اولياي دم مقتول اعلام كردند هيچ شكايتي از قاتلان ندارند
قتل مردی كه دخترانش را شكنجه میداد
ن اتهامم را قبول دارم و با همكاري برادران زنم دست به اين قتل زدم. البته من از ماجراي تجاوز حيدر به دخترانش خبر نداشتم اما روز حادثه وقتي كه ميخواستم با برادران همسرم سر كار بروم ديدم فاطمه خواهرزن 12سالهام گريه ميكند ...
شرق: دختران افغان كه بهعنوان اولياي دم در دادگاه حاضر شده بودند، مدعي شدند سالهاي طولاني مورد آزار جنسي پدرشان قرار گرفتند و به همين دليل از قاتل او شكايتي ندارند.
به گزارش خبرنگار ما، اين دختران وقتي در جايگاه حاضر شدند تا شكايت خود عليه متهمان را مطرح كنند به جاي اعلام شكايت جزييات زندگي پردردشان را توضيح دادند و گفتند چطور بهعنوان يك فرد بيهويت از ابتداي تولدشان در ايران زندگي كردند و حتي جرات شكايت از پدرشان را نداشتند.
در ابتداي جلسه محاكمه شفيعي نماينده دادستان در جايگاه حاضر شد و در توضيح كيفرخواست به قضات شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران گفت: جسد مردي به نام حيدر حدودا 40 ساله روز 23 بهمن سال گذشته در حاشيه بزرگراه آزادگان پيدا شد. ماموران متوجه شدند جسد متعلق به مردي افغان است؛ آنها با آثار برجايمانده در محل حادثه توانستند اولياي دم را شناسايي كنند و مشخص شد آنها در جريان قتل حيدر بودند و خودشان موضوع را به پليس گزارش ندادند. بررسيها نشان داد حيدر توسط چهار مرد به نامهاي رضا، علي، عباس، رسول و همسر حيدر به نام شكيلا به قتل رسيده است. پليس متوجه شد شكيلا آن روز در خانه خواهرش بوده و با همكاري پسران خواهرش و داماد او، حيدر را به قتل رساندهاند.
نماينده دادستان ادامه داد: «متهمان بعد از شناسايي از سوي پليس بازداشت شدند و در بازجوييها به قتل اعتراف كردند. آنها جزييات را شرح دادند و صحنه قتل نيز بازسازي شد. بنابراين بهعنوان نماينده دادستان تهران درخواست دارم متهمان رديف اول و دوم يعني رضا و علي به اتهام مشاركت در قتل و سايرين به اتهام معاونت در قتل مورد محاكمه قرار گيرند و حكم قانوني درخصوص آنها صادر شود.»در ادامه دختران مقتول يك به يك در جايگاه حاضر شدند؛ آنها كه هيچكدام اوراق هويتي و سواد ندارند به جاي شكايت از قاتلان پدرشان از زندگي پردرد خود و ظلمي كه در سالهاي زندگيشان بر آنها رفته بود گفتند.
اولين دختري كه در جايگاه حاضر شد سحر 27ساله بود او گفت: اگر پدرم كشته شد به خاطر كارهاي خودش بود؛ او خيلي ما را اذيت ميكرد و به ناموس همه چشم داشت، او به هيچ چيز اعتقاد نداشت و هيچكس را دوست نداشت. ما هم جايي را نداشتيم كه شكايت كنيم و كسي را نداشتيم كه از ما حمايت كند. قبل از اينكه ازدواج كنم، پدرم شبها به سراغم ميآمد و آزارم ميداد، بچه بودم و نميدانستم بايد چه كنم. بعد كه ازدواج كردم از دست پدرم راحت شدم او خيلي آدم بدي بود و به خاطر بديهاي خودش كشته شد. به همين دليل هم نميخواهم قاتلانش مجازات شوند.
سپس عزيزه دختر 17 ساله در جايگاه حاضر شد؛ او كه بيشترين آزار را از سوي پدرش ديده بود گفت: وقتي كه بچه بودم پدرم شبها به سراغم ميآمد و اذيتم ميكرد، وقتي ازدواج كردم بارها مورد آزار جنسي پدرمان قرار گرفته بودم. البته من تنها قرباني پدرم نبودم خواهرانم و حتي برادر 12سالهام هم از دست او در امان نبودند. خيلي بچه بودم و نميدانستم بايد چه كنم؛ بهخصوص اينكه پدرم مردي عصباني بود و خيلي ما را كتك ميزد. تنها حامي ما مادرم بود، او خودش را جلوي پدرم ميانداخت تا وقتي پدرم كتك ميزد آسيب كمتري به ما برسد. شبها هم سعي ميكرد پدرم را در اتاق پيش خودش نگه دارد. از دست پدرم عاصي شده بوديم زندگي برايمان سياه بود. 12ساله بودم كه پدرم در قبال گرفتن مبلغي پول من را شوهر داد. يك سال بعد بچهاي به دنيا آوردم و پدرم زير پاي شوهرم نشست تا مرا طلاق دهد. بالاخره طلاقم را گرفت و دوباره به خانه پدرم برگشتم. در يك خياطي چرخكار بودم و كار ميكردم. دوباره آزارهاي پدرم شروع شده بود، خسته به خانه ميرسيدم و وقتي ميخواستم بخوابم پدرم به سراغم ميآمد و آزارهايش را شروع ميكرد. من كه بزرگ شده بودم ميدانستم بايد مقاومت كنم. فرياد ميزدم و با پدرم دعوا ميكردم، او كتكم ميزد ميگفت بايد به حرفش گوش كنم اما من مقاومت ميكردم و او با كمربند دنبالم ميكرد. مادرم خودش را جلو ميانداخت كه من آسيب نبينم. گاهي تا صبح من را كتك ميزد.
عزيزه ادامه داد: بعضي وقتها پدرم از من پول ميخواست و ميگفت بايد با مردان غريبه رابطه برقرار كنم؛ خودش چند پيرمرد را كه از دوستانش بود به خانه ميآورد و از من ميخواست با آنها رابطه داشته باشم اما من مقاومت ميكردم، او چندين بار من را به خاطر اين مقاومتها با پايپ سوزاند. هر روز صبح سر كار ميرفتم و چند ساعتي روي ميز كارم ميخوابيدم. چون پدرم شبها يا سراغ خودم ميآمد يا سراغ ثريا خواهر 8 سالهام ميرفت يا برادر 12 سالهام را آزار ميداد. آنها نميدانستند چطور بايد از خودشان دفاع كنند. هر وقت صداي فرياد ثريا يا برادرم علي را ميشنيدم از خواب ميپريدم و براي كمك به سمت آنها ميرفتم. چون هيچ اوراق هويتي هم نداشتيم كسي به حرفمان گوش نميكرد. فقط مادرم بود كه از ما دفاع ميكرد.
زن 17ساله سپس آثار سوختگي روي دستانش را به قضات نشان داد و گفت: نتيجه مقاومت من در برابر پدري كه ميخواست تجاوز كند اين آثار سوختگي است. پدرم خيلي من را ميزد و ميسوزاند. او برادر 12سالهام را معتاد به شيشه كرد و به ثريا هم شيشه ميداد كه بكشد تا نتواند در برابرش مقاومت كند. برعكس دختران كه عاشق پدرشان هستند من از پدرم متنفر بودم. ما در ايران به دنيا آمديم اما چون مجوز نداشتيم نتوانستيم درس بخوانيم و برده پدرمان شديم. در اين مدتي كه او فوت شده حتي يكبار هم سر خاكش نرفتم و تازه به آرامش رسيدهام. مرگ حق او بود. درخواست دارم براي كمك به ما مادرم را آزاد كنيد؛ او براي دفاع از من اين كار را كرد.
سپس رضا متهم رديف اول كه داماد باجناق مقتول هم هست در جايگاه قرار گرفت، او گفت: من اتهامم را قبول دارم و با همكاري برادران زنم دست به اين قتل زدم. البته من از ماجراي تجاوز حيدر به دخترانش خبر نداشتم اما روز حادثه وقتي كه ميخواستم با برادران همسرم سر كار بروم ديدم فاطمه خواهرزن 12سالهام گريه ميكند. او خيلي ترسيده بود و بدنش ميلرزيد. محكم به مادرش چسبيده بود و حرف نميزد. از مادرزنم پرسيدم چه شده جواب نداد. فاطمه لباس مدرسه به تن داشت و كيفش هم روي دوشش بود. فكر كردم كسي در خيابان اذيتش كرده است دوباره اصرار كردم، مادرزنم گفت وقتي كه فاطمه در اتاق بود حيدر به او حمله كرد و قصد تجاوز داشت اما فاطمه فرار كرد. خيلي ناراحت شدم. به شكيلا همسر حيدر و خاله همسرم گفتم، چرا به شوهرت اجازه ميدهي اين كارها را بكند؟ آنوقت بود كه شكيلا گفت دختران خودش هم مورد آزار حيدر قرار ميگيرند و كاري از دستش برنميآيد. آنقدر عصباني بودم كه كنترل خودم را از دست دادم به سراغ حيدر رفتم و با او دعوا كردم بعد با كمك برادران همسرم او را كشتم.
اين مرد درباره نحوه قتل گفت: من دستانش را گرفتم شالي را از زير گلويش رد كردم و به پشت گردنش آوردم بعد علي شال را كشيد عباس و رسول هم روي پا و كمرش نشستند تا اينكه جان باخت. ما 30 سال است در ايران زندگي ميكنيم. چون در افغانستان امنيت نبود و ناموسمان در امان نبود به ايران آمديم آنوقت خودي به ناموسمان تجاوز كرد. او بايد ميمرد البته قبول دارم كه مرتكب جرم شديم اما حيدر آدم كثيفي بود.
در ادامه ساير متهمان هم در مورد اتهامي كه به آنها وارد شده بود از خود دفاع كردند. آخرين متهم شكيلا همسر 35 ساله حيدر بود، او گفت: حيدر براي ما زندگي نگذاشته بود يك لحظه از دستش آرامش نداشتم. سعي ميكردم بچهها نزديكش نباشند. شكايت هم نميتوانستم بكنم. البته من در قتل نقشي نداشتم اما وقتي فرزندان خواهرم به سراغش رفتند تا بكشندش مقاومت نكردم.
بنا بر اين گزارش بعد از پايان جلسه محاكمه هيات قضات شعبه 74 براي صدور رأي دادگاه وارد شور شدند.
به گزارش خبرنگار ما، اين دختران وقتي در جايگاه حاضر شدند تا شكايت خود عليه متهمان را مطرح كنند به جاي اعلام شكايت جزييات زندگي پردردشان را توضيح دادند و گفتند چطور بهعنوان يك فرد بيهويت از ابتداي تولدشان در ايران زندگي كردند و حتي جرات شكايت از پدرشان را نداشتند.
در ابتداي جلسه محاكمه شفيعي نماينده دادستان در جايگاه حاضر شد و در توضيح كيفرخواست به قضات شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران گفت: جسد مردي به نام حيدر حدودا 40 ساله روز 23 بهمن سال گذشته در حاشيه بزرگراه آزادگان پيدا شد. ماموران متوجه شدند جسد متعلق به مردي افغان است؛ آنها با آثار برجايمانده در محل حادثه توانستند اولياي دم را شناسايي كنند و مشخص شد آنها در جريان قتل حيدر بودند و خودشان موضوع را به پليس گزارش ندادند. بررسيها نشان داد حيدر توسط چهار مرد به نامهاي رضا، علي، عباس، رسول و همسر حيدر به نام شكيلا به قتل رسيده است. پليس متوجه شد شكيلا آن روز در خانه خواهرش بوده و با همكاري پسران خواهرش و داماد او، حيدر را به قتل رساندهاند.
نماينده دادستان ادامه داد: «متهمان بعد از شناسايي از سوي پليس بازداشت شدند و در بازجوييها به قتل اعتراف كردند. آنها جزييات را شرح دادند و صحنه قتل نيز بازسازي شد. بنابراين بهعنوان نماينده دادستان تهران درخواست دارم متهمان رديف اول و دوم يعني رضا و علي به اتهام مشاركت در قتل و سايرين به اتهام معاونت در قتل مورد محاكمه قرار گيرند و حكم قانوني درخصوص آنها صادر شود.»در ادامه دختران مقتول يك به يك در جايگاه حاضر شدند؛ آنها كه هيچكدام اوراق هويتي و سواد ندارند به جاي شكايت از قاتلان پدرشان از زندگي پردرد خود و ظلمي كه در سالهاي زندگيشان بر آنها رفته بود گفتند.
اولين دختري كه در جايگاه حاضر شد سحر 27ساله بود او گفت: اگر پدرم كشته شد به خاطر كارهاي خودش بود؛ او خيلي ما را اذيت ميكرد و به ناموس همه چشم داشت، او به هيچ چيز اعتقاد نداشت و هيچكس را دوست نداشت. ما هم جايي را نداشتيم كه شكايت كنيم و كسي را نداشتيم كه از ما حمايت كند. قبل از اينكه ازدواج كنم، پدرم شبها به سراغم ميآمد و آزارم ميداد، بچه بودم و نميدانستم بايد چه كنم. بعد كه ازدواج كردم از دست پدرم راحت شدم او خيلي آدم بدي بود و به خاطر بديهاي خودش كشته شد. به همين دليل هم نميخواهم قاتلانش مجازات شوند.
سپس عزيزه دختر 17 ساله در جايگاه حاضر شد؛ او كه بيشترين آزار را از سوي پدرش ديده بود گفت: وقتي كه بچه بودم پدرم شبها به سراغم ميآمد و اذيتم ميكرد، وقتي ازدواج كردم بارها مورد آزار جنسي پدرمان قرار گرفته بودم. البته من تنها قرباني پدرم نبودم خواهرانم و حتي برادر 12سالهام هم از دست او در امان نبودند. خيلي بچه بودم و نميدانستم بايد چه كنم؛ بهخصوص اينكه پدرم مردي عصباني بود و خيلي ما را كتك ميزد. تنها حامي ما مادرم بود، او خودش را جلوي پدرم ميانداخت تا وقتي پدرم كتك ميزد آسيب كمتري به ما برسد. شبها هم سعي ميكرد پدرم را در اتاق پيش خودش نگه دارد. از دست پدرم عاصي شده بوديم زندگي برايمان سياه بود. 12ساله بودم كه پدرم در قبال گرفتن مبلغي پول من را شوهر داد. يك سال بعد بچهاي به دنيا آوردم و پدرم زير پاي شوهرم نشست تا مرا طلاق دهد. بالاخره طلاقم را گرفت و دوباره به خانه پدرم برگشتم. در يك خياطي چرخكار بودم و كار ميكردم. دوباره آزارهاي پدرم شروع شده بود، خسته به خانه ميرسيدم و وقتي ميخواستم بخوابم پدرم به سراغم ميآمد و آزارهايش را شروع ميكرد. من كه بزرگ شده بودم ميدانستم بايد مقاومت كنم. فرياد ميزدم و با پدرم دعوا ميكردم، او كتكم ميزد ميگفت بايد به حرفش گوش كنم اما من مقاومت ميكردم و او با كمربند دنبالم ميكرد. مادرم خودش را جلو ميانداخت كه من آسيب نبينم. گاهي تا صبح من را كتك ميزد.
عزيزه ادامه داد: بعضي وقتها پدرم از من پول ميخواست و ميگفت بايد با مردان غريبه رابطه برقرار كنم؛ خودش چند پيرمرد را كه از دوستانش بود به خانه ميآورد و از من ميخواست با آنها رابطه داشته باشم اما من مقاومت ميكردم، او چندين بار من را به خاطر اين مقاومتها با پايپ سوزاند. هر روز صبح سر كار ميرفتم و چند ساعتي روي ميز كارم ميخوابيدم. چون پدرم شبها يا سراغ خودم ميآمد يا سراغ ثريا خواهر 8 سالهام ميرفت يا برادر 12 سالهام را آزار ميداد. آنها نميدانستند چطور بايد از خودشان دفاع كنند. هر وقت صداي فرياد ثريا يا برادرم علي را ميشنيدم از خواب ميپريدم و براي كمك به سمت آنها ميرفتم. چون هيچ اوراق هويتي هم نداشتيم كسي به حرفمان گوش نميكرد. فقط مادرم بود كه از ما دفاع ميكرد.
زن 17ساله سپس آثار سوختگي روي دستانش را به قضات نشان داد و گفت: نتيجه مقاومت من در برابر پدري كه ميخواست تجاوز كند اين آثار سوختگي است. پدرم خيلي من را ميزد و ميسوزاند. او برادر 12سالهام را معتاد به شيشه كرد و به ثريا هم شيشه ميداد كه بكشد تا نتواند در برابرش مقاومت كند. برعكس دختران كه عاشق پدرشان هستند من از پدرم متنفر بودم. ما در ايران به دنيا آمديم اما چون مجوز نداشتيم نتوانستيم درس بخوانيم و برده پدرمان شديم. در اين مدتي كه او فوت شده حتي يكبار هم سر خاكش نرفتم و تازه به آرامش رسيدهام. مرگ حق او بود. درخواست دارم براي كمك به ما مادرم را آزاد كنيد؛ او براي دفاع از من اين كار را كرد.
سپس رضا متهم رديف اول كه داماد باجناق مقتول هم هست در جايگاه قرار گرفت، او گفت: من اتهامم را قبول دارم و با همكاري برادران زنم دست به اين قتل زدم. البته من از ماجراي تجاوز حيدر به دخترانش خبر نداشتم اما روز حادثه وقتي كه ميخواستم با برادران همسرم سر كار بروم ديدم فاطمه خواهرزن 12سالهام گريه ميكند. او خيلي ترسيده بود و بدنش ميلرزيد. محكم به مادرش چسبيده بود و حرف نميزد. از مادرزنم پرسيدم چه شده جواب نداد. فاطمه لباس مدرسه به تن داشت و كيفش هم روي دوشش بود. فكر كردم كسي در خيابان اذيتش كرده است دوباره اصرار كردم، مادرزنم گفت وقتي كه فاطمه در اتاق بود حيدر به او حمله كرد و قصد تجاوز داشت اما فاطمه فرار كرد. خيلي ناراحت شدم. به شكيلا همسر حيدر و خاله همسرم گفتم، چرا به شوهرت اجازه ميدهي اين كارها را بكند؟ آنوقت بود كه شكيلا گفت دختران خودش هم مورد آزار حيدر قرار ميگيرند و كاري از دستش برنميآيد. آنقدر عصباني بودم كه كنترل خودم را از دست دادم به سراغ حيدر رفتم و با او دعوا كردم بعد با كمك برادران همسرم او را كشتم.
اين مرد درباره نحوه قتل گفت: من دستانش را گرفتم شالي را از زير گلويش رد كردم و به پشت گردنش آوردم بعد علي شال را كشيد عباس و رسول هم روي پا و كمرش نشستند تا اينكه جان باخت. ما 30 سال است در ايران زندگي ميكنيم. چون در افغانستان امنيت نبود و ناموسمان در امان نبود به ايران آمديم آنوقت خودي به ناموسمان تجاوز كرد. او بايد ميمرد البته قبول دارم كه مرتكب جرم شديم اما حيدر آدم كثيفي بود.
در ادامه ساير متهمان هم در مورد اتهامي كه به آنها وارد شده بود از خود دفاع كردند. آخرين متهم شكيلا همسر 35 ساله حيدر بود، او گفت: حيدر براي ما زندگي نگذاشته بود يك لحظه از دستش آرامش نداشتم. سعي ميكردم بچهها نزديكش نباشند. شكايت هم نميتوانستم بكنم. البته من در قتل نقشي نداشتم اما وقتي فرزندان خواهرم به سراغش رفتند تا بكشندش مقاومت نكردم.
بنا بر اين گزارش بعد از پايان جلسه محاكمه هيات قضات شعبه 74 براي صدور رأي دادگاه وارد شور شدند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
خدا را شكر كه ما ايرانيها در كشور افغانستان نيستيم
جاهـــــــــــــــــــــــــــلیت ...
انكه با دختر خود زنا كند با دگران چه ها كند
مجوز دادن بهتر است زيرا حداقل آمار انها ثبت ميشود و خلافهايشان قابل پيگيري خواهد بود و هر زمان تصميم به اخرج گرفتيم، به راحتي ممكن خواهد بود. اين نحوه مبارزه ما با مسائل اجتماعي هزينهها را افزايش ميدهد و ناامني را.
پناه می برم بخدا
آدم های شرافتمند در میان مسلمانان افغان خیلی زیاد هستند .
انسان همیشه در معرض وسوسه شیطان قرار دارد فرق نمکنه افغانی یا ایرانی. چه بسا در روز قیامت بخاطر اعمال افشا نشده انسانها از شرم گناه سرمان را نتوانیم بلند کنیم پس بخدا توکل کنیم و عبرت بگیریم.
كسي جز خدا نمي داند چه كسي راست مي گويد ، اگر خانواده اين افغان حقيقت را مي گويند به اين پدر نمي گويند بلكه مي گويند حيوان. ولي اگر خانواده دروغ مي گويند بايد قاتلين برحسب قانون مجازات شوند .
اففانیا ادمای خوبین اما هرچی دزد و قاتل دارن از کوه کمر راه میوفتن میان ایران ,ابرو هرچی افغانیه میبرن .از وقتی از ایران جداشن همش زجرو جنگ
بعنوان یک خبره اظهارات خانواده مقتول برایم مشکوک بنظر میرسه.معلوم نیست ادعای زن و دختر ودامادهای مقتول صحت داشته باشه. شاید عکس قضایا صدق کنه و مقتول یه جورایی خواسته باشه جلوی برخی کارها را گرفته باشه. اگر دقت بکنید متوجه میشید که نداشتن مدرک و.. نمی تونه مانع رسیدگی به شکایت بشه و فورا کلانتری محل اقدام می کنه . از تابناک محترم خواهشمندم قضیه رو تا آخر دنبال کنه و نتیجه نهایی تحقیقات پلیس و رای دادگاه را به اطلاع بازدیدکنندگان عزیز تابناک برسونه. ممنون
عزیزان ترا خدا جوگیر نشوید
اولااینها انسان هستند
دوما از نظر مذهب هم که مسلمانند
سوما ما ایرانی هستیم و در همه جا شهره به غیور و مهربان
غزیزان اگر بعضی از این خانواده به جایی شکایت میکردند با مشکل هویتی مواجه میشدند
فعلا تنها کاری که در حق اینها میتوان کرد یکی رافت قاضی محترم است که اینهارا ازاد کند چرا که پدر اینها اگر هم زنده بود مفسد فی الارض و حتی مخل امنیت و اجتماع بود البته این مقتول با فرزندان خودش این کار هارا کرده از کجا معلوم که این بلا هارا سر کسانی غیر از بستگانش اورده باشد که برای حفظ ابرو کسی شکایتی نکرده
دوم هم این بندگان خدا در همه این مدت زندگی عذاب و شکنجه شدند چه خوب است که دولت و مردم لااقل با محبت خود ذره ای از رنج هایشان را کم کنند فاصله سرزمین اینها با ما یک خط ساده است تا فاصله سومالی و افریقا و غیره
اجرکم عندالله
عزیزان لطفا احساساتی نشوید. افغانیها یا عراقیها باید به وطن خود برگردندو اونها که ایرانی نیستند همچین توقعی دارند. ببینید در این 30 سال چه جنایات و تجاوزاتی که مرتکب نشده اند!اخرینش یک هفته پیش هم تجاوز 15 نفر کارگر وحشی افغانی به یک پسربچه ایرانی در تهران که طفلکی فوت کرد!
بدی ایرانیها اینه که زود جو گیر می شن . تا یه ظلمی به افغانها می شه می خوان به همشون تابعیت ایرانی بدن و به محض اینکه یکیشون یه جرمی انجام میده می خوان همشون رو یا بیرون کنن یا بکشن. اصطلاا با یه غوره سردیشون میشه و با یه مویز گرمیشون میشه . تو همسایگیه ما یه مرد ایرانی دخترش رو تو حموم با نفت و کبریت سوزوند. به خاطر اینکه خودش اولیای دم بود اعدام نشد( کراک می کشید) حالا اگه این دخترا تابعیت ایرانی داشتن می تونستن ثابت کنن که پدرشون بهشون تجاوز م یکنه ؟ چطور می خواست پول جور کنن تا وکیل بگیرن؟ وکیل تسخری اصلا کاری براشون می کرد؟ و یه عالم سوال دیگه؟؟؟؟؟؟؟
متاسفانه انواع نظرات رواز هموطنان خواندم به جز توجه جدی به ابعاد انسانی موضوع، اینکه وضعیت اقامت و تابعیت این مهاجرین چگونه باشه باید با دقت و کارشناسی در همه ابعاد معلوم بشه اما اینکه تعدادی دختر نوجوان و کودک مورد ظلم و تعدی باشن ، حالا از هر ملیت و نژادی باشن جای تاسف داره و باید به هر طریق مورد حمایت معنوی و اجتماعی قرار بگیرند. دست کم حالا که این ظلم افشا شده باید تحت حمایت قرار بگیرند. فقط یک لحظه به عنوان یک انسان در نظر بگیریم اگر دست تقدیر این سرگذشت رو پیش روی ما می گذاشت به جز خداوند متعال به کجا بایستی رو بیاوریم؟
این حیوان در شکل آدم را چرا راحت کشتند باید قطعه قطعه می کردند خدا این ابلیس را لعنت کند تا ابد
خدا لعنتش کنه
با سلام، من خیلی ناراحت و متاسف هستم که هم وطنهای من اینجوری فکر میکند در مورد افغانها. ما خیلی نژاد پرست هستیم. من خودم استرالیا هستم
و وقتی بر خورد غربی هارو با خودم میبینم ، خیلی شرمنده میشم، چون ما خیلی با افغانها بد هستیم. افغانی در اینجا خیلی بیشتر احترام داره تا یک افغانی در ایران.
هر چی باشه اونها هم مسلمون هستن. اگه خلاف هم میکنند به خاطره اینه که ما ها بهشون فرست ندادیم زندگی درستی داشته باشن. ندادن شناسنامه به اون دخترها؟؟؟ کی مسول هست؟ اسلام که نمیگه فقط به ایرانی خدمت کن.
اینم بگم که در استرالیا و نو زیلند من هرگز ندیدم که یه افغانی خلاف کنه. خیلی هم سخت کار میکنند. ولی لبنانیها بسیار بد نام هستن و خلاف کار. افغانیها مارو دوست داران، ولی لبنانیها از ما بدشون میاد ، حتا ا ونای که شیه هستن!!!
سامان سیدنی
تو در مورد مهاجرت قانونی صحبت می کنی یا غیر قانونی ؟ نمی خوای بگی اگه کسی غیر قانونی وارد استرالیا بشه تو کمپ اسکانش نمی دن ؟ و بعد به کشورش دیپورت نمی کنن؟در ضمن اگه افقانیها خیلی خوب کار می کنن پس چرا اوضاع کشورشون این قدر ناجوره؟
فرصت ، شیعه. (دوتا غلط ، هجده)
فرصت
دادن حق شهروندی به یک افغانی که سی سال بدون کم کاری صادقانه زحمت کشیده لطف نیست که حق طبیعی برای یک انسان است.
بعضی از هم وطنانمون جوری حرف می زنند که فکر می کنی از هر نژاد پرستی نژادپرست ترند.
ناشناس جان.در هر کشوری کسانی که غیر قانونی و قاچاقی وارد شوند مجرم و از آن کشور اخراج می شوند.شما خودتو با افغانها مقایسه نکن.عزیز دل شما به صورت قانونی و طی مراحل اداری به کانادای مهاجرپذیر مهاجرت کردی و تمام فعالیت هات و گذشته و حالت برای دولت کانادا شفاف و روشنه.ولی افغانی هائی که ایران میان هیچ شباهتی با شما ندارن.
متاسفانه كه در اغلب كشور هاي دنيا تحصيل براى همسه بچه ها رايگان هست اما در ايران بايد مبالغي زيادي پرداخت كنند تا بتونند در مدارس تحصيل كنند فكر كنم حد اقلش حدود 150 هزار تومان تصور كنيد خانواده اي كه 4 فرزند داشته باشه چه كار كنه
چرا اجازه داده نمی شود بچه های افغانی های مقیم ایران به مدرسه بروند؟ این خلاف عقل و منطق و خلاف مصلحت کشور ماست. در کشورهای غربی با جان و دل اجازه مدرسه رفتن به پناهنده ها می دهند چون خودشان بیشتر سود می برند.
میتونن برن مدرسه،مهاجران غیر قانونی که ویزا نگرفته از کوه کمر دزدکی وارد کشور میشن نمیتونن مدرسه که هیچ،تو خیابون هم راه برن،لطف کنن اول ویزا تهیه کنن،پول بدن بابت هزینه ویزا و اقامت،بچه هاشونم مفتی اونوقت میتونن درس بخونن.
کی گفته اجازه ندارن به مدرسه برن ؟ همه ی اونایی که اقامت دارن می تونن برن مدرسه . من خودم معلم هستم و تو مدرسه ای که من تدریس می کنم چند تا افغانی داریم که همه شون هم معدلشون نزدیک 20 هستش و فوق العاده مودب هم هستن .
متاسفانه اونایی که میان ایران و مرتکب انواع جنایت ها و خلاف ها می شن اونایی هستن که اهل درس نیستن و مطمئنا تو کشور خودشون هم همین طور بودن .
این جنایت ربطی بمردم افغانی ندارد انچه را که در مورد این مقتول گفته شده اگر صحت داشته باشد شر یک اشغال در جامعه کنده شده .
باید زودتر از اینها میمرد ...
چرا اینا نباید میتونستن شکایت کنن؟ مگه مسلمون نیستن؟ مگه ما این همه داعیه اسلام و ام القرای اسلام نداریم؟
به جای اینکه اینقدر بزنیم توی سر افغانی ها ، کاش یه کم وجدان داشتیم و می فهمیدیم که اینها آدم اند.
ما یه زمانی همه مردم یه سرزمین بودیم از یه ریشه ایم.
به جای این همه ادعای مسلمانی کاش یه کم عمل کنیم
خوب خودشون خواستن از ایران جدا شن.
تو خارج اینچنین اتفاقی افتاد همه رسانه ها گفتند. اینجا این اتفاقات میفته و تابناک و شاید چنتا رسانه دیگه اینها رو می گویند و آب از آب تکون نمیخوره!!!!!
از همه چیز تأسف بارتر وضعیت پناهنده های بدبخت افغان است که بچه های شان در این کشور باید بی هویت و سواد بار بیایند و این بلاها را هم تحمل کنند. مقایسه کنید با وضع پناهندگان آفریقایی و افغانی و ایرانی در غرب و بازهم ایرانی ها پز بدهند که به افغانها پناه داده اند.
مهاجر های غیر قانونی رو تو کشور های دیگه تو چادر اسکان می دن یا تو زندان می اندازن و به سرعت به کشورشون بر می گردونن . و هیچ کجای دنیا به مهاجر غیر قانونی اجازه ی تحصیل نمی دن. در ضمن برای اطلاع این دو هموطن بی سواد عرض می کنم که اینها پناهنده نبودن بلکه مهاجر غیر قانونی بودن
دمت گرم . این ایرونیهای داخل فکر میکنند خیلی متخصص و مغز هستند و هر کجای دنیا باشن بهترین هستند.در حالی که ما میدونیم که چکار میکنند که یه لقمه نون ببرند خونشون که زن وبچشون گرسنه و درمونده نباشه. خدایا کمی بینش به این جماعت از خود راضی بده
میشه در نظر گرفت که نامادری آون خانم 27 ساله بوده که درج نشد البته به احتمال قوی - ضمنآ اگه افغانیها هویت داشته باشند و بعضی ها هم تابعیت خلاف کاریشون کمتر میشه با دادن تابعیت میشه اونا رو راحت تر کنترل کرد .الان اگه یک افغانی مرتکب جرم بشه براحتی گیر نمی افته چون چیزایی که داره به اسمش نیستن تا بشه پیداشون کرد مثلآ موبایل به اسمشون نیست و چیزای دیگه ......
اولا که تابی جون دو دوتا چهارتا چطوری مادر 35 ساله می تونه دختر 27 ساله داشته باشه یعنی این دختررو 7 سالگی دنیا آورده یه کمی دقت توکارها بد نیست دوما ایرانیهای که میروند خارج همه تحصیل کرده و بعضا پول دارن این افغانی ها چی که هرچی بی سوادو خلاف کار دارن سرازیر می شن تو ایران تازه خلافشون در اینجا از سر می گیرند
شما كه ايران هستيد نميدونيد ايرانى هاى كه خارج هستند جه جور ادم هاي هستند تحصيل كرداهاشان كجا هستن اقا
فكر كنم شما خوب نخوندي دوبارة بخون تا بدوني اين خانم 35 ساله زن اين مرد نبود
ناشناس نژاد پرست .برو اروپا و کانادا ببین چقدر ایرونی داره زمین و ظرف میشوره و کارگری میکنه و مدرکش هم اصلا مهم نیست و ارزشی هم نداره.فقط باید شرف داشت و مثل حیوون زندگی نکرد .مدرک رو میخوای چکار؟
یک سر برو ژاپن و کشورهای آسیای جنوب شرقی بیین قاچاقچیاشون کجایی هستن و چقدر تحصیل دارن! نمیشه مثل کبک سر رو زیر برف کرد و ادعا داشت که ما خداییم! اگر 1% رفتاری که ما با افغانیها داریم دیگرون با ما خارج از ایران داشته باشن اونوقت شاید درست بشیم!
تجاوز جرمش در دین اسلام سنگساره کار خوبی کردن کشتنش ده سال پی شکایت و دادگاه بازی و اثبات جرم پیدا کردن 4 شاهد زنده حین عمل تجاوز و و و و هزار مدرک دیگه آخرش داددگاه تجدید نظر بهترین کار رو کردند آفرین به غیرت خودشان وگرنه حیدر بیگناه که گول شیطون رو خورده بود آزاد میشد دوباره شیطون میرفت تو جلدش خودش خوب بود شیطون نمیذاشت الان پشیمونه بره به خدا گلایه شیطون رو بکنه اونا راه رو برای رفتن پیش خدا باز کردند
اگه طرف ایرانی بود هم یک گزارش به این بلندی و با جزئیات تهیه میکردید ؟
واقعاً از اینهمه انسان دوستی شما شرمنده شدم!
اين جور افراد آدم نيستند از حيوان هم بدترند حالا اهل هر کجا که مي خواهد باشد،؟
نوش جونش که مرد. این آدم خونش مباح است. خیلی وقته که مباح شده. اگر من چنین فردی را ببینم قطعا می کشمش چون حکم خداست که مفسد را باید کشت.
تابناک عزیز علل این رفتارها رو کارشناسی کن.
بله هنر این است.
یعنی چه نمی توانستیم هی نمی توانستیم شکایت کنیم ؟؟!!!!
پول تحصیل رایگان افغانی هار و تو می خوای بدی؟
"نمی توانستیم شکایت کنیم" یعنی اینکه وقتی تو شناسنامه نداری و سواد نداری و معلوم نیست که اصلاً کی هستی، مرجعی برای رسیدگی به شکایت تو وجود ندارد. این را قانون می گوید. باید پرسید این چه جور عدل اسلامی در سرزمین اسلام است. شناسنامه دادن به این افغانیها و اجازه تحصی شان در کشور ضریب ایمنی ر ا در جامعه خودمان هم بالا می برد.
باید به قاتلین این مرد کثیف مدال افتخار داد
اگر کسی از قصه بمیرد بر او ملالی نیست و بر غیرت او احسن باید گفت
غصه
هتر است به افغانی ها کمی برسیم که اینها هم در کشور ما مرتکب جرمی نشوند. نه به همه لااقل بعضی ها که می شود. هرچند همه انسان هستند. می شود آنها را درست سازماندهی کرد و نگرانی هم نداشت. همه می گویند کارهای ساده را افغانی ها گرفتن اما نگاه کنید که آیا ما ارانی های تنبل این کارها را انجام می دهیم؟ طرف هیچ سوادی نداره و حاضر هم نیست کارگری کنه و تازه وقتی هم میاد اصلا درست کار نمیکنه. اما 1 افغانی نونی که می خوره حلاله. و براش جون میکنه.
آخه تو هم که اصلا افغانی نیستی؟؟!!!!از لهجه تابلوت معلومه که از افاغنه هستی مخصوصا اون آران گفتنت!!!!!
آزادشان کنید و به کشورشان برگردانید.
وای به حال این مملکت که شهروندان داخلی و خارجی ملجأی برای پناه بردن به آن ندارند و باید بسوزند یا با قتل و جنایت رهایی پیدا کنند.
یکبار هم شده به این افغانیا که تو ایران بدنیا اومدن یه تابعیت بدیم که راحت بشن.اونا هم مثل تمام مردم دنیا ادم هستن.وقتی ایرانیای عزیز نمی خوان که با این افغانها درست برخورد کنن انتظار نداشته باشن که تو جاهای دیگه جهان باهاشون درست رفتار بشه
شما که تو هلند نشستی اظهار نظر نکن.باید همه اتباع بیگانه را از کشور اخراج کرد.
من مخالف نظر "سعید از کانادا" هستم ...
دوست عزیز همون کانادا که با افتخار اسمش رو توو "نام" نوشتی زمانی که درخواست تابعیت از یه کشور میره بالا ، اون کشور رو محدود میکنه ...
این نژاد پرستی نیست عزیزم ، این مدیریت جمعیت و ملیت یه کشوره ، پاکستان هم مثه ایرانه به افغانی ها تابعیت نمیده ...
یکی از مهمترین دلایلی که بهشون تابعیت نمیدن اینه که ما هنوز تو سیر کردن مردم خودمون موندیم حالا بیایم جمعیت هم از جای دیگه وارد کنیم ...
کانادا هم همین طوره ... همه جا همین طوره
تصور کنید اگه بهشون تابعیت بدیم چه فاجعه ای رخ میده و در 40 - 50 سال نسل ما چه تغییری خواهد کرد !!
من با اون دوستمون که گفت ما کشورمون رو خودمون میسازیم و اونا هم باید برن و کشورشون رو خودشون بسازن موافقم ....
بازم میگم به این ها نژاد پرستی نمیگن ، به این ها مدیریت جمعیت و توزیع منابع یه کشور میگن .... نژاد پرستی یعنی یه ایرانی رو تو آمریکا دار بزنن و با جنازش عکس یادگاری بگیرن
در حیرتم از این همه نژاد پرستی در بین ایرانیان. وقتی این ور اب میرسند صدایشان بلند است که تبعیض نژادی است و وقتی ایران هستند علنا حرفهای نژاد پرستی سخیف میزنند .افغانی هم انسان است چرا فکر میکنیم ما ایرانیها خیلی تحفه هستیم. طف 30 سال کار کرده و زحمت کشیده . شهروندی حق اوست نه لطف. ین در همه جای دنیا اجرا میشود الا ایران
به هر حال خیلی از کشورها قوانینی دارن که اگر کسی در خاک اونها به دنیا بیاد به صورت خودکار تبعیت رو هم دریافت می کنه.
اگه مرگ حق این ادم نیست پس حق کیه؟ به جهنم واصل شه
باید توجه داشت که اگر عاطفی برخورد شود که تابعیت بدهید.خیلی زود مامی شویم افغانی و این مهمانهای ناخوانده میشوندایرانی .قانونگذار اگر در این موارد سخت عمل میکند .چون ازتبعات دادن تابعیت مطلع است.
فکر کن به شما اگه تو افانستان به دنیا میومدی تابعیت می دادند، مایی که توی ایران داریم زجر میکشم رو جایی بهمون تابعیت می دند؟ همونطوری که ما باید خودمون ایران رو بسازیم اونها هم باید برن کشورشون رو بسازند!
یعنی چی ؟ ایرانی ها درست برخورد نمی کنند ؟؟
تابعیت دادن به این ها بزرگترین خیانت به مردمه
ما سالهاست از این مهمان های نا خوانده پذیرایی می کنیم
شما باید می گفتید برای یک بار هم که شده از ایران اخراجشان کنید تا مردم یه نفس راحت بکشن .
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.