چه آسان يکديگر را راهي قبرستان ميکنيم!
شوخي نيست که يک ملت هر ساله حدود سيصد هزار نفر از افراد خود را کشته يا مجروح کند چون دارد به سر کار، مهماني، خريد و يا مسافرت ميرود. مگر چگونه ميرانيم که نه تنها «هشدار جدي نسبت به رانندگي خطرناک ايرانيان» يکي از بخشهاي جدايي ناپذير کتابچههاي راهنماي جهانگردان شده، بلکه فيلم رانندگي ايرانيان، تبديل به يکي از انواع کليپهاي پربيننده و خنده دار در اينترنت شده است؟

شوخي نيست که يک ملت هر ساله حدود سيصد هزار نفر از افراد خود را کشته يا مجروح کند چون دارد به سر کار، مهماني، خريد و يا مسافرت ميرود. تنها در دوران پس از انقلاب، لااقل 700 هزار قبر براي کشتههاي رانندگي حفر شده و دست کم 15 ميليون نفر مجروح شدهاند که تعدادي از آنان بايد باقي عمر را بر روي تخت و يا ويلچر بگذرانند...
همه قشرها از وزير، وکيل و استاد دانشگاه گرفته تا ورزشکار، بازيگر، کارمند و کارگر هر از چندگاهي به سوگ يکي از همکاران خود مينشينند. مثل بسياري از ما، شايد اين از دست رفتگان مانند مرحوم کريمي راد وزير دادگستري، مرحوم آيدين نيکخواه بهرامي و مرحومه خانم گلدره گمان نميکردند جان خود را در يک تصادف ناگهاني از دست بدهند. حجت الاسلام ابوترابي سيد آزادگان که از سختترين شکنجههاي بعثي جان سالم به در برد، نتوانست از رانندگي ما جان سالم به در ببرد.
به نظر ميرسد يک عامل اساسي که چنين ما را گرفتار کرده، اين است که در ايران اساسا از ابتدا کلمه «رانندگي»، غلط معنا شده است...
رانندگي در دنيا يک امر «جمعي» است ولي در ايران يک امر «فردي» تلقي ميشود. رانندگي در ايران يعني «مي خواهم خودم را با خودرو به مقصدم برسانم». پس رانندگان ديگر، «رقيب» من هستند و من نبايد از رقبا عقب بمانم...هر فضاي خالي که پيدا شد بايد زودتر از ديگران آن را پر کنم.
چنين است که رانندگي ايراني يعني «چپاندن خودرو يا موتور در اولين فضايي که خالي ميشود»؛ يعني «رفتن از هر مسير ممکن نه از مسير تعيين شده»؛ حاصل اين نوع رانندگي چنين تصويري است:
«رانندگي صحيح» نوعي مشارکت در يک امر جمعي است. اين «جريان عبور و مرور» است که راننده را به مقصد ميرساند نه به اصطلاح «زرنگي» او. «رانندگي صحيح» که نوعي مشارکت در يک امر جمعي است به معناي «هدايت خودرو خود در جاي صحيح در بين خودروهاي ديگر» است. بنابراين، اينکه خودرو فرد در بين دو خودرو جلويي جا ميشود يا نه، تأثيري در نحوه رانندگي صحيح ندارد... وقتي در جامعهاي اين نگرش به رانندگي حاکم باشد، يعني هر کس قبل از آنکه به رسيدن به مقصدش فکر کند به دنبال مشارکت در حرکت جمعي خودروها باشد، اين نظم در عمل چنين خود را نشان ميدهد:
1. سرعت حرکت خودروها چند برابر ميشود.
2. احتمال تصادم اتومبيلها به شدت کاهش مييابد.
3. در صورت تصادف، با توجه به مسير خالي در دو طرف، خودروهاي پليس و آمبولانس به سرعت به محل رسيده راه را باز ميکنند.
4. در صورت پنچر شدن يا خرابي يک ماشين، به دليل وجود فضاي کافي راه بندان پديد نميآيد.
5. از همه مهمتر، رانندگان با اعصاب راحت رانندگي ميکنند. ديگر لازم نيست که آنان در هر لحظه چهار طرف را مراقبت کنند تا مبادا سپر يا آينه اتومبيل کناري به اتومبيلشان برخورد کند يا از عقب کسي به آنها بزند...
همچنين کسي که ميخواهد در بزرگراه به راست بپيچد از صدها متر جلوتر در مسير تعيين شده قرار ميگيرد و خالي بودن باند کناري، او را به قانون شکني نميکشاند. (البته اعمال شديد قانون نقش خود را دارد که محل بحث در اينجا نيست):
اما پرسش مهم اين است که براي اصلاح وضع موجود عملا از کجا بايد آغاز کرد؟
براي روشن شدن مطلب بايد توجه کرد که رانندگي ايراني، اصطلاحات خاصي هم به دنبال آورده است که در کتابهاي آموزش رانندگي هيچ کشوري اصلا «وجود ندارد»؛ اصطلاحاتي مانند «راه گرفتن » و يا «رد کردن». «راه گرفتن» يعني جلوي ديگري را بگير تا خودت بتواني بروي. به دليل نبود پارهاي مقررات در ايران (مثلا قانون حق تقدم هنگام گردش به چپ) مجبوريم تا ميتوانيم وسيله نقليه خود را جلوتر و جلوتر ببريم تا خودرو مقابل چارهاي جز راه دادن به ما نداشته باشد.
همچنين «رد کردن» را وقتي به کار ميبريم که خودرو خود را از فاصله بسيار نزديک از کنار اتومبيلهاي ديگر يا پاي يک عابر عبور ميدهيم. پس در هر دو اصطلاح «راه گرفتن» و «رد کردن» که مختص به رانندگي ماست، معناي «نزديک شدن شديد به خودروها يا عابران» نهفته است.
حال چرا بدون «راه گرفتن» و «رد کردن» نميتوان در ايران رانندگي کرد؟ نکته اصلي اينجاست: اساسا «رعايت فاصله» که عنصري بسيار اساسي در رانندگي است در کشور ما هيچ جايگاه و تعريف مشخصي ندارد. اگر راننده سپرش را از يک ميليمتري زانوي عابر رد کند، تخلفي مرتکب نشده؛ اگر پشت چراغ قرمز اتومبيلها پنج سانتيمتر از هم فاصله داشته باشند قانون رعايت شده؛ وقتي يک موتورسيکلت با فاصله 30 سانتيمتر در پشت سر يک خودرو حرکت ميکند خلاف قانون مرتکب نشده و عملا تخلف محسوب نميشود. بايد حتما به اصطلاح «بخورد و صدا بدهد» تا اتفاقي افتاده باشد.
البته طبق قانون رانندگان موظفند «فاصله ايمن» را رعايت کنند، ولي اين از همان کلي گوييهايي است که مصاديقش نه تعريف شده و نه به مردم آموزش داده شده است و نه رعايت نکردن آن به چشم کسي ميآيد، زيرا همه عادت کرده ايم چفت در چفت يکديگر حرکت کنيم...
براي اينکه ببينيم جزئيات رعايت فاصله چگونه در ديگر کشورها يک به يک به رانندگان آموزش داده شده و چگونه اعمال قانون ميشود مناسب است نمونههايي در اينجا آورده شود.
وقتي سرويس مدرسه براي پياده و سوار کردن دانش آموزان توقف ميکند خودروهاي پشت سر موظف به رعايت فاصله 20 متري هستند (عکس زير از آيين نامه رانندگي يک کشور خارجي است). تخطي از اين قانون حتي براي اولين بار، علاوه بر 400 دلار جريمه، تعليق گواهينامه براي شش ماه را در پي دارد.
بنابر آنچه گفته شد، نقطه شروع اصلاح رانندگي در ايران، آموزش فاصله گرفتن از يکديگر است؛ چه فاصله خودرو از خودرو که با حرکت بين خطوط حاصل ميشود و چه فاصله گرفتن عابر و خودرو از يکديگر، و چه فاصله گرفتن از خودروهاي امداد...
نکات در مورد کاستيهاي رانندگي در ايران بسيار است. از جمله:
▪ در کشوري که بالاترين کشته را در تصادفات ميدهد يک کارخانه خودروسازي اجازه مييابد که پرفروشترين و در عين حال آسيب پذيرترين خودرو کشور را بدون کيسه هوا و ABS و لوازم ايمني ديگر روانه بازار کند. اين نشان ميدهد که رانندگي و کشته هايش هنوز براي برخي سياستگذاران تبديل به يک دغدغه اساسي نشده است.
▪ نبايد برخي عجولانه نحوه عجيب رانندگي در ايران را با اموري از قبيل چند برابر ظرفيت بودن تعداد خودروها يا تنگ بودن برخي معابر توجيه کنند. البته به دنبال حل اين مشکلات هم بايد بود اما اينها تنها ميتوانند دليل «ترافيک» باشند، نه دليلي براي رانندگي بيقانون رانندگان يا عبور بيقانونتر عابران. از اين روست که نحوه رانندگي، در شهرهاي کوچک هم يک معضل است.
▪ از تابلوهاي ورود ممنوع و يکطرفه که بگذريم تابلوها نقشي در رانندگي شهري ندارند.
تابلوي «ايست» در ايران کاملا بي معناست و اين نقش به سرعت گيرها واگذار شده است در حالي که با توجه به شرايط محيطي هر کوچه و نيز خيابان، تابلوهاي حداکثر سرعت بايد لااقل در ابتداي آنها نصب شود... ما با تکيه بر ذکر حداکثر سرعت شهري در آيين نامه، همه کوچهها و خيابانها را به امان خدا رها کرده ايم و هر کس زورش رسيده يک سرعت گير سيخي يا ميخي و غير آن با ارتفاع دلبخواهي در کوچه خودش قرار داده است...
▪ از چند انيميشن که بگذريم رسانه ملي آموزش مصداقي رانندگي را مورد توجه قرار نداده است. کاش برنامههايي مانند «سفر به خير» که غالبا به کلي گويي ميگذرند طريق صحيح و نيز خطاهاي رايج رانندگي را قدم به قدم به مردم يادآور ميشدند. گاهي چند آموزش تصويري (مانند مورد زير) ميتواند از دهها توصيه گفتاري در بهبود اوضاع مؤثرتر واقع شود:
▪ تصور بسياري از ما از تصادف شديد، دو ماشين له شده است و بس. شايد اگر با هشدار قبلي تصوير بانوي بارداري که با صورت خون آلود در ميان آهن پارهها گرفتار شده و فرياد ميزند و يا تصوير کودکي که با کيف مدرسه به گوشهاي ازخيابان پرتاب شده نمايش داده شود، کمي از بلاي «تعجيل براي هيچ» که در رانندگي و غير رانندگي مانند بختک به جان ما ايرانيان افتاده، رهايي يابيم...
عصر انفجار اطلاعات و کثرت دشمنان سياسي و غيرسياسي اين ملت، ضرورت توجه جدي به اصلاح نحوه رانندگي در ايران را دو چندان کرده است. لينک مربوط به يکي از دهها فيلم کوتاهي که در مورد نحوه رانندگي در تهران در اينترنت پخش شده و تنها در يکي از سايتها تاکنون بيش از 120 هزار بيننده داشته در انتهاي مقاله (متن کامل) قرار داده شده است. نميدانم، شايد برخي خوانندگان نيز با تماشاي آن به ياد هشدار امام صادق(ع) بيفتند: مايه زينت ما باشيد، نه مايه ننگ و سرشکستگى ما (کونوا لنا زينا و لاتکونوا علينا شينا).
متن کامل اين مقاله را ميتوانيد در ستون سمت راست بخوانيد.
همه قشرها از وزير، وکيل و استاد دانشگاه گرفته تا ورزشکار، بازيگر، کارمند و کارگر هر از چندگاهي به سوگ يکي از همکاران خود مينشينند. مثل بسياري از ما، شايد اين از دست رفتگان مانند مرحوم کريمي راد وزير دادگستري، مرحوم آيدين نيکخواه بهرامي و مرحومه خانم گلدره گمان نميکردند جان خود را در يک تصادف ناگهاني از دست بدهند. حجت الاسلام ابوترابي سيد آزادگان که از سختترين شکنجههاي بعثي جان سالم به در برد، نتوانست از رانندگي ما جان سالم به در ببرد.

به نظر ميرسد يک عامل اساسي که چنين ما را گرفتار کرده، اين است که در ايران اساسا از ابتدا کلمه «رانندگي»، غلط معنا شده است...
رانندگي در دنيا يک امر «جمعي» است ولي در ايران يک امر «فردي» تلقي ميشود. رانندگي در ايران يعني «مي خواهم خودم را با خودرو به مقصدم برسانم». پس رانندگان ديگر، «رقيب» من هستند و من نبايد از رقبا عقب بمانم...هر فضاي خالي که پيدا شد بايد زودتر از ديگران آن را پر کنم.
چنين است که رانندگي ايراني يعني «چپاندن خودرو يا موتور در اولين فضايي که خالي ميشود»؛ يعني «رفتن از هر مسير ممکن نه از مسير تعيين شده»؛ حاصل اين نوع رانندگي چنين تصويري است:
«رانندگي صحيح» نوعي مشارکت در يک امر جمعي است. اين «جريان عبور و مرور» است که راننده را به مقصد ميرساند نه به اصطلاح «زرنگي» او. «رانندگي صحيح» که نوعي مشارکت در يک امر جمعي است به معناي «هدايت خودرو خود در جاي صحيح در بين خودروهاي ديگر» است. بنابراين، اينکه خودرو فرد در بين دو خودرو جلويي جا ميشود يا نه، تأثيري در نحوه رانندگي صحيح ندارد... وقتي در جامعهاي اين نگرش به رانندگي حاکم باشد، يعني هر کس قبل از آنکه به رسيدن به مقصدش فکر کند به دنبال مشارکت در حرکت جمعي خودروها باشد، اين نظم در عمل چنين خود را نشان ميدهد:
1. سرعت حرکت خودروها چند برابر ميشود.
2. احتمال تصادم اتومبيلها به شدت کاهش مييابد.
3. در صورت تصادف، با توجه به مسير خالي در دو طرف، خودروهاي پليس و آمبولانس به سرعت به محل رسيده راه را باز ميکنند.
4. در صورت پنچر شدن يا خرابي يک ماشين، به دليل وجود فضاي کافي راه بندان پديد نميآيد.
5. از همه مهمتر، رانندگان با اعصاب راحت رانندگي ميکنند. ديگر لازم نيست که آنان در هر لحظه چهار طرف را مراقبت کنند تا مبادا سپر يا آينه اتومبيل کناري به اتومبيلشان برخورد کند يا از عقب کسي به آنها بزند...
همچنين کسي که ميخواهد در بزرگراه به راست بپيچد از صدها متر جلوتر در مسير تعيين شده قرار ميگيرد و خالي بودن باند کناري، او را به قانون شکني نميکشاند. (البته اعمال شديد قانون نقش خود را دارد که محل بحث در اينجا نيست):
اما پرسش مهم اين است که براي اصلاح وضع موجود عملا از کجا بايد آغاز کرد؟
براي روشن شدن مطلب بايد توجه کرد که رانندگي ايراني، اصطلاحات خاصي هم به دنبال آورده است که در کتابهاي آموزش رانندگي هيچ کشوري اصلا «وجود ندارد»؛ اصطلاحاتي مانند «راه گرفتن » و يا «رد کردن». «راه گرفتن» يعني جلوي ديگري را بگير تا خودت بتواني بروي. به دليل نبود پارهاي مقررات در ايران (مثلا قانون حق تقدم هنگام گردش به چپ) مجبوريم تا ميتوانيم وسيله نقليه خود را جلوتر و جلوتر ببريم تا خودرو مقابل چارهاي جز راه دادن به ما نداشته باشد.
همچنين «رد کردن» را وقتي به کار ميبريم که خودرو خود را از فاصله بسيار نزديک از کنار اتومبيلهاي ديگر يا پاي يک عابر عبور ميدهيم. پس در هر دو اصطلاح «راه گرفتن» و «رد کردن» که مختص به رانندگي ماست، معناي «نزديک شدن شديد به خودروها يا عابران» نهفته است.
حال چرا بدون «راه گرفتن» و «رد کردن» نميتوان در ايران رانندگي کرد؟ نکته اصلي اينجاست: اساسا «رعايت فاصله» که عنصري بسيار اساسي در رانندگي است در کشور ما هيچ جايگاه و تعريف مشخصي ندارد. اگر راننده سپرش را از يک ميليمتري زانوي عابر رد کند، تخلفي مرتکب نشده؛ اگر پشت چراغ قرمز اتومبيلها پنج سانتيمتر از هم فاصله داشته باشند قانون رعايت شده؛ وقتي يک موتورسيکلت با فاصله 30 سانتيمتر در پشت سر يک خودرو حرکت ميکند خلاف قانون مرتکب نشده و عملا تخلف محسوب نميشود. بايد حتما به اصطلاح «بخورد و صدا بدهد» تا اتفاقي افتاده باشد.
البته طبق قانون رانندگان موظفند «فاصله ايمن» را رعايت کنند، ولي اين از همان کلي گوييهايي است که مصاديقش نه تعريف شده و نه به مردم آموزش داده شده است و نه رعايت نکردن آن به چشم کسي ميآيد، زيرا همه عادت کرده ايم چفت در چفت يکديگر حرکت کنيم...
براي اينکه ببينيم جزئيات رعايت فاصله چگونه در ديگر کشورها يک به يک به رانندگان آموزش داده شده و چگونه اعمال قانون ميشود مناسب است نمونههايي در اينجا آورده شود.
وقتي سرويس مدرسه براي پياده و سوار کردن دانش آموزان توقف ميکند خودروهاي پشت سر موظف به رعايت فاصله 20 متري هستند (عکس زير از آيين نامه رانندگي يک کشور خارجي است). تخطي از اين قانون حتي براي اولين بار، علاوه بر 400 دلار جريمه، تعليق گواهينامه براي شش ماه را در پي دارد.
بنابر آنچه گفته شد، نقطه شروع اصلاح رانندگي در ايران، آموزش فاصله گرفتن از يکديگر است؛ چه فاصله خودرو از خودرو که با حرکت بين خطوط حاصل ميشود و چه فاصله گرفتن عابر و خودرو از يکديگر، و چه فاصله گرفتن از خودروهاي امداد...
نکات در مورد کاستيهاي رانندگي در ايران بسيار است. از جمله:
▪ در کشوري که بالاترين کشته را در تصادفات ميدهد يک کارخانه خودروسازي اجازه مييابد که پرفروشترين و در عين حال آسيب پذيرترين خودرو کشور را بدون کيسه هوا و ABS و لوازم ايمني ديگر روانه بازار کند. اين نشان ميدهد که رانندگي و کشته هايش هنوز براي برخي سياستگذاران تبديل به يک دغدغه اساسي نشده است.
▪ نبايد برخي عجولانه نحوه عجيب رانندگي در ايران را با اموري از قبيل چند برابر ظرفيت بودن تعداد خودروها يا تنگ بودن برخي معابر توجيه کنند. البته به دنبال حل اين مشکلات هم بايد بود اما اينها تنها ميتوانند دليل «ترافيک» باشند، نه دليلي براي رانندگي بيقانون رانندگان يا عبور بيقانونتر عابران. از اين روست که نحوه رانندگي، در شهرهاي کوچک هم يک معضل است.
▪ از تابلوهاي ورود ممنوع و يکطرفه که بگذريم تابلوها نقشي در رانندگي شهري ندارند.
تابلوي «ايست» در ايران کاملا بي معناست و اين نقش به سرعت گيرها واگذار شده است در حالي که با توجه به شرايط محيطي هر کوچه و نيز خيابان، تابلوهاي حداکثر سرعت بايد لااقل در ابتداي آنها نصب شود... ما با تکيه بر ذکر حداکثر سرعت شهري در آيين نامه، همه کوچهها و خيابانها را به امان خدا رها کرده ايم و هر کس زورش رسيده يک سرعت گير سيخي يا ميخي و غير آن با ارتفاع دلبخواهي در کوچه خودش قرار داده است...
▪ از چند انيميشن که بگذريم رسانه ملي آموزش مصداقي رانندگي را مورد توجه قرار نداده است. کاش برنامههايي مانند «سفر به خير» که غالبا به کلي گويي ميگذرند طريق صحيح و نيز خطاهاي رايج رانندگي را قدم به قدم به مردم يادآور ميشدند. گاهي چند آموزش تصويري (مانند مورد زير) ميتواند از دهها توصيه گفتاري در بهبود اوضاع مؤثرتر واقع شود:
▪ تصور بسياري از ما از تصادف شديد، دو ماشين له شده است و بس. شايد اگر با هشدار قبلي تصوير بانوي بارداري که با صورت خون آلود در ميان آهن پارهها گرفتار شده و فرياد ميزند و يا تصوير کودکي که با کيف مدرسه به گوشهاي ازخيابان پرتاب شده نمايش داده شود، کمي از بلاي «تعجيل براي هيچ» که در رانندگي و غير رانندگي مانند بختک به جان ما ايرانيان افتاده، رهايي يابيم...
عصر انفجار اطلاعات و کثرت دشمنان سياسي و غيرسياسي اين ملت، ضرورت توجه جدي به اصلاح نحوه رانندگي در ايران را دو چندان کرده است. لينک مربوط به يکي از دهها فيلم کوتاهي که در مورد نحوه رانندگي در تهران در اينترنت پخش شده و تنها در يکي از سايتها تاکنون بيش از 120 هزار بيننده داشته در انتهاي مقاله (متن کامل) قرار داده شده است. نميدانم، شايد برخي خوانندگان نيز با تماشاي آن به ياد هشدار امام صادق(ع) بيفتند: مايه زينت ما باشيد، نه مايه ننگ و سرشکستگى ما (کونوا لنا زينا و لاتکونوا علينا شينا).
متن کامل اين مقاله را ميتوانيد در ستون سمت راست بخوانيد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
باسلام
اكثريت مردم زمان رانندگي احترام به همنوع را فراموش كرده وطبق سليقه خود رانندگي ميكنند. ما در كليه امور خود خواه شده ايم وكم كم در بين مردم دنيا به ملتي بي فرهنگ مشهور ميشويم .خدا عاقبت ما را ختم به خير كند.
یک سوال صادقانه از خودم و از همه نظر دهندگان محترم دارم. همه ما که علامه دهر هستیم و و مرض شناس و در اینجا هزار ناله از عدم رعایت قوانین داریم اگر پایمان به خیابان برسد چگونه رانندگی میکنیم.؟؟؟ شما را به خدا فقط موقع تایپ نظرات علامه نباشیم و در موقع رانندگی یاد رعایت قانون هم باشیم.
رانندگی یکی از مصادیق زندگی اجتماعی است. اگر بخواهیم درباره میزان اهمیت دادن مردم یک کشور به اجتماع خود قضاوت کنیم، بهترین نمونه جهت بررسی و قضاوت همانا رانندگی است. متاسفانه در این باره ملت ما، علیرغم داشتن توانمندیهای بسیار از جمله مبانی اعتقادی و دینی و تمدن چند هزارساله، اهتمام لازم را به خرج نداده است. عدم توجه به محیط زیست، عدم توجه به پاکیزگی خیابانها و معابر و جویهای آب و موارد مانند آینها از دیگر مصادیق زندگی اجتماعی هستند که همه ما در یکی یا چند تا از آنها قصور می ورزیم. به اعتقاد بنده، علاوه بر آموزشهای علمی و فنی، تکیه بر باورهای دینی نیز می تواند بسیار مؤثر باشد. آیات عظام و مجتهدان با تکیه بر تنها این قانون ساده که لا ضرر و لا ضرار فی السلام، مصادیق ضرر رساندن به خود و دیگران در رانندگی را تحقیق و اعلام نمایند. یا با تکیه بر موضوع حق الناس می توانند مصادیق آن را در رانندگی تحقیق و بیان کنند. مبارزه با این نابسامانی و عدم پای بندی به مبانی زندگی اجتماعی، یک جهاد و بسیج همه جانبه را می طلبد. بنده حتی گاه به فکر تاسیس یک به اصطلاح NGO تحت نام "جنبش رانندگی سبز" برای بیان و آموزش درست رانندگی می افتم ولی در توان خود نمی بینم. به هرحال، من مطمئنم اگر روزی بتوانیم درست و برابر با مقررات بین المللی رانندگی کنیم، بسیار ی دیگر از مشکلات اجتماعی ما نیز حل خواهد شد. (یک استاد دانشگاه)
با سلام و با تشکر فراوان بخاطر مقاله بسیارخوب وجالبتان همانطوری که اشاره فرموده اید صدا وسیما می تواند در اصلاح وآموزش آحاد مردم نقش کلیدی داشته باشد که فعلا نقش آن خیلی کمرنگ می باشد مثلا اگر سیما در ساعات خاصی با اعلام قبلی تعدادی از تصادفات منجر به فوت روزانه را نمایش می داد خصوصا عابران پیاده و علت حادثه را کارشناسی می کردند بسیار در جهت آموزش مردم موثر بود
عدم اعمال صحيح و اعمال گزينشي قانون يكي از علل عدم وجود نظم در ايران است منحصر به رانندگي هم نيست .اما در مورد ايجاد نظم در رانندگي مقام صلاحيت دار تعيين جريمه تخلف همانا مقام قضائي است .زيرا مقام قضائي است كه ميتواند ميزان جريمه را با توجه به اثرات جمع و فردي آن تعيين نمايد. بهانه آوردن اينكه ما مشكل دادگاه داريم و ...دردي را دوا نميكند. در كوتاه مدت ميتوان در يك پاسگاه انتظامي يك اطاق اختصاص داد به يك قاضي ، يك كارشناس رانندگي (افسر)و يك مستشار . قبض صادره توسط پليسكه در آن تاريخ مراجعه متخلف به دادگاه ذكر شده است ، بوسيله اين دادگاه (بخوانيد دادگاه تخلفات رانندگي )رسيدگي و حكم لازم توسط قاضي صادر ميشود.البته بايد قبلاً تابلو ها ، حريمها و ...درست شده باشد.اين مسايل در كشورهاي اروپائي و امريكا سالهاست كه تجربه ميشود و پخته شده است فقط بايد اجرا شود . يا علي مدد
با سلام،
متاسفانه فقر فرهنگی بزرگترین مشکل ایران است. و باعث تاسف است مسئولان کمترین توجه را در این مقوله دارند. ما ایرانی ها فرهنگ درست استفاده کردن از هر کالا ی را نداریم. شما ملاحظه بفرمائید انرژی از جمله برق، آب ، گاز و سوخت به چه صورت استفاده می شود؟ نان و مواد غذایی به چه صورت؟ و ما از ماشین که یک وسیله جهت کارهای ضروری می باشد به چه صورت استفاده میکنیم؟
متاسفانه در ایران نه ماشین ها استاندارد نه جاده ها استاندارد و نه آدم ها اصول اولیه رانندگی را رعایت می کنند نتیجه اش این آمار تکان دهنده می باشد
سلام
مدتها بود اين دغدغه آزارم ميداد و با تشديد اوضاع اسفبار رانندگي در كشورمان كه تهران بهترين نمونه آن است قصد داشتم مطلبي را به تفصيل براي درج در رسانهاي بنويسم كه دوست نگارنده ما در تابناك به خوبي و شايد كاملتر به آن پرداختهاند. اما ذكر نكاتي را خالي از لطف نميدانم كه اميدوارم به غناي بحث كمك كند.
وضعيت كنوني رانندگي در ايران متأثر از آميختهاي از دلايل تاريخي، رواني،اجتماعي،اقتصادي،فرهنگي،قانوني و ... است.
لازم است ابتدا به خاطر آنكه ممكن است بيانم قدري تلخ باشد عذرخواهي كنم اما اميدوارم نتيجه اين مباحث شيرين باشد و سالانه شاهد مرگ دهها هزار نفر از عزيزانمان به خاطر هيچ نباشيم.
1- همانطور كه ميدانيم اتومبيل يك كالاي وارداتي به كشور ماست، پيش از آنكه ما خود به اين نياز رسيده و يا به اين درجه از رشد صنعتي نايل آمده باشيم. در ايران اولين كساني كه به خودرو دست يافتند خاندان سلطنتي بودند اعم از شاه يا شاهزادگان و امراي ارتش و... كه از نظر ايشان جان رعيت با جان چهارپايان تفاوتي نداشت و اگر با اتومبيلشان كسي را ميكشتند مانند ديگر ستمهايشان بي اهميت بود. اين رفتار به گونهاي به فرهنگ راندن ماشين تبديل شد و هم اينك نيز بعد از گذشت ساليان دراز همين فرهنگ بر اكثر رانندگان حاكم است.
2- به نظر من دلايل رواني بيشترين تأثير را در به وجود آمدن اين وضعيت دارد. نميدانم چه چيزي موجب شده است كه هر كدام از ما شديدا خود را محقتر از تمام عالم و آدم ميداند.چه عاملي است كه در درون ما حكم ميكند كه "تو بايد به هر قيمتي سرآمد باشي و نبايد كسي بر تو پيشي بگيرد!" به خاطر همين تلقي بايد حتي به اندازه 5 سانتيمتر هم كه شده سپر ماشينمان از ماشين كناري جلوتر باشد تا از آن عقبتر نمانيم. وقتي عابري را ميبينيم ،سرعتمان را زياد كنيم تا ما از جلو او عبور كنيم! و خداي ناكرده عكس اين اتفاق نيافتد. خودرو پشت سري نبايد بتواند از خودرو من عبور كند چون مايه سرشكستگي من است. شايد با اين صحنه مواجه شدهايد كه وقتي از راننده خودرو جلويي با چراغ يا بوق خواستهايد كه براي سبقت راه بدهد به جاي راه دادن بر سرعتش افزوده است؟! بايد به عابر پياده حتي از 200 متري هم به گونهاي بفهمانيم كه نبايد از جلو ما عبور كند. به نظر من اين مسايل نيازمند كنكاش دقيق روانشناسانه است كه چاره جويي آن مدتها وقت و انرژي روانشناسان را ميطلبد.
3- قوانين راهنمايي و رانندگي ما متأسفانه "مهارت محور" است و نه "صلاحيت محور" چرا كه هركسي با هر درجه از آگاهي و رشد يافتگي فرهنگي و اجتماعي همين كه توانست فرمان خودرو را درست بچرخاند و گاز و كلاچ و ترمز را شناخت، راننده است و ميتواند پشت رل بنشيند. در ايران هنوز كسي را از رانندگي محروم نكردهاند يا حداقل بنده از آن خبر ندارم. بعضي رانندگان قاتلان بالقوهاند و اين قانون است كه بايد از اين قتل كه معلوم نيست هدفش چند نفر باشد جلوگيري كند.هر روز و هر ساعت شاهد صحنههايي هستيم كه ميتواند فاجعه آفرين باشد اما قانون هيچگونه دخالتي در اصلاح آن ندارد.بسياري از حوادث مرگآور ناشي از نحوه رانندگي موتورسواران است. آيا هيچ قانوني براي موتورسواران وجود دارد؟ظاهرا از نظر قوانين ما موتورسوار مانند عابر پياده است و هيچ مسئوليتي براي او شناخته نشده است. نيروي انتظامي هر از گاهي در باره آنان سختگيري ميكند ولي اين كار نتيجه چنداني در بر نداشته است.
4- مشكلات و معضلات اقتصادي تأثيرگذار، فراوانند اما گذرا به آن ميپردازم. خودروهاي فرسوده و غير استاندارد كه به دليل ناتواني مالي صاحبان آن و ناتواني صنعت كشور در نوسازي و بهينهسازي سريع آن نقش دارند، شايد از دلايل عمده حوادث باشند. در اين ميان صنعت ناكارآمد خودرو كه محصولات بي كيفيت خود را به بهايي گزاف در مقايسه با محصولات ديگر كشورها به خريداران عرضه ميكند كمتر از وضعيت جادهها و خرابي آنها در حوادث تأثير گذار نيست. تمامي اين موارد از جهت گيريهاي نادرست اقتصادي حكايت دارد. كه در جاي خود بحث مفصلتري ميطلبد.
در پايان اميدوارم با تدبير بجا و با يك اراده جمعي بتوانيم معضل راهنمايي و رانندگي را در كشورمان حل كنيم. انشاء الله
با سلام
هر وقت از خط عابر رد مي شوم بايد با وحشت تمام اينكار را انجام بدهم متاسفانه رانندگان تا عابر پياده را مي بينند به سرعت ماشين اضافه ميكنند تا زحمت ترمز كردن و كم كردن سرعت را به خودشان نمي دهند گويي رقيب خوني خود را ديده اند متاسفانه كار از بي فرهنگي هم فرا تر رفته
بي فرهنگي مشكل ايرانيها است.
سري به اماكن تفريحي (مانند جنگل ها و ...) بزنيد پر از آشغال است!!!
توي اتوبانها هميشه ميتوان از خط كندرو سبقت گرفت . خط سبقت پر از خودروهايي است كه اهسته وپشت سر هم ميروند.از اين دست كارهاي متناقض در رانندگي زياد ديده ميشودكه همه حكايت از ضعف اموزش در رانندگي است.در چند سال اخير اين ضعف شدت يافته و متاسفانه كسي به فكر ان نيست!!!!!!!
مشکل ما کلی تر از این حرفهاست . ما همه جور تکنولوژی را در محیطهای غیر همگون داریم . در مورد رانندگی چنانچه ماشینهای آخرین مدل داریم ولی نه راننده استاندارد داریم و نه جاده استاندارد . عموم مردم پول درست و حسابی ندارند . عموم مردم فرهنگ رانندگی درست و حسابی هم ندارند . خورو سازان ما هم دندان مردم را شمرده اند و با تولیدات بدون کیفیت خود و قیمت بسیار بالا نیز یکی از عوامل این تصادفها هستند . جریمه های پایین در ایران ، اعصاب بسیار خراب مردم (ناشی از فشار بسیار بالا و کمر شکن زندگی ) نیز از عوامل تصادفها هستند . دادن گواهینامه بصورت بسیار بسیار راحت در ایران نیز از سهل انگاریهای راهنمایی و رانندگی و از عوامل تصادف میباشد .کمیت جاده ها در ایران نیز از عوامل تصادف هستند و بسیار بسیار عوامل ریشه ای که بنده حاضر هستم به مسئولان در ایران برای حل بسیاری از مشکلات یاری دهم.
كاشكي ماكه تو خيلي از مسائل تقليد از غربي ها رو تمدن ميدونيم رانندگي و خيلي از فرهنگهاي مثبتشون رو ياد بگيريم و اونا رو الگو قرار بديم كاشكي جاده هاي ما هم استاندارد بسازن كاشكي همه جا از جمله رانندگي به حقوق ما خانمها احترام بذارن
باسلام
شايد مطلبي كه مي نويسم خيلي به موضوع مورد بحث ارتباطي پيدا نكنه و ضمنا ً اين مطلب رو براي اين ميارم تا شايد بحث حمل و نقل رو در تابناك جديتر از گذشته بگيريد و به نوعي حامي اين همه مسافري باشيد كه واقعا نميدونن اعتراضشون رو از چه طريق نشون بدن؛
ببينيد ما از همين حداقل امكانات اتوبوس، راه آهن و ... هم كه داريم درست استفاده نمي كنيم و به مردم خدمات نميديم؛ من به ماهي يك يا دو مرتبه به سفر مشهد ميرم خواه با قطار و خواه با اتوبوس، به خدا قسم دارم عذاب مي كشم وقتي حداقل 1 الي 2 ساعت معطل حركت اتوبوس ها مي شم، عذاب مي كشم وقتي قطارهايي كه بايستي 11 تا 12 ساعته برسند، 14 ساعته مي رسند و جالب تر اينكه حتي يك گوش شنوا هم نيست كه بتوني اعتراض كني؛ وضعيت رسيدگي به مسافرها در اتوبوس ها اصلا جالب نيست رانندگان به دلخواه توقف هاي باب ميل خودشون رو دارند، قطارها هم در ايستگاه ها تأخيرات نامشخص زيادي دارند. خواهش مي كنم بخشي در تابناك رو به موضوع حمل و نقل و مشكلات و نظرات كاربران و مسافران اختصاص بديد تا شايد آقايون كمي به خودشون بيان واقعا چندين دفعه شده كه مسافرهايي رو ديدم كه مستأسل شدن اينكه به چه كسي اعتراض كنند.
روش رانندگی آیینه فرهنگ یک اجتماع است.
باید اول فرهتگ ما درست شود و مسائلی از قبیل رعایت حق تقدم ، صف ،گذشت و ... را به مردم یاد داد.
کلمه های کلیدی: خودرو ناامن، جاده ناامن، عابر پیاده، قانون ضعیف، پلیس بی توجه، فرهنگ رانندگی، آموزش ضعیف، نبودن آرامش روانی، دولتمردان بی توجه....
به نظر من مشكلات يك جانبه نيسيت مخصوصا در تصادفات بين شهري چند عامل مهم است1- اخذ گواهينامه آسان ( و نه پرهزينه) من سراغ دارم افراد نزديكي از خودم را كه باور كنيد حتي گاز دادن مناسب به ماشين را بلد نيستند چه رسد به...2- كنترل بي جاي پليس راه كه به بيرهه مي رود و آدم فكر مي كند فقط براي اينكه درامدي از قبل درصد جريمه خواهند داشت اقدام مي كنند و البته چه بيان خوب و متين و مودبي دارند3- وضعيت راهها كه با تعداد وسيله هاي نقليه متناسب نيست ياعلائم و هشدار ها تقاطعهاو و پلها زيرگذرهاي غير اصولي كه خود باعث افزايش ريسك تصادفات مي باشند4- و درنهايت خود وسله هاي نقليه كه از لحاظ ترمز، استحكام بدنه و تعادل و كيسه هواي ايمني داراي خصوصيات قابل تعريفي مي باشند.
خارج مقررات رانندگی را تمام و کمال رعایت میکنند اما در کشور خود بی نظمی بر رانندگی ایرانیان حاکم است .چرا جامعه شناسان روی این مسئله تحقیق نمیکنند. راستی باید چکار کرد؟ البته همه و از جمله خود دولت قبول دارند که جاده ها ی ایران گنجایش لازم را ندارند اما کشور های دیگری هستند که علیرغم نداشتن جاده های استاندارد ، بسی بهتر از ایرانیان رانندگی میکنند.
بنده شاهد(12.07.87) تصادف یک دستگاه پراید در اتوبان زنجان تبریز بودم از ظاهر این طور استنباط میشد که لاستیک جلو ترکیده ماشین با سرعت به کارد اصابت کرد بود و اهنهای کارد از محل پیچ و مهر خارج شد و پای رانند را قطع کرده بود سوال من این؟ چرا این حفاظها که با پول این مردم جهت حفظ جان مردم نصب شد باعث از بین بردن جان مردم میشود
به نظر من تنها راه نجات از این بلای خانمانسوز داشتن پلیس قوی و بی گذشت است اگر خلاف رانندگی را ندید بگیریم این میشویم که هستیم و 40 تا 50 درصد مشگلات رانندگی ما مسافرکشها هستند که هیچ قانونی را رعایت نمیکنند
رانندگی ایرانیان نشان میدهد چقدر در زندگی روزمره...در اقتصاد...در اجتماع...در مذهب...و بخصوص در اقتصاد به رعایت نظم و انظباط و حقوق دیگران و توجه به اینده دقت دارند!!!!!!
موضوع بسيار مهمي است بدون تعارف و دروغ عمده ترين عامل در اين وضعيت ناهنجار و حتي در اقتصاد و اشتغال و... خود خواهي ، لجاجت ، زياده طلبي و ديگران را آدم حساب نکردن ميباشد!
درست و غير قابل انكار است كه ما ايراني ها و در راس همه ما تهراني ها بد رانندگي ميكنيم. اما از حق نگذريم وقتي در اتوبانهاي شهر بزرگي مثل تهران حداقل قواعد نصب تابلوهاي راهنمايي رعايت نميشود(يا بسيار عقبتر از خروجي نصب شده {اتوبان صياد شيرازي خروجي رسالت غرب} يا تنها سر خروجي {اتوبان شهيد بابايي خروجي امام علي} يا بعد از ورودي خروجي نصب شده!!! { اتوبان بابايي خروجي صيادشيرازي}) و رانندهاي با سرعت 100 KMpH در حال حركت در اينگونه اتوبانهاست مجبور است براي رسيدن به مقصد خود انحراف به راستهايي شديد و گاهي هم دنده عقب در اتوبان را انجام دهد. يا براي اينكه از خندقي كه شهرداري در وسط خيابانها و اتوبانه كنده يا خود بخود حفر شده اند( به علت عدم اسفالت صحيح) فرار كند مجبور است كه حركتهايي نه چندان مطوب را انجام دهد.به نظر شما وقتي عابرين محترم پياده به جاي عبور از پل عابر در فاصله چند متري از وسط خيابان يا حتي اتوبان!! عبور مي كنند بايد فاصله چندين متري را رعايت كرد... اين مطالب مشتي بود نمونه خروار و با اين مطالب نمي خواستم رانندگي ايراني ها را توجيه كنم ولي بهتر است به جاي گير دادن به راننده بدبختي كه چاره اي براي 50% تخلفاتش ندارد و 100% مقصر دانستن او تمامي زواياي اين مسئله را ديد و تمامي آن را روشن كرد.
لطفاً اين مطلب را درج كنيد.متشكرم
به نظر اينجانب مشكل اصلي در ايران عدم شناخت ظرفيت توسط كارشناسان و عدم قانونگذاري صحيح توسط مسئولين جامعه ماست. كه فرهنگ نا سالم و نا امن در جامعه را موجب مي شود.
منظور از ظرفيتها ، ظرفيت بزرگراهها و معابر ، ظرفيت گاز و برق و آب ، ظرفيت پهناي باند اينترنت و تلفن همراه و غيره مي باشد.
و منظور از قوانين ، قوانين بزرگراهها و معابر ، قوانين مصرف گاز و برق و آب و قوانين پهناي باند اينترنت و تلفن همراه و غيره مي باشد.
به ظرفيتهاي فوق و قوانين موجود براي ترافيك توجه كنيد. همينطور به ساير ظرفيتها و قوانين . همه و همه بطور نا صحيح كارشناسي شده اند. مثلاً در مورد كيفيت بد تلفن همراه ، هيچ قانوني از مصرف كننده حمايت نمي كند.
پس اين قوانين و شرايط بد موجب بوجود آمدن بي اعتمادي به قانون و در نتيجه ايجاد فرهنگ بد در مصرف ترافيك ، آب ، برق ، گاز ، تلفن ، اينترنت و غيره مي شود.
مثلاً يك فرهنگ بد كه از نبود ظرفيتهاي تعطيلي و مرخصي مناسب نشأت گرفته اين است كه مردم همگي در تعطيلات به ياد مسافرت افتاده و به سمت شمال (نبود ظرفيت گردشگري) مي روند.
چطور مي شود اين مورد را اصلاح كرد؟ - با افزايش ظرفيتهاي گردشگري - با اصلاح قوانين مرخصي - اينكه اجبار كنيم كاركنان از مرخصي ساليانه خود استفاده كنند.
بيائيد اين فرهنگ را كه هميشه مردم را مقصر مي دانيم عوض كنيم.
واقعا اگر بخواهيم قانون حركت بين خطوط را اجرا كنيم آيا هزينه اي دربر دارد؟ واقعا چرا نيروي انتطامي كار به اين راحتي را كه باعث جلوگيري از تصادف و مرگ و مير بسياري از هموطنان ميشه رو انجام نمي ده؟
در خصوص رانندگی اتومبیل که وضعیت آنچنان است!و اما در ایران موتور سواران که از هیچ قانونی تبعیت نمی کنند راست راست برای خود می چرخند؟!
با سلام من چندين مورد سعي کردم که فاصله لازم با خودروي جلويي را حفظ کنم ولي در چند مورد نزديک بود بلاي جانم شود زيرا به محض ايجاد فاصله ، ماشين عقبي در اولين فرصت ميخواست فاصله ايجاد شده را پر کند .
با سلام همه حرفهاي شما درست اما تا كي ميخواهيم همه مشكلات را يك جانبه به گردن راننده بياندازيم در همان كشورهايي كه مثال زدهايد وضعيت جاده ها ، وسائل حمل و نقل عمومي، و ...را هم اعلام كنيد تا كي از كيسه ملت بايد خرج كرد ؟
با عرض وقت بخیر
در اجتماع حداقل این فرهنگ منسوخ نشده که هر شخصی حرف رکیکی را بر زبان راند افراد دیگر سریعا برآشفته می شوند به راستی هنگامی که شخصی هنگام رانندگی بدون رعایت حق تقدم تغییر مسیر میدهد ، چراغ قرمز را با سرعت بالا عبور می کند ، انواع آشغالها را برای راننده پشت خود به بیرون پرت میکند ، باسرعت غیر مجاز ( کم یا زیاد) رانندگی میکند و ... در صورت بروز کوچکترین مشکل همه آن حرف ها را به اجرا نگذاشته .
نا ايمن بودن جاده ها عامل اصلي اين وقايع مي باشد.
مشکل اینجاست که ما و بسیاری از مسئولین فکر می کنند ما بهترین هستیم و دنیا باید از ما سرمشق بگیرد. والله اگر ما این مشکلات را حل کنیم بزرگترین ضربه به دشمنان ماست.
كشورايران يكي ازعجيب ترين كشورهاي جهان محسوب مي شودبانگاهي به ميزان تلفات جاده اي،ميزان مصرف سوخت،خروج نخبگان،مصرف مواد مخدر،.............دربخش عوامل افزايش تلفات جاده اي :
1-ارزاني سوخت 2-توليدوسايل نقليه آبكي 3-عدم اجراي قوانين رانندگي4-اهمال پليس دراستقرارجاده اي وانجام وظايف 5-فقدان قوانين تنبيهي 6-فقدان جاده هاي مناسب
خوب بود صدا و سیما به جای اینکه سه ساعت وقت بگذاره که در بازی تیم قلندرآباد با جینگول محله اوت دستی بوده یا کرنر و یا مزخرفاتی از این دست بیاد و ساده ترین و اصولی ترین حقوق شهروندی رو یادآور بشه ، تا هم جون مردم بیگناه حفظ بشه و هم اینکه فرهنگ سازی بکنه.
روزانه هزاران ثانیه از وقت مردم پای رسانه ملی هدر میره و هیچ حساب و کتابی نداره ولی اگه فلان بازیکن فوتبال ماشینش پنچر بشه و یا اینکه سگ همسایه اش مریض بشه ساعتها راجع به اون حرف و حدیث و سخنرانی و همایش برگزار میشه .
نگارنده عزيز! درست روي موضوع بسيار جالبي گذاشتيد و گفتنيهايي را گفتيد كه تنها يك عامل باعث بروزشان است آنهم بي فرهنگي ايرانيان. اما يادتان رفت نكته مهمي ديگري را خاطرنشان كنيد! آنهم لجبازي با يك راننده زن هنگام رانندگي...
با سلام این مشکل دلایل گوناگون دارد ولی در ارتباط با فقدان قانون باید عرض شود که در یکی از نهادهای قوه قضاییه بخش کیفری تخلفات رانندگی اصلاح شده که کیفرهای سنگین برای متخلف که رانندگی اش منجر به صدمه یا فوت شده، پیش بینی شده است. ضمنا رانندگی ای که متضمن اذیت دیگران نیز هست هرچند تصادفی رخ ندهد نیز جرم انگاری شده است. و از همه مهمتر مسوولیت توزیعی پیش بینی شده است به این نحو که کارشناس طبق نظر قاضی موظف است تا میزان مسوولیت مقصر، کارخانه به دلیل نحوه طراحی یا ساخت ماشین، وزارت راه به دلیل ایمن نبودن راه و اداره راهنمایی و رانندگی به دلیل عدم نصب یا نصب ناصحیح علایم تعیین کند تا دیه و کلیه خسارات بر اساس آن پرداخت شود. اگر در نحوه طراحی ماشین بی احتیاطی رخ داده باشد و این عمل منجر به قتل یا ضرب و جرح دیگری گردد مدیر عامل کارخانه در صورت عدم نظارت یا مسوول مستقیم به کیفر حبس محکوم خواهند شد. باید دید سرنوشت این اصلاحیه چه خواهد شد. باید دید قانون می تواند به جالی فرهنگ جان این مردم بیچاره را نجات دهد و باید دید در این کشور آیا ارزش جان ایرانی بیشتر از ارزش جان برخی مردم در کشورهای قدرناشناس خواهد شد یا خیر.
جهت اطلاع مسئولين محترم پلبس راه ، بدليل جريمه هاي غير منطقي و مچ گيري هاي پليس ، راننده ها بيش از نگراني از حوادث و مشكلات جاده اي نگران حضور پليس در جاده و گرفتن برگ جريمه به دلايل نامعلوم هستند. رفتار پليس بجاي فرهنگ سازي نوعي مشكلات رواني براي مردم ايجاد كرده است .
به نظر من در جامعه نمی توان هیچ پدیده ای را بدون در نظر گرفتن متغییر های وابسته و مستقل بررسی و ریشه یابی کرد . آیا فکر نمی کنید اقتصاد ،معیشت،تورم،و هر گزینه دیگری در امر فرهنگ رانندگی موثر نیست و سهم این ومتغییر ها چقدر است؟
با سلام،
باید گفت عدم توجه به قوانین از جمله رانندگی و احترام به حقوق دیگران یک مشکل فرهنگی بوده کشور ما از فقر فرهنگی در همه موارد مورد آسیب جدی می باشد. چنین مواردی باید در مدارس ابتدائی و حتی قبل از آن توسط یک سیستم آموزشی صحیح توسط معلمان در بچه ها نهادینه شود.
ولی وقتی معلمان ما کار تدریس کار دوم و سوم آنها است و اکثر آنها زیر خط فقر بوده چطور انتظار داریم کار فرهنگ سازی و آموزش و پرورش درست صورت گیرد؟ متاسفانه مشکلات این کشور زیربنائی می باشد و با حرف زدن درست نمی شود. و باید گفت خانه از پایبست ویران است.
شايد يكي از نادر گزارشات مفيدي بود كه با آن مواجه شدم نكته اي كه بايد گفته شوداينكه روي آموزش تكيه شده مگر يگ نفر وقتي مي خواهد گواهي نامه بگيرد كليه قوانين آن را نه يكبار كه چند بار بايستي تكرار كند تا بتواند گواهينامه بگيرد البته استمرار آموزش موثر است ليكن متاسفانه اجراي قوانين رانندگي خيلي سست به آن عمل ميشود مثلا موتور سواران يكي از عوامل بزرگ خطر مي باشند وهر وقت هم خواسته شود با آنان برخورد شود مورد انتقاد بسياري از افراد حتي آنهاييكه داعيه ارزشي بودن را مينمايند واغلبشان هم آدمهاي خوبي هستند قرار ميگيرد كه موتور سواران از طبقه مستضعف هستند!خطا وبي قانوني از هر قشري سر زده شود بايد جلو آن گرفته شود چون به نفع همه مي باشد بنده هروقت مي خواهم از عرض خياباني رد شوم آنقدر كه از يك موتور سوار واهمه دارم از دهها اتومبيل واهمه ندارم البته اين به آن معنا نيست كه اتومبيلها خطايشان كم باشد بنده به اين نتيجه رسيده ام كه مشكل ترافيك ،ازدياد خود رو ومسائل مربوطه ازقبيل تامين سوخت و تصادفات از بزرگترين چالشهاي نظام است وبراي رهايي از آن عزم ملي را ميطلبد ودلسوزان نظام اگر ميخواهند كه نظام وكشور دچار از هم گسيختگي وانقراض نشود براي رفع اين مشكل عظيم با گماردن تيم قوي كارشناسي واجراي منويات حاصله جهت رفع مشكل وحدت رويه داشته باشند وچه خوب است كه بحثهايي از اين قبيل جزو گفتمان هاي فرهنگي ما گردد ويكي از مسايلي كه بايستي مورد گفتگوي داغ مجلس ودولت وساير ارگانها واحزاب قرار گيرد وچارهاي انديشيده شود همين مشكل حمل ونقل موتوري ماست چرا كه خطر حاصل شده واستمرار آن يعني نابودي همه.
يكي از مشكلات اساسي ما كمبود كارشناس ترافيك و كاربلد مسايل رااندگي شهري و جاده و .. است. شبها يك سري به خيابان ولي عصر - جنب پارك ملت بزنيد. كلي ماشين پارك شده و افسرها تند تند در حال جريمه كردن هستند. عملا تابلوهاي توقف ممنوع آنجا يعني كشك. در صورتيكه با كمي مهندسي ميشود حاشيه پارك را به محل پارك خودروها تبديل كرد و اين مشكل را حل كرد. پاركي كه نشود به آن دسترسي داشت به چه درد مي خورد. ------ يك مورد ديگر: الان يك ماهي است كه تغييراتي در وضعيت هندسي ميدان سرو شاهديم كه به افزايش شديد ترافيك اين منطقه منجر شده است. يك كوچه خلوت را هم در كنار اين ميدان يك طرفه كرده اند كه اگر نقشه بود و ميديديد كه براي رعايت قانون و ورود از مسير غير خلاف بايد چه مشقتي متحمل شد و از چه نقاط پر ترافيكي عبور كرد به عقل كسي كه دستور نصب تابلوي ورود ممنوع را داده شك ميكرديد.
دیشب در اتوبان مدرس یک جوان مریض! پشت سر من مرتب چراغ میزد و من هم نمی توانستم به او راه بدهم چون ترافیک بود و اصولا دلیلی نداشت که کسی در اتوبانی که همه با سرعت 60-70 تا می روند بخواهد با 100 تا برود. در همین حین ناگهان آن جوان از سمت راست به فاصله خیلی نزدیک از من سبقت گرفت و به شکلی خطرناک خود را در جلوی ماشین من قرار داد و ناگهان به شدت روی ترمز زد. البته من چون خیلی با احتیاط و کم گاز حرکت می کنم به سادگی کنترل کردم و به هیچ عنوان سراغ لجبازی نرفتم چون غیر از دردسر و گرفتاری هیچ نتیجه ای ندارد. جوان مذکور پس از این کار سیگار خود را به نشانه ی پیروزی از ماشین به بیرون پرتاب کرد! حالا جالب قضیه اینجاست: من حدس زدم که طرف ناراحتیی چیزی دارد! گفتم زنگ بزنم پلیس 110 و موضوع را اطلاع بدم شاید از یک اتفاق بد جلوگیری شود. وقتی زنگ زدم حدس بزنید که چه جوابی شنیدم. مامور پلیس قبل از اینکه شماره ماشین را بپرسد از من پرسید که می خواهم شکایت کنم من هم گفتم که بله. گفت ....... آ...آ...نه. وصل می کنم راهنمایی رانندگی! بعد قطع شد و دیگر کسی گوشی را بر نداشت. تماسهای بعدی هم نا موفق بود. خلاصه داستان اینست که مجرمین بدلیل اینکه در حاشیه امنی به سر می برند هر کاری که بخواهند انجام می دهند. زیرا اگر کسی بخواهد در مقابل آنها بایستد باید خود را گرفتار قانون! کند و به قول معروف برود دادگاه پاسگاه! یا پله های دادسرا را بالا پایین کند. بهمین دلیل خیلی ها از حق خود به سادگی می گذرند و در حقیقت سعی می کنند که حق خود را با تلافی سر دیگران پس بگیرند چون می دانند که طرف نمی آید دنبالشان و می رود سراغ یکی دیگر. اسممان را هم گذاشته ایم مسلمان!
سلام.لطفا به افسرها توهین نکنید.مشکل به اشخاص و روشها بر نمیگردد .مشکل ما اینست که خودخواهیم.من حرف اول را در روابط ما میزند.این من شیطان است.وقتی این شیطان مهار شود خیلی مشکلات حل میشود.
رانندگی کردن و عابر بودن نیاز به فرهنگ سازی دارد. می فرمایید چطور؟ بنده با دو تا چشم حودم شاهد بودم که در کشور سوئیس یک پلیس تعدادی بچه 3تا5 ساله را در یک چهار راه آموزش عملی عبور از روی خط کشی عابر پیاده می داد. شاید باور نکنید ولی حقیقت است که به اندازه یک زنگ درس این صف ده بیست نفری با هدایت پلیس و با سبز شدن چراغ عابر پیاده از یک گوشه چهار راه به گوشه ای دیگر می رفتند و با قرمز شدن چراغ می ایستادنند و دو باره و دوباره و...تا ساعت درس عبور از خیابان برایشان تمام شد.
آیا بچه هائی که اینگونه آموزش ها در ذهنشان نقش می بندد و برایشان یک فرهنگ می شود در عبور از خیابان خلاف می کنند؟ با جرات می توان گفت هرگز. دستگاه آموزش و پرورش و پلیس راهنمایی ما اگر امروز برنامه ریزی و اجرا کنند تا ده بیست سال دیگر جواب می دهد.در مورد رانندگی متاسفانه ما همه یک پا شوماخریم! در مورد آموزش رانندگی و فرهنگ سازی آن باشد در فرصتی دیگر.
اقا جون وقتی فرهنگ این هست که وقتی طرف قانون رو زیر پا گذاشته ماشینتو داغون کرده وشما خیلی محترمانه میگی "اقا چرا احتیاط نمی کنی ومقررات رو رعایت نمیکنی؟تو شکم ادم میره ودر نهایت بی تربیتی اینطور جواب میده که" برو بابا مگه چی شده پولشو میدم"هیچ کس توقعی بیش از همین جنگلی که میبینیم در مورد عابر پیاده" موتور سیکلت و رانندگی نمیتوان داشت.
معنی بوق های مکرر پشت خودرو ها این است که به هر طریقی شده(زیر گرفتن عابر و ...) راه را برای من باز کنید تا بروم و بقیه به درک
با سلام
فرهنگ وارداتی نیست فرهنگ جوشیده از بطن یک جامعه را است فرض کنیم که اگر کالایی وارد یک کشور شد باید فرهنگ مصرف آن هم توسط عده ای وارد شود این غلط است بلکه طرز مصرف آن را یاد میدهند و این شخص و اشخاص هستند که یک جامعه را تشکیل میدهند باید فرهنگ سازی شود آن هم توسط افراد با فرهنگ که جامعه قبولش داشته باشند در غیر اين صورت نتیجه بی حاصل و راه به بی راهست بعنوان مثال من هم از ایران گواهینامه دارم و هم از آلمان آیین نامه ایران را خوب هر کسی گواهینامه گرفته میداند که آنقدر بدون کارشناسی و قدیمی تهیه شده که همان ماهای اول یادشان رفته و چیزی یادشان نیمیاند ولی من که بعد از داشتن قریب به 2 دهه گواهینامه ایرانی و رانندگی در ایران وقتی وایل سال 2000 اقدام به اخذ گواهینامه آلمانی نمودم با توجه باینکه مدتی هم با گواهینامه بین الملی رانندگی کردم تازه فهمیدم آیین نامه یعنی چی و چطور رانندگی کردن را پس از 2 دهه اینجا و یاد گرفتم و وقتی هم سفری به وطنم ایزان دارم هر چه سعی میکنم درست رانندگی کنم اما نمیشود بتنهایی با جمعی که دارند بد رانندگی میکنند جنگید و تازه توهین هم میشنوی و پیشنهاد من به مسوولین راهنمایی و رانندگی این است که اگر مایل باشند من آیین نامه آلمانی را که بفارسی هم ترجمه شده در اختیارشان بگذارم و از بعصی موارد ان که با جامعه و فرهنگ ما سازگاری دراد استفاده کنند و باید تدریجا این معضل را حل کرد یکشبه خراب نشده که درست شود و گردن کسی نباید انداخت باید ریشه ای بر خورد کرد
کیوان از آلمان
باید فرهنگ ایجاد کنی اول خط کشی جاده ها و معابر، 80% بدون خط کشی،غیر استاندارد
خواهش می کنم خط کشی را تذکر بدهید خیلی مهمه
در لندن برای گرفتن گواهینامه باید یک کتاب 1200 صفحه ای را امتحان بدهی تازه برای امتحان شهری هم یک افسر حدود 40 دقیقه کنار دستت می نشیند و تو را در انواع کوچه ها و خیابان ها و اتوبان ها می برد. اما در کشور ما چطور؟ کل امتحان شهر 2 دقیقه هست و آن هم فقط در حد یک پارک دوبل یا یک دور دو فرمان خلاصه می شود . آخر در کجای دنیا به یک راننده که توانسته یک پارک دوبل انجام بدهد گواهینامه می دهند .
بی فرهنگی رانندگی اول از همین جا نشئت می گیرد یعنی طرف با یک آزمون آبکی گواهینامه می گیرد و یا علی ماشین سوار شده و در شهر می چرخد. رانندگان تاکسی و مسافرکش ها که ارث پدرشان را از مردم می خواهند وسط خیابان ، سر چهار راه و هر جایی که زورشان برسد مسافر سوار و پیاده می کنند . مسوولین محترم باید بدانند که ما ایرانی ها فقط با زور جریمه و اعمال قوانین شدید درست می شویم حالا اگر هر روز نصف تبلیغات صدا و سیما هم مربوط به فرهنگ رانندگی شود فایده ای ندارد.
رانندگی در تهران از خیلی شهرستانها بهتر است.اگر میخواهید رانندگی بد رامشاهده کنید یک سفر با ماشین تشریف بیاورید مشهد.رانندگی در اینجا ترکیبی است از بدترین رانندگیها در ایران.
متاسفانه به قول مرحوم استاد اقبال لاهوری "اسلام در غرب است و مسلمانان در شرق".دستورهای دینی اسلام بر نظم تاکید فراوان دارد .ائمه نیز تاکید کرده اند.حضرت علی (ع) وصیت کرده " الله الله فی نظم امرکم " . متاسفانه نظم و هماهنگی در غرب غیر مسلمان به وضوع دیده میشود و در شرق و در میان ما مسلمانان خبری نیست. باید در دیدگاه ما تعقیر اساسی ایجاد شود. از آقای مطهری که در این زمینه روشنگری کرده اند بسیار ممنونم
ای کاش تنها رفتار غلط ایرانی ها فقط همین بود برای مثال بد نیست کمی هم به اطراف خود توجه کنیم تا متوجه شویم چگونه بیشتر افراد بدون توجه و رعایت حقوق شهروندی با پرتاب زباله محیط اطراف خود را آلوده می کنند به گونه ای که هیچ محیط طبیعی در کشور از این آلودگی ها در امان نبوده است . با کمال تاسف انگار بجای انضباط اجتماعی در کشور ما نوعی ولنگاری و بی بند وباری توصیه می شود و به همین خاطر است که در هر عرصه ای که باز گذاشته شده فقط شاهد تجاوز به حقوق دیگران هستیم ، مواردی همچون پارک کردن اتومبیل در پیاده روها و یا حرکت سرسام آور موتورسیکلت سواران در کوچه و خیابان و پیاده رو و حتی این بی قانونی در عرصه مطبوعات هم مشاهده می شود و تنها کافی است برای لحظه ای به تیترهای دهها نشریه ورزشی و مثلا اجتماعی نگاهی بیندازید تا متوجه شود بی اخلاقی تا چه حد توسط این به اصطلاح نشریات ترویج می شود . حال این سوال مطرح می شود که دلیل این بی توجهی نسبت به این همه بلبشو چیست ؟ چرا مسئولان کشور تنها در برابر موضع گیری های سیاسی حساس هستند اما در برابر این همه هرج و مرج و بی قانونی سکوت همراه با رضایت دارند ؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.