آخرین خبرعکس | حضور رئیس قوه قضائیه بر مزار رهبر شهید انقلاب
2بازدید

جمع کنید بساط سیاسی‌تان را...

سیدضياء هاشمی در نامه‌اش با حمايت از يك گروه از منتقدان، گروه ديگر را به تعامل فراخوانده است. او در نامه‌اش نوشته: هنرمندان را به حال خود واگذارید که با جمله‌ای قهرمان نشوند، با جمله‌ای توقیف و با عذرخواهی‌ای مقبول.

به‌ نامه‌هاي ارسالي ازسوي سينماگران(محمدمهدي عسگرپور و جواد شمقدري) يك نامه‌ي ديگر هم افزوده شد. اين‌بار سيدضياء هاشمي نامه‌اي را براي هر دو طرف ماجرا نوشته است. اما نامه‌ي نوشته شده؛ لحني متفاوت دارد. اگرچه نامه‌ قصد داشته دو طرف منتقدان وضعيت سينمايي موجود را هدف تيررس نقد بيطرفانه خود قرار دهد، اما آنچه از فحواي نامه مشخص است، گرايش نويسنده نامه به يك سمت و نقد سوي ديگر است.


http://www.ilna.ir/uploads/1389-7-10/346676.jpg

به گزارش ايلنا متن كامل اين نامه بدين شرح است:

هرچه تلاش می‌کنم مُهر سکوت بر لب زنم و نشنوم، اینقدر هیاهوی سیاست‌زده سَیاس‌های هنرمندنما پژواک شده که در گوش هر ناشنوایی می‌پیچد چه برسد به گوشی که یک ته‌شنوایی‌ای دارد.

بی‌شک سعدی علیه‌الرحمه اگر امروز می‌بود و در اُنرهای این سیاست‌مندها یا هنرمدارها می‌افتاد نمی‌گفت:

"هنرمند هرجا رود قدر ببیند و درصدر نشیند"؛ داریم یک یک هنرمندان جوان و پیر و فرهیخته و صاحب اندیشه‌هایمان را به مسلخ سیاست‌بازی و پشتک وارو زدن‌های کوتاه عمر می‌فرستیم بعدهم مانند .... بعد آبگوشت پشت سرهم بیانیه صادر می‌کنیم که سوابق بررسی کنید؛ من متعهدترم یا سابقه من بیشتر است یا شما؟!

آینه‌ خانم؛ من خوب‌ترم یا ناز خانم. در هیچ وقت از تاریخ پرهزینه و پرشهید این مملکت؛ هیچگاه فرهنگ و هنر این‌همه سیاسی و متشنج نبوده است و هیچ وقت هنرمندان اینقدر زیر ذره‌بین قرار نداشته‌اند. آتش برداشتیم و داریم بر خرمن پربار هنرمندان‌مان می‌افکنیم. آن یکی به توقیف، آن یکی به کار نکردن، آن یکی به ابطال پرانه.

اوّل می‌زنیم و بعد دست محبّت بر سر می‌کشیم. حق نیست آن کسانی که به کنار کشیدن بزرگ‌ها و بر اثر یک اتّفاق به مسئولیّت خانه‌ای رسیده‌اند، پی و بنیان خانه را برکنند که بچه‌های این خانه احساساتی شوند و برای همیشه از خانه و کاشانه بکنند و بروند. شما که مردش نیستید چرا فضایی خلق می‌کنید که هنرمندان حرفی بگویند تا خود و آثارشان را به مسلخ برند و به غلط کردن وادارند.

آقایان، هم مدیران و مسئولان و هم صنف‌مداران در ظاهر همه‌ی منیّت و ابهت شما از همین هنرمندان و هنرشان است که چون گنج و جواهری در هر شرایطی هم قبل شما و هم بعد شما نگین‌وار بر رکاب انگشتری ایران درخشیده‌اند. شما می‌روید و هنرمندان می‌مانند و باور کنید اگر این نظام نبود و برافتد ... بر کف دستان شما که بی‌سمت و بی‌پست، می‌میرد باقی نمی‌ماند. و آن در آینده رئیس‌جمهوری که فلان سردمدار صنف تبلیغ‌اش را می‌کند هرگز نخواهد آمد تا معاونت سینمایی‌اش را به شما تعارف کند. تازه اگر تعارف کرد جای همین معاونت سینمایی، امروز قرار می‌گیری و چون تویی فضا برایش می‌سازند تا مجبور به گیر و گرفت و خود نجات دادن بیفتد. اینقدر به خاطر منیّت و خود خواهی‌تان از کیسه‌ی هنرمندان سینما خرج نکنید و این هنرمندان را به حال خود واگذارید که با جمله‌ای قهرمان نشوند و با جمله‌ای توقیف و با عذرخواهی‌ای مقبول. تقوایی، بیضایی، کیارستمی، فرمان‌آرا، بنی‌اعتماد و ...

تا برسد به جوانان را دریابید. اینها در گذر زمان ثابت کرده‌اند چه با شما چه بی‌شما بر هنرشان متعهدند و بر مردمشان دِینی دارند. امروز که شما درمقابل هم ایستاده‌اید، سینما و هنرمندان‌اش دارند لهیده و خراب می‌شوند و اگر گزندی بر اینها وارد آید؛ هیچکدام شما وجاهتی با سمت‌هایتان چه دولتی و چه صنفی نخواهید داشت که بر آن ببالید. دو روز دیگر همه‌تان می‌روید و تنها سینما می‌ماند و همه‌ی سینما در وجود هنرمندان‌اش تعالی دارد.

همان هنرمندانی که امروز تلاش می‌کنند دولتی نباشند و همان دولت‌هایی که تلاش می‌کنند خود را صنفی و مستقل بنمایند. امّا این را بدانید مردم هیچکدام‌تان را باور نخواهند کرد. حرجي بر دولتی‌ها نیست امّا نگرانی آنجاست که مردم صنف و مردمی بودن را باور نکنند. خودتان هم خوب می‌دانید؛ جوزده و جوگیر آدم‌هایی شده‌اید که درپس پرده یکی به میخ مي‌زنند و یکی به نعل.

همان کوهکنی که توحید پیشه کرده است و همان دولتی‌ساز که یکی برای روحانیّت می‌سازد و دیگری بر ضدروحانیّت و در هر دوره‌ای هم ستوده می‌شود و جایزه‌هایش را در جمع نمی‌گیرد اما نامه برای مسئولین فاش می‌کند و در آخر همانانی که در سایت‌هایشان از حریّت و مردمی بودن دم می‌زنند امّا در پس ماوقع نامه برای روحانیّت می‌نویسند و ریشه‌ی سینما را در خانه سینما قلع و قمع می‌کنند. ترا به اعتقادتان به شهر، شهرداری، مردم و یا هرچه اعتقاد دارید؛ برکنید ریشه‌ی خواست‌های سیاسی‌تان را از این سینمای مهجور.

خود دانید...

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

امیر۱۳۸۹/۰۷/۱۱ ۱۴:۴۱

خواست های سیاسی در کجا باید مطرح شود؟! در دانشگاه؟! در هنر؟! در احزاب؟! بس کنید این همه پاچه خواری را! اگه هنرمند از گروه حاکم در مسند قدرت تعریف و تمجید کند خواست سیاسی نیست!؟؟؟

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۱ ۱۴:۱۵

من هنرمند زیادی در سینمای ایران نمی بینم!

ali۱۳۸۹/۰۷/۱۱ ۱۲:۲۶

ما كه چيزي نفهميديم . لطفاً ميشه زير ديپلم صحبت كنيد!!!

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۱ ۱۲:۱۹

شما خودشو خيلي ناراحت نكن!!!!

الهه۱۳۸۹/۰۷/۱۱ ۱۱:۲۹

دمت گرم حرف حقیقت را زدی اما کو گوش شنوا حالا تازه اولش است باید برای هنروهنرمندان دراین شرایط زارزد وخون گریست به کجا میرود سرنوشت هنروهنرمندان خدامیداند

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۱ ۱۱:۰۵

سه تا خواهر بودن که لکنت زبان داشتند . خواستگاری آمد و مادر گفت هر سه بنشینید و حرف هم نزنید تا لکنت زبانتان معلوم نشود ببینم کدام را می پسندد که قالبتان کنم ! آمدند و نشستند و مادر داما از اولی پرسید اسم شما چیست ! او گفت فر فر فر فر فرررشششتتتتته ، ماده چشم غره ای رفت ... دومی را پرسید چند سال داری گفت هج هج هج هجدددده مادر بی حال شد ... از سومی سوال کرد خوب عزیزم تو مشغول چه کاری هستی نگاهی به مادر کرد و با خوشحالی که هواسش جمع است و سوتی نمی دهد گفت ... ماد ماد ماد مادرم گف گف گفته حر حر حرف نزنم ! کاش کنار همان گوش ته شنوایمان یک حواس جمع تری داشتیم و بر خلاف آنچه می گوییم خودمان هم یکی از همان نامه های آبگوشتی را نمی دادیم و همه تصمیم می گرفتیم ساکت بشویم ! از جمله خود من !! اما مگر می شود ؟؟!!

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۱ ۱۰:۴۸

دمش گرم با ادبياتش

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۱ ۱۰:۳۳

' بعدهم مانند .... بعد آبگوشت پشت سرهم بیانیه صادر می‌کنیم '
در اين قسمت 'خودزنی' هم کردی گرامی !

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۱ ۱۰:۲۰

به اين ميگن يك نامه تند و كوبنده بي اثر و بي خطر

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۱ ۱۰:۰۳

همان مهر سكوت بر لبت مي زدي هم براي خودت و هم براي بقيه بهتر بود. مثل اين كه فقط تو هنرمندي و بقيه هنرمندنما!
اتفاقا" خود اين آقا در بيانيه اش يكي به ميخ زده ويكي به نعل چراكه سكه رايج مملكت است. و "از طرف همه صحبت كردن". متأسفم كه نويسنده مترصد فرصتي بوده تا از همكاران خود انتقام بگيرد و خيلي ها رامتهم نمايد كه من عامي نمي دانم منظورش كي هااست وبدين وسيله جگري خنك و دلي سبك نمايد. واقعا" عجب آشفته شام بازاري است.

homa۱۳۸۹/۰۷/۱۱ ۱۰:۰۱

""جمع کنید بساط سیاسی‌تان را..."" جانا از دل ما سخن میگویی!!؟

فرزاد۱۳۸۹/۰۷/۱۱ ۰۹:۵۴

سلام بر سید جلیل القدر جناب آقای هاشمی عزیز
جانا سخن از ما می گویی
متاسفانه یکسری افراد کوته فکری بر مسند قدرت نشسته اند که همه را قربانی می کنند تا با قی بمانند
می گویند آب نخواسته دادن همیشه مراد نیست ، گاه آب می دهند که تا قربانی ات کنند

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۱ ۰۹:۲۲

این هم ادبیات به اصطلاح آدم منصف؟

كامران۱۳۸۹/۰۷/۱۱ ۰۹:۱۶

دوستان ترا به خدا از اين آتش افروزي ها دست برداريد.امروز به هر كجا كه نگاه ميكنيم از اين دعواهاي سياسي بيداد ميكند. در اقتصاد ،در سينما،در ورزش و.....! اصلا چرا كسي به فكر اين مردم و مملكت نيست؟
همه خود را حق مطلق مي دانند و براي خدا !! ذره اي از مواضع لجبازانه خود كوتاه نميايند. دست برداريد و بدانيد كه دشمنان دارند به ريش همه ما ميخندند. ياد روزهاي جنگ به خير كه اگر سخت و دردناك بود ولي همه با هم بوديم .
اگر كمي وقت كرديد حتما سري به مزار شهدا بزنيد .خجالت نكشيد فقط ذره اي فكر كنيد.ذره اي!

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۱ ۰۹:۱۴

ببخشید شما چکاره بیدید که دنبال تامین کلا از این نمد برای خودتان هستید ؟را های دیگری هم برای مشهور و قهرمان شدن وجود دارد
این یکی که شما انتخاب کردید نه به قلمتان می اید نه به هدفتان

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۱ ۰۹:۰۱

ازجان مردم چه می خواهید؟! از فرهنگ ایرانزمین چه می خواهید؟!
ماهنرمندان را دوست داریم.

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۱۱ ۰۸:۴۱

"هنرمند هرجا رود قدر ببیند و درصدر نشیند"

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.