وقتی پروفسور سمیعی زیرمیزی میگیرد!
مهدی محمدی کلاسر


روز پزشک را صمیمانه به طبیبان سرزمینم و دانشجویان در این مسیر و همه اجزای سیستم سلامت، فرخندهباد میگویم. بر آن دستان شفابخش که جان را به زندگی بازمیگردانند، و بر ما مبارکتر باد که چنین گوهر گرانمایهای در میانمان داریم.
شاید به تلخی بزند، شاید هم جایش همینجا باشد؛ جایی که تلاقی یک روز ارزشمند به نام پزشکان با نوشته و مکتوب آقای دکتری است در باب حسادت و اینجور چیزها. ایشان چنین نگاشتهاند:
«آیا تا کنون به حسن یزدانی حسادت کردهاید که چرا او کشتیگیر شد و طلای المپیک گرفت و شما نشدید؟ میگویید یزدانی استعداد داشت، در خانوادۀ کشتیخیز جویبار پرورش یافت، تلاش کرد و قهرمان شد. حالا چرا به سعید معروف حسادت نمیکنید؟... کنکور هم همین است؛ رقابتی بس دشوارتر از مسابقه برای پیراهن تیم ملی. او توانسته میان صد نفرِ برتر قرار گیرد. پول خوب، شرایط مساعد، هوش سرشار، تلاش بیدریغ، استعدادِ خداداد و رتبۀ زیرِصد. در این یک مورد، چرا آتشِ رشک در دلتان زبانه میکشد؟ دلیل روشن است: شما تابِ کسی را ندارید که از شما بلندتر باشد، چون میدانید زرافه هم بلنداست؛ تابِ کسی را ندارید که هیکلی درشتتر داشته باشد، چون گاو را دیدهاید. اما هوش و علم و دانش، تنها شاخصۀ انسانیِ ناب است و شما میسوزید از اینکه میبینید برخی از شما باهوشتر و داناترند؛ نه یک ذره، بلکه بسیار... سینما به بلاگر اینستاگرامی که درآمدی میلیاردی دارد حسادت نمیکند، اما یک پزشکِ فارغالتحصیل از دانشگاهِ ترازِ اول، که ده سال درگیرِ کنکور، درس و شبهای بیخوابیِ کشیک بوده را که میبیند، انگار قاتلِ پدرش را دیده است. آری، عزیزان، عامل همۀ گرفتاریهای شما همینها هستند...»
***
برای لحظهای تامل کن؛ این سخنان شما شاید بخشی کوچک از حقیقتی بزرگ را بازتاب دهند، اما در آن غفلتی پنهان است. تحلیل تو، چون روزهای غبارآلود است که گرد و خاک، شیشۀ پنجره را میپوشاند و آدم، چهرۀ حقیقت را درست نمیبیند.
غافلی از اینکه ما نه تنها به حسن یزدانی، که به پروفسور سمیعی نیز میبالیم. اما بیا نخست این را روشن کنیم: هر ناخشنودی حسادت نیست و هر اعتراضی، الزاماً زاییدۀ کینه نیست.
برای درک ماجرا، تنها یک تمایزِ ساده بس است:
اگر از این ناراحتم که تو چیزی داری که من ندارم، بیآنکه حقی از من پایمال شده باشد، این همان حسادت است. اما اگر اعتراضم به این باشد که برای رسیدن تو به آن جایگاه، حقی از من یا دیگری تضییع شده، آنگاه داستان رنگ دیگری میگیرد. اینجا دیگر مسئلۀ «نداشتنِ من و داشتنِ تو» نیست؛ مسئلۀ «چگونگیِ بهدستآوردنِ آن داشته» است.
ما به درخششِ فرزندان این سرزمین، به جراحانی که دستانشان برای نجات جانهاست، به دانشمندی که سالها برای کشفی رنج برده، یا به المپیادی که شبهای بیخوابی را به صبح رسانده، نه تنها حسادت نمیکنیم، بلکه به آنها میبالیم. اگر همان المپیادی، صدرنشین کنکور شود، میگوییم: مبارکش باد؛ عرق ریخته، زحمت کشیده و نتیجه گرفته. حتی اگر پسرِ فلان مقام و بهمان صاحبنفوذ باشد، تا وقتی موفقیتش به قیمتِ پایمال شدنِ حقِ دیگری به دست نیامده، چه جایِ اعتراض است؟
من حتی معتقدم آدمی، هرچند از امتیازاتِ خانوادگی و اجتماعی بهرهمند باشد، حق دارد از آنها استفاده کند؛ مشروط بر اینکه این امتیاز، مجوزِ تعدی به حقِ دیگری نباشد. این شرط، تمامِ سخن است؛ زیرا عدالت، نه به معنای محرومیتِ همگان از تفاوتهاست، بلکه مرزِ آن در همین نکته نهفته است. یکی باهوشتر، یکی پرتلاشتر، یکی با خانوادهای مرفهتر، دیگری با ارتباطاتِ بیشتر یا امکاناتِ آموزشیِ بهتر. همۀ این تفاوتها با یک فرمان از میان نمیرود، اما مرزِ روشن این است: امتیازِ تو نباید به حذفِ ناحقِ دیگری بینجامد.
***
همین گونه است قصۀ زیرمیزی در جامعۀ سلامت. نخستین قربانیانِ آن، خودِ پزشکانِ متعهدی هستند که با شرافت بر تخصص خود ایستادهاند و حرمتِ این شعلۀ مقدس را پاس میدارند؛ پزشکانی که اگر نظامِ سلامت و دستمزدشان حقِ تخصصِ آنان را ادا نمیکند، آن را از جیبِ مردم برنمیدارند.
اگر قرار بر زورگیری باشد، پس معلم هم باید از شاگرد بستاند و کارگرِ کارواش از داشبوردِ ماشین چیزی برکشد. فریادِ مردم از زیرمیزی، فریادِ دردی است که میگویند: آنچه را با خونِ دل به دست آوردهام، باید به اجبار و برای حفظِ جان، تقدیمِ دیگری کنم.
اینجاست که انباشتِ ثروتِ طرف مقابل، نه از رویِ حسادت، بلکه از سرِ اعتراض به جایگاهی برمیخیزد که در هم شکسته و آوار شده تا به قصر و باغی برای دیگری بدل گردد.
اساسا این زیرمیزی گرفتن آنچنان ناگوار است که کافی است تصور کنی پرفسور سمیعی از بیمارش زیرمیزی میگیرد، اینجاست که هر بنای باشکوه ذهنی فرو میریزد. چقدر سهمگین است این جمله. اما همین جمله، این روزها در سطر به سطر صفحات ما جاری است و به هیچکس هم برنمیخورد.
***
ناراحتی از رتبۀ برترِ کنکور نیست؛ از سهمیهای است که رتبۀ ۴۰هزار را به هزار تبدیل میکند. از سهمیهای است که دوسومِ مقاطعِ تخصصیِ پزشکی را به افرادی میدهد که گاه بس متخصصتر از آنها، پشت درهای ناامیدی میخزند یا مهاجرت میکنند تا به کاری دیگر مشغول شوند. آری، درد از همین جا آغاز میشود؛ آنگاه که میبینی حقِ تو، چون برگِ خزانی، از درختِ زندگیات جدا میشود و در سبدِ دیگری میافتد. بدتر آنکه آن دیگری، اکنون بر صندلیای نشسته که میتوانست جایِ تو باشد و قرار است بر بخشی از زندگیِ تو تصمیم بگیرد. این دیگر صرفاً «ناراحتی از موفقیت یا موقعیتِ دیگری» نیست.
برای تشخیص، راهی ساده هست: جایِ آدمها را عوض کن. اگر تو بودی و دیگری با معیاری جز لیاقت، جایِ تو را میگرفت یا داشتهات را از آنِ خود میکرد، چه میکردی؟ یا فرض کن پزشک باشی و به ناچار، برای نمرۀ ۲۰ فرزندت که حقِ اوست، زیرمیزی بدهی، چون معلم امتناع میکند و تا ندهی، فرزندت به حقِ خود نمیرسد. اینجاست که حتی رسیدنِ به حق نیز آرامت نمیکند، زیرا حقت ترا به یاد آنچه بابتش از دست دادهای میاندازد. بسا با نفرت به آن بنگری.
آیا اگر اعتراض کنی، معنایش حسادت است؟ اگر از آن فرد دلگیر شوی، آیا الزاماً از موفقیتِ او ناراحتی؟
***
اختلاس، حقخوری و حرامخواری نیز از همین جا معنا مییابند؛ کسی که اختلاس میکند، آدمِ «موفقی» است، اما آیا همهچیز در همین موفقیت خلاصه میشود؟ اگر این تفاوت را نبینیم، هر اعتراض به تبعیض را حسادت و هر طلبِ عدالت را عقدهگشایی مینامیم؛ و این استدلال، سادهترین راه برای نشنیدن است.
من به حسن یزدانی، با آن بازوانِ پولادین و آن سالهای رنجی که برای رسیدن به قله کشید، حسادت نمیکنم. به پزشکی که عمرش را در راه نجاتِ جانها گذاشته نیز حسادت نمیکنم. به رتبۀ برترِ کنکور، اگر حاصلِ تلاش و شایستگی و حتی ثروت خودش باشد، چرا باید حسادت کنم؟ موفقیتِ عادلانۀ دیگران، چیزی از من کم نمیکند؛ بلکه مرا بزرگتر میسازد.
اما در گفتارِ تو، یک خلأِ منطقی هست: تو نتیجه را میبینی و انگیزۀ معترض را حدس میزنی، بیآنکه نخست از علتِ اعتراضش پرس و جو کنی. میگویی فلانی اعتراض کرده، پس حسود است. از کجا معلوم؟
یادت هست روزهایی را که دوستت، خودکارِ مدرسهات را برداشت و مالِ خودش خواند؟ خودکار، شاید ارزشِ چندانی نداشت، اما مسئله خودکار نبود؛ مسئله این بود که چیزی که از آنِ تو بود، بیاجازه گرفته شد. حالا خودکار را بگذار کنار و به جای آن بنویس: رتبه، شغل، فرصتِ تحصیل، تخصص، زیرمیزی، آینده. طبیعی است که هرچه ارزشِ آن موضوع بیشتر باشد، حساسیت نیز فزونتر میشود. پس فریاد، فریاد است، اما باید دید برای چه بلند شده است.
پیش از آنکه به کسی بگویی «حسادت میکنی»، یک گام عقبتر بگذار و بپرس: اگر خودم جایِ او بودم، این اتفاق را عادلانه میدانستم؟ و حق، برخلافِ حسادت، چیزی نیست که با یک برچسب از میان برود.
مهدی محمدی کلاسر
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
وقتی طبابت به تجارت تبدیل می شود زیر میزی سهل است رو میزی را آشکارا می گیرند مثل زالو که خون می مکد اینها هم پول می مکند
من از گوگل خواستم اسامی ۲۰۰ جراح برجسته ی مغز دنیا را برایم نشان بدهد. در لیستی که نشان داد هیچ اسمی از سمیعی نبود. فکر کنم آخوندها الکی سمیعی را بزرگش کرده اند و او جراح برجسته ای نیست.
ظاهرا تابناک هم زیر میزی میگیره برای انتشار یادداشت
ما از این شانس ها نداریم!!!
پرفسورسمیعی دکتر خوبی است لطفانظرمن رابذارید
بنیان کشور با این سهمیه ها از آموزش نا بهداشت و ...ببسمت نابودی رفته
پرفسور سمیعی دکتر خوبی است لطفانظرمن رابذارید
خیلی خوب نوشتید. دمتون گرم
پزشکیان روزهای اول می گفت سهمیه ها را بر می دارم نه تنها بر نداشتند بلکه فراموش کردند که در این مورد حرفی هم زده اند؟ ولی در مورد واتساپ و... شبها خواب هم ندارند که باید فیلتر برداشته شود
این چه عنوان بی ربطی است که انتخاب کرده ای؟؟؟چه آمارهای بی در وپیکری?
این اعداد وارقام را از کدام مرجع آورده ای؟؟؟دو سوم مقاطع تخصصی را به سهمیه ای ها میدهند؟؟؟ با ذکر مرجع میشه بفرمایید؟
اظهارات مشاور آموزشی رئیس جمهور فقط یکی از منابع است..
مشاور آموزشی رییس جمهور با بیان اینکه سهمیه های کنکور باید ساماندهی شود، خاطرنشان کرد: وقتی ۸۰ یا ۹۰ درصد ورودی های رشته ای کلا سهمیه ای می شود دیگر فضایی برای ورود افراد با استعداد در آن رشته ایجاد نمی کنیم. این موضوع موجب کاهش انگیزه دانش آموزان و دانشجویان خواهد شد. در نتیجه بسیاری از افراد توانمند ما از مدارس خوب تصمیم به ادامه تحصیل در خارج از کشور می گیرند و مهاجرت نخبگان را به وجود می آورد.
مع الفارق دانشگاه آزاد هم پس ایراد داره چون بعضی هاپول ندارن برن مدرسه غیرانتفاعی چطوربنزین سوپرنان سنگک دوروخاشخاش
هیچ سهمیه ای نیست که رتبه چهل هزار را به هزار تبدیل کنه لطفآ بدون اطلاعات مقالهنویس. بیست ساله انتخاب رشته انجام میدم..مثلا سهمیه شهدا داریم .که کلا نفرات حائز این سهمیه کم هستند. به همین دلیل اغلب رتبه زیر هزار میشن. اما ارزش رتبه هزار در سهمیه یا کشوری را نداره. اغلب رتبه کشوری یک سهمیه را با رتبه در سهمیهها قیاس می کنند و دچار این خطا میشن..صدها رتبه زیر هزار سهمیه وجود داره که حتی پیراپزشکی هم قبول نمیشن..از طرفی ظرفیت دانشگاهها روی ظرفیت محدودیت داره مثلا امکان نداره در یک دانشگاه تاپ بیش از بیش از بیست درصد سهمیه شاهد قرار بگیره.جون هر سهمیه عملا با خودشان و ظرفیت خودشان رقابت دارند. .جاوید
لازم نیست تبدیل کند بهشان سهمیه داده اند یعنی اختصاص مثلا 40 نفر از پزشکی یک دانشگاه که صد نفر میپذیرد به اینها و آنها با نمره پایین هم بین خودشان پذیرش میشوند
این پادکست رو گوش بدید
https://www.tabnak.ir/005Z4z
در این مملکت حق خوری که شاخ و دم نداره فردا بیایید سید خندان بازنشستگان مخابرات تجمع می کنند بابت حقی که سالهاست مطالبه می کنند ولی کسی جواب نمی دهد و ظاهرا تا اتفاق بدی نیفتد هیچ گوشی نمی شنود
درهمین کشورهای اروپایی وسوروی سابق بازماندگان جنگ جهانی تا کنون از سهمیا های پدران ورزمنده خود استفاده می کنند ، مگر آلمان هنوز هم به قربانیان یهودی غرامت نمی دهد . کسانی که پدران ، فرزندان عزیز خود را درراه سرافرازی وامنیت این کشور هدیه کردند باید سهمیه داشته باشند ..البته سهمیه های غیر قانونی مثل هیئت علمی ظلم به جوانان ابن ملت است .
غرامت فرق دارد با دادن حق دیگران در دانشگاه و استخدام همه رزندان این گروه
فرقش اینه کارگر کارواش تو امریکا در امدش دو برابره ولی جراح بره آمریکا درامدش هزار برابره وقتی حق کسی رو ندی همین میشه به زور میگیره
چرا آقای کلاسر تو هم حسادت میکنی . به زنها حسادت میکنی مثل همه اون هم مشرب های بیمارت که تازگی وارد تابناک شدن. تو حرف از حق نزن که خودت مهریه رو که حق زنه و خدا این حق رو بهش داده و بالاتر از حقی که خدا بده در عالم نیست ، دقیقا با برچسب ، برچسب کاسب ازشون گرفتی . خودت می دونی در تابناک چه کردید ، نیازی به گفتن من نیست . پس تو یکی حرف از اهل حسادت نبودن و اهل حق بودن ، نزن !
سلام. در مورد کلیت انتقادتون حتما تامل میکنم در موضوعاتی که نوشتم. اما احتمالا تنها روزنامه نگاری هستم که مهریه رو تا اونجا پیش رفتم که تیترمون این شد؛ مهریه حق زن نیست، بلکه ملک اوست. یعنی خیلی بالاتر از حق.اما باید ابعاد دیگرش را هم میدیدم. مثلا اینکه چرا مهریه ای که برای مهر بین دو فرد قرار داده شده، اتفاقا هر جا حرفش پیش میاد، برآیندش قهر و دعواست. شما احتمالا فقط تیتر یک مطلب رو در صفحه اینستای منو دیدید که برای جلب توجه مخاطب، بخشی از مطلب رو استفاده کرده بودم. یعنی تیتر این بود؛ مهریه حق زن نیست! در متن و محتوای اصلی همه چیز رو فرد مصاحبه شونده توضیح داده بودند.در ضمن، من ادعایی درباره منزه بودن خودم از انواع خطاها ندارم که حتما وضعیت وخیمتری هم دارم.همچنین من واقعا خبر ندارم در تابناک چه کردیم. لطفا و حتما به خودم هم اطلاع بدهید. ممنون میشم. سپاسگزارم
برای دیده شدن ، تیتر نامناسبی زدید و به نوعی تهمت به دکتر سمیعی وارد کردید ای بسا کسی فقط تیتر را در میان خیرهای سایت ببیند و اصلا مطلب را نخواند
سهمیه کنکور نا عادلانه ترین رانت ممکن توسط مسئولین بوده است و متاسفانه همچنان با شدت و حدت ادامه دارد. کاش به حای آن پول داده می شد.
تخریب سمیعی به خاطر این است که او را به موضع گیری علیه حاکمیت سوق دهند تا دست از سرش بردارند همه افراد مشهور را تحت فشار قرار می دهند هر وقت علیه جمهوری اسلامی موضع گرفتند رهایشان می کنند
عالی نوشتی
درود
پزشکان مسئله دار محدود هستند و همان محدودها هم تنها مقصران نیستند و سیستم و حکمرانی ناکارامد در پرورش و حمایت در دوره تحصیل، دوره طرح و شرایط اقتصادی و فرهنگی جامعه و خانواده و... می تواند انسانی سالم را حتی قدری منحرف کند.
فراموش نکنید که حداقل 40 سال در تورم متوسط بالای 30 درصد زندگی کرده ایم و هر فرهنگ سالم و فولادین می بود، زیر این فشار نا سالم می شد.
والا تورم و شرایط اقتصادی و اجتماعی برای پزشکا تنها نیست بقیه مشاغل اتفاقا بیشتر روشون تاثیر داره.
تیتر بهتری نمی تونستید بزنید ؟ واقعا فکر کردید همه مردم می نشینند تمام جزییات مطالب طولانی رو میخونن که بفهمند شما چه منظوری داشتید ؟ خدا کند با اینکار حق الناس به گردنتان نیفتد
به نظر شما معلمان زیر میزی نمیگیرند؟! معلمان با کم کاری و اتلاف وقت در مدارس چه دولتی، چه تیز هوشان یا چه غیر انتفاعی والدین را مجبور میکنند تا فرزندانشان را به کلاسهای خصوصی با ساعتی فلان قدر آورند!!!!!!!
وقتی یک عمر للاش میکنی ال در مجموعه خود حرفی برای گفتن داشته باشی و نیم نگاهی به صندلی مدیریت، به ناگاه فردی جوان خارج از مجموعه بر کرسی مدیریت بدون هیچ سابقه ای نشسته به صرف سفارش فلان و فلان چهو علی القصه
مثاله ای به مناسبت روز پزشک !
پرفسور سمیعی پزشک خوبی است
کاش پزشکان از دولت حقوق می گرفتن و حقوق بالا هم می گرفتن. وقتی درمان خصوصی میشه، متاسفانه فساد در اون ایجاد میشه. کسی منکر زحمت پزشکان نیست (البته غیر از سهمیه ای ها که حقشون نیست)، ولی دلیل نمیشه که هر قیمتی که دلشون خواست رو اعمال کنن. کاش بخش درمان کاملا دولتی بود نه خصوصی.
چهره سرخورده دانش آموز مودبی وظیفه شناس در خانواده های متوسط حلال خور را در نظر بگیرید که سرخورده ی باخت کنکور در رقابت با دانش اموز وظیفه نشناس تنبل شده است. و فکر میکند کم تلاش کرده و به روانشناس و روانکاو پناه میبرد و فکر میکند خودش یا پدر و مادرش مقصر بوده اند! بخدا محروم کردن جامعه از وجود این جوانان معصوم بی پنا و لایق گناهی بزرگ است. برندگان این رانت خوری در انتظار چوب خدا باشند.
آقای سمیعی مسوول انتقال بیماران دولتی به خارجند. با صرف میلیارد ها هزینه این آقا یک شبه شد برترین جراح کشور!!!
سلام اصلا عنوان خوبی برای این مطلب انتخاب نکردید. چون اغلب افراد تا آخر بک مطلب را نمی خوانند و این تصور در ذهنشان ایجاد می شود کا پرفسور سمیعی هم بله،!!! و این ظلم است به یک پزشک حاذق افتخار آفرین در روز پزشک. دوما اصلا اینقدر صغری و کبری چیدن ندارد. بله زیر میزی بد و مذموم و حرام است تمام.
با سلام به نویسنده یا نویسندگان حقیقت بین رسانه وزین تابناک - ایکاش زودتر می نگاشتید
افراد متخصص گمنامی داریم که صدها برابر این اقا متبحرند.
کی قرار است این قبیل تبعیض ها کنار گذاشته شود؟ منتظر چه هستید که اتفاق بیافتد و دست به کار شوید؟ حتما باید یک کسی فتوایی بدهد؟
,از نویسنده این مطلب خواهش میکنم خودش یکبار دیگر این نوشته اش را بخواند ببیند چه نوشته اگر. چیزی از آن فهمید برای ما تعریف کند
من اگر بخونم، دوباره با همین قلم بهت توضیح خواهم داد. پس به دردت نمیخوره. از یه دوست دیگر کمک بگیرید..(محض شوخی)
نتیجه این سهمیه ها سالهای بعد مشخص میشود که چگونه جان مردم.زندگی خانواده ها دستخوش تصمیم اشتباه این عده میشود
ایکاش فقط پست مدیریتی را اشغال کنند و با زندگی و جان مردم بازی نکنند
علت مهاجرت نخبه ها را میتوان فهمید و نباید انگ بزنند به انها
تمام مشکل انجا است که هیچ شغلی در ابتدای شروع قسم نامه ندارند.
ولی پزشکان عزیز قسم نامه دارند وباید دادشان باشد در ابتدا به چه چیزی قسم یاد کرده اند.
قسم نخوردن به مبلغی که شما دوست داری براتون کار کنن
سپاس از تابناک عزیز
اینها سوگند خوردهاند که حافظ سلامت انسانها باشند
ولی برخی از این پزشکان تمام انسانیت را درپول ونگاه از بالا به پایین نسبت به بیمار میبینن
همه این علوم پزشکی نوین که ازغرب آمده پزشک را بت نمیدانند بلکه معلم ارزشی ترین شغل هست
یه سری کلمات بی ربط رو کنار هم گذاشتی کامنت دادی
همه چیز این مملکت درگیر فساد دورانت هست،وقت اصلاحات بنیادین رسیده
ما در دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات یک استادی داریم که خود میگوید مرا پرفسور سمیعی صدا کنید که از آمریکا آمده ام .
بنظرم پرفسور سمعیلی داره زیاد میشه !
دکتر محمود سمیعی نصر
استادیار تهران جنوب
رشته ت چیه!؟
ایکاش بجای سهمیه کنکور به واجدین شرایط پول ماشین زمین خانه ویلا طلا میدادند ولی سهمیه کنکور نه
بله ضمن تائید نظر دوست ناشناس ساعت 18:17باید بگم که دکتر معین هم دو سال قبل به موضوع سهمیه ها در پزشکی اعتراض کرد که رتبه زیر صد کنکور و دانش اموز نخبه در پزشکی تهران قبول نشده ولی طرف با سهمیه و رتبه صد هزار رفته پزشکی تهران این یک فاجعه است و ظاهرا اون قوانین هشتاد درصد نمره اخر رو هم این نظام سهمیه ها داره دور میزنه و گرنه دیگه اینقدر تفاوت شدید نبود در جواب اون دوستمون . ظلم هست به خدا
حداقل اگر سهمیهای هم هست باید جوری نباشه که طرف رتبهاش با رتبه لازم تفاوت اینجوری داشته باشه مثلا در حد جابجایی در همان رشتهای که رتبه اورده ولی در شهر مورد نظر خودش
خواهر بیچاره منو به اصطلاح بهترین دکترها هم تا اون اخرا نفهمیدن مشکل چیه و خانواده مارو عزادار کردن
واگذارشون به خدا
بله دقیقا، ما ایرانی ها منکر تشکر و قدر دانی نیستیم ولی دادن سهمیه یعنی بهم ریختن معیار ها
نویسنده می خواست به سهمیه کنکور گیر بده ولی اومد پزشک را تخریب کرد اونم توی روز پزشک ... در واقع از نردبان روز پزشک بالا رفت که به سهمیه گیر بده ... ایراد به سهمیه را مناسب تر می گفت بهتر بود
زیرمیزی پزشکان مردمو غارت کرده چرا درک نمی کنید؟!
البته از اروپایی ها جرعت گرفتن یک سنت زیرمیزی ندارد فقط از ایرانی ها می گیرد
برای یک مشاوره ساده تلفنی هم اول باید ویزیت بهش بدی.
اروپا رو حساب کتاب عمل میکند. راه زیر میزی و رشوه را کاملا بسته است. وگرنه همه جا زیر میزی هیت. آن قانون و راه روش هست که زیر میزی را میدود میکند .
آخه پزشکان پولشان را مستقیم از جیب مردم میگیرند ولی دیگران از بیت المال میگیرند فرق اینجاست.
بیت المال هم جیب مردمه منتها با واسطه ، اونا قانونی دست تو جیب مردم میکنن اینا غیرقانونی ،
سمیعی فقط اسم در کرده است.
پزشکان ایرانی مبرزتر از او هم در جراحی مغز و اعصاب هستند.
سمیعی پولدوست ترین پزشک دنیاست.
تیترش که درست نیست مطلب رو هم نگرفتی
سمیعی را مثال زده چون معروفه وگرنه بحث بر سر سهمیه هاست هرچند تیتر هم با اسم سمیعی باعث میشه باز کنی و بخونی
تو موضوع رو اصلا متوجه نشدی پروفسور،خوش باش
باز هم حسادت
تازه فهمیدید؟؟؟؟بیست ساله همه ما میدونیم
صبح بخیررر
پزشکی در ایران تجاری هستش وقتی تجارت داریم این یعنی رقابت بر سر پول زیاد خواهد شد. به قول اون پزشک متخصص که میگفت پزشکان موتور پولساز بیمارستانها هستند. دقیقا بیماران را به چشم پول نگاه می کنند. کارانه پزشکی یعنی تجارت. متاسفانه کشور دلسوز واقعی و مسئول شجاع نداره وگنه بساط زیرمیزی و تجارت از مرض ملت خیلی وقت پیش باید جمع می شد. اقتصاد مردم را با تجاری سازی درمان ویران کردن
کل سهمیه ایثارگران در کنکور ۲۰ درصد هستش آن هم به شرطی که ۸۰ درصد نمره آخرین فرد ثبولی را بیاورند
گیریم به فرض محال از تمان این ظرفیت ۲۰ درصدی برای ایثارگران استفاده شود یعنی در اصل دولت ۲۰ درصد بودجه ظرفیت سازی دانشگاهها را بدهد به کسانی که به خاطر کشورشان دچار ضایعات جسمی شده اند، یا برای دفاع سینه سپر کردند
خب اولاً افرادی از اون ۸۰ درصد که اعتراص دارند و ایثارگری نداشته اند اگر قبل از ورود به دانشگاه سابقه تلاش برای دفاع از ملتشان نداشته اند پس از فارغ التحصیلی قرار است چه فداکاریی انجام دهند
سلام وقتی نونوایی کبابی کافه ،،،،،میری میپرسی چراتفاوتداره وقتی بچتوغیرانتفاعی مینویسی میپرسی چرادرضمن کسی که سواد نداشته باشه باصددرصدحانبازی هم قبول نمیشه اگرهم بشه تموم نمیکنه وقتی دانشگاه آزاد قبول میشیدحس بدی به شمانمیده که بخاطر پول اینجاهستید
چطور چهره معصوم جونان که پدرو مادرشان با هزار زحمت نان حلال درمیارن و لی باید بازنده رقابت با سهمیه داران باشند که شاید در مدرک ایثار گری آنها هم شک باشد!؟ اصلا منکر قدر دانی از ایثار گران نیستیم اما معیارها را بهم نریزید.
از سهمیهای است که رتبۀ ۴۰هزار را به هزار تبدیل میکند. از سهمیهای است که دوسومِ مقاطعِ تخصصیِ پزشکی را به افرادی میدهد که گاه بس متخصصتر از آنها، پشت درهای ناامیدی میخزند یا مهاجرت میکنند تا به کاری دیگر مشغول شوند. آری، درد از همین جا آغاز میشود؛
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.