آخرین خبربرخورد ناجوانمردانه با ترانه علیدوستی در خاکسپاری حمید علیدوستی
8بازدید

یادداشت اختصاصی دریابان شمخانی:

حسین کربلایی سند مظلومیت، جنایت، حمایت و سکوت بود

«هر دو راست می گفتند؛ از دور ما هم پلاک و هم آدرس و هم رزم بودیم؛ اما اولی هم بی راه نمی گفت که گذر زمان، هم عقبه ذهنی و هم آدرس های هویتی سابق را از من گرفته است؛ آدرس ها امروز دیگر شکلی شده اند و من و محیط تغییر پیدا کرده ایم.» / امروز هم حسین کربلایی برای هر آنکس که می خواهد روان و سبک برود، معبر بازکن است.

حسین کربلایی سند مظلومیت، جنایت، حمایت و سکوت بود
سرویس دفاع مقدس ـ سردار شهید حسین کربلایی، فرمانده گردان تخریب لشکر سرافراز 27 محمد رسول الله(ص)، از یادگاران دوران دفاع مقدس بود که پس از سال ها تحمل دوران جانبازی شیمیایی در روز 24 مهر ماه امسال، شهد شیرین شهادت را نوشید و به دیدار معشوق شتافت و در قطعه شهدای بهشت زهرا آرام گرفت.

به گزارش «تابناک» شهید حسین کربلایی در سن 53 سالگی به کاروان شهدای دوران دفاع مقدس پیوست تا گواهی باشد بر مظلومیت ایران در جنگ تحمیلی و استواری مردان گمنامی که با تحمل رنج های فراوان، آرامش و امنیت را برایمان ارمغان آوردند.

وی برادر شهیدان محسن و مجید کربلایی و فرزند نادعلی کربلایی شاعر نام آشنا و مداح اهل بیت عصمت و طهارت است.

از این شهید گرانقدر، پنج فرزند به یادگار مانده است که دو تن از آنان در ایام 110 ماهه اقامت در مناطق جنگی به دنیا آمده تا ادامه دهنده راه پدر باشند.

در همین زمینه، دریابان علی شمخانی در یادداشتی اختصاصی برای «تابناک»، احساس خود را نسبت به این فرزند برومند ایران اسلامی به رشته تحریر درآورده است که در زیر می خوانیم:

بسم الله الرحمن الرحیم

هر چه بیشتر تقلا کردم، احساسم فزونتر شد. امروز پس از فریضه صبح، نتوانستم چشم روی چشم بگذارم؛ شهید حسین کربلایی و تابوت روانش و دو دسته شدن تشییع کنندگانش که... عملدار نیامد آنها من را در درونم خوار کرده بود.

ندایی در درونم می گفت، دیروز در حالی توفیق حضور در تشییع این شهید را داشتی که لیستی از قصور، تقصیر و گناهت در زمان تشییع در ذهنت نقش بست و روح حسین کربلایی تو را در درونت به محاکمه کشید.

نتوانستم ننویسم. شهید حسین برادر شهید محسن و اخوی برادر شهید مفقودالاثر مجید، فامیل با مسمایی داشتند؛ «کربلایی».

کسی به اینها پایان زندگی شان را تحمیل نکرد، بلکه خود برگزیده بودند و آنها می توانستند مانند دیگران باشند و بمانند، ولی نام خانوادگی کربلایی، تنها یک نوشته در شناسنامه نبود، بلکه ذرات وجودی شان را شکل داده بود.

هنگامی که وارد امامزاده حسن برای کسب شرف و افتخار تشییع شدم، یکی از برادران تخریب چی دوستان شهید، از نفر دیگری خواست که درباره حسین به من بگوید تا در آغاز مراسم سخنرانی کنم. او در پاسخش گفت: ما چه بگوییم؟ حاجی که حسین را می شناسد؛ اگر حاجی حسین را نشناسد، پس چه کسی می شناسد؟!

هر دو راست می گفتند؛ از دور ما هم پلاک و هم آدرس و هم رزم بودیم؛ اما اولی هم بی راه نمی گفت که گذر زمان، هم عقبه ذهنی و هم آدرس های هویتی سابق را از من گرفته است؛ آدرس ها امروز دیگر شکلی شده اند و من و محیط تغییر پیدا کرده ایم.

به همین دلیل در زیر تابوت او، عرق شرمندگی با قطرات اشکم، با هم سعی در شستشوی وجودم را داشتند.

حسین، سند مظلومیت، جنایت، حمایت و سکوت بود.

 سند مظلومیت بود که پس از پایان جنگ، 22 سال رنج مجروحیت شیمیایی را در خلوت خانوادگی به دوش می کشید و من و ما از او غافل بودیم.

سند جنایت رژیمی ددمنش و غیرماندگاری بود که در به کار گیری سلاح های شیمیایی از هیچ محکمه آخرتی و دنیایی ابایی نداشت.

سند حمایت و سکوت و خط مشی های یک بام و دو هوای غرب بود که در جنگ، نه تنها به کار گیرنده سلاح شیمیایی را در حد یک محکومیت محکوم نکردند، بلکه مواد اولیه و تخصص ساخت را یکجا در اختیار دشمنان گذارده اند.

اما بدانیم و بدانیم رزمندگان اسلام، همه نسبت به قاعدین زمان خویش، شجاعتر بودند. در میان آن شجاعان، طبقات گوناگونی بود و بچه های تخریب، همچون بچه های شناسایی و دیده بان های اداوات از شجاع ترین شجاعان بوده اند.

حسین کربلایی از آن تبار بود که در آن واحد، سیخ به زمین می زد و تیر به دشمن؛ در دو جبهه زمین مسلح و دشمن هشیار می جنگید تا راه را برای رزمندگان باز کند.

امروز هم حسین کربلایی برای هر آنکس که می خواهد روان و سبک برود، معبر بازکن است؛ معبر سعادت، آدرسی غیر از شناخت حسین ها ندارد که حق جو و حق شنو و حقگو بود.

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد...

علی شمخانی

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ali۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۱۵:۰۴

هيئت بچه هاي تخريب چهار شنبه اخر هر برج در خبر گزاري مهر واين ماه 28/7/89 ساعت 30/19 در همان مكان

داود کشاورز۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۱۴:۴۳

خداوند بزرگ حق این عزیزان را بر ما ببخشاید و درجات آنان را که عالی است متعالی فرماید.

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۱۴:۴۰

خيلي كم ازحاج حسين اقا گفتيد وگفتيم زماني ازجنگ كه مشكلات زيادي بوجود امده بود تازه ازمنطقه امده بود خسته وزخمي ميگفت:اگرالان به من بگويند يك گروهبان ارتش ج.ا.ايران فرمانده تو ست هرچه بگويد اطاعت ميكنم واين نشان ازاوج تواضع وفرمان پذيري ازامام دراين شهيد مظلوم وبي صدابود

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۱۲:۱۵

سر قبر این شهید شاهد بودم که دوستان تخریب چی وی که فاقد چشم و یا مچ دو دست بودند دست هم را گرفته بودند و در یک خط به سمت مزار پیش می آمدند از مظلومیت این عزیزان و ناشناس بودنشان دل آدم آتش می گرفت آیا کسی به فکر این یادگاران جنگ هست یا آن ها را هم بعد از فوت باید بشناسیم.

امیر۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۱۱:۵۱

سلام به بچه های مظلوم تخریب سلام به کربلا یها سلام به دریا دلان دفاع مقدس برادر شمخانی باز خدا خیرت بده که با همه گیر و دار دنیا یک موقعهای گریز میزنی و یاد بچه های جنگ رو و اون روزها رو زنده میکنی روز تشیع دیدمتم خدا کن بقول شما توفیق داشته باشیم زیر تابوت این دلاوران بیاد تقصیر و ..... باشیم برادر رزمنده های دیگر را در یاب شما جلو دار شو و به بچه های که گوش خونه در بستر بیماری هستن سر بزن این کمترین کاری که میتونی انجام بدی .
ای اهل حرم میرو علمدار.......
التماس دعا

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۱۱:۴۴

سردار سرافراز شمخاني عزيز ،گذر زمان و عقبه ذهنی افراد نمي توانند آدرس هویتی سابق شما را از ما بگيرد .برايمان هميشه فرمانده وسالاري.

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۱۰:۵۲

چه بزرگ بود كه سرمايه سياست بازان نشد علمدار كربلا پذيرايش و پذيرايمان باشد

علی۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۱۰:۴۸

اقای ذشمخانی شما و رضایی ها و هاشمی ها اشتباه کردید اونم چه اشتباهی بزرگی اتفاقا همون اشتباه بزرگه باعث شده که این روزا و ماها انتقام پس میدیدباید راحت میموندید خونه به زندگی خودتون میچسبیدید بابا ول کن جنگو بزار زندگیمونو کنیم بعدش بعد از جنگ راحت میومدید خیلی با تعصب سنگ انقلاب و امام رو میزدید سینه و به نقد انسانهای بزرگ انقلاب می نشستید وانها رو تخطئه میگردید باور کن اونقدر احترام داشتید نگو و نپرس اونوقت یارمین پور در برنامه دیروز امروز به جای اون کنایه هاش و بی احترامیهاش قربونتون میرفت

lمحمود پشتيبان۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۱۰:۴۷

حقا" كه شهدا چراغ راهند ، مفتخرم باينكه در روزهاي دفاع مقدس درخدمت حاج حسين كربلائي در جبهه ونيز در پادگان امام حسين (ع) تهران بودم ودرود به شرف اين سردارهاي كه رنج وسختي را خسته كردند، ودرود به سردار شمخاني كه با ياداشتش به گريه انداخت كه چرا راستي از قافله جامانده ايم ؟لابد سنخيّّّت را از دست داده ايم.خدا رحم كن!

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۱۰:۳۱

دم شما گرم...

مجید۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۱۰:۲۲

سلام و درود خدا بر شهید والامقام حسین کربلائی
فرمانده شجاع تخریب قرارگاه ثارلله
زمان جنگ راست میگفتن که بچه های تخریب خیلی مظلوم اند
این هم یک نمونه دیگر از مظلومیت شهدای تخریب . شهید کربلائی در مظلومیت و گمنامی شهید شد.سراسر جنگ ما پر است از امثال همت و باکری ها که اصلا اسمی ازشون نیست
شهید حسین کربلائی یک نمونه از اونهاست.
یادش بخیر اون روزی که از دانشگاه زمان شاه و شهید کهن برایمان میگفت و همه مبارزات اون موقعش را با کمال خضوع به شهید کهن نسبت می داد.و میگفت ما که کاری نکردیم....... بله همین طوره .که فرمانده های مخلص جنگ اصلا هیچ چیزی رو به خودشون نسبت نمی دادنند مگه یادمون رفته که شهید جهان آرا در مصاحبه با تلویزیون اینقدر حیا داره که اصلا تو دوربین رو هم نگاه نمیکنه......کجا رفتند این شهدا چرا الان از این چیزا خبری نیست
هرجا هم که کسی میخواد از جنگ حرف بزنه اگه یه تیر شلیک کرده یه خشاب تعریف میکنه....!!!!!!
یکی بیاد از حماسه تخریب قرارگاه ثارلله به فرماندهی شهید والامقام حسین کربلائی تو عملیات بدر بگه که چه جوری یه مشت تخریبچی رفتنند پشت خط مقدم عراق و پل مواصلاتی اتوبان بصره العمار رو منفجر کردنند .

احمد۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۱۰:۲۲

احسنت بر راد مردان صحنه نبرد روزهای سخت که هنوز پس از گذشت سالها ایمان خویش را حفظ کرده اند و به بهای جاه و مقام و از سر مصلحت اصالت خود را نفروخته اند

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۱۰:۰۸

من يكي از بچه محله هاي شهيدسرافراز سردارحاج حسين كربلائي هستم. خداوند روح برادران شهيدش واين عزيزسفركرده وبخصوص مادرگراميشان وپدرارجمندشان حاج نادعلي كربلائي راباانبياء واولياء محشورنمايد.واقعاخانوادهبزرگي بودند وازتبارحسينيان وكربلائيان .انشاالله كه با شهداء كربلا محشور شوند .

مججید۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۰۹:۴۵

حق جو، حق شنو، حق گو.

امين۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۰۹:۰۸

سلام علي عزيز نمي دانم اين متن را خواهي خواند يا نه ولي امروز دردي در سينه ات ديدم كه سينه ام سالهاست كه آن را مي شناسد آن روز كه صياد رفت آن روز كه كربلايي رفت جمله اي مرا به لرزه درآورد "شهادت مزد است، اتفاق نيست " امروز از صبح ياد دكتر علي شريعتي افتاده ام كه چه كرد كه چنان مزدش دادند كه حال همسايه مظلومه كاروان كربلاست خدا دارد يكي يكي شان را مزد مي دهد علي عزيز ما مانده ايم دگر گريه هم دوايم نمي كند.

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۰۸:۴۱

چرا همیشه وقتی که کار از کار میگذرد یاد این اسطوره های صبر وپایمردی میافتیم برادر عزیز الان کم نیستند حسین کربلایی هایی که در گوشه تنهایی خود بادرد خود میسازند ودم نمیزنند

اصغر پورعلي-- جانباز۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۰۸:۴۰

با سلام دورود خداوند بر همه شهدا من يكي از شاگردهاي برادر شهيدمحسن كربلايي درمسجد حاج عبدال... بودم وازنزديك با اين خانواده مومن آ شنا بودم واز اين آشناي خيلي خوشحال هستم

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۰۸:۳۲

عاقبتت به خير، در اين وانفساي سياست زدگي و تبليغات و هياهو ،‌ دو كلمه حرف حساب دنيايي و آخرتي نوشتي و صبحمان را به خير كردي . رحمت و درود خداوند بر حسين كربلايي و همه مردان بي ادعاي روز هاي سخت مردانگي . شمخاني جان خداوند به شما هم سعادت عطا كند. كاش سرداران بي ادعاي جنگ بيشتر مي نوشتند و ياد ان روزها را زنده تر مي كردند.

ولي الله عسكري۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۰۸:۰۸

خداوندايشان وبرادران شهيدش وهمرزم باوفاي اوبسيجي تخريبچي شهيدعلي عاصمي را وكليه شهداي مظلوم جنگ تحميلي وانقلاب اسلامي خصوصا شهيدا ن تخريبچي رابا امام شهدا وشهداي كربلاي حسين محشور بگرداند*امين يارب المين*

روح اله حیوری۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۰۷:۵۶

یادش گرامی باد برادرشهید روح اله حیوری

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۰۷:۵۴

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد...

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۰۷:۵۳

اي داد برمن وماوشما كه هيچ نمي دانيم مسخت است اينها را شناختن

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۰۷:۴۶

گردان تخریب را دریابید رفیقان رفته اند نوبت به نوبت .

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۰۷:۱۴

متن زيباوقشنگي است ياد همي شهدا گرامي باد

سیروس۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۰۷:۱۲

کجا یید ای شهیدان خدایی بلا جویان دشت کربلا یی

اقا نور۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۰۱:۳۳

قابل توجه کسانی که از سر مصلحت اندیشی وترس حتی حاضر نیستند در مورد خسارتهای مادی جنگ به عراقیها بگویندبالای چشمتان ابروست.تمامی ملت عراق باید جوابگوی جنایات جنگیشان و حمایتشان از صدام باشند.

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۰۰:۲۸

درود بر دریابان شمخانی

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ۰۰:۲۰

کاش ما هم رفته بودیم. دلم تنگ است

ناشناس۱۳۸۹/۰۷/۲۷ ۲۳:۵۳

آقای شمخانی بقدری جوانم که بجهت یادگیری میایم و نقش غیرت شما و رقم خاطرات کربلایی را مشق میکنم ،چه چشمۀ پر جوشی دارید علی رغم خط منطقی اینان سطور .می فهمم کار ِ چون من ِ کم ، تنها بالیدن به داشتن شمانیست بلکه همان فهم و جاگذاریست .حقیر از روحیه جوانمردی شما ، وجدان حی و حاضر شما و ایستادنتان پای نبض شهدا کمال امتنان دارم .باشد که جنوب بیش از این مباهات کند...آمین!

جک۱۳۸۹/۰۷/۲۷ ۲۱:۰۹

خواهشنمدم در مورد کربلای بلوچستان و فرزندان ایران که در بلوچستان شهید می شوند مطلب بیشتر بنویسید

Mohammad Reza Hashemi۱۳۸۹/۰۷/۲۷ ۲۰:۱۵

هنوز که هنوز است خون پاک شهیدان تضمیین کننده بقا نظام است.

احمد خیری۱۳۸۹/۰۷/۲۷ ۲۰:۰۳

سلام برادر شمخانی در مراسم تشیع دیدمت راستش برایم سئوال پیش آمد اول اینکه چرا فقط شما تشریف آوردید؟و بقیه .... دوم اینکه چرا اینقدر دیر آمدید ؟ تازه این حسین کربلائی بود و سرشناس. برادرم میدانید چقدر از بچه های تخریب هستند که در گنج خانه با نداری و مریضی دست به گریبانند ؟ بگذریم ولی بازم دم شما گرم

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.