شوند. گناهکاران پشیمان و خود را در اختیار قانون قرار می دهند، روانی ها شفا می یابند و دنیا برای همه گل و بلبل می شود. در نتیجه تمام زحمات ، پانته آهای عزیر به قول مش قاسم دود میشه میره آسمون
سریال خوبی بود
بازی آقای امیر جعفری فوق العاده بود
سریال بسیار خوش سخت- دیالوگ خوب و قوی- تصویربرداری عالی و بازی خوب جعفری و ...
نشان از یک سریال قوی است.
نمیدونم بعضی ها چرا اینقدر حسادت دارند.....
اين فيلم انگار نسخه دوم رستگاران بود.همون سبك بازي،همون ديالوگا،تقريباً همون موسيقي،....و همه ام فيلسوف
سریال خوبی و قوی در کل بود
هرچند این یک قسمت کوچکی از واقعست های جامعه بود.انقدر مثل بیتا ها هستن که حق انتخوابی جز راه فساد برای تامین مالی خانواده ندارن از واقعیت ها نمی شه فرار کرد
دست تمامي دست اندركاران اين سريال درد نكنه داستان اين سريال مارا هر شب به دنبال خود مي كشيد وبا وجود تلخي كه داشت چون واقعيت اجتماع بود قابل تحمل بود ماجراهايي كه همه روزه دراطراف با با تلخ ترين شكل ممكن صورت مي گيره ومرفحين جامعه كه تا به حال گوشه اي از اين تلخي ها را حتي نشنيده اند چه برسه كه ديده باشند ولمس كرده باشند به مزاقشان خوش نمي آيد درپايان به همه خسته نباشيد عرض مي كنم
فکر می کنم بزرگترین رسالت یک اثر هنری نمایش واقعیات جامعه است! زیر هشت گوشه ای از واقعیات بسیار تلخ جامعه ما را به تصویر کشید!
از دوستانی که هب این سریال و روند ساختش ایراد میگیرن تعجب میکنم! داستان تلخ قبول، ولی همراه با شادی، همراه با روح دینی و اعتقادات مذهبی، همراه با روح غیرت و مردانگی! درسته کمی آرمانی بود ولی خصیصه ی فیلم و سینما همینه! از طرفی ساخت عالی بود، دیالوگ ها خیلی خوب بود، نقش ها به افرادی رسید که واقعا درست اجراش کردن، عطا، منیژه، عادل، آقا عیوضی و برادر منیژه. همه خوب بودن. به آقای امیر جعفری هم تبریک میگم. به ایشون میگم که بازی شما رو چه همراه فتحعلی اویسی در طنزها و چه در این نقش ها که هنر شما رو نشون میده ستایش میکنم.
سلام و خسته نباشید به دست اندرکاران سریال.سریال تاریک و دلگیر کننده ای بود ولی من فکر میکنم این خاصیت سریال به خاطر عدم آگاهی افراد از عواقب کارهاشون بود و اینکه ما ایرانی ها سالها و شاید هم قرنهاست که فراموش کردیم پندار نیک ،گفتار نیک و کردار نیک دیگه جایی پیش ماندارند... همه به هم بد بینیم دروغ مثل آب خوردن شده انسانیت و ادم بودن مرده و بچه ها گستاخ و افسار گسیخته شدن..مردها به زنها و بلعکس اعتمادی به هم ندارن...اینها در جامعه است سیاه سیاه و تلخ ولی ما عادت کردیم همه چیز رو گل و بلبل ببینیم وقتی در اینه تلویزیون این زشتی ها که واقعی هم هستند نشان داده میشن میگیم وای چرا نمایش داده میشه در صورتی که از صبح تا شب شاهدان عینی این تاریکی های رفتاری و تفکری هستیم..پس زیر هشت واقعیتی بود از اطراف ما .....در ضمن بازی خوب و متفاوت عطا و منصور جای تقدیر داره
واقعاًسريالي بود كه واقعيتهاي جامعه رو به خوبي نشون داد با بازي عالي كامران تفتي و امير جعفري واقعاً خسته نباشيد درسته اشكالاتي داشت جاي ايمان براي عادل كه مثلاً آدم با ايماني بود خيلي متزلزل بود انگار كه اصلاً به صبر و استقامتي كه ايمان به خدا تو دل ايجاد ميكنه توجهي نشده بود
از بس سریال های گل و بلبل دیدیم یه سریال واقعی که می بیبنیم بدمون میاد می گیم اه چقدر تلخه
بنظر من و خانواده وکلی فامیل و دوست این سریال واقعا الی بود حداقل یک نفر پیدا شد مشکلات مردم را با این دقت به تصویر بکشه
سریال های الان که همش شده فاصله طبقانی وقتی ادم به این سریالها نگاه میکنه فکر میکنه که اصلا تو ایران و مخصوصا تهران اصلا ادم فقیر یا متوسط وجود نداره همه در خانه های انچنانی با استخر و باغ و مبلمان گران قیمت و ماشینهای اخرین سیستم بعد میگه شاید یا ما اصلا ادم نیستیم یا اینها در همین تهران خودمون زندگی نمیکنن و شاید در یک کشور دیگه هستن
ولی حقیقت اینه که مردم فقیر و بی چیز و مشکل دار حالا یا زندانی رفته یا معتاد کم نداریم کسانی که تو اجاره خونه خونشون موندن مادر پدرهایی که مثل مادر عطا تو غریبی و قربت میمیرن
به نون شبشون محتاجن یا حالا محتاج نیستن ولی مثل اون برج نشین با ماشین اخرین سیستم زندگی نمیکنن خیلی عادی و فقیرانه در حد این که یک نان و پنیری سر سفره است که شکم بچه هاشون را سیر میکنن و به قول معروف صورتشون را با سیلی سرخ نگه میدارن
واقعا از سیروس مقدم ممنون که همچین سریالهایی را میسازد درد جامعه که متاسفانه خیلی ها میخوان نبینن و دیده نشه
به نظر من هم خوب بود اگر چه تلخ هم بود ولی کششی داشت که می تونست ادم رو جذب کنه دستشون درد نکنه من هم از پایانهای الکی و خوش خوشم نمی یاد
تکان دادن مدام دوربین از جمله نکات منفی این سریال بود...بنظر من نباید از یک تکنیک تا این حد بهره جست و بسته به موقعیت درام استفاده کرد... بازیگران خوب بودند ولی کارگردانی نه باندازه بازیگران خوب!...
با سلام
بازي زيباي آقاي امير جعفري قابل تحسين بود
جعفري كه باشه فيلم زيبا ميشه
تو را به خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااا مدیری و عطاران را برگردونین . از افسردگی مـــــــــــــــــــــــردیم
بيخود ترين سريال تاريخ صدا سيما بود من خودم بعد از بريده شدن فجيع انگشتان عطا سريال را دنبال نكردم ولي از تاثير بسيار منفي آن بر روحيه همسرم ميگم كه بيخود ترين سريال تاريخ بود
تابناك نظر سنجي از كيا كردي همه كه راضي بودن مثل من
به نظر من كار بسيار خوبي بود من هر شب اونو دنبال ميكردم مگه انسان تو زندگي خودش اين مشكلات را ندارد لاقل اينطوري بهتر ياد ميگيرد كه چه جوري مشكلات را حل كند به خصوص طرز رفتار منيژه بعد از مرگ نرگس بسيار اموزنده بود در ارتباط رفتار با شوهرش با تشكر فراوان از آقاي مقدم و سعيد نعمت الله
عااااااااااااااااااااااااااالي بود .دست آقاي مقدم و بقيه دست اندر كاران اين سريال درد نكنه .خسته نباشيد
تابناک می تونم بپرسم این نظرسنجی رو از کیا میکنن . جالب اینکه صحبت نظر سنجی میشه واسه خودشون اعداد ورقم قطعی میارن در صورتی که تا الان کسی از ما وتا اونجایی که من می دونما ز کسی نظری خواسته نشده
تابناک نمردی از بس چرت وپرت نوشتی به فرض تلخ باشه این نمایی از واقعیت زندگی ما بود مگه زندگی ما الان خیلی شیرینه ؟؟؟؟
با تشکر از زحمات آقای مقدم برای ساخت این سریال
در شرايطي كه مردم درگير مسائل و مشكلات وگرفتاري هاي روزمره هستند چه نيازي به ساخت اين سريالهاست
آقاي مقدم فقط يك كار قابل قبول داشت و آن هم سريال اغما بود بقيه كارهايش مردم را سر كار مي گذارد
سريال قشنگي بود و همراه باتلخي هايي فراوان چون اگر كسي بد بياره پشت سر هم مياره و اين يك حقيقت است اما به نظر من كمي توي زمان ها داراي اشكالات اساسي بود زيرا اوايل سريال در زمستان برف و سرما بود ولي در قسمتهاي آخر در نيمه شعبان باهم اور كت تن امير جعفري بود و يا اينكه براي چند روز اينهمه گرد و خاك و تار عنكبوت روي وسايل جمع نمي شد
بازيها واقعا با حس و بي نقص بود وخيلي خوب انتقال مي يافت
تقریبا تمام سریال های تلویزیون را غم گرفته از موسیقی گرفته تا داستان و چهره بازیگر ها. بعد می گن چرا مردم افسرده هستند
سريال بسيار زيبا و ديني بود من و خانواده ام از ديدن آن واقعاً لذت برديم دست تمامي دستاندر كاران و هنر پيشگان اين سريال درد نكند ، پيامي هاي زيادي اين سريال براي تمامي اقشار جامعه داشت از جمله اشاعه و نهادينه كردن جوانمردي و منش لوطي گري و دفاع مادر شوهر از عروسش با وجود انهمه اشتباهاتش،و نشان دادن واقعيتها، درد و مشكلات جامعه امروزي ما ، بخصوص وضع زنگي اقشار بي بضاعت و فقير كه خودشان را با سيلي سرخ نگه مي دارند و ...، قسمت پاياني سريال بايد تشكيل دادگاه پويا و تبرئه ايشان از تهمت دزدي را نشان ميداد ،چون دو تا پسر ان بنده كه خيلي پيگير اين سريال بودند اين سوال برايشان تداعي شده بود چرا عطا با وجود همكاري با پليس و روشن شدن تمامي قضايا و رفع اتهام از دزدي دوباره به زندان برگشت ،منتظر سريال بعدي از اين كارگردان پر توان هستيم
واقعاً سريال بسيار خوبي بود يكي از بهترين سريالهاي تاريخ سينماي ايران بود.
هنرنمايي بازيگران فوق العاده بود بالخص امير جعفري. دست مريضاد . خسته نباشيد.
اقایان کارگردان بروید یاد بگیرید....خدایی این همه فیلم جنگ و جبهه ساختن یکی نشد "لیلی با من است"...خوب بروید سریال سازی را هم یاد بگیرید...دوستان عزیز سریال ساختن خودش یک هنر است که بعضی از وقتها از تئاتر هم سخت تر است...در کل "زیر هشت" با فضای امروزی ایران که نیاز به نشاط بیشتری دارد همخوان نبود....
تبریک به هنرمند توانمند کشورمان آقای امیر جعفری به خاطر بازی خوبش در این سریال
ماه ایرانی ها همیشه به نق زدن و کوبیدن دیگران برای بالا بردن خویش افتخار میکنیم . کسی که تیتراژ این خبر را نوشته و برایش مطلب تهیه کرده از نظر من یک تنسان واقع گرا نمی باشد و یک سوال می پرسم چرا باید همیشه در سریالها و فیلم های ایرانی انسانهای سفید برنده شوند و خوشبخت و عاقبت آدم بد ها یا مرگ یا گرفتار پلیس است . چرا همیشه در فیلم های ایرانی فقرا خوشبخت تر و اغنیا دارای گرفتاریهای متعدد و بدبخت و بیچاره و دائم درگیرند در صورتی که همیشه در جامعه برعکس این است نمونه آن هم در همین صفحه است " رانت خواران با زد و بند و خرید و فروش میلیارد ها تومان وام گرفته و چند برابر آن با خرید و فروش زمین سود کردند " حال سوال میکنم اگر آقا زاده ای در این میان با پدر زحمت کشی که با دستهای پینه بسته و افکار مشوش از بدهی و خرج نان و گوشت شب و اجاره خانه و هزینه تحصیل بچه اش در خیابان تصادف کند و وی را بکشد یا معلول نماید قانون چکار میکند ؟ فلان قدر دیه بده و خلاص . آیا این عدالت است خانواده فرد مادام العمر چه میشوند و اگر مسافرکش بدبخت یکی از آقا زاده ها را زیر کند ایشان دیه قبول نمیکنن اگر هم قبول کنن ندارد که بدهد . پس باید به زیر تیغ برود و یا در حبس آنقدر بماند تا بمیرد و تکلیف خانواده اش هم معلوم است . ببینید تصویر واقعت های جامعه ما تلخ است و برای به تصویر کشیدن آنها هم باید تلخیهایی از جمله این حرف ها را به جان خرید . وگرنه باید گفت مملکت گل و بلبل به به بهتر ازاین نمی شود .
تابناک شما هم؟! خداییش این نطرات مثبت رو خودت نمی نویسی؟ کجای این سریال خوش ساخت بود که شما دیدید و مردم ندیدند؟
در مقايسه با ديگر سريالهاي ايراني ،كار خوبي بود. اگر خطوط قرمز دست هنرمندان ما رو نبنده،شاهد كارهاي بهتر از اين هم خواهيم بود -تشكر از آقاي مقدم،خانم غفوري و ديگر عوامل
واقعا تاثیر گذار بود. گاهی وقتا لازمه که تلخی هم باشه.
بهترین سریال بود مخصوصا با بازی آقای امیر جعفری ..... خسته نباشی آقای مقدم
انصافا داستانش خوب و قوی بود. واقعا کسی مجبور به دیدنش نبوده، ما هم که خواستیم و دیدیم بارها تحسینش کردیم. حلالشون باشه دسمتزدی که به عنوان نویسنده و کارگردان و ...این سریان گرفتن.
بهترین سریالی بود که تا حالا دیده بودم.
در خود من واقعا تغییر ایجاد کرد
از آقای مقدم واقعا ممنونم.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.