مادر حسين و محسن هنوز چشم انتظار است!
نخستين گروهان پيشرو عازم عمليات بود كه محسن با گريه و التماس اصرار كرد همراه گروهان پيشرو عازم عمليات شود و نتوانستيم مانع از حضورش شويم و در عمليات خيبر شركت كرد و شهيد و مفقود شد.
روزنامه تهران امروز نوشت:
محمدباقر قاليباف شهردار تهران در مراسم دفن سه نفر از شهداي جنگ تحميلي كه در پارك نهجالبلاغه تهران برگزار شد، به ذكر خاطرهاي از همرزمان گمنامش پرداخته و اظهار داشت: در دوران دفاع مقدس دو همسنگر به نام حسين و محسن داشتيم كه مادرشان آنها را به يتيمي بزرگ كرده بود.
حسين در عملياتي شهيد و پيكرش نيز مفقود شد. همرزمان كه شرايط خانوادگي محسن و حسين را ميدانستند به نوعي قصد داشتند محسن را از عمليات دور نگه دارند كه شهيد نشود تا اين كه قبل از عمليات مقدمات ازدواج محسن فراهم شد.
حسين قبل از عمليات دو روز بود كه ازدواج كرده بود و رزمندگان قبل از عمليات براي خداحافظي به خانه محسن رفتند.
محسن با ديدن گروه رزمندگان براي خداحافظي متوجه شروع عمليات شده بود و با اين كه تنها دو روز ازدواج كرده بود، اصرار داشت براي عمليات همراه رزمندگان به جبهه بيايد و اصرار ما را براي اينكه از آمدن منصرف شود، قبول نكرد.
نخستين گروهان پيشرو عازم عمليات بود كه محسن با گريه و التماس اصرار كرد همراه گروهان پيشرو عازم عمليات شود و نتوانستيم مانع از حضورش شويم و در عمليات خيبر شركت كرد و شهيد و مفقود شد.
بعد از 27 سال از شهادت حسين و محسن زماني كه براي احوالپرسي با مادر شهيد تماس ميگيريم، مادرش ميگويد: هر زمان زنگ در يا تلفن خانه به صدا در ميآيد، منتظرم خبري از محسن و حسين به من بدهند
محمدباقر قاليباف شهردار تهران در مراسم دفن سه نفر از شهداي جنگ تحميلي كه در پارك نهجالبلاغه تهران برگزار شد، به ذكر خاطرهاي از همرزمان گمنامش پرداخته و اظهار داشت: در دوران دفاع مقدس دو همسنگر به نام حسين و محسن داشتيم كه مادرشان آنها را به يتيمي بزرگ كرده بود.
حسين در عملياتي شهيد و پيكرش نيز مفقود شد. همرزمان كه شرايط خانوادگي محسن و حسين را ميدانستند به نوعي قصد داشتند محسن را از عمليات دور نگه دارند كه شهيد نشود تا اين كه قبل از عمليات مقدمات ازدواج محسن فراهم شد.
حسين قبل از عمليات دو روز بود كه ازدواج كرده بود و رزمندگان قبل از عمليات براي خداحافظي به خانه محسن رفتند.
محسن با ديدن گروه رزمندگان براي خداحافظي متوجه شروع عمليات شده بود و با اين كه تنها دو روز ازدواج كرده بود، اصرار داشت براي عمليات همراه رزمندگان به جبهه بيايد و اصرار ما را براي اينكه از آمدن منصرف شود، قبول نكرد.
نخستين گروهان پيشرو عازم عمليات بود كه محسن با گريه و التماس اصرار كرد همراه گروهان پيشرو عازم عمليات شود و نتوانستيم مانع از حضورش شويم و در عمليات خيبر شركت كرد و شهيد و مفقود شد.
بعد از 27 سال از شهادت حسين و محسن زماني كه براي احوالپرسي با مادر شهيد تماس ميگيريم، مادرش ميگويد: هر زمان زنگ در يا تلفن خانه به صدا در ميآيد، منتظرم خبري از محسن و حسين به من بدهند
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
با سلام
ما مدیون شهدا و رزمندگانیم.
تو رو خدا یک ذره به شهدای زنده این مملکت رسیدگی کنید. شهدای رفته که رفتند و جاشون خوبه ولی اونایی که شهید زنده هستند به خدا اجرشون کمتر نیست.
تو رو خدا یک ذره به شهدای زنده این مملکت رسیدگی کنید. شهدای رفته که رفتند و جاشون خوبه ولی اونایی که شهید زنده هستند به خدا اجرشون کمتر نیست.
به خداوندی خدا شرمنده ایم
با سلام
ما مدیون شهدا و رزمندگانیم.
آقا مادر علي هم از عمليات مجنون تا حالا منتظر پسرش است . مي خواهيد بدانيد هنوز بعداز 28 سال هنوز برايش ختم نگرفته اند .ضمنا" پدرش هم شش هفت سال پيش چشم به راه علي فوت شد
در خاطرم شد زنده ياد فاطميون
ياد شلمچه ياد فكه ياد مجنون
خداوند روح تمام شهيدان دفاع مقدس بويژه حسن ومحسن بزرگوارراقرين رحمت جاودانه خودقراردهد.اگرايثاراين عزيزان نبودمعلوم نبود ما كجا بوديم؟
یاد شهیدان جاویدالاثر
محسن مهاجر و سردار حسین مهاجر گرامی باد ...
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.