آخرین خبرعکس | حضور رئیس قوه قضائیه بر مزار رهبر شهید انقلاب
7بازدید

تعرض به دو خواهر توسط خواستگار تبهكار

پرونده مردي كه متهم است با ربودن دو خواهر به آنها تعرض كرده است بعد از اتمام تحقيقات مقدماتي در اختيار قضات دادگاه كيفري استان البرز قرار گرفت.

اين دو خواهر 22 و 23ساله كه «سارا» و «سميه» نام دارند، دي سال گذشته مورد تجاوز قرار گرفتند و همان زمان به پليس اعلام شكايت كردند. سارا – خواهر كوچكتر- چندي قبل از اين واقعه با پسري به نام «حميد» به طور اتفاقي آشنا شده و با او رابطه دوستانه برقرار كرده بود. سارا كه تصور مي‌كرد اين دوستي به ازدواج منتهي خواهد شد در دام پسر متجاوز گرفتار شد و خواهر او نيز مورد آزار جنسي قرار گرفت. اين دو، روز هشت دي سال گذشته وقتي به پليس كرج رفتند، ضمن شكايت از حميد خواستار دستگيري و مجازات او شدند.

سارا در اين‌باره به پليس گفت: «دوستي من و حميد اتفاقي بود. اما بعد از مدتي به او علاقه‌مند شدم. حميد هم مي‌گفت مرا دوست دارد و هدفش ازدواج است. مدتي از شروع دوستي ما گذشته بود كه حميد گفت موضوع را با مادرش مطرح كرده و به زودي به خواستگاري‌ام مي‌آيد. من هم از اين موضوع خوشحال و راضي بودم و خانواده‌ام را از اين ماجرا مطلع كرده بودم.»

دختر جوان ادامه داد: «در حالي كه دوستي ما ادامه داشت، يك روز كه من و خواهرم سوار بر خودروي من بيرون رفته بوديم به‌طور اتفاقي حميد را ديديم. من كنار خيابان پارك كرده بودم كه او جلو آمد و بعد از سلام و احوال‌پرسي سوار خودرو شد و بار ديگر بحث ازدواج را پيش كشيد. او براي اينكه من را خاطرجمع كند با موبايلش به فردي تلفن زد و ادعا كرد با مادرش صحبت مي‌كند، بعد به شخصي كه پشت تلفن بود گفت بايد هرچه زودتر قرار خواستگاري را بگذاريم. حميد بعد از قطع‌كردن تلفن گفت مادرش مي‌خواهد با من آشنا شود براي همين الان مي‌توانيم به خانه آنها برويم. من به اين پيشنهاد حميد مشكوك شدم و بهانه آوردم و گفتم فعلا وقت مناسبي نيست.»

سارا در ادامه اظهاراتش گفت: «حميد وقتي اين حرف من را شنيد، ناگهان از جورابش يك چاقو بيرون كشيد و آن را روي پهلوي خواهرم فشار داد و از من خواست بدون راه انداختن سر و صدا و جلب توجه حركت كنم وگرنه سميه را مي‌كشد. ما هر دويمان خيلي ترسيده بوديم و مرگ را در برابرمان ديديم براي همين به خواسته حميد عمل كردم و با راهنمايي او به سمت خانه‌اي راه افتادم. وقتي به مقصد رسيديم آن پسر ما را داخل آپارتمان برد. در آنجا غير از ما هيچ‌كس حضور نداشت. او درها را قفل كرد و سپس من و سميه را مورد تجاوز قرار داد و حميد از اين صحنه‌ها فيلمبرداري نيز كرد.»

سميه-خواهر بزرگتر- نيز در بازجويي‌ها همين حرف‌ها را تكرار كرد و گفت: «حميد ما را تا نيمه‌شب در خانه زنداني كرد و بعد گفت اگر بخواهيم شكايت كنيم فيلم را پخش مي‌كند. او همچنين تهديد كرد براي اينكه فيلم را منتشر نكند بايد به او چند ميليون تومان بدهيم و در نهايت گفت، مي‌خواهد به خارج از كشور برود و به همين دليل به اين مبلغ نياز دارد، ولي ما تصميم گرفتيم از او شكايت كنيم.»

ماموران بعد از شنيدن اظهارات دو خواهر به محل سكونت متهم رفتند و او را بازداشت كردند. حميد در بازجويي‌ها به جرمش اعتراف كرد و سرانجام پرونده مراحل مقدماتي را پشت‌سر گذاشت و وي به زودي در دادگاه كيفري استان البرز محاكمه خواهد شد.

منبع: شرق

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ahmad۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۲۲:۰۰

آخروعاقبت دوستی های خیابانی روهم دیدیم.

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۲۰:۱۶

اخه.........اه بابا هیچی............!دختران محترم لطفا برین روش های دفاع شخصی!!!؟؟؟ که اگه یکی ادعا کرد خواستگارتونه و شما هم باور کردین و..... خلاصه بتونین از خودتون دفاع کنین!!!

محمدرضا۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۱۹:۲۳

راست ميگن ديگه دونفر حريف يه نفر نميشن يه آدم توي مسير خيابون تا توي آپارتمان نبوده كه ببينه چاقو بيخ خر دختره گذاشتن ،تازه وقتي كسي خونه نبوده كي در رو باز كرده .ضمنا" دوستان عزيز اظهار نظر به معناي تهمت نيست ، توي هر پروندهاي هزاران احتمال وحدس وگمان وجود داره ويكيش درسته

محمد۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۱۷:۵۹

نمی دونم چرا؟ام حالم از کل این خبر و نظراتش به هم خورد!

علی۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۱۷:۲۵

ندیدم کسی بگه دخترا هم باید طرز دفاع از خود یاد بگیرند. اموزش ببینند در شرایط خطرناک بهترین راه دفاع از خود و گریز از خطر چه کنند. از ایندو دختر و این پسر گذشت باید بقیه هوشیار باشند و در دام نیفتند ؛ اگر افتادند چگونه خود را برهانند.

بیتا۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۱۶:۳۲

من واسه خودم این اتفاق افتاده و درکشون میکنم خیلی وحشتناکه کاش منم جرات شکایت داشتم هنوزم از فکر این قضیه عذاب میکشم

محمدرضا محمدی۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۱۸:۵۴

بی بند و باری و عدم پایبندی به ارزشها و باورهای دینی همین بلا را دارد 0
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۱۵:۴۸

دیگه بسه انقدر نظر ندید برید خبرهای دیگه رو بخونید.از طرف تابی جووووون.

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۱۵:۴۵

این دوخواهر اگه مومن بودند وارتباط با نامحرم را گناه می دانستند هیچ گاه این اتفاق رخ نمی داد.حالا هی بگید این مقصره اون مقصره همه این کارها از روی بی دینی صورت میگیره.

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۱۴:۴۲

کاش به ذره از توجه تان به مسايل جنسي معطوف به مسايل اساسي ديگر هم مي شد!!!!

فری۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۱۳:۵۳

تابی خودش ختم روزگاره بهتر میدونه که...

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۱۳:۴۶

اگر کسی قصد ازدواج داشته باشه اول باید خواستگار را بشناسه در حالیکه انها قصد ازدواج هم داشته اند و خانم با طرز فکر و خانواده خواستگار اشنا نبوده
باورم نمی شه

علی۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۱۳:۰۹

چه ربطی به حجاب داره ؟؟ برید آمار جرم و جنابت و فساد رو توی شهرهای مذهبی مطالعه کنید بد نظر بدید

مجید۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۱۲:۴۸

آقایان عزیز،
متاسفانه من به چشم خودم دیدم که دو نفر آدم دیو پیکر چطور یک دختر و سوار ماشین کردن و به زور می بردن و به طرز وحشیانه کتک می زدن و دختر چطور بی دفاع گیر افتاده بود. من اون روز با بوق های پیاپی و پیچیدن جلوی اونها مردم و جساس کنم زهی خیال باطل. به چشم خودم دیدم ترس مردم و از اون وجشی ها و بی تفاوتیشون.
خدا همه ی ما رو ببخشه

محسن۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۱۲:۳۹

صد سال سیاه میخواستن دوست خیابونی نگیرن. دندشون نرم. مثل اینه که بنزین رو به آتیش نزدیک کنی و انتظار داشته باشی منفجر نشه. کبوتر با کبوتر گاو با گاو! کند همجنس با همجنس پرواز.

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۱۱:۵۸

من يك زنم ولي به نظر من همه عيب از دختران مااست كه به لباس پوشيدن و ارايش و عشوه گري بيشتر از هر چيز اهميت ميدهند و جوان مردم يا مردان شوهر دار را به فساد و گمراهي ميكشانند

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۱۱:۰۱

تانباشد چيزكي مردم نگويند چيزها.................

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۱۹:۴۹

چه ربطی داشت

sasa۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۱۰:۵۸

من یه دخترم ....حاضرم بمیرم ولی...یعنی این دختر خانوم تو این مدت دوست پسرشو نشناخته بوده؟؟!اتتتفاقی تو خیابون دیدن دوست پسرشونو بعد یهو زورکی بردنشون خونه!وای وای وای...خدا لعنت کنه آقا پسرو!

یه مادر۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۱۰:۳۱

اینقدر نا امن شده و اینقدر خبرای وحشتناک می شنویم ، هر وقت میخوام تنهایی جایی برم که مسیرش اتوبوس نداره کلی باید منتظر بمونم تا یه تاکسی بیاد.و تا میام به مقصد برسم قلبم میاد تو دهنم.از همین الانم نگران امنیت دخترم هستم که 3 سال دیگه تنهایی نره مدرسه!!!
ای که دستت میرسد،کاری بکن...

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۰۹:۵۵

خيلي بعد قضاوت مي كنيد 1- حواهر كوچيكه فكر نمي كرده كه با ايشان كاري داشته باشه و اورا نمي شناخته و كوتاه آمدن خواهر دوست به خاطر همين بوده است لذا نمي دونستن كه با چه گرگي روبرو هستن لذا پسره هم به خاطر اينكه قصد ازدواج نداشته به اين عمل رو آورده است

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۰۹:۳۲

هر چي امكاناته مال تهارن و كرجه تو شهرستان ها كه خبري نيست

سامان۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۰۹:۲۸

محبوب ....اوناکه درجنایت خمینی شهر کاری نکردن...مرذ نبودن...مرد سرشو میده ناموسشو نه

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۰۸:۵۹

من هم این داستان را باور نمی کنم یه جای کار ایراد دارد.

Masoud۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۰۲:۴۴

واقعا آدم باید تو موقعیتش قرار بگیره تا درک کنه خود من وقتی یه تصادف میدیدم تو tv یا میشنیدم میگفتم کاش من اونجا بودم میرفتم کمک و فلان و بهمان یا وقتی ببینم چند نفر دارند یکی و میزنن ویا ...
ولی 2 3 بار این اتفاق واقعی واسم افتاد یه تصادف وحشتناک که ماشین داشت میسوخت و مردم همه 2 متریش میخواستن خاموش کنن ینفر توش بود وای من اون لحظه قشنگ هنگ کرده بودم خشک شده بودم ، بعد گذشت مدتی گفتم واقعا که لا اقل یکاری میکردی ولی یه مدت پیش یه تصادف دیگه که زیادم شدید نبود 10 متریم اتفاق افتاد ولی من بازم همونجوری شدم انگار عقل تعطیل ...

باران۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۰۱:۰۸

ولی خداییش حواسشون خوب جمع بوده چون تو اون موقعیت ماشینو قفل فرمون کردن وبا خیال راحت رفتن تو خونه!

هادی۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۰۰:۴۷

میدونید؟ ای کاش تابی جون یه عکس از سر و وضع این دوتا خواهر تو یه روز عادی که میرن خیابون گردی میذاشت همراه این خبر اون موقع میدیدم که درصد نظرا چقد عوض میشد.... اون موقع نظرات اینجوری میشد: به نظر من پسره، نههههه دختره، نهههههه قوه قضائیه، نههههه ایران خودرو، نههههههه چاقوی زنجان، نهههههه تولید کننده مانتوهای تنگ!!! اههههه اصلا بابا خود کسی که کامنت گذاشته بود قبول میکرد که تقصیر خودشه!!!!

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۰۰:۲۵

یه خبر خوب دارم که همه چیز بزودی روبراه میشه و همه مشکلات فرهنگی جامعه از بین می ره... عجله نکنین الان می گم:
طرح جداسازی جنسیتی دانشگاهها!!!!

آشنا۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۰۰:۲۴

من از دخترا می ترسم

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۰۰:۲۱

فیلم قشنگی بود! نظر شما چیه؟

رحیم۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۲۲:۵۸

من که باور نمیکنم

سید۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۲۲:۵۸

متاسفانه چندیست که جامعه ما کرخت شده و حتی به فریاد دادخواهی و کمک جویی کسی توجه نمیشه...

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۲۰:۴۶

اظهاراتشون مشکوک میزنه!

توبه۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۲۰:۳۲

خدا خودش به همه ما كمك كند و ما را به راه راست هدايت كند.ان شاالله

محبوب۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۲۰:۱۷

آقایون محترم آخر قدرت و دفاع از خود
لازمه یاد آوری کنم هنوز یک سال از ماجرای خمینی شهر و مردهایی که از ترس چاقو جونشونو چسبیدن و نشستن به زنهاشون تجاوز کنن نگذشته حالا نشستید عرضه و جرات دو تا دختر رو تحلیل می کنین

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۲۰:۱۱

دمت گرم به خدا این مردا فقط ادعان سر خودشون ان شاءالله نیاد که اگه بیاد از گفته هاشون پشیمون میشن

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۲۱:۱۶

آخه اونا اون موقع در حالت طبیعی نبودن

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۱۹:۴۲

بنظرمن اين دودخترتمايل داشتندبه منزل آن پسربروندولي فكرش رونميكردندكه آن پسراينكارروبااونهاكنه چون همه آنهاازقرصهاي روانگردان و...استفاده نموده اندوبه اصطلاح ميخواستنديكروزخوش باشندولي وقتي به حالت اوليه برگشته اندمتوجه شدندكارازكارگذشته است.

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۱۸:۵۸

من يه دخترم و حدود 1 سال پيش يه كيف قاپ ميخواست توي يه محل خلوت كيف منو بدزده و يه مدتي هم به همين خاطر منو تعقيب ميكرد وقتي به طرف كيفم حمله ور شد من اونقدر ترسيده بودم كه تمام بدنم انگار قفل شده بود و دست و پا و مغزم كار نميكرد كه چي كار كنم حتي نميتونستم داد بزنم. الانم كه حدود 1 سال گذشته وقتي بهش فكر ميكنم به خودم ميگم بايد جغ ميزدم يا يه كاري ميكردم.اين تجربه من بود و شايد اگه براي يه نفر ديگه اتفاق اينجوري بيفته يه عكس العمل ديگه داشته باشه.ولي نميشه رو ديگران قضاوت كنيم

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۱۸:۳۴

آقاااااااا بسه ه ه ه ه ه ه چقدر ميگين

مهرناز۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۱۸:۱۲

شاید پسره عقب نشسته و چاقو رو گذاشته رو پهلوی خواهر دختر که رو صندلیه جلو نشسته. هیچ چیز بعید نیست!

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۱۲:۰۹

من بودم
چاقو رو ميذاشم پهلوي خود دختره
اينطوري داستان واقعي تر بود

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۱۷:۵۷

آین آقایونی که این جا کامنت گذاشتن خودشان همه این کا ره اند شک نکنید اخه اگه تا صدای یکیشون در می اومد چاقو رو می کرد تو پهلوی خواهره دختره تو جواب می دادی ایشاله سر... بیاد بعد میبینمت

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۱۷:۳۸

بابا پسره بی... و هرچی که میخوای بگی ولی بی حیایی و پرویی دختران این نسل (به استثنای دختران و خانومای باحیا) غوغا میکنه

حسن۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۱۶:۳۶

باید گردن زده شود

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۱۵:۵۲

متاسفم که بعضیها توجیه می کنند که مثلا دخترها مقصرند !!! یا خودشان می خواستند !> اما فرض محال بگیریم همینطور باشه ان مرد غلط میکند چاقو میکشد ..تهدید به کشتن می کند یا فیلم میگیرد ..در ثانی اگر تمایل دو طرف بود که شکایت و ابروریزی نمیشد..جامعه ما وقتی مدرن خواهد شد که زنان و کودکان بالاترین امنیت روانی و جسمی را داشته باشند

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۰۱:۱۰

گناه پنهان و اشکار خیلی با هم فرق داره. اون یکی را با توبه میشه حل کرد اما گناه آشکار را با توبه نمیشه حل کرد. باید جبرانش کنی که اغلب میسر هم نمیشه یا خیلی خیلی مشکله

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۱۵:۲۶

چرا اکثرا از اینکه اون دوتا کاری نکردن تعجب کردن؟ بابا چاقو را گذاشته پهلوی خواهر وتهدید کرده خوب هر دو ترسیدن. از دوتا دختر چه انتظاری دارین؟ خودتون بذارین جای اونا که خواهرتون در معرض کشته شدن باشه چه کار میکنین؟ کاش قوه قضاییه با این افراد چنان برخوردی بکنه که دیگه کسی جرات تکرارشو نداشته یاشه

امن ترین کشور دنیا۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۱۵:۱۲

یه جا شنیده که یکی پشت یه تریبون عمومی اعلام کره ایران امن ترین کشور دنیاست!!!! نظر شما چیه؟

محمد66۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۱۵:۰۱

پسره که گناهکاره به کنار .ولی اون دخترا حقشونه عاقبت ر ابطه این شکلی همینه...

آرمین۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ۱۱:۳۶

می دونی حق تو چیه؟ تو رو باید بفرستن به گوانتانامو!!!!...

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۱۴:۲۵

حالا درک میکنم چرا انقد این جرم زیاد شده تو جامعه.چون مجرما خیالشون راحته کسیازشون شکایت نمیکنه و اگرم بکنن جو عمومی جامعه کارشونو تاید میکنه و میگه دختره چاقو میخورد میمرد.چرا رفت؟پس خودش مشکل داشته

مینا۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۱۴:۱۳

بهتره وقتی یه چیزی رو نیمدونید بیخودی قضاوت نکنید .
من خودم یه دخترم . 2 سال پیش یه کیف قاپ تو خیابون به من حمله کردم و من هر چی فریاد کشیدم هیچکس به کمکم نیومد . اتفاقاً چند نفر هم در همون حوالی بودن ... جوونمردی تو این مملکت مرده .
درضمن وقتی دارین در مورد یه دختر ذاظهار نظر میکنید فکر کنید اون فرد خواهر یا همسر و یا یکی از نزدیکان خودتونه

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۱۴:۰۰

1. قضیه چاقو گذاشتن روی پهلوی خواهرش اونم در صندلی عقب دور از ذهنه. چون اگه راننده خود دختره باشه پس دوست پسرش میاد صندلی جلو.در ضمن به چه دلیل وقتی دو خواهر تنها هستند یکیشون میره طندلی عقب بشینه؟
2.قضیه تا وقتی که دو تا خواهر و اقاهه میرن تو اپارتمنت - احتمالا با میل و رغبت طرفین- مشکلی نداره.
3.بعد از اتمام کارطرفین ، پسره طمع ورش میداره که علاوه بر خواسته پلیدش که عملی شده ، از ناحیه دیگر یعنی تهدید به نشر فیلم پول زیادی به چنگ اورد.اینجاس که قضیه به شکایت میرسه.البته باید دید دوربین جایی جا سازی سده بوده یا در معرض دید بوده.

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۲۳:۰۶

کاراگاه کاستر. پواره. خانم مارپل. بابا فیلمنامه نویس.

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۱۴:۴۷

کار آگاه گجت.چند وقت پیش تو پارک طالقانی یارو خودشو مامور جازده.به یه پسر دختر گیر داده.پسررو کتک زده دختررم برده تو جای خلوت پارک وسط شهره تهران....
اونوقت تو تریپ خبره برداشتی؟

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۱۳:۳۳

دخترها داستان سراهای خوبی نیستند

گگگگل آقا۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۱۳:۲۶

وقتی بعضی از خانواده ها اصلا براشون مهم نیست که دخترشون با کی میره و کجا میره و چه سز و وضععی داره و با چه طرز زننده ای لباس میپوشه و میگن چه کار میشه کرد جونه بذار راحت باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! آخرش اینطوری نشه باید تعجب کرد.

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۲۲:۰۹

خیلی هم ربط داره !!!
اگه همه ی دخترها با حجاب کامل بیرون برن !!خیلی کمتر از این اتفاق ها می افته !وقتی اینقدر آرایش می کنن و لباس های تنگ می پوشن ؛والا بازم خوب صبری دارن پسرا!!

ناشناس۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ۲۳:۰۱

حرفت ناحساب نیست. اما به اینجا ربطی نداره.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.