چرا دهه ۴۰ و ۵۰ و ۶۰ این مدلی هستند؟!
بررسی رفتارهای اجتماعی متولدین دهه ۴۰، ۵۰ و نیمه اول دهه ۶۰ نشان میدهد که سبک زندگی قنوعانه و شکیبانه آنان، حاصل تجربه زیسته در دورانی متفاوت است.

به گزارش تابناک؛ بیایید نگاهی به سبک زندگی و رفتارهای اجتماعی متولدین دهه چهل، پنجاه و نیمه اول دهه شصت در ایران بیندازیم.
بررسی تفاوتهای رفتاری میان نسلی که دوران نوجوانی خود را بدون اینترنت، شبکههای اجتماعی و ابزارهای سریع ارتباطی گذرانده با نسلهای جدیدتر، رازهای جالبی را از ریشههای روانی و تربیتی آنان برمیلازم میسازد.
در این نوشتار می خواهیم به بررسی الگوهای ذهنی متولدین دهه ۴۰ و ۵۰ و نیمه اول دهه ۶۰ بپردازیم و مرور کنیم که چرا این نسل در برابر مغالطههای مدرن و عادات پرهزینه امروزی مقاومت بیشتری نشان میدهد. آیا واقعاً تربیت در دوران محدودیتهای اقتصادی و اجتماعی باعث تقویت اراده شده است؟ چرا میگویند متولدین این سه دهه مرزهای مشخصتری برای حریم شخصی، نه گفتن به ریختوپاشهای غیرضروری و حفظ ارتباطات واقعی دارند؟ بررسی این تفاوتها نه برای تمجید یا سرزنش یک نسل، بلکه برای درک بهتر سبک زندگی است که شکیبایی را بر تعجیل ارجح میدانست.
حفظ حریم شخصی و پرهیز از انتشار لحظه به لحظه زندگی
در فرهنگ تربیتی متولدین دهه چهل و پنجاه و اوایل دهه شصت، مفهوم سفره دل پیش هر کسی باز نکردن یک اصل اخلاقی و حاکم بر روابط بود. والدین آن دوران همواره بر حفظ اسرار خانوادگی، مسائل مالی و اتفاقات درونی خانه تاکید میکردند. از نگاه آنان، مسائل داخلی خانواده نباید به نقل و نبات مجالس تبدیل میشد یا جلوی چشم همگان قرار میگرفت. این الگوی رفتاری سبب شده که متولدین این سالها حتی با وجود داشتن حسابهای کاربردی در شبکههای اجتماعی، تمایل بسیار کمتری به به اشتراکگذاری روزمرگیها، موفقیتهای شخصی یا جزئیات زندگی خود داشته باشند.
در مقابل، نسلهای جدیدتر که در عصر فراگیری اینترنت و ابزارهای هوشمند رشد یافتهاند، تمایل زیادی به ثبت و نمایش فعالیتهای روزانه دارند. برای جوانترها که گاهی با تنهایی یا اضطرابهای اجتماعی دستپنجره نرم میکنند، دریافت تایید از سوی دیگران در فضای مجازی به ابزاری برای جبران خلاءهای روانی یا کسب هویت تبدیل شده است. اشتیاق به دیده شدن و ثبت هر دستاورد کوچک در قالب تصویر و ویدیو، رفتاری است که برای متولدین دهههای گذشته ناآشنا و غیرضروری به نظر میرسد، چرا که آنان ارزش افراد را در وقار و حفظ حریم خصوصی مییابند.
پایبندی به قول و قرارها و بدقولی نکردن در دقیقه نود
مفهوم قول مردانه و احترام به زمان ملاقات، از ارزشهای بنیانی تربیت متولدین دهه ۴۰ و ۵۰ و نیمه اول ۶۰ در ایران است. در دورانی که تلفن همراه وجود نداشت، وقتی دو نفر برای ساعت مشخصی در یک میدان یا خیابان قرار میگذاشتند، خلف وعده به منزله بیاحترامی بزرگ تلقی میشد. این افراد یاد گرفتهاند که تغییر برنامه در آخرین لحظات فقط به دلیل بیحوصلگی یا یافتن گزینهای بهتر، نشاندهنده عدم پختگی و بیاعتباری فرد است و به همین دلیل تحت هر شرایطی سعی میکنند به تعهدات اجتماعی خود وفادار بمانند.
امروزه اما با همهگیر شدن پیامرسانهای متنی، کنسلی برنامهها در آخرین لحظات بسیار رایج شده است. نسلهای جدیدتر به راحتی با فرستادن یک پیام کوتاه، قرار ملاقات را لغو میکنند تا از فشار اضطرابهای اجتماعی بکاهند یا وقت خود را صرف وبگردی کنند. تسهیل ارتباطات دیجیتال باعث شده که لغو تعهدات حضوری کمهزینهتر به نظر برسد، اما همین امر به انزوای بیشتر جوانان دامن میزند. متولدین دهههای قبل، سختی رفت و آمد و ناهماهنگیهای احتمالی را به جان میخرند اما حاضر نیستند اعتبار کلام خود را با بدقولیهای دقیقه نودی زیر سوال ببرند.
بیتوجهی به تب خرید هیجانی و مدسازیهای زودگذر
تجربه زیسته متولدین سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۶۵ با درک عمیق از قناعت و ارزش واقعی پول همراه بوده است. این نسل موجهای مختلف مد را دیدهاند اما الگوی مصرف آنان بر پایه نیاز واقعی استوار است، نه تبوتابهای تبلیغاتی. برای این افراد، خرید یک کالا باید توجیه منطقی داشته باشد و تنها به دلیل اینکه فلان محصول در بازار سر و صدا کرده یا دیگران آن را خریدهاند، پول خود را صرف هزینههای غیرضروری نمیکنند. مدیریت مالی سفره و قناعت در دوران جنگ و بازسازی، عقلانیت اقتصادی خاصی را در ذهن آنان نهادینه کرده است.
در سوی دیگر، نسل جدید با فروشگاههای آنلاین و تبلیغات هدفمند شبکههای اجتماعی محاصره شده است. ترغیب به خریدهای لحظهای و مصرفگرایی شدید باعث شده جوانترها برای احساس تعلق به یک گروه یا عقب نماندن از بقیه، خریدهای پرهزینهای انجام دهند. این رفتارهای مصرفی هیجانی اغلب به قیمت آسیب به ثبات مالی یا دور شدن از اصالت فردی تمام میشود. متولدین دهههای گذشته در برابر این الگوی الگوریتمی خریدهای آنی مقاوم هستند و کیفیت و کارایی طولانیمدت کالا را بر جذابیتهای ظاهری و زودگذر ارجح میدانند.
استقلال فکری و عدم وابستگی به تایید دیگران
فرهنگ قضاوت آنلاینی که امروزه بر فضای مجازی حاکم است، نسلهای جدید را دچار وسواس شدید نسبت به نظرات دیگران کرده است. جوانان امروز مداوم نگران قضاوت شدن، اشتباه کردن یا مطرود شدن از سوی گروههای همسالان هستند. اختلافی کوچک در دیدگاهها میتواند برای یک فرد جوان به معنای حمله به شخصیت تلقی شود. این مسئله باعث میشود آنان در تصمیمگیریها به شدت تحت تاثیر موجهای فکری غالب قرار گیرند و قضاوتهای بقیه را بیش از حد جدی بگیرند.
اما متولدین دهه ۴۰، ۵۰ و نیمه اول ۶۰ پوستکلفتتر از این حرفها بار آمدهاند. آنان لزومی نمیبینند که تمام رفتارهای خود را بر اساس پسند دیگران تنظیم کنند یا از نقد شدن ترسی داشته باشند. این نسل به دلیل گذراندن دوران پرچالش و برخورداری از تجربیات واقعی در کف جامعه، استقلال فکری بالاتری دارد. آنان یاد گرفتهاند که تفاوت دیدگاهها بخشی از زندگی است و نباید انرژی خود را صرف تحلیل بیش از حد نظرات سطحی یا جلب رضایت همگانی در فضاهای بینامونشان کنند.
ترجیح گفتگوی مستقیم و تلفنی به پیامهای متنی بیروح
برای نسلی که سالها با صفهای طولانی کیوسکهای تلفن همگانی یا تماسهای کوتاه خانوادگی خو گرفته، لحن صدا و صمیمیت گفتگوی مستقیم ارزش متفاوتی دارد. متولدین دهههای ۴۰ تا نیمه ۶۰ ترجیح میدهند برای رفع سوءتفاهمها، پیگیری کارهای اداری یا احوالپرسی از دوستان، تلفن را بردارند و مستقیماً صحبت کنند. از نظر آنان، یک تماس دو دقیقهای میتواند حجم زیادی از سوءتفاهمات ناشی از متنهای مبهم را از بین ببرد و حس واقعی ارتباط انسانی را منتقل کند.
برعکس، جوانان امروز دچار نوعی اضطراب تماس تلفنی شدهاند و تا حد امکان از پاسخ دادن به تلفن یا تماس گرفتن خودداری میکنند. آنان پیام متنی یا چت صوتی را به دلیل دادن زمان کافی برای بازخوانی و تنظیم پاسخ بینقص ترجیح میدهند. این اجتناب از ارتباط صوتیِ همزمان در محیطهای کاری نیز دیده میشود و گاهی موجب کندی کارها میگردد. متولدین دهههای گذشته، صراحت، واقعگرایی و پیوند عاطفی موجود در تماس تلفنی را بر راحتی کاذب پیامهای متنی ترجیح میدهند و آن را نشانهای از احترام متقابل میدانند.
اتکا به تفکر انتقادی به جای جستجوی آنی هر مسئله
لقب نسل کلیدبهدست برای متولدین دهههای ۵۰ و ۶۰ بیدلیل نیست؛ نسلی که در غیاب والدین شاغل، خود به تنهایی امور خانه را مدیریت میکرد، حل مسئله را در دنیای واقعی آموخت. وقتی افراد این نسل با مشکل یا پرسشی مواجه میشدند، موتور جستجویی در کار نبود. آنان باید به کتابخانهها مراجعه میکردند، از بزرگترها میپرسیدند یا با آزمون و خطا و تحلیل شخصی به پاسخ میرسیدند. این فرایند سبب شد مهارتهای تحلیلگری و تفکر انتقادی در ذهن آنان به طور عمیق نهادینه شود.
امروزه پاسخ هر سوالی تنها به اندازه یک جستجوی ساده اینترنتی فاصله دارد. اگرچه دسترسی به حجم عظیمی از دادهها یک امتیاز بزرگ است، اما اتکای بیش از حد نسل جدید به موتورهای جستجو باعث شده مهارت حل مسئله بهصورت مستقل تضعیف شود. جوانترها به محض مواجهه با یک چالش فکری، به جای تحلیل مسئله، دست به دامن جستجوی آنلاین میشوند. متولدین سالهای گذشته قبل از سرچ کردن، ابتدا به ذهن خود رجوع کرده و تلاش میکنند منطق پشت پدیدهها را کشف کنند.
تعمیر و نگهداری وسایل به جای دور انداختن و تعویض زودهنگام
فرهنگ مصرف در دهه ۴۰ و ۵۰ و ۶۰ بر پایه دوام و نگهداری کالا استوار بود. در خانه ایرانیان آن دوران، خراب شدن یک قطعه از وسایل منزل به معنی پایان عمر آن کالا نبود؛ بلکه استادکاران و رفوگران یا حتی خود صاحبخانه دست به کار میشدند تا وسیله را تعمیر کنند. متولدین این سه دهه آموختهاند که باید از داراییهای خود مراقبت کنند و تا زمانی که وسایل قابل استفاده هستند یا امکان بازسازی دارند، نیازی به صرف هزینه برای خرید مدلهای جدیدتر نیست.
تحت تاثیر فرهنگ مصرفگرایی مدرن، تعویض سالانه وسایلی مانند گوشی تلفن همراه یا خریدهای پیدرپی پوشاک به رفتاری رایج در میان نسل جدید تبدیل شده است. چرخه سریع تغییر مد و تبلیغات گسترده، ارزش نگهداری کالاهای قدیمی را کمرنگ کرده است. متولدین دهههای پیشین، به دلیل پرهیز از مقایسههای آنلاین و برخورداری از روحیهای مبتنی بر ساختن، ابتدا راهکارهای تعمیر را بررسی میکنند و ارزشمندی کالا را در ماندگاری آن میبینند، نه جدیدتر بودن مدل آن.
پرهیز از عضویت در خدمات هزینهساز و اشتراکهای غیرضروری
میزان وفاداری متولدین دهه چهل تا نیمه دهه شصت به پلتفرمها و خدمات خدماتی مشخص بسیار بالا است. آنان حسابوکتاب هزینههای ماهانه خود را به دقت نگه میدارند و مایل نیستند پول خود را صرف اشتراکهای گوناگونی کنند که شاید در طول ماه تنها چند بار از آنها استفاده کنند. خریدهای ماهانه این افراد حسابشده است و از پذیرش هزینههای مستمر و کوچک که در نهایت رقم قابل توجهی میشوند، اجتناب میکنند.
برعکس، نسل جوان به شدت به خدمات اشتراکی آنلاین، پلتفرمهای پخش فیلم و سرویسهای مختلف وابسته شده است. تنوع خدمات پلتفرمهای مدرن باعث شده که هزینههای ریز و درشت ماهیانه به چشم نیاید، اما در مجموع بخش زیادی از درآمد افراد را ببلعد. جوانترها معمولاً سریعتر فریب تبلیغات پرپرق را میخورند، در حالی که متولدین دهههای قبل با احتیاط بالاتری دست به انتخاب میزنند و تنها برای سرویسهایی هزینه میکنند که کاربردی بودن آنها در زندگی روزمره به اثبات رسیده باشد.
عدم پرداخت هزینه اضافی برای رفاه لحظهای و غیرضروری
ارزش دادن به زحمت و کار طاقتفرسا، سبب شده تا متولدین دهههای چهل تا اوایل شصت تمایلی به پرداخت هزینههای اضافی برای خدمات رفاهی غیرضروری نداشته باشند. از نظر این افراد، انجام کارهایی که خود انسان قادر به انجام آنهاست، مانند پیادهروی به جای سفارش تاکسی اختصاصی برای مسافتهای کوتاه یا آمادهسازی غذا در خانه، منطقیتر از خرج کردن پول برای راحتیهای لحظهای است. سختیکشیدن برای آنان امری عجیب نیست و تحمل کمی ناراحتی جزئی را به صرف هزینههای بیمورد ترجیح میدهند.
ظهور برنامههای سفارش آنلاین غذا، تاکسیهای اینترنتی و خدمات تحویل در محل، مفاهیمی مانند راحتی آنی را برای نسل جدید به یک استاندارد بدیهی تبدیل کرده است. این عادت به رفاه سریع، عدم تحمل کوچکترین ناملایمات را به همراه داشته است. نسل جدید حاضراست مبالغ زیادی را بپردازد تا با هیچگونه زحمت یا معطلی مواجه نشود. متولدین دهههای گذشته اما این هزینهها را غیرضروری دانسته و معتقدند که اندکی زحمت کشیدن، علاوه بر صرفهجویی مالی، روحیه تابآوری را در انسان زنده نگه میدارد.
ریشههای جامعهشناختی صبوری در زیستجهان ایرانیان قدیم
بررسی سبک زندگی ایرانیان متولد سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۶۵ بدون توجه به تحولات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن دوران ناممکن است. این نسل در بستری رشد یافت که مفاهیمی مانند صف، سهمیهبندی، کوپن و انتظار برای دریافت خدمات پایه، بخشی از زندگی روزمره بود. ساختار جامعه در آن برهه به گونهای طراحی شده بود که شکیبایی را به یک ضرورت زیستی تبدیل میکرد. برخلاف امروز که پاسخ به هر نیازی تنها چند کلیک فاصله دارد، در آن دوران تحقق هر خواسته نیازمند طی شدن زمان و برنامهریزی دقیق بود.
تحلیل پژوهشهای اجتماعی نشان میدهد که نهادینه شدن صبر در ساختار روانی متولدین دهه ۴۰ و ۵۰ و نیمه اول ۶۰، باعث ایجاد نوعی مکانیزم دفاعی در برابر بحرانها شده است. این افراد در مواجهه با مشکلات اقتصادی یا پیچیدگیهای اجتماعی کمتر دچار شتابزدگی میشوند. جامعهپذیری آنان در دورانی صورت گرفت که «نداشتن» یا «محدودیت» به معنای شکست تلقی نمیشد، بلکه بخشی طبیعی از واقعیت موجود بود؛ همین امر تابآوری آنان را در مقایسه با نسلهای بعدی به شدت افزایش داده است.
روانشناسی هویت در عصر رسانههای دیجیتال و مقایسه بیننسلی
شکلگیری هویت در دنیای بدون شبکههای اجتماعی بر پایه مواجهات واقعی، روابط چهرهبهچهره و ارزیابیهای عینی صورت میگرفت. متولدین دهههای چهل تا اوایل شصت، ارزش ذاتی خود را از طریق مهارتهای عملی، پایبندیهای اخلاقی و جایگاهشان در خانواده و محله درک میکردند. در آن نظام ارزشی، تایید گرفتن از بازخورد مستقیم اطرافیان حاصل میشد و لزومی برای بازنمایی دائمی ذات خود به بسترهای عمومی وجود نداشت.
ورود رسانههای دیجیتال و پلتفرمهای تصویرمحور، الگوی هویتیابی را در نسلهای بعد تغییر داد. امروزه هویت بسیاری از جوانان به تعداد لایکها، دیدگاهها و میزان بازخورد مجازی گره خورده است. این وابستگی آنلاینی موجب ایجاد رفتارهای تدافعی، اضطراب دائمی و حس عقب ماندن در افراد میشود. مقایسه این دو نسل نشان میدهد که عدم وابستگی متولدین دهههای گذشته به هیاهوی دیجیتال، ناشی از داشتن شالوده هویتی محکمتری است که قبل از عصر الگوریتمها شکل گرفته است.
تاثیر اقتصادی مدیریت مصرف در تثبیت ثبات روانی خانواده
نگاه متولدین دهه ۴۰ و ۵۰ و نیمه اول ۶۰ به منابع مالی، نگاهی مبتنی بر امنیتآفرینی برای آینده است. در الگوی تفکر این نسل، پسانداز و پرهیز از هزینههای غیرضروری به معنای خست یا بخل نیست، بلکه ابزاری برای ایجاد سپر دفاعی در برابر نوسانات ناگهانی اقتصادی تلقی میشود. آنان مدیریت مصرف را فرآیندی هوشمندانه میدانند که آرامش و ثبات روانی اعضای خانواده را در درازمدت تضمین میکند.
در الگوی اقتصادی مدرن که بر پایه اعتبارات خرد، خریدهای قسطی و ترغیب به لذتهای آنی طراحی شده، مفهوم پسانداز کمرنگتر شده است. نسلهای جدیدتر تمایل دارند درآمد خود را صرف تجربههای لحظهای و خریدهای رفاهی کنند. بررسی رفتارهای مالی این دو گروه نشان میدهد که انضباط مالی متولدین دهههای گذشته، امنیت روانی بالاتری در مواجهه با تورم و تغییرات ناگهانی اقتصادی برای آنان به همراه آورده و آنان را از بحرانهای مالی ناشی از مصرفگرایی حفظ کرده است.
جمعبندی نهایی
بررسی رفتارهای اجتماعی متولدین دهه ۴۰، ۵۰ و نیمه اول دهه ۶۰ نشان میدهد که سبک زندگی قنوعانه و شکیبانه آنان، حاصل تجربه زیسته در دورانی متفاوت است. این نسل با پرهیز از رفتارهای هیجانی مدرن، همچون خودنمایی دیجیتال، خریدهای غیرضروری و لغو تعهدات، نشان داده است که ارزشهای اخلاقی و انضباط فردی بر راحتیهای لحظهای ارجحیت دارند. آگاهی از این الگوهای رفتاری میتواند راهنمایی ارزشمند برای نسل جدید باشد تا در دنیای پرشتاب امروز، میان رفاه تکنولوژیک و اصالتهای انسانی تعادلی پایدار ایجاد کنند و ثبات روانی و مالی خویش را به خوبی حفظ نمایند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
ببخشید ولی اگه اینستا و شبکه اجتماعی و سبک زندگی الان اون موقع هم بود شاید ما هم مثل این نسل میشدیم. به نظرم این اینترنته که همه مزرها رو از بین برده و شکل زندگی رو کامل عوض کرده. اون موقع ما بودیم و چهارتا همبازی تو زمین خاکی و توپ پلاستیکی. میخواستیم هم کار خاصی نمیتونستیم بکنیم!
من متولد ۱۳۵۰ هستم، تجربه ام از کودکی حدودا دهه ۶۰ و ۷۰ چوب و فلک در مدرسه ،تو گوشی از پدر ،زور گفتن و قلدری سن بالاتر و...
کدام خوشی همهاش به فلاکت گذشت
برخلاف نظر همه من معتقدم دهه 80 ای ها نسل سوخته واقعی هستند چون با این ادب و توقعاتی که دارند به هیچ جا نمیرسند. بشدت بی انگیزه و بی اغتقاد به همه چیز
واقعا نسل جدید ی نسل خوشخواب... بد اخلاق.. بهانه جو.... بی ظرفیت هستن.. البته همه جا استثناوجود دارد من کلا عرض میکنم به همه برخورد نکته... ولی 90درصد دهه 40..50..و60...واقعا بی نظیرند......
من دهه ۴۰ متولد شدم ، و خدارو شکر میکنم اون دوران آدمای با وقار و با حیا و احترام به دیگران و محبت رو دیدم ، و تونستم دو پسر سر براه و مفید برای جامعه تربیت کنم ، وگرنه این دوران اصلا قبول ندارم همه بی ادب و بی حیا و زورگیر شدن و اینم حاصل احاصل اینستا که توهم در دهه ۸۰ و ۹۰ ایجاد کرده و جوانان گستاخ و بی حیا شدن
با درود
عکس بسیار خاطره انگیزی بود
ردیف سوم نفر آخر هستم و همین عکس را هم دارم . فقط بگویید این عکس را از چه کسی گرفته اید . شاید بشود دیداری با آن دانش آموز آن سال تجدید دیدار کرد .
اگر خواستید پیام دهید یا تماس بگیرید خوشحال میشوم .
تا بوده دنیا همینجور بوده تطهیر و تقدیس و تعریف از نسل گذشته و بدگویی و سرکوفت زدن به نسل جدید..سی سال بعد دوباره مقاله ای نوشته می شود و در آن از متولدین دهه هفتاد و هشتاد و نود تعریف و تمجید می شود و متولدین ۱۴۰۰ به بعد سرزنش می شوند.مطالبی که در مقاله آورده شده عمومیت ندارد و می تواند در مورد هر کسی فارغ از سال تولد صدق کند.
باسلام همهی ما دهه شصتی ها پدر و مادران نسل جدید هستیم البته بچه های نسل جدید هم خوبی های زیادی دارند خیلی ها پرتلاش وفعال وباادب هستند و نباید همه رو دریک دسته بندی آورد همانطور که خیلی از هم دوره ای های ماهم راه خطا رفتند باید قدر این جوانان رو دانست بااین نسل هم همراه باشیم
شیوه زندگی سنتی بر پایه انسان محوری بنا شده نوعی سرمایه گذاری بر روی انسانها است اما شیوه زندگی مدرن بر پایه شی محوری شکل گرفته به نوعی سرمایه گذاری بر روی اشیا است یک نوع تعامل یک سویه و تک بعدی به جای تعامل چند سویه و چند بعدی سنتی در چنین نگرشی انسان مدرن خود را تنها و بیگانه می یابد
نویسنده اومده برای همسنای خودش نوشابه وا کرده.
این عکسو من دارم سال اول ابتدایی بودیم نمره هشت پیش مسجد امام حسین شهرستان مسجدسلیمان تقریبا سال 87 یا 88 بود همین عکسو تو آلبوم خاطراتم دارم
متن بسیار خوبی بود در مورد نسل های گذشته، به خصوصیات اخلاقی از این نسل ها اشاره کردین که بسیار زیبا و ارزشمند بودند و برای کسانی که میفهمند هنوز هم ارزشمنده، خصوصیاتی مثل صداقت، راستی، احتیاج نداشتن به تایید دیگران، هزینه نکردن برای موارد غیر ضروری، معرف، همدلی، خوش قولی و... همه اینها اعتماد و امنیت خاطر ایجاد می کرد چیزی که تو این روزگار و نسل های جدید گم شده
در جایی خواندم که انسان دلتنگ چیزی نمیشود که آن را تجربه نکرده است وقتی نسل دهه های ذکر شده در مطلب بالا امکانات این نسل را ندیده است چگونه میتوان گفت چگونه رفتار میکرده است. در فیلم نیمه شب وودی آلن نشان داده میشود که هر نسلی عاشق رفتارها و نوع زندگی یک نسل گذشته خود است پس بچه های آن دهه نیز عاشق رفتار یک نسل عقب تر خود هستند.
دهه 50 و 40 به کنار ولی دهه 60 اونقدرها هم که نوشتید قدیمی و سنتی نیستند، همه ی کارهای نسل جدید رو انجام میدن
فقط میشه گفت جه یادآوری های درست و با ارزشی بود دست نویسنده درد نکنه
نسل طلایی و تکرار نشدنی...دم همشون گرم 👍🌺❤️🌺🌺🌺🌺🌺
درود بر نسل جدید
یاد ایامی چه زود گذشت
خیلی با مرز بندی موافق نیستم خودم متولد ۵۰ هستم
دقت کنید همان به اصطلاح جوان امروزی اگر درست تربیت شده باشه بسیار متفاوت تر از بعضی هم نسل های خودش است در دوران ما مثلاً ماهیگیری و بسیاری از تفریحات سالم هزینه کمی داشت .... اما امروز بسیاری از تفریحات ناسالم هزینه کمتری دارد!
دنیای امروزی گلوبال شده! هجمه سنگین رسانه ها وفضای مجاز.... ذهنیت سازی میکنند پس کمتر فرصت تفکر و تحقیق و مطالعه وجود داره اصل ماجرا بر میگرده به این معضل بزرگ که عقل در زندان ذهنیت گرفتار میشه و کارکرد درستی ارائه نمی دهد..... پس تاکید بر عقلانیت و اخلاق ناشی از شرافت انسانی است و نمیشود برای داشتن آنها نسل و دهه تعریف کرد...
فرقی نداره متولد چه دهه ای باشی اگر اهل زندگی باشی و واقعگرا خود به خود حدود و مرزهای زندگی رو رعایت میکنی و اهل سختی کشیدن میشی
به نسل های دهه ۶۰,۵۰,۴۰ باید احترام گذاشت.اونها تو شرایط سختی رشد کردن.حساس هستن اما دلسوز و قابل اعتماد.اونها هستن که ما پا برجایم.باید قدرشون بیشتر از اینها بدونیم.😊
زندگی این نیست که تتو کنی و موهات رو مدل سزار و اندرکات بزنی و دوست دختر و پسر داشته باشی و مامان جونت لوست کنه روی واقعی زندگی انچنان سیلی محکمی به صورت ادم می زنه که می خوای خودت رو بکشی
دقیقا
سلام
خدا حافظ
بهتره بدونین دهه ۸۰_۹۰حاصل فرزندان و پرورش یافته همین دهه های ۵۰_ ۶۰هستن پس اشکال رفتاری دهه ۸۰_۹۰ جای دیگریست.
خوب متاسفانه رفته رفته شرایط سخت تر میشه . واقعاً نمیشه فهمید در آینده چی پیش میاد نسل های جدید طرز فکر خودشون رو دارند . چه در مورد دین و مذهب . چه در مورد کار و شغل چه در مورد ازدواج و زندگی و هزاران مورد های دیگه .
دهه40،50،60در واقعیت زندگی کردند ولی نسل امروز در مجاز زندگی میکنند و زندگی واقعی رو دارند از دست میدن
چرانه می گوید چون دهه های ۴۰و۵۰و۶۰ عمرشون باورهای غلط اکثرن طی شد،وآدم های بسیارساده وپسندیده ای بودندوفضای مجازی رانمیدیدند
ازطرفی اون موقع روابط بین خانواده چنان گرم بوداحترام قلبی به عمه،خاله،عمو وو باخانواده مرتب مهمان یکدیگرند وبازهم انرژی،وعاطفی محبت و..یامیگرفتن.الان چی؟؟ نسل بعدها یه بچه یا ۲تا خانواده دارد؟ عمه،خاله،عمو،دایی وو؟
درگیر فضای مجازی نبودند
با سلام متاسفانه نسل های گفته شده ساده لوحانه و بخاطر همه آنچه در مقاله گفته شده و عمل کردن به شعار های نسل های قبل از خود کلاه گشادی سرشان رفته دلیل آن هم تمام چیز های که در مقاله نوشته شده در رابطه با آنها صدق می کند و باعث شده دیگران به راحتی آنها فریب دهند و حالا اغلب دچار فشار روانی زیادی شوند
دارید از نسلی صحبت می کنید که بعضی از آنها 8 سال اسیر و یا 8 سال در جبهه در حال جنگ بودن. بعضی از آنها روزها و شب ها در جبهه گرسنگی و تشنگی را متحمل شدند. از نسلی که به خاطر دفاع از این آب و خاک از خیلی چیزها گذشتند
بله.. همین به نظر شما ساده لوح ها..مرام و رفاقت و معرفتشان دنیا ارزش داره... خود من زمان جنگ کلاس دوم راهنمایی بودم یعنی هفتم الان...شدم سرپرست خانواده..تا برادرم با خیالت راحت بره جبهه.... نسل ما نسل طلایی بود و ما خوشبخت بودیم به خاطر زندگی کردن با انسان های پاکی که شما ها بایستی تووی کتابها بخوانید البته اگه اهل مطالعه و تفکر باشید... دفعه بعد اگه خواستی نظر بدید مودب تر نظر بدید.. چرا که نسل های ذکر شده.. به شدت قابل احترام هستند..
به قول شما این نسل ساده لوح همانهایی بودند که سینه سپرکردن دربرابرتجاوز بعثی گرچه این چیزها برای شما بی مفهومه
این نظر فقط نظر شماست و بسیار بی معنی
داش علی درسته که بعضی چیزا و رفتارها حس کلاه رفتن به سر را برای آدم ایجاد می کنه اما مرام و معرفت، احترام به بزرگترها، سرقول مردونه بودن ، بچه محل با معرفت بودن می ارزه به همه این تلخی ها
دهه های پنجاه وشصت خیلی منطقی وعقلانی واخلاقی زندگی می کنن چهارچوب وخط قرمز دارن توزندگیشون برخلاف نسل جدید که هیچ خط قرمزی توروابط شون ندارن اخلاق وادب درنسل جدید به شدت کمرنگ شده الفاظ رکیک رو راحت مثل نقل ونبات به زبون میارن حیا وعفت کلام ندارن متاسفانه کورکورانه از غربی ها تقلید می کنن اهل مطالعه وتحقیق نیستن سطحی نگر ن وفقط درگیرظاهر ن باطن پوچ وتوخالیست
چون ما نسل دنیای حقیقی هستیم نه کثافت خونه ای به اسم اینستا
اگر با نظر ریاضی و عرفان بخواهیم پاسخ بدیم دهه 40لی ها دور ازجون توصف بهشت زهرا هستن دهه 50-ای ها توصف نون هستن و دهه 60تی ها تو کار بررسی موفقیت ها هستن و به هرکی مبرسن شست دستشونو نشون میدن ---زندگی صلح ودیگر هیچ
مرحبا ،بچه های بعد ما بد بخت شدن
دقیقا 👏👏👏👏
نوشته بودم نسل طلایی بودند
نمی دونم چرا سانسور می کنی
به شدت موافقم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.