کابران محترم پاسخ دهند؛
به نظر شما چاره رفع بیصداقتیها از جامعه چیست؟
منظور از طرح این بحث، مقصر دانستن این و آن نیست، بلکه آن است که هر فرد به عنوان عضوی از جامعه و به تناسب مسئولیت و جایگاه اجتماعی خود، بیندیشد و با تحلیل رفتار خود، کژیهای آن را اصلاح کند، چه، تنها در این صورت است که جامعه ـ متشکل از تک تک افراد ـ تعالی خواهد یافت.

چندی پیش، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در یک برنامه تلویزیونی به نکته مهمیدرباره شیوع یک آسیب اجتماعی در روحیات مسئولان و جامعه ایرانی اشاره کرد؛ معضلی که در سالهای اخیر در میان مسئولین و البته در بخشی از مردم هم رو به افزایش بوده و این معضل چیزی نیست، جز بیصداقتی و سیاست بازی در رفتار و تعامل برخی از مسئولان با مردم، مردم با مردم و... به نوعی که این رفتار پیامدهای سوئی را در فرآیند تعاملات اجتماعی به جای گذاشته است.
به گزارش «تابناک»، بیصداقتی در رفتار، البته مختص به متصدیان امور نیست و سران شاخص احزاب، جریانات سیاسی و فعالان حوزههای گوناگون که هر کدام به نوعی نقش مرجع را برای مردم و افکار عمومی دارند، نیست و همین مسأله، سبب فراگیری آن در بخشهای گوناگون جامعه شده است.
برنتابیدن انتقاد و خودداری از عذرخواهی
این رویداد به گونهای در حال رخ دادن است که در بخشی از مردم و مسئولین، متأسفانه خلافگویی، زد و بند و خلاصه نداشتن صراحت و صداقت تبدیل به عادت شده و در حوزههای گوناگون از خانواده و روابط خانوادگی افراد گرفته تا کسب و کار روزانه و بالاتر از آن در بخشهای مدیریتی ظهور و بروز دارد، چنانکه به راحتی سخنان متناقض و خلاف واقع بر زبان میرانیم و سرانجام هم نه تنها در این باره هیچ انتقادی را برنمیتابیم، بلکه با هر شیوه ای در راستای توجیه اشتباهات و خلاف واقعگوییها، چند اشتباه دیگر را هم مرتکب میشویم؛ گویی اقرار به یک خطا و اشتباه در زمره جرایم است و حتما باید به دروغگویی و ظاهرسازی متوسل شویم.
بنا بر این گزارش، هرچند رفتار غیر صادقانه ممکن است یک مسئول، یک شهروند یا هر کسی را در برههای از پاسخگویی و مسئولیت پذیری برهاند و چنین افرادی هم گمان کنند که دیگران را به نوعی فریفتهاند، در دراز مدت، چنین رفتاری همچون موریانه بنیانهای اعتماد عمومی را که زیربنای سرمایه اجتماعی در یک جامعه است، خواهد گرفت؛ اعتمادی که به دست آوردن آن، سالهای سال طول کشیده، ولی با مسئولیتناپذیری یک نفر ـ به ویژه اگر در مصدر کاری باشد ـ بناگاه همه آن زحمات به هدر میرود.
تک تک افراد مسئولند
نکته اینکه منظور از طرح این بحث، مقصر دانستن این و آن نیست، بلکه آن است که هر فرد به عنوان عضوی از جامعه و به تناسب مسئولیت و جایگاه اجتماعی خود، بیندیشد و با تحلیل رفتار خود، کژیهای آن را اصلاح کند، چه، تنها در این صورت است که جامعه ـ متشکل از تک تک افراد ـ تعالی خواهد یافت.
بر همین اساس، مسأله بغرنجتر گنونی این است که خلاف واقعگویی و بی صداقتی در جامعه و به ویژه در شهرهای بزرگتر، به صورت یک اپیدمی درآمده و به نوعی همه گیر شده است، چرا که از یک سو مسئولانی که نمیخواهند به مردم پاسخگو باشند، به نوعی مردم را با بی صداقتی فریب میدهند و از طرفی، منتقدان هم برای اینکه خود را موجه نشان دهند، در انتقاد و همچنین معرفی خود، دست به خلاف واقعگویی و بی صداقتی میزنند و هر کدام هم به نوعی در کوتاه مدت کار خود را پیش میبرند؛ اما در دراز مدت این نظام سیاسی ـ اجتماعی و مردم هستند که از این گونه رفتار آسیب میبینند و آن زمان است که آب رفته از جوی را نمیتوان به سادگی برگرداند.
شفافیت و مسئولیت پذیری چه بدی دارد؟!
به راستی، مگر شفافیت، پاسخگویی و مسئولیت پذیری آرمان انقلاب اسلامی نیست و مگر عموم مردم، مسئولان و جریانات سیاسی، همیشه از دلبستگی خویش به آرمانهای انقلاب و در وجهی کلانتر از وابستگی خود به اصول و ارزشهای اخلاقی دم نمیزنند؟ پس چرا نخستین برخورد آنان با مردم دور زدن و دست به سر کردن آنان و وعدههای پیاپی بی سرانجام شده است؟
چه شده که نخبگان سیاسی اعم از اصولگرا و اصلاح طلب ـ که الحمدلله شیوه مدیریت همگی را هم در مدت این سی سال دیدهایم ـ بساط بی صداقتی را در رفتار و انتقادات خود پهن کرده
آیا میتوان از مردم انتظار داشت که هر روز مواردی از این دست را ببینند و بشنوند، اما در تعاملات اجتماعیشان، صداقت حرف اول و آخر را بزند؟
شما نظر دهید...
به نظر شما، چاره رفع این بی صداقتیها چیست؟ «تابناک» در پی پرسشی که آقای رضایی در برنامه «پارک ملت» طرح کرد، منتظر پاسخها و پیشنهادهای ارزنده مخاطبان است، به امید روزی که در سایهسار مکتب انسانساز اسلام، جامعه ای در خور ظهور و میزبانی حضرت بقیةالله الاعظم (عج) داشته باشیم!
به گزارش «تابناک»، بیصداقتی در رفتار، البته مختص به متصدیان امور نیست و سران شاخص احزاب، جریانات سیاسی و فعالان حوزههای گوناگون که هر کدام به نوعی نقش مرجع را برای مردم و افکار عمومی دارند، نیست و همین مسأله، سبب فراگیری آن در بخشهای گوناگون جامعه شده است.
برنتابیدن انتقاد و خودداری از عذرخواهی
این رویداد به گونهای در حال رخ دادن است که در بخشی از مردم و مسئولین، متأسفانه خلافگویی، زد و بند و خلاصه نداشتن صراحت و صداقت تبدیل به عادت شده و در حوزههای گوناگون از خانواده و روابط خانوادگی افراد گرفته تا کسب و کار روزانه و بالاتر از آن در بخشهای مدیریتی ظهور و بروز دارد، چنانکه به راحتی سخنان متناقض و خلاف واقع بر زبان میرانیم و سرانجام هم نه تنها در این باره هیچ انتقادی را برنمیتابیم، بلکه با هر شیوه ای در راستای توجیه اشتباهات و خلاف واقعگوییها، چند اشتباه دیگر را هم مرتکب میشویم؛ گویی اقرار به یک خطا و اشتباه در زمره جرایم است و حتما باید به دروغگویی و ظاهرسازی متوسل شویم.
بنا بر این گزارش، هرچند رفتار غیر صادقانه ممکن است یک مسئول، یک شهروند یا هر کسی را در برههای از پاسخگویی و مسئولیت پذیری برهاند و چنین افرادی هم گمان کنند که دیگران را به نوعی فریفتهاند، در دراز مدت، چنین رفتاری همچون موریانه بنیانهای اعتماد عمومی را که زیربنای سرمایه اجتماعی در یک جامعه است، خواهد گرفت؛ اعتمادی که به دست آوردن آن، سالهای سال طول کشیده، ولی با مسئولیتناپذیری یک نفر ـ به ویژه اگر در مصدر کاری باشد ـ بناگاه همه آن زحمات به هدر میرود.
تک تک افراد مسئولند
نکته اینکه منظور از طرح این بحث، مقصر دانستن این و آن نیست، بلکه آن است که هر فرد به عنوان عضوی از جامعه و به تناسب مسئولیت و جایگاه اجتماعی خود، بیندیشد و با تحلیل رفتار خود، کژیهای آن را اصلاح کند، چه، تنها در این صورت است که جامعه ـ متشکل از تک تک افراد ـ تعالی خواهد یافت.
بر همین اساس، مسأله بغرنجتر گنونی این است که خلاف واقعگویی و بی صداقتی در جامعه و به ویژه در شهرهای بزرگتر، به صورت یک اپیدمی درآمده و به نوعی همه گیر شده است، چرا که از یک سو مسئولانی که نمیخواهند به مردم پاسخگو باشند، به نوعی مردم را با بی صداقتی فریب میدهند و از طرفی، منتقدان هم برای اینکه خود را موجه نشان دهند، در انتقاد و همچنین معرفی خود، دست به خلاف واقعگویی و بی صداقتی میزنند و هر کدام هم به نوعی در کوتاه مدت کار خود را پیش میبرند؛ اما در دراز مدت این نظام سیاسی ـ اجتماعی و مردم هستند که از این گونه رفتار آسیب میبینند و آن زمان است که آب رفته از جوی را نمیتوان به سادگی برگرداند.
شفافیت و مسئولیت پذیری چه بدی دارد؟!
به راستی، مگر شفافیت، پاسخگویی و مسئولیت پذیری آرمان انقلاب اسلامی نیست و مگر عموم مردم، مسئولان و جریانات سیاسی، همیشه از دلبستگی خویش به آرمانهای انقلاب و در وجهی کلانتر از وابستگی خود به اصول و ارزشهای اخلاقی دم نمیزنند؟ پس چرا نخستین برخورد آنان با مردم دور زدن و دست به سر کردن آنان و وعدههای پیاپی بی سرانجام شده است؟
چه شده که نخبگان سیاسی اعم از اصولگرا و اصلاح طلب ـ که الحمدلله شیوه مدیریت همگی را هم در مدت این سی سال دیدهایم ـ بساط بی صداقتی را در رفتار و انتقادات خود پهن کرده
آیا میتوان از مردم انتظار داشت که هر روز مواردی از این دست را ببینند و بشنوند، اما در تعاملات اجتماعیشان، صداقت حرف اول و آخر را بزند؟
شما نظر دهید...
به نظر شما، چاره رفع این بی صداقتیها چیست؟ «تابناک» در پی پرسشی که آقای رضایی در برنامه «پارک ملت» طرح کرد، منتظر پاسخها و پیشنهادهای ارزنده مخاطبان است، به امید روزی که در سایهسار مکتب انسانساز اسلام، جامعه ای در خور ظهور و میزبانی حضرت بقیةالله الاعظم (عج) داشته باشیم!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
باید سیستم نظارتی کارامد شود. قدرت اجرا داشته باشد.
ترس از اعدام متخلف اقتصادی بی واسطه باشد.
قانون گریزی نباشد.
سیستم پادشاهی و ارباب و رعیتی نباشد.
و خلاصه از چین برویم قاضی و دادستان و امور اجرایی بیاوریم حساب و کتاب ایجاد کنند و سیستم خودشان را اعمال کنند.
ابتدا متملقان و چاپلوسان که در ظاهر قابل شناسایی نیستند را نابود کنند.
با سلام - جواب این سوال خیلی پیچیده است ولی من چون بیش از ۲۰ سال از خارج کشور به مسایل نگاه میکنم شاید بهتر یا حد اقل جور دیگری میبینم. به هر حال این قضاوت شما و این هم نظر حقیر.
ماهی ز سر گنده گردد نی ز دم. بنابر این برخی از مسولین تراز اول مملکت مسول اصلی این نابسامانی هستند. دروغگویی های مصلحتی، قانون شکنی های علنی، حمایت از جناح خودی به هر قیمتی، تعطیل کردن انتقادات و برچسب خیانت به منتقدین دلسوز و خود را عقل کل دانستن همه و همه دست به دست هم داده تا شرایط موجود بوجود بیاد.
درآستانه انتخابات 88 ریاست جمهوری آقای محسن رضایی بدرستی تشخیص دادند که جریان انحرافی آرمانهای نظام را تعقیب نمیکند و حمایت بزرگان واصولگرایان حمایتی پخته و توآم بادرایت نیست.درآنزمان بسیاری ایشان را به بیدرایتی متهم کردند و بسیاری به سهم خواهی!برخی گفتند که عقلش تا پاشنه پایش نمیرسد! امروز بهد از چند سال مشخص شد تنها مجموعه دکتر رضایی از بین اصولگرایان راه درست را انتخاب کرده بود و بقیه در اشتباه بودند.بعد از انتخابات هم ایشان رامتهم به همراهی با فتنه گران نمودند.امروز مشخص شده که محسن رضایی همواره چندین سال ازنخبگان سیاسی ما جلوتر را رصد کرده و پیش بینی شان درست از آب درامده.امروز بجای اینکه نماینده ایشان درجبهه متحد دعوت شوند،همان بزرگانی که ایشان رامتهم به سهم خواهی کردند و طرفدار سینه چاک احمدی نژاد بودند (به نحوی که احمدی نژاد به آنها گفت من نیازی به حمایت شما ندارم)شده اند خردگرا و برنامه ریز برای آینده اصولگرایان و تشخیص داده اند محسن رضایی نیاز به نماینده ندارد.حال باید گفت که آقایان درپی سهم خواهی بوده و هستند یا امثال محسن؟ نظام به محوریت اقتدارگرایانی که نان را به نرخ روز میخورند به وحدت و صداقت نمیرسد.باید آقایان بپذیرند اشتباه کرده اند و معذرت خواهی کنند وگرنه نه تنها وحدت ایجاد نمیشود بلکه انتخابات ریاست جمهوری آتی انتخاباتی اقلیمی خواهد بود. دقیقآ نوعی قبیله گرایی و نگرش جزیره ای به کویر و بیتوجهی به غرب وجنوب. ما دم برآریم انگ تجزیه طلبی میزنند ولی حودشان درعمل قبیله گرا و طیولدار هستند. دغدغه مطروحه رهبری در رفع بیعدالتی جغرافیایی و قبیله گرایی نیز مادام که عرصه سیاست در دست تازه مسلمان ها باشد محقق نخواهد شد.
اینکه آدم صادق و راستگو از هر لحاظ امنیت داشته باشد
هر کس دروغ گفت رسواش کنن تا دیگه دروغ نگه
با سلام ضمن تشكر از طرح اين سئوال و ايجاد راهي براي دريافت درد دلهاي مردم لطفا سئوالات ديگري هم مطرح كنيد مثال :
- ايا در كشور به نخبگان اهميت داده مي شود ؟؟
- آيا عدالت در كشور وجود دارد ؟
- ايا پرداخت كاركنان دولت به صورت عادلانه است ؟
آن سبو بشكست و آن پيمانه ريخت !
متاسفانه در کشور ما یک جریان انحرافی که در هر زمینه ای پیدا میشود انقدر نادیده کرفته میشود تا فرا گیر شود انوقت مسولین میخواهند با شعار و میزگردو ایجاد کارگروه دلخوشی دادن بمردم با امارهای غیر واقعی مشکل راحل کنند بقول معروف اب از سرچشمه گرفته نمیشود ومشکل را پشت میزها وتریبونها حل میکنند وکاری به واقعیت هایی که در جامعه میگذرد ندارند مشکلاتی که باکمترین هزینه ها در ابتدا میتوان جلو گیری کرد میگذارند تا بیک معضل اجتماعی تبدیل شود بی صداقتی هم اگر از ابتدا باان برخورد میشد اوضاع جامعه به اینجا نمی انجامید وقتی مسول نهاددولتی راحت دروغ میگوید ومردم نمی توانند از او توضیح بخواهند وراحت سفسطه میکند انتظاری بیشتر از این هم نمیتوان داشت
دست ازاین آمار دادن های کشکی برداریم
مردم نیازی به آمار ندارند ، چون خودشان در جامعه اند و وبا واقعیت ها درگیر
چاپلوس نباشیم و هرچه نیاز داریم از خدا بخواهیم
صادق باشیم مشکلات می گذرد و اگر انسان توان حل مشکلی را نداشته باشد خدا آن را به او نمی دهد
من هرروزم را با توکل برخدا شروع می کنم و سعی می کنم با همکاران خود صادق باشم و لی اگر همکارانم زیر آب زن هستند تقصیر من نیست
نظام اداری کشور نیاز به جانشینی تخصص بجای تملق دارد
سیاست مداران ما نیز با علم علاقه ما به دروغ به ما دروغ می گویند
خودمان را اصلاح کنیم بعد برادرمان را....
دروغگویی درطول تاریخ بشر بوده ودر آینده هم خواهد بود
(بیاد بیاوریم خانه کوچک و ناچیزی که سقراط حکیم ساخته بود و می گفت ای کاش این خانه پر می شد از یاران راست) ولی در مملکت ما خیلی اسفبار است باید به خود آییم و وجدان خفته خود را بیدار کنیم که:
بنی آدم اعضای یکدیگرند
چرا برای حفظ موقعیت ، توانمندی ومنافع شخصی دروغ بگوییم؟
آیا میدانید دروغ گفتن حق الناس را برگردن می اندازد و در قیامت باید جوابگو باشیم؟
آب از سرچشمه گل آلود است ما هنوز آمار پشرفت های کشور را با قبل انقلاب مقایسه می کنیم که خود دروغ بسیار بزرگی است برای مثال خیلی از تکنولوژیها قبل از انقلاب درکشورهای پیشرفته تازه در دست مطالعه بوده و دو دهه بعد از انقلاب وارد ایران شده و دولتمردان آن را در لیست آمار عملکرد می آورند و . . .
باید از خودمان شروع کنیم
قال علی علیه السلام :
صداقت تنهاسیاست است به بهترین سیاست.
خسته نباشید .
آخه پدرآمرزیده ؛ این چه طرز نظرسنجیه؟
آدم برای نظرسنجی باید چند گزینه رو در اختیار بیننده قرار بده ، تا بعدا بشه ازش یه نتیجه منطقی استخراج کرد .
این نظرسنجی شما فقط باعث خستگی ذهن میشه و بس.
به نظر من تغییر وتحولات اقتصادی از سیستم
دولتی به خصوصی فرهنگ خاص خودش را به همراه می آورد اخلاق در سیستم دولتی چهار چوب خاص خودش را دارد و در سیستم خصوصی مدل غربی را به همراه دارد همه چیز جای خود را با پول عوض میکند
سعدی می فرماید:رعایابه کیش پادشاهان خویشند.متاسفانه برخی مسوولان خیلی راحت دروغ میگویندوقبح این گناه بزرگ رادرانظارعمومی ازبین می برند.امام صادق نیزدرکلامی نورانی می فرمایند:جامعه رادوگروه فاسدمی کنندعلمای فاسدوحکمای فاسد....متاسفانه برخی علماوحکمای مااین روزهابرایشان اهمیتی نداردحرفهایی که دررسانه هامی زنندراست است یادروغ؟؟؟؟؟
هر چند می دانم که تابناک خودش از آن آب زیر در روهاست و نظرم را منعکس نخواهد کرد ولی باز می گویم .
دوستان به روایت خوبی اشاره کرده اند "مردم در آئین بزرگانشان هستند " . بگذارید راحت تر بگویم ، زمانی که صدا و سیما هر روز کلی وقت و هزینه ی بیت المال را صرف دروغ پردازی خود و صاحب منصبان نماید ، آن وقت دیگر دروغ در جامعه نهادینه شده است .
زمانی که شخصی در منصبی مهم به دروغ با آبروی دیگران بازی می کند و متاسفانه کسی جلودارش نمی شوند تازه رفتارش را هم تایید می کنند دیگر شما انتظار هیچ صداقتی را نداشته باشید .
راحتر بگویم مردم به علت تناقض گویش با عمل بزرگانشان و شکست برخی الگوهایشان در حیرت مانده اند و نهایتاً قبح دروغ در جامعه بر داشته شده است .
من عضو کوچکی از جامعه برای اولین بار به طور جدی به یک کار اداری برخورد کردم فارغ التحصیلی .
برای تایید ریز نمراتم رفتم پیش مسئول مربوطه ، گفتند باید نامه از مرکز بیاد ، به مرکز مراجعه کردم گفتند حقیقت نداره باید خودشون انجام بدن ، جلوی چشمم یکی از هم کلاسی هام اومد گفت ارشد قبول شده باید مدارک رو ببره ، و برای نظام وظیفه ، خیلی راحت حتی بدون تسویه و تایید نمرات بهش نامه دادند ، من هم تست کردم گفتم آقای رئیس گفتند نمرات من رو تایید کنید گفت اگر تایید نکردند بیا دوباره پیش خودم ، گفتند ما داشتیم تایید میکردیم ، سریع تایید کردند
این اولین دروغ اداری من بود که کارم رو پیش برد
و این رو از دانشگاه یاد گرفتم که اولین دروغ رو بهم گفت
مسولین دروغ نگویند مردم هم دروغ نمیگویند
پاسخ این سوال در تجارب تاریخی بشریت داده شده است و بسیاری از دوستان به نیکی به آن اشاره نموده اند.
پاسخ نقد بی اغماض و بی امان توسط افکار عمومی و با ابزار رسانه های ملی و مستقل از قدرت است و مراکز تحقیقاتی علمی مستقل از حکومت نیز می توانند پشتیبان افکار عمومی باشند.
بدون نقد هر تمدن و فرهنگی ناچار به سوی زوال خود حرکت خواهد کرد و این تجربه ثابت شده ایست.
از جمله مشکلات ساختاری کنونی ما گزینش بر مبنای شعار و تظاهر افراد است که خود ریشه در عدم شفافیت فضا نیز دارد , علاوه بر آن نگاه امنیتی و داروغه ای به همه مسایل اجتماعی , تصدیگری نظامیان در امور فرهنگی و خویشاوند گرائی در عزل و نصب ها از دیگر عواملی است که افراد غیر صادق را قادر میسازد بر جای بزرگان تکیه زنند.
نوعی مقاومت سیستماتیک در برابر تغیر نیز در ساختارهای ما وجود دارد به طوری که بعضی نهادهای انقلابی پس از سی سال هنوز با فکر بدوی همان مدیران اداره میشوند و تنها بخش نامه ها عوض گردیده اند.
صداقت و شرافت فقط از انسان های سایسته بروز می یابند لذا اگر اسلام را در جهت ساختن انسان های شاسیته می دانید پس به افراد با شرافت و صادق ارزش قائل شوید و رویه و تفکر صرف ادعای مسلمانی بهتر از هر کس است را مورد تجدید نظر قرار دهید . ادعا ارزش ساز نیست و هیچگاه نبوده است ولیکن در ایران حرف اول و آخر را می زند پس منتظر بروز رویه شرافت تا ابد نباشید .
هيچ وقت چاپ نكرديد لطفا جاپ كنيد
همچون حديث فوق مردم به راه مسئولين خود ميروند مطبوعات آزاد نظارت عمومي حاكم شود تا مسئولين نتوانند دروغ بگويند مردم هم كمكم پيروي خواهند كرد دروغ مسئولين تبعات سنگين دارد اما دورغ مردم عادي تبعات كتري دارد
به نام خدا
من نمی گویم نزدیک انتخابات است .بالاخره باید یک روزی به فکر ریشه کنی این معضل اجتماعی باشیم.سالهاست با توجه به مراوداتی که بنابر شغلم با اتباع دیگر کشورها حتی لائیک ها داشته ام از این موضوع بسیار رنجیده ام.زیرا ما شعار دروغ نگفتن را می دهیم و اغلب آنها به آن عمل می کنند.ای وای بر دروغ گویان ،مامی گوئیم دروغگو دشمن خداست اما اگر دیگردروغی نباشد راست می گوئیم.برکت از جامعه دروغگو می رود.فرهنگ دروغگوئی یک ساله ایجاد نشده است که بتوانیم آن را یک ساله از بین ببریم.حتما عزم ملی می خواهد.امام زمان سرباز یا جامعه دروغگو نمی خواهد.اصلا تا صادق نباشیم مگر امام زمان ما را دوست دارد ؟مگرمی شود ما دشمن خدای امام زمان باشیم اما ایشان مارا به سربازی قبول کند؟.
اما راه کار:
1- دروغگویان را ابتدا تنبیه نکنیم چون آنها راه فرار را بلد هستندو دروغ دیگری را برای رهائی خواهند ساخت.
2- راستگویانی که صداقت به ضرر آنها تمام می شود اما شجاعت آن را دارندکه راست بگویند تشویق شوند.
3- از سوی رهبری معظم سال 1391 سال صداقت ومبارزه با دروغگوئی نام نهاده شود.
4- الگوهای ما که دولت مردان هستند اگر در جائی عیب یا نقصی دارند صراحتا اعلام نمایند.
5- برای اولین بار آمار کارهای انجام نشده را بدهیم نه آمارهای کارهای انجام شده.
6- مگر می شود این همه گزارشات پیشرفت و روبه جلو بدهیم اما 4500000نفر تحت پوشش کمیته امدادداشته باشیم؟
7-همه و همزمان از سال نو آینده از خودمان شروع کنیم ازروزعید یا محول الحول والاحوال برای این موضوع است.به امید خدا و به امید آن روز .
من اگر شايسته باشم نيازي به دروغ براي توجيه ندانم كاريهايم نخواهم داشت .من شايسته خواهم بود اگر بر اساس ضابطه انتخاب شوم . من بر اساس ضابطه انتخاب خواهم شد اگر آزادي و دموكراسي وجود داشته باشد .
همانگونه که ایت ا... هاشمیرفسنجانی هم در خطبه های اخرین خود یادآوری کرد قانون گرایی و اذعان به اشتباه و شفاف سازی مسایل کشور از طریق ایجاداحزاب مردمی ونه دولتی میتوان امیدوار بود
سلام
دربرابر هر اگاهی مسئولیتی است.اگر انسانها دربرابر اگاهی که کسب کردن (ازکودکی تا کنون)مسئول نباشند عملا جاهل هستند. این یک شرط است واما شرط دوم اگر جامعه و فرد بهر دلیل محیط وشخص او رامنفعل کنندویا منفعل باشد. نتیجه غیراز این میباشد.با اینکه میدانم بسیاری سعی خودرا میکند که صادق وصالح باشند. انچیزی که همگی پیوسته به انها درود میفرستیم.این باید سیاست کلی باشد
پرورش کودکان درسنین ابتدایی و ارزش جلوه دادن صداقت وراستگویی درآنان.
من از این لحظه جهت راستگویی تلاش خواهم کرد.
برایم دعا کنید.
راه كارش مشخصه تعويض مديران بي مسئوليت با مديران ذيصلاح
حضرت علی علیه السلام میفرماید :
مردم به امیران خود بیش از پدرانشان شبیه هستند
دورویی وملاحظات بی حد 90درصد مسئولین از صدا وسیما گرفته تا دولت و مجلس و قوه قضائیه نادیده گرفتن حق مردم بر حکومت و استفاده ابزاری از مردم .
اینهمه نظر به این مقاله، بتنهائی نشان دهنده عمق فاجعه بی صداقتی (دورغ) در کشور است اگر بخواهیم کمی کلی تر به این موضوع نگاه کنیم تنها بی صداقتی نیست که رواج پیدا کرده، بلکه اخلاق در جامعه بخصوص در جامه شهری ایران در حال کاهش بسیاری است.
مهمترین دلیل همانطور که اکثر نظرها نشان می دهد عدم امکان انتقاد مستقیم از مسئولان دولتی می باشد در این میان رسانه ملی بسیار ضعیف عمل نموده
و حتی باعث ترویج این فرهنگ شده است.
سلام
اول بايد از خانواده و تربيت در محيط خانوانده شروع كنيم؛ و در محيط اجتماعي هم امر به معروف يادمون نره.
ما ايرانيان هميشه در گفتار مان به خود تخفيف مي دهيم در مورد موضوع هم نوعي بي صداقتي بكار رفته .بي صداقتي يعني چه ؟ يك كلمه يعني دروغ . از انجا كه كلمه دروغ مثل فيلم مارمولك كمي سياسي شده بجاي ان مي گويند بي صداقتي . يك كلام بگوييم چرا در جامعه دروغ زياد شده ؟ من همه عزيزاني كه مي خواهند به جواب برسند را به مطالعه كتاب جامعه شناسي خودماني كه تا چاپ 22 امد ولي در حال حاظر ممنوع الچاپ است ارجاع مي دهم . بسيار مطالعه ان مفيد است .
مشكل آنجاست كه آدماي بيصداقتي مثل شما در اين مورد نظرسنجي ميكنند. مهم نيست كه اين نوشته منو بذاريد مهمه كه ساير نظراتمو نذاشتيد. يه ذره صداقت بد نيست. اينهمه اشاره كردند كه از خودتان شروع كنيد.
در جواب دوستی که میگه صداقت از ایمان شروع میشه عرض کنم که بنده آدم بی ایمانی هستم ولی در کشوری زندگی میکنم که نظم و قانون حاکم هست و چون نسبتا در رفاه هستم نیازی به دروغ گفتن نمیبینم.
در ضمن معتقدم یک رسانهٔ آزاد در هر کشوری یعنی نظارت و قضاوت افکار عمومی بر هر سازمان و شخصیتی
اگه نسبتا در رفاه نبودید آنوقت به دروغ نیاز پیدا می کردید آیا؟
فقط دو نکته:
1. الناس علی دین ملوکهم
2. اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی...
تنها راه رفع بی صداقتی از جامعه بازگشت به شبهای مناظره های تلویزیونی ریاکارانه وغیر اخلاقی آقایان ،وجلوگیری ازشروع دروغگوئی و تقلب در سطوح بالای حکومت است که ادامه همان شروع جامعه را به وضع فعلی انداخته است! آیا ممکنه؟!
براي خودم متاسفم كه روي مطلب بسيار جدي (علت بي صداقتي در مردم جامعه ) فكر كردم
مطلب نوشتم ولي دريغ از يك خط كه منتشرش كنيد
وقتي دروغ از جامعه رخت بر مي بندد كه نيازي به دروغ نباشد تا وقتي كه گفتن دروغ لازمه يك زندگي معمولي باشد وپلكان ترقي باشد دروغگو پروري (علت تامه دروغگويي) ادامه دارد دروغگوترين افراد براي مهره چيني باندي(حذف رقيب ونصب رفيق) و عوامفريبي، مناصب دروغگو ستيزي را در دست مي گيرند در صورتيكه مشكل جامعه بعنوان يك سيستم نيازمندي به گفتن دروغ است وبايستي درمان شود . وگرنه دروغگويي مرضي اندك ودرمان آن در صلاحيت روان درمانان است.
بنده فکر میکنم برای شروع اینکه دروغ گوئی مذموم و مورد نفرت قراربگیرد موارد ذیل مورد نیاز است : ابتدا توسط علمای دینی مرز تقیه با دروغ مشخص و اجازه داده نشود به اسم تقیه وبا مجوز ان دروغ گوئی را در مملکت گسترش بدهند . دوم اینکه این کار زشت توسط رهبری و سران قوا و شورای نگهبان مورد نقد قرار بگیرد . سوم اینکه در مملکت اجازه نقد داده شود که هرگاه کسی از دست اندرکاران مملکت دروغی را گفتند افشاء گردند وترسی وجود نداشته باشد از اینکه انقاد همان و دستگیر شدن همان . دروغ و دروغگوئی در اسلام حرام است و هیچ توجیهی انرا موجه نمیکند .
جماعتی را شعر سعدی شامل است این جماعت اصلاح نمشوند :
پرتو نیکان نگیرد آنکه بنیادش بد است
تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است
اگه ذره اي ترس از خدا تو وجودمون باشه هيچ وقت دروغ نميگيم و مردم رو سر كار نميزاريم!
اگه از خدا بترسيم
به خاطر قدت طلبي
به خاطر كم نياوردن جلو ديگران
دروغ نميگيم
راحت استعفا ميديم و زير بار مسووليتي كه نميتونيم به دوش بكشيم نميريم
پامون رو اندازه گيليممون دراز ميكنيم
راحت به مردم تهمت نميزنيم
ما مملكتمون رو دوست داريم
كشورمون رو دوست داريم
هيچ كدوم از مسوولين مملكتي ما معصوم نيستن كه وقتي كسي ازشون انتقاد ميكنه بهش ميگين كافر
بترسيد از خدا!
بترسيد از آه يتيم!
بترسيد از شكم گرسنه پايين شهريا!
بترسيد از خون شهدا!
دروغ نگيد!
ريا نكنيد!
تهمت نزنيد!
تا مملكتمون آباد بشه!
تا خدا دوستمون داشته باشه!
به خدا حق اين مردم اين نيست.
سر سفره عقد خانواده عروس ميگن 1000 تا كي داده و كي گرفته اين يه دروغ مرد هم ميره امضا ميكنه كه من ميتونم بدم اينم يه دروغ...دولت هم بي خيال اين دروغها ميشه اين يعني ابتداي زندگي با دروغ دردروغ ...به به
وعده زمین 1000 متری، 2.5 میلیون شغل، ارزانی بعد از فروردین ماه و... از قول شخص اول دولت گفته می شود و شما انتظار صداقت دارید. اگه شرافت داری نظر منم بگذار.
اگر همه نظرات را صادقانه درج كنيد يعني همان ترويج راستي
با سلام
البته فقط مردم عادي دروغ مي گويند . مسئولين معزر و محترم هيچگاه دروغ نگقتند . اگر گفته بودند كه حداقل در نظام مقدس اسلامي تا كنون براي نمونه حداقل يك و فقط يك نفر محاكمه ، توبيخ و يا در رسانه سراسر صدق ملي به دروغ آنان پرداخته مي شد. لذا نتيجتا" سر چشمه دروغ مردم عادي هستند.و مثل هميشه باز بايد از خانواده شروع كرد.بقيه موارد مانند دولت ، سازمانهاي دولتي ، صدا و سيما ، حوزه هاي علميه ، دانشكاه ها ، مجلس ، شوراهاي مختلف همه بي تقصيرند.
شما از خودت شروع کن.
همین نمونه کوچک بستنی طلا را ببین. عملکرد خود و مسئولین را در این باره ببین. خدائیش اگر ذره ای صداقت در شما می بود و یاحتی اراده ای برای جلوگیری از بی صداقتی ، دولت خدمتگزار مردم و مورد تایید اقایتان و شهردار ظل توجه اقایتان چنین کاری مرتکب می شد و یا توی تابناک از ابتدا به تکذیب و توجیه و ... می پرداختی که حال با این افتضاح مجبور به جمع کردن چنین ابروریزی (صد البته در ظاهر!) بشوی؟!!!
به خدا ناامید از رحمت پروردگار نیستم ولی به قول قران درباره منافقین می گوید اگر پیامبر 70 مرتبه برایشان استغفار بطلبد انها امرزیدنی نیستند و انهاهمانندکه هستند. حتی اگر بارها توبه کنند .
بروید وخود رااز مال حرام پاک کنید. بقیه را هم به مردم واگذار کنید. هرچند خیلی دیره ولی باز هم جلوی ضرر را هر جا بگیری منفعته.
برگردید به گفتمان امام
از سایت خودتان شروع کنید که خبرها را می پیچاند یا به شکلی متفاوت مطرح می کند. شما فکر نمی کنید مردم به سایر منابع خیری دسترسی دارند؟!!!
به نام خدا
اول : دروغ نگفتن مسولين
دوم :مجرم دانستن مسولان دروغگو
سوم :بركناري و مجازات مسولين دروغگو پس از اثبات درغگويي
مساوي مي شود با : گسترش صداقت در بين مردم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.