آن روز بوي پيراهن تو بود كه در كوچهها و خيابانها پیچید...
از آن روز تشنگي، برادرت شد و سلولهاي انفرادي موصل و تكريت و رماديه محلي براي مناجات شبانهات. همه اينها بودند ولي تو صبورتر از كوه ايستادي و لب به شكوه باز نكردي. سال هاي زيادي به رنگ صبح، قامت برافراشتي و ايستادي تا همه به احترامت سر فرود آوردند.

سرویس دفاع مقدس «تابناک» ـ 26 مرداد ماه سالروز ورود آزادگان سرافراز به میهن اسلامیمان ایران است.
مطلب زیر پیشکشی است پیشاپیش محضر این دلاورمردان عرصه پایداری و مقاومت؛ به این امید که بدانیم و بفهمیم که برای چه رفتند، برای چه مقاومت کردند و...
روزي كه ميرفتي كوله پشتيات پر بود از خوشههاي اشك، حرفهاي ناگفته، رازهاي سر به مهر، عطر مهرباني و عشقي عتيق كه تا خدا قد كشيده بود.
به راهي ميرفتي كه نخلهايش در صف نماز بودند؛ چلچلههايش زيارتنامهخوان و مردمانش يك دست خاكيپوش؛ همان راهي كه انتهايش بوسه به آسمان ميزد.
... رفتي! اما سياهي، مانند گردبادي به دورت حلقه زد. از دالاني به شكل نفرت عبورت داد. چشمان عاشقت را بست و گرداگرد قلبت را سيم خاردار كشيد.
غافل از اينكه نميتوان راه را بر دل عاشق بست يا با تودهاي ابر بيمقدار، راه را بر خورشيد گرفت.

دريغا... بر پاهاي به معراج رفتهات تاول كاشتند... و از آن روز زخمهايي به رنگ گلهاي محمدي بر قامت رشيدت روييد.
كمكم گلستاني از آتش و زخم، تو را در برگرفت... و تو خليلوار در آتشي كه برايت گلستان شده بود، نشستي.
از آن روز تشنگي، برادرت شد و سلولهاي انفرادي موصل و تكريت و رماديه، محلي براي مناجات شبانهات. همه اينها بودند ولي تو صبورتر از كوه ايستادي و لب به شكوه باز نكردي. سال هاي زيادي به رنگ صبح، قامت برافراشتي و ايستادي تا همه به احترامت سر فرود آوردند.
... و تو خورشيدوار در حصاري از سياهي درخشيدي تا آن روز كه انتظارها به سر آمد.
... آن روز خبر، بوي پيراهن تو بود كه در كوچهها و خيابانها پیچید و دلهاي پير را جوان كرد و به چشم هاي بيقرار، توان ديدار بخشيد.
... و تو از راه رسيدي! كمي نحيف و شكسته. كمي پير؛ اما با دلي به وسعت آسمان، سرشار از نشاط و ايمان.
... و تو آمدي! با حلقههاي گل بر گردن. بر شانههاي باد و جاري در عطر نسيم.
... و تو آمدي و خاك خونرنگ ميهن، بر پاهايت بوسه زد و تو به خاك افتادي و تمام ايران را در آغوش گرفتي.
... و تو آمدي و از مهران تا جماران را بوسه كاشتي و با اشكهايت از جماران تا مرقد را شستشو دادي.
... و تو آمدي! سال هاست كه آمدهاي! عزيز آزاده من!
عبدالرحيم سعيديراد
مطلب زیر پیشکشی است پیشاپیش محضر این دلاورمردان عرصه پایداری و مقاومت؛ به این امید که بدانیم و بفهمیم که برای چه رفتند، برای چه مقاومت کردند و...
*****
روزي كه ميرفتي كوله پشتيات پر بود از خوشههاي اشك، حرفهاي ناگفته، رازهاي سر به مهر، عطر مهرباني و عشقي عتيق كه تا خدا قد كشيده بود.
به راهي ميرفتي كه نخلهايش در صف نماز بودند؛ چلچلههايش زيارتنامهخوان و مردمانش يك دست خاكيپوش؛ همان راهي كه انتهايش بوسه به آسمان ميزد.
... رفتي! اما سياهي، مانند گردبادي به دورت حلقه زد. از دالاني به شكل نفرت عبورت داد. چشمان عاشقت را بست و گرداگرد قلبت را سيم خاردار كشيد.
غافل از اينكه نميتوان راه را بر دل عاشق بست يا با تودهاي ابر بيمقدار، راه را بر خورشيد گرفت.

كمكم گلستاني از آتش و زخم، تو را در برگرفت... و تو خليلوار در آتشي كه برايت گلستان شده بود، نشستي.
از آن روز تشنگي، برادرت شد و سلولهاي انفرادي موصل و تكريت و رماديه، محلي براي مناجات شبانهات. همه اينها بودند ولي تو صبورتر از كوه ايستادي و لب به شكوه باز نكردي. سال هاي زيادي به رنگ صبح، قامت برافراشتي و ايستادي تا همه به احترامت سر فرود آوردند.
... و تو خورشيدوار در حصاري از سياهي درخشيدي تا آن روز كه انتظارها به سر آمد.
... آن روز خبر، بوي پيراهن تو بود كه در كوچهها و خيابانها پیچید و دلهاي پير را جوان كرد و به چشم هاي بيقرار، توان ديدار بخشيد.
... و تو از راه رسيدي! كمي نحيف و شكسته. كمي پير؛ اما با دلي به وسعت آسمان، سرشار از نشاط و ايمان.
... و تو آمدي! با حلقههاي گل بر گردن. بر شانههاي باد و جاري در عطر نسيم.
... و تو آمدي و خاك خونرنگ ميهن، بر پاهايت بوسه زد و تو به خاك افتادي و تمام ايران را در آغوش گرفتي.
... و تو آمدي و از مهران تا جماران را بوسه كاشتي و با اشكهايت از جماران تا مرقد را شستشو دادي.
... و تو آمدي! سال هاست كه آمدهاي! عزيز آزاده من!
عبدالرحيم سعيديراد
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
سلام به کاربران محترم:ازاینکه باآزادگان عزیزاحساس همدردی کردیدودغدغه ی مقدستان راابرازکردیدجای سپاسگزاری دارد.آزادگان چه درعراق وچه پس از برگشتن منشأءخیرات زیادی بودند و باعث رشدفرهنگی جامعه ماشدند اگر چه شایددرمقابل زجرهایی که کشیدند به حقشان دست نیافتنداما براستی و به حقیقت نام کشورشان،ملتشان،دین ولایت علی(ع) رازنده کردند.اجازه میخواهم به عنوان یک نویسنده که خاطرات آزدگان رابه زیور طبع آراسته میکندیک ای کاش اضافه کنم!!!!!!!!!
ای کاش شمابزرگواران و جوانان عزیزبا خواندن خاطراتشان بازجرهای آنان بدر زندانهای عراق ومصیبتهایشان یشتر آشنا می شدید.
خيلي جالب بود با خوندن آن اشك بر چشمانم سرازير شد.ولي با ديدن ازاده ها و مصائبشان ....
اگه مردید ودغدغه عدالت دارید یوسف های 20 سال پیش رو تو برذنامه امروز دیروز ......بیارید تا پته تون رو بریزند رو اب
امام (اگر روزی اسراء برگشتند سلام من را برسانید و بگوئید خمینی به فکرتان بود )
مسئ___________________ولین شما هم به فکرشان هستید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ماندم این پولها کجا میره به جانبازان وآزادگان هم که نمی رسین. مردم پیشکش ......
سلام.
خسته نباشید.
التماس دعا.
یاحق.
ديشب بدينمناسبت جشني در سالن همايشهاي برج ميلاد توسط بنياد شهيد برپا شده بود كه از بس افتضاح شد مسئولين نامحترم برگزار كننده فرار را بر قرار ترجيح دادند وبدانيد از زمان اسارت شوهرم تا كنون چنين اهانتي به هيچ يك از خانواده ازادگان نشده است براي صحت موارد فوق لطفا با ازادگان تماس بگيريد ومتاسفانه از بي برنامگي وهرج ومرج موجود در مراسم توسط افراد بسياري فيلمبرداري گرديد
چرا گزارشی از وضعیت اسفناک قشر ایثارگران وآزادگان نمی نویسید تا مردم متوجه به یوغ در امدن ازادگان در چنگان وزرا ومعاون اش شوند .چرا از وضعیت عزل ناگهانی آزادگان در راه آهن توسط آقای صاحب محمدی مدیر عامل وتوسط اقای بهبهانی نمی نویسید.
ایکاش وایکاش مانند دوستانم در اردوگاه تکریت 12 برای همیشه مفقود الاثر می ماندم واین خواری وخفت را خودو وخانواده ام نمی دیدیم .
آقای ریس جمهور . آقای هاشمی .آقای کروبی . آقای موسوی و....کلاهتان را حتما بلاتر بگذارید .همه وزرا وومسولین مثل نردبان فقط از ما آزادگان بالا میرود .
کجایی روزنامه کیهان وایران وهمشهری و.... ؟؟چرا در این موارد تیتیری نمی زنید ونمی نویسید .؟؟
شما آنقدرعزيزو محترميدكه پرچمدار نهضت عاشورايي حضرت امام راحل ويادگار كربلاهاي
ايران زمين هستيد.
با سلام و تشکر از شما که یاد این عزیزان را دوباره در دل مردم زنده میکنید لازم است که مسئولین هم اگر ادعا می کنند که باید عدالت ببن همه برقرار بشه پس چرا بین آزادگان داوطلب بسیجی و سایر عزیزان آزاده نطامی فرق قایل میشوند ؟ هر چند همه آزادگان کم توقع ترین قشر ایثارگر بوده و من هنگام اسارت فقط 16 سال داشتم و با عشق به اسلام و ذفاع از ایران اسلامی به جبهه ها رفتم و هنگام آزادی شور و شادی مردم خوبمان را هرگز فراموش نمیکنم و ما آزادگان ممنون محبت همه هستیم و از خداوند متعال سلامتی ولی امر مسلمین و همه ایرانیان عزیز را از خداوند متعال خواهانیم . محسن ساغرچی آزاده و جانباز از همدان.
سلام به همه عزيزاني كه با نظرات و ابراز احساسات نسبت به آزادگان ابراز لطف نمودند .من در 15 سالگي اسير شدم و 8 سال و اندي نيز در اسارت بودم .
افتخار ميكنم ولي وقتي اين همه بي عدالتي ها و حزبگرايي ها و دنيا پرستي هاي بزرگان را مي بينم از درون ميسوزم و ميگويم كه الحمد لله در اين مسايل دخيل نيستيم .
فقط میتوانم تبریک کوچکی بگویم.واقعا تصور شرایط شما عزیزان سخت است.به امید روزیکه همگان آزاد شویم.
تمام زندگی ما مرهون این دلیر مردان بی توقع بوده .است وخواهد بود
درود خدا برازادگان
دورود بر ازادگان سرافراز ایران زمین
ما هرچه برای اسرا بگذاریم کم گذاشته ایم.آنها نیز شهدائی هستند که خداوند توفیق داشتنشان را از ما نگرفته.پس عزیزند و بر چشمان ما جای دارند.
سلام خدا بر آزادگان عزيز.
كاش كسي پاي درد دلهاي اين عزيزان مي نشست.
كاش به جالي به به و چه چه كمي از مشكلات آنها مرتفع مي شد.
كاش از آزادگاني كه خودكشي كردند مي نوشتيد.
يكي از ازادگان مي گفت كاش مي شد به همان اردوگاه اسرا به همان شرايط بر مي گشتيم. كاش به ايران بر نمي گشتيم.
اين روز را به آزادگان سرافراز تبريک ميگويم. چون برادر عزيزم که بعد از هشت سال اسارت ، با سرافرازی باشکوهی وارد مام وطن شد. افسوس که در آن روز من در غربت بودم. انشاءالله که هميشه آزاده بمانند و مسئولين و بعضی از مردم قدر اين عزيزان را بدانند.
به دست وپاي اين دليرمردان بوسه ميزنم.
برادر تابناکی لطفا" بنویسید که بعد از بیست سال هنوز تبصره سیزده از قانون حمایت از ازادگان اجرا نشده است. بنویسید که تازگی دولت عدالت چه تبعیضی قایل شده است.
بنویسید که در مورد ازادگان بسیجی ظلم شده و هیچ کس به آن اعتنایی نکرد.....
مرد هستید انتشار دهید و رسیدگی کنید
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.