آخرین خبرعکس | حضور رئیس قوه قضائیه بر مزار رهبر شهید انقلاب
1بازدید

به یاد مهمان خفته در دامان آبیدر

بولتن نیوز نوشت:
براي نسل جوان و امروزي مناطق کردنشین، انقطاع از گذشته و تاریخ پر نشیب و فراز کرد و کردستان، مانع فهم روزگار حال ماست، هر چند که نمي توان از حرکت گذشتگان، تقليد و اقتباس صرف داشت، بنا به روحيه پویایی و تأمل دایم و حقيقت جويي، بايد به شناخت و معرفت نو بر اساس عقلانيت و خرد امروزی رسيد، که نه زير سلطه و استيلاي سنت مخرب و سهوهای فعالان قدیم رفت و نه مرعوب ارزيابي گاه سُست آنان، زيرا اعتياد ذهن و حس استغناي منفي، سنت پويايي و تحرک نسل نو را از بين مي برد و اما جداي از اين امور، گذشته را بايد نقد کرد؛ نقدي سالم و به دور از حواشي ذم و ملامت و تخریب و توهم، به دور از تعصب و برتری خواهی. نه تنها مدح و ستايش و تعريف که خود عین توهين به شرافت و کرامت انساني است.



 البته در نقد روزگاران ماضی ،توامان با «سلب و ايجاب» ، فقط تمرکز و توجه به کاستي ها شرط نيست ، بلکه زدودن عادت شکني و اعتياد ذهني است و آغاز باريکه گذر به راه تجدد و نوگرايي و حرکت بر مبناي نظم و رهایی از چارچوب ها و مدارها و فهميدن فضاي نامتناهي و شروع گام نهادن در مدار باز. زیرا نقد بر پايه تامل و تفکر، موجب حرکت ذهن مي شود تا بر داده ها تعمق شود و شان و شرف و اعتبار مشخص شود که با تامل ، نه مدح و ذم ، بيان واقعيت کرد. و در میان نمایندگان کُرد در مجلس، مهندس ادب آغازگر این راه بود.

در نگاه به نسل گذشته و فعال در حرکت جامعه کردستان پس از انقلاب، شخصي بود که اسباب تحرک و تکان عقل بود و به دور از مغلطه و تظاهر، جايگاهي درست در جامعه کردنشین يافت و رهيافت جديدي فراروي نسل پس از خود گذاشت تا با فهم و درک حرکت او، مبناي تکامل آن حرکت پي گرفته شود و همانا از تجربه اش در نو جُستن و رهيافت نو ارایه دادن استفاده شود و از تکرار مکررات و موهومات پرهيز کرد که مبادا مردم را به سخن باطل و مطايبه، سرگرم کند.

بالطبع هدف ادب، دعوت فعالان حرکت اجتماعي به شراکت در فکر و انديشه رواج فرهنگ سازي بود که آموزش مُقوم فرهنگ و زداینده آسیب هاست. ادب مخالف پوشانيدن تفکر برخی اسما فعال در عرصه حرکت جامعه بود که کارشان پنهان کردن واقعيت ها بود تا غرق در موقعيت و جمود فکري خود شوند.

ادب از نسلی بود که زيربناي فکر کردن و پويايي و فرارفتن از سطحي نگري را بي تظاهر و مغلطه در اختيار نسل نو قرار مي دهند و فهم غيرايستا را رواج مي دهند، هرچند گروهي هم با شتابزدگي و سبق ذهن بر پذيرش بدون نقد و توقف، ابرام دارند و سنت فرزندکشي را اشاعه مي دهند...

در تاریخ معاصر کردستان، بُت هایی از میان قبایلی، به عنوان رهبر بلامنازع تراشیده شده اند، و تا امروز هم خطاب به انبوه شنوندگان ناويژه کار در گوشه و کنار، دستگاه های برخی حزب ها، خواهان برخوردی شيفته وار و ناسزاوار مردمان عامی اند تا اهل فن و انديشه و خِرَد تاریخی را به ريشخند می گيرد.

اما مهندس ادب، چون دریافت درستی داشت و الفت و انس نزديک و زنده ای با مردمان وطن خودش، به این گسست و بريدگی جعلی تاریخ، وقع ننهاد، مهمل وبی اعتبارش دانست و مانند رقیب مدعی شریعت و جَوّ زده انديشه گريز و فلسفه ستيزش، سر تعظیم دربرابر آن بُت بی ربط، فرود نیاورد !



ادب از انديشه و خِرَد سخن گفت که چیستی واقعی انديشه حقیقی در جامعه سنتی را بیان کند، نه نگرشی بدون بی چرايی و بی پرسشی را بسط دهد؛ دوستدار بازنوشتن تاریخ معاصر کردستان بود که در ان نوع نگرش فلسفی و انديشيدن واقعی ـ همواره چرا گفتن و شک وَرزيدن و پرسيدن ـ وجود داشته باشد، در حوزه تاریخ معاصر ايران و کردستان هم نيز کم نبوده اند کسانی که چنین با فلسفه پویایی و نو جستن و شکّ‌ وَرزیدن، سر رضا داشته اند، نه سر ستيز و این ديد هم در خور و سزاوار سنّ و سال ادب می نمود. شتابزدگی و آلودگی تعصب در نگاه و برداشتش نبود و یا نیازی به نفع جستن و سفره ریای قبیله حکم فرما را گسترانیدن.
می توان گفت که نوع انگاشتش، که شاید برای برخی صاحب ادّعاهای پر لاف و گزاف در کشف و کرامت، بوی کفر می دهد، چون بر شالوده باور قطعی و يقين استوارمند و بنياد چراگويی و شکْ را حرام می دانند و ممنوع و خطّ قرمز اش می خوانند!

برای جوانان، می خواست که با همه ناسازگاری و نابُردباری ها، به جای زير زبانی گفتن و نيم زبانی حرف زدن در پشت پرده و پنجره های بسته، ميدانی باز برای انديشيدن آزاد و نوزايی انديشه حق گويی و حق جويی، بدور از کشیدن عقوبت ها و قربان شدن سختی ها، خلق شود تا برآيند انديشه ی خويش را از ترس و بيم پنهان نکنند و يا با هزارگونه پنهان کاری در جامه کنايه و رمز و راز نپوشانند تا شايد بتوانند اخگری از آن کانون فروزان را به ديگران بسپارند و فانوس رهنمون پويندگان در اين بيابان بی نهايت باشند آن هم در اين خشکْ مغزی و خشکْ فکری و جزمْ باوری، که از روزگاران پيش تا به امروز ميراث ماست. مهندس ادب می توانست که در این سردرگمی و ناپايداری عمر انسان، در تاریخ کردستان ایران، جريان بسازد اما افسوس اجلش مهلت نداد!

بدين کوتاهی و رسايی و گويايی به آيندگان جوان این ساکنان مرز نشان داد که در فراسوی همه باورمندی ها، می توان با آزادمنشی و مدارا و نگاهی خردمندانه و آگاهانه و برخوردی فرهنگی و بَری از تعصّب و تحجّر، جزمْ باوری و يک سو نگری ناهمخوان، حلقه ارتباطی ساخت و به ديگرانديشان ارج گزارد و همزيستی بردبارانه و انسان مدار و آشتی جويی را تجربه کرد. با ساختارهای يکسره ناسازگار و ديگرگونه و ضد سرشت واقعی ما، ادب، در اين سياه نمایی روزگار، از چهره های خِرَدباور و درخشان بود ! بزرگی نقشْ ورز، تک و جدا افتاده در انبوه جزمْ باوری ها. چنین نیست که کسی مانند ادب و تفکرش، شهاب وار در آسمان تيره ی تاريخ مردمانی درخشیده و بعد ناپديد شده و تنها يادی از او بر جا مانده و بعد سياهی همچنان بر اين آسمان، چيره، زیرا همچو ادب و فکر او، رهروان راه جُستار حقيقت، بی شمارانند.

برایم با همه والايی و شکوهمندی، بلند پروازتر می نمود، با دغدغه هایم نیک آشنا بود. ابرمردی از تيره و تبار انديشگی و فرهنگی بود و نمونه ای والا و ستودنی که جای خالی اش در فرآيند آتی کردستان، خالی است؛ اما از خود جوشيد و انديشيد، ميراثی گرانبار از خود بر جای گذاشت و دست بسیار جوانانی ـ شاید خام را ـ بگرفت که دوستشان داشت. به او تا هستم، ممنون و مدیونم.


تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.