آخرین خبرآیت‌الله العظمی وحید خراسانی در بخش مراقبت‌های ویژه بستری شدند
1بازدید
۲۳۱

نقد و بررسی «پایتخت» از نگاهی دیگر؛

بسیاری از اهالی پایتخت همان حس غریب باباپنجعلی را دارند

در سالیان اخیر به میزانی درباره طبقه متوسط و بالای شهری در رسانه های گوناگون فیلم و گزارش و مستند و... ساخته شده که به تدریج فراموشمان شده بود، طبقه متوسط روستایی و حتی شهرستانی هم در این کشور وجود دارد، طبقه ای که متأسفانه به جبر روزگار و اقتضای زمانه برخی از آنان به شهرهای بزرگ کوچ کرده اند و زیر فشار رسانه ای طبقات متوسط و بالای شهری گویی له شده اند و...

بسیاری از اهالی پایتخت همان حس غریب باباپنجعلی را دارند
پس از انتشار نقد و تحلیل «تابناک» از وضعیت برنامه های نوروزی رسانه ملی و به ویژه تلویزیون، یکی از همکاران رسانه ای در یادداشتی کوتاه به برخی انتقادات به ویژه درباره سریال «پایتخت» ساخته سیروس مقدم پاسخ داده است که به شرح زیر می آید:

آنچه در چند روز اخیر در برخی محافل رسانه ای ـ اعم از هنری و غیرهنری درباره یک اثر هنری مطرح شده عمدتا مربوط به مجموعه «پایتخت»، آخرین ساخته سیروس مقدم است که هم اکنون در حال پخش از شبکه یک تلویزیون می باشد.

 ایراد اصلی که گروهی به ویژه برخی از مقامات استان مازندران و یا تشکل های فرهنگی و دانشجویی این استان به این مجموعه وارد کرده اند، لهجه شمالی بازیگران این مجموعه و به ویژه لهجه محسن تنابنده و علیرضا خمسه است.

این در حالی است که عموم بینندگان این مجموعه تاکنون در جایی نگفته اند که لهجه موجود در فیلم باعث خنده آنان شده است، بلکه در واقع بر عکس استفاده از لهجه شیرین مازندرانی، اتفاقا چنان بر صمیمیت فضای فیلم افزوده است که استفاده از هیچ لهجه دیگر از اقوام مختلف ایرانی، نمی توانست صمیمیت، یکدلی و سادگی این مجموعه را تا بدین حد برساند.

 در این چند روز کسانی که مجموعه پایتخت را از تلویزیون دیده اند، مجذوب سادگی و بی تکلفی شخصیت های اصلی، اطمینان و توکل بر خدا داشتن آنان که اتفاقا یکی از ویژگی های اصلی مردم استان مازندران است، شده اند.

هرچند مجموعه پایتخت به مناسبت ایام نوروز، رگه هایی از طنز هم در آن دیده می شود، در واقع طنزی خالی و خشک نیست، قصه ای است گذرا که اغلب کسانی که از شهرستان به این پایتخت دود و ماشین هجرت کرده اند با این قصه آشنا هستند به ویژه اینکه غلبه فرهنگ «اصالت کار و سرمایه و پول» در این درندشت تهران، در جای جای آن دیده می شود و کیست که نداند که اگر در عالم واقع هم کسی با مشکلی که برای خانواده معمولی پیش آمده برخورد کند با سرنوشتی بعضا بدتر از آنچه به تصویر کشیده شده روبروست.

متأسفانه در این قیل و قال های پیش آمده درباره مجموعه پایتخت، کمتر از بازی فوق العاده علیرضا خمسه و محسن تنابنده سخن گفته شده است. کارگردان در این مجموعه، دردها، غم ها و حتی عصیان های افرادی را نشان داده است که از طبقه متوسط روستایی هستند که به ندرت سرنوشت آنان در فیلم ها، داستان ها، کتاب ها و روزنامه ها به تصویر درآمده است. عصیان های محسن تنابنده در این سریال به همراه گریه ها، دلتنگی ها، ناراحتی ها و حتی خنده هایش، برای یک بار هم که شده مخاطب روستایی را مجبور کرده است که با او هم ذات پنداری کند و به خنده هایش بخندد، با گریه هایش بغض کند و با هیجاناتش، هیجان بگیرد.

این در حالی است که در سالیان اخیر به میزانی درباره طبقه متوسط و بالای شهری در رسانه های مختلف فیلم و گزارش و مستند و... ساخته شده است که به تدریج فراموشمان شده بود که طبقه متوسط روستایی و حتی شهرستانی هم در این کشور وجود دارد؛ طبقه ای که متأسفانه به جبر روزگار و اقتضای زمانه برخی از آنان به شهرهای بزرگ کوچ کرده اند و تحت فشار رسانه ای طبقات متوسط و بالای شهری گویی له شده اند و کیست که نداند که جامعه ایرانی تا همین بیست سال پیش جامعه ای عمدتا روستایی بود؛ جامعه ای که هسته مرکزی آن در روستا و شهرهای کوچک شکل گرفته و اصلا چیزی به معنای کلان شهر امروزی وجود خارجی نداشت.

هرچند در این مورد تحقیق مستندی وجود ندارد، ولی می توان گفت در درصد بالایی از مردمی که هم اکنون در تهران ساکن هستند، آن حس غریب «بابا پنجعلی» ـ با بازی درخشان علیرضا خمسه ـ برای بازگشت به دیار خود وجود دارد و اینان اتفاقا درصد کثیری از جمعیت کلان شهرها و از جمله تهران را تشکیل می دهند.

گویا سیروس مقدم در این کار به احیای طبقه متوسط روستایی و شهری پرداخته است که رسانه ندارند، در مناصب دولتی حضور ظاهری ندارند و حتی در خیابان ها هم دیده نمی شوند.

کار سیروس مقدم و بازیگرانش هرچند قطعا نواقص و نقاط ضعفی هم دارد، اما بدون شک جای تقدیر و تشکر هم دارد، چرا که پرداختن به این حوزه به خاطر خیل منتقدانی که رسانه، نفوذ و قدرت دارند، به قول معروف دل شیر می خواهد.

هرچند تلویزیون دیر اما سرانجام به این حقیقت پی برد که سال هاست بخشی از مردم این کشور در همه رسانه فراموش شده اند و برای همین، ساخت و حمایت از چنین سریالی جای تقدیر دارد. مردم استان مازندران هم دل خوش بدارند که همه ما از یک خون و یک گل هستیم و در ظرفی همچون ایرانمان گرد هم آمده ایم که با هم بخندیم و به هم نخندیم... .
 
Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

سلام۱۳۹۰/۰۱/۱۵ ۱۱:۵۷

قبل از هرچیز از آقای مقدم و آقای تنابنده و همه عوامل سریال پایتخت تشکر می کنم و خسته نباشید می گم.
اما ناراحتی بعضی دوستان از لهجه و هر چیز دیگه دور از انتظار نبود ولی مشکلات این خانواده را بیشتر مردم ایران دارند و این مهاجرت برای چیه؟برای اینکه تهران شهر خوبیه؟هرگز
فقط اینکه تهران داره حق کل اقوام ایرانی رو می بلعه و بعضی از تهرانی های گرامی که اصلا" تهرانی هستند از این مهاجرت ناراحتند ولی اگر خوب به خودشان نگاه کنند اصلا" خودشان و هرکس دیگری که تو تهرانه واقعا"تهرانی؟
کرد و لر و مازن و گیل و بلوچ و جنوبی و خراسانی زحمت می کشند و کمترین امکانات و دارند و تهرانی های دیگه فقط مصرف کنند و به آلودگی جو بیافزایند.
ولی جدا از این تعصبات کور نژادی بیاییم به فکر ایران باشیم نه لهجه و قوم و تنها شهر خود.

ناشناس۱۳۹۰/۰۱/۱۵ ۱۱:۲۳

در خصوص نوشته بالا توجه به این نکته ضروری است که در 30 سال گذشته آنکه در تهران له شده است تهرانیهای قدیمی بوده اند که زیر هجوم مهاجران شهرستانی مدفون گردیده اند . مهاجرانی که با خود فقر و خشونت ، زاغه نشینی ، اعتیاد ، مشاغل کاذب ، راننگی خطرناک و بیسوادی را به این شهر آوردند . البته به جز معدودی از ایشان که تحصیل کرده و از خانواده های با فرهنگ شهرستانها بوده اند . در مورد به کار گیری مهاجران بیسواد و کم فرهنگ روستایی در ادارات و سازمانهای دولتی نیز واقعیت خلاف نظر نویسنده متن خبری فوق است . اگر سری به ادارات دولتی بزنید به وضوح می بینید بسیاری از مدیران دولتی بچه های روستاها و شهر های کوچک و گمنام هستند که حتی پس از 30 سال زندگی در تهران هنوز فارسی را درست و بدون لهجه صحبت نمی کنند .دانش تخصصی ندارند . با زد وبند خود را نگه داشته اند . کارایی ضعیفی دارند و اولویت کارشان ثروت اندوزی است و این در حالی است که تهرانیهای قدیمی و با فرهنگ یا به خارج از کشور مهاجرت کرده اند یا بازنشسته و خانه نشین هستند و یا علی رغم بهره مندی از تحصیلات دانشگاهی و تجربه کاری در ادارات دولتی زیر دست روستاییان عزیز فرمانبری می کنند .

حسن۱۳۹۰/۰۱/۱۵ ۱۱:۱۲

سلام ! مايك داماد مازني داريم كه 40 سال در تهران ساكن است و مازني صحبت نمي كند حتي با مازني ها . خيلي كم! ول ي از ديدن اين سريال خوشحال شد

نیما۱۳۹۰/۰۱/۱۵ ۱۱:۰۹

دیکته نا نوشته غلط ندارد . ممنونیم از اقای مقدم که مارا کمی از فیلمهای تجملاتی در خانه های اشرافی و از مرفهین بی اصالت دور کردند . سادگی و بی الایشی در کمال متانت و آرامش چی بهتر از این

ناشناس۱۳۹۰/۰۱/۱۵ ۱۱:۰۴

نقـــــــــــــــــــــــــــــــــی بخوابونم تو دهنـــــــــــــــــــــش

حسام۱۳۹۰/۰۱/۱۵ ۱۱:۰۰

محسن تنابنده چون اهل دامغان هست بواسطه نزدیکی با مازندران لهجه بهتری داشت و البته طبیعی که یک مجموعه بازیگر نمی توانند براحتی ودر مدت کئتاه لهجه یک محل را یاد بگیرند این نقیصه را نباید به مسخرگی ربط بدهیم . در مجموع قابل قبول بود مخصوصاً بازی روان وزیبای نقی وهمسرش و بابا پنجعلی البته نقش آقای خمسه ایراداتی داشت که احتمالاً از نوشتار بود . گاهی سفیه بود گاهی بسیار عاقل. گاهی فراموشکار گاهی بسیار حواس جمع .

ناشناس۱۳۹۰/۰۱/۱۵ ۱۰:۵۶

آخه من موندم این چه مملکتیه که تا یه فیلم یا یه سریالی و میسازند همه شهرستانیا بهشون بر میخوره . پس اگه اینطوره ما تهرانیا هم باید بگیم چرا لهجه ما هارو تقلید میکنید . ؟؟؟

قاصدک۱۳۹۰/۰۱/۱۵ ۱۰:۲۴

فکرمیکنم واقعا بازیگران خوب و هنرمندی رو برای این نقشها انتخاب کرده بودند، آقای تنابنده و خانم رامین فر خیلی به هم میومدن، آقای مهرانفر هم که دیگه بینظیر بودن، خسته نباشن همگی کارشون عالی بود.

ناشناس۱۳۹۰/۰۱/۱۵ ۰۹:۵۴

واقعا که سریال بسیار زیبایی بود . باید به اقای سیروس مقدم دست مریزاد گفت با این سریال زیبا و آموزنده. از اون سریال مزخرف و تکراری مجید صالحی و سعید اقاخانی خیلی بهتر بود هم شیرین جذاب طنز سرگرم کننده و قشنگ بود مخصوصا پایان بسیار زیبایی داشت و خیلی شسته رفته تمام شد. با تشکر

reza۱۳۹۰/۰۱/۱۵ ۰۹:۳۷

من شخصاازديدن اين سريال بسيار لذت بردم وازهمه دست اندر كاران خوصصا بازيگران خوش نقش اين سريال كمال تشكروقدرداني رادارم واميدوارم درآينده هم اين چنين سريالهايي كه قشر متوسط به پايين را به تصويرميكشند ساخته شود.من هم يك شهرستاني هستم وهيچ گله وشكايتي از نوع لهجه بازيگران فيلم ندارم درواقع بسيار شيرين وعالي صحبت ميكردنندواصلا فكرنميكنم توهيني به كسي شده باشد وبرعكس من ديدم نسبت به علي آباد ومردم عزيز مازندراني بسيار مثبت است.

نوید۱۳۹۰/۰۱/۱۵ ۰۹:۰۹

محسن تنابنده بعنوان بازیگر ،نویسنده فیلمنامه ، انتخاب بعضی بازیگران وبازیگردان نقش بسزایی درتولید باکیفیت و ساختار محکم سریال داشتند. البته سیروس مقدم نیز با توجه به سریالهای قبلی بخصوص چاردیواری و زیر هشت بسیار پخته تر شده و این در روند کارهایش بسیار ملموس است.

علي۱۳۹۰/۰۱/۱۵ ۰۹:۰۷

نقيييييييييييييي..... ناهار نخردمه....

ناشناس۱۳۹۰/۰۱/۱۵ ۰۹:۰۰

سریال پایتخت خیلی عالی بود باتشکر ازعوامل سازنده سریال

ناشناس۱۳۹۰/۰۱/۱۵ ۰۸:۴۴

خیلی خوب بود خسته نباشید

حسین۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۹:۳۱

پیر مردهای مازندرانی شکم پرست نیستند آقای مقدم.

سچاد۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۹:۱۱

خمسه یه نموره باعث شده بود که حس مسخره کردن به وجود بیاد
تنابنده که خود ِ خوده شمالی بود
یه جا یه زن شمالی اومد مثلا علی آبادی بود ولی لهجه گیلانی داشت

نکته مثبت و باحالش این بود که این مازندرانی ها جنم داشتند
هر جا میرفتند کارشونو پیش می بردند
میگم مازندرانی چون همه چیش مازندرانی بود از پلاک ایران 62 تا رفتار و کردارشون

نمیدونم شاید ترسیدن که بگن از آمل بابل اومدن
مجبور شدن بگن علی آباد که جمعیت بومی کمتری داره

آره داداش

فرهاد۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۷:۳۹

این سریال ما را از فارسی وان و من وتو دور کرد .

جواد- چالوس۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۶:۴۵

من که بعد از سالها یه برنامه ای رو غیر 90 از صدا و سیما ! دیدم.
دم همه ی بچه های سریال پایتخت گرم...

ناشناس۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۶:۳۵

باتشکر از آقای مقدم که سریالهایش حرف ندارد و مخصوصاً از آقای تنابنده که خیلی خیلی دوستش دارم i love you

ناشناس۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۶:۲۲

افتخار بیشتر تهرانی ها این است که علی آبادی و حسن آبادی و ... هستند . دود و ماشین و سیمان که افتخاری ندارد .

دنیا۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۶:۰۲

خیلی عالی بود واقعا" سپاسگذاریم از آقای تنابنده بالاخره بعد از چند وقت یه سریال درست و حسابی پخش کردن. ولی من کلی سر یه قسمت از این فیلم گریه کردم

ناشناس۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۵:۵۶

اگر شما فکر می کنید که درک مردم ما از یک خطه و یک قومیت محدود به یک سریال است کاملا در اشتباه هستید در ضمن که نکات مثبت و آموزنده فیلم بسیار بیشتر از نکات منفی بود. حساس نشید

ليلا۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۵:۳۵

كلاً يه عده بيكار نشستند ببيند از چه لهجه و شغلي تو فيلم استفاده ميشه تا ايراد بگيرن بابا اين همه فيلم درموردتهروني ها ساخته شده انقدر بي جنبه بازي در نياوردن بعدش به جاي ايراد گرفتن نكاتي را نگاه كنيد كه سادگي و صفا صميميتي رو نشون ميده كه تو پايتخت كمتر مي بيني و من واقعاً بهشون غبطه خوردم

حبيب۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۵:۳۴

سلام،

ما مازني ها بخاطر لهجه اعتراضي نداريم بلكه به سادگي بيش از حد و عقب مانده نشان دادن ما در فيلم و عقل كل دانستن تهرانيها معترضيم.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

امیرh۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۵:۲۸

..چند جلسه فیلم را دیدم ترجیح داذم وقتم را تلف نکنم

مازیار۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۵:۱۳

ناهار نخوردمه، دختر محمود نقاش

مجید قلی پور۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۵:۰۹

سریال پایتخت باهمه حواشی نشان دهنده مشکلات شهرستانیها در تهران بود پس با دید دیگری نگاه کنیم .سریال بدی نبود.

nima۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۴:۵۵

سلام علي آبادروستايي است بين قائمشهروبابل با علي آباد كتول اشتباه نگيريد

ناشناس۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۴:۵۴

واقعا سریا جالب و زیبایی بود خیلی لذت بردیم

ناشناس۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۴:۵۴

نقی.......

ناشناس۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۴:۴۴

اتفاقا با این فیلم من بیشتر از شمالی ها خوشم آمد

ناشناس۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۴:۳۷

سلام
من ساکن بندرعباس هستم
اتفاقا بیشترین حرفی که در شهر ما از این سریال هست اینه که شمالیها چقدر بچه و خانواده شونو دوست دارند

ایمان۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۴:۳۰

من مازندرانی هستم و دانشجوی ارشد دانشگاه تهران.همین امروز وقتی تو بی آر تی بودم،بارها شنیدم که بعضی از دوستان تهرانی بلند میگفتن"نقیییییییییییییی" "نهار نخردمه" و ... و بعد میخندیدن.این به سخره گرفتن مازندرانی ها نیست؟

سید وحید حسینی۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۴:۲۰

سریال پایتخت را باید یکی از شاهکارهای تلوزیونی برشمرد البته جناب آقای سیروس مقدم پیش از این نیز ثابت کرده اند که از توان بالایی برای ساخت سریالهای تلوزیونی برخور دار هستند همچنین بازی قوی و گیرای محسن تنابنده - و آقای مهران فر و همچنین استاد علیرضا خمسه در اذهان سالیان سال به یادگار خواهد ماند به کسانی که ایراد وم انتقادات غیر اساسی به این سریال می گیرند با ید عرض کنم که با این همه محدودیت در ساخت سریالهای طنز و دست و پا بسته بوده عوامل ساخت اینگونه سریالها وجود چنین برنامه هایی بسیار عالی است

سوگند۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۴:۱۶

با سلام و خسته نباشيد
به نظر من عالي بود هم لهجه هم موضوع داستان
به نظر من نكات مثبت بيشتر از نكات منفي بود بايد دقت كرد در تمام سريال ها مخصوصا طنز مواردي براي خنده استفاده مي شود كه اين ربطي به تركي ، مازي يا لري ندارد به حق از احترام عروس به پدرشوهر يا همكاري با مشكلات شوهر ( كه از همسران امروزي كمي بعيد است زود قهر و خانه پدرو ... ) و همكاري فاميلي از پيدا كردن پول تا به دندان كشيدن وسايل براي رساندن به مقصد توي اين دور و زمان از برادر بعيد است چه برسد به پسر خاله كه از خصوصيات خوب و بارز شهرستاني هاست اميدوارم آقاي مقدم و تنابنده موفق و مويد باشند عيد خوبي را با اين سريال براي ما رقم زدند

ناشناس۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۴:۰۳

خداراشكركه بالاخره يكي پيدا شد تو فيلمش سادگي وصداقت وتوكل جاي رياومدومصرف رابگيره

ناشناس۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۴:۰۳

به نظر من که از اهالی مازندران نیستم این سریال بسیار بی آلایش، صمیمی ونشان دهنده گرمی روابط در یک خانواده مازندرانی ( یا گلستانی) بود. از دید من هیچ نوع بی فرهنگی خاصی که بعضی از دوستان به آن اشاره کرده بودند در سریال دیده نمیشد. برعکس سطح بالایی از درک و شعور هم در زنان و هم در مردان شمالی این سریال نشان داده شده بود. در کل سریال بسیار دوست داشتنی و دلنوازی بود.

ضامن۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۳:۳۷

-سریال پایتخت عالی بود ..از همه بازیگران وکارگردان.تهیه کننده وعوامل ... تشکرمیکنم.پیامهایی همچون توکل. تتور.اداب ورسوم شرعی. گذشت وایثار .ودرسهای زندگی .اجتماعی وفرهنگی بسیار داشت .اگر هم ضعفی هم بوده خیلی کم بود

یه خوزستانی۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۳:۲۳

اونایی که میگید یه سریال بود تموم شد و رفت الکی حساس شدید چطور میشه حساس نبود؟تا حالا چندین سریال از شبکه های ملی !1!!پخش شده که شهرستانی ها رو مسخره کردن مثل فاصله ها و همین پایتخت و ...یکی نیست به این مدیران و کارگردانان مثلا محترم بگه سادگی با بی فرهنگی و هالو بودن فرق میکنه . اقای خمسه و مقدم باید از این سریال پر از توهین خجالت بکشن .باید حساس بود چون این اخریش نیست.یه ماه دیگه هم یه سریال می سازن که یه شهرستانی با بقچه پا میشه میاد تهران و ... امیدوارم تابناک ردش نکنی

رضوان۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۳:۱۳

سلام . من بعنوان يك مازني كه سابقه حضور ما ... در مازندران به 200 سال مي رسد...
از سريال بسيار زيبا ، خودماني و حرف دل ، پايتخت ، تقدير مي كنم و به هنر نمايي ، خالي از هر گونه تمسخر و عناد
هنرمندانش را احسن مي گويم ...
البته به هم شهريان عزيز و منتقد خود نيز عرض مي كنم كه اگر غيرت مازني مان قراراست فعال و پويا باشد بر اي كساني باشد كه در داخل همين استان چشم ديدن همديگر را ندارند ...!؟
بر فرض محال اگر فرض كنيم كه اين سريال زبان تمسخر داشته است ..؟! لا اقل خودمان بعنوان مازني غيرتمند در محافل و مجالس خصوصي و بعضا مذهبي ؟!! زبان به طنزويا .... هم ولايتي هاي غرب كشور !!! نداشته باشيم .

ناشناس۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۳:۰۸

سریال اینهمه حرف برای گفتن داشت بعد یه سری افراد سطحی نگر فقط به لهجه سریال گیر دادن ... کلا تو ایران هر کی سریال بسازه یه سری افراد پیدا میشن که بهشون برخورده باشه ! بعد از سالها بالاخره یه سریال دیدیم که توش به شعور بیننده احترام گذاشته شده بود ولی متاسفانه همیشه اینگونه افراد سطحی نگر میان تخریب میکنن .

ناصح۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۳:۰۶

همیشه از نقش صدا و سیما در فرهنگ سازی و آگاهی جامعه سخن گفته شده است. تاثیرپذیری آن در آحاد جامعه راهمه قبول داریم اما بارها این رسانه پرمخاطب این رسالت بزرگش را فراموش می کند.در نوروز امسال نیز شاهد برنامه های مختلف از این رسانه بودیم که هرکدام نقاط قوت و ضعف خود را داشت. در این مقوله سخن از سریال طنز پایتخت است. و آنچه که نظر من را به خود جلب کرد نقش سالمندان این سرمایه های با ارزش در این سریال بود. به راستی طنز و هجو مرزی باریک دارد. خنداندن تماشاچی(اگر خنده ای در کار باشد ) به چه قیمت؟آیا نقش سالمند در خانواده به تکرار یکسری جملات محدود(شام نخوردیم یا بریم مشهد) خلاصه می شود؟ایا حرمت این عزیزان با سخره گرفتن ناتوانایی های فیزیولوژیکی (مانند پیرگوشی) که ممکن است برای هریک از ما ایجاد شود حفظ می گردد؟آیا عزت نفس آنان با نمایش وابستگی های جسمی و اقتصادی خدشه دار نمی شود؟به یاد داشته باشیم که همه ما روزگاری حتی از پراندن مگسی از خود ناتوان بودیم و سالیان سال از نظر اقتصادی و جسمی و...به این عزیزان وابسته بودیم و هیچگاه با نیشخند به سخره گرفته نشدیم. کاش برای این خنده های گذرا از سالمندان و معلولین دست بکشیم و با دیدی بازتر به طنز و اثرات سازنده و مخرب أن در جامعه بنگریم.البته جا دارد به نکته مثبت این سریال که رابطه خوب عروس با پدرشوهرش و احترام بین آندو بود نیز اشاره شود.

به امید فردایی بهتر برای جوان و سالمند کشور

هادي۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۲:۵۲

من از نويسنده وبازيگر قادر آقاي تنابنده تشكر ميكنم وهمچنين از بازي عالي آقاي خمسه
تمنا ميكنم نقدها را برروي انصاف مطرح كنيد
سريال پايتخت عالي بود

ناشناس۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۲:۵۱

حساس نشو حساس نشو

ناشناس۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۲:۴۸

با سلام،
تجربه نشان داده ساخت هر گونه سریال و فیلم درشبکه های ملی و سراسری که در آن لهجه ای استفاده بشود اشتباه است. برای من بیننده همیشه جالب بوده که ما به لهجه دیگران می خندیم اما قطعاً لهجه خودم مقدس است .
از طرفی شبکه های استانی را ببینید. در شبکه استانی ما در کنار برنامه های جدی، نمایش ها و مسابقات طنز سرشار از لودگی و مسخرگی وجود دارد که مجری یا هنرپیشه آن با لهجه محلی صحبت می کند و من (همانند غالب همه مردم) آنرا با لذت نگاه می کنم .
نتیجه اینکه ما همچنان گول سر خودمان بمالیم. و شبکه های ملی و سراسری هم قید ساخت سریال دارای هر گونه لهجه را بزند.
ایراد احتمالی: بچه من وقتی با یک هموطن غیر استان ما صحبت می کند فکر می کند طرف افغانی ، پاکستانی .. است. بنده خدا حق هم دارد.

جلال جليلوند۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۲:۴۷

حقير نتوانتسم بيش از سه يا چهار قسمت اين سريال را ببينم . آنچه كه دوتستان از مسخره كردن لهجه‌يك شهر يا استان خاص گفته‌اند به عنوان يك غير مازني يا گلستاني همچين حساسي نداشتم و به نظر مي‌رسد اين نوع احساسها ناشي از تفكر همذات پنداري با شخصيت هاي داستان است . ضمنا اين سريال برشي از قصه‌ي يك خانواده است و هيچ دليلي نداريم كه اين خانواده را نمونه خانواده‌هاي شمالي و .... بدانيم و از اين موضوع احساس ناخرسندي كنيم . پير مردي با وجود آسيب‌هاي ذهني آنچنان بارورهاي مذهبي در دل و جانش ريشه دوانده كه در حاق بارورهاي خود دائم مشهد و نماز و غيره را مد نظر دارد . يا اين خصلت نيكوي خانواده مع به مجرد ايجاد يك مشكل در پي محكوميت يكديگر نيستند و باراستي و همدستي تلاش مي‌كنند مشكل را حل كنند و دهها نمونه از اين دست كه متاسفانه ديده نمي شود .

ايراني۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۲:۳۶

شوخي و خنده بله ، ولي چرا توهين و القاي نفهمي و عقب ماندگي غير پايتخت نشينان؟ خنده به چه قيمتي؟ قرآن را بخوانيد تمسخر زدن ويژگي چه كساني است؟

ناشناس۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۲:۳۶

من يك شهرستاني هستم كه 15 سال است در پايتخت مقيم هستم/ به نظرم در اين فيلم، يكدلي، محبت، احترام به پدر (پدري كه سالها بدون هوش و حواس است) صفا و صميميت شهرستانيها و روابط خشك و بدون درك مقابل و خودبيني تهراني ها به تصوير كشيده شده بود/
من كه با ديدن اين فيلم علاقه ام به علي آباديها بيشتر شد

فرهاد۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۲:۳۳

با تشکر فراوان از عوامل این مجموعه جذاب، و آموزنده.خداوند به شما وخانواده محترمتان سلامتی و طول عمر عنایت بفرماید.ما که در ایام نوروز تفریحی جز تماشای تلوزیون نداشتیم، از این سریال فوق العاده لذت بردیم...

کوروش۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۱۲:۳۲

با سلام/بعد از مدتها یک کار پر معنی/با مفهوم/اموزنده/وسراسر درس زندگی/دیدیم/به نظر من کسانی که منفی گفته اند اصلا سریال را ندیده اند
این کار مانند کارهای مهران مدیری متفاوت بود/
تمامی شبکه ها دچار یکنواختی و موضوعات سطحی شده اند
به هیچ عنوان به سادگی علی اباد یها
توهین نشده/بلکه دوز و کلک و قالتاق بازی های پایتخت نشینان روشن گردیده/
حرف بسیاره در مورد عالی بودن این سریال
خدا قوت محسن خان تنابنده.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.