آخرین خبرعکس: مراسم تشییع پیکر حمید علیدوستی
1266بازدید

گفت‌وگو با نويسنده مجموعه «ترانه مادري»

چرا پويا عاشق دختري 6 سال بزرگتر از خودش مي‌شود؟

جواني كه از شدت محبت توانايي انجام هيچ كاري را ندارد، ما خودمان به دست خود اينها را اين‌گونه تربيت كرده‌ايم و آنقدر به آنها توجه كرديم و نگذاشتيم دست به سياه و سفيد بزنند. مثل« پويا» كه اينقدر پاستوريزه است و در يك شرايط آزمايشگاهي رشد پيدا كرده است. خوب اين موجود آزمايشگاهي به نخستين نفر كه اتفاقا ظرفش را شكسته، دل مي‌بندد. اگر ثريا يا هر فرد ديگري حتي استادش كه بيست سال از او بزرگتر است، اين كار را مي‌كرد به آن دل مي‌بست.

چرا پويا عاشق دختري 6 سال بزرگتر از خودش مي‌شود؟
مسعود بهبهاني‌نيا در گفت‌وگو با «تابناك» افزود: از يک سو فرزندسالاري ناخواسته به جوانان آسيب مي‌زند و از سوي ديگر محبت‌هاي زياد باعث تربيت بچه‌هاي لوس و بي‌مهارت مي‌شود كه توانايي اراده فرداي كشور ما را ندارند. مسعود بهبهاني نيا
وي در ادامه بااشاره به اين‌كه مجموعه «ترانه مادري» بر روي فرخنده و فرزندش و روابط متقابل اين دو متمركز شده است، اظهار داشت: براي نشان دادن آسيب‌هاي اجتماعي ناشي از تربيت نادرست فرزندان، دو كودك كه متعلق به يك پدر و مادر هستند، اما در دو شرايط گوناگون پرورش يافته‌‌اند، نمايش داديم. يكي پويا كه به دليل نسبت خوني كه با فرخنده دارد و مشكل نازايي فرخنده به نوعي تربيت مي‌شود و ديگري بهرام که با ليلا هيچ نسبت خوني ندارد و چون بچه‌دار هم مي‌شود، پس دليلي ندارد كه فرزند ديگري را بزرگ كند، اما به علت طمع فرخ و فكر اين كه نگهداري يك بچه، يعني نيمي از سهم آن خانه، اين بچه را بزرگ كرده و در حق او هم مادري كرده است.

نويسنده مجموعه «ترانه مادري» در ادامه گفت: ما سه نوع تربيت فرزندان را به تصوير کشيديم:
1ـ شيوه سخت‌گيري: والدين با محبت و محدود كننده، شخصيتي كه فرخنده در سريال نماينده آن است. اين دسته از والدين اجازه كسب تجربه و يادگيري را از كودك و نوجوان خود مي گيرند. بجاي آنها حرف مي‌زنند، تصميم مي‌گيرند و مشکلات را حل مي کنند.
2ـ شيوه سهل‌گير: اين والدين نسبت به آموزش رفتارهاي اجتماعي سهل انگار هستند.از اين موارد زياد مي‌بينيم بچه ول و رها است. و همين طوري و باري به هر جهت تربيت مي‌شود. نظم و ترتيب كمي در اين گونه خانواده‌ها حاكم است و پايبندي اعضا به قوانين و آداب و رسوم اجتماعي بسيار كم است.
3ـ شيوه قاطع و آزاد منشانه كه به شيوه والدين مقتدر نيز معروف مي‌باشد. در اين شيوه والدين به فرزندان خود استقلال و آزادي فكري مي‌دهند و آنها را تشويق مي‌كنند، اما نوعي محدوديت و كنترل بر اعمال فرزندان اعمال مي‌دارند شخصيت مادر بزرگ و نحوه برخورد او با دختر و پسر و نوه‌اش از اين الگو پيروي مي كند.

بهبهاني‌نيا در ادامه اظهار داشت: براي مبرز كردن اين شيوه‌هاي تربيتي، الگوهاي تربيتي را که هم‌اکنون در جامعه ما کارکرد دارد، در اين خانواده‌ها و شخصيت‌ها قرار داديم و در مقايسه اينها با هم خانواده و تربيت‌هايشان را نقد کرديم و سه نسل را کنار هم قرار داديم:
نسل اول، مادربزرگ، نسلي که ريشه در گذشته ما دارد؛ نسلي که برخوردهايش سنجيده است و براي آن خيلي احترام قايل شديم و مادربزرگ خاصي را معرفي کرديم.
 
نسل دوم، فرخنده و فرخ و همسرانشان که اينها نسل گرفتارند؛ نسلي که باخودشان درگيرند و مشکلات زيادي دارند.
 
 
نسل سوم، نسل پويا و بهرام که بي‌خبر از گذشته‌اند و نمي‌دانند که از کجا آمده‌اند و از هويت خود آگاه نيستند.

اين نويسنده كهنه‌كار با اشاره به اختلالات رفتاري پويا گفت: در طراحي قصه، اگر پويا را آدم عاقل و پخته‌اي معرفي مي‌کرديم، قطعاً انتخاب نغمه غلط بود. اين ايراد وارد بود که مثلا يك آدم هوشمندي مثل پويا چرا يك دختري كه شش سال از خودش بزرگتر است را براي همسري انتخاب كرده است، ولي داستان «ترانه مادري» در مورد يك آسيب اجتماعي صحبت مي‌كند. جواني كه از شدت محبت توانايي انجام هيچ كاري را ندارد، ما خودمان به دست خود اينها را اين‌گونه تربيت كرده‌ايم و آنقدر به آنها توجه كرديم و نگذاشتيم دست به سياه و سفيد بزنند. مثل« پويا» كه اينقدر پاستوريزه است و در يك شرايط آزمايشگاهي رشد پيدا كرده است. خوب اين موجود آزمايشگاهي به نخستين نفر كه اتفاقا ظرفش را شكسته، دل مي‌بندد. اگر ثريا يا هر فرد ديگري حتي استادش كه بيست سال از او بزرگتر است، اين كار را مي‌كرد به آن دل مي‌بست.

بهبهاني‌نيا در ادامه اظهار داشت: پر کردن آنتن کاري ندارد. مهم اين است که مخاطب سخت گير امروز کار شما را بپسندد و با علاقه آن را دنبال کند و حرف تازه اي براي زندگي بهتر در آن پيدا کند. ساخت يا پخش سريال‌هايي مثل مجموعه‌هاي کره‌اي كه بازي‌هاي بازيگرانش بسيار ضعيف و در حد بچه دبستاني‌‌هاي ايراني است، هنر نيست و از اين خوشحالم كه براي دومين بار مردم مجموعه‌اي روتين اما غير طنز را انتخاب کردند و به آن نمره قبولي دادند و از حسن تصادف، اين مجموعه در همان باغ طنز معروف برره توليد شد.
 
براي مطالعه متن كامل گفتگو كليك كنيد

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۱۱:۲۸

رجع به وضعیتی که از دانشگاه ترسیم کردید ، شما هیچ وقت مسیرتون به هیچ دانشگاهی نیفتاده ؟ هیچ کتاب درسی نخوندید ؟ آخه بچه ترم اولی آنالیز عددی 2 بلده ؟که مقادیر ویژه درس بده ؟!

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۱۱:۰۷

سلام
من 6 ساله که دانشجوام ما که هرچه خواستیم دیگه به مامان بابامون حالی کنیم که دانشگاه اصلا اینجوری نیست نشد.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۱۰:۵۲

با سلام
احتراماً لازم است نظرات خود را به شرح زير اعلام نمايم:
1- محتوايي در اين داستان ديده نمي شد و بسيار ساده بود و آخر داستان قابل پيش بيني بود و نياز به دنبال كردن هر شب را نداشت. بسياري نقششان معلوم نبود خوب باشد يا بد؟ هر آن ممكن بود كارگردان نقش يكي از آنها را تبديل به يك آدم خوب يا بد كند. (مانند دايي پويا)
در انتها نيز با يك طرز كاملاً مصنوعي از طرف خواهرش و شوهر خواهرش بخشيده مي شود.
2- مسئله دختر و پسر شده سوژه دست اندر كاران فيلم و سريال است كه خسته كننده است توي هر فيلم يكي عاشق و يكي معشوق مي شه
اگر يك مقدار آزادي اروپايي پسر و دختر بود معلوم نبود چه كارها كه نمي كردند كار سريال سازها و فيلم سازها همين شده يك دختر بر و رو دار پيدا مي كنند يك پسر پر روي زير ابرو برداشته هم پيدا مي كنند باضافه ساير عوامل ، و يك فيلم مي سازند چند سال بعد هم معلوم نيست اون پسر و دختره چه مي شوند. و اين بخاطر آنست كه در جامعه ارتباط دو پسر و دختر نامحرم نكوهيده است و از نظر قانوني قابل قبول نيست كه اتفاقاً بيشتر فيلم سازها هم همين روابط را در سريال ها و فيلمهايشان مطرح مي كنند و جاي عجب هم هست كه در اجتماع چيزي نكوهيده است كه در صنعت فيلم و صدا و سيما تبليغ مي شود و جوان نمي داند بدنبال كدام بايد برود؟
3- پويا دانشجوي نماز گزار تربيت يافته يك خانم و آقاي مقيد به آداب پسنديده تو دانشگاه ميشه يك پسر دنبال دختر برو. آيا تو آداب اسلامي گفته اند برو با دختره قرار بذار؟ هديه به نامحرم بده؟
آيا منظورتان اينست كه اين همه تربيت اسلامي پدر و مادر بيهوده بوده و يك دفعه تا پايش به دانشگاه مي رسه همه تربيتها به بي تربيتي ها بدل مي شه؟ يعني بهرام كه با اين مشكل مواجه نشد به خاطر اين بود كه با اين مسائل آشنا بوده و تجربه داشته و در دانشگاه با ديدن چند تا دختر دستپاچه نشده؟ آرايش مويش هم يك جور ديگر بود.

چرا از خودتان صرفاً بخاطر جلب توجه مردم و كسب درآمد دروغ تحويل مردم مي دهيد اگر هم هست فراگير نيست و استثنا است اصلاً تو دانشگاه اين بچه ها اكثراً صحبت اين دختر و پسر فقط بود و روابط اين چنيني آيا تا بحال دانشگاه رفته ايد چرا مي خواهيد تبليغ كنيد كه تو دانشگاه جاي اين كار هاست در سال شكوفايي و نو آوري بايد اينگونه تبليغ كرد؟

با عرض پوزش

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۱۰:۵۱

من يكي از بينندگان بسيار زياد سايت شما هستم حداقل روزي 1 ساعت تو سايت شما هستم - جلبه نظر مرا نمي زنيد ولي نظر بيننده كه دهها مقاله نوشته رو 2 بار مي زنيد دليلش چيه ؟

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۱۰:۴۱

قرار نیست که با یک سریال همه ی مشکلات ممکلت و فرهنگ حل شود. این سریال می خواست به همه ی خانواده ها هشدار دهد که مراقب محبت کردن های افراطی باشید. بچه ی درسخوان شما که اتفاقا اتاقش پر از لوح تقدیر شاگرد اولی است، در ورود به جامعه ی بزرگتر دچار هزار جور مسئله و مشکل می شود که نمی تواند از عهده ی انجامش بربیاید. در دانشگاه ها مثل هر جای دیگر اعتیاد و روابط غلط دختر و پسر وجود دارد و خطرساز شده است. من صدها نمونه مثل پویا سراغ دارم که از راه نرسیده عاشق شده اند و خودشان و بقیه را دچار دردسر کرده اند. این سریال گوشه ای از واقعیت ها را بیان می کرد و برای همین همه آنرا می دیدند.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۱۰:۴۱

در بین سریالهای مختلفی که صدا و سیما پخش کرده، بعضی شان خیلی پر مایه و قابل الگوبرداری برای مردم و خانواده هاست. سریال ترانه مادری به خوبی توانست نشان دهد دخترو پسرها بدون منطق و فکر نباید به هم دل ببندند.
بعضی از بیننده ها به دنبال ایراد گرفتن هستند برای همین متوجه سریال و معنای آن نمی شوند. بجای توجه به مبل نغمه و پدرش بهتر نبود به رفتار آنها توجه کنیم. کاش همه ی دخترها بتوانند با والدینشان مثل نغمه و پدرش رفتار کنند و هر اتفاقی در بیرون خانه می افتد مثل یک دوست به آنها بگوید. شخصیت دانيال حکیمی در نقش فرخ بسیار باور پذیر بود برای اینکه خیلی ها در این موقعیت قرار دارند که حق و ناحق می کنند. شخصیت منصور شوهر فرخنده مثل خیلی از پدرهاست که کار کردن را بر تربیت بچه ها ترجیح می دهند. نکته جالب موضوع فرار از مالیات است که پدر لیلا با استخدام یک آدم ساده تحت نام یک شرکت صوری صادرات میلیاردی داشته است. این هم نمونه های زیادی در جامعه دارد.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۱۰:۴۱

این 2قسمت اخر فیلم که به سبک هندی بود-مگه دقیقه ای چند فیلمارو میفروشن به صداسیما که همش فیلمارو کش میدن؟اونوقت می گن چرا مردم میرن ماهواره نگاه می کنن!

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۱۰:۰۸

بنظر من در مدت اين چند سال اينقدر فيلمهاي تكراري ساخته شده كه ادم از همان قسمت اول تا ته فيلم رو حدس ميزنه.ناگفته نمونه كه يه سري از هنرپيشه ها هم با بازي ضعيفشان بكلي موضوع فيلم رو عوض ميكنند.در ضمن كلي از وقت اين فيلم فقط صرف ايما و اشاره كردن هنرپيشه ها به همديگد گذشت چون موضوع نداشتند فقط مي خواستند وقت رو پر كنند

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۱۰:۰۸

فیلم خوبی نبود.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۰۹:۴۴

من میخواستم نظر بدهم ولی وقتی دیدم اینهمه اینجا نظرات مختلف هست پشیمون شدم

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۰۹:۳۸

ميشه لطفا يكي به من بگه وقتي عمه اين بچه ها فقط بعد از فوت پدر مادرشون، اونا رو برداشته اورده تهران (در شرايطي كه حتي جنگ هم تمام شده بوده و پدر مادر بچه ها فقط براي ديدن مناطق جنگي رفته بودن)!!!! پس چرا ميگه "عمشون اونا رو نجات داد!!!!"
چرا انقدر بيننده رو ابله فرض مي كنين! چرا نميشينين چيزي رو كه نوشتين رو دوباره يه بار از اول تا آخر بخونين! اين كاراتون باعث ميشه آدم از وقتي كه پاي تي وي گذاشته پشيمون شه!

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۰۹:۱۲

با وجود اينكه بعضي سريالهاي ايراني پر محتوي هستند ولي بعضي از آنها حال آدم رو برهم مي زنند . متاسف ميشم براي صدا و سيما كه ثانيه هاي گرانبهاي تلوزيون و بينندگان ميليوني آنرا كه مي تواند جايگاهي براي رشد فرهنگ آنها باشد را اينگونه هدر مي دهد از جمله اولين سريال شبكه سوم سيما در ماه مبارك رمضان با نام بزنگاه .كه اصلا محتوا نداره و همش چرت و پرت مي گن تا بزور و با ايجاد فرهنگ معنادي و ... ملت رو بخندونند .تا به اينجا كه خيلي افتضاح بود ، اميدوارم در آينده بهتر بشه . مسئولين محترم از صدا و سيما ، خصوصا در ايام ماه مبارك كه بينندگان بسيار زيادي دارد در جهت ارتقاي فرهنگ عمومي مردم با استفاده از فيلمهاي طنز بهره ببريد .ما در خيلي از موردها ضعف داريم ، از جمله در : رعايت نظافت عموي در خيابانها و ... ، استفاده از خودروهاي شخصي ، احترام به حقوق ديگران ، آداب معاشرت ، راهنمائي و رانندگي ، صرفه جوئي در مصرف تمامي چيزها و خوردنيها ، آداب غذا خوردن ، راه انداختن كار مردم در وزارتخانه ها و ديگر جاها ، كمك به ديگران ، حذف پارتي بازي در انتخاب مسئولين و جايگزيني آن با شايسته سالاري ، آپارتمان نشيني و صدها مورد ديگر كه نياز به آموزش و تكرار دارند . اميدوارم منتقل گردد . ما نياز به تحول داريم در تمامي ابعاد .

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۰۸:۵۲

فیلمها باید بگونه ای ساخته شوند که بیانگر فرهنگ و تمدن ایرانی باشند.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۰۸:۴۸

سلام از آقاي فيلمنامه نويس محترم بپرسيد چطور دختري كه جلسات اول كه پويا سر كلاس مي رفت اينقدر جلف و بي شخصيت بود بعد از اينكه پويا عاشقش شد چطور به يكباره تغيير هويت داد و شد خانمي متين و متشخص. به نظرم بيشتر بايد به اين فكر كرد كه امثال پوياها اسير فيلمنامه هاي سفارشي هستند در سريالهاي آبكي

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۰۷:۳۶

راستي اين بچه ( پويا ) پارتيش كيه بدبخت مردمي كه هركانال باز ميكني بايد قيافيه اينو ببيني

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۰۵:۲۶

باور کنید که من بارها می خواستم از این سریال انتقادی داشته باشم ولی نشد اینجا به عنوان یک دانشجو و یک مدرس دانشگاه می گویم حیف از آن فیلمی که تو دوربین گذاشتند و از اینها فیلمبرداری کردند. این افکار را چرا به یک دانشجویی که می خواهد تازه وارد دانشگاه شود القا می کنید مگر کم بدبختی از این روابط در دانشگاهها می کشیم این سریال جایی می توانست تا اندازه ای خوب باشد که سر پویا حسابی به سنگ می خورد.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۰۵:۱۳

نفهمیدم با کدام قانون فرزندانی که قبلا پدرومادر داشتن وحتما شناسنامه داشتن شناسنامه آنها باطل میشود ونام پدرآنهادایی ودیگری خاله مادرشان آنها می شود یااینکه آنهادوشناسنامه داشتن که این جرم است

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۰۴:۵۵

اشکالات فنی زیاد هستش ولی نکته ای که بازی خانم بیتا سحرخیز رو اینقدر بد نشون داده... گریم بسیار بسیار ضعیف و باز گرفتن ضعیف تر کارگردان از عوامل هستش..که اگر بازیگران قدیمی و پر کار نبودند می شه تصور کرد که فاجعه کنونی به توان 5 می شد

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۰۲:۳۱

سالهای گذشته قبل از افطار لحظات دلنشینی را با ویژه برنامه ماه رضمان شبکه سوم تجربه میکردم ولی امسال با وجود این مجری برنامه کودک، نه از این برنامه لذت میبرم نه بچه های دبستانی ام میگذارند شبکه دیگری را ببینم.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۰۲:۳۱

پایان مناسبی نداشت

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۰۲:۲۸

نمیدانم چه دستی در کار است که
فرهنگ مردم را دوست دارد پائین نگه دارد.قبل از انقلاب سینمای ما فقط دختر
فراری بود وتبعات آن که اساسا با فرهنگ جامعه متفاوت بود.من تهرانی با
5دهه سن لهجه آنهارا نمیفهمم. و فیلم
امروز ایران خودتان سریال بعد افطار رابا
دقت ببینید.ودیگر سریالهارا جامعه مااین
گونه است.خودتان قاضی باشید.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۰۲:۱۸

خب هميشه همينطوريه من كه تا حالا تو هيچ فيلمي نديدم يه دختر سال اولي 18 يا 19 ساله باشه هميشه بازيگر بالاي 20 سال رو انتخاب مي كنن

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۰۱:۵۸

چیزی در حد نرگس و شاید ضعیفتر که بخاطر نداشتن عنصر "خاله زنک بودن" (چیزی که نرگس دارای آن بود) محبوبیت چندانی هم بدست نیاورد.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۰۱:۲۴

به عنوان كسي كه دهها مقاله و سه كتاب در نقد فيلم و قصه نوشته‌ام و يك كتاب نقدم موفق به دريافت جايزه شده است مي‌خواستم يك نكته بگويم و آن اينكه بهترين راه دريافت نظر مخاطبان اصلي و منتقدان واقعي همين است. نقد يعني همين نظرات كه در اين سطور آمده و چندين نفر با تخصصها و تحصيلات مختلف به ارائه نظر پرداخته‌اند و خوب است فيلمهاي تلويزيون كه با بودجه مردم تهيه ميشوند همگي در چنين جاهايي به نقد و نظر مردم كشيده شوند و نه اينكه چند نفر حقوق بگير تلويزيون به عنوان منتقد «ريئس فرموده»(كه مطلقا از آنها نقدي نديده‌ام) بنشينند و با نويسنده و كارگردان نان قرض بدهند و تعارف تكه پاره كنند و مهمترين حرفشان هم قربان صدقه‌اي رمزي و مخالف خواني مصلحتي و فرمايشي باشد. باور بفرماييد اگر جلسه‌اي در تلويزوين برگزار شود و آقاي كاردان به عنوان مدير جلسه يك مشت متلك و لودگي هم بفرمايند، منتقدان فرمايشي هرگز يكصدم سخناني را كه در اين صفحه آمده بيان نخواهند كرد!

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۰۱:۲۴

به عنوان كسي كه دهها مقاله و سه كتاب در نقد فيلم و قصه نوشته‌ام و يك كتاب نقدم موفق به دريافت جايزه شده است مي‌خواستم يك نكته بگويم و آن اينكه بهترين راه دريافت نظر مخاطبان اصلي و منتقدان واقعي همين است. نقد يعني همين نظرات كه در اين سطور آمده و چندين نفر با تخصصها و تحصيلات مختلف به ارائه نظر پرداخته‌اند و خوب است فيلمهاي تلويزيون كه با بودجه مردم تهيه ميشوند همگي در چنين جاهايي به نقد و نظر مردم كشيده شوند و نه اينكه چند نفر حقوق بگير تلويزيون به عنوان منتقد «ريئس فرموده»(كه مطلقا از آنها نقدي نديده‌ام) بنشينند و با نويسنده و كارگردان نان قرض بدهند و تعارف تكه پاره كنند و مهمترين حرفشان هم قربان صدقه‌اي رمزي و مخالف خواني مصلحتي و فرمايشي باشد. باور بفرماييد اگر جلسه‌اي در تلويزوين برگزار شود و آقاي كاردان به عنوان مدير جلسه يك مشت متلك و لودگي هم بفرمايند، منتقدان فرمايشي هرگز يكصدم سخناني را كه در اين صفحه آمده بيان نخواهند كرد!

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۰۱:۱۱

با سلام
به نظر من نویسنده محترم تا به حال حتی پا توی دانشگاه نذاشتن
من مهندس برق مخابرات هستم
پویا ترم اول درس الکترومغناطیس که ترم 3و4 به بعد ارائه میشه و همچنین درس میدان و امواج ترم 6و7 رو سر کلاس میرفت...
جالب که بهرام که رشته معدن بود هم باهاش سر یه کلاس بود ... و هزاران نکته سوتی دیگه ....
واقعا خجالت آوره که همچین فیلمایی میسازن که حتی یه دقیقه هم روی اون فکر نشده !

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۸ ۰۰:۵۹

به نظرم این سریال نه تنها شایستۀ تقدیر نبود بلکه عوامل آن می بایست به خاطر ساخت چنین سریالی و هدر دادن بودجۀ این مملکت بازخواست می شدند. ساخت چنین سریالهایی توهین به شعور مخاطب است. این سریال پر بود از گافهای ریز و درشت. من هر چه فکر کردم نفهمیدم این پویا و نغمه چطور در همۀ کلاسها با هم بودند و همکلاسی هم؟!؛ در اون صحنه ای که بهرام پرسید کلاس زبان عمومی کجا تشکیل می شه کلی خندیدیم؛ راستی یک صحنه را یادتون هست بهرام کنار پل اهواز ایستاده بود و گفت من الان خرمشهرم!؛ و...
درآخر یک سؤال داشتم اگر کسی جواب این سؤال را می داند بگوید: در سازمانی به عریضی و طویلی صدا و سیما خدایی نکرده اتفاقی افتاده و هیچ کس باقی نمانده که این آقا پویای رو مجری کردن؟؛ این آقا حتی درست نمی تونه حرف بزنه بعد در یکی از ساعات پر مخاطب تلویزیون آمده و مجری شده. حالا با کی فامیله خدا میدونه. دلم برای خودمان می سوزد که مجبوریم برنامه های صدا و سیما را همان طور که هست تحمل کنیم.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۲۲:۴۸

زیاد خوشم نیومد..این جور روایت ها که به گفته عام موجب ادب و احترام فرزندان و رفتار های شایسته میشه دیگه خیلی تو عالم تی وی قدیمی شده..در یه جمله میتونم بگم این سریال زیادی بچه بازی شده بود..حرفاشون کاراشون خیلی لول پایینی داشت..ضمنا این داستان ها دیگه قدیمی شده...بهتره کمی ایده بهتر پیاد کنید

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۲۱:۱۷

این سریال به دلیل اینکه سریال دیگه ای از شبکه های سیما پخش نمی شد پر بیننده شد! وگرنه صد ها و هزارها ایراد بزرگ داشت. و همچین چیز خاصی نبود که اینقدر تقدیر ازش شد و میشه. اکثر اطرافیان بنده با یک دید تمسخر به این سریال نگاه میکردن و هنگام پخش سریال زمانی نبود که به عیب های سریال نخندن!! استفاده از بازی ضعیف بازیگران بی تجربه هم قوز بالا قوز شده بود. و در آخر باز هم تکرار کنم که تنها دلیل پربیننده شدن این سریال، پخش نشدن سریال روتین دیگر به اضافه ی ساعت پخش این مجموعه بود.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۲۱:۱۱

اين سريال بسيار كشدار و بي منطق بود اصلا پسري كه تا اين حد تحت نظر بوده نمي تواند به اين راحتي با ديگران بخصوص جنس مخالف ارتباط برقرار كند. اين يك اصل مسلم است. علاوه بر آن ايرادهاي حقوقي و روانشاني و اجتماعي و حتي انساني در اين سريال بود كه من چند قسمت اول آن را كه ديدم منزجر شدم و ديگر آن را نديدم فقط جسته گريخته برخي صحنه ها را ميديدم و از ديگران ميشنيدم كه حالا چه شد و ..مزخرف بود

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۲۱:۰۱

باید در جواب دوستی که در شماره 4 گفتن برادری مثل فرخ فقط در اوهام و فیلم است بگم که تنها برادر مادربزرگ من ارثیه پدریشونو بالا کشیده (کاملا رک و رو راست ، نه مثل فرخ که حداقل ظاهرا رعایت می کنه !!) و بچه هاشو به جون هم انداخته و فرخ رو توی جیبش گذاشته ...

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۲۰:۵۰

منم با این مطلب کاملا موافقم که پویا صرفا عاشق اولین دختری که دیده شده ! اما چیزی که هست این مطلب انتخاب بیتا سحرخیز رو به عنوان یه همکلاسی و همسن پویای سال اولی توجیه نمی کنه ...

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۱۹:۳۰

فعلا جامعه براي ما و فرزندانمان تصميم گيري ميکند.و مسائل اقتصادي و پر کردن شکم فرزندان مجالي براي فکر کردن باقي نميگذارد.

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۱۹:۰۱

در مقایسه با امپراتور دریا این سریال ترانه صفر بود در مقابل هفده

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۱۸:۵۱

POYA NAGSHASH KHOB BOD VA BAHRAM HAM HAMIN TOR

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۱۸:۰۰

خیلی خوب بود ولی مشکلات زیادی داشت

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۱۷:۲۷

باز منتقد پیدا شد
ایشان راست می گفتند بازیگران کره ایی در سطح بچه های دبستانی بازی می کنند که تاجر پوسان نیز نمونه ایی از همین کار است

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۱۷:۱۲

با سلام - مي خواستم بدونم كه اين بچه (پويا نظري در سريال) چه پارتي گردن كلفت داره كه هر كار ي كه بخواد در تلويزيون ملي اين كشور انجام ميده؛ به نظر شما اين كشور با اين همه روشنفكر وتحصيل كرده؛ كس ديگري را براي مجري گري و روبه رو شدن با 50-60ميليون ايراني را ندارد كه اين

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۱۶:۵۷

می خواستم نظری بنویسم ولی همون عکسی که از اون پویا خان تو صفحتون گذاشتین از صدتا نقد بهتره

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۱۶:۵۵

بنده به عنوان یک دانشجو متحیرم که آقایان اصلا دانشگاه های ما رو دیده اند ؟؟یا اینکه برداشتشون از دانشگاه همان دانشگاه های کشور های فرنگی است که تو فیلم ها دیده اند

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۱۶:۵۴

با عرض سلام به همه هموطنان گرامی
دوستان در نگاهی واقع بینانه به زندگی میتوان متوجه این مسئله شد که ما با ضعف موضوعات سریالی مواجه هستیم و حتی در صورت موجود بودن موضوع باز به شیوه ای داستان را روایت میکنیم که مشکلات جهانی به حساب می آیند این یک حقیقت هست که سریالی را در زمانی نشان دهیم که تمامی اعضای خانواده گرداگرد یکدیگر مشغول به تماشای آن بشوند و بگوییم این سریال را تمامی مردم میخواهند.تجربه نشان داده است که هر سریالی را در این زمان پخش میکنند به عنوان پر طرفدارترین سریال از وی نامبرده میشود،همانند:نرگس و ...که مجالینیست در این باره بیش از حد سخنورانی نمود اما بهتر بود این سریال ها قدری کارشناسانه تر و ملموس تر نسبت به جامعه و فرهنگ ایرانی ساخته شوند تا ما با سردرگمی نبود این مسائل آشنا گردیم.در ضمن باید کاملا متاسف و مغموم باشم از اینکه بعضی بازیگرانی که نمیدانند بازیگری چگونه نوشته میشود را به عنوان نسل آینده بازیگری و ستاره های عرصه سینما و تلویزیون بدانیم و از آنها تقدیر شایسته به عمل بیاوریم با امید به در نمودن بزرگنمایی های بی مورد هم در تلویزیون و هم در پشت تلویزیون

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۱۶:۵۲

سریال خیلی بدی بود.... آقا این پویا اگر بچه ننه بود و در تعامل با جامعه نبوده چرا یه جا هایی کار هایی که افراد با بلوغ اجتماعی انجام می دهند انجام میده و در سکانس بعد یه کار بچگانه؟؟؟ سریال پر از تناقض بود

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۱۶:۴۸

من اصلان شک دارم عوامل ای کار اصلان تو تهران زندگی کرده باشند.. این کجاش تهران بود؟؟ بازیگران اصلا در ترافیک نمی موندن این همه سفر درون شهری انجام می دادند.مثلا از شرق می رفتن غرب بر می گشتند یک ساعت زمان می برد(با توجه به نور صحنه ها و لوکیشن ها) بعد دوباره می رفتن دنبال یه کار دیگه....

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۱۶:۳۹

این شخصیت پویا خیلی گلابی بود..... آدم رو یاداین فیلم های هالیوودی درجه چندم میندازه که مثلان زیباترین دختر کلاس دل به یه پسره درسخون شوت می بنده و آخرش ازدواج....

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۱۶:۳۵

دارم فکر میکنم اگر صدا وسیما می توانست فقط قسمت اول سریال(( لاست)) گمشده از کانال ای بی سی رو نشون بدن تا ببینیم این عوامل تولید که این همه مدعی مخاطب و کیفیت کار هستن چطور می خوان جواب بدن... آقا جون کار شما ملقمه ای از سریال ها هندی و همون کره ای دبستانی و عربی است تازه در حد درجه چهار...ایرادات فنی و فیلم نامه ای .... که تو این سریال هست از چندین صفحه تجاوز می کنه

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۱۶:۲۷

اهااااا تازه فهمیدیم که برای تخطئه کردن تو کار سریال سازی ایرانی ..مشکل اصلی ما سریال ها خارجی و کرهای است

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۱۶:۲۲

واقعا از اون حرفاست!اگه پسره درست تربیت نشده که عاشق یه دختر بزرگتر از خودش میشه!دختره چرا؟ اون که یه پدر مبادی اداب و با شخصیت و با تربیت صحیح داشت!اون چرا عاشق یه پسر 6 سال کوچکتر از خودش شد؟!!

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۱۶:۱۲

من ميخواهم از اقاي بهبهاني نيا وبقيه دوستان تشكر كنم از بابت فيلم ترانه مادري كه.فقط يك تيكه از اون فيلم خيلي بي معني بود اون لحظهاي كه پويا و بهرام همديگر روديدند خيلي ساده بود اصلا هيجاني در كار نبود در صورتي كه مي تونستند خيلي قشنگ تر نقش وبي يان

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۱۶:۱۲

من خودم دانشجو هستم و روابط بین دختر و پسر در این سریال برای من تازگی داشت! طعنه هایی که به هم می زنند، مسخره کردن ها، خندیدن ها، رفتارهای بچه گانه و... برخوردهای کوچه و بازار بود. انگار فیلمنامه نویس از جو دانشگاه بی خبر است و دانشگاه و دانشجو را با خیابان و افراد بی هدف اشتباه گرفته اند. در این مجموعه شأن دانشگاه و دانشجو به هیچ وجه محترم شمرده نشده... اول تحقیق کنید، با جو آشنا شوید و بعد فیلم بسازید...!

ناشناس۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ۱۵:۵۹

به نظر من سریالهای کره ای بینهایت مزخرف هستند

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.