حال تلویزیون خوب نیست، افسردگی گرفته!
آیا با پایانبندیهای شتابزده سریالهای غمناک تلویزیون، افسردگی مزمن رسانه ملی پایان میپذیرد؟
روز 16 آبان سال 88 بود که مقام معظم رهبری در حکمی سیدعزتالله ضرغامی رئیس سازمان صداوسیما را برای پنج سال دیگر به عنوان رئیس سازمان صدا و سیما منصوب کردند. در بخشی از حکم ایشان خطاب به ضرغامی آمده بود: سفارش اساسی اینجانب نزدیک کردن و رساندن این رسانه فرهنگساز، به طراز رسانهای است که دین و اخلاق و امید وَ آگاهی، بارزترین نمود آن باشد و رفتار اجتماعی مخاطبان و نیز نهاد حساس و مهمی چون خانواده بر اساس آن شکل گیرد.
ضرغامی در اولین گام های خود پس از دریافت حکم دوباره و دریافت رهنمون صریح و روشن مقام معظم رهبری، علی دارابی را به عنوان معاون سیما انتخاب کرد و عنان شبکههای تلویزیونی را به او سپرد. دارابی نیز که پس از تصدی معاونت سیما جلسات بسیاری را با گروهها و طیفهای مختلف برگزار کرده و در هرکدام از جلساتش وعده و وعیدهایی داده، در نشستی با بسیج دانشجویان دانشگاههای علم و صنعت به تلاش مدیران، کارکنان و برنامهسازان رسانه ملی، برای اعتلای مفاهیم و ارزشهای اسلامی، انقلابی و انسانی در صداوسیما، ممنوعیت تجملگرایی، مصرفگرایی و ساخت سریالهای تلخ اشاره کرد و این اقدامات انجام شده را راهی برای اعتلای ارزشهای انقلابی و اسلامی دانست.
اما با گذشت حدود دو سال، تلویزیون هنوز گام جدی در تولید آثار دلنشین حاوی پیامهای ذکر شده برای مخاطبان خود برنداشته است. البته در چنین مواقعی مدیران به سرعت پرچم ساخت سریال مختارنامه را بالا می برند تا بگویند که ما هم در این مدت حرفی برای گفتن داشتهایم ولی انصافا جز این مورد خاص که تولیدش مربوط به سالهای اخیر نیست، در این مدت، سریالهای شبانه تلویزیون از کیفیت بالایی برخوردار نبودند و حتی سریالهای ماه رمضان نیز که در سالهای گذشته شاخص میزان مخاطب و رضایتمندیاش را اصطلاحا به سقف میچسباندند، طی این سالها خیلی تعریفی نداشتند و حتی در برخی موارد توفیق کور کردن ذوق مخاطبان را هم داشتهاند.
البته در کنار عدم توفیق در ساخت آثار دلچسب برای مخاطبان، سایر برنامههای رسانه ملی هم تعریفی نداشتهاند و شاید این رکود در ایجاد فضای شاد در اعیاد و مناسبتهای دلنشین بیشتر هم به چشم بیاید. به عنوان مثال هرسال تلویزیون برنامهریزی بسیار دقیقی در برگزاری مراسمهای عزاداری ویژه محرم و صفر دارد و انصافا فضا را به خوبی برای حال و هوای این ایام مهیا میکند. اما در سایر موارد نظیر هفته وحدت، نیمه شعبان، ولادت پیامبر اکرم(ص)، حضرت علی(ع) و سایر ائمه مخاطب به معنای واقعی چیزی جز چند مصاحبه آبکی تکراری نمیبیند و تلویزیون خیلی که هنر کند چند فیلم دست چندم خارجی یا فیلمهای ویدئویی درجه ج را که در شبکه نمایش خانگی به زور توزیع میشوند، در ساعات طلایی به روی آنتن میبرد تا مخاطب بخت برگشته با خیالی آسوده و بدون عذاب وجدان به تماشای برنامههای ماهواره بپردازد.
حال خراب تلویزیون و سریال های تلخش این روزها به اوج رسیده، هرچند که با زدن سر و ته سریالها و یکهویی ریختن آن به حلق مخاطب، خواستند اوضاع را روبراه کنند، اما آیا مخاطب خسته تلویزیون که این روزها دلش برای تلویزیون مریض و افسردهاش میسوزد، میتواند هنوز کورسویی امید به بهبود این بیمار خفته در بستر داشته باشد؟ آیا طبیبی هست که مرهمی بر دل رسانه ملی بگذارد؟ اصلا شاید تلویزیون داروهایش را اشتباهی خورده. وگرنه شما در کجای جهان دیدهاید که یک رسانه به صورت رگباری چهار الی پنج سریال غمزده را که دست هرچه فیلم هندی است از پشت بستهاند، به روی آنتن ببرد؟
یا حال تلویزیون خراب است یا حال مدیرانش، وگرنه مخاطب بینوا چه گناهی کرده که وقتی خسته و کوفته از کار روزانه و سردرگمی از قیمت تورم و تام و جری بازی نرخ ارز و طلا به خانه برمیگردد، تلویزیون را که روشن میکند، تازه باید بنشیند و یک دل سیر برای سریالها هم گریه کند؟ آخر افسردگی تلویزیون به یکی دو تا سریال هم بر نمیگردد و از جمله آنها میتوان به تا ثریا، شیدایی، در پناه تو، پنجره، آینه، دلنوازان و ... اشاره کرد که الی ماشاءالله تصدق سر همین گیرندههای دیجیتال - که صبح تا شب در همین رسانه ملی تبلیغ میشوند- میتوان پای روضه هایشان اشک ریخت.
البته و صد البته ذکر این نکته کاملا ضروری است که هر کدام از آثار نامبرده، توسط گروههای سازنده مطرحی ساخته شدهاند و هرکدام هم حرفی برای گفتن داشته و دارند. انصافا هم نمیتوان نقاط قوت برخی از آنها را نادیده گرفت، اما این آثار هرقدر هم که شاخص و خوب ساخته شده باشند، چوب نابلدی برخی مدیران گرامی رسانه ملی را میخورند.
در حقیقت نبود مدیریت واحد بر جدول پخش سریالها، هرکدام از شبکهها را مانند جزیرهای کرده که به طور خودسر و فقط و فقط بنا بر اولویتهای خود اقدام به برنامهسازی میکنند و همین امر موجب شده تا وقتی یک نگاه بیرونی نظیر مخاطب به تمام آنچه که از رسانه ملی به عنوان یک واحد میگیرد مواجه میشود، دچار آشفتگی ذهنی شده و کاملا مطمئن شود که تلویزیون این روزها حالش خیلی خوب نیست.
ضمن اینکه کوتاه کردن سریالها در زمان پخش طی دو سال اخیر بیش از گذشته به چشم میخورد و به نظر میرسد علاوه بر فقدان مدیریت جامع بر آنچه از تمام شبکهها پخش میشود، مدیران خیلی به آنچه در شبکهها ساخته میشود واقف نیستند و وقتی اثری روی آنتن رفت تازه میفهمند چه دسته گلهایی به آب دادهاند و به تکاپو برای جبران برمیآیند.
در نهایت امید است با پایان یافتن ماه صفر و آغاز ربیع الاول که با میلاد نبی اکرم(ص) همراه است، مخاطبان با توزین بیشتر و بهتری در پخش آثار چه نمایشی و چه غیر نمایشی مواجه باشند و مدیریتی جامع برای نظارت بر جدول پخش شبکهها تشکیل شود.
منبع : فارس
روز 16 آبان سال 88 بود که مقام معظم رهبری در حکمی سیدعزتالله ضرغامی رئیس سازمان صداوسیما را برای پنج سال دیگر به عنوان رئیس سازمان صدا و سیما منصوب کردند. در بخشی از حکم ایشان خطاب به ضرغامی آمده بود: سفارش اساسی اینجانب نزدیک کردن و رساندن این رسانه فرهنگساز، به طراز رسانهای است که دین و اخلاق و امید وَ آگاهی، بارزترین نمود آن باشد و رفتار اجتماعی مخاطبان و نیز نهاد حساس و مهمی چون خانواده بر اساس آن شکل گیرد.
ضرغامی در اولین گام های خود پس از دریافت حکم دوباره و دریافت رهنمون صریح و روشن مقام معظم رهبری، علی دارابی را به عنوان معاون سیما انتخاب کرد و عنان شبکههای تلویزیونی را به او سپرد. دارابی نیز که پس از تصدی معاونت سیما جلسات بسیاری را با گروهها و طیفهای مختلف برگزار کرده و در هرکدام از جلساتش وعده و وعیدهایی داده، در نشستی با بسیج دانشجویان دانشگاههای علم و صنعت به تلاش مدیران، کارکنان و برنامهسازان رسانه ملی، برای اعتلای مفاهیم و ارزشهای اسلامی، انقلابی و انسانی در صداوسیما، ممنوعیت تجملگرایی، مصرفگرایی و ساخت سریالهای تلخ اشاره کرد و این اقدامات انجام شده را راهی برای اعتلای ارزشهای انقلابی و اسلامی دانست.
اما با گذشت حدود دو سال، تلویزیون هنوز گام جدی در تولید آثار دلنشین حاوی پیامهای ذکر شده برای مخاطبان خود برنداشته است. البته در چنین مواقعی مدیران به سرعت پرچم ساخت سریال مختارنامه را بالا می برند تا بگویند که ما هم در این مدت حرفی برای گفتن داشتهایم ولی انصافا جز این مورد خاص که تولیدش مربوط به سالهای اخیر نیست، در این مدت، سریالهای شبانه تلویزیون از کیفیت بالایی برخوردار نبودند و حتی سریالهای ماه رمضان نیز که در سالهای گذشته شاخص میزان مخاطب و رضایتمندیاش را اصطلاحا به سقف میچسباندند، طی این سالها خیلی تعریفی نداشتند و حتی در برخی موارد توفیق کور کردن ذوق مخاطبان را هم داشتهاند.
البته در کنار عدم توفیق در ساخت آثار دلچسب برای مخاطبان، سایر برنامههای رسانه ملی هم تعریفی نداشتهاند و شاید این رکود در ایجاد فضای شاد در اعیاد و مناسبتهای دلنشین بیشتر هم به چشم بیاید. به عنوان مثال هرسال تلویزیون برنامهریزی بسیار دقیقی در برگزاری مراسمهای عزاداری ویژه محرم و صفر دارد و انصافا فضا را به خوبی برای حال و هوای این ایام مهیا میکند. اما در سایر موارد نظیر هفته وحدت، نیمه شعبان، ولادت پیامبر اکرم(ص)، حضرت علی(ع) و سایر ائمه مخاطب به معنای واقعی چیزی جز چند مصاحبه آبکی تکراری نمیبیند و تلویزیون خیلی که هنر کند چند فیلم دست چندم خارجی یا فیلمهای ویدئویی درجه ج را که در شبکه نمایش خانگی به زور توزیع میشوند، در ساعات طلایی به روی آنتن میبرد تا مخاطب بخت برگشته با خیالی آسوده و بدون عذاب وجدان به تماشای برنامههای ماهواره بپردازد.
حال خراب تلویزیون و سریال های تلخش این روزها به اوج رسیده، هرچند که با زدن سر و ته سریالها و یکهویی ریختن آن به حلق مخاطب، خواستند اوضاع را روبراه کنند، اما آیا مخاطب خسته تلویزیون که این روزها دلش برای تلویزیون مریض و افسردهاش میسوزد، میتواند هنوز کورسویی امید به بهبود این بیمار خفته در بستر داشته باشد؟ آیا طبیبی هست که مرهمی بر دل رسانه ملی بگذارد؟ اصلا شاید تلویزیون داروهایش را اشتباهی خورده. وگرنه شما در کجای جهان دیدهاید که یک رسانه به صورت رگباری چهار الی پنج سریال غمزده را که دست هرچه فیلم هندی است از پشت بستهاند، به روی آنتن ببرد؟
یا حال تلویزیون خراب است یا حال مدیرانش، وگرنه مخاطب بینوا چه گناهی کرده که وقتی خسته و کوفته از کار روزانه و سردرگمی از قیمت تورم و تام و جری بازی نرخ ارز و طلا به خانه برمیگردد، تلویزیون را که روشن میکند، تازه باید بنشیند و یک دل سیر برای سریالها هم گریه کند؟ آخر افسردگی تلویزیون به یکی دو تا سریال هم بر نمیگردد و از جمله آنها میتوان به تا ثریا، شیدایی، در پناه تو، پنجره، آینه، دلنوازان و ... اشاره کرد که الی ماشاءالله تصدق سر همین گیرندههای دیجیتال - که صبح تا شب در همین رسانه ملی تبلیغ میشوند- میتوان پای روضه هایشان اشک ریخت.
البته و صد البته ذکر این نکته کاملا ضروری است که هر کدام از آثار نامبرده، توسط گروههای سازنده مطرحی ساخته شدهاند و هرکدام هم حرفی برای گفتن داشته و دارند. انصافا هم نمیتوان نقاط قوت برخی از آنها را نادیده گرفت، اما این آثار هرقدر هم که شاخص و خوب ساخته شده باشند، چوب نابلدی برخی مدیران گرامی رسانه ملی را میخورند.
در حقیقت نبود مدیریت واحد بر جدول پخش سریالها، هرکدام از شبکهها را مانند جزیرهای کرده که به طور خودسر و فقط و فقط بنا بر اولویتهای خود اقدام به برنامهسازی میکنند و همین امر موجب شده تا وقتی یک نگاه بیرونی نظیر مخاطب به تمام آنچه که از رسانه ملی به عنوان یک واحد میگیرد مواجه میشود، دچار آشفتگی ذهنی شده و کاملا مطمئن شود که تلویزیون این روزها حالش خیلی خوب نیست.
ضمن اینکه کوتاه کردن سریالها در زمان پخش طی دو سال اخیر بیش از گذشته به چشم میخورد و به نظر میرسد علاوه بر فقدان مدیریت جامع بر آنچه از تمام شبکهها پخش میشود، مدیران خیلی به آنچه در شبکهها ساخته میشود واقف نیستند و وقتی اثری روی آنتن رفت تازه میفهمند چه دسته گلهایی به آب دادهاند و به تکاپو برای جبران برمیآیند.
در نهایت امید است با پایان یافتن ماه صفر و آغاز ربیع الاول که با میلاد نبی اکرم(ص) همراه است، مخاطبان با توزین بیشتر و بهتری در پخش آثار چه نمایشی و چه غیر نمایشی مواجه باشند و مدیریتی جامع برای نظارت بر جدول پخش شبکهها تشکیل شود.
منبع : فارس
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
من فقط به اين معترضم كه چرا شبكه هاي سيما بين پيامها ي بازرگاني اينقدر فيلم پخش ميكنند؟!!!!
راستي آخرين باري كه از فيلم و سريالاي تلويزيون يه چيزي ياد گرفتين كي بود؟
سریال صاحبدلان اثر جاودانه رسانه ملی است.ای کاش باز هم با ساخت اینگونه سریالها که باعث تلنگر به این حقیر گمگشته شده بود رسانه ملی همتی نماید
شکست ، در به دری ، بیچارگی ، بیماریهای ناجور ، قبرستان ، مرده شوری ، مرگ و میر ، کفن و دفن ، خیانت ، معتاد ، بی پولی و .... چرا تلویزون ایران فقط این چیزهاست ؟؟ آیا نشات گرفته از متن جامعه است یا ...
یه امید داشتیم اونم قهوه ی تلخ بود که من و دوستام واسه اومدن سری جدیدش لحظه شماری میکردیم اونم که نمیدونم چی شد چطور شد پروژش شکست خورده و میگن مهرانم مدیریم که افسرده شده اینم از امید ما...گرچه سریای قبلیشو انقد دیدیم که همشو از حفظیم
سریالهای مدیری هم خیلی ضعیف بود. البته به جز مرد 1000 چهره و 2000 چهره که واقعا عالی بود. کاش برای همه سریالهاش همون قدر انرژی میذاشت.
همین برنامه کودکان فتیله یه کم میتونه ما بچه های دیروز رو بخندونه وگرنه همش افسردگیه بقیه برنامه ها.
بازم برنامه کودکان قدیم قشنگ بود ولی بیچاره بچه ها چه برنامه های مسخره ای رو باید ببینند
لطفا در پناه تو را به بين اين سريالها نچسبانيد. تمام ديالوگ هاي سريال هاي خانوادگي اين 10 سال را روي هم بگذاريد در دقت به در پناه تو نمي رسد.
سریال های صدا و سیما در کل در سه لوکیشن (مکان) ساخته می شوند:
1- بیمارستان
2- تیمارستان
3- قبرستان
آقا به جای اینکه مردم را ازنظر فرهنگی ارتقا دهد همه را روانی کرده باور ندارید به رانندگی مردم و نحوه بر خورد با همدیگر را در اجتماع ببیند و هی بگویید سیاه نمایی میشه ولی بهتره شما چشماتون بیشتر باز کنید تا بهتر ببینید.
قبلا بهتر بود الان افت کرده
این سریال های سر تاپا غم و بیچارگی چی هستند چرا با سریال های شاد ترکیب نمیکنید هر شب باید غم و ناراحتی و اخبار هم که الی ماشاء الله خبر های ناامید کننده ، خسته شدیم بس است
افسردگی رو ولش خدا کنه دست از سر این روحا بردارن وگرنه آخر خفتمون میکنن
خوب شما عزیزان که این مقاله رو مینویسید و مردم رو هم ناراضی میکنید ،حساب اینو نمیکنید که ماه محرم و صفر نمیتونند سریال طنز وموزیکال براتون پخش کنند.اگه پخش کنند خداییش خود شماها ازشون انتقاد نمیکنید؟!!!
حداقل به شیوه ی مثبت بینش مردم زیاد بشه نه این که مردم رو فراری بدن
وقتی در مورد یکی از خبرها نظر نوشتم در جواب آمد که پس از 24 ساعت نظر شما مورد بررسی قرار میگیرد...جالب اینجاست که میبینم خبری که فقط چن ساعت ازش نمی گذرد این همه نظر به آن داده شده است ..این نشان می دهد شما یک بانک نظر دارید که خودتون میذارید
10 قسمته تا ثریا رو آب تو آب کردن همش هم تقصیر شماست
تا وقتی که به سریال های طنز مانند کارهای مهران مدیری و ... اهمیتی داده نشود و تلویزیون فقط محل نمایش سریال های خاله زنکی و سریال هایی که فقط با احساسات مردم بازی می کند بشود بیشتر ازاین نمی توان توقع داشت که حال تلویزیون خوب باشد .
کاش فقط افسردگی بود..فیلمنامه ها انقدر ضعیفه که آدم فکر میکنه یه بچه 5 ساله نوشته فیلمنامه رو..
تا ثریا پره از اشتباههای فیلمنامه ای..رقم بدهکاریهای رضا و طلبهای دیگرون هی تغییر میکنه..رفتارها متناسب با شرایط نیست.مثلا رفتار رضا یا زنش همخونی با شرایط نداره..ادمهای توی فیلمها انگار از یه کره دیگه میان و شبیه ما زمینیها یا ایرانیها نیستن اغلب..
یا شیدایی..دیالوگهاش واقعا روی اعصابه...همه توی فیلمهایی که سعید نعمت اله نویسنده اشه،شاعرن..به جای دیالوگ نثر مسجع!!!میگن!حتی دختر بچه 5 ساله شیدا هم تو این فیلم حرف زدنش شاعر گونه است!..معتاد و زن و مرد و پیر و جوون و نوکر و ارباب و دکتر و بیسواد همه شاعرن!!!
اقای بیمار قلبی دونده دو 100 متره!!!
خلاصه که فقط توهین به شعور مخاطبن این سریالهای ایرانی..اخرشونم همیشه شتابزده و بی منطق و الکی و آبکی تموم میشن همیشه!
حالا دیگه وقتشه برن مهران مدیری ورضا عطاران را خبر کنن وبا نازکشی برگردونن
هرچند این فیلم ها وافعیت جامعه بود و اقعیت هم همیشه تلخه دیگه سانسو ر میشه علاج کار
فقط برنامه تلویزیونی 90 هستش که عمده جوانان و بزرگسالان را به پای این رسانه ملی میکشد که اونم هراز گاهی میخوان که برنامه اش را قطع کنند
سريال شوق پرواز از سريال هاي اثر گذار و خوب است.هم از شبكه يك و بنياد شهيد و امور ايثاركران تشكر ميشود وهم اينكه انشاالله ادامه داشته باشد كه مصداق ترويج اميد.اگاهي اخلاق.ودين مي باشد.
یاد سریال پراید تهران11و بقیه سریالهایی که اوایل افتتاح شبکه پنج پخش میشد بخیرخیلی خوب بود.اصولا سریالهای خانم برومند
راستی تابی دیدی تو تلوزیون چقدر روابط آزاد دختر پسر تبلیغ میشه تو همین سریال ها
ما که 30 سالهمونه و 7 و 8 سال دانشگاه بودیم تا حالا حتی یه شماره دختر نداشتیم حتی هم کلاسیامون و
من میخوام بدونم مضرات سریالهایی مثل تا ثریا و شیدایی برای مردم ما بیشتره یا ماهواره ...من توی کل این دوتا سریال یه دیالوگ مهربانانه و آرام بخش ندیدم ..مثلا یه بچه چی میخواد از دیدن این فیلمها یاد بگیره ...متاسفم برای این فرهنگ این کشور
جانا سخن از زبان ما می گویی...
بعضی ها دلشون نمی خواد مردم شاد باشن و بخندن فقط می خوان غم و اندوه و بدبختی نشون بدن تا مبادا کسی خنده به لبش بیاد ،
آقای ضرقامی بد نیست نگاهی به رسانه های کشورهای دیگه بندازید و ببینید چطور مردمشان را با سریال های کمدی ، مسابقه های جالب سرگرم و شاد می کنند ، مسابقه ای که از کانال 5 بنام سرزمین دانایی پخش می شود تقلید از یک مسابقه در کشور همایسه است اما اگر درست نمی کردید بهتر بود چراکه به گرد پای اصلش هم نمی رسه
سلام
دوستانی که مدام به فیلم آقای فرهادی بد و بیرا میگویند و میفرمایند که ایران رو بد نشون داده و دروغ رو نشون داده و....ـ
گویاا سریال های تلویزیونی خود شبکه های ایران رو نمیبینند.
کدومش بد تره؟ کدومش سیاه نما تره؟
غم باد گرفته بیچاره تازه گیها هم یاد گرفتن همدیگرو هل میدن طرف به طور خیلی اتفاقی سرش میخوره یه جا بعد میمیره بعد میبرنش زندان.....
اینقدر ناشکر نباشید لااقل وسط پیامهای بازرگانی یه کم سریال که پخش میکند ! بقول یکی از دوسان : پیامهای بازرگانی خیلی دیدنی تر از خود برنامه های تلویزیون است !
تابناک جان ، چند بار ایمیل دادم به خیلی از خبرگزاری ها که آهای کجایین که این تلوزیون که حتی شبکه نمایش درسست کرده ، جدول پخش توی اینترنت نداره . ولی هیچ واکنشی از هیچکدام ندیدم، می دونم نظر منو عمومی نمی کنین ولی من به رسالتم که اطلاع رسانی هست ، ادامه می دم
دوست ناشناس عزیزم که در ارتباط با شبکه نمایش گفتی... خوشحالم که بالاخره کسی به این موضوع توجه کرد... این شبکه یکی از بیخود ترین شبکه ها شده... برای اینکه تمام فیلم هایی که در شبکه های داخلی پخش شده رو دوباره سانسور کرده و دوبله کرده و حتی فیلم های ایرانی هم سانسور کرده... کلا بعضی از فیلم هاش رو دیگه نمیشه تشخیص داد که داستان چیه از بس که از سانسور قبلی هم پر سانسور تر پخش میکنه... امیدوارم که تابناک عزیز در این رابطه یه بررسی بکنه و تا این شبکه در حالت آزمایشی هست به مشکلاتش رسیدگی کنه... من چندبار تماس گرفتم اما چیزی نشد... راستش برای این میگم پیگیر باشیم چون بالاخره از جیب ما داره خرج میشه... امیدوارم که رسیدگی بشه... با تشکر از تابناک که این مطلب رو درج نمیکه!
ساختمان پزشکان عالی بود!
سلام لطفا به مسئولان تلویزیون بفرمایید همان سریال های خارجی مثل پرستاران رو حتی اگر تکرار هم بکنند بیشتر طرفدار داره تا این سریال های ساخت وطن
مگر تلويزيون بنظر مردم توجه ميكند.
یه کم بی انصافی کردید چونکه بعضی وقتها، این فیلمها باعث آرامش و فراموش شدن غمها و گرفتاریها میشن . میگید چطور حالا عرض می کنم :
،خیلها وقتها وقتی خسته و کوفته از سر کار برمیگردم و با افتخار از اینکه خدا کمک کرده و هنوز ماهواره نخریدم و مثل بعضی از افراد جامعه معتاد به برنامه های اون نشدم ،میشینم جلوی تلویزیون ملی و با دیدن یه قسمت از یه سریال مثلا هنری ،و در عین حال غمناک . خدا وکیلی تا یه مدت کوتاهی مشکلات و گرفتاریهام رو فراموش می کنم ولی بعدش خسته تر از قبل بلند میشم به کارام می
به نظر من پخش اینگونه سریالها بغیر از پاشیدن بذر نا امیدی و یاس سود دیگری برای جامعه ندارد از یک طرف شاهد طرد سازندگان سریالهای طنز از تلویزیون مانند عطاران و مدیری و مجریان موفق و مردم پسند از تلویزیون هستیم از طرف دیگر بدلیل نبود سازندگان نامدار و ناتوانی در ساخت سریالهای موفق شاهد پخش سریالهای دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد هستیم خصوصا در شش یا هفت سال گذشته بغیر از چند نمونه انگشت شمار شاهد سریالهای موفق و عامه پسند نبوده ایم
تو کل صدا سیما دوتا اثر نبوده کهایجاد روحیه و امید کنه تو مردم و تتشویق به پیشرفتشون کنه.
یا اشک مردمو درمیارن یا الکی با حرف چرت و پرت میخندونن
بیاین یه چیزی درست کنید در عین شاد بودن امید بخش و راهگشا هم باشه
چرا صحبتهای من وحید را انعکاس نمی دهید وقتی سریالهای خوب باشد مطمن باشید کسی دنبال ماهواره نمی رود ولی وقتی هنر پیشه ها هم با محدودیتهایی برخوردارند نباید انتظار داشته باشیم شما ببینید همسایه ما ترکیه در مدت 4 سال چقدر سریالهای حرفهای با مضمون خانوادگی ساخته اند واقعا چرا به این روز افتادهایم شاید ایران نفرین شده.
نشد صدا و سیما تو این سال های اخیر یک فیلم بسازه که توش مرگ مغزی و کما و سکته و سرطان و کلا بیمارستان ، نباشه
لوکیشن های شیدایی = خانه طه+خانه لیلا+خانه یحیی+خانه بابای حمید+بیمارستان
خيلي خوشحالم كه هيچ كدام از اين سريالها را نديده ام و معلوم ميشه تصميم خوبي گرفته بودم
به خدا تو بدبختیای خودم یه هو یاد بدبختی ثریا و لیلام می افتادم باز بیشتر حالم گرفته میشد!!اه همش بدبختییییییی!
سلام
من قصد دارم یک تجربه شخصی را براتون بگم. در دوران دبیرستان رقیقی داشتم که بسیار انسان معقول و پایبندی بود. تا اینکه پای ماهواره به خونشون باز شد(اندر حکایت ماهواره مجال نیست). به این دلیل میگم پای ماهواره به خونشون باز شد که این انسان و خانوادش اساسا خانواده متدینی بودن اما عدم وجود برنامه مناسب در تلوزیون ایرانی آنها را به سمت ماهواره سوق داد. اما چشماتون روز بد نبینه!!!
انسان ها دارای ظرفیت و استعدادهای متفاوتی اند. چه بسا اندکی آگاهی و داشتن اطلاعات از تاریخ انقلاب و شخصیت های دخیل در انقلاب عزیزمون میتوانست راه رو بر سودجویی و سو استفاده اصحاب ماهواره که عمده برنامه هاشون در جهت تخریب باور های ماست، ببندد. اما افسوس و صد افسوس که این امر که بخش زیادیش به عهده صدا و سیماست محقق نشده و اگر هم شده بعد از مرگ سهراب بوده!!
بچه هایم حتی رغبتی به فتیله صبح جمعه هم ندارند. نمیدانم ما که ماهواره هم نداریم چطور باید اوقات فراغت بسیارشان را پر کنیم و چقدر باید وقت بگذاریم.
کمی به تبلیغ سریال های جدید دقت کنید ، چهره ی هر بازیگری رو که نشون میده یا داره غصه می خوره یا گریه .
دیگه خسته شدیم از این همه غم و طلاق و مرگ و شیون و ...
گل گفتی....
میشه بفرمائید چرا چند سالی است ژیمناستیک از تلویزیون حذف شده؟! بچه های ما اصلا نمیدونن چنین ورزشی هست!!!!
اگر به این سوال جواب دادید به بقیه جوابها خواهید رسید!
یادش بخیر. همسران ، خانه سبز و ... . راستی این سریالها بهتر نبودند ؟؟!!
ولی خداییش تبلیغات تلویزیون خیلی شاده! من که سریالهای تلوزیون رو برای تبلیغات وسطش نگاه میکنم!!
گاهی صحنه ها و دیالوگهای برنامه های سیما را حتی چند ثانیه هم نمیتوان تحمل کرد و باید زود کانال را عوض کرد.
من يكي كه خودمو راحت كردم
چند سالي مي شه اصلا فيلم ها وسريال هاي تلويزيونو نمي بينم.
اين اينترنت داغون رو به تلويزيون افسرده ترجيح ميدم.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.