فرهنگ عمومی (2)
چرا ایرانیان با فرهنگ کار بیگانه اند؟
در چنین جامعه ای، کم کاری، گذران اوقات کردن، نگاه به کار به عنوان یک سرگرمی غیر سازنده و قرار دادن کار به عنوان تکراری ترین مشغله، بدون اینکه تولید و یا پیشرفتی در آن دیده شود، رواج پیدا کرده است و همچنان با عوض شدن دولت ها، تغییری در احوالات جامعه ایجاد نخواهد شد و همین دور باطل ادامه خواهد یافت.

سرویس فرهنگی ـ یکی از مسائل بغرنج در فرهنگ عمومی نوع نگاه ایرانیان به کار است؛ نگاهی به فرهنگ کار که نه سازنده است و نه مشکلی از مشکلات کشور را حل می کند.
به گزارش «تابناک»، در فرهنگ دینی و حتی ملی ایرانیان، کار به عنوان عبادت تلقی می شود؛ بدین معنا که کار به معنای واقعی کار، افزون بر ایجاد رفاه اجتماعی و منفعت شخصی، دربردارنده اجر اخروی هم خواهد بود؛ اما اکنون ابدا چنین نگاهی به فرهنگ کار در ایران نیست.
بنا بر این گزارش، مهاجرین اولیه ای که وارد قاره آمریکا شدند، مهمترین دغدغه خود را بر ایجاد یک فرهنگ کاری سالم قرار دارند و برای نمونه، «پیورتین ها» که یکی از نخستین گروه هایی بودند که در «نیواینگلند» ساکن شدند، عبادت و پرهیزگاری را تنها در پیروی از دستورها و احکام الهی نمی دانستند، بلکه فرد پرهیزگار کسی بود که افزون بر عبادت و انجام دستورهای الهی، با کار و کوشش در رفاه اجتماعی و بهبود زندگی فردی خود بکوشد. کار و مشغله دنیایی، جنبه ای از عبادت و اجرای وظایف معنوی بود. رضایت پروردگار، هنگامی تأمین می شد که فرد علاوه بر انجام وظایف عبادی خود، بیشتر و بهتر در راستای بهبود زندگی مادی فعالیت می کرد.
بنابراین، آنان بر این باور بودند که فرد مومن و پرهیزگار، لزوما باید فرد موفقی در خدمت به جامعه باشد و هر نوع بطالت و تنبلی و احتراز از کار و فعالیت را در راه به دست آوردن مال ممنوع می دانستند. هرچند این در بخشی ناشی از فرهنگ پروتستان و یکی از مولفه های اصلی آن یعنی اصالت کار بود که بعدها با گسترش نظام سرمایه داری در بخشی با نگاه افراطی به استعمار دسته ای از مردم منجر شد؛ اما نکته مهم، استفاده از رویکرد دینی برای بالا بردن بهره وری در جامعه بود.
بنا بر این گزارش، دین اسلام که به صراحت، کار را جزو عبادات می داند، مولفه های قوی تر و قدرتمندتری برای پیوند کار دنیوی با اجر اخروی در نظر گرفته است، ولی متأسفانه از جمله تنبل ترین جوامع از نظر تأکید بر انجام کار در حال حاضر، جامعه ایرانی است. در چنین جامعه ای، به رغم تأکید بسیار بر انجام کار به عنوان یک عمل همزمان مادی و معنوی، کم کاری، گذران اوقات کردن، نگاه به کار به عنوان یک تفنن و سرگرمی غیر سازنده و قرار دادن کار به عنوان تکراری ترین مشغله، بدون اینکه تولید و یا پیشرفتی در آن دیده شود، رواج پیدا کرده است و کار نه تنها برای به دست آوردن اجر اخروی و ساختن اجتماع صورت نمی گیرد، بلکه به عنوان رفع تکلیف و خالی نبودن عریضه انجام می پذیرد.
ذکر این نیز لازم است که مقید بودن به تعهد اجتماعی برای ساختن جامعه ـ که خود یک عمل شرعی است ـ به ندرت در میان ایرانیان دیده می شود، به گونه ای که فردگرایی منفی، هر گونه تعهد اجتماعی را در حوزه کار برای آبادانی کشور از ایرانیان ربوده است و تا نگاه به کار به صورت کلی عوض نشود و کار یک تعهد اجتماعی برای ساختن کشور، وظیفه ای برای تأمین رفاه فردی و جمعی و همچنین عملی عبادی تلقی نشود، همچنان با عوض شدن دولت ها هیچ تغییری در احوالات جامعه پدید نخواهد آمد و همین دور باطل ادامه خواهد یافت.
به گزارش «تابناک»، در فرهنگ دینی و حتی ملی ایرانیان، کار به عنوان عبادت تلقی می شود؛ بدین معنا که کار به معنای واقعی کار، افزون بر ایجاد رفاه اجتماعی و منفعت شخصی، دربردارنده اجر اخروی هم خواهد بود؛ اما اکنون ابدا چنین نگاهی به فرهنگ کار در ایران نیست.
بنا بر این گزارش، مهاجرین اولیه ای که وارد قاره آمریکا شدند، مهمترین دغدغه خود را بر ایجاد یک فرهنگ کاری سالم قرار دارند و برای نمونه، «پیورتین ها» که یکی از نخستین گروه هایی بودند که در «نیواینگلند» ساکن شدند، عبادت و پرهیزگاری را تنها در پیروی از دستورها و احکام الهی نمی دانستند، بلکه فرد پرهیزگار کسی بود که افزون بر عبادت و انجام دستورهای الهی، با کار و کوشش در رفاه اجتماعی و بهبود زندگی فردی خود بکوشد. کار و مشغله دنیایی، جنبه ای از عبادت و اجرای وظایف معنوی بود. رضایت پروردگار، هنگامی تأمین می شد که فرد علاوه بر انجام وظایف عبادی خود، بیشتر و بهتر در راستای بهبود زندگی مادی فعالیت می کرد.
بنابراین، آنان بر این باور بودند که فرد مومن و پرهیزگار، لزوما باید فرد موفقی در خدمت به جامعه باشد و هر نوع بطالت و تنبلی و احتراز از کار و فعالیت را در راه به دست آوردن مال ممنوع می دانستند. هرچند این در بخشی ناشی از فرهنگ پروتستان و یکی از مولفه های اصلی آن یعنی اصالت کار بود که بعدها با گسترش نظام سرمایه داری در بخشی با نگاه افراطی به استعمار دسته ای از مردم منجر شد؛ اما نکته مهم، استفاده از رویکرد دینی برای بالا بردن بهره وری در جامعه بود.
بنا بر این گزارش، دین اسلام که به صراحت، کار را جزو عبادات می داند، مولفه های قوی تر و قدرتمندتری برای پیوند کار دنیوی با اجر اخروی در نظر گرفته است، ولی متأسفانه از جمله تنبل ترین جوامع از نظر تأکید بر انجام کار در حال حاضر، جامعه ایرانی است. در چنین جامعه ای، به رغم تأکید بسیار بر انجام کار به عنوان یک عمل همزمان مادی و معنوی، کم کاری، گذران اوقات کردن، نگاه به کار به عنوان یک تفنن و سرگرمی غیر سازنده و قرار دادن کار به عنوان تکراری ترین مشغله، بدون اینکه تولید و یا پیشرفتی در آن دیده شود، رواج پیدا کرده است و کار نه تنها برای به دست آوردن اجر اخروی و ساختن اجتماع صورت نمی گیرد، بلکه به عنوان رفع تکلیف و خالی نبودن عریضه انجام می پذیرد.
ذکر این نیز لازم است که مقید بودن به تعهد اجتماعی برای ساختن جامعه ـ که خود یک عمل شرعی است ـ به ندرت در میان ایرانیان دیده می شود، به گونه ای که فردگرایی منفی، هر گونه تعهد اجتماعی را در حوزه کار برای آبادانی کشور از ایرانیان ربوده است و تا نگاه به کار به صورت کلی عوض نشود و کار یک تعهد اجتماعی برای ساختن کشور، وظیفه ای برای تأمین رفاه فردی و جمعی و همچنین عملی عبادی تلقی نشود، همچنان با عوض شدن دولت ها هیچ تغییری در احوالات جامعه پدید نخواهد آمد و همین دور باطل ادامه خواهد یافت.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
توی کشوری که نه برنامه ریزی هست نه مدیریت و فقط لاف ولاف بحث کردن حروومه
تازمانیکه کارمند ویا کارگر احساس کند که رییس یا با سریش از او کمتر میداند تن به کار نمیدهد واین یک قانون است چه ما خوشمان بیاید چه خوشمان نیاید.
بروید از اقای لطف الله فروزنده و خانم به اصطلاح دکتر نیک صفت بپرسید که ارزشیابی وقتی نیست چگونه خواهید توانست کارایی و .... را افزایش دهید. نیز اگر هدف دلالی است بروید از دور میدان بازاری معتبر و کسبه استخدام کنید تا انچنان فاکتور بکشند که فکر و تحلیل جن هم به ان نرسد.
بگوئید فرهنگ کار در شرکتهای دولتی پایین است وگرنه بنده در پیک موتوری کار میکنم و از ساعت 8 صبح تا 6 بعداز ظهر یکسره پشت موتور میباشم لیسانس مدیریت از دانشکاه تهران جنوب دارم و با فرهنگ کار اشنا هستم چونکه نام ایرانیها را گفتید این مطلب را نوشتم
وقتی مدیران نالایق برروی صندلی ها جا خوش کرده باشند وقتی مدیران به واسطه آشنا بازی روی کرسی ها نشسته اند وقتی یه کارگر درآمدش بالاتر از محقق باشه وقتی وزیر آموزش و پرورش بی سواد باشه وقتی پولای نفت تو جیبا سرازیر باشه وقتی خود مسئولین دستشون تو واردات باشه وقتی وقتی وقتی و هزاران وقتی دیگه ... دیگه چه انتضاری از فرهنگ کار و دلسوزی مملکت دارید!!!!!!!!1
همه اشکال به کارفرما بر می گردد که دولت است ، دولت باید با استفاده از همه امکانات کشور کارآفرین و کارساز باشد نه کارفرما ، وقتی همه به نوعی کارمند دولت هستند حتی اغلب بخشهای به ظاهر خصوصی ، اعتباردولت هم ازطریق منابع نفتی و.... تامین می شود لذا چه نیازی به کار و خلاقیت و .... وجود دارد چه کاربکنی چه نکنی حقوقت را می گیری فقط باید زرنگ باشی با پارتی بازی و.... خودت را یک جایی بچپانی بعدکارردیف است ازامکانات دولتی هم می توانی برای مشاغل دوم وسوم و.... استفاده کنی و.... ولی آن روی سکه این است همین ایرانی تنبل را بفرست یک کشور توسعه یافته که با مدیریت و کاردانی اداره می شود آنوقت می بینی چطورکارمی کند نمونه هایش را درکشورهای دیگرببینید.
اگر کسی کاری باشد سواد داشته باشد مورد حسادت قرار گرفته و دک می شود. همه جا موسسه و شرکت دولتی نیست ولی حتی در شرکتهای خصوصی هم بهمین سورت است چون صاحبش یا مامور دولت است که از دولت(خودش) سفارش کارمی گیرد یا با روابط کارش را پیش می برد وقتی کیفیت کار مهم نیست و بدتر وقتی کیفیت کار نتیجه منفی بدهد اوضاع اینطوری است
مشكل اصلي در كشور ما آموزش و پرورش و نظام آموزشي است ، وقتي ضعيف ترين افراد واز همه جا رانده مي آيد و از طرق مختلف مثل نهضت سواد آموزي و ... حق التدريس از روي مجبوري و تحمل چند سال كار بي هدف ، جهت سابقه كار و آخرش هم استخدام ، نتيجه و بازدهي آن را در جامعه اينطور مي بينيد كه بي هدفند و فر زندان اين مملكت را هم بي هدف و بي تخصص مثل خود معلمان بار مي آورند و توقع آنها از همه كارمندان بيشتر است ، با آنكه از همه كارمندان دولت كم كارتر و يا بي كارترند (در سال 6 ما ه كار مي كنند ) پيشنهاد مي كنم اولين قدم اصلاح نظام آموزشي كشور.
یکی از علتهای این مسوله اینه که در ایران بروکراسی خیلی زیاده و برای هر کاری باید با بالاترین مقام مسئول هماهنگی صورت بگیره
اونهم وقتی هر روز بالاترین مقام مسئول ممکنه عوض بشه، اینه که تا کاری از بالا به بخشهای پایین ابلاغ نشه کاری انجام نمیشه که خدای نکرده یه موقع مقام بالا تر نرنجه
مشكل اصلي عدم مديريت صحيح منابع انساني و نبود برنامه كاري براي حد اقل يكسال است من كاركند يك سازمان دولتي هستم سال اولي كه در واحد برنامه ريزي مشغول بكار شدم به مديرم گفتم برنامه سال گذشته چه بوده ؟ ايشان گفت چه برنامه اي اين قرتي بازي ها چيه ؟هروقت مشكلي پيش آمد حلش ميكنيم. در ايران همه چيز در حالت خود كار قرار داردمگر اينكه مشكلي پيش بياد
تا وقتی نفت هست . چرا کار کنیم .نفت میفروشیم و لذت میبریم.......
به هیچ عنوان قبول ندارم !! بابا مردیم از بس کار کردیم !! وقتی انسان با کار تامین نمی شود ، پس بیکاری رو عشقه!!
مثل شما که کارتون فقط پاچه خواریه
پر کارترین مردم جهان ، مردم عزیز ایران هستند ، بخصوص قشر عزیز زحتمکش کارمندان مخصوصا زحمتکشان آموزش پرورش.!!!!!؟
وقتی در مملکت کسی که تملقگویی بلد باشد رشد میکند ولی کسی که کار میکند ولی حاضر نیست تملق بی لیاقتها را بکند از رشد عقب میماند دیگر کار کردن مفهوم خودراازدست میدهد.ببینید خود دولت هم دنبال افزایش تعطیلی وبیکاری میباشد.چون برنامهای برای کار ندارد.
همه نظرها درسته ولي هيچ کس به حداقل حقوق اعلامي وزارت کار اشاره اي نمي کنه که با اين گروني ها فقط مي شه باهاش زنده موند.و بااون مي شه فقط اجاره خونه داد.
تابناک جون تو هم می دونی مشکل کار کجاست من هم می دونم بیخودی مخ کار گیری نکن
يك دليل اين امر داشتن منابع نفت و گاز سرشار است.
دليل ديگرش آن است كه با وجود آنكه در فرهنگ رسمي كشور دم از ارزش و اهميت كار زده مي شود، اما واقعا سيستم به گونه اي است كه در آن به كار و خروجي مفيد به عنوان يك ارزش نگاه نمي شود.
در یک نظام اسلامی که جدیت و پشتکار و مهارت و بهره وری و وقت شناسی و تعبد و ... به عنوان یک ارزش در آن تبلیغ میشود آیا میتوان باند بازی و گروه گرایی و قبیله گرایی را در این جهت دانست ؟ آیا واقعا چاپلوسی و آقازادگی و اختلاس و خدا زبانم را لال کند وجود مونثین به عنوان منشی و سکرتر و معش....( البته از نظر تعداد بسیار قلیل ولی از نظرمیزان تاثیر گذاری بسیار تاثیر گذار )از این دسته قابلیتهای خداپسند است ؟ در اوایل انقلاب حراست و گزینش و خیلی از فیلترهای خداپسندانه دیگری بود که بهواسطه زمان به مولفه های مورد استفاده مدیران نالایق برای صدمه و آزار و جلوگیری از هرگونه صدای مخالف به حق و یاناحق تبدیل شده اند در یک جمع بندی این میشود : یک چاپلوس فاسد و بی عرضه و بی ادب و هتاک و سوءاستفاده گر و اختلاس گر و دزد و بی شرف ( این کلمه نه به عنوان توهین بلکه برای معرفی حقیقی این دسته از افراد ) میتواند یا به عنوان حراست و یک به عنوان عامل مالی و یا مدیر مالی و یا عامل و یا مسئول اداری و ذیحساب و خیلی از عناوین دیگر دهان پرکن شغلی را برای خود تصاحب نماید و اگر مدیری هم بخواهد با این دسته از آدمها بر خورد کند بسیار برایش گران تمام خواهد شد تازه اگر بتواندکاری انجام دهد بروید از بازاریان بپرسید چند نفر کارپرداز حلال خور پیدا میکنند ؟و خدا نکند مشکل اخلاقی هم پیدا کند دیگر همه چیز کامل میشود مدیر مجموعه همان منشی ایشان میشود که بحمداله کسی نمیتواند این را اثبات کند و هرکاری بخواهد میکند و صد البته این یک چاقوی دولبه ای است وقتی بخواهند یک مدیر کارآمد را خراب کنند و البته مشکلات مالی هم از این دسته است خلاصه اینکه سازو کار مورد استفاده در گردش امور ادارات به شکلی است که هیچ آدم سالمی به راحتی قادر به کار کردن در ادارات نیست یعنی چون با اهل اختلاس در تعارض است پس نباید در این اداره کار کند ! چون با روابط غیر معمولی مدیر با منشی در تعارض است پس باید حدف شخصیتی و فیزیکی شود چون با روابط و باند بازی در تعارض است باید حذف باندی شود و چون چاپلوس نیست و از ارزش های انقلاب پیروی میکند باید نابود شود و در یک جمله چون چون یک نظام فاسد قادر به همراهی با یک آدم خوب نیست و صد البته برعکس آنهم صادق است این نوع افراد نباید در ادارات کار کنند ، آیا فکر میکند دیگر سازوکار سالمی جهت حضور، تبلیغ و ممارست در اشاعه فرهنگ قرآنی جایی در این مراکز خواهد داشت ؟ بسیار ساده اندیشانه خواهد بود اگر هر یک از این مولفه ها را نادیده بگیرید و فکر میکنید میتوانید در جهت اصلاح روند امور از جمله بهره وری کوچکترین گامی بردارید؟ تمام این حلقه های ذکر شده بشدت درهم تنیده هستند یعنی یک مدیر نالایق اولا برای ماندن ناگزیر از تملق و مداهنه وچاپلوسی است در ثانی باید از مدیران زیر دستی همانند خود استفاده کند والا ..... در ارزشیابی ها هم بکرات دیده شده خانم هایی که هیچ کارایی ندارند ولی نمیدانیم جرا بشترین اضافه کاری رامیگیرند بالاترین نمرات و امتیازات ارزشیابی را از آن خود میکنند و متاسفانه به کرات در تمام سالها خدمت بی تاثیر خود از این نحوه مدیریت و مدیران نهایت استفاده را میکنند و هرسال به کراماتشان اضافه میشود و این در حالی است که کمترین تخصص را دارند و در هیچ آموزش حین خدمت شرکت نمیکنند و حتی از جزئی ترین امور تخصصی مثل تایپ فارسی ویا لاتین و با اتوماسیون بی بهره هستند و از بهترین امتیازات ادارات تحت پوشش کارمند برگزیده و غیره بهره مند هستند و از همه جالبتر هم اینکه هرسال به داشته های ناحق سالهای قبلشان تکیه هم میشود و از همه بدتر اینکه این مراتب شامل پستهای موثر مثل حراست و کارگزینی ومالی ذیحسابی هم بشودکه این بدبختی ما را چندبرابر میکند محل خوبی بود برای درد دلمان ، انشاءالله خداوند نتیجه امور را ختم به خیر بگرداند نمیگویم منتشر بکنید که اکر نکنید همه این ها راکه گفته ام را بر آن مهر صحت میزنید
یا حق
کسی واسه کارشناس ارشد علوم سیاسی کار سراغ داره؟
همش به مسولین ومدیران کشور برمیگردد به قول معروف بچه به باباش میبره
ما وتمام کشورهیی که نفت دارند وبودجه دولت از فروش نفت براحتی تامین می شود نیازی به کارکردن وجود ندارد حقوق تمامی کارمندان دولت در 50 سال گذشته بدون تاخیر پرداخت شده است حتی آنهایی که نه تنها خود کار نکرده اند وبلکه مانع کار دیگر همکاران خود نیز شده اند حقوق خودرا به موقع دریافت کرده اند یعنی نیازی به کار کردن نداسته وندارند وتقریبا هیچ کارمندی هم به دلیل کار نکردن اخراج نمی شود
شما به من کار بدیدی
من با وجدان تمام کار میکنم
جالبه دولت محترم ساعات کاری رو در ماه رمضان کم میکنه چرا ؟ وقتی قانونی کارکردن رو حذف می کنیم وای به حال ....
من فکر میکنم بیگانه بودن با فرهنگ کار از بی سوادی و کم سوادی ناشی میشه چون افراد باسواد می دونن فلسفه کار و کار کردن چیه و کار کردن را نوعی عبادت می دونن ولی افراد بی سواد فقط به جنبه مادی کار فکر می کنن پس باید وزارت اموزش و پرورش یه فکر اساسی بکنه
بر خلاف نظر دوست عزیز اولین نیاز انسان نیاز مادی میباشد (سلسله نیازهای مازلو) اگر این نیاز به درستی تامین نشه نیازهای معنوی ارزشی ندارن.کارگری که 350000 تومان پول میگیره معلومه که نگیزه لازم به کار رو نداره.
تا وقتی که تبعیض وجود دارد و کسی هم نیست که رسیدگی کند دیگر انگیزه و روحیه ای برای کار کردن باقی نمی ماند من خودم جایی کار می کنم که با توجه به اینکه بخش نیمه دولتی است هیچ گونه رسیدگی به اینکه پول ها و منابع در دست مدیر عامل چگونه خرج می شود وجود ندارد و فقط هیت مدیره مصوبه می کند انهم چون آخر سال می خواهند سود و پاداششان را بگیرند و بروند کاری به این کار ها ندارند پس نتیجه می شود که بدون نظارت همه چی چپو می شود انوقت از کارگری که اینهمه بخور و بخور و ناعدالتی را می بیند با حقوق 500 تومن در ماه میخواهید کار هم بکند ..
كاملا با نظرات شما موافقم
وقتي تبعيض هست وقتي سيستم قبيله اي هست ديگر انگيزه اي نمي ماند. خود من در يك شركتي كار ميكردم كه بعد از مدتي مديرش عوض شد .در عرض يك ما ه كم كم كارمنداي باند اقاي رييس جديد با حقوق عالي پست هاي جديد و خوب گرفتن. وقتي ما كارمنداي قديمي اعتراض كرديم . گفتند همين كه هست .نميخواهيد برويد استعفا بدهيد!!!!
حالا یکی هم که یه حرف حساب زده به این آقا برخورده! با ادب؟ آقای کبک؟ سرتو بلند کن ببین دورو برت چی میگذره.
نویسنده بی ادب آدم با 70 ملیون مخاطب انقدر رک صحبت نمی کنر بهتر است آداب نوشتن رابیاموزی تا از خطاب کردن مردم به بیکارترین تنبل ترین خودداری کنی
به خاطر اينكه توي اداره اي مثل اداره من خيلي راحت حق آدم دود مي شه مي ره هوا..وقتي از 12 سال سابقه كار تمام وقت 5 سالش رو محاسبه مي كنند وقتي با يك عنوان پيماني بودن وقراردادي بودن مثل يك بچه نامشروع باهات برخورد مي كنند وقتي همكارت با اينكه نصف نصف راندمان كاري شما رو نداره ولي ده برابر تو پول و مزايا دريافت مي كنه ..ببخشيد فقط خري مثل من مي تونه هنوز مثل خر كار كنه اونجا...
زیاد کردن تو این شرایط چیزی جز حماقت و خریت نیست
ابتدا صورت مساله را پاک میکنید و بعد مسلما جوابی نیز ندارد.
اصل موضوع این است که بیگانه بودن و شدن را قانون خدمات کشوری تائید نموده.
در حالی که جهان رو به پیشرفت به سمت حساب و کتاب و منطق و تحلیل اماری می رود. اقای لطف الله فروزنده و خانم هاجر تحریری نیک صفت نماینده پیشین رشت که مردم غیور رشت بواسطه طرد شدن نمایندگان گذشته به ایشان رای دادند و یک استاد دانشگاه ازاد و رشته توصیفی است اساس توسعه و کارایی را در اختیار گرفته اند و به سوی توافقی بودن سوق میدهند. نمیدانم چه تدبیری در ذهن خود دارند.تنها بندی از قانون مدیریت و برنامه ریزی سابق را که حذف کرده اند ارزشیابی و عملکرد و خدمت برجسته بوده . تغییر ردیف اعتبار 30 سال است به قوت خود باقی است. نیز تفحص از مایملک کارمندان و وزیر و نماینده و ... نیز نامشخص است و کسی پیگیری نمیکند. تابناک محترم با طرح این موضوعات داغ دلمان را تازه نکن. خودت میدانی موضوع چیست. بیایید بروید دور میدان تعدادی بیکار و کارگر و دلال جذب کنید بشوند رئیس و معاون و ... با حق مسئولیت و 5 سال اعتبارات را فاکتور توافقی کنند و امتیاز از فرماندار و استاندار بواسطه خدمت خود بگیرند.
به عوض بررسی نقش افراد در کار و ... به قوانین قانون خدمات کشوری توجه کنید که ارزیابی و سنجش را هدف گرفته و ان را نابود کرده و به عوض ان به رئیس و مدیر اضافه مسئولیت میدهد و جالب اینجا است که وقتی سنجش نیست چه مسئولیتی.. بهتر است بروید دور میدان و یا بازار تعدادی دلال فاکتورساز استخدام کنید بیایند اعتبارات را اساسی سر و سامان دهند و رتبه 1-10 جهان شویم.
اساس و اصصل موضوع را در فرایندهای قانونی پیگیری کنید. یک رئیس و معاون در قانون خدمات کشوری اضافه مسئولیت میگیرند.
جالب اینجا است که وقتی ارزشیابی نیست مسئولیت داشتن با نداشتن چه فرقی دارد.اقای لطف الله فروزنده و خانم نیک صفت بیایید ببینید چه دسته گلی کاشته اید.
بروید دور میدان تعدادی دلال پیدا کنید و بگذارید ذیحساب و رئیس و معاون و خیالتان راحت باشد که پیشرفت خواهیم کرد.
در امریکا اگر خانه و ماشین لوکس داشته باشی شما را شخصی موفق میدانند اما در ایران میگویند حتمل دزدی کردی
کافیست تنها به این دو شعار برآمده از فرهنگ ناب آیرانی سعدی و فردوسی عمل گردد ایرانی آباد تر از امریکا و.. می داشتیم:
سعدی گفته است نابرده رنج گنج میسر نمی شود..
و فردوسی که گفت توانا بود هرکه دانا بود
تابی جون کار تو خون منه ولی حیف که مشکل کم خونی دارم
چرا ارزشیابی و امور مرتبط با خدمت برجسته کارمندان در قانون خدمات کشوری منحل شده؟
چه تعبیری دارید؟
اساس فرایند مبتنی بر رویه توصیفی و عدم سنجش پذیری است.
چرا تاکنون تغییر ردیف اعتبارات منحل نشده و سازماندهی نشده.
تغییر ردیف اعتبارات که برای مثال ابتدا برای یک مطالعه یشبینی میشود و پایان سال از جای دیگر سر در می اورد بیانگر بی خردی-بی تدبیری-توصیفی بودن-عدم لزوم اجرای ان مطالعه پیشبینی شده-و طرحهای بی پایه و اساس است که اجرا و عدم اجرای ان تاثیری ندارد -اصل ان بر میگردد به عدم تخصص و بی مسئولیتی و بی تدبیری و توافقی بودن انجام و عدم انجام کار و .... .
در واقع تعبیر اینجانب عدم لزوم انجام کار مشخص در قالب یک چهارچوب مشخص و قابل سنجش و بازخواست است. و به معنای ناکارامد سازی و بی نتیجه سازی اقدامات به فرمت قانونی.
در این میان اگر فردی ان کار را راسا انجام دهد گروه اول به دلیل مغایریت پیدا نمودن کار خود با این فرد انرا طرد می نمایند.
بنابراین انتظار شاهکار و جهش و ... نداشته باشید.
وقتی مدیران همه چیزرابراخودشون بخواهندهمه امکانات وتسهیلات برای یک عده خاص است وپاسخگوهم نیستنددم ازکارزدن صحیح نیست چون موفقیت هاهم بنام مدیران ثبت میشود
اینجا بر حسب ضرورت شغلت رو انتخاب میکنی نه بر حسب علائق درونی حتی اگه سالها تحصیل کرده باشی باز باید ببینی در بازار کار چه شغلی در انتظار توست
اگه ادم کم کار کنه ولی مثله ادم کار کنه همه چی حل می شه
مشکل اقتصاد ما اقتصاد دولتی و شبهه دولتی است.اگر بخش خصوصی متولی باشد خود به خود مسئله کم کاری مرتفع میشود.
وقتی در مملکت ما عبادت باعث می شود که کمتر کارکنیم(به برنامه کاری ادارات ایران در ماه رمضان مراجعه شود) ،عبادت می شود هدف و کار هدف نیست.دیگر مسائل فرهنگی که سرجای خود دارد
اقای تابناک انسان بخصوص ما ایرانیها ذاتا تنبلیم.برای ادمهای تنبل وپرتوقع و توجیه گر مثل ما ایرانیها تنها راه کار کردن داشتن یه سیستم منظم تو محیط کاره.
از همه مشکلات مهمتر اینکه هیچ کی نمیگه من باید خودمو اصلاح کنم همه میگن چرا یقیه این طورهستند و هیچ وقت فکر نمی کنن که تا وقتی خود رو اصلاح نکردند نباید به بقیه بگن مثل همه ی اینایی که این بالا نظر دادند. در ضمن اغلب کسی اعتقاد عملی به وعده خدا ندارد.
سلام،
بر خلاف عنوان مقاله در متن هیچ اشاره ای به دلیل کم کاری ایرانیان نشده است به نظر من چند عامل در این امر موثر است
1) اشباع افراد از نظر مالی یا معنوی: چنین افادی چون رقیبی برای خود ندارند از موقعیت خود اطمینان دارند و نیازی به تلاش در خود نمیبینند.
2) انتصابات گزینشی
3) مصاحبه ها با عناوین مختلف که بهانه ای برای اعمال نظرات شخصی است.
4) انتصاب مدیران جوان و کم تجربه به بهانه جوانگرایی: جوانگرایی به این معنی است که امکان ارتقا برای همه جوانان فراهم باشد و جوانان بدانند که با تلاش میتوانند به مراتب سازمانی یا مالی مورد نظر برسند. در این صورت نیازی به اعمال مخربی چون تملق و سیاسی بازی های نا مربوط نخواهد بود.
3) اختاف درآمدی بسیار زیاد در سازمانها که گاهی تا 1000 برابر میرسد.
لیسانس مامایی بیکارم از سال 75 که طرحم تمام شد بیکار شدم و هرگز حتی یکی از جاهایی که برای کارهای مختلف فرم پر کردم برای کار به من زنگ نزدند. کسی را می شناسم که لیسانسش را نگرفته و با دکترهای آشنا برایش سابقه کار درست کردند و الان به عنوان پرستار آن هم پرستار آی سی یو مشغول کار است. خدا نگذرد مخصوصا و مخصوصا از کسانی که بیان این دردها را سیاه نمایی می دانند...الهی آمین به حرمت ماه مبارک رمضان
فرهنگ تنبلی و مفت خوری را عرب ها به ایران آورده اند .
دلیل خیلی از کم کاریها اینه که آدمهایی که جذب ادارات شدند اگر تحصیلاتشان را نگاه کنی میبینی که هیچ ارتباطی با کارشان ندارد.یا با سهمیه های... جذب شده اند و یا با ... . حالا چطور میتونی توقع انجام کار داشته باشی؟ اکثریت اینها کار بلد نیستند بعدشم میگویند که به اندازه حقوقمان کار میکنیم(من خودم کارمندم)
من صرفاً برای پول کار نمی کنم. ولی یکی از مهم ترین اهدافم برای کار کردن به دست آوردن پول است. وقتی که در اداره ما نفر بقل دستی ام به علت اینکه "رسمی" است چیزی حدود 2 برابر من و با راندمان کاری کمتر حقوق می گیرد، کم کم از کار زده می شوم. حالم از کلمه رسمی بهم می خورد.
با سلام
در کشورهای اروپایی دو روز در هفته تعطیلند و می توانند به درستی برنامه ریزی کنند.در کشور ما همیشه رسانه ها و مسئولین می گویند:مردم کم کاری می کنند ولی آیا کسی کارایی دارد یعنی مشکل از مدیران و مسئولین است در درجه اول و بعد مردم.متاسفانه کسی کارش را دوست ندارد و همه عوامل دست به دست هم داده اند تا این وضعیت پیش بیاید.
ممنون از این تیتر واقعا عالیه که سایت فاخر شما کمی از سیاست بیرون بیاد و به فرهنگ عمومی مشکل دار برسه ایرانی جماعت اهل سفته است من با این مسائلی ازجمله شایسته سالاری واقتصاد دولتی و... موافقم اما من خود تجربه بد این موضوع را دارم برای همین به یک شرکت خصوصی رفتم تا این مشکلات را برای خود حل کنم اگر برای جامعه نمیتونم حل کنم حداقلش اینه که به خودم به عمرم به شعورم با گذران بی هدف ساعت کاری توهین نمیشه همیشه یادمون باشه تا جایی با کسی مجادله کنیم که خودمون له نشیم راستی من یک ضعیفه هستم
مهمترین علت نبود فرهنگ کار؛ عدم شایسته سالاری و عدم تناسب دستمزد و پاداش با میزان فعالیت افراد در جامعه می باشد. به طوری که به مرور زمان ضد ارزش ها تبدیل به ارزش می شود.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.