مرگ 2 کودک در دردناکترین جنایت سال
میشد حدس زد که پدر خانواده به تنهایی در قتل بچههایش دست داشته و مادرش یا از سرنوشت آنها اطلاع ندارد و به خاطر طلاق و جدایی از همسرش در جریان چگونگی زندگی آنان نیست یا اینکه مادر خانواده نیز به قتل رسیده که باید به جستوجوی جسد وی نیز پرداخته شود.
وطن امروز: دردناکترین جنایت سال در اسفندماه رقم خورد و در آن دختر و پسر خردسالی به طرز وحشیانهای از پای درآمدند. وقتی چهرههای شیرین این 2 کودک در صحنهای هولناک پیش روی پلیس قرار گرفت، اشک بر دیدگان همه ماموران نشاند.
هوا تاریک بود، عقربهها نشان میداد 20 دقیقهای تا ساعت 23 شامگاه هشتم اسفند مانده است، کارگران فضای سبز پارک بوستان لابهلای درختان و شمشادها در حال کار بودند که 2 کودک تنها را دیدند. از دور به نظر میرسید، 2 بچه روی چمنها دراز کشیده و در حال استراحت هستند، شاید پدر و مادرشان در نزدیکی آنها بودند، در روزهایی که خانواده برای خرید لباس کودکانشان به خیابانها ریخته بودند ابتدا تصور میشد این خانواده نیز پس از خستگی برای استراحت و تفریح آخر شب به پارک آمدهاند.
نگاههای جستوجوگرانه کارگران نشان میداد هیچکس در اطراف 2 کودک نیست و مراقبتی نیز از آنان نمیشود. وقتی یکی از کارگران بالای سر 2 بچه رفت نمیخواست صحنهای را که دیده، باور کند همان لحظه بغض به گلویش نشست، پاهایش سست شد و روی 2 زانو افتاد، دوستانش که از دور وی را میدیدند به تکاپو افتادند.


صدای بغضآلودی از پشت گوشی به اپراتور پلیس 110 خبر داد جنایتی دردناک رخ داده است، هنوز دقایقی نگذشته بود که ماموران کلانتری 150 بیسیم خود را به محل پیدا شدن اجساد 2 کودک رساندند. چهره همه ماموران غمگین بود، به چه گناهی 2 کودک باید کشته میشدند؟!
وقتی ماجرای 2 جنایت به اداره 10 پلیس آگاهی تهران و بازپرس عموزاد از دادسرای امور جنایی مخابره شد آنان تا سر صحنه نرفته بودند باور نداشتند عمق جنایت تا چه اندازهای باشد. قربانیان یک پسر 5 ساله و نوزادی 7 ماهه بودند که در کنار هم قرار داشتند و خونریزی ناشی از ضربات چاقو آنان را به کام مرگ فرو برده بود. کارآگاهان، همزمان با معاینه اجساد توسط متخصصان پزشکی قانونی به جستوجوی لباسهای 2 کودک اطراف آنان پرداختند تا با به دست آوردن مدارکی از مشخصاتشان و شناسایی خانواده آنها به سرنخی از عاملان این جنایت فجیع برسند.
در حالی که پلیس با گره کوری مواجه شده بود مشخصات لباسهای 2 کودک را مورد توجه قرار داد، پسر 5 ساله شلوار و کاپشن آبیرنگ لی – جین –پیراهن سفیدرنگ و کلاه قهوهای به تن داشت و دختر 7 ماهه لباس زردرنگ و شلوار آبی آسمانی بافتنی پوشیده بود.
با توجه به نوع لباسها، کارآگاهان احتمالی قوی را پیش روی خود دیدند و اینکه 2 کودک توسط قاتلی آشنا و بدون ترس از کسی یا اطلاع از توطئه دردناکش، شاید به بهانه بازی در پارک به آنجا کشانده شدهاند و به خاطر همین لباس گرم به تن داشتهاند و عامل قتل در خلوتی و تاریکی بین شمشادها آن دو را به طرز هولناکی از پای درآورده است.
همین تصورات بود که اشک را به چهره همه اعضای تیمهای تحقیق نشاند تا اینکه با دستور بازپرس عموزاد و پس از عکسبرداری از اجساد خواهر و برادر خردسال، به پزشکی قانونی انتقال داده شدند.
کارآگاهان جنایی که هیچ سرنخی از خانواده 2 کودک نداشتند در نخستین اقدام به بررسی پروندههای کودکان گمشدهای پرداختند که احتمال میرفت پدر یا مادرشان با نگرانی به کلانتریها یا مقرهای پلیسی مراجعه کرده و خواستار ردیابی آنان بودند.
هیچ پروندهای وجود نداشت و همین کافی بود که فرضیهای قوی مبنی بر قتل خانوادگی مطرح شود که در آن مادر یا پدر 2 بچه خود را به قتل رسانده بودند.
در این مرحله، کارآگاهان فرضیهای دیگر نیز پیش روی خود میدیدند که در آن میشد حدس زد که پدر خانواده به تنهایی در قتل بچههایش دست داشته و مادرش یا از سرنوشت آنها اطلاع ندارد و به خاطر طلاق و جدایی از همسرش در جریان چگونگی زندگی آنان نیست یا اینکه مادر خانواده نیز به قتل رسیده که باید به جستوجوی جسد وی نیز پرداخته شود.
با توجه به اینکه عکسهای جنازههای این 2 کودک تنها سرنخی بود که میتوانست پلیس را به روزنه امیدی برای افشای راز قتل آنان برساند، با دستور بازپرس ویژه قتل این عکسها برای حذف آثار جراحت به فتوشاپ سپرده شدند و برای انتشار در اختیار روزنامهها قرار گرفتند. این اقدام با این انگیزه صورت گرفت تا آشنایان و همسایگان خانواده این 2کودک با دیدن عکسها، آنان را شناخته و پلیس را با خبر کنند و کارآگاهان بتوانند به ردیابی خانواده قربانیان خردسال و شناسایی قاتل دست بزنند.
کسانی که با دیدن عکس این 2 کودک بیگناه آنان را شناسایی کردند میتوانند با شماره تماسهای 51055510 یا 51055429 تماس بگیرند.
هوا تاریک بود، عقربهها نشان میداد 20 دقیقهای تا ساعت 23 شامگاه هشتم اسفند مانده است، کارگران فضای سبز پارک بوستان لابهلای درختان و شمشادها در حال کار بودند که 2 کودک تنها را دیدند. از دور به نظر میرسید، 2 بچه روی چمنها دراز کشیده و در حال استراحت هستند، شاید پدر و مادرشان در نزدیکی آنها بودند، در روزهایی که خانواده برای خرید لباس کودکانشان به خیابانها ریخته بودند ابتدا تصور میشد این خانواده نیز پس از خستگی برای استراحت و تفریح آخر شب به پارک آمدهاند.
نگاههای جستوجوگرانه کارگران نشان میداد هیچکس در اطراف 2 کودک نیست و مراقبتی نیز از آنان نمیشود. وقتی یکی از کارگران بالای سر 2 بچه رفت نمیخواست صحنهای را که دیده، باور کند همان لحظه بغض به گلویش نشست، پاهایش سست شد و روی 2 زانو افتاد، دوستانش که از دور وی را میدیدند به تکاپو افتادند.


صدای بغضآلودی از پشت گوشی به اپراتور پلیس 110 خبر داد جنایتی دردناک رخ داده است، هنوز دقایقی نگذشته بود که ماموران کلانتری 150 بیسیم خود را به محل پیدا شدن اجساد 2 کودک رساندند. چهره همه ماموران غمگین بود، به چه گناهی 2 کودک باید کشته میشدند؟!
وقتی ماجرای 2 جنایت به اداره 10 پلیس آگاهی تهران و بازپرس عموزاد از دادسرای امور جنایی مخابره شد آنان تا سر صحنه نرفته بودند باور نداشتند عمق جنایت تا چه اندازهای باشد. قربانیان یک پسر 5 ساله و نوزادی 7 ماهه بودند که در کنار هم قرار داشتند و خونریزی ناشی از ضربات چاقو آنان را به کام مرگ فرو برده بود. کارآگاهان، همزمان با معاینه اجساد توسط متخصصان پزشکی قانونی به جستوجوی لباسهای 2 کودک اطراف آنان پرداختند تا با به دست آوردن مدارکی از مشخصاتشان و شناسایی خانواده آنها به سرنخی از عاملان این جنایت فجیع برسند.
در حالی که پلیس با گره کوری مواجه شده بود مشخصات لباسهای 2 کودک را مورد توجه قرار داد، پسر 5 ساله شلوار و کاپشن آبیرنگ لی – جین –پیراهن سفیدرنگ و کلاه قهوهای به تن داشت و دختر 7 ماهه لباس زردرنگ و شلوار آبی آسمانی بافتنی پوشیده بود.
با توجه به نوع لباسها، کارآگاهان احتمالی قوی را پیش روی خود دیدند و اینکه 2 کودک توسط قاتلی آشنا و بدون ترس از کسی یا اطلاع از توطئه دردناکش، شاید به بهانه بازی در پارک به آنجا کشانده شدهاند و به خاطر همین لباس گرم به تن داشتهاند و عامل قتل در خلوتی و تاریکی بین شمشادها آن دو را به طرز هولناکی از پای درآورده است.
همین تصورات بود که اشک را به چهره همه اعضای تیمهای تحقیق نشاند تا اینکه با دستور بازپرس عموزاد و پس از عکسبرداری از اجساد خواهر و برادر خردسال، به پزشکی قانونی انتقال داده شدند.
کارآگاهان جنایی که هیچ سرنخی از خانواده 2 کودک نداشتند در نخستین اقدام به بررسی پروندههای کودکان گمشدهای پرداختند که احتمال میرفت پدر یا مادرشان با نگرانی به کلانتریها یا مقرهای پلیسی مراجعه کرده و خواستار ردیابی آنان بودند.
هیچ پروندهای وجود نداشت و همین کافی بود که فرضیهای قوی مبنی بر قتل خانوادگی مطرح شود که در آن مادر یا پدر 2 بچه خود را به قتل رسانده بودند.
در این مرحله، کارآگاهان فرضیهای دیگر نیز پیش روی خود میدیدند که در آن میشد حدس زد که پدر خانواده به تنهایی در قتل بچههایش دست داشته و مادرش یا از سرنوشت آنها اطلاع ندارد و به خاطر طلاق و جدایی از همسرش در جریان چگونگی زندگی آنان نیست یا اینکه مادر خانواده نیز به قتل رسیده که باید به جستوجوی جسد وی نیز پرداخته شود.
با توجه به اینکه عکسهای جنازههای این 2 کودک تنها سرنخی بود که میتوانست پلیس را به روزنه امیدی برای افشای راز قتل آنان برساند، با دستور بازپرس ویژه قتل این عکسها برای حذف آثار جراحت به فتوشاپ سپرده شدند و برای انتشار در اختیار روزنامهها قرار گرفتند. این اقدام با این انگیزه صورت گرفت تا آشنایان و همسایگان خانواده این 2کودک با دیدن عکسها، آنان را شناخته و پلیس را با خبر کنند و کارآگاهان بتوانند به ردیابی خانواده قربانیان خردسال و شناسایی قاتل دست بزنند.
کسانی که با دیدن عکس این 2 کودک بیگناه آنان را شناسایی کردند میتوانند با شماره تماسهای 51055510 یا 51055429 تماس بگیرند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
برام سخته چیزی بنویسم خیلی ناراحت شدم ای کاش میمردم چنین چیزی رو نمی خوندم خدا لعنت کنه کسی رو که چنین جنایتی رو مرتکب شده طفلای معصوم قبل از مرگ چه دردی کشیدند ای کاش اون ضربات چاقو به من می خورد
عاقبت فقر در جامعه (فقر مادي سبب فقر فرهنگي شده)
از روي دي ان اي خون انها مي توان به قاتل نزديك شد
چرا بانک DNAکشور تشکیل نمی شه
اینجوری رد هر قطره خونی رو می شه گرفت.
پستی رذالت شقاوت و.... این الفاظ زیباتراز این جنایت است.
نظر اولی خیلی عالی بود.
واقعاً ناراحت شدم. قربون خدا برم، یکی در حسرت بچه شب و روزش دعا کردن و دوا و درمونه، یک عوضی حیوون هم اینطور!
جان مادرتان وقتی قاتل پیدا شد خیلی زود اعدامش کنید
لعنت خدا بر تو قاتل کثیف .
اگه فرضیه پلیس درست باشد و پدر این 2 طفل قاتل باشد لابد در دادگاه به استناد اینکه پدر این 2 بچه است قصاص نمی شود .!!!
با قصاص در ملاء عام موافقم
کاش به بهزیستی می سپردند
کاش به خانواده ای که آرزوی بچه داشتند می سپرند
کاش بهزیستی اینقدر سخت نمی گرفت
باور کنید اگر سرپرستی را بهزیستی به مادران دارای فرزند به راحتی می داد من به شخصه یکی را به فرزندی قبول می کردم
به کدامین گناه ؟؟
جنايت در اوج شقاوت . اطمينان دارم قاتل بعد از ارتكاب جرم كه در تاريخ بشريت سابقه نداشته نميتواند زنده بماند و زندگي عادي داشته باشد مگر اينكه در توجيه عمل خود مثل ساير جنايتكاران مصرف شيشه و كوفت و زهر مار را بهانه قرار داده و براحتي رد شود .
بسیار دردناک بود... به چه گناهی؟ این ها انسان نیستند... نمی دونم که چی بگم واقعا موندم... و یک سوال کدوم آدم نما اومده و به نظرات منفی داده؟ این یعنی اینکه حمایت میکنه از این کار؟؟
شما اشتباه برداشت كردين دوستان به مسائلي مثل بانك اطلاعاتي يا از بيبن بردن قاتل قبل از رسيدن به دادگاه و... نظر منفي دادن و منظور حمايت از قاتل نبوده
من یک دختر کوچولو دارم هر روز که میرم خونه تا نیم ساعت از خوشحال جیغ میکشه بعد ساعتها با هم بازی میکنیم من فکر میکنم حتی حیوانات هم با بچه های خودشون این کارا رو نمیکنن.
من هم مثل اسی دختر 3.5ساله ام همش جلوی چشم است و شدیداً بغض کردم اون کثافتی که این کار رو کرده نمیشود بهش گفت حیوان خواستی رنج مشکلات تورو نکشن یا هر چیزه دیگه خوب نامرد تویه یه حرمی پارکی یا جایی ولشون میکردی و میرفتی یا اگرم واقعاً اینجوری بود خودشم همون بغل خودکشی میکرد نه بره دنبال عشق و حالش
بخدا قسم اگه جاي خانواده و فاميل ايندو طفل بودم فرصت اينو نميدادم كه پاي قاتل آنها حتي به دادگاه باز بشه.
در تکمیل نظر برادر بزرگوارم که پیشنهاد بانک اطلاعات افراد را بر مبنی اثر انگشت آنها را داده بودند باید به عرض برسانم برای حفظ امنیت شهروندان و مسائل امنیت ملی باید بانک اطلا عات ژنتیک هم به سیستم بالا افزوده شود چون گاهی اوقات یک تار مو هم می تواند گویای حقایقی باشد.
یا علی
با سلام من هم با نظر دوستمان موافقم
بهتر است اثر انگشت هر نفر تبديل به يك كد شده و در كارت ملي ثبت شود.
دراين حالت هيچ كس گم نميشود و هر كس را ميتوان با هويت واقعيش شناخت همچنين در عمليات پليسي نيز بسيار موفقيت آميز است.
باتشكر از ثبت پيام
عاملان این جنایت باید پس از شناسایی و فورآ قصاص شوندتا درس عبرتی برای سایرین باشد . .در عکس هایی دیدم که پلنگی پس از شکار یک آهو هنگامی که دید باردار است ، نه تنها از خوردن آن امتنا کرد بلکه از بچه آهو مر اقبت کرد.انسان تأسف می خور د که برخی از انسان نماها از درندگان هم وحشی ترند ، چه اعمال آن ها از روی غریزه است و این از ر وی عمد.
البته این جنایت واقعا" هولناک است و قاتل این طفل معصوم ها انشاالله مجازات خواهند شد.اما اون جریان پلنگ و آهو یک دروغ شاخدار است چون پلنگ این چیزا حالیش نیست.
لعنت بر مسببین این فاجعه. سال هاست که در حسرت داشتن یک دختر کوچولو شب و روز می گذرانم. باورم نمی شود که کسی این قدر قسی القلب باشد که بتواند چنین بلایی به سر یک فرشته ی کوچک هفت ماهه و یک طفل بی گناه 5 ساله بیاورد. بی گناه ترین مخلوقات خداوند. "بای ذنب قتلت"؟
من خيلي وقته كه اين نظر رو داده بودم ولي بازم ميگم، بهتره كه روي كارت ملي گروه خوني و درج بشه و شماره ملي هر كس به اثر انگشتش در سيستم متصل باشه كه با يك اسكن راحت بشه مشخصات رو به دست آورد. اين اطلاعات همه موجوده و فقط بايد يك نظم و ترتيب و يكپارچگي اطلاعات در يك بانك اطلاعات در آگاهي به وجود بياد.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.